کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
104 نتیجه برای موضوع مقاله:
زهره قلی زاده سیاهمزگی، شیوا ایرانی، علی غیاث الدین، پرویز فلاح، وحید حق پناه،
دوره 19، شماره 4 - ( 2-1399 )
چکیده
هدف: زانتوهمول یکی از اصلیترین مواد مؤثرهی گل مادهی گیاه رازک است که تحقیقات زیادی اثرات ضد سرطانی آن را نشان میدهد. مسیر MAPK/ERK یکی از آبشارهای کلیدی در تنظیم بیان ژن، رشد و بقای سلول است. سیگنالینگ غیرطبیعی مسیر MAPK منجر به تکثیر کنترل نشده در سرطان تیروئید میشود. هدف از این مطالعه، بررسی بیوانفورماتیکی پروتئینهای اصلی این مسیر و معرفی آنها بهعنوان پروتئین هدف زانتوهمول است. همچنین بهدلیل اهمیت پروتئینهای EGFR، Grb2، SOS بر مسیر MAPK/ERK، این پروتئینها نیز مورد مطالعه قرار گرفتند.
روشها: ابتدا خواص فیزیکی-شیمیایی، فارماکوکینتیک-فارماکودینامیک زانتوهمول با استفاده از نرمافزار SwissADME پیشبینی شد. سپس ساختار سه بعدی زانتوهمول و پروتئینهای هدف (EGFR، Grb2، SOS ، RAS ، RAF، MEK1، MEK2 ، ERK1، ERK2) بهترتیب از پایگاه PubChem و پایگاه دادههای پروتئین دریافت شد و در بررسی داکینگ مولکولی با استفاده از نرمافزارAutodock4.1 مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که زانتوهمول دارای خاصیت فیزیکی-شیمیایی مناسب است و توسط سازوکار پمپP-گلیکوپروتئین، مقاومت دارویی ایجاد نمیکند. نتایج بهدست آمده از داکینگ مولکولی نشان میدهد که زانتوهمول نسبت به همهی پروتئینهای بررسی شده در مسیر MAPK/ERK پتانسیل مهاری دارد و قویترین برهمکنش آن با پروتئین MEK2 با انرژی اتصال kcal.mol-104/7- است.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بهدست آمده، پیشبینی شد که زانتوهمول دارای پتانسیل مهار پروتئینهای مسیر MAPK/ERK است و فاقد سمیت است بنابراین میتواند بهعنوان یک نامزد مهار مسیر MAPK/ERK در سلولهای سرطانی تیروئید معرفی شود.
بهاره غنی، مهسا محسن زاده، فواد فیض الهی،
دوره 19، شماره 5 - ( 4-1399 )
چکیده
مقدمه: اگرچه برخی مطالعات، سازوکار عملکرد سلولهایهای بتا را در مدلهای حیوانی و کم و بیش در جمعیتهای انسانی مطالعه نمودهاند، اما تاکنون نقش ورزش درمانی یا اجرای فعالیت ورزشی HIIT همراه با مصرف مکمل انگور سیاه بر بیان ژنهای درگیر در سلولهای بتای پانکراس کمتر مطالعه شده است، لذا هدف از مطالعهی حاضر، بررسی اثر هشت هفته تمرین تناوبی شدید همراه با مصرف مکمل انگور سیاه بر میزان بیان ژن PPARα و PPARγ در بافت پانکراس رتهای نر مبتلا به دیابت نوع دو است.
روشها: مطالعه در قالب یک طرح تجربی انجام شد. آزمودنیهای این طرح را 40 رت نر 8 ماهه با میانگین وزنی 250 گرم تشکیل دادند. پس از آشنایی آزمودنیها با تمرین و القاء دیابت توسط STZ بهصورت تصادفی در 5 گروه شامل تمرین، مکمل، تمرین و مکمل، کنترل دیابتی و کنترل پایه تقسیم شدند. پس از 8 هفته تمرین که ۵ جلسه در هفته و بهمدت ۸ هفته که فعالیت بر روی نوارگردان با شدت90% Vo2max و مکملدهی عصارهی هستهی انگور سیاه بود، میزان ژنهای PPARα و PPARγ بعد از استخراج RNA از پانکراس و سنتز cDNA اندازهگیری شد. میزان ژن PPARα و PPARγ با روش PCR Time-Real مورد سنجش قرار گرفت. دادهها با استفاده از آزمون t مستقل و تحلیل واریانس دو عاملی در سطح معنیداری 05/0 توسط نرمافزار SPSS نسخه 24 تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: اثر تمرین به همراه مصرف عصارهی دانه انگور سیاه بر بیان ژنهای PPARγ و PPARα در پانکراس رتهای دیابتی معنادار نبود، اما تمرین به تنهایی سبب افزایش معنادار بیان ژن PPARα در بافت پانکراس نمونههای دیابتی شد. همچنین مصرف عصارهی دانهی انگور سیاه نیز به تنهایی موجب افزایش معنادار بیان ژنهای PPARγ و PPARα شد.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد تنظیم بیان ژنهای PPARα و PPARγ از طریق تمرین و مصرف عصارهی دانهی انگور سیاه احتمال دارد منجر به بهبود و حفظ عملکرد سلولهای بتای پانکراس در رتهای دیابتی شود.
