11 نتیجه برای افسردگی
باقر لاریجانی، مریم خرمشاهی بیات، محبوبه خلیلی گرگانی، فاطمه بندریان، شاهین آخوندزاده،
دوره 3، شماره 1 - ( 2-1383 )
چکیده
مقدمه: افسردگی یکی از شایعترین اختلالات روانپزشکی در بیماران دیابتی است که بروز آن علاوه بر اثر در سیر درمان، میتواند پیشآگهی بیماری را نیز دستخوش تغییر کند. این مطالعه با هدف بررسی شیوع افسردگی در بیماران دیابتی و ارتباط آن با کنترل قند خون طراحی گردید.
روشها: در این مطالعه مقطعی، 375 بیمار دیابتی (نوع 1 و2) مراجعه کننده به درمانگاه دیابت بیمارستان دکتر شریعتی و انجمن دیابت ایران شرکت داشتند. ابتدا بیماران به وسیله آزمون بک از نظر افسردگی غربال شدند، سپس بیماران افسرده طبق معیارهای DSM- IV از جهت دو اختلال افسردگی اساسی و افسردهخویی (dysthymia) ارزیابی شدند.
یافتهها: 9/41% بیماران دیابتی مورد مطالعه طبق آزمون بک افسرده بودند که از این میان 7/23% مبتلا به اختلال افسردگی اساسی، 3/9% مبتلا به افسردهخویی و 8/0% به هر دو اختلال مبتلا بودند. بیشترین شیوع اختلال افسردگی اساسی و افسردهخویی به ترتیب در گروه سنی 31-59 سال و گروه سنی بالای 60 سال بود. همچنین افسردگی در زنان بیمار، در بیماران با قند خون کنترل نشده و نیز بیمارانی که عوارض سیستمیک دیابت داشتند شایعتر بود.
نتیجهگیری: براساس نتایج این مطالعه، افسردگی عارضه روانی مهم و شایعی در بیماران دیابتی است که در زنان بیمار، بیماران با قند خون کنترل نشده و دارای عوارض سیستمیک دیابت شیوع بالاتری دارد. این نتایج لزوم توجه به این عارضه وکنترل قند خون و پیشگیری از پیدایش عوارض دیابت جهت پیشگیری از ابتلا به افسردگی را نشان میدهد.
پدیده قائلی، محمد زمان کامکار، مژده مصباحی، سیمین دشتی خویدکی، اسماعیل شاهسوند، مجید صادقی،
دوره 3، شماره 2 - ( 3-1383 )
چکیده
مقدمه: این مطالعه بهمنظور مقایسه آثار فلوکستین و ایمیپرامین روی قند خون ناشتا در بیماران افسرده طراحی گردید.
روشها: 60 بیمار غیر دیابتی که بر مبنای معیارهای DSM-IV مبتلا به افسردگی بودند در این مطالعه تصادفی دو سویه کور (double blind) وارد شدند. این بیماران هیچگونه دارویی که روی گلوکز خون ناشتا FBG)) اثر بگذارد از دو هفته قبل از شروع مطالعه و در طی پژوهش دریافت نکردند. بیماران به طور تصادفی در یکی از دو گروه تحت درمان با فلوکستین ( 40-20 میلیگرم روزانه) یا ایمیپرامین ( 200-75 میلیگرم روزانه) بهمدت 8 هفته قرار گرفتند. قند خون ناشتا برای هر بیمار درشروع دریافت داروی ضد افسردگی و سپس 4و8 هفته بعد از شروع درمان ضدافسردگی اندازهگیری میشد. 19 بیمار در گروه فلوکستین و 24 بیمار در گروه ایمیپرامین مطالعه را به پایان رسانیدند.
یافتهها: در گروه تحت درمان با فلوکستین میانگین غلظت FBG پایهmg/dL 5/88 بود که در هفته چهارم به mg/dL79/85 (73/0=p ) و در هفته هشتم به mg/dL 82/79 (001/0P<) کاهش یافت. در گروه بیماران مصرف کننده ایمیپرامین میانگین قند خون ناشتا قبل از شروع درمان mg/dL 96/86 بود که در هفته چهارم درمان به mg/dL 71/89 ( 079/0 P= ) و در هفته هشتم بهmg/dL 90/96 (001/0 ( P< افزایش یافت.
