کاربران عمومی فقط به فهرست مقالات منتشر شده دسترسی دارند.
104 نتیجه برای موضوع مقاله:
سمیرا مجیدی، عبدالعلی بنایی فر، محمد علی آذربایجانی، سجاد ارشدی،
دوره 21، شماره 6 - ( 12-1400 )
چکیده
مقدمه: دیابت شایعترین بیماری غددی در جهان است. هدف از انجام تحقیق حاضر مقایسهی تأثیر سه نوع تمرین استقامتی، مقاومتی و ترکیبی بر اینفلامازوم و مقاومت به انسولین در بافت چربی احشایی رتهای دیابتی نوع دو بود.
روشها: بدینمنظور از بین رتهای نر ویستار هشت هفتهای، 48 رت انتخاب و بهطور تصادفی به 6 گروه (دیابتی تمرین استقامتی، دیابتی تمرین مقاومتی، دیابتی تمرین ترکیبی، تمرین ترکیبی سالم، کنترل سالم و کنترل دیابتی) تقسیم شدند. رتها با تزریق 95 میلیگرم نیکوتین آمید و پس از 15 دقیقه تزریق STZ به مقدار 55 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن بهصورت زیر صفاقی دیابتی شدند. 4 روز پس از تزریق، رتهایی که گلوکز سرم آنها از 300 میلیگرم/دسیلیتر بالاتر بود بهعنوان دیابتی در نظر گرفته شدند. سپس گروه تمرین استقامتی 6 هفته، 3 جلسه در هفته با شدت متوسط (50-60 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی) تمرین کردند. برای شروع تمرین مقاومتی وزنه 50% وزن بدن رت بود. هر جلسه 15 درصد وزن بدن به وزنهها اضافه میشد. گروه تمرین ترکیبی نیز تمرینات مقاومتی و استقامتی را پشت سر هم انجام میدادند. 48 ساعت بعد از آخرین جلسه رتها بیهوش شده و بافت چربی احشایی جهت بررسی متغیرها برداشته شد.
یافتهها: نتایج نشان داد بین تأثیر شش هفته فعالیت ورزشی استقامتی، مقاومتی و ترکیبی بر اینفلامازوم و مقاومت به انسولین، در بافت چربی احشایی موشهای نر دیابتی تفاوت معنیداری وجود دارد (P≤0/05).
نتیجهگیری: نتایج تأیید کنندهی تأثیر سه روش تمرینی بر سازِکارهای درگیر در دیابت است.
فهیمه کلهر، سجاد ارشدی، اردشیر ظفری، عبدالعلی بنائیفر،
دوره 22، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده
مقدمه: چاقی یکی از 10 مشکل نخست در حوزهی سلامت و بهداشت است. هدف از انجام تحقیق پیشرو، تعیین تأثیر 8 هفته تمرین هوازی بر شاخصهای آتروژین، ائوتاکسین و IL-10 در زنان چاق بود.
روشها: تحقیق کاربردی حاضر از نوع نیمه آزمایشی بود که برای انجام آن از بین زنان چاق 30-45 سالهی دانشگاه آزاد تهران جنوب (1398-1399) 30 نفر بهصورت در دسترس انتخاب و بهطور تصادفی به دو گروه تمرین هوازی و کنترل تقسیم شدند. 24 ساعت قبل از شروع تمرینها، ویژگیهای فردی آزمودنیها و متغیرهای تحقیق (آتروژین، ائوتاکسین و IL-10) در بافت خون اندازهگیری شد، سپس آزمودنیهای گروه تجربی برنامهی تمرین خود را بهمدت 8 هفته، 3 جلسه در هفته و هر جلسه 45-30 دقیقه زیر نظر محقق انجام دادند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون تی وابسته و مستقل استفاده شد.
یافتهها: با توجه به عدم تفاوت در نمرات پیش آزمون مشخص شد گروهها همسان بودند. همچنین مشخص شد 8 هفته تمرین هوازی بر میزان ائوتاکسین، آتروژین و اینترلوکین-10 در زنان چاق تأثیر معنیداری وجود دارد (P=0/001)
نتیجهگیری: با توجه به نتایج تحقیق پیشنهاد میشود زنان چاق از تمرینات هوازی جهت کاهش آثار منفی چاقی استفاده کنند.
مریم عربلوئی ثانی، پریچهره یغمایی، زهرا حاج ابراهیمی، نسیم حیاتی رودباری،
دوره 22، شماره 3 - ( 6-1401 )
چکیده
مقدمه: دیابت مشکل جدی در کشورهای با درآمد کم و متوسط است. ارتباط قوی بین هیپرگلیسمی، استرس اکسیداتیو و ایجاد دیابت وجود دارد، لذا غربالگری و تشخیص زودرس این بیماری میتواند در پیشگیری از این عوارض مؤثر باشد. مسیر اصلی سیگنالینگ انسولین برای کنترل متابولیسم لیپید و گلوکز است و عدم تعادل آن منجر به ایجاد دیابت نوع دو میشود.
P-Cymene یک مونوترپن معطر با فعالیت آنتیاکسیدانی است. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر p-Cymene در دوزmg/kg 50 در پیشگیری از علائم بیماری دیابت و فاکتورهای سرمی است.
روشها: در این تحقیق، 30 سر موش رت نژاد ویستار با وزن تقریبی 250 گرم، بهطور تصادفی انتخاب و به پنج گروه کنترل، کنترل دیابتی(شم)، دیابتی تیمار شده با متفورمین (met)، غیردیابتی تیمار شده با p-Cymene و دیابتی تیمار شده با p-Cymene تقسیم شدند. دیابت با تزریق داخل صفاقی استرپتوزوتوسین با دوز 55 میلیگرم بر کیلوگرم القا گردید. یک هفته پس از تزریق استرپتوزوتوسین، تیمار با p-Cymene با دوز 50 میلیگرم بر کیلوگرم توسط حلال روغن آفتابگردان بهمدت 28 روز و بهصورت گاواژ انجام گردید. در پایان، خونگیری و پارامترهای گلوکز، انسولین، فعالیت آنزیم سوپر اکسید دیسموتاز (SOD) مورد سنجش قرار گرفت.
