211 نتیجه برای تمرین
صالح افراسیابی،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: امروزه چاقی با بیماریهای سندرم متابولیک و بهویژه دیابت نوع دو ارتباط تنگاتنگی داردکه ترشح و رهاسازی آدیپوسایتوکاینها را تغییر میدهد و برنامههای تمرینی متفاوت نتایج متفاوتی بر این شاخصها داد. از اینرو هدف پژوهش حاضر بررسی میزان ماندگاری تغییرات ناشی از برنامههای تمرینی بر شاخصهای آدیپوسایتوکاینی بیماران دیابتی نوع دو چاق است.
روشها: در این مطالعۀ نیمهتجربی، 45 مرد چاق مبتلا به دیابت نوع دو جهت شرکت در یک گروه کنترل (بدون تمرین) و 4 گروه تمرینی (هوازی، ترکیبی، مقاومتی و تناوبی با شدت بالا) به روش تصادفی تقسیم شدند. برنامۀ تمرین گروهها براساس کالری مصرفی در هر جلسه در نظر گرفته شد. شرکتکنندگان 12 هفته برنامههای تمرینی را اجرا کردند و 12 هفته در وضعیت بی تمرینی قرار گرفتند. شاخصهای فیزیولوژیکی، تن سنجی و شاخصهای التهابی و پیشالتهابی (IL-6، TNF-α، رزیستین و لپتین) و شاخصهای ضدالتهابی (آدیپونکتین و SFRP5) در قبل از برنامه و هفتههای 6، 12، 18 و 24 اندازهگیری شد.
یافتهها: پس از 12 هفته تمرینهای ترکیبی، هوازی، تناوبی با شدت بالا و مقاومتی، شاخصهای ضدالتهابی (آدیپونکتین و SFRP5) افزایش معناداری را نسبت به خط پایه (قبل از شروع برنامۀ تمرینی) نشان داد (05/0P< ). در خصوص شاخصهای پیشالتهابی و ضدالتهابی (IL-6، TNF-α، رزیستین و لیپتین) کاهش معنادار در تمامی گروهها پس از 12 هفته برنامۀ تمرینی مشاهده گردید (05/0P< ). در این پژوهش بهبودی قابل توجهی در کاهش وزن و گلوکز خون پس از اجرای 12 هفته برنامۀ تمرینی در هر 4 گروه تمرینی مشاهده شد (05/0 P<). در بخش دوم یافتهها (بی تمرینی یا ماندگاری اثر تمرین) این تمرین مقاومتی بود که درصد کاهش کمتری (05/0 P<) در شاخصهای ضدالتهابی و افزایش در شاخصهای پیشالتهابی و التهابی پس از 12 هفته بی تمرینی را نشان داد که ماندگاری بیشتر بهبودی را در بیماران دیابتی نوع دو چاق نمایش میدهد (05/0P<).
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش نشان دادند که تمرین تناوبی با شدت بالا پس از 12 هفته میتواند سبب اثرگذاری بیشتری در شاخصهای التهابی، پیشالتهابی و ضدالتهابی در مقایسه با تمرین هوازی، ترکیبی و مقاومتی گردد. امّا این تمرین مقاومتی است که سبب ماندگاری بیشتر کاهش در شاخصهای التهابی، پیشالتهابی و افزایش در شاخصهای ضدالتهابی در بیماران دیابتی نوع دو چاق شد. بنابراین اثرگذاری تمرین مقاومتی در شرایط بی تمرینی از سه شیوۀ تمرینی تناوبی با شدت بالا، هوازی و ترکیبی (هوازی + مقاومتی) اثرگذاری بیشتری بر التهاب درجه پایین دارد و بهبودی طولانیتری را در بیماران دیابتی نوع دو چاق بهدنبال دارد.
علیرضا باقری، مهدی مرادی، محمد ملکی پویا، بهرام عابدی،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: چاقی یک بیماری چند عاملی است که بروز و بار آن بر جوامع در سراسر جهان رو به افزایش است. عملکرد جنسی در این بیماران از ابعاد مهمی است که اغلب نادیده گرفته میشود. لذا هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر یک دوره تمرین استقامتی به همراه تحریک الکتریکی بر بیان ژن برخی از نشانگرهای جنسی بافت بیضه موشهای صحرایی چاق روزهدار بود.
روشها: در این مطالعۀ تجربی کنترل شده با گروه شاهد 40 سر موش صحرایی نر ویستار (8 هفتهای با وزن 19±200 گرم) پس القاء چاقی و افزایش وزن بهطور تصادفی به 5 گروه 8 تایی کنترل، چاق روزهدار، روزهدار-تمرین استقامتی، روزهدار-تحریک الکتریکی و روزهدار-تمرین استقامتی-تحریک الکتریکی تقسیم شدند. گروههای مداخله برای یک دورۀ 4 هفتهای تحت فعالیت ورزشی استقامتی (با سرعت 10 تا 20 متر/دقیقه و مدت 20 تا 40 دقیقه)، تحریک الکتریکی (دستگاه فوت شوک برای 5/0 میلیآمپر و 20دقیقه) و روزهداری (8 به 16 ساعت) قرار گرفتند. پس از تمرین و بیهوشی، نمونهبردای بافتی صورت گرفت و پس از انجام فرایندهای ملکولی بیان ژنها با استفاده از دستگاه Real time-PCR اندازهگیری شد. برای آنالیز دادهها از آزمون تحلیل واریانس دوطرفه در سطح معنیداری 05/0 >P و نرمافزار گرافپد استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد تمرین استقامتی منجر به افزایش معنیدار بیان ژنهای 5αR و آروماتاز در موشهای صحرایی چاق روزهدار نسبت به گروه چاق شد (0001/0 =P). همچنین تحریک الکتریکی و تلفیق آن با تمرین استقامتی منجر به افزایش معنیداری بیان ژن 5αR شد (0001/0 =P) اما در ژن آرماتاز این افزایش معنیداری نبود (377/0 =P).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد تمرین استقامتی و تحریک الکتریکی در حین روزهداری با افزایش بیان ژنهای 5-آلفا ردوکتاز و آروماتاز در نمونههای چاق در سلامت جنسی آنها مؤثر بوده و منجر به بهبود آن میشود. همچنین تلفیقی از تحریک الکتریکی و تمرین ورزشی نیز میتواند اثرات مثبتی بر این روند داشته باشد اما نیازمند مطالعات بیشتری است.
دنیا چمنی، اسکندر رحیمی، مهرزاد مقدسی،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: سندرم متابولیک از مجموعهای از بیماریها مانند چاقی شکمی، تریگلیسیرید بالا، فشار خون، قند خون بالا و همچنین با چربی مفید پایین مشخص میشود. هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر تمرین استقامتی بر محتوای پروتئین PGC1α، هموگلوبین گلیکوزیله و شاخصهای سندرم متابولیک در موشهای صحرایی چاق مبتلا به دیابت نوع دو است.
روشها: 18 سر موش صحرایی نژاد ویستار با میانگین وزنی 20±200 گرم انتخاب شدند و چهارهفته تحت غذای پُرچرب قرار گرفتند. سپس تعداد 12 سر بهصورت تصادفی انتخاب و با تزریق محلولهای نیکوتینآمید ( mg/kg110) و استرپتوزوتوسین ( mg/kg50) دیابت نوع دو القاء شدند. موشهای دیابتی بهطور تصادفی در دو گروه تمرین و کنترل بیمار تقسیم شدند. یک گروه کنترل سالم نیز در نظر گرفته شد. نمونههای گروه تمرین بهمدت 8 هفته و هر هفته 5 جلسه با شدتی حدود 50 تا 70 درصد حداکثر سرعت تمرین استقامتی روی تردمیل انجام دادند. 48 ساعت پس از آخرین جلسۀ تمرین موشها قربانی و متغیرها اندازهگیری شدند. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از آزمونهای آنوای یکطرفه و تعقیبی توکی در نرمافزار SPSS نسخۀ 29 صورت گرفت.
یافتهها: تمرین استقامتی منجر به کاهش معنیداری در سطوح قند خون ناشتا، هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) و سطوح تریگلیسیرید خون شد (0001/0 P=). از طرفی بر سطوح HDL تأثیری را نشان نداد (087/0 P=). در مقابل منجر به افزایش میزان درونسلولی PGC-1α شد (0001/0 P=).
نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد تمرین استقامتی با تنظیم عوامل مرتبط با سندرم متابولیک میتواند بهعنوان یک عامل کمککنندۀ دارویی مد نظر قرار گیرد.
زلیخا رحیمی، سعید شاملو کاظمی، علی همتی عفیف،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: ورزش هوازی متوسط و شدید تولید رادیکالهای آزاد را افزایش میدهد، و در مقابل، استفاده از مکملهای آنتیاکسیدانی همچون عصارۀ هستۀ انگور (GSE) یکی از روشهای مقابله با استرس اکسیداتیو پیشنهاد شده است. بر این اساس، هدف از پژوهش حاضر تعیین اثرات همزمان مداخلات تمرین ترکیبی و عصارۀ هستۀ انگور بر برخی عوامل استرس اکسیداتیو و آنتیاکسیدانی زنان یائسه مبتلابه دیابت نوع دو بود.
روشها: مطالعۀ حاضر بهصورت کارآزمایی بالینی بر روی 80 نفر زن مبتلا به دیابت نوع دو اجرا گردید، که بهصورت تصادفی به چهار گروه (20 نفری) تقسیم شدند: کنترل، تمرین، GSE، تمرین+GSE. پروتکل تمرین ترکیبی شامل تمرین هوازی (20 دقیقه دویدن بر روی نوار گردان با شدتی معادل 60 تا 70 درصد ضربان قلب ذخیره) و قدرتی (با شدتی معادل 70 درصد یک تکرار بیشینه) بود، که هشت هفته (پنج روز/هفته) اجرا شد. مکمل GSE در قالب کپسولهای 200 میلیگرمی بهصورت روزانه (صبح و ظهر) مصرف شد. نمونهگیری خونی (پنج سیسی) پیش و پس از هشت هفته مداخلات دریافت شد. بهمنظور تعیین پذیرش یا رد فرضیۀ صفر درونگروهی و بینگروهی از آزمون آنالیز واریانس دوراهه، و برای تعیین گروههای متفاوت از تست تعقیبی توکی، توسط نسخۀ 25 SPSS استفاده شد (05/0 P≤).
یافتهها: مقادیر ظرفیت آنتیاکسیدانی کل و گلوتاتیون احیای سرم در گروههای GSE و تمرین+GSE در مقایسه با گروههای کنترل و تمرین افزایش معناداری داشت (001/0P= ). سطوح مالون دیآلدئید سرم در گروه GSE در مقایسه با گروههای کنترل و تمرین، کاهش معناداری نشان داد (001/0P= ).
نتیجهگیری: بهنظر میرسد که مداخلۀ عصارۀ هستۀ انگور نسبت به تمرین ترکیبی در کاهش استرس اکسیداتیو مؤثرتر است، و مصرف این عصاره بهتنهایی و نیز همراه با اجرای تمرین ترکیبی بر افزایش مقادیر ظرفیت آنتیاکسیدانی تام و گلوتاتیون احیاء تأثیر معناداری دارد.
خدیجه ضامنی جعفرکلائی، محمدرضا اسماعیل زاده طلوعی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر بازی تناوبی شدید و تمرین تناوبی شدید بر شاخصهای ترکیب بدن، عملکردی و نیمرخ چربی دختران دارای اضافهوزن و چاقی 10 تا 12 صورت گرفت.
روشها: در پژوهش نیمهتجربی حاضر، 30 دختر (میانگین قد 32/5 ± 26/149 متر، وزن 65/7 ± 41/67 کیلوگرم و نمایۀ تودۀ بدنی 3/2 ± 14/30 کیلوگرم بر مجذور متر) دارای اضافهوزن و چاقی بهطور تصادفی در گروههای تمرین تناوبی شدید (10 نفر)، بازی تناوبی شدید (10 نفر) و کنترل (10 نفر) قرار گرفتند. برنامههای تمرین بهمدت هشت هفته، سه جلسه در هفته با تمرینات چهار دقیقهای با شدت بالا (90 -85 درصد ضربان قلب حداکثر) و بهبودی سه دقیقهای (75-65 درصد ضربان قلب حداکثر) با چهار تکرار انجام شد که در تمرینات تناوبی شدید به شکل دویدن و در بازی تناوبی شدید به شکل بازی صورت گرفت. نمونههای خونی جهت اندازه-گیری سطوح سرمی نیمرخ چربی (48 ساعت قبل و پس از مداخله) گرفته شد.
یافتهها: هر دو گروه تناوبی شدید و بازی تناوبی شدید در مقایسه با گروه کنترل در مقادیر توان هوازی و لیپوپروتئین با چگالی بالا (HDL)افزایش (001/0 >P) و در مقادیر درصد چربی بدن، تری گلیسیرید ( TG)، کلسترول کل ( TC ) و لیپوپروتئین با چگالی کم (LDL) (010/0 >P) کاهش معناداری را نشان دادند و بین دو گروه تمرین در TG، LDL و HDL (01/0 >P) تفاوت معنادار بود که با افزایش HDL بیشتر و کاهش بیشتر TGو LDL. در گروه بازی تناوبی همراه بود.
نتیجهگیری: بازی تناوبی شدید میتواند بهعنوان راهکار مناسبتری جهت بهبود نیمرخ چربی دختران دارای اضافه وزن و چاقی پیشنهاد شود.
زهرا همتی فارسانی، عذرا محمدپناه اردکان، زهرا حیدری، زهرا رئیسی فیل آبادی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: پروتئینهای التهابی کمپلمان C3 و اینترلوکین 1بتا (IL-1β ) به طور قابلتوجهی در آسیب شناسی دیابت نوع دو (T2D) و بیماری آلزایمر دخیل هستند. از طرفی بررسی اهمیت زمان انجام تمرینات هوازی (روشنایی و تاریکی) به درک بهتر چگونگی تأثیر زمانبندی تمرینات بر شاخصهای التهابی مرتبط با بیماریهای عصبی در زنان مسن مبتلا به T2D کمک میکند لذا این پژوهش درصدد بررسی اثر زمان تمرین هوازی بر عوامل C3 و IL1β در زنان سالمند مبتلا به T2D بود.
روشها: در این مطالعۀ نیمهتجربی، 45 زن مبتلا به T2D با میانگین سـنی 07/5 ± 60 سال در گروههای تمرین (مرحله روشنایی و تاریکی)، و کنترل (هر گروه 15 نفر) تقسیم شدند. تمرین هوازی بهمدت 12 هفته، با شدت متوسط (60 تا 70 درصد ضربان قلب ذخیره) اجرا شد. سطوح پروتئینها (C3 و IL1β) قبل و بعد از مداخله با روش الایزا اندازهگیری شد. اطلاعات با استفاده از نرمافزار SPSS27 و با روش ANOVA تک خطی با سطح معنیداری 05/0 درصد ارزیابی شدند.
یافتهها: کمپلمان C3 در گروه تمرین هوازی در مرحله تاریکی نسبت به گروه کنترل کاهش داشت (0083/0 P=). همچنین نتایج نشان داد که تمرین هوازی در مرحله تاریکی منجر به کاهش معنیدار سطوح C3 (0028/0 P=) و IL-1β (0045/0 P=) نسبت به پیشآزمون شد.
نتیجهگیری: تمرین هوازی در مرحله تاریکی بهطور مؤثر سطح پروتئین التهابی C3 وIL-1β را در زنان مسن مبتلا به دیابت نوع 2 کاهش داد و احتمالاً میتواند بهعنوان یک راهبرد مهم در مدیریت این بیماری در نظر گرفته شود.
شاهین ریاحی ملایری، محمد علی آذربایجانی، نسترن امینی، آزاده عبداله زاده،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: مقاومت به انسولین در اختلالاتی مانند چاقی، دیابت، بیماریهای قلبی و سندرم متابولیک نقش اساسی دارد. فعالیت بدنی منظم و مصرف گیاهان دارویی از راهکارهای مهم کاهش و کنترل آن است. زنجبیل به دلیل ترکیبات فیتوشیمیایی مؤثر بر مسیر پیام رسانی انسولین مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. با وجود پژوهشهای متعدد، تحلیل کتابسنجی در زمینه اثر تمرین و مکمل زنجبیل بر مقاومت به انسولین انجام نشده بود، ازاینرو مطالعه حاضر با هدف تحلیل روند مطالعات ایرانی در این حوزه انجام شد.
روشها: در یک مرور کتابسنجی، واژه های کلیدی «تمرین»، «مکمل زنجبیل» و «مقاومت به انسولین» در پایگاه مگیران جستجو شد. با توجه به معیارهای ورود 13 مقاله واجد شرایط انتخاب و دادههای مستخرج از آنها شامل الگوی نویسندگی، همکاری، نویسندگان و مؤسسات پُرکار، مجلات برگزیده و روند مطالعات و کلمات کلیدی متداول با فرمت RIS از پایگاه مگیران استخراج شده و با استفاده از نرمافزار VOSviewer مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد 36 نویسنده به طور متوسط 89/0 ± 23/3 در نگارش مقالات همکاری داشتند. 54% از مقالات توسط اعضای هیئت علمی دانشگاههای دولتی و 46% توسط دانشگاههای آزاد منتشر شدهاند. پُرتکرارترین واژه های کلیدی شامل «زنجبیل»، «مقاومت به انسولین»، «چاقی»، «دیابت ملیتوس»، «آیریزین» و «پراکسیداسیون لیپیدی» بودند.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعۀ کتابسنجی نشان داد که ترکیب تمرینات ورزشی با مکمل زنجبیل بیشترین تأثیر را در کاهش مقاومت به انسولین داشته است. بهطور خاص، 84% از مقالات نشاندهنده اثر مثبت تمرینات ترکیبی (تمرینات مقاومتی و هوازی) به همراه مکمل زنجبیل بر کاهش مقاومت به انسولین بودهاند. این تمرینات در مقایسه با سایر انواع تمرینات، بیشترین تأثیر را بر بهبود پروفایل گلیسمی و ترکیب بدنی داشتهاند. همچنین، تمرینات هوازی و تناوبی شدید (HIIT) نیز اثرات مثبتی را در کاهش مقاومت به انسولین نشان دادهاند، اما به اندازه تمرینات ترکیبی مؤثر نبودهاند. همچنین، با توجه به ارتباط مقاومت به انسولین با بیماریهای مختلف، انجام مطالعات بیشتر بر روی جمعیتهای آماری متنوع و افراد مبتلا به انواع بیماریها احساس میشود.
.
امید ظفرمند، رحمان سوری،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: تمرینات ورزشی به عنوان یک راهکار عملی، نقش مهمی در کاهش کمرین، واسپین و بهبود ترکیب بدنی و پیشگیری از عوارض اضافه وزن و چاقی دارند. لذا هدف مطالعه حاضر، بررسی اثر تمرینات ورزشی بر کمرین، واسپین و ترکیب بدنی در افراد دیابتی نوع دو بود.
روشها: جستجوی نظام مند مقالات انگلیسی و فارسی منتشر شده از پایگاههای اطلاعاتی پابمد ، وب اوساینس، اسکوپوس، گوگل اسکالر، ایرانداک، مگیران، نورمگز و سید تا 15 آذرماه 1403 (4 ژانویه 2025) انجام شد. تفاوت میانگین و فاصله اطمینان 95 درصد با استفاده از مدل اثر تصادفی محاسبه شد. ناهمگونی با استفاده از آزمون (I2) و سوگیری انتشار با تحلیل بصری فونل پلات و آزمون Egger بررسی شدند.
یافتهها: در مجموع 15 مطالعه (با 19 مداخله تمرینی) و 440 آزمودنی دیابتی نوع دو فراتحلیل شدند. نتایج نشان داد که تمرینات ورزشی سبب تغییر غیرمعنادار کمرین [202/0 P= ،(453/2- الی 518/0)Ng/ml 967/0- =SMD]، نمایۀ تودۀ بدن (BMI ) [064/0 P= ،(470/0- الی 013/0) 228/0- =SMD]، نسبت دور کمر به دور لگن (WHR) [054/0 P= ،(773/0- الی 007/0) 038/0- =SMD] و درصد چربی بدن [795/0 P= ،(524/0- الی 685/0) 080/0 =SMD] نسبت به گروه کنترل در افراد دیابتی نوع دو شد. اما تمرین ورزشی سبب کاهش معنادار واسپین [047/0 P= ،(789/1- الی 010/0-)Ng/ml 904/0- =SMD] شد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که تمرینات ورزشی موجب کاهش معنادار سطح واسپین در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو میشود، در حالی که تأثیر معناداری بر کمرین، شاخصهای ترکیب بدن و شاخصهای ترکیب بدنی (شاخص توده بدنی، درصد چربی بدن و نسبت دور کمر به دور لگن) ندارد. به نظر میرسد تمرین بدنی از طریق تعدیل سطوح واسپین بتواند در بهبود وضعیت متابولیک بیماران دیابتی نوع دو نقش مؤثری ایفا کند.
افشین خمان حاتمی، کمال عزیزبیگی، ظاهر اعتماد، پروین فرزانگی،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: سالمندی با سارکوپنی و همچنین استرس اکسیداتیو ناشی از فروپتوزیس همراه است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر تمرینات هوازی بر استرس اکسیداتیو ناشی از فروپتوزیس در موشهای مدل سارکوپنی بود.
روشها: تعداد 21 سر موش آزمایشگاهی نژاد C57BL/6 (24-16هفته) مدل سارکوپنی با میانگین وزنی (35-25 گرم) و همچنین 21 سر موش سالم (7-6 هفته) بهطور تصادفی در گروههای (1) کنترل سالم- جوان (7 =n) (2) تمرین هوازی- جوان (7 =n) (3) کنترل پیر- سالم (7 =n)، (4) کنترل پیر- مدل سارکوپنی (7 =n) (5) تمرینات هوازی- پیر سالم (7 =n) (6) تمرینات هوازی- پیر مدل سارکوپنی (7 =n) قرار داده شدند. گروه مداخله تمرینات هوازی را به مدت هشت هفته و هفتهای پنج جلسه با شدت 80-60 درصد توان هوازی انجام دادند. بیان ژن آنزیم گلوتایتون پراکسیداز (GPX-4) و سوپر اکسید دسموتاز (SOD) و با استفاده از روش Real Time PCR سنجش شد. همچنین غلظت مالون دیآلدئید (MDA) و Fe2+ در عضلۀ دوقلو اندازهگیری شد.
یافتهها: مشاهده شد بیان ژن آنزیمهای SOD و GPX-4 در گروه پیر مدل سارکوپنی بهطور معنیداری در مقایسه با گروه پیر کنترل سالم کاهش (بهترتیب 001/0P= ، 002/0P= ) و غلظت MDA و Fe2+ بهطور معنیداری افزایش یافت (بهترتیب 001/0 P= ؛002/0P= ). همچنین بیان ژن آنزیمهای SOD و GPX-4 در گروههای تمرینات هوازی در مقایسه با گروههای کنترل افزایش معنیدار (بهترتیب 001/0P= ؛ 002/0P= ) و غلظت MDA و Fe [2+] کاهش معنیدار داشت (بهترتیب 001/0 P= ؛002/0P= ).
نتیجهگیری: در نهایت میتوان گفت تمرینات هوازی از طریق افزایش بیان ژن آنزیمهای GPX-4 و SOD و کاهش غلظت مالون دیآلدئید و Fe2+ فشار اکسیداتیو ناشی از فروپتوزیس را در وضعیت سارکوپنی کاهش دهد.
منصوره کریمی، فاطمه شرفی فرد، فاطمه کاظمی نسب،
دوره 25، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: سندرم متابولیک در کودکان و نوجوانان چاق خطر ابتلا به بیماری های قلبی عروقی و دیابت نوع دو را افزایش میدهد. تحقیقات نشان میدهد که تمرین ورزشی میتواند سلامت قلب و عروق را در این جمعیت بهبود بخشد. هدف این فراتحلیل ارزیابی تأثیر تمرینات ورزشی بر این عوامل خطر در کودکان و نوجوانان چاق مبتلا به سندرم متابولیک است.
روشها: جستجوی سیستماتیک مقالات انگلیسی و فارسی از پایگاههای PubMed، Web of Science و Scopus بدون محدودیت زمانی تا ماه (می) ۲۰۲۴ انجام شد. در تحلیل دادهها، از مدل اثر تصادفی برای محاسبه تفاوت میانگین وزنی (WMD)، اختلاف میانگین استاندارد شده (SMD) و فاصله اطمینان ۹۵ درصد (CI) استفاده شد. همچنین، ناهمگونی مطالعات با آزمون I² ارزیابی شد.
یافتهها: نتایج 6 مطالعه با 1761 آزمودنی نشان داد که تمرین ورزشی سبب کاهش معنادار وزن بدن [001/0=P،kg 32/6- =WMD]، دورکمر [001/0=P،cm 11/9- =WMD]، لیپوپروتئین با چگالی پایین (LDL) [001/0=P، mmol/L52/0- =WMD]، کلسترول تام (TC) [001/0=P ،mmol/L 65/0- =WMD]، تریگلیسرید (TG) سرمی [001/0=P،mmol/L 56/0- =WMD]، گلوکز ناشتا [03/0=P، mmol/L 19/0- =WMD]، انسولین ناشتا [001/0=P، 01/1- =SMD] و شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR) [001/0=P،60/1- =WMD] نسبت به گروه کنترل در کودکان و نوجوان چاق مبتلا به سندرم متابولیک میشود.
نتیجهگیری: مداخلات ورزشی سبب کاهش وزن بدن، دورکمر، فشارخون و بهبود پروفایل چربی از جمله LDL، TC و TG سرمی در کودکان و نوجوانان چاق مبتلا به سندرم متابولیک میشود، اما تأثیر قابل توجهی بر غلضت HDL سرمی ندارد. بنابراین برای کاهش عوامل خطر قلبی- عروقی و بهبود شرایط متابولیک، اجرای مداخلات ورزشی بلندمدت ضروری است.
خدیجه ملایی، مهدی مقرنسی، امید ظفرمند،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1405 )
چکیده
مقدمه: چاقی یکی از عوامل ایجاد کننده دیابت است، از طرفی دیگر تمرینات ورزشی به همراه مصرف مکمل دارچین، بهعنوان شیوهای مهم در کنترل و پیشگیری از چاقی و عوارض ناشی از آن مانند دیابت و مقاومت به انسولین توصیه شده است. لذا هدف مطالعۀ حاضر، بررسی اثر ترکیبی تمرین ورزشی و مصرف مکمل دارچین بر شاخصهای گلایسمی در افراد چاق و دیابتی نوع دو است.
روشها: جستجوی سیستماتیک مقالات انگلیسی و فارسی منتشر شده از پایگاههای اطلاعاتی PubMed ، Web of Science، Scopus، Magiran،Google Scholar ، Nor Mags، Irandoc و Sidتا ژانویه سال 2025 انجام شد. تفاوت میانگین و فاصله اطمینان 95% با استفاده از مدل اثر تصادفی محاسبه شد. ناهمگونی با استفاده از آزمون (I2) و سوگیری انتشار با تحلیل بصری فونل پلات و آزمون Egger بررسی شدند.
یافتهها: در مجموع 11 مطالعه با 230 آزمودنی چاق و دیابتی نوع دو فراتحلیل شدند. نتایج نشان داد که ترکیب تمرین ورزشی و مصرف مکمل دارچین سبب کاهش معنادار گلوکز ]001/0P= ،(599/19- الی 034/7-) 317/13- = [WMDو مقاومت به انسولین ]001/0P= ،(577/1- الی 618/0-) 098/1- = [WMDنسبت به گروه کنترل در افراد چاق و دیابتی نوع دو شد. درحالیکه انسولین ]060/0P= ،(333/4- الی 088/0) 123/2- = [WMDتغییر معنادار نداشت.
نتیجهگیری: نتایج فراتحلیل حاضر نشان داد که ترکیب تمرین ورزشی و مصرف مکمل دارچین در افراد چاق و دیابتی نوع دو موجب بهبود گلوکز و مقاومت به انسولین میشود و این اثرات مفید با تغییر در انسولین همراه نیست.