جستجو در مقالات منتشر شده


38 نتیجه برای بارداری

محمدرضا مهاجری تهرانی، مریم پرویزی، سهیلا امینی مقدم، رامین حشمت، زهرا شعبان نژاد خاص، مریم اعلاء، حمیدرضا آقایی میبدی، ساسان عباس شرقی، باقر لاریجانی،
دوره 9، شماره 4 - ( 6-1389 )
چکیده

مقدمه: برخی مطالعات در زمینه شیوع دیابت بارداری (GDM) در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی‌کیستیک(PCO) ، حاکی از آن است که خطر بروز GDM در زنان مبتلا به PCO بیشتر از افرادی است که از این اختلال رنج نمی‌برند. از آنجایی که نژاد عامل موثری در ارتباط بین دیابت بارداری و سندرم تخمدان پلی‌کیستیک می‌باشد، مطالعه حاضر به منظور بررسی ارتباط بین سندرم تخمدان پلی‌کیستیک و دیابت بارداری، در زنان ایرانی با سابقه دیابت بارداری در بیمارستان شریعتی تهران انجام شد.
روش‌ها: نمونه‌ها شامل 20 زن دارای سابقه دیابت بارداری و 24 زن بدون سابقه دیابت بارداری بودند که از بین مراجعین به درمانگاه پره ناتال بیمارستان شریعتی بطور اتفاقی انتخاب شده و پس از گذشت 2 سال از زایمان مورد بررسی قرار گرفتند. بررسی‌های انجام شده شامل معاینات بالینی، بررسی‌های آزمایشگاهی و انجام سونوگرافی شکمی به منظور بررسی مورفولوژی تخمدان‌ها بود. معیارهای تشخیصیNational institute of Health))  NIHو Rotterdam برای تشخیص سندرم تخمدان پلی‌کیستیک مورد استفاده قرار گرفتند.
یافته‌ها: شیوع سندرم تخمدان پلی کیستیک در گروه دارای سابقه دیابت بارداری بیشتر از گروه بدون سابقه دیابت بارداری بود (45% درمقابل25%). مورفولوژی پلی کیستیک در تخمدان‌ها و هیرسوتیسم در گروه مبتلا به دیابت بارداری در مقایسه با گروه دیگر بالاتر بود. سطوح سرمی قند ناشتای خون، لیپید، HbA1c و انسولین ناشتای خون نیز در این گروه بالاتر بود.
نتیجه‌گیری: در این مطالعه شیوع بالاتری از سندرم تخمدان پلی کیستیک و اختلالات متابولیک در زنان دارای سابقه دیابت بارداری مشاهده شد که بیانگر ارتباط بین این دو بیماری در زنان ایرانی می‌باشد و بر اساس توصیه ADA، غربالگری زود هنگام بیماران دارای سندرم تخمدان پلی کیستیک از نظر ابتلا به دیابت بارداری در تشخیص زودرس این عارضه، ضروری است.


مانی میرفیضی، امیر عباس آذریان، مهیار میرحیدری،
دوره 9، شماره 4 - ( 6-1389 )
چکیده

مقدمه: دیابت بارداری یا اختلال در متابولیسم کربوهیدرات‌ها اختلالی است که نخستین بار در دوران حاملگی شروع یا تشخیصی داده می‌شود و در صورت عدم تشخیص به موقع می‌تواند سبب بروز عوارض جدی برای مادر و جنین شود. با توجه به اهمیت این مساله و تفاوت فراوانی و عوامل خطرساز آن در مناطق مختلف، انجام این تحقیق ضروری به نظر می‌رسید. هدف از این مطالعه مقطعی تعیین فراوانی دیابت بارداری و عوامل خطرساز آن در زنان باردار ساکن شهر کرج بود.
روش‌ها: این مطالعه بر روی 668 زن باردار در هفته‌های 28-24 بارداری در سطح درمانگاه‌های شهر کرج انجام شد. زنان شرکت کننده ابتدا تحت آزمون غربالگری قند خون (50 گرم گلوکز خوراکی) قرار گرفته و در  صورت دارا بودن قند خون یک ساعته بیشتر از 135 mg/dl، با آزمون تشخیصی تحمل گلوکز خوراکی (100گرم) مجدداً بررسی شدند. افراد شرکت کننده در صورت داشتن ملاک‌های دیابت بارداری (مطابق با معیار کارپنتر و کوستان) مثبت در نظر گرفته شدند. کلیه زنان همچنین با اخذ شرح حال از نظر وجود عوامل خطر دیابت تحت بررسی قرار گرفتند.
یافته‌ها: مطابق یافته‌ها، فراوانی دیابت بارداری در جمعیت مورد مطالعه 6/18% بود. مهمترین عوامل خطرساز شناسایی شده در جمعیت فوق به ترتیب شامل سابقه ماکروزومی (47/10 = OR)، سابقه فامیلی دیابت در اقوام درجه اول (37/2 = OR) و سن بالای 25 سال (30/2 = OR) بود. در بررسی عوامل خطرساز، مشخص شد شانس بروز دیابت بارداری در زنان فاقد هر گونه عامل خطر معادل 73/0%، با وجود یک عامل خطر شانس بروز دیابت بارداری تقریباً 2 برابر معادل 68/1% و در صورت وجود دو عامل خطرساز، 25/7 % بود.
نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‌ها و فراوانی  دیابت بارداری در شهر کرج و همچنین عوامل خطر شناسایی شده، انجام غربالگری کلیه زنان باردار در هفته‌های 28-24 از نظر دیابت بارداری ضروری به نظر می‌رسد.


ندا رضوان، محمدجواد حسین‌زاده عطار، اشرف معینی، بنفشه گلستان، لیلا جانانی، مریم مظاهریون، آرش حسین‌نژاد،
دوره 10، شماره 1 - ( 10-1389 )
چکیده

Normal 0 false false false مقدمه: شواهد موجود نشان می‌دهند که ویسفاتین نقش مهمی در تنظیم هموستاز گلوکز و حساسیت به انسولین دارد. هدف از این مطالعه بررسی سطح غلظت سرمی ویسفاتین با دیابت بارداری و ارتباط آن با برخی از متغیرهای تن‌سنجی و پروفایل‌های چربی و قندخون بود.
روش‌ها: در این پژوهش مقطعی، 70 زن باردار بین هفته 24 تا 28 بارداری مورد بررسی قرار گرفتند. 35 زن مبتلا به دیابت بارداری و 35 زن باردار سالم به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. این افراد از لحاظ توده بدنی و سن در دو گروه جور شدند. غربالگری با آزمون تحمل 50 گرم گلوکز خوراکی انجام شد. تشخیص دیابت بارداری براساس معیار کارپنتروکوستان صورت گرفت. از تست‌های قندخون ناشتا و تست تحمل 100 گرم گلوکز خوراکی به منظور کمک به تشخیص دیابت بارداری استفاده شد.
یافته‌ها: میزان ویسفاتین سرم در افراد مبتلا به دیابت بارداری به طور معنی‌داری پایین‌تر (ng/ml 47/0 ± 29/5 در مقابل ng/ml 53/0 ± 76/7، 05/0< P) از گروه باردار سالم بود. ارتباط آماری معنی‌داری بین سطح ویسفاتین سرم و سایر متغیرهای نمایه توده بدنی، وزن، قد، سن، پروفایل چربی، فشارخون سیستول و دیاستول، انسولین و HOMA مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که سطح ویسفاتین سرم مبتلایان به دیابت بارداری در مقایسه با گروه کنترل کمتر است. این نتایج ارتباط احتمالی غلظت ویسفاتین را با ابتلا به دیابت بارداری نشان می‌دهد. هرچند مطالعات بیشتری در این زمینه برای آشکارشدن سازوکار آدیپوکین‌ها در پیشگویی ابتلا به دیابت بارداری مورد نیاز است.


سمانه عنایتی، آرش حسین‌نژاد، فیروزه بیرامی جمال، ژیلا مقبولی،
دوره 11، شماره 1 - ( 10-1390 )
چکیده

مقدمه: دیابت بارداری، یک اختلال هتروژن است که فاکتورهای مختلف محیطی و ژنتیکی در تعامل با یکدیگر مسبب آنند. به دلیل طبیعت هتروژنی که دیابت و دیابت بارداری دارند، ریسک الل‌ها یا ژن‌های مختلفی ممکن است در انواع مختلف دیابت و دیابت بارداری نقش داشته باشند. هدف از این مطالعه بررسی همراهی واریانت دیابتوژنیک R325W ژن SLC30A8 با دیابت بارداری و عوامل خطر ساز آن می‌باشد.
روش‌ها: این مطالعه از نوع مورد- شاهد است. پلی‌مورفیسم R325W ژن (rs13266634) SLC30A8 با استفاده از PCR-RFLP در 114 زن نرمال و 87 زن با دیابت بارداری تعیین ژنوتیپ گردید. توزیع ژنوتیپی و فنوتیپ‌های مربوط به دیابت بارداری بین بیماران دیابت بارداری و کنترل ارزیابی گردید.
یافته‌ها: پلی مورفیسم R325W ژن SLC30A8 به طور معنی‌داری (006/0=P) با خطر دیابت بارداری ارتباط داشت.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه پیش رو نشان می‌دهد که پلی‌مورفیسم ژن SLC30A8 از جمله عوامل ژنتیکی است که با نسبت شانس 18/3 (فاصله اطمینان 95%: 19/8- 23/1) می‌تواند در افزایش خطر دیابت بارداری سهیم باشد. با وجود بالاتر بودن میزان مقاومت به انسولین و غلظت قند خون ناشتا در ژنوتیپ CC نسبت به سایر ژنوتیپ‌ها، اما اختلاف معنی‌داری بین پارامترهای بیوشیمیایی مورد سنجش و این پلی‌مورفیسم مشاهده نشد.


مهدیه آخوندان، پروین میرمیران، بهرام رشیدخانی، گلاله اصغری،
دوره 11، شماره 3 - ( 12-1390 )
چکیده

Normal 0 false false false مقدمه: ترکیب برنامه غذایی اثر مهمی بر فعالیت انسولین در طی بارداری دارد. با این حال بیشتر مطالعات به نقش هر یک از مواد مغذی در دیابت بارداری پرداخته اند. لذا این مطالعه با هدف بررسی ارتباط دیابت بارداری با الگوهای غذایی قبل از بارداری انجام شد.
روش‌ها: در این مطالعه 123 مادر باردار مبتلا به دیابت بارداری در گروه مورد و 269 مادر باردار سالم در گروه شاهد بررسی شدند. اطلاعات برنامه غذایی یک سال قبل بارداری این افراد از طریق تکمیل پرسشنامه بسامد خوراک جمع آوری شد.
یافته‌ها: توسط روش آنالیز عاملی، دو الگوی غذایی به دست آمد. الگوی غذایی سالم با مصرف بالاتر روغن های مایع، حبوبات، مغزها، میوه ها، مرغ و ماهی، غلات کامل و غلات تصفیه و الگوی غذایی غربی با مصرف بالای شیرینی ها، مربا و کمپوت، مایونز، نوشابه ها، میان وعده های شور، چربی های جامد، لبنیات پرچرب، سیب زمینی، اعماء و احشا، تخم مرغ، گوشت قرمز، غذاهای آماده، چای و قهوه شناسایی شد. امتیاز حاصله در هر الگو بر اساس میانه تقسیم بندی شد. امتیاز بالاتر در الگوی غذایی غربی (دسته بالاتر از میانه) با افزایش خطر ابتلا به دیابت بارداری ارتباط مثبت نشان داد (04/3-27/1 CI: 95% ، 97/1OR:). این نسبت پس از تعدیل اثر عوامل مخدوشگر همچنان معنادار بود (72/2-40/1CI: 95% ، 68/1OR:).
نتیجه‌گیری: در این مطالعه ارتباط مثبت الگوی غذایی غربی با افزایش خطر دیابت بارداری مشاهده شد. به نظر می رسد با تغییر در الگوهای غذایی بتوان خطر دیابت بارداری را به ویژه در زنانی که الگوی غذایی غربی مصرف می کنند، کاهش داد.


مینو باقری، هاله صدرزاده یگانه، احمدرضا درستی مطلق، محمدرضا اشراقیان، الهام کاظمیان، محمد آقائی نژاد،
دوره 11، شماره 4 - ( 3-1391 )
چکیده

Normal 0 false false false مقدمه: ابزار وضعیت رضایت از وزن برای چاقی (BIA-O)، ابزاری مفید جهت بررسی وضعیت رضایت از وزن در گروه‌های مختلف از جمله افراد چاق می‌باشد. به علت وابسته بودن فاکتور وضعیت رضایت از وزن به عوامل مختلفی از جمله فرهنگ، جهت استفاده از ابزار BIA-O در زنان باردار ایرانی، اعتبار سنجی این ابزار در جمعیت ذکر شده ضرورت دارد. این بررسی با هدف تعیین روایی و پایایی ابزار BIA-O در زنان باردار انجام شد.
روش‌ها: در مطالعه مقطعی حاضر، تعداد 78 مادر باردار 39-15 ساله جهت شرکت در آزمون روایی و تعداد 75 مادر باردار 45-19 ساله جهت شرکت در آزمون پایایی به طور تصادفی از بین مادران باردار مراجعه کننده به مرکز مراقبت‌های دوران بارداری بیمارستان‌های شهید اکبر آبادی و میرزا کوچک خان انتخاب شدند. نمونه‌های مورد مطالعه نیمرخ‌های ابزار BIA-O را که نشان دهنده وزن قبل بارداری، وزن ایده آل و وزن منطقی از نظر آنها بود، انتخاب کردند. در آزمون روایی پرسشنامه شکل بدن (BSQ) نیز توسط نمونه‌ها تکمیل شد. جهت سنجش پایایی ابزار BIA-O دو بار در مورد نمونه‌ها با فاصله 30 دقیقه به کار گرفته شد. داده‌ها با آزمون‌های همبستگی پیرسون و همبستگی اسپیرمن آنالیز شدند.
یافته‌ها: در آزمون روایی، 2 مقیاس نارضایتی از وزن محاسبه شده با ابزار BIA-O همبستگی بالایی را با مقیاس BSQ نشان داد (76/0 =r و 72/0 =r، 0001/0P<). در آزمون پایایی ضرایب همبستگی آزمون مجدد برای مقیاس‌های وزن قبل بارداری، وزن ایده آل و وزن منطقی، به ترتیب 91/0، 76/0 و 70/0 به دست آمد که در مورد هر سه مقیاس، آزمون همبستگی از نظر آماری معنی‌دار بود (0001/0> P).
نتیجه‌گیری: در این مطالعه روایی و پایایی ابزار BIA-O مورد تایید قرار گرفت و این ابزار به عنوان ابزاری مناسب جهت اندازه‌گیری میزان رضایت از وزن قبل از بارداری مادران باردار شناخته شد.


پروانه صانعی، سیدسعید خیاط‌ زاده، ذات‌اله عاصمی، زهره طبسی، منصوره صمیمی، طاهرا فهیمی‌نژاد، احمد اسماعیل‌زاده،
دوره 12، شماره 1 - ( 10-1391 )
چکیده

مقدمه: دیابت بارداری باعث افزایش خطر بسیاری از بیماری‌ها در مادر و جنین می‌شود و دست یابی به یک رژیم غذایی مناسب برای درمان این اختلال از اولویت‌های سیستم‌های بهداشتی می‌باشد. هدف از این مطالعه، ارزیابی اثر رژیم غذایی کاهنده فشار خون (Dietary Approach to Stop Hypertension: DASH) بر تحمل گلوکز و شاخص‌های لیپیدی در زنان مبتلا به دیابت بارداری.
روش‌ها: در این کارآزمایی بالینی کنترل شده تصادفی شده، 34 زن مبتلا به دیابت بارداری به طور تصادفی در دوگروه کنترل
(17 نفر) و مصرف کننده رژیم غذایی DASH (17 نفر) برای مدت 4 هفته قرار گرفتند. هر دو رژیم غذایی حاوی 55-45 درصد کربوهیدرات، 20-15 درصد پروتئین و 30-25 درصد چربی بودند؛ رژیم غذایی DASH غنی از میوه جات، سبزیجات، غلات کامل، لبنیات کم چرب بود و مقادیر کمتری از چربی‌های اشباع، کلسترول و غلات تصفیه شده با سطح سدیم کمتر از 2400 میلی‌گرم/روز را شامل می‌شد. برای اندازه‌گیری قند خون ناشتا و شاخص‌های لیپیدی، نمونه خون ناشتا گرفته شد. از شرکت کنندگان تست تحمل گلوکز خوراکی 3 ساعته هم گرفته شد و قند نمونه‌های خون دقایق 60، 120 و 180 اندازه‌گیری شدند.
یافته‌ها: تبعیت از رژیم غذایی DASH در مقایسه با رژیم کنترل، باعث کاهش قند خون در 60 دقیقه بعد (02/0P=)، 120 (001/0P=)، 180 دقیقه بعد (002/0P=) در تست تحمل گلوکز خوراکی شد. میانگین تغییرات برای کلسترول تام سرم (01/0P=)، LDL-کلسترول (007/0P=)، تری گلیسیرید (01/0P=) به طور معناداری بین دو رژیم غذایی متفاوت بود. به علاوه رژیم غذایی DASH اثر مطلوبی بر فشار خون سیستولیک گذاشته بود (001/0P=).
نتیجه‌گیری: مصرف رژیم غذایی DASH برای 4 هفته در بیماران مبتلا به دیابت بارداری باعث اثرات سودمندی بر تحمل گلوکز و شاخص‌های لیپیدی در مقایسه با رژیم کنترل شد.


فاطمه محمدزاده، الهام مبشری، سمیرا عشقی‌نیا، وحیده کاظمی‌نژاد، محمدعلی وکیلی،
دوره 12، شماره 3 - ( 12-1391 )
چکیده

مقدمه: دیابت بارداری اختلال متابولیکی است که با عدم تحمل کربوهیدرات برای اولین بار در دوران بارداری شروع یا تشخیص داده می‌شود. در ایران اطلاعات محدودی در مورد شیوع و عوامل خطر این بیماری از برخی نقاط وجود دارد. هدف از این مطالعه جمع‌آوری اطلاعات در مورد شیوع و عوامل خطر این بیماری در شهر گرگان بود.
روش‌ها: در این مطالعه کل زنان باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی گرگان به تعداد 1276 نفر به صورت سرشماری وارد مطالعه شدند. ابتدا پرسشنامه‌ای شامل اطلاعات دموگرافیک برای تمام افراد تکمیل و سپس تمام افراد در هفته 28-24 تحت تست GCT قرار گرفتند. در صورت وجود حداقل یک عامل خطر، در اولین ویزیت، تست درخواست شد. در صورت قند خون mg/dl130≤، تست OGTT انجام و طبق معیار کارپنتر و کوستان تشخیص دیابت بارداری گذاشته شد.
یافته‌ها: از کل افراد مورد مطالعه 200 نفر یعنی 8/15% (8/17%-8/13%CI:) دارای تست GCT مثبت و تعداد 62 نفر یا 9/4% (8/6%-7/3% CI:) مبتلا به دیابت بارداری بودند. از بین عوامل خطر مورد بررسی سن مادر، نمایه توده بدن، سابقه قند خون ناشتای مختل، فشار خون سیستولیک، سابقه فامیلی دیابت، سابقه ماکروزومی و سابقه قبلی دیابت بارداری با افزایش خطر ابتلا به دیابت بارداری ارتباط معنی‌دار داشت (05/0P<).
نتیجه‌گیری: دیابت بارداری در شهر گرگان از شیوع متوسطی برخوردار است و به نظر می‌رسد غربالگری انتخابی براساس عوامل خطر مرتبط با آن نسبت به غربالگری همگانی ارحج باشد.

شکوه اردوخانی، فرهاد زمانی، صدیقه مرادی،
دوره 12، شماره 4 - ( 2-1392 )
چکیده

مقدمه: حاملگی یک حالت مقاومت به انسولین در بافت‌های محیطی زن باردار القا می‌کند، از طرف دیگر، شیردهی ممکن است از ایجاد سندرم متابولیک در آینده پیشگیری نماید. با توجه به اهمیت سندرم متابولیک، هدف از این مطالعه، ارتباط تعداد حاملگی و طول مدت شیردهی با شیوع سندرم متابولیک در مادران 70-40 ساله بود. روش‌ها: اطلاعات کلیه مادران 40 تا 70 سال مرکز تحقیقات جمعیت آمل براساس چک لیست طراحی شده به دست آمده و سپس مادرانی که حداقل یک بار حاملگی داشته‌اند پس از کسب رضایت‌نامه وارد مطالعه شده و از نظر وجود سندرم متابولیک طبق معیارهای (Nationa Cholesterol Education Program, Panel III) NCEP.ATP III بررسی شدند. سایر اطلاعات نیز مانند سن، تعداد حاملگی، طول مدت شیردهی از طریق پرونده پزشکی مادران و پرسش از آنها استخراج شد. داده‌ها با استفاده از SPSS ویرایش 16 آنالیز شد. سطح معناداری آزمون‌ها p-value کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد. یافته‌ها: در نهایت 978 نفر وارد مطالعه شدند. میانگین سنی این افراد در زمان ورود به مطالعه 8/7±53/24 سال و میانگین نمایه توده بدنی افراد kg/m2 5/20±31/42 بود. از کل افراد، (3/31%) 306 بیمار دچار پرفشاری خون بودند و (9/38%) 380 نفر به دیابت مبتلا بودند. هر نفر به طور میانگین 26/2±71/4 حاملگی داشت. میانگین متوسط طول مدت شیردهی در کل مادران 53/19±55/81 ماه بود. در گروهی که 4 یا کمتر بارداری داشتند ارتباط معنی‌داری بین مدت شیردهی و سندرم متابولیک و اجزا آن به جز افزایش تری‌گلیسرید مشاهده نشد. در کل افراد مورد مطالعه نیزافزایش مدت زمان شیردهی ارتباط معنی داری با بروزسندرم متابولیک نداشت(9/0=P)، ولی تعداد حاملگی ارتباط آماری معنی دار مثبت با بروز سندرم متابولیک داشتند (00/0P=). نتیجه‌گیری: تعداد حاملگی‌های بیش از4 مورد علی‌رغم افزایش مطلق مدت شیردهی، ارتباط مستقیم و معنی‌داری با وجود سندرم متابولیک دارند.
فهیمه مزیدی شرف آبادی، هاله صدرزاده یگانه، مصطفی حسینی، آزاده نجارزاده، سهیلا میرزائیان،
دوره 12، شماره 4 - ( 2-1392 )
چکیده

مقدمه: مطالعه حاضر به منظور بررسی ارتباط میزان افزایش وزن در بارداری با تغییر وزن یک سال پس از زایمان در مقایسه با وزن قبل از بارداری در زنان یزدی انجام شد. روش‌ها: این مطالعه مقطعی بر روی 300 نفر زن یزدی که در یک سال پس از زایمان به مراکز بهداشتی مراجعه می‌کردند صورت گرفت. داده‌های تن‌سنجی به روش استاندارد اندازه‌گیری شد. وزن قبل از بارداری از پرونده بارداری استخراج گردید. اطلاعات زمینه‌ای با استفاده از پرسشنامه کتبی جمع‌آوری شد. افزایش وزن در دوران بارداری براساس توصیه‌های IOM طبقه‌بندی شد. تغییر وزن 5≤ کیلوگرم در یک سال پس از زایمان، تغییر وزن بیش از حد (SPPWR) تعریف شد. متغیرهای سن، تعداد زایمان، سن اولین زایمان، سن منارک، فاصله بین بارداری، مدت زمان تغذیه انحصاری کودک با شیر مادر، غذای اصلی کودک از شروع غذای کمکی تا یک سالگی در بررسی ارتباط تعدیل شدند. یافته‌ها: به ترتیب حدود 80، 55 و 20 درصد زنان چاق مبتلا به اضافه وزن و دارای وزن طبیعی بیشتر از مقادیر توصیه شده در بارداری وزن اضافه کرده بودند. 25% افراد مورد مطالعه تغییر وزن بیش از حد در مقایسه با وزن قبل از بارداری داشتند. افرادی که بیشتر از مقادیر توصیه شده وزن اضافه کرده بودند 100% شانس بیشتری برای SPPWR نسبت به افرادی که مطابق یا کمتر از مقادیر توصیه شده وزن اضافه کرده بودند، داشتند. نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه حاکی از وجود ارتباط مثبت بین میزان افزایش وزن در دوران بارداری و تغییر وزن پس از زایمان در مقایسه با وزن قبل از بارداری می‌باشد.
غزاله ولیپور، ذات‌اله عاصمی، منصوره صمیمی، زهره طبسی، سیما سادات صبیحی، پروانه صانعی، احمد اسماعیل زاده،
دوره 13، شماره 4 - ( 2-1393 )
چکیده

مقدمه: بر طبق دانش ما هیچ گزارشی مبنی بر اثرات رژیم غذایی DASH (Dietary Approaches to Stop Hypertension) بر مقاومت انسولینی، التهاب، و استرس اکسیداتیو در زنان باردار مبتلا به دیابت بارداری (GDM) در دست نیست. این مطالعه با هدف بررسی اثرات رژیم غذایی D‏ASH بر مقاومـت انسولینی، hs-CRP (high-sensitivity C-reactive protein) و شـاخـص‌های استرس اکسیداتیو در بین زنان مبتلا به دیابت بارداری انجام شد. روش‌ها: این کارآزمایی بالینی تصادفی بر روی 32 زن باردار که در هفته 24 تا 28 بارداری تشخیص دیابت بارداری برای آنها داده شده بود، اجرا شد. شرکت کنندگان به‌صورت تصادفی به یکی از گروه‌های کنترل (16 نفر) یا رژیم غذایی D‏ASH (16 نفر) برای 4 هفته تخصیص داده شدند. رژیم غذایی D‏ASH غنی از میوه‌ها، سبزی‌ها، غلات کامل، و محصولات لبنی کم‌چرب بوده و مقادیر اندکی چربی اشباع، چربی کل، کلسترول، غلات تصفیه شده و شیرینی‌ها، به‌همراه 2400 میلی‌گرم سدیم در روز را شامل می‌شد. در رژیم غذایی گروه کنترل40% تا 55% انرژی از کربوهیدرات، 10% تا 20% از پروتئین و 25% تا 30% از چربی بود. نمونه‌های خون ناشتا در ابتدا و پس از 4 هفته مداخله جهت اندازه‌گیری گلوکز پلاسما ناشتا (FPG)، انسولین سرم، hs-CRP، مدل هموستاز ارزیابی مقاومت انسولینی (HOMA-IR)، ظرفیت تام آنتی اکسیدانی پلاسما (TAC) و سطح تام گلوتاتیون (GSH) جمع‌آوری شد. یافته‌ها: مصرف رژیم غذایی DASH در مقایسه با رژیم کنترل منجر به کاهش FPG (62/7- در برابر 68/3 میلی‌گـرم در دسی‌لیتر؛ 02/0=P)، سطوح انسولین سرم (62/2- در برابر 32/4 µIU/mL؛ 03/0=P) و امتیاز HOMA-IR (8/0- در برابر 1/1؛ 03/0=P) شد. همچنین غلظت TAC پلاسما (2/45 در برابر 2/159- mmol/L؛ 0001/0>P) و GSH (1/108 در برابر 9/150-µmol/L؛ 0001/0>P)در گروه DASH در مقایسه با گروه کنترل افزایش یافته بود. تفاوت معنی‌داری در میانگین تغییرات سطح سرمی hs-CRP بین دو رژیم غذایی یافت نشد. مقایسه‌های درون‌گروهی کاهش معنی‌داری در سطح TAC و GSH پلاسمایی در رژیم کنترل نشان داد، در‌حالی‌که این شاخص‌ها در گروه رژیم غذایی D‏ASH افزایش معنی‌داری داشتند. مصرف رژیم غذایی DASH در زنان باردار مبتلا به GDM اثرات سودمندی بر FPG، سطح سرمی انسولین، امتیازHOMA-IR، TAC پلاسما، و سطح تامGSH داشت. اثرات این الگوی غذایی بر پیامدهای بارداری نیاز به بررسی در مطالعات آینده دارد.
مریم فرهمند، فهیمه رمضانی تهرانی، مهناز بحری خمامی، فریدون عزیزی،
دوره 14، شماره 1 - ( 10-1393 )
چکیده

مقدمه: این مطالعه جهت بررسی اثرات قرص‌های جلوگیری از بارداری خوراکی بر سندرم متابولیک و اجزای آن انجام شد. رو‌ش‌ها: نمونه‌های پژوهش از میان 5532 نفر زنان 45-18 سال مشارکت کننده در مطالعه قند و لیپید تهران انتخاب شدند. جهت گردآوری داده‌ها از پرسشنامه‌های تکمیل شده در مطالعه قند و لیپید تهران استفاده شد. یافته‌ها: مقایسه در میان گروه‌های مطالعه بر اساس مدت زمان مصرف قرص انجام شد و نتایج نشان داد که شیوع سندرم متابولیک و اجزای آن بین گروه‌ها حتی به‌همراه تعدیل فاکتورهای مخدوش کننده معنی‌دار نبود. نتیجه‌گیری: مدت زمان مصرف قرص‌های پیشگیری از بارداری کنونی در افزایش شیوع سندرم متابولیک در میان زنان سنین باروری تأثیری ندارد.
مهدی صادقیان، ذات الله عاصمی، مریم کرم علی، پروانه صانعی، احمد اسماعیل زاده،
دوره 15، شماره 1 - ( 10-1394 )
چکیده

مقدمه: این مطالعه با هدف ارزیابی تأثیرات مکمل یاری کلسیم و ویتامین D بر وضعیت متابولیک زنان باردار مبتلا به دیابت بارداری (GDM) طراحی شده است.

روش‌ها: این مداخله به‌صورت تصادفی سازی شده و کنترل شده با پلاسبو در کلینیک‌های بارداری وابسته به دانشگاه علوم پزشکی کاشان انجام شده است. شرکت کنندگان شامل 56 خانم مبتلا به GDM در هفته 28-24 بارداری (محدوده سنی 18 تا 40 سال) بودند. افراد به‌طور تصادفی به دو گروه تخصیص داده شدند. به افراد گروه کلسیم به‌علاوه ویتامین D (28 نفر) 1000 میلی‌گرم کلسیم در روز و یک قرص ویتامین D IU 50000 دوبار در طول مطالعه (یک بار در ابتدای مطالعه و یک بار در روز 21 مداخله) داده شد و افراد در گروه دارونما (28 نفر) دو عدد دارونما در زمان‌های ذکر شده دریافت کردند. نمونه‌های خون به‌صورت ناشتا و در ابتدا و هفته 6 مداخله گرفته شد.

یافته‌ها: 51 نفر (گروه دارونما 26 نفر، گروه مداخله 25 نفر) در مطالعه شرکت نمودند. آنالیز براساس یک رویکرد intention-to-treat (به قصد درمان) بود و همه 56 خانم مبتلا به GDM (28 نفر در هر گروه) در آنالیز نهایی وارد شدند. در مقایسه با گروه دارونما کاهش معنی‌داری در گلوکز ناشتای پلاسما (mmol/L 69/0±89/0- در مقابل mmol/L 92/0±26/0+، 001/0>P)، سطح انسولین سرمی (pmol/L 25/32±55/13- در مقابل pmol/L 5/380±17/9+، 02/0=P) و HOMA-IR (18/1±91/0- در مقابل 01/2±63/0+، 001/0=P) و افزایش معنی‌داری در QUICKI (03/0±02/0+ در مقابل 02/0±002/0-، 003/0=P) مشاهده شد. به‌علاوه، بعد از مداخله کاهش معنی‌داری در گروه مداخله در سطح سرمی LDL کلسترول و نسبت کلسترول تام به HDL کلسترول و افزایش معنی‌داری در سطوح HDL کلسترول در مقایسه با گروه دارونما مشاهده شد. همچنین مکمل یاری با کلسیم به‌علاوه ویتامین D سطح GSH را افزایش (µmol/L 64/131±14/51+ در مقابل µmol/L 63/203±27/47-، 03/0=P) و سطح MDA را در مقایسه با گروه دارونما کاهش داد (µmol/L 66/0±06/0+ در مقابل µmol/L 2±93/0+، 02/0=P).

نتیجه‌گیری: مکمل یاری با کلسیم به‌علاوه ویتامین D در زنان مبتلا به GDM اثرات مفیدی بر پروفایل متابولیکی آن‌ها داشت.


سید علی حسینی، فاطمه رضوانی پور، نسیبه کاظمی، امیدرضا صالحی، مریم کسرائیان،
دوره 17، شماره 1 - ( 12-1396 )
چکیده

مقدمه: دیابت حاملگی از جمله شایع‌ترین بیماری‌های دوران حاملگی است که عوارض متعددی برای جنین و مادر دارد. هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر شش هفته ورزش در آب در سه ماهه‌ی دوم بارداری بر ویسفاتین و تحمل گلوکز زنان مبتلا به دیابت بارداری بود.
روش‌ها: در این مطالعه‌ی نیمه تجربی 24 مادر مبتلا به دیابت بارداری مراجعه کننده به درمانگاه حافظ شیراز که در هفته‌ی 23 الی 24 بارداری قرار داشتند، به‌عنوان نمونه‌ی آماری انتخاب و به دو گروه 12 نفره ورزش در آب و کنترل تقسیم شدند. گروه ورزش در آب به‌مدت شش هفته، سه جلسه در هفته و هر جلسه به‌مدت 45 دقیقه تمرینات ورزش در آب را انجام دادند. گروه کنترل در این مدت فقط فعالیت‌های روزمره خود را داشتند. جهت بررسی متغیرهای تحقیق در پیش آزمون و پس آزمون خونگیری از ورید بازویی آزمودنی‌ها در حالت ناشتا به‌عمل آمد.
یافته ها: شش هفته ورزش در آب در سه ماهه‌ی دوم بارداری اثر معناداری بر افزایش ویسفاتین و کاهش تحمل گلوکز زنان مبتلا به دیابت بارداری دارد (001/0=P).
نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد جهت بهبود سطوح ویسفاتین و تحمل گلوکز زنان مبتلا به دیابت بارداری، در سه ماهه‌ی دوم بارداری بتوان از شش هفته ورزش در آب استفاده نمود.
 


الهام ابراهیمی، بهمن صادقی سده، محمد رضا رضوانفر،
دوره 17، شماره 3 - ( 12-1396 )
چکیده

مقدمه: نیاز به تزریق مکرر انسولین که درمان تأیید شده‌ی دیابت بارداری در نظر گرفته می‌شود، پذیرش آن را در زنان باردار مشکل، و تمایل به استفاده از داروی خوراکی متفورمین را بیشتر کرده است. اثرات احتمالی متفورمین بر تکامل مغزی جنین از دغدغه‌های مصرف این دارو در طی بارداری میب‌اشد که نیاز به بررسی دارد. هدف از مطالعه پیش رو، مقایسه شاخص‌های تکاملی شش ماهگی شیرخواران مادران دیابتی تحت درمان انسولین یا متفورمین می‌باشد.
روش‌ها: در این مطالعه‌ی مقطعی، زنان مبتلا به دیابت بارداری به‌طور تصادفی در دو گروه انسولین (64 نفر) و متفورمین (64 نفر) قرار گرفته و از نظر پیامدهای بارداری و نوزادی و همچنین از نظر شاخص‌های تکاملی شیرخوارگی در شش ماهگی مورد پیگیری و مقایسه قرار گرفتند. درصورت 05/0P، نتایج معنی‌دار در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: نمایه‌ی توده‌ی بدنی مادر، شش ماه بعد از زایمان در گروه انسولین بالاتر بود (05/0 = P)، ولی تفاوتی از نظرمیزان نیاز به سزارین ، زایمان زودرس، زایمان سخت، پره اکلامپسی، مرده زایی بین دو گروه مشاهده نشد. نیاز به بستری نوزاد، ویژگی‌های موقع تولد، و شش ماه بعد نوزاد و همچنین نتایج آزمون  ASQ نیز تفاوت معنی‌داری بین دو گروه نشان نداد.
نتیجه‌گیری: مصرف متفورمین در مقایسه با انسولین با عوارض مادری و جنینی همراه نبود و بر شاخص‌های تکاملی شیرخوارگی در شش ماهگی نیز تأثیر سوئی نشان نداد.
مریم زنگنه، ناهید محمدی، طاهره کلاهی، قدرت الله روشنایی، مسعود خداویسی، آرزو شایان،
دوره 17، شماره 3 - ( 12-1396 )
چکیده

مقدمه: دیابت بارداری شایع‌ترین اختلال متابولیک زمان بارداری است. هدف این مطالعه تعیین عوامل مؤثر بر دیابت بارداری در زنان باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر همدان در سال 1394 می‌باشد.
روش‌ها: این مطالعه‌ی توصیفی_مقطعی در سال1394 به‌صورت تصادفی، بر روی 620 زن باردار مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر همدان صورت گرفت. اطلاعات لازم به‌وسیله پرسشنامه‌ی محقق ساخته جمع‌آوری گردید. برای تعیین اعتبار علمی پرسشنامه از نظرات 15 نفر از افراد صاحب نظر استفاده شد و نظرات آنها اعمال گردید. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS/16 و آزمون‌های کای اسکوئر و فیشر در سطح معنی‌دار 05/0= α تجزیه و تحلیل شدند.
یافته‌ها: از 620 زن در هفته 28-24 ، 6/8% مبتلا به دیابت بارداری بودند. میانگین سنی زنان 5/0± 6/30 سال و میانگین نمایه‌ی توده‌ی بدنی 1/4± 3/25 بود. با افزایش میزان ساعت کار مادر در بیرون از منزل، نمایه‌ی توده‌ی بدنی، بعد خانوار، تعداد و سابقه‌ی سقط، تعداد حاملگی و زایمان و وجود سابقه‌ی دیابت در خانواده، شانس ابتلا به دیابت نیز به‌طور معنی‌داری افزایش می‌یابد (05/0>P).
نتیجهگیری: با توجه به روند افزایش میزان ابتلای زنان باردار به دیابت بارداری و تأثیر عوامل دموگرافیک و مامایی در ایجاد آن، غربالگری زنان قبل ازازدواج ازنظر ابتلا به دیابت و آموزش سبک زندگی سالم توصیه می‌گردد.
سمیرا بهبودی گندوانی، مژگان مودودی، راضیه بیدهندی یارندی، مینا امیری، امیرعباس مومنان، فریدون عزیزی، فهیمه رمضانی تهرانی،
دوره 19، شماره 1 - ( 11-1398 )
چکیده

مقدمه: اگرچه ارتباط مثبت بین سرطان پستان و دیابت نوع دو گزارش شده است، ولیکن ارتباط این بیماری با سابقه‌ی قبلی ابتلا به دیابت حاملگی کمتر مشخص شده است. هدف ما در این مطالعه بررسی ارتباط بین سابقه‌ی ابتلا به دیابت‌بارداری و بروز سرطان‌پستان در یک مطالعه‌ی طولانی‌مدت مبتنی‌ بر‌جمعیت است.
روش‌ها: برای انجام پژوهش حاضر تعداد 4076 زن 20-50 سال که در فاز اول مطالعه‌ی قند و لیپید شرکت کرده بودند و سابقه‌ی حداقل یک بارداری در ابتدای مطالعه را داشتند، وارد پژوهش شدند و به‌مدت 15 سال مورد پیگیری قرار گرفتند. از هر یک از افراد سابقه‌ی ابتلا به دیابت‌بارداری پرسیده می‌شد و سپس رخداد سرطان‌ پستان مورد ارزیابی قرار می‌گرفت. به‌منظور اندازه‌گیری نسبت مخاطره برای دو گروه از آزمون بقای کاکس استفاده شد.
یافته‌ها: جمعیت مورد مطالعه شامل 886 زن با سابقه و 3190 نفر بدون سابقه‌ی ابتلا به دیابت‌بارداری بودند. میانه (دامنه‌ی میان چارکی) مدت زمان پیگیری افراد در گروه با و بدون سابقه ابتلا به دیابت‌بارداری به‌ترتیب (51/13-09/8)12/12 و (14/13-26/6) 62/11 سال است. چگالی رخداد ابتلا به سرطان‌ پستان 64/0 در هزار شخص-سال با فاصله‌ی اطمینان (91/0-44/0)95% بود. از این تعداد 4 مورد در زنان با سابقه‌ی ابتلا به دیابت بارداری (چگالی بروز 36/0 در هزار شخص-سال با فاصله اطمینان (99/0-11/0)95%) و 26مورد (چگالی بروز 73/0 در هزار شخص-سال با فاصله اطمینان (1/1-49/0)95%) در زنان بدون سابقه ابتلا بود.
نتیجه‌گیری: مطالعه‌ی ما نشان داد که سابقه‌ی ابتلا به دیابت ‌بارداری عامل‌خطر مستقلی برای رخداد سرطان پستان محسوب نمی‌شود.
 
سیده ندا موسوی، سارا قراچه، میرسعید سیددراجی، الهام حسینی، فریبا کوهدانی،
دوره 23، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

مقدمه: مطالعات حیوانی نشان داده‌اند که رژیم غذایی کم/پُرکالری مادر در دوران بارداری می‌تواند با تغییر در بیان ژن سیرتوئین-1، به‌عنوان یک سنسور متابولیک، بر متابولیسم فرزندان اثر بگذارد. اما تاکنون مطالعه‌ای به بررسی اثر رژیم غذایی ایزوکالریک در این زمینه نپرداخته است. در این مطالعه اثر دو نوع رژیم غذایی ایزوکالریک با مقادیر متفاوت چربی بر بیان ژن و پروتئین سیروتوئین-1 در بافت کبد توله‌های نر و ماده بررسی شده است.
روش‌ها: گروه کنترل رژیم غذایی AIN93G دریافت نمودند. در این رژیم غذایی 16% و 64% از کل کالری به‌ترتیب از چربی و کربوهیدرات تأمین شد. گروه مداخله رژیم غذایی پُرچرب AIN93G دریافت نمودند که به‌ترتیب 48% و 32% از کل کالری روزانه از چربی و کربوهیدرات تأمین شد. چربی رژیم غذایی از روغن سویا در هر دوگروه تأمین شد. رژیم‌های غذایی ایزوکالریک بوده و 20% از کل کالری روزانه از پروتئین فراهم شد. مادران در کل دوران بارداری و شیردهی یکی از این دونوع رژیم غذایی را دریافت کرده و همه‌ی توله‌ها پس از دوره‌ی از شیرگیری (3 هفته پس از تولد)، رژیم غذایی کنترل را دریافت نمودند.
یافته‌ها: میزان بیان ژن و پروتئین سیرتوئین-1 در توله‌های نر و ماده متولد شده از موش‌های مادری که رژیم غذایی پُرچرب دریافت کرده بودند کمتر از توله‌های گروه کنترل بود (001/0>P).
نتیجه‌گیری: تغییر در میزان چربی دریافتی در رژیم غذایی مادر، بدون افزایش میزان انرژی دریافتی، بر بیان ژن و پروتئین سیرتوئین-1در کبد نسل بعد مؤثر است.
فاطمه مشیری نیا، مرادعلی زارعی پور، مهدیه جوکار، فائزه افخمی عقدا،
دوره 24، شماره 6 - ( 12-1403 )
چکیده

مقدمه: دیابت بارداری از شایع‌ترین بیماری‌های دوران بارداری است و سواد سلامت مادران در پیشگیری و مدیریت آن نقش مهمی دارد. این مطالعه به بررسی و مقایسۀ سواد سلامت زنان باردار دیابتی و غیر دیابتی مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی یزد در سال 1402 پرداخته است.
روش‌ها: این مطالعۀ توصیفی تحلیلی بر روی 206 زن باردار دیابتی و غیردیابتی انجام شد. نمونه‌گیری به روش خوشه‌ای از مراکز بهداشتی و به‌صورت تصادفی نمونهها انتخاب شدند. داده‌ها از طریق پرسشنامۀ سواد سلامت جمع‌آوری و با استفاده از آزمون‌های کای اسکور، t مستقل و آنالیز واریانس تجزیه‌و‌تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج مطالعه نشان‌ داد میانگین نمرۀ سواد سلامت مادران باردار غیردیابتی (75/13 ± 26/74) به‌طور معناداری بالاتر از میانگین نمرۀ سواد سلامت مادران دیابتی (06/21 ± 527/47) بود (001/0 P<). و درصد زنان دیابتی با سواد سلامت ناکافی 69% و زنان غیردیابتی 9/3% گزارش شدکه نشانگرتفاوت قابل توجهی در سطح سواد سلامت بین مادران باردار دیابتی و غیردیابتی است (001/0 P<). به‌علاوه، مادران دیابتی رابطۀ معکوسی بین سواد سلامت و تعداد بارداری و فرزندان خود نشان دادند، در‌حالی‌که این روند در مادران غیر دیابتی مشاهده نشد (001/0 P<).
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که زنان باردار غیر دیابتی دارای سواد سلامت بالاتری نسبت به زنان باردار مبتلا به دیابت بارداری هستند، که به اهمیت افزایش سواد سلامت در این گروه از مادران تأکید می‌کند. همچنین، وجود ارتباط قوی بین سواد سلامت و وضعیت دیابت مادر، نیاز به برنامه‌ها و آموزش‌های هدفمند برای بهبود سواد سلامت زنان باردار دیابتی را آشکار می‌سازد. بنابراین، ارتقاء سواد سلامت می‌تواند در مدیریت بهتر دیابت بارداری و بهبود وضعیت سلامت مادران مؤثر باشد.
رؤیا سهرابی، سیده ندا موسوی، رضا شاپوری، سیامک حیدرزاده، رسول شکری،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده

مقدمه: میزان اکتینوباکتریا و بیفیدوباکتریوم، که از باکتریهای مفید روده هستند بین زنان باردار مبتلا به دیابت بارداری (GDM) با زنان باردار سالم مورد مقایسه قرار گرفته و ارتباط آنها با میزان درشت مغذیهای دریافتی در رژیم غذایی با این باکتریها مورد بررسی قرار گرفته است.
روش‌ها: پنجاه مادر باردار مبتلا به GDM که در هفتههای 24-28 بارداری، براساس آزمایش تحمل گلوکز شناسایی شدند و50 مادر باردار سالم با نتایج قند طبیعی انتخاب شدند. نمونۀ مدفوع جمع‌آوری شد. DNA‌ باکتریایی استخراج شده و تکثیر ژن 16S rRNA به روش qPCR و با استفاده از پرایمرهای universal باکتریایی انجام شد. اطلاعات غذایی با استفاده از پرسشنامه بسامد خوراک جمع‌آوری شد.
یافته‌ها: به‌طور کلی جمعیت اکتینوباکتریا (02/0P= ) و بیفیدوباکتریوم (001/0P= ) در زنان باردار مبتلا بهGDM  کمتر از زنان نرموگلایسمیک بود. با تعدیل اثر همۀ فاکتورهای مورد بررسی و گروه‌های مورد مطالعه، سن (02/0P= ) و سطح تحصیلات (04/0P= ) اثر معنی‌دار بر جمعیت اکتینوباکتریا نشان داد. دریافت کالری بالاتر جمعیت اکتینوباکتریای روده را 1/11 برابر کاهش داد (01/0P= ). میزان کربوهیدرات و چربی مصرفی در رژیم غذایی اثر مثبت بر جمعیت اکتینوباکتریای روده نشان داد (02/0P=  و 003/0P= ). میزان کلسترول دریافتی در رژیم غذایی اثر منفی بر جمعیت بیفیدوباکتریوم نشان داد (02/0P= )
نتیجه‌گیری: افزایش میزان کربوهیدرات و چربی دریافتی در رژیم غذایی با تأکید بر اسیدهای چرب تک و چند غیراشباع و کاهش میزان کالری و کلسترول دریافتی روزانه به ترتیب منجر به افزایش اکتینوباکتریا و بیفیدوباکتریوم که از گونه‌های مفید روده هستند، شد.

صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb