کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
104 نتیجه برای موضوع مقاله:
فرح نامنی، مهسا عسگری،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوعی اختلال متابولیک پیچیده است که با افزایش قند خون (هیپرگلیسمی) مشخص میشود. این افزایش ناشی از نقص در ترشح انسولین، مقاومت به عملکرد آن، یا ترکیبی از هر دو است. در دیابت نوع دو، اختلال در تنظیم قند خون به دلیل کاهش حساسیت سلولها به انسولین یا کاهش ترشح آن از سلولهای بتای پانکراس رخ میدهد. این بیماری یکی از عوامل اصلی بروز عوارضی مانند آسیبهای کبدی است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثرات عصاره گیاه لیکورایز (شیرین بیان) و تمرین شنا بر تغییرات هیستوپاتولوژیک و آنزیمهای کبدی در موشهای صحرایی مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روشها: این مطالعه تجربی بر روی 55 سر موش صحرایی نر 8 هفتهای با وزن تقریبی 200 ± 30 گرم انجام شد. برای القای دیابت، از تزریق استرپتوزوتوسین (STZ) به میزان 55 میلیگرم بر کیلوگرم (mg/kg) استفاده شد. حیوانات بهطور تصادفی به پنج گروه: گروه کنترل دیابتی، گروه تمرین شنا، گروه عصارۀ لیکورایز، گروه ترکیبی (تمرین شنا + عصارۀ لیکورایز) و گروه کنترل سالم تقسیم شدند. برنامۀ تمرینی شامل تمرین شنا بهمدت 8 هفته بود. دو گروه از موشهای دیابتی عصارۀ لیکورایز را بهصورت خوراکی دریافت کردند و دو گروه هم در برنامۀ تمرینی شرکت داشتند. پس از پایان دورۀ تحقیق، نمونههای کبدی جهت بررسیهای هیستوپاتولوژیک و اندازهگیری آنزیمهای کبدی AST، ALT و ALP جمعآوری شدند. از آزمونهای میانگین و انحراف استاندارد در بخش آمار توصیفی استفاده شد و مقایسه میانگینها با آزمون تحلیل واریانس دوطرفه تحلیل شدند. برای تعیین تفاوت بین گروهها از آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که تمرین شنا، مصرف عصاره لیکورایز، و ترکیب هر دو بهطور معناداری موجب کاهش سطح آنزیمهای AST و ALP شدند (05/0P< ) با این حال، بر میزان آنزیم ALT تأثیر معناداری مشاهده نشد. همچنین، گروههای دریافتکننده مکمل لیکورایز و تمرین شنا نسبت به گروه کنترل دیابتی، کاهش قابل توجهی در میزان فیبروز کبدی نشان دادند.
نتیجهگیری: این پژوهش شواهدی ارائه میکند که نشان میدهد تمرین شنا و مصرف عصارۀ لیکورایز، چه بهصورت مستقل و چه بهصورت ترکیبی، میتوانند به بهبود پارامترهای کبدی و کاهش آسیبهای ناشی از دیابت کمک کنند. این یافتهها حاکی از آن است که فعالیت بدنی و مداخلات گیاهی مانند مصرف لیکورایز میتوانند بهعنوان راهکارهای مکمل در مدیریت دیابت و عوارض آن، بهویژه در بهبود عملکرد کبد، مورد توجه قرار گیرند.
فاطمه صلحدوست، محمد شرافتی مقدم، میترا تجری،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت میتواند در تعادل مرگ سلولی از طریق مسیرهای سلولی متفاوت اختلال ایجاد کند و تمرینهای ورزشی یا مصرف مکملها میتواند در حفظ تعادل انواع مرگ سلولی مؤثر باشد؛ بنابراین هدف از انجام تحقیق حاضر، تأثیر مصرف مکمل منیزیم و تمرین ورزشی بر محتوای پروتئینهای CREB2 و پروتئین همولوگ C/EBP (CHOP) در بطن چپ قلب موشهای صحرایی دیابتی نوع دو است.
روشها: در این مطالعۀ تجربی، 24 سر رت نر 2 ماهه از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزن 20±180 گرم انتخاب شدند. دیابت نوع دو از طریق تزریق محلولهای نیکوتینآمید و استرپتوزوتوسین القاء شد. رتها به روش تصادفی به 4 گروه، 1) گروه کنترل، 2) گروه مکمل، 3) گروه تمرین و 4) گروه تمرین+مکمل تقسیم شدند؛ تمرین مقاومتی شامل 8 هفته و هفتهای 3 جلسه بالارفتن از یک نردبان بود. مکمل منیزیم بهصورت یک بار در روز به رتها خورانده شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آزمونهای آنوای-یکطرفه و تعقیبی توکی در نرمافزارهای SPSS نسخۀ 29 استفاده شد.
یافتهها: هشت هفته مصرف مکمل منیزیم و انجام تمرین مقاومتی منجر به تغییر معنیداری در محتوای پروتئینهای CREB2 و CHOP بین گروهها در بطن چپ قلب شد (001/0 =P). کاهش معنیداری در گروههای تمرین مقاومتی+مکمل منیزیم و مکمل منیزیم نسبت به گروه کنترل مشاهده شد (05/0 ≥P)؛ اما گروه تمرین مقاومتی نسبت به گروه کنترل افزایش یافته بود (05/0 ≥P).
نتیجهگیری: افزایش و کاهش پروتئینهای CREB2 و CHOP در بطن چپ قلب میتواند مانند یک سازِکار دو جانبه، منجر به بهبود و سازگاری فیزیولوژیکی شود.