کامبیز مرادی، مسعود جوکار،
دوره 19، شماره 6 - ( 6-1399 )
چکیده
مریم شعبانی، محمد شرافتی مقدم، کاملیا مقدمی،
دوره 19، شماره 6 - ( 6-1399 )
چکیده
مقدمه: مسیر پیامرسان انسولین از اهمیت بالایی برخوردار است که دیابت میتواند منجر به اختلال در این مسیر شود؛ بنابراین، هدف از پژوهش حاضر، تأثیر 8 هفته تمرین استقامتی بر پروتئین کیناز-B (PKB یا AKT) و هدف مکانیکی راپامایسین (mTOR) در بطن چپ قلب موشهای صحرایی دیابتی شده از طریق القاء استرپتوزوتوسین و نیکوتینآمید است.
روشها: در این مطالعهی تجربی، 12 سر موش صحرایی نر 2 ماهه از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزنی 20±270 گرم انتخاب و پس از دیابتیشدن از طریق القاء استرپتوزوتوسین و نیکوتینآمید به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین و کنترل (هر گروه 6 سر) تقسیم شدند. برنامهی تمرینی دویدن موشهای صحرایی بر روی تردمیل، بهمدت 8 هفته و هر هفته 4 جلسه، شامل 30 دقیقه تمرین استقامتی با شدتی حدود 50 تا 70 درصد حداکثر سرعت انجام شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS و آزمون آماری t-مستقل استفاده شد.
یافتهها: هشت هفته تمرین استقامتی منجر به افزایش معنیدار در محتوای پروتئین کیناز-B شد (03/0P=)؛ اما تغییر معنیداری در محتوای پروتئین هدف مکانیکی راپامایسین در گروه تمرین استقامتی نسبت به کنترل مشاهده نشد (97/0P=).
نتیجهگیری: پروتئین کیناز-B پروتئین کلیدی برای تنظیم بسیاری از مسیرهای سلولی است که هشت هفته تمرین استقامتی منجر به افزایش معنیدار آن شد؛ با توجه به تغییر نکردن محتوای پروتئین هدف مکانیکی راپامایسین این احتمال وجود دارد که تمرین استقامتی نمیتواند از طریق مسیر mTORC1 منجر به هیپرتروفی فیزیولوژیک قلبی شود.
محمود اصل محمدی زاده، صالح افراسیابی، زینب اصل محمدی،
دوره 20، شماره 2 - ( 11-1399 )
چکیده
مقدمه: اختلال متابولیکی ناشی التهاب در اثر چاقی و دیابت افزایش مییابد که از طریق ورزش و رژیم غذایی کنترل میشود. از اینرو هدف این پژوهش بررسی اثر 24 هفته مداخلهی تمرین تناوبی شدید و رژیمهای غذایی بر تغییرات شاخص اینترلوکین 6 در بیماران دیابتی نوع دو چاق است.
روشها: 70 مرد (بیمار دیابت نوع دو و چاق) بهصورت تصادفی به 7 گروه (4 گروه در رژیم غذایی متفاوت بهعلاوه مداخلهی HIIT و 3 گروه تنها در رژیم غذایی متفاوت) که در برنامهی غذایی 1200 تا 1900 کیلوکالری/روز برای هفته 24 شرکت کردند، در حالی که بیماران در برنامهی HIIT تحت نظارت (12 هفتهای) قرار گرفتند که با 4 هفته رژیمهای غذایی اولیه دنبال شد. شاخصهای آنتروپومتریکی، فیزیولوژیکی، ترکیب بدن و نمونهی خون ناشتای در هفتههای 0 ، 4، 8، 14، 20 و 24 جمعآوری شدند.
یافتهها: پس از اتمام 24 هفته مداخله، بیشترین درصد افزایش و کاهش IL-6 بهترتیب به رژیم غذایی پرچربی(80/19 ± 09/28) و رژیم غذایی کم کربوهیدرات+تمرین تناوبی (13/25 ± 89/28-) اختصاص داشت. پس از 12 هفته تمرین تناوبی به همراه رژیم غذایی بیشترین درصد افزایش IL-6 به گروه رژیم غذایی پرچربی(33/25 ± 74/26) مرتبط است، با این وجود بیشترین درصد کاهش IL-6 مختص به گروه کم چربی+تمرین تناوبی (17/29 ± 11/32-) بود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان دادند که رژیم کم کربوهیدرات و کم چربی با HIIT و وعدههای کم کربوهیدرات همراه با HIIE ممکن است برای بیماران دیابت نوع دو چاق مفید باشد.
امید دستگردی، احمد کاکی،
دوره 20، شماره 2 - ( 11-1399 )
چکیده
مقدمه: التهاب عصبی و استرس اکسیداتیو نقش محوری در درد نوروپاتی دیابت دارند. هدف پژوهش حاضر تأثیر تمرین هوازی به همراه مصرف ملاتونین بر بیان ژن RAGE و برخی شاخصهای استرس اکسیداتیو در موشهای صحرایی دارای درد نوروپاتی دیابت است.
روشها:40 سر موش صحرایی نر ویستار 8 هفتهای (محدودهی وزنی3/11±204 گرم) بهطور تصادفی در پنج گروه (8 = n) شامل: نوروپاتی دیابت (mg/kg50 استرپتوزوسین تزریق درون صفاقی)، نوروپاتی دیابت ملاتونین (mg/kg 10 ملاتونین روزانه بهمدت 6 هفته)، نوروپاتی دیابت تمرین (30 دقیقه تمرین هوازی با شدت 15متر در دقیقه، 5 روز در هفته بهمدت 6 هفته)، نوروپاتی دیابت ملاتونین و تمرین و کنترل سالم قرار گرفتند. پس از تأیید ایجاد نوروپاتی دیابت توسط تستهای رفتاری، پروتکل تمرین و مصرف مکمل اجرا گردید. میزان بیان ژنRAGE با تکنیک ریل تایم و شاخصهای استرس اکسیداتیو در بافت نخاع با روش اسپکتروفتومتر اندازهگیری شد. آزمون آنالیز واریانس یکراهه و آزمون تعقیبی توکی برای تحلیل آماری استفاده گردید.
یافتهها: تمرین و ملاتونین موجب کاهش حساسیت سیستم عصبی به هایپرآلژزیا حرارتی و آلودینیای مکانیکی گردید. تمرین هوازی بههمراه ملاتونین باعث کاهش معنیدار میزان بیان ژن RAGE و غلظت MDA و افزایش فعالیت آنزیمهای SOD و CAT نسبت به گروه نوروپاتی دیابت شد (P<0.05).
نتیجهگیری: تمرین هوازی همراه با ملاتونین میزان بیان ژن RAGE و شاخصهای استرس اکسیداتیو را تعدیل و حساسیت نوسیسپتورها به عوامل دردزا را بهبود بخشید. پیشنهاد میشود از تمرین هوازی به همراه مصرف ملاتونین برای بیماران دیابتی بهمنظور کاهش درد نوروپاتیک استفاده شود.
هومنا عبدی، عیدی علیجانی، مهسا محسن زاده،
دوره 20، شماره 2 - ( 11-1399 )
چکیده
مقدمه: اگرچه برخی مطالعات، سازوکار عملکرد سلولهایهای بتا را در مدل های حیوانی و کم و بیش در جمعیتهای انسانی مطالعه نمودهاند، اما تاکنون نقش ورزش درمانی یا اجرای فعالیت ورزشی HIIT همرا ه با مصرف مکمل انگور سیاه بر بیان ژنهای درگیر در سلولهای بتای پانکراس کمتر مطالعه شده است در این پژوهش به بررسی اثر مکمل انگور سیاه توام با تمرین تناوبی شدید بر ژنهای Bcl-2 و Bax بافت پانکراس رتهای مبتلا به دیابت نوع دو پرداخته میشود.
روشها: مطالعه در قالب یک طرح تجربی انجام شد. آزمودنیهای این طرح را 40 رت نر 8 ماهه با میانگین وزنی 250 گرم تشکیل دادند. پس از آشنایی آزمودنیها با تمرین و القاء دیابت توسط STZ بهصورت تصادفی در 5 گروه شامل تمرین، مکمل، تمرین و مکمل، کنترل دیابتی و کنترل پایه تقسیم شدند. پس از 8 هفته تمرین که ۵ جلسه در هفته و بهمدت ۸ هفته که فعالیت بر روی نوارگردان با شدت90% Vo2max و مکملدهی عصارهی هستهی انگور سیاه بود. میزان ژنهای Bcl-2 و Bax بعد از استخراج RNA از پانکراس و سنتز cDNA اندازهگیری شد. میزان ژن Bcl-2 و Bax با روش PCR Time-Real مورد سنجش قرار گرفت. دادهها با استفاده از آزمون t مستقل و تحلیل واریانس دو عاملی در سطح معنیداری 05/0 توسط نرمافزار SPSS نسخهی 24 تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد اثر اصلی تمرین بر بیان ژن Bcl-2 اثر معناداری ندارد. اثر اصلی عصاره بر بیان این ژن معنادار بود. همچنین تعامل تمرین و مکمل بر Bcl-2 معنادار نبود. در خصوص بیان ژن Bax نشان داده شد اثر اصلی تمرین بر ژن اثر معنادار بود. اثر اصلی عصاره و تعامل تمرین و مکمل بر بیان ژن Bax معنادار نبود. در مقایسه تأثیر تمرین و عصاره بر بیان ژنهای Bcl-2 و Bax تغییرات معناداری مشاهده نشد.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد تنظیم بیان ژنهای Bcl-2 و Bax از طریق تمرین و مصرف عصارهی دانهی انگور سیاه احتمال دارد منجر به بهبود و حفظ عملکرد سلولهای بتای پانکراس در رتهای دیابتی شود.
لیلا صادقیان، محبوبه چین آوه، علیرضا فیلی،
دوره 20، شماره 2 - ( 11-1399 )
چکیده
مقدمه: هدف از این مطالعه مقایسه اثربخشی تکنیکهای مقابله با استرس و راهبردهای خودتنظیمی بر میزان قند خون بیماران دیابتی میباشد.
روشها: روش تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی و بهصورت تجربی از نوع پیشآزمون- پسآزمون با گروه کنترل بوده است. بدین منظور از بین بیماران مبتلا به دیابت مراجعهکننده به مرکز دیابت شهر بوشهر، 45 نفر به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر در هر گروه) و در یک گروه کنترل (15 نفر) به روش نمونهگیری هدفمند با جایگزینی تصادفی انتخاب شدند. به گروههای آزمایش تکنیکهای مقابله با استرس و راهبردهای خودتنظیمی بهمدت 8 جلسه 90 دقیقهای آموزش داده شد. در این تحقیق برای سنجش قندخون از دستگاه گلوکومتر اکیوچک اکتیو استفاده شد. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS ویرایش 25 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. مرحلهی پیگیری با فاصله دو ماه پس از مداخله درمانی انجام شد.
یافتهها: آموزش به دو شیوهی تکنیکهای مقابله با استرس و راهبردهای خودتنظیمی سبب کاهش قندخون بیماران دیابتی شده است (0001/0=P) و تأثیر آن در طول زمان پایدار بوده است (05/0>P). همچنین بین اثربخشی تکنیکهای مقابله با استرس و راهبردهای خودتنظیمی بر میزان قند خون بیماران دیابتی تفاوت معنیداری وجود دارد (05/0>P)؛ بهطوریکه آموزش تکنیکهای مقابله با استرس تأثیر بیشتری بر کاهش میزان قند خون بیماران دیابتی داشته است.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از پژوهش حاضر بیانگر آن است که آموزش تکنیکهای مقابله با استرس و راهبردهای خودتنظیمی میتواند بهطور قابل توجهی میزان قندخون بیماران دیابتی را کاهش دهد و در درمان دیابت مؤثر واقع شود.
نادیه محمدپور، ظاهر اعتماد، خالید محمدزاده، آسیه عباسی دلویی،
دوره 20، شماره 3 - ( 12-1399 )
چکیده
مقدمه: در حال حاضر، هپاتوکینها اهداف بالقوه برای درمان اختلالات ناشی از دیابت نوع دو به شمار میروند. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر 12 هفته تمرین ترکیبی همراه با مصرف کاناگلیفلوزین بر برخی هپاتوکینها در مردان دیابتی نوع دو بود.
روشها: در این تحقیق نیمه تجربی، 44 مرد مبتلا به دیابت نوع دو (میانگین سن 5/4±2/33 سال، نمایهی تودهی بدنی 0/3±3/27) از شهر تهران در سال 1398 بهصورت تصادفی در چهار گروه (هر گروه 11 نفر) کنترل، دارو، تمرین و تمرین-دارو قرار گرفتند. تمرینات ترکیبی 3 جلسه در هفته، 45 دقیقه و بهمدت 12 هفته انجام شد. آزمودنیها داروی کاناگلیفلوزین با دوز 200 میلیگرم را بهمدت 12 هفته مصرف کردند. قبل و 24 ساعت بعد از مداخله در وضعیت 12 ساعت ناشتایی از آزمودنیهای هر گروه نمونهی خون و ویژگیهای آنتروپومتریک اندازهگیری شد. در نهایت دادهها با استفاده از تحلیل واریانس دوطرفه با اندازهگیریهای مکرر، t همبسته و آزمون تعقیبی بونفرونی تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که 12 هفته مداخله تمرین همراه با کاناگلیفلوزین موجب کاهش معنیدار سطوح آنژیوپویتین-3 و آنژیوپویتین-4، FGF-21 و HFREP-1 در مردان دیابتی نوع دو شد (001/0=P). همچنین پس از دورهی مداخله تمرین همراه با کاناگلیفلوزین سطوح آنژیوپویتین-3، آنژیوپویتین-4، FGF-21 و HFREP-1 نسبت به پیشآزمون بهطور معنیداری کمتر بود (001/0>P).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج تحقیق، احتمالاً مداخله تمرین همراه با کاناگلیفلوزین میتواند با کاهش هپاتوکینها به درمان اختلالات ناشی از دیابت نوع دو کمک کند.
رضا صادقی، سعید کشاورز، مهدی کارگرفرد، جمشید بنایی،
دوره 20، شماره 3 - ( 12-1399 )
چکیده
مقدمه: نشان داده شده است که پروتئین مربوط به C1q/TNF-α (CTRP5)، یک آدیپوکین جدید ومولکول مهم مربوط به تنظیم متابولیسم گلوکز است. اهداف این مطالعه ارزیابی اثر بخشی پروتکلهای تمرینی مختلف بر روی بهبود سطوح سرمی CTRP5، قند خون، انسولین و مقاومت انسولین در مردان به مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روشها: 60 مرد بیماران مبتلا به دیابت نوع دو (سن: 26/4±45/51 سال) بهصورت تصادفی در سه گروه تمرین ترکیبی (15 نفر)، گروه هوازی (15 نفر)، مقاومتی (15 نفر) و یا گروه کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. برنامههای تمرینی شامل تمرین هوازی با شدت (75%-50% ضربان قلب ذخیرهی بیشینه) و مقاومتی (80%-40% یک تکرار بیشینه) با حجم برابر، 3 بار در هفته، 30 تا 60 دقیقه در هر جلسه برای مدت 12 هفته بود. سطوح سرمی CTRP5، قند خون، انسولین، مقاومت انسولین وزن و نمایهی تودهی بدن در حالت پایه و در پایان مطالعه اندازهگیری شد. دادهها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازهگیری تکراری در سطح کمتر از 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: پس از 12 هفته مداخله، کاهش معناداری در سطوح پارامترهای قند خون، مقاومت انسولین و نمایهی تودهی بدن و افزایش معناداری در سطوح سرمی CTRP5 در گروههای تمرین ترکیبی، هوازی و مقاومتی در مقایسه با گروه کنترل یافت شد (05/0p<).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد افزایش سطوح CTRP5 پس از مداخلههای ورزشی در کاهش خطر دیابت نوع دو نقش دارد.
سید عبداله فاطمی، امین فرزانه حصاری، هاجر عباس زاده، مینو دادبان شهامت،
دوره 21، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
مقدمه: تشکیل پلیپپتید آمیلوئیدی جزیرهای (IAPP) عاملی برای افزایش آپوپتوز سلولهای بتای در دیابت نوع دو است. تمرین ورزشی نقش حفاظتی در برابر دیابت دارد. ازطرفی، آلفالیپوئیک اسید یک آنتیاکسیدان بیولوژیکی قوی است. بااین حال، اثر همزمان تمرین ورزشی و آلفالیپوئیک اسید بر IAPP بهخوبی مشخص نیست. هدف از مطالعهی حاضر، بررسی اثر شدتهای مختلف تمرین همراه با آلفالیپوئیک اسید بر بیان ژن IAPP بافت پانکراس موشها دیابتی بود.
روشها: در این مطالعه تجربی، 35 موش ویستار بهصورت تصادفی به 7 گروه: کنترل، دیابتی، دیابتی مکمل، دیابتی تمرین تناوبی شدید، دیابتی تمرین تناوبی متوسط، دیابتی تمرین تناوبی شدید+ مکمل، دیابتی تمرین تناوبی متوسط+مکمل تقسیم شدند. پروتکل تمرین تناوبی متوسط و شدید بهمدت 6 هفته و 5 جلسه در هفته اجرا شد. تمرین تناوبی شدید شامل 10 وهله 4 دقیقهای دویدن (با شدت VO2max 90-85%) و تمرین تناوبی متوسط شامل 13 وهله 4 دقیقهای دویدن (با شدت VO2max 65-70%) بود. آلفالیپوئیک اسید بهمقدار mg/kg20 در روز بهصورت گاواژ به موشها داده شد. بیان ژن IAPP از روش real-time PCR اندازهگیری گردید.
یافتهها: سطح IAPP در گروه دیابتی نسبت به گروه سالم افزایش معنیداری داشت (0039/0P=). آلفالیپوئیک اسید (01/0P=) و تمرین تناوبی شدید+آلفالیپوئیک اسید (021/0P=) سطح IAPP را بهطور معنیداری نسبت به گروه دیایت کاهش دادند.
نتیجهگیری: بیماری دیابت نوع دو با افزایش بیان ژن IAPP در سلولهای بتای پانکراس همراه است و تمرین تناوبی شدید بههمراه مکمل آلفالیپوئیک اسید یک مداخلهی مؤثرتر در کاهش IAPP سلولهای بتای پانکراس در دیابت در نظر گرفته میشود.
ندا آقایی بهمنبگلو، محمد شرافتی مقدم، موسی امیراحمدی،
دوره 21، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
مقدمه: پروتئینهای AMPK و P53 تنظیمکنندهی پروتئین TOR در کمپلکس TORC1 هستند که بسیاری از فرآیندهای فیزیولوژیک را تنظیم میکند. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر پروتئینهای AMPK و P53 بر مسیر TOR بهدنبال تمرین استقامتی در بطن چپ قلب موشهای صحرایی دیابتیشده توسط استرپتوزوتوسین و نیکوتینآمید است.
روشها: در این مطالعهی تجربی، 12 سر موش صحرایی نر 2 ماهه از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزنی 20±270 گرم انتخاب و پس از دیابتیشدن از طریق القاء استرپتوزوتوسین و نیکوتینآمید به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین و کنترل (هر گروه 6 سر) تقسیم شدند. گروه تمرینی بهمدت 6 هفته و هر هفته 4 جلسه بهمدت 42 دقیقه تمرین استقامتی دویدن روی تردمیل مخصوص جوندگان را با شدتی حدود 50 تا 70 درصد حداکثر سرعت انجام دادند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخه 23 و آزمون t-مستقل استفاده شد.
یافتهها: شش هفته تمرین استقامتی منجر به افزایش معنیداری در محتوای پروتئینهای AMPK (009/0P=) و TOR (005/0P=) بین گروههای تمرین و کنترل در بافت بطن چپ عضلهی قلبی شد. در مقابل کاهش معنیداری در محتوای پروتئین P53 بین گروههای تمرین و کنترل در بافت بطن چپ عضلهی قلبی مشاهده شد (0001/0P=).
نتیجهگیری: نتایج نشان دادند که تمرین استقامتی میتواند با افزایش محتوای پروتئینهای AMPK و TOR و کاهش محتوای پروتئین P53 سبب تنظیم فرآیندهایی مانند سوخت و ساز، بیوژنز میتوکندیریایی، هیپرتروفی قلبی، مهار اتوفاژی در قلب آزمودنیهای دیابتی شود.
شهناز معصوم زاده، خسرو جلالی دهکردی، مهدی کارگرفرد،
دوره 21، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
مقدمه: نشان داده شده است که اعضای خانوادهی C1q/tumor necrosis factor (TNF) related proteins (CTRPs) نقش مهمی در متابولیسم و التهاب دارند. با این حال، اطلاعات محدودی در مورد ارتباط تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) با سطوح پروتئینهای CTRP1 و CTRP3 در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو وجود دارد. بنابراین، هدف این مطالعه ارزیابی اثرات 12 هفته تمرین HIIT بر روی پروتئینهای CTRP1 و CTRP3 در زنان مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روشها: در یک مطالعهی نیمه تجربی و طرح پیش آزمون- پس آزمون، تعداد 30 نفر زن مبتلا به دیابت نوع دو (با میانگین و انحراف معیار؛ سن: 21/4±69/40 سال و نمایهی تودهی بدن: 88/2±81/34 کیلوگرم بر مجذور قدر به متر) بهطور تصادفی در دو گروه تمرین HIIT (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. گروه تمرین یک برنامهی تمرین تناوبی، 3 جلسه در هر هفته، با شدت 90-80% ضربان قلب بیشینه، 60 دقیقه در هر جلسه بهمدت 12 هفته اجرا کردند. وزن، نمایهی تودهی بدن، اوج اکسیژن مصرفی، قند خون ناشتا و سطوح سرمی پروتئینهای CTRP1 و CTRP3 قبل و بعد از دورهی مطالعه اندازهگیری شد. دادهها با استفاده از آزمون t وابسته و تحلیل کوواریانس در سطح کمتر از 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: پس از 12 هفته تمرین، تفاوت معناداری در وزن، نمایهی تودهی بدن، اوج اکسیژن مصرفی، قند خون ناشتا و سطوح سرمی پروتئینهای CTRP1 و CTRP3 بین گروهها وجود داشت (05/0p<). با این حال، آزمون کوواریانس کاهش معناداری در وزن، نمایهی تودهی بدن، قند خون ناشتا، سطوح سرمی پروتئینهای CTRP1 و CTRP3 و افزایش معناداری در اوج اکسیژن مصرفی گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل پس از 12 هفته مداخله را نشان داد (05/0p<).
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشان داد، 12 هفته برنامهی HIIT یک روش مؤثر و ایمن برای بهبود سطوح سرمی پروتئینهای CTRP1 و CTRP3 در زنان چاق مبتلا به دیابت نوع دو بود. با این حال، تحقیق بیشتری با کنترل بیشتر برای تعیین اثرات این مداخلهی غیر دارویی روی آدیپونکتین های ضد التهابی مورد نیاز است.
عمار راشت، احمد عبدی،
دوره 21، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده
مقدمه: شواهد نشان میدهد که رژیم غذایی پُرچرب (HFD) باعث هیپرانسولینی و اختلال در عملکرد جزایر پانکراس همراه با مقاومت به انسولین در بافت چربی میشود. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی اثر تمرین هوازی همراه با کپسایسین بر بیان Pdx1 و GLUT2 بافت پانکراس موشهای HFD بود.
روشها: در این مطالعهی تجربی، 40 سر موش صحرایی نر ویستار بهمدت 8 هفته با رژیم غذایی نرمال (8=n، ND) و رژیم غذایی پُرچرب (HFD) (32=n) تغذیه شدند. بعد از هشت هفته همه موشها به 5 گروه: رژیم غذایی نرمال (ND)، رژیم غذایی پُرچرب (HFD)، رژیم غذایی پُرچرب-تمرین (HFDT)، رژیم غذایی پُرچرب-کپسایسین (HFDCap) و رژیم غذایی پُرچرب-تمرین-کپسایسین (HFDTCap) تقسیم شدند. گروههای تمرین بهمدت هشت هفته برنامهی دویدن هوازی با شدت متوسط (60-50% VO2max، 25-15 متر/دقیقه، 60-30 دقیقه/روز، پنج روز/هفته) را روی تردمیل انجام دادند. کپسایسین (mg/kg/day 4) یک بار در روز بهصورت خوراکی با گاواژ خورانده شد. دادهها با استفاده از ANOVA در سطح معناداری 05/0 P< آزمون شد.
یافتهها: نتایج نشان داد بیان Pdx1 و GLUT2 در گروههای HFDT (بهترتیب 002/0=P و 003/0=P)، HFDCap (بهترتیب 022/0=P و 026/0=P) و HFDTCap (بهترتیب 000/0=P و 000/0=P) افزایش معنیداری داشت. همچنین افزایش معنیداری در بیان Pdx1 و GLUT2 در گروه HFDTCap نسبت به HFDCap (بهترتیب 037/0=P و 044/0=P) مشاهده شد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که HFD باعث اختلال در عملکرد سلولهای β پانکراس شده و تمرین هوازی به تنهایی و همراه با کپسایسین با افزایش بیان Pdx1 و GLUT2، احتمالا میتواند عملکرد سلولهای جزایر را بهبود ببخشد.
زهرا یعقوبی، بهرام عابدی،
دوره 21، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو، نوعی اختلال متابولیکی است که بهدلیل مقاومت به انسولین بهوجود میآید. هدف از این تحقیق، مطالعهی اثر 8 هفته تمرین هوازی بههمراه مصرف مکمل زنجبیل بر FGF21، آیریزین و مقاومت به انسولین در زنان دیابتی نوع دو بود.
روشها: در یک مطالعهی نیمه تجربی با طرح پیشآزمون پسآزمون، 24 زن مبتلا به دیابت نوع دو بهصورت هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. آزمودنیها بهطور تصادفی به دو گروه کنترل (دارونما و تمرین) و تجربی (مکمل و تمرین) تقسیم شدند. گروه تجربی در تمرینات با شدت 65 تا 70 درصد ضربان قلب هدف و سه جلسه در هفته شرکت کردند. مکمل دهی زنجبیل نیز همزمان با تمرین بهصورت عصارهی خشک 1 گرم زنجبیل (کپسولهای 250 گرمی) و چهار وعده در روز انجام شد. گروه کنترل (دارونما) نیز از کپسولهای مشابه حاوی آرد بو داده استفاده کردند. بهمنظور ارزیابی سطوح سرمی متغیرها، 24 ساعت قبل و پس از مداخله تمرین و مکمل و در شرایط حداقل 10 ساعت ناشتایی از کلیهی آزمودنیها خونگیری بهعمل آمد. دادهها با استفاده از آزمون کوواریانس تجزیه وتحلیل شد (05/0>P).
یافتهها: نتایج نشان داد هشت هفته مداخلهی تمرین هوازی و مکملگیری زنجبیل منجر به افزایش معنادار در سطوح آیریزین (0001/0=P) و FGF21 (0001/0=P) و نیز کاهش معنادار در شاخص مقاومت به انسولین (0001/0=P) گردید.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد استفاده از مداخلهی تمرین و مصرف مکمل زنجبیل در برابر تمرین میتواند اثرات مثبتی بر عوامل تنظیمکننده انرژی در افراد دیابتی نوع دو داشته باشد.
ندا آقایی بهمنبگلو، رضا صلبوخی، محمد شرافتی مقدم،
دوره 21، شماره 2 - ( 4-1400 )
چکیده
مقدمه: پروتئینهای خانواده FOXO عوامل مهم در مسیر اتوفاژی هستند. پروتئین کیناز-B تنظیمکننده مهم برای این خانواده است که میتواند از طریق تمرین ورزشی تنظیم شوند. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر پروتئین کیناز- B(PKB) بر پروتئینهای خانواده اتوفاژی FOXO (FOXO1 و FOXO3a) به دنبال تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) در بطن چپ قلب موشهای صحرایی دیابتیشده توسط استرپتوزوتوسین (STZ) و نیکوتینآمید میباشد.
روشها: در این مطالعهی تجربی، 12 سر موش صحرایی نر 2 ماهه از نژاد اسپراگ و داولی با میانگین وزن 20±270 گرم انتخاب و پس از ایجاد دیابت نوع دو از طریق القاء STZ و نیکوتینآمید به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین دیابتی (6 سر) و کنترل دیابتی (6 سر) تقسیم شدند؛ گروه تمرینی 4 روز در هفته مطابق با برنامهی تمرینی بهمدت 8 هفته به تمرین HIIT پرداختند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخه 23 و آزمون t-مستقل استفاده شد. سطح معنیداری 05/0P≤ در نظر گرفته شده است.
یافتهها: تمرین HIIT منجر به افزایش معنیداری در محتوای پروتئینهای PKB بین گروههای تمرین و کنترل شد (0001/0P=). در مقابل کاهش معنیداری در محتوای پروتئینهای FOXO1 (003/0P=) و FOXO3a (006/0P=) بین گروههای تمرین و کنترل مشاهده شد.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج بهنظر میرسد تمرین HIIT ، با افزایش و تنظیم PKB منجر به کاهش و غیرفعالشدن پروتئینهای FOXO1 و FOXO3a در قلب آزمودنیهای دیابتی میشود. مهار این پروتئینها میتواند از اتوفاژی بیش از حد قلبی در آزمودنیهای دیابتی جلوگیری کند.
حدیث جعفری سهی، عیدی علیجانی، امیر سرشین، فریبا آقایی،
دوره 21، شماره 3 - ( 6-1400 )
چکیده
مقدمه: تمرینهای ورزشی و استفادهی همزمان از سلولهای بنیادی راهبرد جدیدی با هدف کاهش ناهنجاریهای دیابتی است. از سازوکارهای شناخته شده، اختلالات رگزایی ناشی از دیابت است. لذا پژوهش حاضر بهمنظور تعیین اثر همزمان تمرینهای مقاومتی همراه با تزریق سلولهای اجدادی اندوتلیال بر بیان فاکتورهای آنژیوژنیک در عضلهی اسکلتی موشهای صحرایی دیابتی شده انجام شد.
روشها: در این مطالعه از 30 سر موش صحرایی بهطور تصادفی در 5 گروه: سالم، دیابتی کنترل (D)، دیابتی تمرین کرده (DR)، دیابتی با تزریق سلول اجدادی اندوتلیال (DI)، دیابتی تمرین کرده با تزریق سلول اجدادی اندوتلیال (DRI) تقسیم شدند. برای بررسی تغییرات بیان پروتئین VEGF به روش وسترن بلات و شاخص مقاومت به انسولین به روش الایزا اندازهگیری شد. دادههای حاصل با استفاده از آزمون تحلیل واریانس دو عاملی با نرمافزار SPSS نسخهی 19 در سطح معناداری 5% α≤ تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: در این پژوهش 6 هفته تمرین مقاومتی و یا تزریق سلول اجدادی باعث افزایش معنادار VEGF وکاهش معنادار شاخص مقاومت به انسولین در رتهای دیابتی شد و این تغییرات در گروه استفاده همزمان از تمرین و تزریق نسبت به گروه تمرین یا تزریق نیز معنادار بود.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این مطالعه میتوان اظهار داشت که تمرین مقاومتی و یا تزریق سلولهای اجدادی اندوتلیال میتواند باعث تحریک رگزایی در عضلهی اسکلتی شود و همچنین استفادهی همزمان از این دوعامل راهکار مناسبتری برای افزایش عوامل تحریک رگزایی در رتهای دیابتی است.
مینا دکانی، محمدکاظم فخری، رمضان حسن زاده،
دوره 21، شماره 3 - ( 6-1400 )
چکیده
مقدمه: تحمل پریشانی و انعطافپذیری شناختی دو بعد اثرگذار در زندگی مبتلایان به بیماری دیابت است، درمانهای شناختی مبتنی بر ذهنآگاهی نقش مهمی در سلامت روانی و جسمی آنها دارد. هدف از مطالعهی حاضر بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهنآگاهی بر تحمل پریشانی و انعطافپذیری شناختی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روشها: طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیشآزمون-پسآزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعهی آماری شامل تمامی بیماران دیابتی نوع دو مراجعه کننده به مرکز دیابت مادر، درمانگاه تخصصی و فوق تخصصی طوبی و درمانگاه مصطفویان شهرستان ساری در سال 99-1398 بود. 30 نفر به روش نمونهگیری در دسترس بهعنوان نمونه انتخاب و بهصورت تصادفی در یک گروه آزمایش (15نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. گروه مداخله طی 8 جلسه تحت درمان شناختی مبتنی بر ذهنآگاهی 90 دقیقهای و بهصورت گروهی هفتهای یکبار قرار گرفتند اما در مورد گروه کنترل در این مدت مداخلهای انجام نشد. پرسشنامهی تحمل پریشانی هیجانی Simons و Gaher (2005) و پرسشنامهی انعطاف پذیری شناختی Dennis و Wal Vander (2010) در مورد آنها اجرا شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از میانگین، انحراف استاندارد و تحلیل کوواریانس و با استفاده از نرمافزار SPSS-23 انجام شد. میزان P کمتر از 05/0 معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج نشان داد درمان شناختی مبتنی بر ذهنآگاهی بر تحمل پریشانی (001/0, P< 74/28F=) و انعطافپذیری شناختی (001/0, P<57/31 F=) تأثیر معناداری داشت.
نتیجهگیری: درمان شناختی مبتنی بر ذهنآگاهی بر تحمل پریشانی و انعطافپذیری شناختی مؤثر بود. بنابراین این مداخله میتواند برای کاهش مشکلات روانشناختی بیماران مبتلا به دیابت نوع دو، مورد استفاده قرار گیرد.
ایرج خالقی، عیدی علیجانی، علیرضا رحیمی، مهسا محسن زاده،
دوره 21، شماره 3 - ( 6-1400 )
چکیده
مقدمه: اختلالات دیابت میتواند منجر به تحلیل رفتگی عضلانی شود. این پژوهش با هدف تعیین اثر همزمان تمرینهای مقاومتی و تزریق سلولهای اجدادی اندوتلیال بر فاکتور تحلیل رفتگی عضلات نعلی موشهای صحرایی دیابتی انجام شد.
روشها:30 سر موش صحرایی (با سن 6 هفته با وزن 20±200گرم) بهصورت تصادفی به پنج گروه سالم پایه، دیابتی کنترل (D)، دیابتی تمرین کرده (DR)، دیابتی تمرین نکرده با تزریق سلولهای اجدادی اندوتلیال (DI)، دیابتی تمرین کرده با تزریق همزمان سلولهای اجدادی اندوتلیال (DRI) تقسیم شدند. برای بررسی تغییرات بیان MURF1 به روش وسترن بلات و شاخص مقاومت به انسولین به روش الایزا اندازهگیری شدند. دادهها به روش آزمون تحلیل واریانس دو عاملی توسط نرمافزار SPSS نسخهی 19 در سطح معناداری 5%α≥ تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: در این پژوهش 6 هفته تمرین مقاومتی باعث کاهش معنادار MURF1 و شاخص مقاومت به انسولین شد. همچنین تزریق سلولهای اجدادی اندوتلیال نیز منجر به کاهش معنادار MURF1 و شاخص مقاومت به انسولین شد. اثر تعاملی تمرین مقاومتی و تزریق سلولهای اجدادی نیز منجر به کاهش معنادار در سطوح murf1 شد، اما شاخص مقاومت به انسولین در همزمانی تمرین و تزریق نسبت به تنها تمرین یا تزریق برتری معنادار نداشت.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این مطالعه میتوان اظهار داشت که تمرین مقاومتی و یا تزریق سلولهای اجدادی اندوتلیال میتواند سبب بهبود تحلیل رفتگی عضلانی شود اما استفادهی همزمان این دو راهکار برتری در کاهش عوارض آتروفی در رتهای دیابتی نداشت.
ابوالفضل کاظمی، حمید بهادر،
دوره 21، شماره 3 - ( 6-1400 )
چکیده
مقدمه: امروزه در اکثر بیمارستانهای ایران بانک اطلاعاتی وسیعی از ویژگیهای بیماران موجود است که حجم بالایی از اطلاعات مربوط به سوابق بیماری، خانوادگی و پزشکی را شامل میشود. پیدا کردن الگوی دانش این اطلاعات میتواند در جهت پیشبینی عملکرد نظام پزشکی و بهبود فرآیندهای آموزشی کمک شایانی کند.
روشها: تکنیکهای دادهکاوی ابزار تحلیلی هستند که برای استخراج دانش معنادار از مجموعه دادههای بزرگ مورد استفاده قرار میگیرند. در این تحقیق از اطلاعات 500 نفر از مراجعهکنندگان به مرکز بهداشت شهید بلندیان قزوین استفاده شده است. در این تحقیق با استفاده از روشهای دادهکاوی درخت تصمیم و شبکه عصبی و شبکهی بیزین یک مدل پیشبینی شده انجام شده است.
یافتهها: مدل درخت تصمیم بیشترین دقت و شبکهی بیزین کمترین دقت را در تشخیص بیماران دیابت دارد و به تبع آن درخت تصمیم کمترین خطا و شبکهی بیزین بیشترین خطا را دارا هست. مدل درخت تصمیم با 68/95 درصد بیشترین دقت را در پیشبینی داشته است.
نتیجهگیری: چربی بیشترین تأثیر را در پیشبینی بیماری دیابت و جنسیت کمترین تأثیر را در پیشبینی بیماری دیابت دارا هست. بر اساس تحلیل درخت تصمیم قوانین بهدست آمده در بین ویژگیهای بیان شده متغیرهای سن و میزان قند بیشترین تأثیر را در پیشبینی وقوع بیماری دیابت (طبق تحلیل نرمافزار) را دارا هستند و با ایجاد رژیم غذایی مناسب میتوان از ابتلا به این بیماری جلوگیری کرد.