کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
104 نتیجه برای موضوع مقاله:
اسد اسدی، پریسا تاتی، رسول شریفی، حسن نورافکن، ناصر محبعلی پور،
دوره 17، شماره 1 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه: بیماری دیابت یکی از شایعترین بیماریهای سیستم غدد درونریز بدن محسوب میشود که شیوع آن در جوامع انسانی روز به روز در حال افزایش است. هدف از مطالعه حاضر ارزیابی اثر عصارهی هیدروالکلی برگ سبز گندم بر گلوکز، کلسترول، تری_گلیسیرید، LDL، HDL و ظرفیت تام آنتیاکسیدان سرم خون در موش سوری دیابتی شده با آلوکسان میباشد.
روش ها : در این تحقیق 40 سر موش سوری نر با میانگین وزنی 25-20 گرم در هشت گروه 5 تایی شاهد؛ کنترل(شم)؛ مت فورمین (mg/kg 60)عصارههای برگ سبز گندم (100؛ 200؛ 400؛ 800 وmg/kg1000) مورد مطالعه قرار گرفتند. در تمام گروهها در ابتدای مطالعه گلوکز خون اندازهگیری شد، گروه کنترل و گروههای تجربی با تزریق آلوکسان (mg/kg 120)بهصورت داخل صفاقی دیابتی شدند. گروه کنترل و گروههای تجربی به مدت 10 روز ترکیبات ذکرشده را بهصورت داخل صفاقی دریافت نمودند و 48 ساعت بعد از تمامی گروهها از طریق بیهوشی و داخل بطنی خونگیری به عمل آمد و شاخصهای گلوکز، کلسترول، تری_گلیسیرید، LDL و HDL و ظرفیت تام آنتیاکسیدان سرم اندازهگیری گردید. نتایج کمی بهدستآمده از این تحقیق توسط آزمون آنالیز واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی بین گروههای موردمطالعه در سطح معنیدار p<%5 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: تغییرات گلوکز خون گروههای عصارههای برگ سبز گندم و مت فورمین در مقایسه با گروه کنترل مثبت و منفی در سطح احتمال 5٪ معنیدار میباشد و در تمامی گروههای تحت مطالعه میزان قند خون در مقایسه با گروه کنترل مثبت بهشدت پایین آمده و به گروه کنترل منفی نزدیک شده است (p<%5). همچنین در دوزهای 100، 200، 800 و mg/kg 1000 کاهش قند خون بهتر از گروه مت فورمین بوده است (p<%5). عصاره هیدروالکلی برگ سبز گندم در تمام دوزهای مورد مطالعه و مت فورمین باعث افزایش قابلتوجه و معنیداری در میزان ظرفیت تام آنتیاکسیدانی سرم و خون شده است (P<0.05). دوزهای مختلف عصاره هیدروالکلی برگ سبز گندم و مت فورمین بر میزان LDL و HDL و کلسترول خون نمونههای دیابتی شده تأثیر معناداری ندارد و اختلاف چندانی با گروههای دیگر نشان ندادند (P>0.05). دوزهای مختلف عصاره هیدروالکلی برگ سبز گندم بر میزان تری_گلیسیرید تأثیر معنیداری ندارد (P>0.05). ولی مت فورمین بر میزان تری گلیسیرید تأثیر معنیداری دارد (P<0.05).
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای اثرات عصاره هیدروالکلی برگ سبز گندم بر میزان گلوکز و ظرفیت تام آنتیاکسیدانی سرم میتوان عنوان نمود که عصاره فوق در درمان دیابت و کاهش عوارض ناشی از آن میتواند بهعنوان گزینه مناسبی مطرح باشد.
سمیه رامش، اکرم علیزاده مقدم، علیرضا صفری، مرضیه فیضی،
دوره 18، شماره 2 - ( 11-1397 )
چکیده
مقدمه: دیابت یکی از شایعترین بیماریهای مزمن بوده و کیفیت زندگی بیمار نقش مهمی در کنترل بیماری دارد. هدف از مطالعهی حاضر، بررسی نقش واسطهای کیفیت زندگی در رابطهی بین افسردگی، استرس و اضطراب با شدت بیماری دیابت بود.
روشها: تعداد 108 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو (57 زن، 51 مرد) در این پژوهش شرکت کردند. شرکت کنندگان در پژوهش، پرسشنامهی مشخصات فردی و پرسشنامهی استاندارد 21-DASS و پرسشنامهی کیفیت زندگی (SF-36) را تکمیل کردند.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که میزان شدت بیماری با کیفیت زندگی رابطهی منفی و با اضطراب، افسردگی و استرس رابطهی مثبت معنادار دارد (01/0P<). نتایج تحلیل مسیر نیز حاکی از نقش واسطهای کیفیت زندگی در رابطهی بین افسردگی و اضطراب و میزان شدت بیماری دیابت نوع دو بود.
نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل، لازم است در زمینهی کنترل بیماری دیابت، مداخلات روانشناختی را بهمنظور کاهش افسردگی و اضطراب و بهبود کیفیت زندگی این بیماران مورد توجه قرار داد.
غلامرضا عزیزی آذر شربیانی، مژگان احمدی، سعیده شادمهری،
دوره 18، شماره 3 - ( 12-1397 )
چکیده
مقدمه: استرس اکسایشی بالا در زنان باردار منجر به پاتوژنز یا پیشرفت بیماری در نوزادان میشود. هدف از این تحقیق، بررسی تأثیر تمرین استقامتی مادران دارای سندرم متابولیک با مصرف متفورمین بر ظرفیت اکسیدانی و آنتی اکسیدانی نوزادان حاصل از آنها بود.