شاهین ریاحی ملایری، محمد علی آذربایجانی، نسترن امینی، آزاده عبداله زاده،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: مقاومت به انسولین در اختلالاتی مانند چاقی، دیابت، بیماریهای قلبی و سندرم متابولیک نقش اساسی دارد. فعالیت بدنی منظم و مصرف گیاهان دارویی از راهکارهای مهم کاهش و کنترل آن است. زنجبیل به دلیل ترکیبات فیتوشیمیایی مؤثر بر مسیر پیام رسانی انسولین مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. با وجود پژوهشهای متعدد، تحلیل کتابسنجی در زمینه اثر تمرین و مکمل زنجبیل بر مقاومت به انسولین انجام نشده بود، ازاینرو مطالعه حاضر با هدف تحلیل روند مطالعات ایرانی در این حوزه انجام شد.
روشها: در یک مرور کتابسنجی، واژه های کلیدی «تمرین»، «مکمل زنجبیل» و «مقاومت به انسولین» در پایگاه مگیران جستجو شد. با توجه به معیارهای ورود 13 مقاله واجد شرایط انتخاب و دادههای مستخرج از آنها شامل الگوی نویسندگی، همکاری، نویسندگان و مؤسسات پُرکار، مجلات برگزیده و روند مطالعات و کلمات کلیدی متداول با فرمت RIS از پایگاه مگیران استخراج شده و با استفاده از نرمافزار VOSviewer مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد 36 نویسنده به طور متوسط 89/0 ± 23/3 در نگارش مقالات همکاری داشتند. 54% از مقالات توسط اعضای هیئت علمی دانشگاههای دولتی و 46% توسط دانشگاههای آزاد منتشر شدهاند. پُرتکرارترین واژه های کلیدی شامل «زنجبیل»، «مقاومت به انسولین»، «چاقی»، «دیابت ملیتوس»، «آیریزین» و «پراکسیداسیون لیپیدی» بودند.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعۀ کتابسنجی نشان داد که ترکیب تمرینات ورزشی با مکمل زنجبیل بیشترین تأثیر را در کاهش مقاومت به انسولین داشته است. بهطور خاص، 84% از مقالات نشاندهنده اثر مثبت تمرینات ترکیبی (تمرینات مقاومتی و هوازی) به همراه مکمل زنجبیل بر کاهش مقاومت به انسولین بودهاند. این تمرینات در مقایسه با سایر انواع تمرینات، بیشترین تأثیر را بر بهبود پروفایل گلیسمی و ترکیب بدنی داشتهاند. همچنین، تمرینات هوازی و تناوبی شدید (HIIT) نیز اثرات مثبتی را در کاهش مقاومت به انسولین نشان دادهاند، اما به اندازه تمرینات ترکیبی مؤثر نبودهاند. همچنین، با توجه به ارتباط مقاومت به انسولین با بیماریهای مختلف، انجام مطالعات بیشتر بر روی جمعیتهای آماری متنوع و افراد مبتلا به انواع بیماریها احساس میشود.
.
الهام ایمانیان، ویدا حجتی، فرید ابن رسولی،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: چربی خون یک مشکل جهانی و از تهدیدهای مهم برای سلامت جامعه است. چربی خون یک بیماری چندژنی بوده و اغلب ژنهای مرتبط با آن ناشناختهاند. rs1205 یکی از پُلیمورفیسمهای ژن کُدکنندۀ پروتئین واکنشگر C (CRP) است که باعث تغییر نوکلئوتید C به T شده و یکی از فاکتورهای خطر برای افزایش سطح لیپوپروتئین با چگالی پایین (LDL) است. این پژوهش با هدف بررسی میزان شیوع پُلیمورفیسم rs1205 در ژن CRP و ارتباط آن با سطح LDL در جمعیت ایرانی انجام شد.
روشها: تعداد کل نمونهها 137 نفر، شامل 79 نفر شاهد و 58 نفر بیمار (LDL بالاتر از 130 میلیگرم/دسیلیتر) بود. سپس با استفاده از روش سیستم جهشی مقاوم به تکثیر- واکنش زنجیرهای پلیمراز (ARMS-PCR) از نظر وجود یا عدم وجود پلیمورفیسم rs1205 در ژن CRP، مورد بررسی قرار گرفتند. محصول PCR بر روی ژل آگارز انتقال داده شد. پس از مشاهده باندها و بررسی صحت آنها، آللهای مختلف، مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: 2/56 درصد از نمونهها، نمایۀ تودۀ بدنی (BMI) پایینتر از 25 و 8/43 درصد آنها، BMI بالاتر از 25 داشتند. درصد فراوانی ژنوتیپها نشان داد که ژنوتیپ CT معادل 4/47 درصد، ژنوتیپ CC معادل 5/36 درصد و ژنوتیپ TT معادل 1/16 درصد است. 7/57 درصد از نمونهها، LDL پایینتر از 130 و 3/42 درصد آنها، LDL بالاتر از 130 داشتند.
نتیجهگیری: ارتباط معنیداری میان پلیمورفیسم rs1205 و سطح LDL سرم جمعیت مورد مطالعه مشاهده نشد. همچنین تفاوت سن و جنسیت نمونهها نیز تأثیری در این رابطه نداشتند. احتمال میرود عدم تفاوت در قومیت، یکی از دلایل احتمالی معنادار نبودن نتایج این مطالعه باشد.