جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای استئوپروز

سمیه رشید شمالی، وحیده منتظری، سید محمد اکرمی، رامین حشمت، باقر لاریجانی،
دوره 7، شماره 1 - ( 4-1386 )
چکیده

ازدواج فامیلی در ایران شایع می باشد و آمارهای متفاوتی از مناطق مختلف کشور گزارش شده است. بیماری های مغلوب اتوزومی به ویژه در این نوع ازدواج ها افزایش می یابد. دانستن شیوع و روند کاهش یا افزایش آن در برنامه ریزی نظام سلامت و اطلاع رسانی عمومی بسیار مهم است.
روش‌ها: این مطالعه بر روی افراد مراجعه کننده به درمانگاه دیابت و استئوپروز بیمارستان شریعتی انجام شد و آمار انواع ازدواج از 1789 زوج مورد بررسی قرار گرفت. با تکمیل پرسشنامه، اطلاعات از 3 نسل یعنی ازدواج های قبل از سال 1327 (نسل 1)، بین سال‌های 1328 تا 1357 ( نسل2) و بعد از سال 1358 ( نسل 3) بدست آمد.
یافته‌ها: نسل اول، دوم و سوم به ترتیب 9، 17 و 19% ازدواج فامیلی داشتند که روند افزایشی داشت. ازدواج First cousins 69% از ازدواج های فامیلی را تشکیل می‌داد. در کل 10% ازدواج ها First cousins بود. ازدواج فامیلی والدین تاثیر معنی‌داری در افزایش تمایل فرزندان به ازدواج فامیلی را نشان می‌داد. افزایش سطح تحصیلات زنان به ویژه در نسل سوم رابطه معنی داری را در کاهش ازدواج فامیلی در این گروه نشان داد. امکانات اقتصادی و رفاهی رابطه‌ای معنی دار با ازدواج فامیلی نداشت.
نتیجه‌گیری: با توجه به روند افزایشی ازدواج فامیلی در ایران افزایش سطح آگاهی عمومی در خصوص مشکلات محتمل و ضرورت انجام مشاوره ژنتیک دقیق، امری مهم بنظر می رسد.





حوریه ثقفی، محمد جعفر محمودی، خدیجه میرزایی، فرزانه کریمی، باقر لاریجانی،
دوره 8، شماره 1 - ( 9-1387 )
چکیده

مقدمه: این مطالعه به منظور ارزیابی وا گردش استخوان با استفاده از شاخص های بیوشیمیایی متابولیسم استخوان در افراد  مبتلا به بیماری شریان کرونری انجام شد.

روش‌ها: دانسیته استخوان و استئوکلسین و کراس لپس سرم  در 44 بیمار مبتلا به بیماری عروق کرونری و 30 فرد واجد آنژیوگرافی طبیعی اندازه گیری شد.

یافته ها :  تراکم معدنی فمور افراد مبتلا به بیماری عروق کرونری به طور معنی داری پایین‌تر از گروه کنترل بود (04/0=P) . شیوع استئوپروز استخوان فمور در مبتلایان به بیماری عروق کرونری 2/43% برآورد شد در حالی که این میزان  در افراد سالم 8/14% بود (77 و14 -29/1 وCI 95%؛ 37/4  OR =،01/0=P ) .سطح سرمی استئوکلسین و کراس لپس با افزایش شدت بیماری عروق کرونری، افزایش داشت. بین شدت بیماری عروق کرونری و سطح  سرمی استئوکلسین ارتباط  مثبت و معنی‌دار یافت شد (320/0=r ، 008/0=P) . کراس لپس نیز با تعداد عروق درگیر، ارتباط مشابهی  نشان داد(268/0=r  و02/0=P). در آنالیز چند متغیره ( پس از تطابق سن ،جنس و نمایه توده بدنی )، شدت بیماری عروق کرونری به طور مستقل با سطح سرمی استئوکلسین در ارتباط بود (006/0=P).