نتیجهگیری: این مطالعه 8 هفتهای نشان داد که درمان بیماران افسرده با فلوکستین ممکن است به کاهش FBG منجر گردد در حالیکه درمان این بیماران با ایمیپرامین به مدت 8 هفته میتواند FBG را افزایش دهد. بنابراین پیشنهاد می شود که FBG در شروع و طی درمان با فلوکستین یا ایمیپرامین پایش گردد.
علی اکبر نجاتی صفا، باقر لاریجانی، بهنام شریعتی، همایون امینی، عادله رضاقلی زاده،
دوره 7، شماره 2 - ( 6-1386 )
چکیده
مقدمه: شیوع افسردگی در بیماران مبتلا به دیابت بیشتر از جمعیت عادی است و بررسی های مختلف میزان آن را تا دو برابر افراد عادی اعلام کرده اند. کیفیت زندگی و کنترل متابولیک دو شاخص مهم در درمان دیابت محسوب میشوند. هدف ما در این مطالعه بررسی رابطه افسردگی و کنترل قند خون و کیفیت زندگی در بیماران مبتلا به دیابت است.
روشها: در این مطالعه 100 بیمار مبتلا به دیابت به صورت پشت سرهم مورد بررسی قرار گرفتند. برای سنجش میزان افسردگی از خرده مقیاس افسردگی مقیاس اضطراب و افسردگی در بیمارستان(HADS-D)، برای سنجش کیفیت زندگی از فرم کوتاه شده پرسشنامه سازمان جهانی بهداشت برای کیفیت زندگی(WHOQOL-Bref) و برای سنجش کنترل متابولیک از HbA1Cَ استفاده شد. همچنین متغیرهای جمعیت شناختی، مصرف سیگار، نوع دیابت، نمایه توده بدنی، مدت بیماری دیابت، وجود عوارض ، سابقه قبلی ابتلا به افسردگی و ابتلا به سایر بیماریهای جسمی ثبت گردید.
یافتهها: بر اساس نمرات خرده مقیاسHADS-D ، 28% از بیماران دارای افسردگی بالینی بودند. میزان هموگلوبین گلیکوزیله با عوارض دیابت، رابطه معنی داری داشت. اما بین کنترل متابولیک و افسردگی یا سایر خرده مقیاسهای کیفیت زندگی رابطه معنی داری وجود نداشت. ارتباط بین افسردگی و کیفیت زندگی معکوس و معنیدار بود.
نتیجه گیری: با توجه به رابطه کیفیت زندگی و سلامت روانی و نیز شیوع بالای مسائل روانشناختی در بیماران مبتلا به دیابت، بهبود وضعیت سلامت روانی این بیماران میتواند منجر به بهبود کیفیت زندگی آنها شود.
علی محرابی، لادن فتی، محمدحسن دوازده امامی، اسدالله رجب،
دوره 8، شماره 2 - ( 10-1387 )
چکیده
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش مدیریت استرس شناختیـرفتاری بر کنترل قند خون و کاهش مشکلات هیجانی(افسردگی، اضطراب و استرس) در بیماران مبتلا به دیابت نوع 1 بود.
روشها: 25 نفر از بیماران دیابتی نوع یک عضو انجمن دیابت ایران به شیوه نمونهگیری داوطلبانه در دسترس انتخاب و سپس به طور تصادفی در دو گروه آزمایش(13=n) و کنترل(12=n) قرار گرفتند و علاوه بر پاسخ دادن به مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس(DASS)، آزمایش HbA1c خون از آنها به عمل آمد. پس از آن، گروه آزمایش در یک دوره آموزش مدیریت استرس که طی 12 جلسه 2ساعته هفتگی و به شیوه شناختیـرفتاری گروهی برگزار شد، شرکت کردند و در پایان، افراد هر دو گروه دوباره به DASS پاسخ دادند. 3 ماه پس از مداخله، آزمایش خون پسآزمون در مورد هر دو گروه و آزمون پیگیری DASS در مورد گروه آزمایش اجرا شد. برای تحلیل دادهها، از آمار توصیفی، تحلیل کواریانس، تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.