روشها: در این مطالعهی تجربی، 16سر رت مادهی نژاد ویستار با میانگین وزنی 20±100گرم بهطور تصادفی در 4گروه سندرم متابولیک+کنترل، سندرم متابولیک+متفورمین، سندرم متابولیک+تمرین و سندرم متابولیک+متفورمین+تمرین قرار گرفتند. مدل سندرم متابولیک با استفاده از تغییر جیرهی غذایی انجام شد و با کمک شاخص Lee تأیید گردید. متفورمین mg 500 نیز با دوز mg100به ازای هر کیلوگرم از طریق آب مصرفی روزانه به موشها داده شد. برنامهی تمرین استقامتی بهمدت 8 هفته، 5 روز در هفته و هر جلسه 15-40دقیقه و با سرعت 10-25 متر بر دقیقه بر روی تردمیل اجرا شد. بارداری در موشها پس از مشاهدهی پلاک واژنی مورد تأیید قرار گرفت و پس از طی دورهی بارداری و زایمان موشها، نوزادان حاصل از آنها (4 سر نوزاد از هر مادر بهعنوان نمونهی اصلی پژوهش) یک هفته بعد از تولد جهت تشریح آماده شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد متفورمین تأثیر معنیداری بر سوپراکسید دیسموتاز (SOD) و مالون دی آلدئید (MDA) نسبت به گروه کنترل نداشت، اما تمرین استقامتی و تمرین استقامتی به همراه متفورمین منجر به افزایش SOD و کاهش MDA در بافت قلب نوزادان شد (000/0P=).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج، بهنظر میرسد تمرین هوازی مادران دارای سندرم متابولیک اثر حفاظتی روی دستگاه اکسایشی و ضد اکسایشی در فرزندان آنها دارد.
ندا آقایی، محمد شرافتی مقدم، فرهاد دریانوش، سعیده شادمهری، شیوا جهانی گلبر،
دوره 18، شماره 3 - ( 12-1397 )
چکیده
مقدمه:
مسیر mTORC1 از مسیرهای مهم سنتز پروتئین در قلب است که میتواند منجر به هیپرتروفی فیزیولوژیک یا پاتولوژیک شود. دیابت میتواند منجر به نقص در این مسیر شود. هدف از مطالعهی حاضر، بررسی تأثیر 4 هفته تمرین هوازی بر محتوای پروتئینهای مسیر سیگنالینگ mTORC1 در بافت قلب موشهای صحرایی مبتلا به دیابت نوع یک است.
روشها: در این مطالعهی تجربی، 16 سر موش صحرایی نر 3 ماهه نر از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزن 20±300 گرم انتخاب شدند و پس از دیابتی شدن نوع یک از طریق محلول استرپتوزوتوسین، به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین دیابتی (8 سر) و کنترل دیابتی (8 سر) تقسیم شدند؛ گروه تمرینی 4 روز در هفته مطابق با برنامهی تمرینی (هر جلسه 42 دقیقه و از سرعت 10 تا 20 متر بر دقیقه) بهمدت 4 هفته به تمرین هوازی پرداختند؛ در حالی که گروه کنترل هیچگونه برنامهی تمرینی نداشتند. برای تجزیه وتحلیل دادهها از آزمونهای t-وابسته و t-مستقل استفاده شد. سطح معنیداری، 05/0P≤ در نظر گرفته شده است.
یافتهها: افزایش معنیداری در محتوای پروتئینهای AKT1 (015/0P<)، mTOR (001/0P<)، P70S6K1 (006/0P<)، 4EBP1 (05/0P<) در گروه تمرین هوازی نسبت به کنترل مشاهده شد.
نتیجهگیری: تمرین هوازی بهمدت 4 هفته توانست مسیر AKT1/mTOR/P70S6K1 و AKT1/mTOR/4E-BP1 را در مسیر mTORC1 فعال کند؛ بنابراین، با توجه به عوارض قلبی در افراد دیابتی نوع یک، تمرین هوازی میتواند از طریق مسیر mTORC1 منجر به سنتز پروتئین و هیپرتروفی فیزیولوژیک قلبی شود.
حامد کسرایی، مهدی کارگرفرد، پروانه نظرعلی، هادی نوبری، عاطفه زارع،
دوره 18، شماره 4 - ( 2-1398 )
چکیده
مقدمه: التهاب نقش مؤثری در بروز و گسترش اختلالات متابولیکی و ورزش به تنهایی همراه با محدودیتهای رژیم غذایی جهت کاهش وزن، اثرات مفیدی بر کاهش بیومارکرهای التهابی بهویژه در بیماری دیابت نوع دو ایفا میکند. هدف پژوهش حاضر ارزیابی اثرات تمرین ترکیبی (مقاومتی- هوازی) با و بدون محدودیت رژیم غذایی جهت کاهش وزن بر برخی مارکرهای التهابی (CRP، TNF-α و ICAM-1) در مردان سالمند مبتلا به دیابت نوع دو است.
روشها: 42 مرد سالمند مبتلا به دیابت نوع دو (سن: 0/2±6/67، وزن: 4/7±2/85، BMI: 0/2±2/28) پس از همسانسازی براساس سطوح سرمی گلوکز و نمایهی تودهی بدنی بهطور تصادفی در یکی از 3 گروه: تمرین ترکیبی (15 نفر)، تمرین ترکیبی همراه با رژیم غذایی کاهش وزن (14 نفر) و رژیم غذایی کاهش وزن به تنهایی (13 نفر) قرار گرفتند. برنامهی تمرین ترکیبی با تمرین هوازی شامل راه رفتن و دویدن با شدت 50-75 درصد ضربان قلب ذخیره بود و تمرین مقاومتی شامل حرکت پرس سینه، زیر بغل سیم کش، جلو ران و پشت ران با 3 جلسه در هفته و بهمدت 12 هفته انجام شد.