نتیجه گیری : بر اساس این یافته ها چنین به نظر می رسد که احتمالا  بیماری شریان کرونری و شدت آترواسکلروز به پیشگویی وضعیت متابولیسم استخوان کمک می کند . بنابراین ممکن است توصیه به ارزیابی دانسیته و واگردش استخوان در تشخیص زودهنگام و پیشگیری از استئوپروز و شکستگی در افراد مبتلا به بیماری عروق کرونری  ارزشمند باشد .


آرش حسین‌نژاد، حوریه ثقفی، مظاهر رحمانی، بهنود برادران نویری، باقر لاریجانی،
دوره 8، شماره 2 - ( 10-1387 )
چکیده

مقدمه: پوکی استخوان و شکستگی‌های ناشی از آن به همراه بیماری‌های قلبی عروقی، هر دو از جمله بیماری‌های قابل پیشگیری هستند که سالیانه هزینه‌ زیادی را بر  نظام سلامت کشور تحمیل می‌کنند. هدف از انجام این مطالعه، پیدا کردن رابطه‌ احتمالی بین سطح خونی انواع لیپیدهای خون و واگردش استخوانی در زنان پیش و پس از یائسگی بود.

روش‌ها: 279 نفر از زنانی که برای بررسی وضعیت استخوانی به مرکز سنجش تراکم استخوان ارجاع داده شده بودند، از لحاظ سطح سرمی پروفایل لیپیدها، استئوپروتگرین و لیگاند گیرنده فعال کننده‌ فاکتور هسته‌ای(NF - KB) KB   (RANKL) ارزیابی شدند.

یافته‌ها: ارتباط معکوس معنی داری میان کلسترول تام سرم و تراکم استخوانی مهره‌های L2 - L4 (02/0 = P و 152/0- = r) و همچنین T - score مهره های4L - 2L (02/0 = P و 151/0- = r) وجود داشت. LDL-C نیز به طور معکوس با تراکم استخوانی مهره‌های 4L - 2L (007/0 = P و 184/0- = r)، T - score در 4L - 2L (007/0 = P و 184/0- = r) و Z-Score  مهره های 4 L - 2L (04/0 = P و 134/0- = r) رابطه داشت. اما هیچ رابطه‌ای میان تری‌گلیسرید و HDL - C با پارامترهای تراکم استخوان مهره‌های کمری یافت نشد. اگر چه 5/35% از زنانی که mg/dL 130 > LDL داشتند از نظر سطح سرمی RANKL بالای صدک 75 بودند، اما این میزان در بین زنان با mg/dL 130 < LDL تنها 7/18% بود (39/2 = Odds Ratio و 01/0 = P 6/4 - 24/1 : 95%  CI). استئوپروتگرین رابطه‌ای با LDL - C نداشت. در آنالیز یک متغیره، LDL مستقل از سن  رابطه‌ معنی داری با RANKL داشت (02/0 = P).

نتیجه‌گیری: از آنجایی که RANKL  یک نشانگر استخوانی است که تخریب استخوان را نشان می‌دهد، یافته‌ مطالعه ما می‌تواند بیانگر اثر مخرب احتمالی LDL - C بر متابولیسم استخوان باشد.

  


محمود سوید، مریم واشقانی، محمدرضا کلانتر هرمزی، نگار آذرپیرا، ذبیح‌اله عزیزی، غلامحسین رنجبر عمرانی،
دوره 9، شماره 3 - ( 5-1389 )
چکیده