یافته ها: پس از مداخله، میانگین نمرات HbA1c، افسردگی، استرس (001/0>P) و اضطراب(012/0=P) در گروه آزمایش بهطور معنیداری کاهش یافت. درضمن اثرهای مشاهده شده در مورد افسردگی، اضطراب و استرس، 3 ماه پس از مداخله باقی مانده بود(01/0>P).
نتیجه گیری: آموزش مدیریت استرس میتواند بهعنوان بخشی از مراقبت جامع دیابت سودمند باشد.
محمد اسلامی، محمد فشارکی، بهناز فرمهینی فراهانی، عایشه حاجی اسماعیلپور،
دوره 10، شماره 3 - ( 12-1389 )
چکیده
مقدمه: افسردگی یک وضعیت شایع در بیماران دیابتی است که سبب کاهش میل، انگیزه و احساس توانایی افراد جهت پرداختن به رفتارهای خود مراقبتی میگردد. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط افسردگی با رفتارهای خود مراقبتی در بیماران افسرده و غیر افسرده مبتلا به دیابت در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی سال 1388 انجام گردید.
روشها: دراین مطالعه تحلیلی از نوع مورد- شاهدی، 220 بیمار دیابتی (110 بیمار غیر افسرده و110 بیمار افسرده) مراجعه کننده به بیمارستانهای طالقانی، مدرس، لقمان و لبافینژاد وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی به روش نمونهگیری مبتنی بر هدف از جامعه مورد پژوهش انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه شامل مشخصات دموگرافیک، خلاصه رفتارهای خود مراقبتی دیابتیها و برگه چک لیست بک برای تعیین افسردگی بود. میزان رفتارهای خود مراقبتی، در دو گروه با یکدیگر مقایسه گردید.
یافتهها: میانگین رعایت رژیم غذایی و ورزش گروه غیر افسرده به طور معنیداری بالاتر از گروه افسرده بود (رعایت رژیم غذایی: 3/1 ± 87/4 در مقابل 7/1 ± 80/3 روز در هفته، 00/0P= و ورزش: 2/2 ± 70/2 در مقابل 9/1 ± 68/1 روز در هفته، 00/0P=). در گروه غیر افسرده مراقبت از پا بیشتر و رعایت توصیههای دارویی دیابت بهتر بود اما این تفاوت معنیدار نبود (05/0
نتیجهگیری: در این مطالعه افسردگی با ضعیف شدن رفتارهای خود مراقبتی دیابتیها همراه بود.
یاسر تجلیزاده خوب، مریم قادرپناهی، حسین فخرزاده، فرشاد شریفی، مژده میرعارفین، زهره بادامچیزاده،
دوره 10، شماره 4 - ( 7-1390 )
چکیده
مقدمه: نیاز به داروهای ضد افسردگی با عوارض جانبی کمتر در سالمندان مبتلا به افسردگی که گاه به طور همزمان از چندین داروی دیگر نیز استفاده میکنند، احساس میشود. مطالعات، ارتباطی معکوس میان افسردگی و دریافت اسیدهای چرب امگا-3 را نشان دادهاند. به هر حال، این ارتباط در سالمندان دارای افسردگی خفیف تا متوسط به خوبی واضح نیست.
روشها: 66 سالمند ساکن آسایشگاه خیریه کهریزک در این مطالعه دوسوکور تصادفی دارونما-کنترل شرکت کردند. تمامی شرکت کنندگان سن 65 سال و بالاتر داشته، دارای امتیاز 22 و بالاتر از معاینه مختصر وضعیت روانی (بدون زوال عقل) و امتیاز 11-5 از فرم 15 سوالی مقیاس افسردگی سالمندان (معرف افسردگی خفیف تا متوسط) بودند. درطول 6 ماه مطالعه، گروه مداخله با یک گرم در روز کپسول روغن ماهی حاوی 300 میلیگرم از اسیدهای چرب امگا-3 درمان شدند و گروه کنترل، دارونما دریافت کردند.
یافتهها: پس از تعدیل براساس کلسترول، نمایه توده بدن و تاریخچه اختلال در عملکرد تیروئید، تفاوت معنیداری در امتیاز فرم 15 سوالی مقیاس افسردگی سالمندان انتهای مطالعه در گروه مداخله (92/2±0/6) و دارونما (98/3±91/6) وجود داشت (02/0P <). به علاوه، تفاوت معنیداری در تغییرات امتیاز فرم 15 سوالی مقیاس افسردگی سالمندان انتهای مطالعه نسبت به ابتدای آن، [در گروه مداخله (50/2±24/1-) نسبت به گروه دارونما (77/2±3/0-)]، وجود داشت (03/0P <).
نتیجهگیری: در این مطالعه، دوز پایین اسیدهای چرب امگا-3 در درمان افسردگی خفیف تا متوسط در شرکت کنندگان سالمند مؤثر بود.
مهتاب علیزاده ، مارک متیوس، سيده زکیا حسین،
دوره 13، شماره 1 - ( 10-1392 )
چکیده
هدف: این مطالعه به بررسی ارتباط وضعیت سلامت روانی (اضطراب و افسردگی و احساس خوب بودن روانی) افراد سالمند با میزان استفاده از خدمات و مراقبتهای اساسی و حمایتی سالمندی و خدمات و مراقبتهای پزشکی در بین سالمندان ایرانی مقیم استرالیا میپردازد.
روشها: این مطالعه مقطعی، توصیفی-تحلیلی، بر روی 302 سالمند 65 سال و بالاتر ایرانی ساکن استرالیا به روش تصادفی ساده در طی سالهای7-2005 انجام شد. روش گردآوری دادهها به شکل مصاحبه چهره به چهره، مصاحبه تلفنی و ارسال پرسشنامه از طریق پست و بوده است. ابزار گردآوری دادهها بر اساس بررسیهای سالیانه وزارت بهداشت کشور استرالیا " بررسی وضعیت سلامت سالمندان در سال 2000" تدوین شده است. برای تعیین سلامت روانی از پرسشنامههای استاندارد اختلالات اضطراب و افسردگی (K6) و ابزار احساس خوب بودن روانی Yeild)) استفاده شده است. ابزارهای استاندارد تعیین میزان استفاده از خدمات و مراقبتهای سالمندی شامل خدمات و مراقبتهای اساسی و حمایتی سالمندی و نیز خدمات و مراقبتهای پزشکی بودهاند. در تجزیه و تحلیل دادهها از روشهای آماری T Test و ANOVA و مدل رگرسیون خطی و رگرسیون چند متغیره استفاده شد. آنالیز دادهها توسط نرم افزار SPSS ویرایش 15 انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که اکثریت سالمندان مورد مطالعه در مدت 4 هفته قبل از پرسشگری احساس غمگینی و اظطراب داشتند. بیشتر سالمندان مهاجر ایرانی حد متوسطی از مشکلات روانی (اضطراب و افسردگی) را داشتند. در حدود 25% از سالمندان مورد بررسی حد پایینی از احساس خوب بودن روانی را در مدت 4 هفته قبل ا ز پرسشگری داشتند. میزان استفاده از خدمات و مراقبتهای پزشکی و نیز خدمات و مراقبتهای پایه و اساسی سالمندی عامل تعیین کننده وضعیت سلامت روانی در سالمندان بودند. درحالیکه متغیرهای سلامت روانی (اضطراب و افسردگی و احساس خوب بودن روانی) عامل تعیین کننده در استفاده از خدمات و مراقبتهای حمایتی سالمندی در بین سالمندان مورد مطالعه نبودند.
نتیجهگیری: در این مطالعه میزان استفاده از خدمات و مراقبتهای سالمندی پایه و اساسی که در برگیرنده برآورده کردن نیازهای روزانه زندگی میباشد، عـامل تعیین کننده وضـعیت سلامت روانی در سالمندان ایرانی بودند. لذا دست آوردهـای این مطالعه میتواند خلا آگاهی از وضعیت سلامت روانی سالمندان مهاجر را در مطالعات سالمندشناسی پر نموده و همچنین به سیاست گذاریهای بهداشتی، عدالت اجتماعی، افزایش برابری حقوق سالمندان ایرانی مهاجر و دسترسی بیشتر آنان به خدمات و مراقبتهای سالمندی کمک نماید
کوروش سایه میری، عباس شیخی، فرقان ربیعی فخر، علیرضا یادگارآزادی، میلاد اعظمی،
دوره 15، شماره 4 - ( 2-1395 )
چکیده
مقدمه: بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 بیشتر در معرض ابتلا به افسردگی هستد. شیوع افسردگی در نتایج مطالعات ایرانی، متفاوت می باشد لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی شیوع افسردگی در بیماران دیابت نوع دو ایران به روش متاآنالیز انجام شده است.
روشها: مطالعه حاضر براساس بیانیه ی PRISMA برای مطالعات مرور سیستماتیک و متاآنالیز انجام شد. دو نفر از پژوهشگران به صورت مستقل از هم با استفاده از کلید واژههای استاندارد فارسی و انگلیسی بانکهای اطلاعاتی داخلی و بین المللی Scopus، PubMed، Sciencedirect، Cochrane، Embase، Web of Science، Springer، Online Library Wiley و همچنین موتورجستجوی Google Scholar را بدون محدویت زمانی تا آذر ماه سال 1394 جستجو کردند. دادههای با استفاده از مدل اثرات تصادفی و نرم افزار Stata Ver.11.1 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.
یافتهها: در 16 مطالعه واجد شرایط با حجم نمونه 3284 نفر و میانگین سنی 6/48 سال بررسی قرار گرفت. شیوع افسردگی در بیماران دیابتی نوع دو ایران 8/54% ) فاصله اطمینان 95%: 1/66-5/43 ( برآورد گردید. این میزان در جنس مرد و زن به ترتیب 2/32%) فاصله اطمینان 95%: 1/48-3/16 ( و 60% ) فاصله اطمینان 95%: 7/73-4/46 ( محاسبه شد. بیشترین شیوع افسردگی مربوط به مرکز کشور (60%) و کمترین این میزان در غرب کشور (38%) بود.
نتیجهگیری: با توجه به شیوع بالای افسردگی در بیماران دیابتی نوع دو ایران، اجرای برنامه غربالگری از نظر اختلالات روانی بهویژه افسردگی و همچنین انجام مشاوره روانپزشکی بهصورت روتین جهت تشخیص و درمان افسردگی در این بیماران ضروری بهنظر میرسد.
سمیه رامش، اکرم علیزاده مقدم، علیرضا صفری، مرضیه فیضی،
دوره 18، شماره 2 - ( 11-1397 )
چکیده
مقدمه: دیابت یکی از شایعترین بیماریهای مزمن بوده و کیفیت زندگی بیمار نقش مهمی در کنترل بیماری دارد. هدف از مطالعهی حاضر، بررسی نقش واسطهای کیفیت زندگی در رابطهی بین افسردگی، استرس و اضطراب با شدت بیماری دیابت بود.
روشها: تعداد 108 بیمار مبتلا به دیابت نوع دو (57 زن، 51 مرد) در این پژوهش شرکت کردند. شرکت کنندگان در پژوهش، پرسشنامهی مشخصات فردی و پرسشنامهی استاندارد 21-DASS و پرسشنامهی کیفیت زندگی (SF-36) را تکمیل کردند.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان داد که میزان شدت بیماری با کیفیت زندگی رابطهی منفی و با اضطراب، افسردگی و استرس رابطهی مثبت معنادار دارد (01/0P<). نتایج تحلیل مسیر نیز حاکی از نقش واسطهای کیفیت زندگی در رابطهی بین افسردگی و اضطراب و میزان شدت بیماری دیابت نوع دو بود.
نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل، لازم است در زمینهی کنترل بیماری دیابت، مداخلات روانشناختی را بهمنظور کاهش افسردگی و اضطراب و بهبود کیفیت زندگی این بیماران مورد توجه قرار داد.
مرتضی نقی پور، محمدعلی بشارت،
دوره 20، شماره 2 - ( 11-1399 )
چکیده
مقدمه: دیابت بیماری شایع، مزمن و ناتوانکنندهای است و باعث ایجاد مشکلات روانی، اجتماعی و جسمانی متعددی میشود. تشخیص دیابت، سبک زندگی جدید و رژیم محدودکننده میتواند باعث مشکلات روانشناختی بسیاری از جمله افسردگی برای بیماران دیابتی شود. وجود نشانههای افسردگی بهعوامل متعددی نسبت داده شده است. هدف این پژوهش بررسی نقش ناگویی هیجانی، خشم و نشخوار خشم در پیشبینی نشانههای افسردگی بیماران دیابتی نوع یک و دو بود.
روش: تعداد 218 نفر(94 مرد و 124 زن) از بیماران دیابتی نوع یک و دو در پژوهش شرکت کردند و به مقیاس خشم چندبعدی (MAI)، مقیاس نشخوار خشم (ARS)، مقیاس ناگویی هیجانی تورنتو (TAS-20) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS) پاسخ دادند.
یافتهها: بین تمامی مؤلفههای خشم، نشخوار خشم و ناگویی هیجانی با نشانههای افسردگی همبستگی مثبت و معنادار وجود داشت، هرچند شدت این همبستگی در خشم بیرونی (**14/0r=) و تفکر عینی (**17/0r=) کمتر از مؤلفههای دیگر بود. همچنین، از بین ابعاد خشم، نشخوار خشم و ناگویی هیجانی، مؤلفهی خشم انگیختگی (20/0B=،05/0P<)، پسفکرهای خشم (32/0B=،05/0P<)، افکار انتقام (25/0B=،05/0P<)، دشواری در شناسایی احساسات (32/0B=،05/0P<) توانستند نشانههای افسردگی را در بیماران دیابتی پیشبینی کنند.
نتیجهگیری: خشم، نشخوار خشم و ناگویی هیجانی در ایجاد نشانههای افسردگی نقشی اساسی ایفا میکنند. وجود نشانههای افسردگی بار بیماری را در بیماران دیابتی افزایش میدهد. در نتیجه، گنجاندن این متغیرها در پروتکلهای درمانی و توجه اساسی به شیوهی شناسایی، توصیف و ابراز احساسات منفی و مثبت در این بیماران حائز اهمیت است.
اسما سلیمانی، محمد فتحی، مصطفی بهرامی،
دوره 24، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر بازتوانی همراه با مصرف ویتامین D بر خستگی، کیفیت خواب و میزان افسردگی افراد مبتلا به سرطان استئوسارکوم پس از پیوند سلولهای بنیادی مغز استخوان بود.
روشها: در این مطالعه، 27 زن مبتلا به سرطان استئوسارکوم با نمایۀ تودۀ بدنی بالای 30کیلوگرم برمترمربع، سن 03/4±90/24 سال، قد 62/3±85/163 سانتیمتر و وزن 5/4±17/82 کیلوگرم بهطور تصادفی به چهار گروه (بیمار-تمرین)، (بیمار-تمرین-ویتامین D)، (بیمار- تمرین-دارونما) و (کنترل) تقسیم شدند. پروتکل تمرینی شامل ده هفته فعالیت ورزشی پیلاتس است. گروه مکمل هفتهای سه روز IU 500 ویتامین D را، بهمدت 10 هفته مصرف میکردند. دادهها با استفاده از آزمون t وابسته و تحلیل واریانس یکراهه تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس پژوهش سه گروه تمرینی نشان داد پس از ده هفته بازتوانی ورزشی همراه مصرف ویتامین D، شاخصهای خستگی و میزان افسردگی کاهش معنادار یافته است (05/0 P≤). و همچنین نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس سه گروه تمرینی نشان داد کیفیت خواب کلی افراد مبتلا به سرطان استئوسارکوم افزایش معنادار یافته است (05/0 P≤).
نتیجهگیری: ﺑﺮاﺳﺎس ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺑﻪدﺳﺖ آﻣﺪه ﭘﻴﺸﻨﻬﺎد ﻣﻲﺷﻮد ﻣﺼﺮف ویتامین D به همراه بازتوانی ورزشی ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺷﻴﻮۀ درﻣﺎﻧﻲ ﻣﺆﺛﺮی ﺑﺮای بر خستگی، کیفیت خواب و میزان افسردگی افراد مبتلا به سرطان استئوسارکوم ﺑﺎﺷﺪ.