یافتهها: دیابت باعث افزایش مصرف آب و غذا و همچنین سطح گلوکز و کاهش انسولین (P<0.001) و فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز در موش صحرایی گردیده و تجویز عصارهی p-Cymene سبب بهبودی علائم دیابت و استرس اکسیداتیو در موشهای دیابتی شد.
نتیجهگیری: در حیوانات دیابتی درمان شده با p-Cymene خواص هیپوگلیسمی و هیپولیپیدمی خون مشاهده شده که می تواند آسیب کبدی و پانکراس را کاهش دهد.
قاسم ترابی پلت کله، عباس صادقی، محمد جواد ملکی، احمد عبدی،
دوره 22، شماره 3 - ( 6-1401 )
چکیده
مقدمه: دیابت با تغییر تعادل بین عوامل تحریک کننده و مهار کنندهی آنژیوژنز میتواند باعث افزایش بیماریهای قلبی و عروقی شود. در این مطالعه اثر هشت هفته تمرین تناوبی شدید (HIIT) بر بیان پروتئین آنژیواستاتین و کیناز چسبندگی کانونی(FAK-1) بطن چپ قلب رتهای دیابتی بررسی شد.
روشها: در این مطالعهی تجربی، تعداد 24 سر رت نر ویستار بهطور تصادفی به سه گروه مساوی (8=n): کنترل-سالم (C)، دیابت (D) و دیابت-تمرین (D+T) تقسیم شدند. دیابت با تزریق استرپتوزوتوسین در رتهای نر القا شد. گروه تمرین بهمدت هشت هفته برنامهی HIIT را روی تردمیل انجام دادند. در پایان هفتهی هشتم نمونه بافت بطن چپ قلب جمعآوری شد. دادهها با استفاده از آزمون آماری ANOVA و آزمون تعقیبی توکی در سطح معنیداری 05/0P< تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که القای دیابت باعث افزایش بیان آنژیواستاتین (006/0=P)، گلوکز سرمی (001/0=P) و کاهش بیان FAK-1 (001/0=P) شد. HIIT در رتهای دیابتی باعث کاهش معنیداری در بیان آنژیواستاتین (006/0=p) و میزان گلوکز (001/0=P) شد. همچنین افزایش معنیداری در بیان FAK-1 در گروه D+T مشاهده شد (001/0=P).
نتیجهگیری: HIIT باعث کاهش در بیان پروتئین آنژیواستاتین و میزان گلوکز و همچنین افزایش بیان FAK-1 بطن چپ قلب شد. بهنظرمیرسد تمرین HIIT با تغییر در این شاخصهای مؤثر بر رگزایی و گلوکز خون میتواند عوارض قلبی عروقی ناشی از دیابت را در رتهای نر کاهش دهد.
عبدالناصر سیدی، ندا آقایی بهمنبگلو، حبیب اصغرپور، مژگان احمدی،
دوره 22، شماره 3 - ( 6-1401 )
چکیده
مقدمه: پروتئینهای MAFbx و MuRF1 عوامل مهم در مسیر یوبیکوئیتین و مسئول آتروفی عضلانی هستند. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر تمرین تناوبی طولانیمدت پُرشدت (HIIT) بر محتوای درون سلولی پروتئینهای MAFbx و MuRF1 در بطن چپ قلب رتهای مبتلا به دیابت نوع دو است.
روشها: در این مطالعهی تجربی، 18 سر رت نر 2 ماهه از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزن 20±270 گرم انتخاب شدند. 12 سر از رتها از طریق تزریق درون صفاقی محلولهای استرپتوزوتوسین و نیکوتینآمید دیابتی شدند. این رتها به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین دیابتی و کنترل دیابتی (هر گروه 6 سر) تقسیم شدند؛ یک گروه کنترل سالم (6 سر) نیز در نظر گرفته شد. گروه تمرینی 4 روز در هفته، بهمدت 8 هفته به HIIT پرداختند. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخهی 23 و آزمونهای آنوای یکطرفه و تعقیبی توکی استفاده شد.
یافتهها: محتوای پروتئین MAFbx بهدنبال 8 هفته HIIT، کاهش معنیداری را نشان داد (0001/0P=)؛ آزمون تعقیبی توکی نشان داد این تغییر معنیدار بین جفت گروههای تمرین دیابتی و کنترل دیابتی و همچنین بین جفت گروههای کنترل دیابتی و کنترل سالم است (0001/0P=). محتوای پروتئین MuRF1 کاهش معنیداری را نشان داد (0001/0P=)؛ این تغییر معنیدار بین جفت گروههای تمرین دیابتی و کنترل دیابتی، گروههای تمرین دیابتی و کنترل سالم و همچنین گروههای کنترل دیابتی و کنترل سالم بود (0001/0P=).
نتیجهگیری: به نظر میرسد HIIT، با کاهش محتوای پروتئینهای MAFbx و MuRF1 در قلب آزمودنیهای دیابتی روند آتروفی و اتوفاژی کاردیومیوستهای را مهار کند.
فاطمه جان بزرگی، فرشاد غزالیان، خسرو ابراهیم، حسین عابد نطنزی، ماندانا غلامی،
دوره 22، شماره 4 - ( 8-1401 )
چکیده
مقدمه: هدف از این تحقیق تبیین اثر محافظتی کوئرستین بر خستگی قلبی ناشی از ورزش در دوندگان اسکای رانینگ بود.
روشها: در این مطالعهی نیمه تجربی 26 ورزشکار حرفهای اسکای رانینگ بهصورت تصادفی در 2 گروه کوئرستین (13 نفر) و دارونما (13 نفر) قرار گرفتند. مسابقه در کوههای البرز مرکزی اجرا شد، کل مسافت پیموده شده21 کیلومتر و 200 متر بود، ارتفاع محل شروع 1650 متر از سطح دریا بود. قبل، بلافاصله و 1ساعت پس از اتمام مسابقه از آزمودنیها خونگیری انجام شد. جهت بررسی تغییرات متغیرهای مورد مطالعه از آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر در سطح معنیداری آلفای 05/0 استفاده شد.
یافتهها: مقدار تروپونین قلبی T بلافاصله و 1 ساعت پس از اتمام مسابقه در گروه کوئرستین نسبت به گروه دارونما بهطور معنیداری کاهش یافت (001/0P<). اما اختلاف معنیداری در میزان اسیدهای چرب آزاد بین دو گروه کوئرستین و دارونما در پیش آزمون، بلافاصله و 1 ساعت پس از آزمون مشاهده نشد (506/0P=).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد افزایش اسیدهای چرب آزاد پس از مسابقه و ورزشهای طولانی مدت، نقش مهمی در کاهش اینوتروپیک قلبی در همان دوره داشته باشد. مسابقات اسکای رانینگ سبب افزایش شاخصهای آسیب قلبی در ورزشکاران حرفهای میشود، با وجود این مصرف مکمل کوئرستین افزایش تروپونین قلبی T را کاهش داده و میتواند اثر محافظتی بر قلب ورزشکار داشته باشد.
فریده مرادی، ندا آقایی بهمنبگلو، حبیب اصغرپور، سعیده شادمهری،
دوره 22، شماره 5 - ( 10-1401 )
چکیده
مقدمه: پروتئین ﮐﯿﻨﺎز ﻓﻌﺎلﮐﻨﻨﺪهی اﺗﻮﻓﺎژی-1 شبه Unc-52 (ULK1) و ﭘﺮوﺗﺌﯿﻦ ﺗﻌﺎﻣﻞﮐﻨﻨﺪه ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮاده ﮐﯿﻨﺎزﻫﺎی ﭼﺴﺒﺎن ﻣﺮﮐﺰی ﺑﺎ وزن 200 ﮐﯿﻠﻮداﻟﺘﻮن (FIP200) نقشی اساسی در کنترل اتوفاژی و حجم عضلانی دارند. هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر تمرین استقامتی بر محتوای درون سلولی پروتئینهای ULK1 و FIP200 در بطن چپ رتهای مبتلا به دیابت نوع یک است.
روشها: در این مطالعهی تجربی، 18 سر رت نر 2 ماهه از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزن 20±300 گرم انتخاب شدند. 12 سر از رتها از طریق تزریق درون صفاقی محلولهای استرپتوزوتوسین دیابتی شدند. این رتها به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین دیابتی و کنترل دیابتی (هر گروه 6 سر) تقسیم شدند؛ یک گروه کنترل سالم (6 سر) نیز در نظر گرفته شد. گروه تمرینی 4 روز در هفته، بهمدت 6 هفته به تمرین استقامتی پرداختند. برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS نسخهی 23 و آزمونهای آنوای یکطرفه و تعقیبی توکی استفاده شد.
یافتهها: محتوای ULK1 (افزایش) و FIP200 (کاهش) بهدنبال تمرین استقامتی، در بین گروههای تحقیق در بطن چپ تغییر معنیداری را نشان داد (0001/0P=). آزمون تعقیبی توکی نشان داد این تغییر معنیدار بین جفت گروههای تمرین دیابتی نسبت به کنترل دیابتی، گروههای تمرین دیابتی نسبت به سالم و همچنین گروههای کنترل دیابتی نسبت به سالم است (05/0P≤).
نتیجهگیری: تمرین استقامتی نشان داد که میتواند با افزایش ULK1 و کاهش FIP200 ماهیتی دوگانه برای کنترل اتوفاژی در آزمودنیهای دیابتی داشته باشد. در کل، نیاز به بررسیهای بیشتر در زمینهی فیزیولوژی ورزشی بر پروتئینهای مسئول اتوفاژی بهویژه در آزمودنیهای دیابتی نوع یک است.
مسعود جهانتاش، حسین عابدنطنزی، ماندانا غلامی، فرشاد غزالیان،
دوره 22، شماره 6 - ( 12-1401 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو شایعترین بیماری درونریز است که میتواند باعث صـدمه بـافتی و آپوپتوز شود. هدف پژوهش حاضر مطالعهی بیان ژن مرتبط با آپوپتوز بافت کبد پس از تمرین تناوبی و ژل رویال در رتهای دیابتی نوع دو بود.
روشها: نمونهی آماری پژوهش 36 سر موش صحرایی نر بودند که پس از20 هفته رژیم پُرچرب و تزریق ml/kg 25 STZ دیابتی شدند. گلوکز ناشتای بین150 تا400 mg/dl ملاک دیابتی نوع دوم در نظر گرفته شد. موشهای دیابتی در4 گروه کنترل، تمرین، ژل و تمرین- ژل قرار گرفتند. پروتکل تمرینی بهصورت هشت هفته تمرین تناوبی، پنج جلسه در هفته با تناوب شدید 2 دقیقهای با 80 تا 90 درصد vo2max و تناوب استراحت یک دقیقهای با 50 تا 56 درصد vo2max و گاواژ ژل به میزان 100 mg/kg برای 5 روز در هفته قبل تمرین داده شد. تحلیل دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و دوعاملی و آزمون تعقیبی انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد در مقایسه با گروه کنترل، تمرین تناوبی شدید به کاهش معنیدار گلوکز و شاخص مقاومت به انسولین منجر شد. همچنین تمرین تناوبی و مصرف ژل رویال به کاهش بیان ژن Bax و افزایش بیان Bcl2 و کاهش نسبت Bax/Bcl2 در سلولهای کبدی در مقایسه با گروه کنترل منجر شد (P<0.05).
نتیجهگیری: تمرینهای تناوبی همراه با ژل رویال در رتهای دیابتی منجر به کاهش و بهبود شاخص قندی و مقاومت به انسولین و تغییرات مناسب در بیان ژنهای آپوپتوزی کبدی شد.
علیرضا زندی نژاد، حسین عابدنطنزی، فرشاد غزالیان، علیرضا براری،
دوره 23، شماره 3 - ( 6-1402 )
چکیده
مقدمه: هدف پژوهش حاضر مطالعۀ تغییرات بیان ژنCox-1 و Cox-2 بافت کبد و حجم تومور پس از انجام تمرین هوازی و مصرف عصارۀ آناناس در موشهای مبتلا به سرطان پوست بود.
روشها: این مطالعۀ بنیادی- آزمایشگاهی بر روی 32 سر موشهای نر نژاد C57BL/6 در چهار گروه شامل کنترل، تمرین هوازی، عصارۀ آناناس و تمرین هوازی- آناناس انجام شد. حیوانات پس از القای تومور، برنامۀ تمرین هوازی بهمدت شش هفته انجام شد و عصارۀ آناناس به میزان mg/kg 300 گاواژ شد. وزن و حجم تومور موشها اندازهگیری شد. پس از تهیۀ خون و نمونههای بافتی، بیان ژن Cox-1 و Cox-2 بافت کبد به روش RT-PCR انجام گرفت. سپس دادهها با استفاده آنالیز واریانس یکطرفه، آزمون تحلیل واریانس دو عاملی و تعقیبی مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند و سطح معنیداری 05/0 P≤ در نظر گرفته شد.
یافتهها: براساس نتایج مطالعه در گروه تمرین هوازی و تمرین- آناناس کاهش معنیدار حجم تومور و کاهش بیان ژن Cox-1 (97/0±59/0) و Cox-2 (4/0±5/0) بافت کبدی و در گروه تجربی تعاملی تمرین– آناناس نسبت به کنترل (0±1) مشاهده شد (05/0 P≤). بیان ژن Cox 1 در گروه تمرین هوازی افزایش معنیدار داشت ولی در گروه تمرین- آناناس کاهش معنیدار مشاهده شد. همچنین بیان ژن Cox 2 بافت کبد در گروه تمرین هوازی و گروه تجربی تعاملی تمرین- آناناس نسبت به کنترل کاهش معنیداری داشت ولی در گروه آناناس نسبت به کنترل تفاوت بیان این ژن معنیدار نبود.
نتیجهگیری: نتایج پژوهش حاضر نشان داد بیان ژن Cox 1 در گروه تمرین هوازی افزایش معنیدار و در گروه تمرین- آناناس کاهش معنیدار مشاهده شد. بیان ژن Cox 2 بافت کبد در گروه تمرین هوازی و گروه تعاملی تمرین- آناناس نسبت به کنترل کاهش معنیداری داشت از آنجا که آنزیم Cox-2 با التهاب و درد، رگزایی، سرطان و بیماری آلزایمر ارتباط دارد کند. بنابراین می توان نتیجه گرفت مهار و یا کاهش آن بهعنوان یک راهبرد امیدبخش و مؤثر برای درمان و جلوگیری از سرطان میتواند مورد توجه قرار گیرد.
شادی جلالیان، حسین عابد نطنزی، ماندانا غلامی، فرشاد غزالیان،
دوره 23، شماره 4 - ( 8-1402 )
چکیده
مقدمه: استرس اکسیداتیو و مقاومت به انسولین در دیابت نوع دو یکی از عوامل پیشرفت و تسریع اختلالات شناختی و آلزایمر بوده و سنجش تغییرات بیان ژن بتا آمیلوئید و مقاومت به انسولین به عنوان یکی از اختلالات بارز در دیابت نوع دو، متعاقب تمرین تناوبی شدید و مصرف همزمان عسلِ آویشن هدف پژوهش میباشد.
روشها: مطالعهی حاضر با 36 سَر موشِ نرِ جوان از نژاد ویستار که در 4 گروه کنترل (C)، تمرین تناوبی (T)، عسلِ آویشن (H) و تمرین تناوبی-عسلِ آویشن(TH) تقسیم شدند، انجام گرفت. موشها در گروه T و TH با افزایش تدریجی تعداد تناوب و شدت، دو ماه تحت تمرین قرار گرفته و در گروه H و TH، g/kg 3 عسلِ آویشن دریافت کردند. سنجش وزن، گلوکز ناشتا و انسولین ناشتا از طریق کیت و شاخص مقاومت به انسولین از طریق فرمول انجام و تغییرات بیان ژن توسط RT-PCR ارزیابی گردید. یافتهها تحت آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و دو عاملی و آزمون تعقیبی بونفرونی قرار گرفتند.
یافتهها: افزایش غیرمعنادار وزن، افزایش معنادار انسولین و کاهش معنادار بیان ژن در تمامی گروههای مداخله نسبت به C، کاهش معنادار گلوکز ناشتا در گروه T و TH نسبت به C، کاهش معنادار مقاومت به انسولین در گروه T نسبت به سایر گروهها، افزایش غیرمعنادار در گروه H و TH نسبت به C مشاهده گردید.
نتیجهگیری: تمرینهای HIIT و عسلِ آویشن اثر فزایندهای جهت کاهش گلوکز و بیان ژن بتا آمیلوئید بهعنوان یک راهکار پیشگیری کننده از بروز ویژگیهای پاتولوژیک مرتبط با آلزایمر و اختلال حافظه در افراد دیابتی دارد.
خان مریم طاهری، مهرزاد عبادی قهرمانی، فرح نامنی،
دوره 23، شماره 5 - ( 10-1402 )
چکیده
مقدمه: سیر توئین-1 بهعنوان سنسور متابولیک کلیدی در بافتهای مختلف از جمله عضلۀ اسکلتی و بافت شناخته شده است که میتواند نقش محوری در تنظیم متابولیسم گلوکز و لیپیدها از طریق فعالیت دی استیلاز ایفا کند. هدف از تحقیق حاضر بررسی نقش عصارۀ لیکورایز و تمرین منتخب شنا بر مسیرهای سیگنالینگ SIRT1 در عضلۀ نعلی موشهای صحرایی نر دیابتی بود.
روشها: پژوهش از نوع تجربی و بنیادی و روش کار یک کارآزمایی تجربی با ماهیت توصیفی_ تحلیلی است. 50 سر موش خریداری شد و در 5 گروه 10 تایی تقسیم شدند. برنامۀ تمرینی اصلی شامل شنا کردن در تانکر ویژه جوندگان مخزن آب ویژه شنا بهمدت 6 هفته و ۵ جلسه در هفته بود. بهمنظور دیایتی کردن موشها استرپتوزوتوسین تزریق شد. ۷ روز پس از تزریق قند خون موشها اندازهگیری شد و موشهایی که قند خونشان بالاتر از ۲۵۰ میلیگرم بر دسیلیتر بود بهعنوان نمونۀ دیابتی انتخاب میشوند. به دو گروه از موشهای دیابتی عصارۀ ریشۀ لیکورایز خورانده شد. جهت تجزیهوتحلیل یافتههای تحقیق از آزمون آنالیز واریانس دو راهه و با استفاده از نرمافزار SPSS26 استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد اثر متقابل تمرین شنا و مصرف عصارۀ لیکورایز بر مسیر سیگنالینگ SIRT1 از نظر آماری معنیدار است (002/0 =P).
نتیجهگیری: SIRT1 نقش مهمی در کنترل هموستاز گلوکز بازی میکند. در واقع، تحت شرایط دیابتی فعالیت و میزان بیان ژن SIRT1 در بافتهای مختلف علیرغم نقش متابولیکی و مهم، کاهش مییابد. تمرین شنا به همراه مصرف مکمل لیکورایز با تنظیم مثبت بیان ژن SIRT1 میتواند در پیشگیری و درمان بیماری دیابت مؤثر باشد.
منیره خلیلی، حبیب اصغرپور، اسرا عسکری، جهانبخش اسدی،
دوره 23، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده
مقدمه: سلامت و عملکرد مناسب رتیکولوم اندوپلاسمیک در کبد میتواند منجر به افزایش کیفیت متابولیسم سلولهای کبد شود. فعالیت ورزشی میتوانند با تنظیم آنزیمهای کبدی و عوامل مرتبط با مسیر آپوپتوز منجر به سلامت کبد شوند. بنابراین هدف از تحقیق حاضر، مقایسۀ عملکرد پروتئین چاپرون (CHOP) رتیکولوم اندوپلاسمیک کبد رتهای مدل سالم با مداخلۀ جلسات تمرینی متفاوت و گرسنگی است.
روشها: در تحقیق تجربی حاضر تعداد 30 سر رت نر نژاد ویستار با دامنۀ وزنی 25 ±330 گرم انتخاب و به شش گروه 1) کنترل، 2) گرسنگی، 3) 3 روز تمرین در هفته، 4) 5 روز تمرین در هفته، 5) گرسنگی+3 روز تمرین در هفته، 6) گرسنگی+ 5 روز تمرین در هفته تقسیم شدند. تمرین ورزشی شامل یک ساعت دویدن مداوم بهمدت 4 هفته روی تردمیل بود و گرسنگی بهمدت 14ساعت در زمان بیداری رتها انجام شد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای آماری تحلیل واریانس یکطرفه و تعقیبی LSD در نرمافزار SPSS نسخه 23 انجام شد. سطح معنیداری 05/0≥P در نظر گرفته شد.
یافتهها: تجزیهوتحلیل دادهها تغییر معنیداری در سطوح آنزیمهای کبدی آلانین آمینوترانسفراز (ALT) و آسپارتات ترانس آمیناز (AST) نشان داد (05/0≥P). این تغییر در بیان ژن CHOP نیز معنیدار بود (05/0≥P).
نتیجهگیری: تمرینهوازی 3 و 5 روزه همراه با گرسنگی با کاهش آنزیمهای کبدی (AST و ALT) و عامل مرتبط با مرگ سلولی (CHOP) از طریق مسیر آپوپتوز میتواند منجر به سلامت کبد میشود.
سحر ریاستی، حسین عابدنطنزی، ماندانا غلامی،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
مقدمه: هدف پژوهش حاضر مطالعۀ تأثیر تمرین تناوبی شدید و ژل رویال بر بیان ژنهای مسیر miR-423-5P- FAM3A-AKt2 کبد موشهای صحرایی دیابتی نوع دو بود.
روشها: در این پژوهش 36 سرموش نر ویستار بهعنوان نمونۀ آماری انتخاب و پس از دو هفته سازگاری و رسیدن به وزن 20±193 گرم برای مدت 5 ماه با رژیم پُرچرب تغذیه شدند و پس از رسیدن به میانگین وزنی حدود 50±409 گرم با تزریق درون صفاقی 25 mg/kg استرپتوزوتوسین (STZ) دیابتی شدند. یک هفته پس از القای دیابت، گلوکز خون ناشتا اندازهگیری و قند خون بالای 150 تا 400 mg/dl بهعنوان معیاری برای دیابت نوع دو در نظر گرفته شد. موشهای دیابتی نوع دو در 4 گروه (کنترل، تمرین تناوبی، ژل رویال و گروه تمرین-ژل) قرار گرفتند.گروه تجربی که تمرین داشتند تمرین تناوبی شدید را با شدت 20 تا 36 متر در دقیقه برای 16 تا 45 دقیقه در هر جلسه و 5 جلسه در هفته برای 8 هفته انجام دادند. وگروههای تجربی مصرف ژل رویال مقدار 100 mg/kg وزن موشها ژل رویال بهصورت گاواژ مصرف کردند. 48 ساعت از آخرین جلسه تمرین و 12 ساعت ناشتایی موشها با اتر بیهوش و خونگیری از قلب و بافت برداری از کبد برای مطالعات بعدی انجام شد. نمونۀ بافتی نیز بلافاصله پس از جداسازی در نیتروژن مایع به دمای 80- فریزر انتقال یافت. اندازهگیریهای سرمی گلوکز توسط دستگاه اتوآنالیزر انجام شد. انسولین توسط کیت الایزا اندازهگیری شد و شاخص مقاومت به انسولین با فرمول اندازهگیری شد. میزان بیان ژنهای miR-423-5P، mRNA FAM3A و mRNA AKt2 کبد با استفاده از روش RT-PCR و بهکارگیری کیتهای مخصوص اندازهگیری و یافتهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس دو عاملی و آزمون تعقیبی بونفرونی مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در گروههای تجربی نسبت به گروه کنترل بیان ژن miR-423-5P کاهش معنیدار و بیان mRNA FAM3A افزایش داشت اما معنیدار نبود و بیان mRNA AKt2 در گروههای تمرین و تمرین همراه با ژل رویال نسبت به گروه کنترل افزایش معنیدار و در گروه ژل رویال نیز افزایش داشت که از نظر آماری معنیدار نبود (سطح معناداری 05/0>P).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد تمرین تناوبی و مصرف ژل رویال هر دو به تنهایی و بهصورت تعاملی با تاثیر بیشتر، بتوانند به ایجاد تغییرات مطلوب در بیان ژنهای مذکور کبد موشهای صحرایی دیابتی نوع دو کمک کنند.
فریده مرادی، ندا آقایی بهمنبگلو، سعیده شادمهری، حبیب اصغرپور،
دوره 24، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده
مقدمه: دیابت با اختلال در مسیر اتوفاژی میتواند باعث بروز عوارض جدی قلبی و عروقی شود. هدف از تحقیق حاضر، بررسی تأثیر تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) بر محتوای درون سلولی پروتئینهای اتوفاژی در بافت بطن چپ قلب موشهای صحرایی مبتلا به دیابت نوع یک است.
روشها: در این مطالعۀ تجربی، 18 سر موش صحرایی نر 2 ماهه از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزن 20±300 گرم انتخاب شدند. 12 سر از موشها از طریق تزریق درون صفاقی محلولهای STZ (با دوز 50 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن) دیابتی نوع یک شدند. این موشها به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین دیابتی و کنترل دیابتی (هر گروه 6 سر) تقسیم شدند؛ یک گروه کنترل سالم (6 سر) نیز در نظر گرفته شد. گروه تمرینی 4 روز در هفته، بهمدت 6 هفته به HIIT پرداختند. برای تجزیهوتحلیل دادهها از نرمافزار گرافپد پریسم نسخۀ 5/9 و آزمونهای آنوای یکطرفه و تعقیبی توکی استفاده شد. سطح معناداری 05/0P≤ در نظر گرفته شد.
یافتهها: محتوای ULK1 و FIP200 بهدنبال 6 هفته تمرین HIIT، در بطن چپ افزایش معنیداری را نسبت به گروه کنترل سالم و کنترل دیابتی نشان داد (0001/0 P=).
نتیجهگیری: با توجه به افزایش پروتئینهای ULK1 و FIP200 میتوان نتیجه گرفت که تمرین HIIT میتواند مسیر اتوفاژی را فعال کند. بنابراین در تجویز این نوع تمرین برای آزمودنیهای دیابتی باید شدت و مدت زمان تمرین را بررسی و مد نظر داشت.
رضا امینی، عباس صارمی، محمدرضا آفرینش،
دوره 24، شماره 5 - ( 10-1403 )
چکیده
مقدمه: بیماری آلزایمر شایعترین نوع زوال عقل است که بهصورت پیشرونده با ازدستدادن حافظه و واکنش به محیط همراه است. هدف این مطالعه بررسی تأثیر ۱۲ هفته تمرین مقاومتی همراه با دریافت سماق بر سطح سرمی SIR3، SIR4 و AMPK در موشهای نر آلزایمری بود.
روشها: در این مطالعۀ تجربی، موشهای صحرایی بـا سـن ۱۰-۸ هفته و میـانگین وزنـی ۳۰±۲۳۰ گرم بهصورت تصادفی به پنج گروه کنترل، آلزایمری، آلزایمری همراه با دریافت مکمل سماق، آلزایمری همراه با تمرین مقاومتی و آلزایمری همراه با تمرین مقاومتی و دریافت مکمل سماق تقسیم شدند. برای القای آلزایمر، ۸ میلیگرم/کیلوگرم تری متیل تین کلراید به همراه ۲۰۰ میکرولیتر نرمال سالین بهصورت درون صفاقی به موشها تزریق شد. تمرین مقاومتی بهمدت ۱۲ هفته و ۵ روز در هفته روی نردبان ویژۀ موش انجام گرفت. ۴۸ ساعت بعد از آخرین جلسۀ تمرین، نمونۀ خونی گرفته شد. سطح سرمی SIR3، SIR4 و AMPK به روش الایزا مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای بررسی تغییرات بین گروه کنترل با سایر گروهها از آزمون T مستقل و برای بررسی تفاوت سایر گروهها از آزمون آنالیز واریانس یکسویه و در صورت معنیداری از آزمون تعقیبی توکی، توسط نرمافزار SPSS نسخۀ ۲۹ در سطح معنیداری ۰۵/۰P< استفاده شد.
یافتهها: نتایج تحقیق حاضر نشان داد که ۱۲ هفته تمرین مقاومتی موجب افزایش میزان SIR3(036/0 P<)، SIR4 (029/0 P<) و AMPK (447/0 P<) نسبت به گروه آلزایمری شده شد. بهعلاوه، اضافهکردن سماق به برنامۀ تمرین مقاومتی باعث تغییرات در میزان SIR3 (048/0 P<)، SIR4 (024/0 P<) و AMPK (002/0 P<) شد.
نتیجهگیری: نتایج ما پیشنهاد میکند که تمرین مقاومتی با بهبود سطح سیرتوئین ۳، سیرتوئین ۴ و آدنوزین مونوفسفات کیناز در موشهای آلزایمری همراه است و دریافت ترکیب آنتیاکسیدانی سماق منجر به مضاعف شدن این پاسخها میشود.
فاطمه صائبی، حسین عابد نطنزی، محمد علی آذربایجانی، ماندانا غلامی،
دوره 24، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو شایعترین بیماری درونریز است که بهدلیل عدم تحمل گلوکز در اثر برهم خوردن تعادل بین ذخایر و تقاضای انسولین رخ میدهد. انتقال گلوکز به فیبر عضلانی توسط پروتئینهای ناقل گلوکز (GLUTs) انجام میشود. GLUT4 مهمترین ایزوفرم ناقل گلوکز در عضلات اسکلتی است. انسولین و ورزش، انتقال سریع و شدید GLUT4 به غشای پلاسمایی را تحریک میکند و باعث جذب گلوکز در بافت عضلانی و چربی میشود. هدف پژوهش حاضر مطالعۀ تغییرات بیان ژن GLUT4 بافت عضله نعلی و شاخص مقاومت به انسولین پس از انجام تمرین تناوبی شدید و ژل رویال در رتهای چاق دیابتی نوع دو بود.
روشها: نمونۀ آماری پژوهش حاضر 36 سر موشهای صحرایی نر دیابتی چاق بودند. پس از 20 هفته تغذیه با رژیم پُرچرب با تزریق درون صفاقی 25 میلیگرم STZ به ازای کیلوگرم وزن موشها دیابتی شدند. موشهایی که گلوکز ناشتای آنها بین150 تا400 میلیگرم در دسیلیتر بود دیابتی نوع دوم در نظر گرفته شد. موشهای دیابتی در 4 گروه کنترل (6 سر)، تمرین تناوبی (8 سر)، ژل رویال (7 سر)، تمرین تناوبی شدید- ژل رویال (8 سر) گروهبندی و پروتکل تمرینی و گاواژ ژل رویال روی آنها اجرا شد. هشت هفته تمرین تناوبی شدید، پنج جلسه در هفته با تناوب شدید 2 دقیقهای80 تا 90 درصد VO2max و تناوب استراحت یک دقیقهای با 50 تا 56 درصد VO2max اجرا شد. ژل رویال بهصورت گاواژ به میزان 100 میلیگرم برکیلوگرم 5 روز در هفته داده شد.
یافتهها: تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و دوعاملی و آزمون تعقیبی نشان داد در مقایسه با گروه کنترل، تمرین تناوبی شدید به کاهش معنیدار گلوکز و شاخص مقاومت به انسولین منجر شد. تمرین تناوبی شدید و ژل رویال به افزایش معنیدار بیان ژن GLUT4 عضلۀ نعلی در مقایسه با گروه کنترل منجر شد (001/0 P=).
نتیجهگیری: تمرین تناوبی و ژل رویال در کاهش شاخص مقاومت به انسولین و بیان ژنهای مؤثر در مصرف گلوکز در عضلۀ نعلی مؤثر بود. همچنین تمرین تناوبی و ژل رویال منجر به افزابش بیان ژن GLUT4 در عضلۀ نعلی در مقایسه با گروه کنترل شد که در مصرف گلوکز در افراد دیابتی اهمیت دارد.
فرح نامنی، مهسا عسگری،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوعی اختلال متابولیک پیچیده است که با افزایش قند خون (هیپرگلیسمی) مشخص میشود. این افزایش ناشی از نقص در ترشح انسولین، مقاومت به عملکرد آن، یا ترکیبی از هر دو است. در دیابت نوع دو، اختلال در تنظیم قند خون به دلیل کاهش حساسیت سلولها به انسولین یا کاهش ترشح آن از سلولهای بتای پانکراس رخ میدهد. این بیماری یکی از عوامل اصلی بروز عوارضی مانند آسیبهای کبدی است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثرات عصاره گیاه لیکورایز (شیرین بیان) و تمرین شنا بر تغییرات هیستوپاتولوژیک و آنزیمهای کبدی در موشهای صحرایی مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روشها: این مطالعه تجربی بر روی 55 سر موش صحرایی نر 8 هفتهای با وزن تقریبی 200 ± 30 گرم انجام شد. برای القای دیابت، از تزریق استرپتوزوتوسین (STZ) به میزان 55 میلیگرم بر کیلوگرم (mg/kg) استفاده شد. حیوانات بهطور تصادفی به پنج گروه: گروه کنترل دیابتی، گروه تمرین شنا، گروه عصارۀ لیکورایز، گروه ترکیبی (تمرین شنا + عصارۀ لیکورایز) و گروه کنترل سالم تقسیم شدند. برنامۀ تمرینی شامل تمرین شنا بهمدت 8 هفته بود. دو گروه از موشهای دیابتی عصارۀ لیکورایز را بهصورت خوراکی دریافت کردند و دو گروه هم در برنامۀ تمرینی شرکت داشتند. پس از پایان دورۀ تحقیق، نمونههای کبدی جهت بررسیهای هیستوپاتولوژیک و اندازهگیری آنزیمهای کبدی AST، ALT و ALP جمعآوری شدند. از آزمونهای میانگین و انحراف استاندارد در بخش آمار توصیفی استفاده شد و مقایسه میانگینها با آزمون تحلیل واریانس دوطرفه تحلیل شدند. برای تعیین تفاوت بین گروهها از آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که تمرین شنا، مصرف عصاره لیکورایز، و ترکیب هر دو بهطور معناداری موجب کاهش سطح آنزیمهای AST و ALP شدند (05/0P< ) با این حال، بر میزان آنزیم ALT تأثیر معناداری مشاهده نشد. همچنین، گروههای دریافتکننده مکمل لیکورایز و تمرین شنا نسبت به گروه کنترل دیابتی، کاهش قابل توجهی در میزان فیبروز کبدی نشان دادند.
نتیجهگیری: این پژوهش شواهدی ارائه میکند که نشان میدهد تمرین شنا و مصرف عصارۀ لیکورایز، چه بهصورت مستقل و چه بهصورت ترکیبی، میتوانند به بهبود پارامترهای کبدی و کاهش آسیبهای ناشی از دیابت کمک کنند. این یافتهها حاکی از آن است که فعالیت بدنی و مداخلات گیاهی مانند مصرف لیکورایز میتوانند بهعنوان راهکارهای مکمل در مدیریت دیابت و عوارض آن، بهویژه در بهبود عملکرد کبد، مورد توجه قرار گیرند.
فاطمه صلحدوست، محمد شرافتی مقدم، میترا تجری،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت میتواند در تعادل مرگ سلولی از طریق مسیرهای سلولی متفاوت اختلال ایجاد کند و تمرینهای ورزشی یا مصرف مکملها میتواند در حفظ تعادل انواع مرگ سلولی مؤثر باشد؛ بنابراین هدف از انجام تحقیق حاضر، تأثیر مصرف مکمل منیزیم و تمرین ورزشی بر محتوای پروتئینهای CREB2 و پروتئین همولوگ C/EBP (CHOP) در بطن چپ قلب موشهای صحرایی دیابتی نوع دو است.
روشها: در این مطالعۀ تجربی، 24 سر رت نر 2 ماهه از نژاد اسپراگداولی با میانگین وزن 20±180 گرم انتخاب شدند. دیابت نوع دو از طریق تزریق محلولهای نیکوتینآمید و استرپتوزوتوسین القاء شد. رتها به روش تصادفی به 4 گروه، 1) گروه کنترل، 2) گروه مکمل، 3) گروه تمرین و 4) گروه تمرین+مکمل تقسیم شدند؛ تمرین مقاومتی شامل 8 هفته و هفتهای 3 جلسه بالارفتن از یک نردبان بود. مکمل منیزیم بهصورت یک بار در روز به رتها خورانده شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آزمونهای آنوای-یکطرفه و تعقیبی توکی در نرمافزارهای SPSS نسخۀ 29 استفاده شد.
یافتهها: هشت هفته مصرف مکمل منیزیم و انجام تمرین مقاومتی منجر به تغییر معنیداری در محتوای پروتئینهای CREB2 و CHOP بین گروهها در بطن چپ قلب شد (001/0 =P). کاهش معنیداری در گروههای تمرین مقاومتی+مکمل منیزیم و مکمل منیزیم نسبت به گروه کنترل مشاهده شد (05/0 ≥P)؛ اما گروه تمرین مقاومتی نسبت به گروه کنترل افزایش یافته بود (05/0 ≥P).
نتیجهگیری: افزایش و کاهش پروتئینهای CREB2 و CHOP در بطن چپ قلب میتواند مانند یک سازِکار دو جانبه، منجر به بهبود و سازگاری فیزیولوژیکی شود.
شاهین ریاحی ملایری، محمد علی آذربایجانی، نسترن امینی، آزاده عبداله زاده،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: مقاومت به انسولین در اختلالاتی مانند چاقی، دیابت، بیماریهای قلبی و سندرم متابولیک نقش اساسی دارد. فعالیت بدنی منظم و مصرف گیاهان دارویی از راهکارهای مهم کاهش و کنترل آن است. زنجبیل به دلیل ترکیبات فیتوشیمیایی مؤثر بر مسیر پیام رسانی انسولین مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. با وجود پژوهشهای متعدد، تحلیل کتابسنجی در زمینه اثر تمرین و مکمل زنجبیل بر مقاومت به انسولین انجام نشده بود، ازاینرو مطالعه حاضر با هدف تحلیل روند مطالعات ایرانی در این حوزه انجام شد.
روشها: در یک مرور کتابسنجی، واژه های کلیدی «تمرین»، «مکمل زنجبیل» و «مقاومت به انسولین» در پایگاه مگیران جستجو شد. با توجه به معیارهای ورود 13 مقاله واجد شرایط انتخاب و دادههای مستخرج از آنها شامل الگوی نویسندگی، همکاری، نویسندگان و مؤسسات پُرکار، مجلات برگزیده و روند مطالعات و کلمات کلیدی متداول با فرمت RIS از پایگاه مگیران استخراج شده و با استفاده از نرمافزار VOSviewer مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد 36 نویسنده به طور متوسط 89/0 ± 23/3 در نگارش مقالات همکاری داشتند. 54% از مقالات توسط اعضای هیئت علمی دانشگاههای دولتی و 46% توسط دانشگاههای آزاد منتشر شدهاند. پُرتکرارترین واژه های کلیدی شامل «زنجبیل»، «مقاومت به انسولین»، «چاقی»، «دیابت ملیتوس»، «آیریزین» و «پراکسیداسیون لیپیدی» بودند.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعۀ کتابسنجی نشان داد که ترکیب تمرینات ورزشی با مکمل زنجبیل بیشترین تأثیر را در کاهش مقاومت به انسولین داشته است. بهطور خاص، 84% از مقالات نشاندهنده اثر مثبت تمرینات ترکیبی (تمرینات مقاومتی و هوازی) به همراه مکمل زنجبیل بر کاهش مقاومت به انسولین بودهاند. این تمرینات در مقایسه با سایر انواع تمرینات، بیشترین تأثیر را بر بهبود پروفایل گلیسمی و ترکیب بدنی داشتهاند. همچنین، تمرینات هوازی و تناوبی شدید (HIIT) نیز اثرات مثبتی را در کاهش مقاومت به انسولین نشان دادهاند، اما به اندازه تمرینات ترکیبی مؤثر نبودهاند. همچنین، با توجه به ارتباط مقاومت به انسولین با بیماریهای مختلف، انجام مطالعات بیشتر بر روی جمعیتهای آماری متنوع و افراد مبتلا به انواع بیماریها احساس میشود.
.
الهام ایمانیان، ویدا حجتی، فرید ابن رسولی،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: چربی خون یک مشکل جهانی و از تهدیدهای مهم برای سلامت جامعه است. چربی خون یک بیماری چندژنی بوده و اغلب ژنهای مرتبط با آن ناشناختهاند. rs1205 یکی از پُلیمورفیسمهای ژن کُدکنندۀ پروتئین واکنشگر C (CRP) است که باعث تغییر نوکلئوتید C به T شده و یکی از فاکتورهای خطر برای افزایش سطح لیپوپروتئین با چگالی پایین (LDL) است. این پژوهش با هدف بررسی میزان شیوع پُلیمورفیسم rs1205 در ژن CRP و ارتباط آن با سطح LDL در جمعیت ایرانی انجام شد.
روشها: تعداد کل نمونهها 137 نفر، شامل 79 نفر شاهد و 58 نفر بیمار (LDL بالاتر از 130 میلیگرم/دسیلیتر) بود. سپس با استفاده از روش سیستم جهشی مقاوم به تکثیر- واکنش زنجیرهای پلیمراز (ARMS-PCR) از نظر وجود یا عدم وجود پلیمورفیسم rs1205 در ژن CRP، مورد بررسی قرار گرفتند. محصول PCR بر روی ژل آگارز انتقال داده شد. پس از مشاهده باندها و بررسی صحت آنها، آللهای مختلف، مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: 2/56 درصد از نمونهها، نمایۀ تودۀ بدنی (BMI) پایینتر از 25 و 8/43 درصد آنها، BMI بالاتر از 25 داشتند. درصد فراوانی ژنوتیپها نشان داد که ژنوتیپ CT معادل 4/47 درصد، ژنوتیپ CC معادل 5/36 درصد و ژنوتیپ TT معادل 1/16 درصد است. 7/57 درصد از نمونهها، LDL پایینتر از 130 و 3/42 درصد آنها، LDL بالاتر از 130 داشتند.
نتیجهگیری: ارتباط معنیداری میان پلیمورفیسم rs1205 و سطح LDL سرم جمعیت مورد مطالعه مشاهده نشد. همچنین تفاوت سن و جنسیت نمونهها نیز تأثیری در این رابطه نداشتند. احتمال میرود عدم تفاوت در قومیت، یکی از دلایل احتمالی معنادار نبودن نتایج این مطالعه باشد.