27 نتیجه برای آموزش
پوران وروانی فراهانی، داود حکمت پو، محمدرضا رضوانفر، افسانه طلائی،
دوره 15، شماره 5 - ( 4-1395 )
چکیده
مقدمه: با توجه به شیوع و عوارض دیابت و تاثیر آن بر کیفیت زندگی بیماران، و توجه به این موضوع که کیفیت زندگی پایین منجر به کم کردن مراقبت از خود و افزایش خطر عوارض بیماری میشود، این مطالعه با هدف تعیین تاثیر آموزش به شیوه چند رسانهای با ارائه تجارب زنده موفق بر کیفیت زندگی بیماران دیابتی نوع دو انجام شد.
روش ها: این مطالعه نیمه تجربی است. 160 نفر از بیماران دیابتی نوع دو به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب و سپس به روش تخصیص تصادفی به دو گروه آزمون و یک گروه شاهد تقسیم شدند. پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و کیفیت زندگی توسط بیماران قبل از مداخله تکمیل شد. در گروه آزمون اول به شیوه چند رسانهای (بحث گروهی، آموزش به روش فیلم و اسلاید) 5 جلسه بهمدت 45 دقیقه برای هر بیمار تنظیم شد. گروه آزمون دوم، آموزش بیماران به شیوه حضور فرد موفق، اداره کلاس و پرسش و پاسخ بود. سپس پرسشنامه کیفیت زندگی توسط بیماران نمونه پژوهش3 ماه بعد از مداخله مجدداً تکمیل شد. دادهها با نرمافزار SPSS نسخه 20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: یافتههای مطالعه نشان داد، بین میانگین میزان کیفیت زندگی قبل از مداخله در سه گروه تفاوت معنیداری وجود ندارد (194/0P=). اما بین میانگین میزان کیفیت زندگی بعد از مداخله در سه گروه تفاوت معنیداری وجود دارد (044/0P=). بین میانگین کیفیت زندگی قبل و بعد از مداخله به روش چند رسانهای (001/0P£) و تجارب فرد موفق (001/0P£) تفاوت معنیداری وجود دارد.
نتیجه گیری: کیفیت زندگی بیماران دیابتی نوع دو در روش آموزش چند رسانهای (مولتی مدیا) و تجارب فرد موفق نسبت به گروه شاهد افزایش یافته است.
زکیه احمدی، تابنده صادقی، مرضیه لری پور،
دوره 15، شماره 6 - ( 4-1395 )
چکیده
مقدمه: آموزش در دیابت از جنبههای مهم مدیریت بیماری و از بخشهای مهم مراقبت محسوب میشود. این مطالعه با هدف بررسی تاثیر آموزش توسط همتا بر رفتارهای خودمراقبتی بیماران مبتلا به دیابت انجام شد.
روشها: در این کارآزمایی با گروه کنترل تصادفی، 80 بیمار دیابت نوع دو انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. به افراد گروه مداخله، علاوه بر آموزشهای روتین مرکز توسط فرد همتا آموزشهای سلامتی و خودمراقبتی در زمینه دیابت ارائه گردید. گروه کنترل فقط آموزشهای روتین مرکز یعنی آموزش توسط پزشک و پرستار کلینیک و آموزش از طریق پوسترها و پمفلتهای موجود در مرکز را دریافت نمودند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامهی رفتارهای خودمراقبتی دیابت SDSCA(Summary of Diabetes Self-care Activities) بود که روایی و پایایی آن در مطالعات قبل تایید شده است. جمعآوری اطلاعات در بدو ورود به مطالعه و 12 هفته بعد صورت گرفت. در نهایت دادهها توسط نرم افزار SPSS نسخه 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: پس از مداخله بین دو گروه از نظر میانگین رفتارهای خودمراقبتی اختلاف آماری معناداری وجود داشت و میانگین نمره گروه مداخله بالاتر بود(تی مستقل،001/0=p). در گروه مداخله، بین میانگین نمره رفتارهای خودمراقبتی قبل و بعد از مداخله نیز اختلاف معنی دار وجود داشت(تی زوج،001/0=p، در حالی که این اختلاف در گروه کنترل معنادار نبود(تی زوج، 28/0=p).
نتیجه گیری: آموزش توسط همتا باعث ارتقاء رفتارهای خودمراقبتی میشود، لذا استفاده از این روش آموزشی برای بیماران دیابتی در کنار سایر روشهای آموزشی پیشنهاد میشود.
سمانه راه نورد، نسرین الهی، داریوش رخ افروز، مجمد حسین حقیقی زاده، مهرنوش ذاکرکیش،
دوره 18، شماره 2 - ( 11-1397 )
چکیده
مقدمه: مهمترین عامل زمینه ساز مرگ و میر بیماران دیابتی عدم انجام خودمراقبتی است. روشهای آموزشی مختلفی جهت بهبود خودمراقبتی استفاده میشود. این مطالعه با هدف مقایسهی تأثیر آموزش گروهی و مبتنی بر موبایل بر رفتارهای خودمراقبتی در بیماران دیابتی نوع دو انجام شد.
روشها: در کارآزمایی بالینی 90 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو مراجعه کننده به مراکز درمانی دانشگاه علوم پزشکی انتخاب و با توجه به برخی ویژگیهای فردی به سه گره همگن آموزش گروهی، آموزش مبتنی بر موبایل و کنترل تقسیم شدند. درگروه آموزش گروهی هشت جلسه آموزش و در آموزش مبتنی بر موبایل نرمافزار آموزشی بر روی گوشی بیماران نصب گردید. ابزار جمعآوری دادهها شامل پرسشنامهی نیازسنجی خودمراقبتی (اصغریان)، و پرسشنامهی دموگرافیک در بیماران دیابتی نوع دو بود. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی 22 و آزمونهای آماری واریانس یک طرفه و تی زوجی در سطح معنیداری 05/0 تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: آموزش گروهی و آموزش مبتنی بر موبایل نسبت به آموزش روتین اثربخشی معناداری داشت (001/0=P). آموزش خودمراقبتی به جز در حیطهی مراقبت از پا که تأثیر آموزش مبتنی بر موبایل بیشتر از آموزش گروهی بوده است، در سایر موارد اختلاف معنی داری نداشتند. در مقایسهی نمره خود مراقبتی در سه گروه اختلاف معنیدار آماری دیده شد.
نتیجهگیری: هرچند در یافتهها اثربخشی آموزش گروهی و مبتنی بر موبایل مشاهده شد. امّا استفاده از برنامههای آموزشی مبتنی بر موبایل بهدلیل دسترسی آسان، فقدان محدودیت زمانی و مکانی توصیه میشود.
مهتاب علی قلی پور، حسین فیض اله زاده، مظفر غفاری، فرانک جبارزاده،
دوره 18، شماره 2 - ( 11-1397 )
چکیده
مقدمه: بیماران مبتلا به دیابت جهت افزایش کیفیت زندگی نیازمند آموزش مؤثر و کارآمد هستند. با توجه به پیشرفتهای فنآوری امروزی آموزشهای مبتنی بر پیام کوتاه چندرسانهای یکی از راهبردهای مؤثر آموزشی محسوب میشود. هدف این مطالعه مقایسهی تأثیر دو نوع آموزش حضوری ومبتنی بر پیام کوتاه چندرسانهای در محیط تلگرام بر مقادیر هموگلوبین گلیکوزیله و قندخون ناشتای بیماران مبتلا به دیابت تحت درمان با انسولین بود.
روشها: در این کارآزمایی بالینی، ۶۶ نفر از بیماران مبتلا به دیابت تحت درمان با انسولین مراجعه کننده به بیمارستان سینا تبریز بهصورت تصادفی در بلوکهای دوتایی به دو گروه آموزش حضوری (۳۳ نفر) و آموزش پیام کوتاه چند رسانهای (۳۳ نفر) تخصیص یافتند. ابزار جمعآوری اطلاعات شامل پرسشنامهی ثبت مشخصات دموگرافیک، مقادیر هموگلوبین گلیکوزیله و قند خون ناشتای بیماران قبل و سه ماه بعد از مداخله آموزشی بود. تجزیه و تحلیل اطلاعات با آزمونهای آماری تی مستقل و وابسته انجام گرفت.
یافتهها: قبل و بعد از آموزش بین دو گروه آموزشی از نظر میانگین مقادیر هموگلوبین گلیکوزیله و قند خون ناشتا اختلاف معنیدار آماری مشاهده نشد (05/0 <P ). در مقایسه درون گروهی بعد از آموزش، در گروه پیام کوتاه چندرسانهای کاهش معنیدار آماری در میانگین مقادیر هموگلوبین گلیکوزیله مشاهده شد (02/0P=).
نتیجهگیری: آموزش مبتنی بر پیام کوتاه چندرسانهای در محیط تلگرام در مقایسه با شیوهی آموزش حضوری موجب بهبود مراقبت از خود و کاهش مقادیر میانگین هموگلوبین کلیکوزیله در بیماران مبتلا به دیابت میشود. از این بستر آموزشی میتوان برای تسهیل فرآیند آموزش مراقبت از خود در بیماران استفاده کرد.
مرضیه علیجانی، منصور سیاوش، پروانه اباذری،
دوره 23، شماره 5 - ( 10-1402 )
چکیده
مقدمه: توانمندسازی بیمار و حمایت از خودمدیریتی بهواسطۀ آموزش، کلید کنترل دیابت است. چالش مورد نیاز بررسی و تحلیل جدی، ارزیابی فرایند آموزش و حمایت از خودمدیریتی در سطح مراکز ارائه دهندۀ خدمات دیابت است. مطالعۀ حاضر با هدف تعیین وضعیت آموزش دیابت با استانداردهای آموزش و حمایت از خودمدیریتی دیابت در مراکز خدمات جامع سلامت و کلینیکهای دیابت استان اصفهان انجام شده است.
روشها: واحدهای آموزش دیابت 20 مرکز خدمات جامع سلامت و 11 کلینیک دیابت در استان اصفهان حجم نمونه را تشکیل دادند. ابزار گردآوری اطلاعات چک لیستی با 107 گویه بود که به روش مشاهده و بررسی 170 پروندۀ کاغذی/الکترونیک بیماران مبتلا به دیابت تکمیل گردید.
یافتهها: در بیش از دو سوم پروندههای مراکز /کلینیکهای دیابت، ارزیابیهای اولیه نه انجام و نه ثبت شده بود. در 5% پروندهها نیازسنجی آموزشی ثبت شده و در نزدیک 100 درصد پروندهها، برنامهریزی آموزشی ثبت نشده بود. در بیش از یک سوم پروندهها (5/%36)، آموزش رژیم غذایی همان یک بار در موقع تشکیل پرونده ثبت شده بود. در 3.4% پرونده ها، ارزشیابی اثربخشی آموزشی ثبت شده و در سه چهارم پرونده ها (75/78%)، پشتیبانی و حمایت مداوم برای خودمدیریتی ثبت نشده بود.
نتیجهگیری: بین وضعیت آموزش و حمایت از خودمدیریتی دیابت و استانداردهای فرآیندی و برآیندی DSMES در واحدهای آموزشی تحت پوشش معاونت های بهداشت و درمان استان شکاف معنیداری وجود دارد. این شکاف بهطور جدی و منفی بر نتایج این رویکرد تأثیر میگذارد.
سیده زهرا موسوی زواردهی، شهربانو دهرویه، فرهاد مشایخ بخشی،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی آموزش ذهن آگاهی شفقت محور بر انزوای اجتماعی، حس انسجام و ارزشمندی بدن در دختران دارای اضافه وزن انجام شد.
روشها: این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون-پسآزمون با گروه گواه اجرا گردید. جامعۀ آماری این تحقیق شامل دختران ۱۴ تا ۱۸ ساله دارای اضافهوزن در شهر ساری در سال ۱۴۰4-۱۴۰3 بود که تعداد 32 نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و بهصورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت آموزش ذهن آگاهی شفقت محور قرار گرفت که در قالب ۸ جلسه آموزشی ارائه شد، درحالیکه گروه کنترل تحت هیچگونه آموزشی قرار نگرفت. پروتکل رویکرد ذهن آگاهی شفقت محور براساس طرح درمانی Sadeghi و همکاران (1400) برنامهریزی و اجرا شد. ابزارهای بهکار رفته در این پژوهش شامل، پرسشنامه ارزشمندی بدن Mendelson (2001)، پرسشنامۀ حس انسجام Antonovsky (1987) و پرسشنامۀ انزوای اجتماعی Modarresi Yazdi و همکاران (1396) بود. نتایج حاصل از پژوهش در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی و آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره با استفاده از نرمافزار SPSS نسخۀ ۲۶ تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که آموزش ذهن آگاهی شفقت محور بر خودارزشی، حس انسجام و انزوای اجتماعی دختران دارای اضافه وزن تأثیر دارد، بدین معنی که آموزش ذهن آگاهی شفقت محور سبب کاهش انزوای اجتماعی و بهبود خودارزشی و حس انسجام دختران دارای اضافه وزن شده است (001/0P< ، 787/11 =F، لامبدای ویلکز = 151/0).
نتیجهگیری: آموزش ذهنآگاهی شفقتمحور، با تأکید بر پذیرش تجربیات بدون قضاوت و ایجاد رویکردی معنامدار، میتواند نقش حیاتی در ارتقای سلامت روان، تنظیم هیجانات و بهبود تعاملات اجتماعی ایفا کند. بنابراین، توجه به این مداخله مؤثر در گروههای آسیبپذیر، بهویژه دختران دارای اضافهوزن، میتواند در طراحی راهبردهای حمایتی و درمانی نقش بهسزایی داشته باشد و به بهبود کیفیت زندگی آنها کمک کند.
زهرا عرب طاهری، ولی الله دبیدی روشن، طیبه قرایی،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
مقدمه: سندرم تخمدان پُلیکیستیک (PCOS) با اختلالات متابولیکی، هورمونی و ژنتیکی همراه است. فقدان بیومارکرهای تعریف شده، امکان تشخیص را دشوار میکند. مدلهای ترکیبی با دقت بالا امکان تشخیص زودهنگام را فراهم میکند. هدف مطالعۀ حاضر آموزش مدل به روش ترکیبی با شاخصهای متابولیک و تولیدمثلی برای تشخیص زودهنگام و ارائۀ راهکارهای سبک زندگی سالم است.
روشها: داده های 7000 زن بارور و نابارور مبتلا و غیر مبتلا به سندرم تخمدان پُلیکیستیک پردازش و سپس دیتاستی از 550 زن تهیه و با استفاده از جنگل تصادفی (RF) گروه 7 تایی، 10 تایی و 15 تایی از مهمترین ویژگیها انتخاب و برای آموزش مدلهای ترکیبیVoting classifier, LG, SVC, XGBoost استفاده شد.
یافتهها: پس از انتخاب سه گروه از مهمترین ویژگیها و آموزش مدلها، مدل یادگیری جمعی به روش اکثریت آرا با دقت بالای 95 درصد توانست سندرم تخمدان پُلیکیستیک را تشخیص دهد. هورمون آنتی مولرین (AMH) بهعنوان یک ابزار تشخیصی مهم تلقی میشود. بهعلاوه، از هورمونهای جنسی و شاخصهایی نظیر قند ناشتا، کلسترول تام، کلسترول لیپوپروتئین پُرچگال، ویتامین د3 و هورمونهای تیروئیدی میتوان برای تشخیص زودهنگام این سندرم استفاده نمود.
نتیجهگیری: شناسایی اولیه سندرم تخمدان پُلیکیستیک از طریق مدلهای یادگیری ماشین بدون آزمایشهای گرانقیمت با دقت بالا امکانپذیر است که به پزشکان و بیماران کمک میکند تا تصمیمات آگاهانهتری بگیرند و پیامدهای مضر درازمدت آن را کاهش دهند.