یافتهها: پس 12 هفته مداخله، کاهش معناداری در سطوح سرمی ماکرهای التهابی (CRP، ICAM-1 و TNF-α) در پس آزمون نسبت به پیش آزمون در هر سه گروه مشاهده شد (001/0P< برای همه). با این حال، تحلیل آزمون تعقیبی بونفرونی نشان داد، تمرین ترکیبی همراه با رژیم غذایی نسبت به تمرین ترکیبی و محدودیت رژیم غذایی به تنهایی اثرات بیشتری بر کاهش CRP، ICAM-1 و TNF-α داشت شد (001/0P< برای همه). علاوه بر این، کاهش ICAM-1 (001/0P<) و TNF-α (001/0P<) پس از تمرین ترکیبی در مقایسه با محدودیت رژیم غذایی و کاهش CRP پس از محدودیت رژیم غذایی نسبت به تمرین ترکیبی بهطور معناداری بیشتر بود (001/0P<).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد در افراد سالمند مبتلا به دیابت نوع دو، محدودیت کالری مبتنی بر کاهش وزن همراه با تمرین ترکیبی مناسبتر است که برای تعدیل و تنظیم بیومارکرهای التهابی و اختلال عملکرد اندوتلیال در مقایسه با تمرین مقاومتی یا تمرینات هوازی به تنهایی توصیه میشود.
بی نظیر گل آور، علی شیبانی، معصومه طباطبایی،
دوره 18، شماره 5 - ( 4-1398 )
چکیده
مقدمه: طیفسنج تحرک یونی یک تکنیک تجزیهای است که بهدلیل حساسیت و سرعت بالا برای آشکارسازی مولکولهای یونیزه در فاز گازی و در فشار اتمسفر، از کاربرد فراوانی برخوردار است. آنالیز تنفسی یک روش جدید تجزیهای برای بهدست آوردن اطلاعات در مورد وضعیت بالینی یک فرد است. هوای بازدم انسان شامل اجزای متنوعی از جمله بخار آب، هیدروژن و استون است که در صورت بروز بیماری در فرد مقدار این مواد افزایش یا کاهش مییابد. برخی از این مواد به شدت با بیماریهایی مانند آسم، سرطان ریه، دیابت مرتبط هستند. در کار تحقیقاتی حاضر، شناسایی و اندازهگیری میزان استون در بازدم تنفسی افراد دیابتی با استفاده از طیفسنج تحرک یونی با منبع یونیزاسیون کرونا مثبت توصیف میشود.
روشها: عوامل دستگاهی شامل دمای سل و محفظه تزریق، ولتاژ شناوری و منبع کرونا، جریان گاز حامل و شناوری و همچنین پهنای پالس مورد بررسی قرار گرفت. در شرایط بهینه، نمودار درجهبندی رسم شد و دیگر ارقام شایستگی تعیین شدند. بازدم تنفسی افراد مبتلا به بیماری دیابت در سرنگ جمعآوری و در شرایط بهینه به دستگاه تزریق شد.
نتایج: در شرایط بهینه تجربی، نمودار درجهبندی در محدوده ng80-10 خطی شد. انحراف استاندارد نسبی برای محلولهای 20 و ng 50 از استون با 6 بار اندازهگیری بهترتیب 2/7 و % 2/6 تعیین شد. حد تشخیص و حد تعیین روش بهترتیب 7/2 و ng 9 برای استون بهدست آمد. روش پیشنهادی و توسعه یافته بهطور رضایت بخشی جهت اندازهگیری استون در بازدم تنفسی افراد دیابتی بهکار برده شده است.
سعیده طبیبی راد، حسین عابدنطنزی، حجت الله نیک بخت، فرشاد غزالیان، ماندانا غلامی،
دوره 18، شماره 5 - ( 4-1398 )
چکیده
مقدمه: چاقی باتوجه به هورمونهای درگیردر اضافه وزن، خطرابتلا به دیابت نوع دو را افزایش میدهد. هدف از انجام تحقیق نیمه تجربی حاضر، بررسی تأثیر تمرین هوازی بر Dpp-4 و GLP-1 در زنان چاق مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روشها: از بین زنان چاق مبتلا به دیابت نوع دوِ 50-35 سالهی مراجعه کننده به انجمن دیابت شهر ساوه به شرط رعایت شرایط ورود و خروج به تحقیق تعداد 20 نفر بهطور داوطلب انتخاب و بهطور تصادفی به دو گروه کنترل (10 نفر) و تمرین هوازی (10 نفر) تقسیم شدند. 24 ساعت قبل از شروع تمرینات، ویژگیهای فردی آزمودنیها شامل سن، قد، وزن و نمایهی تودهی بدن و متغیرهای تحقیق (مقاومت انسولین، Dpp-4 و GLP-1) در پیشآزمون اندازهگیری شده و گروه تمرین هوازی بهمدت 8 هفته، 3 جلسه در هفته و هر جلسه 45 تا 60 دقیقه برنامهی تمرینی مربوط به خود را انجام دادند و گروه کنترل هیچ تمرینی نکرد. پس از گذشت 8 هفته و 24 ساعت پس از آخرین جلسهی تمرین مجدداً ویژگیهای فردی و متغیرهای تحقیق اندازهگیری شدند. دادهها با استفاده از آزمون تی مستقل و تی همبسته در سطح 05/0P≤ تحلیل شد.
یافتهها: افزایش معناداری در سطح GLP-1 (001/0 (P=و کاهش معناداری در سطحDPP-4 (001/0 (P=در گروه تمرین هوازی نسبت به گروه کنترل دیده شد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که تمرین هوازی و متعاقب آن کاهش وزن در گروه تجربی با افزایش معناداری در سطح GLP-1 و کاهش معنادار سطح DPP-4 همراه است.
رضا امیدی قنبری، رحمان سوری، احمد همت فر،
دوره 18، شماره 5 - ( 4-1398 )
چکیده
مقدمه: آدروپین یک هورمون پپتیدی است که نقش مهمی در همئوستاز انرژی دارد و اخیراً در تنظیم متابولیسم بافت چربی بهعلت ارتباط منفی آن با چاقی و مقاومت به انسولین مورد توجه قرار گرفته است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر 10 هفته فعالیت هوازی با شدت کم بر سطوح آدروپین سرم و شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR) در نوجوانان پسر چاق غیرفعال بود.
روشها: این مطالعه در قالب طرح نیمه تجربی انجام گرفت. 26 نفر از نوجوانان پسر چاق (سن 81/0±٤٠/13 سال؛ وزن 51/8±44/85 کیلوگرم)، در این پژوهش انتخاب و بهطور تصادفی در دو گروه فعالیت ورزشی هوازی و کنترل تقسیم شدند. گروه تمرین، فعالیت دویدن با شدت 50-65 درصد حداکثر ضربان قلب، سه جلسه در هفته بهمدت 10 هفته انجام دادند. قبل و پس از مداخله، خونگیری بهمنظور اندازگیری آدروپین سرم، انسولین و گلوکز ناشتا انجام شد. دادهها بهوسیله آزمون تی زوجی و تی مستقل در سطح 05/0≤ P مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: یافتهها نشان داد که وزن (001/0P=) و درصد چربی بدن (017/0P=) در گروه فعالیت هوازی در پس آزمون نسبت به پیش آزمون و نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری داشت. سطوح آدروپین سرم در گروه فعالیت ورزشی هوازی نسبت به پیش آزمون و نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری یافت (001/0P=). بین تغییرات آدروپین با تغییرات وزن، درصد چربی بدن و HOMA-IR همبستگی معناداری مشاهده گردید (٠٥/٠P≤).
نتیجهگیری: با توجه به رابطهی آدروپین با ترکیب بدنی و مقاومت به انسولین و تأثیرپذیری آن از تمرین هوازی، آدروپین ممکن است نقش ویژهای در کنترل وزن و چاقی ایفا نماید.
محمد باقدم، خالید محمدزاده سلامت، کمال عزیزبیگی، کاظم باعثی،
دوره 18، شماره 5 - ( 4-1398 )
چکیده
هدف: کاردیومایوپاتی یکی از عوارض دیابت است که با اختلال در عملکرد و متابولیسم قلب همراه است. تمرینات ورزشی با تغییر در بیان ژنهای درگیر در متابولیسم قلبی و افزایش ترشح مایوکینها نقش مهمی در کاهش عوارض ناشی از دیابت بر روی عضلهی قلب دارند. هدف از مطالعهی حاضر تأثیر 8 هفته تمرین هوازی بر بیان ژن PGC-1α بافت قلب و سطح پلاسمایی آیریزین در رتهای دیابتی شده با STZ بود.
روشها: 16 سر رت 10 هفتهای دیابتی شده با STZ به دو گروه تمرین هوازی و گروه کنترل تقسیم شد. مدت و شدت فعالیت از 15 دقیقه با سرعت 10 متر در دقیقه شروع و بهصورت تدریجی به 40 دقیقه با سرعت 25 متر در دقیقه در هفته هفتم رسید و تا پایان هفته هشتم این شدت حفظ شد (8 هفته). بیان ژن PGC-1α قلب به روش PCR و سطح پلاسمایی آیریزین، انسولین و گلوکز با استفاده از کیت الایزا 48 ساعت بعد از آخرین جلسهی تمرینی اندازهگیری شد. دادهها با استفاده از آزمون تی زوجی و در سطح معنیداری 05/0 مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که تمرین هوازی موجب افزایش معنیدار غلظت PGC-1α بافت قلب (001/0>P) و غلظت آیریزین پلاسما (001/0>P) شد. نتایج همچنین نشان داد که تمرین هوازی با کاهش معنیدار گلوکز (001/0>P) و افزایش انسولین (001/0>P) پلاسما همراه است. اما تأثیری بر شاخص مقاومت انسولینی ندارد 79/0=P). علاوه بر این مشخص شد که غلظت PGC-1α بافت قلب با غلظت آیریزین (001/0>P) و انسولین پلاسما (019/0=P) ارتباط مثبت معنیداری دارد اما با غلظت گلوکز این ارتباط معکوس است (001/0=P). آیریزین نیز با غلظت انسولین ارتباط مثبت (001/0=P) و با غلظت گلوکز ارتباط معکوس (002/0=P) معنیداری داشت.
نتیجهگیری: نتایج تحقیق حاضر پیشنهاد میکند که تمرین هوازی موجب افزایش بیان ژن PGC-1α در بافت قلب و آیریزین پلاسما میشود. این تغییرات ارتباط معنیداری با کاهش گلوکز و افزایش انسولین پلاسما در رتهای دیابتی شده با STZ دارد.
زهرا شفیع پور، عبدالرسول دانشجو، معصومه حسینی،
دوره 18، شماره 6 - ( 6-1398 )
چکیده
هدف: نسفاتین-1 آدیپوکاینی است که از بافت چربی ترشح شده و در سازوکار تنظیم عملکرد انسولین و متابولیسم گلوکز شرکت دارد. هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر تمرین هوازی و مصرف گردو بر نسفاتین-1 و شاخص مقاومت به انسولین زنان دیابتی نوع دو بود.
روشها: 40 نفر از زنان چاق40 تا 50 ساله دیابتی نوع دو پس ازهمگنسازی براساس تست بروس به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهطور تصادفی در چهار گروه تمرین، گردو، تمرین+گردو و کنترل قرار گرفتند (هر گروه 10 نفر). تمرین هوازی 8 هفته، سه جلسه در هفته بهمدت 16 دقیقه با 65 درصد ضربان قلب بیشینه در هفتهی اول بود که در هفتهی هشتم به 30 دقیقه با 80 درصد ضربان قلب بیشینه رسید. گروههای مصرف گردو روزانه 25 تا 27 گرم گردو را بهعنوان بخشی از اسیدهای چرب PUFA در رژیم غذایی، جایگزین یک سوم کل چربی رژیم غذایی کردند. 24 ساعت قبل از اولین جلسه و 48 ساعت بعد از آخرین جلسه پروتکل تحقیق، از همه آزمودنیها نمونهی خونی اخذ شد. از آزمون آماری تحلیل واریانس آمیخته بین-درون آزمودنیها استفاده شد. سطح معناداری 05/0P< در نظر گرفته شد.
یافتهها: در گروههای تمرین مقادیر وزن، نمایهی تودهی بدن ، گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین بهطور معناداری کاهش یافته و حداکثر اکسیژن مصرفی و نسفاتین-1 افزایش معناداری یافت (05/0P<).
نتیجهگیری: تمرین هوازی با این شدت و مقدار میتواند بهعنوان درمان کمکی زنان دیابتی نوع دو توصیه شود. مصرف گردو با این مقدار بر سطح گلوکز خون، شاخص مقاومت به انسولین و نسفاتین-1 زنان دیابتی نوع دو تأثیر معناداری نداشت. پیشنهاد می شود برای بهرهبرداری مؤثر، گردو با دوز بالاتری مصرف شود.
محمدشریف باقری، وحید ولی پور ده نو، احمد همت فر،
دوره 18، شماره 6 - ( 6-1398 )
چکیده
مقدمه: افزایش بیان هیستون داستیلاز 5 (HDAC5) موجب کاهش بیان انتقال دهندهی شماره 4 گلوکز (GLUT4) در عضلهی کند انقباض میشود و این سازوکار در دیابت بررسی نشده است. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی اثر شش هفته تمرین استقامتی بر سطوح پروتئینهای GLUT4 و HDAC5 در عضلهی نعلی موشهای صحرایی دیابتی بود.
روشها: به این منظور تعداد 32 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (وزن: 4/9±245 گرم) بهطور تصادفی به چهار گروه کنترل (8 سر)، تمرین (8 سر)، دیابت (8 سر) و دیابت تمرین (8 سر) تقسیم شدند. در سن 8 هفتگی، دیابت بهوسیلهی تزریق استرپتوزوتوسین (50 میلیگرم/کیلوگرم) ایجاد شد. پروتکل تمرین استقامتی با شدت متوسط و پیشرونده بهمدت 6 هفته و 5 جلسه در هفته انجام شد. 24 ساعت پس از اتمام پروتکل تمرینی، موشها تشریح و بافت عضلهی نعلی آنها استخراج گردید. سپس محتوی GLUT4 و HDAC5 بهروش الایزا اندازهگیری شد. برای تحلیل دادهها از آزمون آنالیز واریانس یک راهه در سطح معناداری 05/0>P استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد بین گروههای کنترل و تمرین (008/0=P)، تمرین و دیابت تمرین (004/0=P) و تمرین و دیابت (0005/0=P) تفاوت معناداری در سطوح GLUT4 وجود دارد. اما، در مورد متغیر HDAC5، نتایج نشان داد که تنها بین دو گروه کنترل و تمرین تفاوت معناداری وجود ندارد (99/0=P) و بین بقیهی گروهها تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P). همچنین، رابطهی معکوس معناداری بین سطوح پروتئینهای GLUT4 و HDAC5 وجود دارد (012/0=P و 439/0-=r).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد شش هفته تمرین استقامتی با شدت متوسط سطوح پروتئین GLUT4 را افزایش میدهد اما تمرین استقامتی، تنها میتواند سطوح پروتئین HDAC5 را در بیماری دیابت کاهش دهد.
بابک هوشمند مقدم، محمد علی آذربایجانی، سحابه مهدیان، علی بختیاری، مژگان اسکندری،
دوره 18، شماره 6 - ( 6-1398 )
چکیده
مقدمه: دیابت و چاقی بهواسطه تغییرات هورمونهای جنسی با کاهش عملکرد و فعالیت جنسی همراه است. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی اثر مستقل و تعاملی مکملسازی خارخاسک و تمرین مقاومتی دایرهای بر مقادیر تستوسترون، هورمون محرک فولیکول (FSH)، هورمون لوتئینی (LH) و نعوظ در مردان چاق دیابتی بود.
روشها: در این مطالعهی نیمه تجربی، 40 مرد چاق مبتلابه دیابت نوع دو (سن01/8±97/41سال، نمایهی تودهی بدنی 87/1±97/31کیلوگرم بر مترمربع) در چهار گروه همگن: 1) تمرین مقاومتی+دارونما 2) خارخاسک 3) تمرین مقاومتی+خارخاسک 4) کنترل قرار گرفتند. آزمودنیهای گروه اول و سوم بهمدت 8 هفته به اجرای پروتکل تمرین مقاومتی دایرهای پرداختند. همچنین آزمودنیهای گروه دوم و سوم روزانه 1000 میلیگرم (دو کپسول500 میلیگرمی) خارخاسک و گروه اول به همین مقدار دارونما دریافت کردند. نمونههای خونی و پرسشنامهی مربوطه در دو مرحلهی پیش و پسآزمون جهت سنجش مقادیر بیوشیمیایی و عملکرد نعوظ جمعآوری شد. تجزیهوتحلیل آماری دادهها با استفاده از آزمونهای تی همبسته، واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معناداری 05/0 انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد مقادیر نعوظ، تستوسترون، FSHو LH در سه گروه تمرین مقاومتی، خارخاسک و تمرین مقاومتی+ خارخاسک بهطور معناداری افزایش یافت (05/0≥P). همچنین اخلاف معناداری در تمامی متغیرها بین گروه تمرین مقاومتی+ خارخاسک با گروه تمرین مقاومتی و خارخاسک مشاهده شد (05/0≥P).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد مصرف هشت هفته خارخاسک و اجرای تمرین مقاومتی بهطور مستقل موجب افزایش عملکرد جنسی و نعوظ میشود. اما بهنظر میرسد ترکیب این دو، باعث همافزایی بیشتر عملکرد جنسی و نعوظ در مردان چاق مبتلابه دیابت نوع دو میشود.
نیلوفر صلواتی، فرزانه تقیان، خسرو جلالی،
دوره 19، شماره 1 - ( 11-1398 )
چکیده
مقدمه: هدف از تحقیق حاضر، مقایسهی اثر مداخلات شامل هشت هفته تمرین مقاومتی با و بدون مصرف عصارهی زعفران، زرشک بر سطح سرمی پروتئین شمارهی 4 اتصالی رتینول، و مقاومت به انسولین در موشهای چاق شده با رژیم پر چرب بود.
روشها: در این تحقیق 80 موش سوری با میانگین وزنی 2±41 گرم بهمدت 10 هفته تحت رژیم عذایی پر چرب قرار گرفتند سپس بهصورت تصادفی در 8 گروه تمرین مقاومتی (10n=)، مقاومتی و زعفران (10n=)، زعفران (10n=)، مقاومتی و زرشک (10n=)، زرشک (10n=)، زعفران و زرشک (10n=)، تمرین مقاومتی بههمراه مصرف عصارهی زعفران و زرشک (10n=) و گروه کنترل (10n=) قرار گرفتند. برنامهی تمرین مقاومتی شامل بالارفتن موشها از نردبان به همراه وزنه (سه ست و هربار 5 تکرار) سه جلسه در هفته و بهمدت 8 هفته انجام شد. مصرف عصارهی زعفران و زرشک به میزان 08/0 به ازای کل وزن موش بهمدت 8 هفته انجام شد. پس از 14 ساعت ناشتائی شبانه نمونهی خون اولیه به میزان 5 میلیلیتراز بطن چپ موشها گرفته شد و سطوح RBP4، گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین اندازهگیری شد. بهمنظور مقایسهی اطلاعات بین گروهها از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه استفاده شد. کلیهی محاسبات در سطح 05/0≥P در نظر گرفته شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد، تفاوت معناداری در سطوح RBP4 (002/0=P)، گلوکز (03/0=P)،انسولین (02/0=P)، و مقاومت به انسولین (004/0=P) گروههای مختلف تحقیق وجود دارد. نتایج آزمون تعقیبی نشان داد، سطوح RBP4 در گروه تمرین مقاومتی نسبت به گروه زرشک وکنترل کاهش یافته است. در گروه تمرین مقاومتی با زعفران نسبت به گروه زرشک وکنترل کاهش یافته است. همچنین در گروه زعفران نسبت به گروه تمرین وزعفران و زرشک کاهش یافته است.
نتیجه گیری: لذا یافتههای پژوهش حاضر بر تأثیر تمرین مقاومتی، مصرف عصارهی زعفران و زرشک بر کاهش عوارض متابولیک ناشی از چاقی از طریق کاهش RBP4 و کاهش گلوکز، انسولین و مقاومت به انسولین تأکید دارد.
فاطمه زارعی، محمد شرافتی مقدم، مریم شعبانی، مسعود جوکار،
دوره 19، شماره 1 - ( 11-1398 )
چکیده
مقدمه: چاقی و دیابت نوع 2 میتواند در عملکرد مسیرهای مهم سلولی اختلال ایجاد کند. فعال شدن مسیر
mTOR منجر به تنظیم پروتئین
SREBP1 برای متابولیسم و تنظیم بافت چربی میشود. هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر 4 هفته تمرین تناوبی با شدت بالا بر محتوای پروتئینهای
mTOR و
SREBP1 در بافت چربی موشهای صحرایی چاق مبتلا به دیابت نوع 2 میباشد.
روشها: در این مطالعه تجربی، 12 سر موش صحرایی نر 2 ماهه از نژاد اسپراگوداولی با میانگین وزن 20±300 گرم انتخاب و پس از دیابتی شدن از طریق القاء
STZ و نیکوتینآمید به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین دیابتی (6 سر) و کنترل دیابتی (6 سر) تقسیم شدند؛ گروه تمرینی 4 روز در هفته مطابق با برنامه تمرینی به مدت 4 هفته به تمرین ورزشی
HIIT پرداختند؛ در حالی که گروه کنترل هیچگونه برنامه تمرینی نداشتند. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آزمون
t-مستقل و
t-وابسته استفاده شد.
یافتهها: تغییر معنیداری در محتوای پروتئین
mTOR (12/0>p) مشاهده نشد؛ اما محتوای پروتئین
SREBP1 (001/0>
p) افزایش معنیدار یافت. وزن گروه کنترل (0001/0
P=) و گروه
HIIT (010/0
P=) افزایش معنیداری را نشان داد. قند خون گروه کنترل نیز افزایش معنیداری داشت (0001/0
P=)؛ اما، قند خون موشهای گروه
HIIT، تغییر معنیداری را نشان نداد (14/0
P=).
نتیجهگیری: 4 هفته تمرین
HIIT نتوانست وزن، میزان قند خون و محتوای پروتئینهای
mTOR را تغییر معنیداری دهد. اما منجر به افزایش محتوای
SREBP1 شد؛ بنابراین در تجویز تمرین
HIIT باید عواملی مانند مدت زمان و شدت تمرین به گونهای تنظیم شود که بهترین نتیجه حاصل شود.
فاطمه سلطان محمدی، مهسا محسن زاده، فواد فیض الهی،
دوره 19، شماره 2 - ( 11-1398 )
چکیده
مقدمه: هدف از مطالعهی حاضر، بررسی تأثیر هشت هفته تمرین تناوبی شدید همراه با مصرف عصارهی انگور سیاه بر میزان بیان ژن Wnt وβ-catenin در بافت پانکراس رتهای نر مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روشها: تجربی بود. تعداد 40 سر رت نر 8 هفته ای با میانگین 20±
250 گرم، پس از القاء دیابت توسط STZ، بهصورت تصادفی در 5 گروه: کنترل-پایه، کنترل- دیابتی، تمرین- دیابتی، عصارهی دانهی انگور سیاه- دیابتی و تمرین همراه با مصرف عصارهی دانهی انگور سیاه-دیابتی تقسیم شدند. آزمودنیهای گروههای تمرینی ۵ جلسه در هفته و بهمدت ۸ هفته به فعالیت بر روی نوارگردان با شدت90% Vo2max پرداختند. در گروههای عصاره نیز 250 میلیگرم عصارهی دانهی انگور به ازای کیلوگرم وزن بدن یک بار در روز بهمدت 8 هفته به داخل معدهی رتها گاواژ شد. ٢٤ساعت بعد از آخرین جلسهی تمرینی رتها بهوسیله گاز Co2 بیهوش شده و بافت پانکراس بلافاصله استخراج و میزان بیان ژنها با تکنیک Real time-PCR و با مقیاس (
) سنجیده شد. در کلیهی تحلیل های آماری سطح معنیداری آماری برابر05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها: اثر تمرین و عصاره هر کدام بر بیان ژن WntوΒ-catenin معنادار بود، اما تعامل تمرین و عصاره بر بیان ژن Wnt معنادار نبود ولی اثر تعاملی عصاره و تمرین بر بیان ژن Β-catenin معنادار بود.
نتیجهگیری: تمرین بهمدت هشت هفته بر روی بیان ژنهای مسیر سیگنالینگ β-catenin- Wnt اثر داشته است. بنابراین استفاده از این نوع تمرین همراه با مصرف عصارهی دانهی انگور سیاه با رعایت احتیاط به بیماران دیابتی نوع دو توصیه میشود.
هادی افشار بکشلو، احمد عبدی، محمدعلی اذربایجانی، علیرضا براری،
دوره 19، شماره 2 - ( 11-1398 )
چکیده
مقدمه: بیماری دیابت یک اختلال متابولیکی مزمن و پیشرونده است که منجر به عوارض شدیدتر قلبی میشود. هدف از مطالعهی حاضر بررسی اثرات بربرین کلراید با دوز mg/kg 50 بر بافت قلب موشهای دیابتی شده با استرپتوزوتوسین به همراه تمرین هوازی است.
روشها: 56 موش صحرایی نر ویستار بهطور تصادفی به هفت گروه (8=n): کنترل (C)، شم(S)، کنترل تمرین (TC)، دیابت (DM)، دیابت-بربرین(BDM)، دیابت-تمرین هوازی(TDM)، و هوازی-بربرین (TBDM) تقسیم شدند. دیابت با تزریق استرپتوزوتوسین در موشهای نر القا شد. گروههای تمرین بهمدت شش هفته برنامهی تمرین هوازی (18-10 متر در دقیقه، 40-10 دقیقه پنج روز در هفته) را روی تردمیل انجام دادند. برای ارزیابی بافت شناسی با استفاده از هماتوکسیلین و ائوزین(H&E) ، تریکروم ماسون و رنگ آمیزی ایمونوهیستوشیمیایی برای سنجش میزان تغییر قطر، پارگی الیاف کاردیومیوسیت، تغییر در هستههاو میزان رسوب کلاژن در تارهای عضلانی قلب با استفاده از واریانس یکطرفه و آزمون آماری ANOVA و آزمون تعقیبی Tukey با نرمافزار SPSS نسخهی 21 استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که در گروه DM بیماری موجب پارگی الیاف کاردیومیوسیت و میزان رسوب کلاژن و کاهش قطر تارها نست به گروه C، S و TCگردیده و آسیب آن در بافت قلب در گروه TBDM نسبت به گروههای BDM و TDM کمتر بوده است.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد مکمل بربرین ضمن کاهش این اثرات و هم افزایی با تمرین هوازی این سنتز را کاهش داده و ضمن افزایش قطر رشتههای عضلانی کاردیومیوست قلبی، موجب کاهش میزان رسوب کلاژنها و نظم بهتر هستهها گردیده است.
معصومه حسینی، مریم حسینی،
دوره 19، شماره 3 - ( 12-1398 )
چکیده
مقدمه: سایتوکاینهای پیش التهابی عامل نکروز تومور آلفا TNF-α و ضد التهابی اینترلوکین -10 بهترتیب نقش مهمی در ایجاد و جلوگیری از التهاب سیستمیک دارند. هدف از مطالعهی حاضر بررسی تأثیر همافزایی تمرین تناوبی شدید و مصرف رزوراترول بر مقادیر IL-10 و TNF-α در موشهای دیابتی بود.
روشها: در این مطالعهی تجربی، 32 سر موش صحرایی 10±225 گرم براساس جدول برآورد حجم نمونهی کوهن دیابتی شده با ترکیب رژیم پرچرب و تزریق استرپتوزوسین (STZ) بهطور تصادفی به چهار گروه کنترل (C)، مکمل (M)، تمرین (T)، تمرین+مکمل (TM) تقسیم شدند. گروههای تمرین بهمدت 8 هفته، 5 جلسه در هفته، هر جلسه 18 دقیقه تحت تأثیر تمرین تناوبی شدید با شدت 90 تا 100 درصد VO2max قرار گرفتند. گروههای دریافت کنندهی مکمل روزانه mg/kg 10 رزوراترول بهمدت هشت هفته، سه بار در هفته بهصورت گاواژ دریافت کردند. 48 ساعت پس از پایان آخرین جلسهی تمرین، نمونهی خونی از آزمودنیها گرفته شد. دادهها با استفاده از روش تحلیل واریانس یک طرفه و نرمافزارspss ورژن 24 ارزیابی شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد در گروههای تجربی IL-10 افزایش یافت اما معنادار نبود (P=0.109)، مقادیر TNF-α در گروه TM کاهش یافت در حالی که در گروههای T وM افزایش یافت که در مقایسه با گروه TM معنادار بود (P=.000)، گلوکز ناشتا، انسولین و شاخص مقاومت به انسولین گروههای تجربی کاهش معنا داری پیدا کرد (P=.000).
نتیجهگیری: اجرای هشت هفته تمرین تناوبی به همراه مصرف رزوراترول میتواند با افزایشIL-10 و کاهش TNF-α تأثیر مثبت بر عوامل التهاب و مقاومت به انسولین بگذارد.
مرضیه حافظی، ماندانا غلامی، حسین عابد نظری،
دوره 19، شماره 3 - ( 12-1398 )
چکیده
مقدمه: شیوع دیابت نوع دو بهعلت تغییر در شیوهی زندگی، افزایش شیوع چاقی و کاهش فعالیت بدنی؛ پیوسته در حال افزایش است. کنترل و تعدیل عوامل اکسیدانی در افراد دیابتی از اهمیت زیادی برخوردار است. در این مطالعه اثر تمرین تناوبی با شدت بالا و مصرف عصارهی هیدروالکلی آویشن شیرازی بر تعادل عوامل اکسیدانی وآنتی اکسیدانی موشهای دیابتی شده نوع دو توسط استرپتوزوتوسین مورد مطالعه قرار گرفت.
روشها: در این تحقیق از موشهای صحرایی نر نژاد ویستار در محدودهی وزنی 10±110 گرم استفاده شد. موشها بهطور تصادفی به چهار گروه تمرین و آویشن، آویشن، تمرین و کنترل تقسیم شدند. عصاره به میزان 200 سیسی روزانه از طریق سرنگ گاواژ شد. برنامهی تمرین شامل دویدن روی تردمیل با سرعت حداقل 20 و حداکثر 38 متر در دقیقه بهمدت 60 دقیقه در روز، پنج روز در هفته و بهمدت هشت هفته بود. مقادیر مالون دی آلدهید (MDA)، گلوتاتیون پراکسیداز (GTX)، سوپراکسیددیسموتاز (SOD) و کاتالاز (CAT) سرم به روش الایزا اندازهگیری شد.
یافتهها: سطوح MDA و CATسرم در گروه کنترل نسبت به گروههای دیگر در سطح بیشتری قرار داشت (002/0=P). بین سطوح SOD و GPX سرم در گروههای مختلف اختلاف معناداری وجود نداشت (790/0=P).
نتیجهگیری: اجرای تمرین تناوبی با شدت بالا و مصرف عصارهی آویشن میتوانند تعادل اکسایشی و ضداکسایشی را در موشهای دیابتی بهبود دهند.
آناهیتا فخرایی نسب، حمید رضا آقایی میبدی، مهدی افشاری، نگار سرهنگی، ماندانا حسن زاد،
دوره 19، شماره 4 - ( 2-1399 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو یک بیماری پلیژنیک است که بهدلیل اختلال در ترشح انسولین، مقاومت به انسولین و عملکرد نادرست سلولهای β ایجاد میشود. ملاتونین یک تنظیم کنندهی ریتم شبانهروزی است و عدم تعادل در سطح آن میتواند ناشی از اختلالات متابولیکی باشد. بررسیها نشان داده است که ملاتونین و واریانتهای ژنتیکی MTNR1B با ابتلا به دیابت نوع دو مرتبط هستند. ما در این مطالعه ارتباط بین واریانت rs4753426 ژن MTNR1B و خطر ابتلا به دیابت نوع دو را در گروهی از بیماران ایرانی بررسی کردیم.
روشها: در این مطالعهی مورد-شاهدی 108 فرد مبتلا به دیابت نوع دو و 100 فرد سالم جهت تعیین ژنوتیپ با استفاده از تکنیک RFLP-PCR انتخاب شدند.
یافتهها: تفاوت معنیدار در فراوانی ژنوتیپهای TT،CT و CC بین دو گروه مبتلا به دیابت نوع دو و نرمال مشاهده شد (001/0P<). فراوانی آلل C در بین افراد بیمار بهطور معنیداری پایینتر از افراد سالم بود (3/8 در مقابل 5/42 درصد و001/0P<) و ناقلین آلل C در مقایسه با T، 88 درصد خطر کمتری برای ابتلا به دیابت نوع دو داشتند.
نتیجهگیری: نتایج حاصل نشان داد که واریانت rs4753426 در ژن MTNR1B میتواند خطر ابتلا به دیابت نوع دو را کاهش دهد.
مجید جهانی، حسن متین همایی، پروین فرزانگی،
دوره 19، شماره 4 - ( 2-1399 )
چکیده
مقدمه: فعالیت بدنی نقش عمدهای در پیشگیری از بیماریهای قلبی عروقی و دیابت دارد، ولی تأثیر فعالیت شدید بر پروتئینهای شبکهی اندوپلاسمیک و آپوپتوز و نکروپتوز در شرایط دیابتی مشخص نیست. هدف از پژوهش حاضر بررسی تغییرات پروتئینهای PERK و CHOP شبکهی اندوپلاسمیک میوسیتهای قلبی موشهای ویستار دیابتی متعاقب تمرین تداومی و تناوبی بود.
روشها: 32 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار بهطور تصادفی به 4 گروه همگن 8 سری شامل: گروه کنترل سالم بدون تمرین (C)، گروه کنترل دیابتی بدون تمرین (D)، گروه دیابتی و تمرین تداومی با شدت متوسط (55 دقیقه با سرعت 26متر/ساعت) (D+MICT) و گروه دیابتی و تمرین تناوبی (D+HIIT) با شدت 85 تا 90 درصد سرعت بیشینه و 5 روز در هفته بهمدت 8 هفته تقسیم شدند. برای بررسی تغییرات در بیان پروتئینهای مرتبط با مسیر آپوپتوتیک و نکروپتوتیک در میوکارد عضلهی قلبی دیابتی شده از روش مبتنیبر روش وسترن بلات استفاده شد. از تجزیه و تحلیل واریانس یک طرفه (One–Way ANOVA) برای بررسی تفاوت بین گروها استفاده گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد القای دیابت نوع دو سبب افزایش مرگ سلولی آپوپتوتیک و نکروپتوتیک میگردد (05/0≥P). لذا، هر دو نوع تمرین هوازی تداومی و تناوبی شدید موجب تعدیل مرگ سلولی آپوپتوتیک میشود. و هردو تمرین تناوبی و تداومی بر مرگ نکروپتوزیس سلولی تأثیر کاهشی معناداری داشت.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد که انواع تمرینات تداومی و تناوبی با شدتهای مختلف بر مرگ سلولی میوسیتهای قلبی موشهای صحرایی دیابتی تأثیر دارد. ولی برای تأیید مرگ نکروپتوتیک دیابتی نیاز به تحقیقات بیشتری است.