مقدمه: گلوکوکورتیکوییدها، شایع‌ترین علت استئوپروز ناشی از دارو هستند. تیازولیدین دیون‌ها مانند پیوگلیتازون، آنتاگونیست گلوکوکورتیکوییدها در متابولیسم قند و چربی می‌باشند و در درمان دیابت ناشی از مصرف گلوکوکورتیکوییدها نیز مصرف می‌شوند. در برخی مطالعات این داروها باعث کاهش توده استخوانی شده‌اند. این مطالعه اثر پیوگلیتازون بر استئوپروز ناشی از گلوکوکورتیکوییدها را بررسی می‌کند.
روش‌ها:80 سر موش (سن10 هفته؛ 40 نر و40 ماده) به صورت تصادفی در چهارگروه قرار گرفتند. گروه A: آمپول متیل پردنیزولون سوکسینات سدیم (MMS) mg/kg 5 سه بار در هفته زیر جلدی، گروه B: MMS و پیوگلیتازون mg/kg 30 روزانه خوراکی و گروه C: پیوگلیتازون به مدت چهار هفته دریافت کردند. گروه D به عنوان کنترل بود. در پایان استخوان‌های مهره کمری، ران و فک جدا شدند و پس از آماده‌سازی، شاخص‌های هیستومرفولوژی (ضخامت ترابکول‌ها و کورتکس، حجم استخوان ترابکولار و کورتیکال) بررسی شدند. تفاوت کمتر از 05/0 معنی‌دار تلقی شد.
یافته‌ها: در گروه B نسبت به A، حجم استخوان ترابکولار مهره بیشتر ولی حجم استخوان کورتکس مهره کمتر بود. در گروه B نسبت به گروه D، ضخامت ترابکول‌ها و کورتکس مهره، ضخامت کورتکس، حجم استخوان ترابکولار و کورتیکال فک کمتر بود. گروه C با D، موش‌های نر با ماده و شاخص‌های مختلف استخوان ران در چهار گروه تفاوت معنی‌داری نداشتند.
نتیجه‌گیری: در این مطالعه پیوگلیتازون به تنهایی باعث کاهش توده استخوان در هیچیک از نواحی نشد. مصرف همزمان پیوگلیتازون اثر حفاظتی در استخوان ترابکولار مهره داشت ولی استفاده توام این دارو، به طور سینرژیستیک توده استخوانی کورتیکال مهره و فک را کاهش داد .


معصومه نورانی، باقر لاریجانی، رامین حشمت،
دوره 11، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده

Normal 0 false false false مقدمه: هورمون پاراتیروئید انسانی از جمله داروهای نوینی است که در درمان استئوپروز مورد استفاده قرار می‌گیرد ولی دارویی گران محسوب می‌شود، از این رو تلاش‌هایی برای ساخت آن در کشور انجام شده است. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثرات درمانی فرم نوترکیب PTH ساخت داخل کشور در مقایسه با نوع تجاری آن بوده است.
روش‌ها: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی شده دو سوکور در مبتلایان به استئوپروز شدید می‌باشد که به صورت دو گروه موازی هم انجام شد (Randomized Double-blind Parallel Design Clinical Trial). این کارآزمایی از نوع مطالعات Equivalence oninferiority می‌باشد. معیارهای ورود بیماران دارای شرایط درمان شامل زنان یائسه 75-45 ساله مبتلا به استئوپروز بوده که استئوپروز و شدت آن در سنجش تراکم استخوان به روش DEXA و نیز شرح حال ثابت شده باشد. بیمارانی که در طی 12 ماه قبل از شروع مطالعه حداقل به مدت 4 هفته سابقه مصرف داروهای مهارکننده بازجذب استخوان داشته و یا در حال حاضر داروهایی مصرف می‌کردند که با متابولیسم استخوان تداخل دارد از مطالعه خارج شدند. بیماران در هر دو گروه روزانه تک دوز PTH نوترکیب (34-1) داخلی یا تجاری را به صورت زیر جلدی به مدت 6 ماه دریافت کردند. بررسی مقایسه تاثیر دو دارو از اندازه‌گیری بیومارکرهای جذب و تشکیل استخوان (CTX,NTX,P1NP,C1CP,BSAP,OC) در شروع مطالعه و ماه‌های 1، 3 و 6 استفاده شد و علاوه بر آن از اطلاعات مربوط به سنجش تراکم استخوان در مقاطع زمانی قبل از درمان و شش ماه پس از درمان در یک مرکز مشخص و ثابت و با یک دستگاه و تکنیک مشابه به روش DEXA جمع‌آوری شده و T-Score های مربوط به مهره‌های کمری، گردن فمور و توتال هیپ به عنوان نقاط هدف درمان و مقایسه در نظر گرفته شدند. برای هر فرد نیز پرسشنامه‌ای شامل اطلاعات دموگرافیک و عوامل خطر کاهش تراکم استخوان تکمیل گردید.
یافته‌ها: در مجموع 46 بیمار، 24 نفر در گروه A و 22 نفر در گروه B وارد مطالعه شدند. در هر دو گروه مطالعه بیومارکرهای استخوانی شروع به تغییر نمودند با این حال تفاوتی در بین دو گروه مشاهده نشد. از نظر عوارض جانبی نیز تفاوتی بین دو گروه وجود نداشت.
نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد که PTH ساخت داخل کشور می‌تواند به صورت موثر و مطمئنی به جای نوع خارجی آن مورد استفاده قرار گیرد.


حبیب معظمی گودرزی، باقر لاریجانی، عباسعلی کشتکار، پاتریشیا خشایار،
دوره 13، شماره 2 - ( 10-1392 )
چکیده

مقدمه: دیسکوردنس (عدم توافق بین تراکم استخوان اندازه‌گیری شده در مناطق مختلف استخوانی می‌تواند در تصمیم‌گیری پزشک برای شروع و یا عدم شروع درمان تاثیرگذار باشد. مطالعه حاضر به بررسی فراوانی دیسکوردنس میان مقادیر T-score اندازه‌گیری شده در ستون فقرات و گردن فمور و همچنین عوامل خطر آن در جمعیت زیادی از زنان یائسه ایرانی می‌پردازد. روش‌ها: پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی توصیفی- تحلیلی براساس اطلاعات مطالعه IROSTEOPs به‌دست آمده از 8146 خانم یائسه که در تهران از سال‌ 1380 تا 1390 به مرکز سنجش تراکم استخوان بیمارستان شریعتی وابسته به دانشگاه علوم پزشـکی مراجعه نموده‌اند، می‌باشد. براساس دسته بندی تراکم استخوان افراد در گروه دارای دیسکوردنس جزیی و اساسی و بدون دیسکوردنس تقسیم بندی شدند و سپس عواملی که ممکن بود در ایجاد این دیسکوردنس نقش داشته باشند با استفاده از آزمون‌ آماری رگرسیون لجستیک تک و چند متغیره بررسی شدند. یافته‌ها: دیسکوردنس (عدم توافق میان سطوح مختلف تراکم استخوانی در ستون فقرات و گردن فمور) در 3741 (9/45%) افراد مورد مطالعه وجود داشته و در مابقی کونکوردنس گزارش گردید. آنالیز رگرسیون لجستیک چند متغیره نشان داد که سن بالا، حاملگی مکرر و نمایه توده بدنی (BMI) از مهمترین فاکتورهای خطر موثر در بروز دیسکوردنس بودند؛ این در حالیست که مصرف هورمون جایگزینی در بروز دیسکوردنس اثر محافظتی داشتند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه به نظر می‌رسد برای جمعیت ایرانی بخصوص زنان یائسه همچنان سنجش تراکم استخوانی در دو سایت مختلف ضروری است.
مرضیه هادوی، باقر لاریجانی، مصطفی قربانی، بابک عشرتی،
دوره 14، شماره 5 - ( 4-1394 )
چکیده

مقدمه: استئوپروز شایع‌ترین بیماری متابولیک استخوان است که‌ با کاهش توده استخوانی ‌و افزایش شکنندگی آن ‌همراه می‌باشد. هدف ‌از مطالعه حاضر مقایسه شیوع استئوپروز‌ و دیسکوردنس تراکم استخوانی ستون فقرات با فمور در مردان بالای 50 سال و زنان یائسه در فاز1و3 آیموس‌و بررسی برخی از فاکتورهای ‌دخیل می‌باشد.

روش‌ها: پژوهش حاضر یک‌ مطالعه توصیفی-تحلیلی است که براساس اطلاعات مطالعات فاز 3 آیموس در شهرهای اراک و سنندج و‌ فاز 1 آیموس در شهرهای تهران، مشهد، تبریز، شیراز و‌ بوشهر انجام شده است. تعداد مردان بالای 50 سال و زنان یائسه به‌ترتیب در فاز 1 آیموس 868 و 685 نفر و در فاز 3 آیموس 295و397 نفر بودند که ‌به‌صورت خوشه‌ای و تصادفی انتخاب شده‌اند. دانسیتومتری در ناحیه ستون فقرات و ران انجام گرفته ‌‌است.

یافته‌ها: شیوع استئوپروز واستئوپنی در فاز ‌3 آیموس در مردان بالاتر از50 سال به‌ترتیب 32 و50 درصد بیشتر از‌ فاز 1 آیموس 28 و3/ 49درصد بود که‌البته تفاوت آماری معناداری نداشت. در زنان یائسه در فاز 3 آیموس شیوع استئوپروز و‌ استئوپنی در مقایسه با فاز1تفاوتی نداشت. شیوع دیسکوردنس تراکم استخوانی ستون فقرات با فمور نیز در مردان بالاتر از50 سال ‌و ‌زنان یائسه‌ در فاز3 و1 تفاوتی نشان‌ نداد در آنالیز رگرسیون لوجستیک  (Logistic Regression)در هر دو گروه نمایه توده بدنی بالا و انجام ورزش در برابر استئوپنی‌ و‌ استئوپروز اثر محافظتی داشتند.

نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد شیوع استئوپروز در‌ گروه مردان‌ با شیب بیشتری ‌در حال افزایش‌است. تغییر شیوه زندگی‌ و ‌در راس آن فعالیت بدنی و تغذیه می‌تواند نقش مهمی در پیشگیری از پوکی استخوان داشته باشد و‌ با توجه به شیوع دیسکوردنس ستون فقرات ‌و ‌فمور کماکان سنجش تراکم استخوان در دو سایت مختلف ضروری به‌نظر می‌رسد.


مهناز سنجری، نوشین فهیم فر، فاطمه حاجی ولی زاده، صفورا غریب زاده، کاظم خلجی، زهره حسین زاده، فیروزه حاجی پور، کبری گرگانی، افشین استوار،
دوره 20، شماره 1 - ( 11-1399 )
چکیده

مقدمه: استئوپروز به‌دلیل عارضه‌ی شکستگی یکی از معضلات مهم بهداشتی کشور است. مرکز تحقیقات استئوپروز با بیش از 20 سال سابقه‌ی فعالیت در این حوزه تلاش می‌کند تا با ارایه‌ی مجموعه دستاوردها و فعالیت‌های این حوزه ضمن معرفی این مرکز تصویری از وضعیت مدیریت و درمان استئوپروز در کشور ارایه دهد.
روش‌ها: در این مطالعه مروری، فعالیت‌های مرکز تحقیقات استئوپروز در خصوص برنامه‌ی راهبردی و عملیاتی ارایه شده است. به‌منظور دستیابی به مستندات، جستجو در پایگاه‌های رسمی بین‌المللی و ملی و همچنین گزارشات و اسناد چاپ نشده و غیر رسمی و وب سایت پژوهشگاه علوم غدد و مرکز تحقیقات استئوپروز صورت گرفته است.
یافته‌ها: مرکز تحقیقات استئوپروز براساس برنامه‌ی راهبردی در سه حوزه‌ی تحقیقات (مطالعات مبتنی بر جمعیت، مطالعات بالینی، مطالعات علوم پایه و مطالعات نظام سلامت)، فن‌آوری (فن‌آوری‌های تشخیصی، درمانی، مدل های ارائه خدمات) و آموزش (تربیت دانشجویان در مقاطع مختلف تحصیلات تکمیلی، آموزش به بیماران، آموزش عمومی، و آموزش ارائه دهندگان خدمت)، فعالیت می‌نماید.
نتیجه‌گیری: مرکز تحقیقات استئوپروز پژوهشگاه علوم غدد دانشگاه علوم پزشکی تهران، به‌عنوان تنها مرکز تحقیقات تخصصی استئوپروز در سطح ملی شناخته شده است. این مرکز تلاش دارد با تکیه بر برنامه‌ی راهبردی و برنامه‌ی عملیاتی مدون ماموریت اصلی خود را که فراهم آوردن شواهد لازم برای تصمیم‌گیری در حوزه‌ی تخصصی استئوپروز است به‌خوبی انجام دهد.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb