19 نتیجه برای آنزیم
علی محمد شریفی، مریم قادرپناهی، سید ضیاء الدین حسینی مظهری،
دوره 6، شماره 3 - ( 2-1386 )
چکیده
مشکلات قلبی- عروقی و از جمله پرفشاری خون، از عوارض ناشی از ابتلا به دیابت طولانی مدت میباشند. مطالعات محدودی حاکی از اثرات مثبت L- کارنیتین بر پرفشاری خون موجود میباشد. در بررسی حاضر، اثرات احتمالی L- کارنیتین بر سطح نیتریک اکسید(NO) و فعالیت آنزیم مبدل آنژیوتانسین((ACE سرمی و فشار خون سیستولیک(SBP) در موشهای صحرایی نرمال و دیابتی شده مورد مطالعه قرار گرفته است.
روشها: در این مطالعه، تعداد 40 راس موش صحرایی در چهار گروه کنترل درمان نشده(C)، کنترل درمان شده(CT)، دیابتی درمان نشده(D) ودیابتی درمان شده (DT) مورد بررسی قرار گرفتند. دیابتی شدن حیوانات با تزریق استرپتوزوسین صورت گرفت. دو گروه C و D آزادانه به آب و غذا دسترسی داشتند و گروههای CT وDT ، دوز مشخصی از L- کارنیتین را در آب مصرفی بطور روزانه دریافت نمودند. پس از طی 12 هفته میزان SBP ، NO و فعالیت ACE سرمی ارزیابی گردید.
یافتهها: میزان فشار خون سیستولیک در گروه DT نسبت به گروه D کاهش معنی داری یافت. همچنین فعالیت ACE سرم در گروه DT در قیاس با گروه D کاهش معنی داری داشته و سطح NO سرم در دو گروه CT وDT به ترتیب نسبت به گروههای C و D افزایش معنی داری یافته است.
نتیجهگیری: بدین ترتیب چنین می توان نتیجه گرفت کهL - کارنیتین ممکن است بتواند با افزایش سطح NO و کاهش فعالیت ACE سرمی موجب کاهش SBP در موشهای صحرایی دیابتی گردد.
علی محمد شریفی، مریم قادرپناهی،
دوره 7، شماره 4 - ( 8-1387 )
چکیده
مقدمه: افزایش فعالیت آنزیم مبدل آنژیوتانسین((ACE بافتی، یکی از مهمترین علل پرفشاری خون در دیابت طولانی مدت میباشد. کاهش فعالیتACE ، علاوه بر اثرات مفید بر فشارخون، تأثیرات مثبت متعدد دیگری را نیز شامل کاهش ضخامت دیواره عروق و هیپرتروفی قلب خواهد داشت. تحقیقات، تأثیرات مثبتی از L_ کارنیتین(LC) را بر کاهش پرفشاری نشان دادهاند که ممکن است از طریق کاهش فعالیت ACE بافتی باشد. در مطالعه حاضر، اثرات احتمالی LC بر فعالیت ACE در بافتهای آئورت، قلب، ریه و کلیه در موشهای صحرایی سالم و دیابتی، بررسی گردید.
روشها: 40 رأس موش صحرایی به چهار گروه کنترل (C)، کنترل درمان شده(CT)، دیابتی (D) و دیابتی درمان شده (DT) تقسیم شدند. دو گروه C و D آزادانه به آب و غذا دسترسی داشتند و گروههای CT وDT ، دوز مشخصی از LC را در آب مصرفی بهطور روزانه دریافت نمودند. پس از 12 هفته، میزان فعالیت ACE بافتی با روش HPLC ارزیابی گردید.
یافتهها: فعالیت ACE در بافت های آئورت، قلب و ریه در گروه D افزایش یافت. درمان با LCدر گروه DT، فعالیت ACEدر بافت های آئورت، قلب، ریه و کلیه را به طور معنی داری کاهش داد.
نتیجهگیری: دریافت_L کارنیتین در موشهای صحرایی دیابتی ممکن است بتواند با کاهش فعالیت ACE بافتی از ایجاد تغییرات ساختاری و عملکردی قلب و عروقی متعاقب ابتلا به دیابت پیشگیری نماید.
علی محمد شریفی، مرجان کلکته چی، فاطمه سمیعی، مرتضی کشاورز،
دوره 8، شماره 4 - ( 4-1388 )
چکیده
مقدمه: از سازوکارهای شناخته شده ضایعات قلبی عروقی ناشی از دیابت، افزایش آنزیم مبدل آنژیوتانسینACE)) و کاهش نیتریک اکساید(NO) در سرم می باشد. در این مطالعه اثر هارمین بر میزان فعالیت آنزیم ACE و همچنین میزان تولید نیتریک اکساید در دیابت مورد بررسی قرار گرفت.
روشها: در این مطالعه از ۱۸ موش در سه گروه کنترل ،دیابتی و دیابتی درمان شده با هارمین استفاده گردید. از استرپتوزوسین (STZ ) جهت دیابتی کردن موشها استفاده شد. پس از درمان موشهای دیابتی شده با هارمین به مدت سه هفته، میزان ACE سرم به روش HPLC اندازه گیری گردید. میزان فعالیت نیتریک اکساید نیز به روش گریس اندازه گیری گردید. از آزمون t-student، در مقایسه نتایج استفاده شد.
یافتهها: میزان فعالیت ACE سرم در گروه دیابتی نسبت به کنترل افزایش معنی داری را نشان داد که در گروه درمان شده توسط هارمین به میزان معنی داری کاهش یافت (۰۵/۰( P<. میزان NO در سرم موش های دیابتی گروه دیابتی نسبت به کنترل بطور معنیداری کاهش یافت. میزان این کاهش 50% بوده (۰۱/۰ P<) که در گروه درمان شده توسط هارمین موجب افزایش معنیدار میزان نیتریک اکسید (NO) گردید بطوریکه میزان آن به حد تقریبی کنترل برگشت (۰۵/۰ P<).
نتیجهگیری: از مطالعه اخیر میتوان چنین نتیجهگیری نمود که هارمین ازطرفی موجب کاهش فعالیت آنزیم ACE و از طرف دیگر موجب افزایش و نرمال شدن میزان NO در سرم گروه درمان شده با هارمین میگردد که شاید در بهبود عواقب قلبی و عروقی ناشی از دیابت موثر باشند.
مسعود رمضانیپور، سیدعلی کشاورز، محمدرضا اشراقیان، محمود جلالی، هاله صدرزاده یگانه،
دوره 10، شماره 1 - ( 10-1389 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
MicrosoftInternetExplorer4
مقدمه: چاقی (BMI بالای 30) به عنوان یک عامل خطر برای
بسیاری از بیماریها مطرح است. برداشت رادیکالهای آزاد توسط آنتیاکسیدانها از
طریق واکنشهای آنزیمی وغیر آنزیمی انجام میشود. این تحقیق از نوع کارآزمایی
بالینی
(Clinical
trial)
است و به منظور بررسی اثر کاهش وزن بر آنتیاکسیدانهای آنزیمی و همبستگی بین آنها
انجام شده است.
روشها: با اخذ رضایتنامه کتبی برای گردآوری دادهها، از پرسشنامههای
اطلاعات عمومی و تنسنجی و24 ساعت یادآمد خوراک 3 روز قبل و بعد از مداخله برای
برآورد مقدار ریزمغذی و درشت مغذی دریافتی از غذا و توصیههای رژیم غذایی با انرژی
محدود به مقدار 1000-500 کیلوکالری کمتر از کالری مصرفی در قبل از مداخله برای
کاهش وزن حدود10 درصد روی 30 نفراز زنان چاق سالم 50-19 سال استفاده شد. برای
اندازهگیری آنتیاکسیدانهای آنزیمی درRBC، قبل و بعد از کاهش وزن، 10 میلیلیتر
خون از نمونهها گرفته و به روش آنزیمی و کیت آزمایش شدند.
نتایج: میانگینهای گلوتاتیون ردوکتاز (GR) و کاتالاز (CAT) بعد از کاهش وزن، افزایش معنیداری
(01/0>P) داشت و میانگینهای
سوپراکسید دیسموتاز ((SOD و گلوتاتیون پراکسیداز
(GPX) تغییر معنیداری
نداشت. براساس ضریب همبستگی پیرسون بین متغیرهای وابسته (GPX, CAT, GR, SOD) افراد مورد بررسی بعد از مداخله،
بین متغیرهای وابسته SOD با GPX درسطح 001/0>P و 618/0=r، و بین SOD با CAT در سطح 05/0>P و 424/0=r همبستگی معنیداری وجود داشت. همچنین
بین GPX با CAT با 003/0=P و527/0=r، و بین CAT با GR در سطح 05/0>P و 366/0=r همبستگی معنیداری بعد از مداخله
وجود داشت.
نتیجهگیری: کاهش وزن حدود 10% میتواند اثر قابل توجهی در بالا بردن
آنزیمهای آنتیاکسیدانی در زنان چاق داشته باشد و امکان افزایش بیشتر آنزیمهای
آنتیاکسیدانی و همبستگی بین آنها با کاهش وزن و کاهش نمایه توده بدن تا حد نرمال
در افراد چاق وجود دارد.
سیدعلیرضا مهاجرانی، باقر لاریجانی،
دوره 11، شماره 1 - ( 10-1390 )
چکیده
هیپرگلیسمی که عارضه اصلی بیماری دیبات می باشد با تأثیر بر بسیاری از فرآیندهای درون و برون سلولی منجر به ایجاد عوارض اغلب بازگشت ناپذیر دیابت میشود که منجر به اختلال عملکردهای ارگانهای مختلف از جمله قلبی و عروقی، کلیوی، عصبی و جلدی میشود. یکی از شایعترین و دردسرسازترین عوارض دیابت زخم پای دیابتی است که به علت ترمیم مختل و عفونت عوارض زیادی برای بیماران ایجاد میکند. در این مقاله ضمن توضیح در مورد ساختار و چگونگی عملکرد مهمترین آنزیمهای دخیل در ماتریکس بین سلولی یعنی MMP ها و نیز آنزیمهای تحریک و مهار کننده آنها، سعی شده تا با بررسی چگونگی انجام ترمیم زخم در شرایط طبیعی و نیز مقایسه آن با شرایط همراه با قند بالا، نحوه تأثیرگذاری این آنزیمها و نقش آنها در پاتوژنز دیابت را مورد بررسی قرار دهیم.
مسعود رمضانیپور، هاله صدرزاده یگانه، محمود جلالی، سیدعلی کشاورز، محمدرضا اشراقیان،
دوره 11، شماره 2 - ( 11-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
مقدمه: چاقی میتواند باعث افزایش رادیکالهای آزاد مشتق از اکسیژن شود.
برداشت رادیکالهای آزاد توسط آنتی اکسیدانها از طریق واکنشهای آنزیمی و غیر آنزیمی
انجام میشود. در این بررسی قصد داریم با دادن رژیم کاهش وزن، تغییر در میزان
آنزیمهای آنتی اکسیدانی گلبولهای قرمز(سوپراکسید دیسموتاز، گلوتاتیون پراکسیداز،
گلوتاتیون ردوکتاز و کاتالاز) و ارتباط آن با ویتامینهای C،E،A دریافتی از غذا
را در زنان چاق بررسی کنیم.
روشها: این تحقیق از نوع کار
آزمایی نیمه تجربی است که روی 30 نفر از زنان چاق 50-19سال مراجعه کننده به کلینیک
رژیم درمانی شهر تهران انجام شد. برای گردآوری دادهها، پس از اخذ رضایتنامه کتبی
از پرسشنامه اطلاعات عمومی و تنسنجی و همچنین پرسشنامه یاد آمد خوراک 3 روزه
استفاده شد. کاهش وزن زنان حدود 10 درصد وزن قبل ازرژیم در مدت 3ماه در نظرگرفته
شد. پس از 3 ماه رعایت رژیم غذایی مجدداً اطلاعات تنسنجی و24ساعت یاد آمد خوراک
3روزه جمعآوری شد. برای اندازهگیری هموگلوبین و سطح فعالیت آنتی اکسیدانهای
آنزیمی در یک گرم هموگلوبین نیز 10میلیلیتر خون ناشتا در قبل و در بعد از مداخله
از نمونهها گرفته و اندازهگیری شدند.
یافتهها: میانگینهای
گلوتاتیون ردوکتاز (GR) و کاتالاز (CAT) بعد از کاهش
وزن، افزایش معنیداری نشان داد (01/0>P) ولی تفاوت معنیداری در میانگینهای سوپراکسید دیسموتاز ((SOD
و گلوتاتیون پراکسیداز (GPX) نشان نداد. همبستگی خطی مثبت بین
ویتامین C دریافتی با (SOD) در بعد از مداخله
(507/0=, r 004/0=P) و همبستگی خطی منفی بین ویتامین E دریافتی روزانه
با (GPX) در قبل از مداخله
(005/0=P، 5/0- =r) و همبستگی خطی
منفی بین ویتامین A دریافتی روزانه
با (GR) در قبل و بعد از
مداخله (05/0>P و397/0-
=, r 385/0- =r) وجود داشت. همبستگی معنیداری بین ویتامینهای
A,C,E و
(CAT) دیده نشد.
نتیجهگیری: کاهش وزن حدود10 درصد میتواند نقش موثری در افزایش آنزیمهای
آنتی اکسیدانی خصوصاً کاتالاز و گلوتاتیون ردوکتاز در زنان چاق داشته باشد. لکن
فعالیت این آنزیمها تحت تاثیر برخی مواد مغذی دریافتی بوده و لازم است هنگام
توصیه رژیم غذایی با انرژی محدود به دریافت متعادل این مواد مغذی توجه گردد.
احسانه طاهری، محمود جلالی، احمد ساعدی، مصطفی قربانی، محمدرضا مدنی،
دوره 11، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
Normal
0
false
false
false مقدمه: بیماری دیابت با افزایش تولید رادیکالهای
آزاد و ایجاد استرس اکسیداتیو همراه است. این مطالعه با هدف مقایسه میانگین
فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی سوپراکسید دیسموتاز، گلوتاتیون پراکسیداز،
گلوتاتیون ردوکتاز و ظرفیت تام آنتیاکسیدانی در بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 در
مقایسه با گروه کنترل انجام شد.
روشها: این مطالعه مورد- شاهدی بر روی 180 نفر
(95 بیمار مبتلا به دیابت نوع 2 و 85 فرد سالم) انجام شد. متغیرهای سن، جنس، نمایه
توده بدنی، فعالیت آنزیمهای گلوتاتیون ردوکتاز(GR)، گلوتاتیون پراکسیداز (GSH-Px)، سوپراکسید دیسموتاز
(SOD) و ظرفیت تام آنتیاکسیدانی
(TAC) اندازهگیری شد.
نتایج به دست آمده با استفاده از نرمافزار SPSS
ویرایش 16 و آزمون آماری T-test
مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در بیماران دیابتی نوع 2، میانگین فعالیت
آنزیمهای SOD (U/gr Hb
99/354±93/1111) پایینتر از افراد سالم
(U/gr Hb 21/381±53/1158) بود. اما
اختلاف آماری معنیداری نداشت. فعالیت آنزیم GSH-Px
در بیماران دیابتی
(U/gr Hb 29/36±33/62) از میانگین
فعالیت آن در گروه کنترل (U/gr Hb
2/11±62/24) بالاتر بود. همچنین آنزیم GR در بیماران دیابتی (U/gr Hb
51/5±17/7) فعالیت بالاتری در مقایسه با گروه
کنترل (U/gr Hb 95/2±16/3) داشت.
اختلاف آماری در مورد فعالیت آنزیمهای GSH-Pxو GR
معنیدار بود (05/0P<).
نتیجهگیری: افزایش تولید رادیکالهای آزاد و تغییر
فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی نقش مهمی در بروز عوارض دیابت و تشدید مقاومت به
انسولین در این بیماران دارد. با شناخت بیشتر از تغییر فعالیت آنزیمهای آنتیاکسیدانی
و عوامل اکسیدانی در این بیماران در مراحل مختلف بیماری و عوامل مؤثر بر آنها میتوان
به اثربخش بودن مداخلات دارویی و تغذیهای در جهت کاهش استرس اکسیداتیو در بیماران
دیابتی نوع 2 امیدوارتر بود.
پریچهر یغمایی، آزاده ابراهیم حبیبی، معصومه نصرالهی، فرزانه آدینه،
دوره 12، شماره 2 - ( 10-1391 )
چکیده
مقدمه: بیماری دیابت یک معضل عمده و تهدید کننده سلامتی انسان میباشد که شیوع آن به طور هشدار دهندهای در حال افزایش است. در این بیماری قند خون و به دنبال آن چربی خون افزایش مییابد. آنزیم گلوتامات دهیدروژناز (Glutamate Dehydrogenase (GDH موجب افزایش ترشح انسولین میشود. لذا مهار کنندههای این آنزیم شامل بیتیونول (Bithionol)، سولوکتیدیل (Suloctidil)، و همچنین لوسین (L-Leucine) به عنوان فعال کننده آنزیم GDH میتوانند تاثیراتی بر ترشح انسولین داشته باشند. در مطالعه حاضر تاثیر این عوامل بر میزان ترشح انسولین و مقدار قند و لیپیدهای خون مورد بررسی قرار گرفته است.
روشها: رتها در دو گروه غیردیابتی و دیابتی (تزریق درون صفاقی آلوکسان با دوز mg/kg 150) تقسیم شدند. در هر گروه سه دسته برای دریافت ترکیب مورد نظر قرارگرفتند. بیتیونول با دوزmg/kg 10، سولوکتیدیل و لوسین هر کدام mg/kg 20 به صورت گاواژ به رتها داده شد. این تیمار 30 روز ادامه یافت و در طول تیمار پارامترهای گلوکز خون به صورت هفتگی و میزان مصرف آب و میزان ادرار به صورت روزانه اندازهگیری شد. میزان هورمون انسولین (توسط کیت انسولین رت ALPCO) و فاکتورهای کلسترول، تریگلیسرید،LDL وHDL (توسط کیت پارس آزمون) پس از دوره تیمار ثبت گردید. در پایان جهت بررسیهای هیستولوژیکی از پانکراس موشها مقاطع بافتی تهیه شد.
یافتهها: نتایج نشان دادند ترکیب بیتیونول موجب کاهش معناداری (001/0P<) در میزان گلوکز خون و آب و ادرار و میزان تریگلیسرید در گروه تجربی دیابتی 1 نسبت به گروه شم گردید. ترکیبات سولوکتیدیل و لوسین در گروه تجربی دیابتی نسبت به گروه شم موجب کاهش میزان آب و ادرار (001/0 P<) و همین طور کاهش میزان LDL (01/0 P<) شدند. همچنین لوسین باعث افزایش (05/0P<) تریگلیسرید در گروه تجربی دیابتی 3 گردید. نتایج هیستولوژیکی اندکی بهبود را در گروههای تجربی دیابتی نسبت به گروه شم دیابتی نشان دادند.
نتیجهگیری: ترکیبات به کار رفته در این پژوهش، نیازمند تحقیقات بیشتری جهت روشن شدن سازوکار عمل آنها میباشد.
Normal 0 false false false
سولماز سلیمانی، سهیلا معین، مرتضی یوسف زادی، نرگس امراللهی بیوکی،
دوره 15، شماره 2 - ( 10-1394 )
چکیده
چکیده
مقدمه: توتیاهای دریایی به شاخه خارپوستان (Echinodermata) از بیمهرگان دریایی تعلق دارند که دارای خواص زیستی متعددی میباشد. دیابت شیرین، شایعترین بیماری متابولیک در جهان است که شامل گروهی از اختلالات متابولیسمی با درجات متفاوت میباشد و اولین مشخصه آن افزایش سطح گلوکز در خون است. هدف از مطالعه پیشرو، بررسی خاصیت ضددیابتی به روش ارزیابی مهار فعالیت آنزیم آلفاآمیلاز توسط ارگانهای مختلف، مایع سلومیک (CF و CL) و رنگدانه پوسته و خار توتیای دریایی E. mathaei میباشد.
روشها: در مطالعه آزمایشگاهی، عصارههای بافتهای مختلف (خار، پوسته، گناد و فانوس ارسطو) توتیای دریایی با استفاده از سه حلال ان- هگزان، اتیلاستات و متانول، براساس افزایش قطبیت جدا گردیدند. مایع سلومیک با روش بافره و رنگدانه پوسته و خار به کمک HCl از توتیای دریایی استخراج شد. سپس فعالیت ضددیابتی با آزمون مهارکنندگی آنزیم آلفاآمیلاز انجام شد.
یافتهها: طبق نتایج بهدست آمده، سلولهای آزاد مایع سلومیک، سلوموسیت لیزات و رنگدانه پوسته توتیای دریایی دارای میزان بالایی از مهار آنزیم آلفاآمیلاز میباشند. نتایج اختلاف معنیداری در سطح احتمال 05/0P< را نشان میدهد.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه نیز نشان داد که توتیای دریایی E. mathaei بهعلت دارا بودن فعالیت بالای آنتیاکسیدانی و همچنین ترکیبات فلاونوئیدی، دارای اثر مهاری روی آنزیم آلفاآمیلاز میباشد.
مائده مرادی، فهیمه حقیقت دوست، آوات فیضی، لیلا آزادبخت،
دوره 15، شماره 3 - ( 12-1394 )
چکیده
مقدمه: در مورد نقش کوآنزیم کیوتن در دیابت مطالعات متعددی منتشر گردیده است که در بسیاری از آنها نتایج ضد و نقیضی گزارش شده است. این متاآنالیز بر روی مطالعات کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده و با هدف بررسی اثر مکمل یاری با کوآنزیم کیوتن بر بیومارکرهای دیابت صورت گرفته است.
روشها: این مطالعه بهصورت مروری نظاممند و متاآنالیز بر روی مقالات منتشر شده بین سالهای 1998 تا دسامبر 2015 و براساس پایگاههای معتبر اطلاعات پزشکی شاملPubmed, EMBASE, Science direct, ISI web of science وGoogle Scholar انجام شد. در مجموع، نتیجه جستجوی پایگاهها به 16 مقاله رسید که اثرات کوآنزیم کیوتن را بر بیومارکرهای قند خون ناشتا (14n=)، انسولین ناشتا (5n=) و هموگلوبین گلیکوزیله (11n=) گزارش کرده بودند. در محاسبه میانگین اثر از SD استفاده شد. فاصله اطمینان 95% در نظر گرفته شد.
یافتهها: متاآنالیز انجام شده بر روی مطالعاتی که تأثیر مکمل یاری را بر روی قند خون ناشتا گزارش کرده بودند نشان میدهد که مکمل یاری کوآنزیم کیوتن منجر به کاهش قابل توجه قند خون ناشتا میشود (میانگین تغییرات: mg/dL20/0- و 95% فاصله اطمینان: 02/0- و - 38/0- ). با این وجود اثر مکمل یاری بر هموگلوبین گلیکوزیله و انسولین ناشتا قابل ملاحظه نبود (میانگین تغییرات: % 22- و 95% فاصله اطمینان: 12/0 و 22/0-) و (میانگین تغییرات: pmol/l12/0 و 95% فاصله اطمینان: 44/0 و 21/0-).
نتیجهگیری: مکمل یاری با کوآنزیم کیوتن منجر به کاهش سطوح هموگلوبین گلیکوزیله و انسولین ناشتا نشد. با این وجود توانست بهطور قابل ملاحظهای منجر به کاهش سطوح قند خون ناشتا شود. کاهش قابل ملاحظه قند خون ناشتا که در این مطالعه، از نظر آماری معنیدار بوده است، اما هر مطالعهای با حجم بالا نهایتاً تفاوتهای جزیی نیز از نظر آماری معنیدار میشوند حال آنکه این تفاوت و کاهش از نظر بالینی معنیدار، قابل ملاحظه و کاربردی نمیباشد.
هانیه سادات باقریه حق، سیما نصری، پریسا کریشچی خیابانی،
دوره 17، شماره 4 - ( 2-1397 )
چکیده
مقدمه: با توجه به پیشرفت روزافزون دیابت و لزوم استفاده از داروهای جایگزین و کم خطر گیاهی، در این مطالعهی تجربی اثر عصارهی هیدروالکلی برگ رزماری (Rosmarinus Officinalis L) بر آسیبشناسی بافتی و فعالیت آنزیمهای کبدی مورد بررسی قرار گرفت.
روشها: در این مطالعهی تجربی 50 عدد موش صحرایی نر از نژاد ویستار با وزن 200 تا 250 گرم بهطور تصادفی به 5 گروه 10 تایی شامل کنترل سالم، کنترل دیابتی و 3 گروه تجربی (دیابتی تیمار شده با دوزهای mg/kg 50، mg/kg 100 و mg/kg 200 عصارهی هیدروالکلی برگ رزماری) تقسیم شدند. فعالیت و تغییرات آنزیمهای کبدی ALT، AST و ALP در همهی گروهها مورد بررسی قرار گرفت. سپس مقاطع عرضی میکروسکوپیک از بافت کبد تهیه و مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: فعالیت آنزیم های کبدی (ALT، ASTو ALP) در گروه دیابتی نسبت به گروه کنترل غیردیابتی افزایش معنی داری داشت (P< 0.01). استفاده از عصارهی هیدروالکلی برگ رزماری باعث کاهش معنیدار میزان آنزیمهای کبدی در فعالیت آنزیمها و ترمیم بافت کبد موشهای دیابتی شده است (P<0.01).
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که عصارهی هیدروالکلی برگ رزماری در موشهای دیابتی میتواند فعالیت آنزیم های کبدی را تعدیل کند. همچنین در حالت ابتلاء به دیابت، این عصاره اثر ترمیمی بر بافت کبد از خود نشان داد. از خواص فارماکولوژیکی و اثر ضد التهابی عصارهی رزماری میتوان در جلوگیری از التهاب کبدی ناشی از دیابت استفاده نمود.
سعیده رهنما، عزیزه اسدزاده، فاطمه حیدریان،
دوره 18، شماره 4 - ( 2-1398 )
چکیده
ﻣﻘﺪﻣﻪ: دیابت اختلالی متابولیسمی در بدن است که در اثر فعالیت بالای آنزیم آلفا-گلوکوزیداز در هیدرولیز کربوهیدراتها به گلوکز، ایجاد میشود. مهارکنندههای آلفا-گلوکوزیداز با مداخله در هضم کربوهیدراتها در کنترل بیماری دیابت نقش دارند. vulgaris Thymus یا آویشن باغی گیاهی از خانوادهی نعناعیان با عدد کروموزومی 30=n2 است. اسانس این گیاه دارای فنلهایی مثل تیمول، کارواکرول، سیمن، لینالول و پینن است. هدف از این مطالعه، بررسی اثر مهار کنندگی عصارهی آویشن باغی بر فعالیت آنزیم آلفا-گلوکوزیداز در سطح آزمایشگاهی است.
روشها: عصارهی مورد استفاده از طریق محلولسازی پودر گیاه آویشن در حلال آب مقطر تهیه شد. اﺛﺮ ﺑﺎزدارﻧﺪﮔﻲ ﻋﺼﺎرهﻫﺎی ﺑﻪدﺳﺖ آﻣﺪه ﺑﺮ ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ آﻧﺰﻳﻢ آﻟﻔﺎ- ﮔﻠﻮﻛﻮزﻳﺪاز بررسی ﺷﺪ. در اﻳﻦ مرحله، ﻏﻠﻈﺘﻲ از ﻫﺮ ﻋﺼﺎره ﻛﻪ ﺑﺮای ﻣﻬﺎر 50 درﺻﺪ از ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ آﻧﺰﻳﻢ ﻣﻮرد ﻧﻴﺎز اﺳﺖ (50 IC) ﺑﻪدﺳﺖ آﻣﺪ و ﺑﺎ ﻣﻘﺪار ﻣﻮرد ﻧﻴﺎز از آﻛﺎرﺑﻮز، ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻛﻨﺘﺮل ﻣﺜﺒﺖ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺷﺪ.
یافتهها: نتایج نشان داد که عصارهی تام آبی آویشن باغی در هر 3 غلظت تهیه شده (10،20،40 و 5 میلی گرم بر میلیلیتر) قادر به مهار آنزیم است و غلظت 40 میلیگرم بر میلی لیتر بیشترین اثر مهاری را بر آنزیم داشت. 50 IC عصارهی تام آبی آویشن باغی معادل عدد 29% بود.
نتیجهگیری: با توجه به اثر بخشی ترکیبات عصاره گیاه در مطالعهیin vitro ، برای بررسیهای تکمیلی میتوان اثر این ترکیبات گیاهی را در شرایط in vivo مورد آنالیز قرار داد.
الهه ساعی، فریبا محمودی، عزت نوری زاده، فرزانه محمودی،
دوره 21، شماره 4 - ( 7-1400 )
چکیده
مقدمه: اثرات هیپوگلیسمی گالگا (Galega officinalis) و نانوذرات نقره ثابت شده است. در تحقیق حاضر، اثرات نانوذرات نقره سنتز شده با عصارهی آبی گالگا بر بیان ژنهای TNF-α، IL-6 و غلظت سرمی آنزیمهای کبدی در دیابت نوع دو بررسی شد.
روشها: در تحقیق حاضر، 20 موش صحرایی نر در 4 گروه 5تایی از نژاد ویستار با وزن 200- 180 گرم استفاده شد. موشهای صحرایی کنترل یا دیابتی نوع دو القایی با نیکوتین آمید و استرپتوزوتوسین بهترتیب تزریق داخل صفاقی سالین یا 5/2 میلیگرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن نانوذرات نقره سنتز شده با عصارهی گالگا یا روش شیمیایی را دو هفته دریافت کردند. یک روز بعد از آخرین تزریق، نمونههای سرمی و بافت چربی جمعآوری شدند. غلظت سرمی گلوکز، اوره، کراتینین، آنزیمهای آلانین آمینوترانسفراز (ALT) وآسپارتات آمینوترانسفراز (AST) با اسپکتروفتومتری تعیین شدند. میانگین بیان نسبی ژنهای TNF-α و IL-6 با ریل تایم- PCR تعیین شد.
یافتهها: میانگین غلظت سرمی آنزیمهای ALT ،AST ، گلوکز و اوره درگروههای دیابتی دریافتکننده نانوذره نقره سنتز شده به روش شیمیایی یا سبز در مقایسه با گروه دیابتی از نظر آماری بهطور معنیداری کاهش یافت. میانگین بیان نسبی ژنهای IL-6 و TNF-α درگروههای دیابتی دریافت کننده نانو ذرهی نقره سنتزشده به روش شیمیایی یا سبز در مقایسه با گروه دیابتی بهطور معنی داری کاهش یافت.
نتیجهگیری: هر دو نانو ذرهی سنتز شده به روش شیمیایی یا سبز ممکن است از آسیب هپاتوسیتهای کبدی جلوگیری کرده و با کاهش بیان فاکتورهای پیش التهابی در بهبود مقاومت به انسولین دیابت نوع دو مؤثر باشند.
مهدی فراموشی، رامین امیرساسان،
دوره 22، شماره 2 - ( 4-1401 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو طی سالها علاوه بر این که عوارض جبران ناپذیری در قسمتهای مختلف بدن میگذارد موجب اختلال در عملکرد کبد میشود و خطر افزایش نارسایی قلب را افزایش میدهد ولی بهدلیل عدم بروز علایم ظاهری، کمتر مورد توجه قرار گرفته است، بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین استقامتی، بر شاخصهای دیابتی و میزان GLUT4 قلبی و آنزیمهای کبدی موشهای صحرایی دیابتی نوع دو بود.
روشها: بدین منظور تعداد 24 سر موش صحرایی ویستار (وزن اولیه 20±220 گرم) به سه گروه هشت تایی تقسیم شدند: گروه اول: کنترل سالم، گروه دوم: دیابتی، گروه سوم: تمرین استقامتی دیابتی. جهت القای دیابت نوع دو ابتدا دو هفته غذای پُرچرب به موشهای صحرایی داده شد سپس استرپتوزوتوسین (تهیه شده از شرکت سیگما آلدریچ) با دوز mg/kg37 در بافر سیترات M1/0 (PH5/4) بعد از شش ساعت ناشتایی بهصورت درون صفاقی تزریق شد برای گروه کنترل سالم همان میزان، بافر تزریق شد، همچنین گروههای تمرین هوازی پنج جلسه در هفته و هشت هفته بر روی نوار گردان موتوردار دویدند. سپس شاخصهای دیابتی، GLUT4 میوکارد (وسترن بلات) و آنزیمهای کبدی (الایزا) موشهای صحرایی اندازهگیری شد.
یافتهها: تمرین استقامتی موجب کاهش معنیدار گلوکز خون ناشتا، شاخص مقاومت به انسولین (هر دو 00/0=P) شد. همچنین موجب افزایش معنیدار انسولین (01/0=P) و شاخص حساسیت انسولینی (00/0=P) نسبت به گروه کنترل دیابتی شد. از طرفی میزان GLUT4 در گروه دیابتی تمرین افزایش معنیداری داشت (01/0=P). همچنین نتایج نشان داد در مقایسه با گروه کنترل دیابتی، ALT و AST در دیابتیها با تمرین استقامتی افزایش معنیداری نداشتند (بهترتیب 30/0=P ، 0 5/0=P).
نتیجهگیری: براساس نتایج بهدستآمده به نظر میرسد که تمرین استقامتی ضمن افزایش معنیدار میزان GLUT4 قلب موجب کاهش معنیدار شاخصهای دیابتی ازجمله گلوکز ناشتا، شاخص HOMA-IR و نیز آنزیمهای کبدی میشود.
معصومه شجاعی برجوئی، سمیه نوروزی، پارسا برنوس، کیمیا مختاری، عزیزه اسدزاده،
دوره 22، شماره 3 - ( 6-1401 )
چکیده
مقدمه: دیابت ملیتوس به گروهی از اختلالات متابولیکی اطلاق میشود که با افزایش سطح خونی گلوکز بهعلت اختلال در ترشح انسولین، عملکرد انسولین یا هر دو همراه است. با توجه به این که آلفاگلوکوزیداز یک آنزیم کلیدی در هیدرولیز کربوهیدراتها و افزایش سطح قند خون است. هدف از این پژوهش بررسی بیوانفورماتیکی مهار آنزیم آلفاگلوکوزیداز بهوسیلهی ترکیبات اصلی گیاه مریم گلی است.
روشها: این پژوهش به روش توصیفی –تحلیلی صورت گرفت. جهت مطالعهی نحوهی برهم کنش و میزان انرژی اتصال ترکیبات در جایگاه فعال آنزیم، ساختار سه بعدی ترکیبات و پروتئین مورد بررسی بهترتیب از پایگاههایPubChem وPDB بهدست آمد. پس از بهینهسازی انرژی توسط نرمافزار Hyperchem، مطالعات داکینگ بهوسیلهی نرمافزار AutoDock 4.2 انجام گرفت و برای بهدست آوردن پارامترهای لیپینسکی و خصوصیات فیزیکی و شیمیایی ترکیبات از سرورSwiss ADME استفاده شد.
یافتهها: ترکیبات مورد مطالعه از نظر انرژی اتصال و نحوهی برهمکنش مشابه با دو ترکیب کنترل مثبت وگلیبوز و میگلیتول بودند، بهترین نتایج داکینگ مربوط به ترکیب کامفور است. در حقیقت این ترکیب با منفیترین سطح انرژی اتصال (Kcal/mol 95/3-) تمایل بیشتری برای اتصال به آمینواسیدهای کلیدی جایگاه فعال آنزیم آلفاگلوکوزیداز دارد.
نتیجه گیری: با توجه به برهمکنشهای مناسب ترکیبات مریم گلی با آنزیم میتوان پس از تأیید نتایج در شرایط برون تنی و درون تنی از این گیاه بهعنوان یک کاندید مناسب دارویی در درمان دیابت استفاده کرد.
معظمه ملک پور، رسول رضایی، محسن ثالثی، فرهاد دریانوش، جواد نعمتی،
دوره 23، شماره 2 - ( 3-1402 )
چکیده
مقدمه: بیماری دیابت منجر به عوارض جانبی متعدد در سیستم قلبی-عروقی و نیز عملکرد نامناسب سیستم آنتیاکسیدانی بدن میشود. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر شش هفته تمرین تناوبی با شدت بالا همراه با مصرف مکمل کوآنزیم Q10 بر مقادیر Nrf2 وNQO1 عضلۀ قلب رتهای سالمند دیابتی است.
روشها: در این مطالعۀ تجربی 12 سر رت نر سالمند (18ماهه) بهطور تصادفی در چهار گروه تمرین هوازی شدید همراه با مصرف مکمل کوآنزیم Q10، گروه تمرین هوازی شدید، گروه مصرف مکمل کوآنزیم Q10 و گروه کنترل قرار گرفتند. القاء دیابت با تزریق تک دوز استرپتوزوتوسین به مقدار60 میلیگرم برکیلوگرم به روش درون صفاقی انجام شد. برنامۀ تمرین هوازی بهمدت شش هفته انجام شد. گروه مکمل کوآنزیم Q10 با دوز 200 mg/kg بهصورت خوراکی دریافت کردند. برای اندازهگیری مقادیر Nrf2، NQO1 از روش وسترن بلات استفاده شد. دادهها به روش آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معنیداری 05/0 P< تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد مکمل کوآنزیم Q10 (014/0 P=)، تمرین تناوبی شدید (001/0 P=) و تمرین تناوبی شدید به همراه مصرف مکمل کوآنزیم Q10 (001/0 P=) بهطور معنیداری باعث افزایش مقادیر Nrf2 در قلب رتهای سالمند دیابتی میشود. همچنین مصرف مکمل کوآنزیم Q10(0366/0 P=) ، تمرین تناوبی شدید (014/0 P=) و تمرین تناوبی شدید به همراه مصرف مکمل کوآنزیم Q10 (002/0 P=) بهطور معنیداری باعث افزایش مقادیر NQO1 در قلب رتهای سالمند دیابتی شد.
نتیجهگیری: تمرین تناوبی شدید بههمراه مصرف مکمل، از طریق افزایش آنزیمهای آنتیاکسیدانی درونزا موجب بهبود عملکرد قلب در بیماران سالمند دیابتی میشود.
منیره خلیلی، حبیب اصغرپور، اسرا عسکری، جهانبخش اسدی،
دوره 23، شماره 6 - ( 11-1402 )
چکیده
مقدمه: سلامت و عملکرد مناسب رتیکولوم اندوپلاسمیک در کبد میتواند منجر به افزایش کیفیت متابولیسم سلولهای کبد شود. فعالیت ورزشی میتوانند با تنظیم آنزیمهای کبدی و عوامل مرتبط با مسیر آپوپتوز منجر به سلامت کبد شوند. بنابراین هدف از تحقیق حاضر، مقایسۀ عملکرد پروتئین چاپرون (CHOP) رتیکولوم اندوپلاسمیک کبد رتهای مدل سالم با مداخلۀ جلسات تمرینی متفاوت و گرسنگی است.
روشها: در تحقیق تجربی حاضر تعداد 30 سر رت نر نژاد ویستار با دامنۀ وزنی 25 ±330 گرم انتخاب و به شش گروه 1) کنترل، 2) گرسنگی، 3) 3 روز تمرین در هفته، 4) 5 روز تمرین در هفته، 5) گرسنگی+3 روز تمرین در هفته، 6) گرسنگی+ 5 روز تمرین در هفته تقسیم شدند. تمرین ورزشی شامل یک ساعت دویدن مداوم بهمدت 4 هفته روی تردمیل بود و گرسنگی بهمدت 14ساعت در زمان بیداری رتها انجام شد. تجزیهوتحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای آماری تحلیل واریانس یکطرفه و تعقیبی LSD در نرمافزار SPSS نسخه 23 انجام شد. سطح معنیداری 05/0≥P در نظر گرفته شد.
یافتهها: تجزیهوتحلیل دادهها تغییر معنیداری در سطوح آنزیمهای کبدی آلانین آمینوترانسفراز (ALT) و آسپارتات ترانس آمیناز (AST) نشان داد (05/0≥P). این تغییر در بیان ژن CHOP نیز معنیدار بود (05/0≥P).
نتیجهگیری: تمرینهوازی 3 و 5 روزه همراه با گرسنگی با کاهش آنزیمهای کبدی (AST و ALT) و عامل مرتبط با مرگ سلولی (CHOP) از طریق مسیر آپوپتوز میتواند منجر به سلامت کبد میشود.
مهدی فراموشی، رامین امیرساسان، وحید ساری صراف،
دوره 24، شماره 5 - ( 10-1403 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع دو یک بیماری مزمن متابولیکی و اختلال پیچیده با چندین عارضۀ کوچک و بزرگ عروقی در قسمتهای مختلف بدن است که با فیبروز قلبی همراه است. از طرفی بهنظر میرسد تمرین استقامتی با کاهش میزان گلوکز ناشتا و افزایش شاخصهای آنتیاکسیدانی موجب پیشگیری از توسعۀ فیبروز قلبی در دیابت میشود.
روشها: 24 سر موش نر نژاد ویستار پس از آشناسازی با محیط آزمایشگاه بهطور تصادفی به سه گروه سالم کنترل (8 =NC. n) دیابت کنترل (8 =DC. n) و دیابت ورزش (8 =DT. n) تقسیم شدند. دیابت از طریق مصرف رژیم غذایی پُرچرب و تزریق استرپتوزوتوسین القا شد. گروههای تمرینی، 8 هفته تمرین تناوبی استقامتی را روی نوارگردان اجرا کردند. برای بررسی میزان فیبروز و بههم ریختگی سلولی از رنگ آمیزی هماتوکسیلین ائوزین و ماسون تری کروم استفاده شد. مالون دیآلدهیدسرم (MDA) توسط اسپکتروفتومتری تیوباربیتوریک اسید اندازهگیری شد. همچنین آنتـیاکـسیدان کل سـرم نیز به روش FRAP سنجیده شد.
یافته ها: موشها در گروه تمرین در مقایسه با گروه کنترل دیابتی کاهش در میزان فیبروز، گلوکز ناشتا و همچنین کاهش در تریگلیسرید و کلسترول تام مشاهده شد (05/0 P<).
نتیجهگیری: تمرین استقامتی در بیماران دیابتی با کاهش قند خون ناشتا، پروفایل لیپیدی و افزایش
فرح نامنی، مهسا عسگری،
دوره 25، شماره 1 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوعی اختلال متابولیک پیچیده است که با افزایش قند خون (هیپرگلیسمی) مشخص میشود. این افزایش ناشی از نقص در ترشح انسولین، مقاومت به عملکرد آن، یا ترکیبی از هر دو است. در دیابت نوع دو، اختلال در تنظیم قند خون به دلیل کاهش حساسیت سلولها به انسولین یا کاهش ترشح آن از سلولهای بتای پانکراس رخ میدهد. این بیماری یکی از عوامل اصلی بروز عوارضی مانند آسیبهای کبدی است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثرات عصاره گیاه لیکورایز (شیرین بیان) و تمرین شنا بر تغییرات هیستوپاتولوژیک و آنزیمهای کبدی در موشهای صحرایی مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روشها: این مطالعه تجربی بر روی 55 سر موش صحرایی نر 8 هفتهای با وزن تقریبی 200 ± 30 گرم انجام شد. برای القای دیابت، از تزریق استرپتوزوتوسین (STZ) به میزان 55 میلیگرم بر کیلوگرم (mg/kg) استفاده شد. حیوانات بهطور تصادفی به پنج گروه: گروه کنترل دیابتی، گروه تمرین شنا، گروه عصارۀ لیکورایز، گروه ترکیبی (تمرین شنا + عصارۀ لیکورایز) و گروه کنترل سالم تقسیم شدند. برنامۀ تمرینی شامل تمرین شنا بهمدت 8 هفته بود. دو گروه از موشهای دیابتی عصارۀ لیکورایز را بهصورت خوراکی دریافت کردند و دو گروه هم در برنامۀ تمرینی شرکت داشتند. پس از پایان دورۀ تحقیق، نمونههای کبدی جهت بررسیهای هیستوپاتولوژیک و اندازهگیری آنزیمهای کبدی AST، ALT و ALP جمعآوری شدند. از آزمونهای میانگین و انحراف استاندارد در بخش آمار توصیفی استفاده شد و مقایسه میانگینها با آزمون تحلیل واریانس دوطرفه تحلیل شدند. برای تعیین تفاوت بین گروهها از آزمون تعقیبی بونفرونی استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که تمرین شنا، مصرف عصاره لیکورایز، و ترکیب هر دو بهطور معناداری موجب کاهش سطح آنزیمهای AST و ALP شدند (05/0P< ) با این حال، بر میزان آنزیم ALT تأثیر معناداری مشاهده نشد. همچنین، گروههای دریافتکننده مکمل لیکورایز و تمرین شنا نسبت به گروه کنترل دیابتی، کاهش قابل توجهی در میزان فیبروز کبدی نشان دادند.
نتیجهگیری: این پژوهش شواهدی ارائه میکند که نشان میدهد تمرین شنا و مصرف عصارۀ لیکورایز، چه بهصورت مستقل و چه بهصورت ترکیبی، میتوانند به بهبود پارامترهای کبدی و کاهش آسیبهای ناشی از دیابت کمک کنند. این یافتهها حاکی از آن است که فعالیت بدنی و مداخلات گیاهی مانند مصرف لیکورایز میتوانند بهعنوان راهکارهای مکمل در مدیریت دیابت و عوارض آن، بهویژه در بهبود عملکرد کبد، مورد توجه قرار گیرند.