دیابت در بارداری به دو دسته تقسیم میشود: اول دیابتی که پیش از بارداری تشخیص داده شده و با بارداری همراه میشود و دوم «دیابت بارداری» که اختلال در تحمل کربوهیدراتهاست و برای نخستین بار در بارداری تشخیص داده میشود. دیابت بارداری شایعترین اختلال متابولیک دوران بارداری است. شیوع دیابت بارداری در جوامع مختلف بین 1 تا 14 درصد کل موارد بارداری گزارش شده است. شیوع دیابت بارداری در شهر تهران در حدود 7/4% بوده است. دیابت همراه با بارداری براساس معیارهایNational Diabetes Data Group (NDDG ) که به تازگی تغییراتی پیدا کرده است, قبل از بارداری تشخیص داده میشود. تشخیص دیابت بارداری بهوسیله آزمون تحمل گلوکز 100 گرم سه ساعته انجام میشود که در این آزمون وجود حداقل دو نوبت اختلال برای تشخیص ضروری است. غربالگری در دیابت بارداری موضوع مورد اختلاف در جوامع مختلف است. دو روش غربالگری «همگانی» و «انتخابی» پیشنهاد شده است. توصیههای انجمن دیابت آمریکا (ADA) تا سال 1997 در جهت انجام غربالگری همگانی بوده است ولی در چهارمین همایش جهانی دیابت بارداری, غربالگری انتخابی بر اساس عوامل خطرزا مورد توجه قرار گرفته است. علیرغم این پیشنهادها, بعضی از مطالعات بهویژه در مناطقی که بروز بالاتری از دیابت بارداری داشتند, غربالگری همگانی را توصیه نمودهاند. همراه شدن دیابت با بارداری عوارض متعددی برای مادر و جنین دارد. عوارض جنینی دیابت همراه با بارداری شامل ماکروزومی، هیپوگلیسمی نوزادی، هیپوکلسمی، زردی، سندرم زجر تنفسی، پلیسیتمی، نارس بودن نوزاد، سقط و نقایص مادرزادی است. فرزندان مادران مبتلا به دیابت بارداری استعداد بیشتری برای ابتلا به چاقی و اختلال تحمل گلوکز دارند. پایش قند بعد از غذا همراه با اندازهگیری قند خون ناشتا میتواند در کاهش عوارض دیابت در بارداری مؤثر باشد. توصیههای ADA برای کنترل قند خون مادران دیابتی شامل قند خون ناشتا بین مقادیر 60 و 95 میلیگرم در دسیلیتر و قند خون دو ساعت پس از صرف غذا بین مقادیر 80 و 120 میلیگرم در دسیلیتر است. اندازهگیری کتون ادرار در مواردیکه محدودیت کالری در رژیم غذایی وجود دارد, توصیه شده است. کنترل قند خون نیاز به تغییر شیوه زندگی بهویژه در زمینه عادات غذایی و ورزش دارد. نیاز به انسولین با افزایش سن آبستنی افزایش یافته و گاهی در اواخر بارداری و نزدیک به زایمان ثابت میماند یا کاهش پیدا میکندد. بنابراین باید به مقادیر انسولین براساس نیاز بیمار توجه کافی شود. رژیم غذایی مناسب باید با توجه به افزایش وزن بیمار در طی بارداری تغییر کند. دیابت آثار متعددی بر مادر و جنین میگذارد و شیوع بالای دیابت بارداری, دلالت بر ضرورت طراحی شیوهای روشن برای غربالگری، تشخیص و کنترل و درمان دیابت در بارداری دارد.
مقدمه: برآورد هزینه ـ اثربخشی خدمات سلامت و همچنین هزینه ـ فایده در طراحی و ارزیابی نظامهای سلامت نقش اساسی برعهده دارند. بیماریهای متابولیک و بویژه دیابت با توجه به شیوع بالا و رو به افزایش بیماری و هزینههای سنگین از جمله مهمترین مسائل نظامهای سلامت بهشمار میروند. در این رابطه دیابت بارداری بهعنوان شایعترین اختلال متابولیک دوران بارداری و عوارض متعددی که برای مادر و جنین دارد, از اهمیت ویژهای برخوردار است. مطالعات زیادی درباره روشهای غربالگری دیابت بارداری انجام شده تا با در نظر گرفتن معیارهای مختلف, جامعه مورد بررسی محدود شده تا درنهایت هزینههای غربالگری کاهش یابد. در این مقاله سعی شده تا با تحلیل نتایج بدستآمده از یک مطالعه مقطعی که درباره دیابت بارداری در تهران انجام شده, بتوان روشهای غربالگری را بر پایه تحلیل هزینهها با هم مقایسه و مناسبترین روش غربالگری را باتوجه به بافت نژادی و فرهنگی ـ اقتصادی جامعه پیشنهاد نمود.
روشها: در این مطالعه 2416 خانم باردار در بیمارستانهای تابعه دانشگاه علوم پزشکی تهران با روش
غربالگری همگانی بررسی شدند و کلیه عوامل خطرزا ونتایج آزمایشها ومعاینات بالینی برای هر بیمار ثبت
گردید. آزمون gm50 GCT (Glucose Challenge Test) بهعنوان آزمون غربالگری و آزمون gm 100GTT
(Glucose Tolerance Test) جهت تشخیص دیابت بارداری استفاده شده است.
یافتهها: در تحلیل هزینههای مستقیم انجام آزمونهای غربالگری و تشخیصی, در روش غربالگری همگانی با معیارmg/dl 130, هزینه برای هر خانم باردار درحدود30410 ریال معادل 80/3 دلار برآورد شده است و به ازای هر بیمار تشخیص داده شده با این روش 644488 ریال معادل 56/80 دلار هزینه دارد. در روش غربالگری همگانی با ملاک mg/dl140 حساسیت غربالگری 12% کاهش یافته و به 88% میرسد و هزینه غربالگری بهازای هر خانم باردار به 25641 ریال معادل 20/3 دلار و بهازای تشخیص هر بیمار به 69500 ریال معادل 43/77 دلار کاهش مییابد. بنابراین با 6/15% کاهش در هزینه سرانه غربالگری و 87/3% کاهش در هزینه صرف شده برای تشخیص هر بیمار, حساسیت غربالگری 12% کاهش مییابد.
نتیجهگیری: در مجموع با توجه به شیوع بالای بیماری در گروه کمخطر و پایین بودن سطح مراقبتهای سلامت نسبت به جوامعی که روش انتخابی را پیشنهاد میکنند و همچنین پایینتر بودن هزینه انجام آزمونهای غربالگری وتشخیصی نسبت به جوامع فوق و شیوع عوارض بیماری که خود هزینه بالایی را بر نظام سلامت تحمیل میکند، بهنظر میرسد انجام روش غربالگری همگانی علاوهبر حساسیت بالای غربالگری توجیه اقتصادی نیز داشته باشد.
هدف: ارزیابی اثر هیپرگلیسمی بر فعالیت ضد درد باکلوفن (آگونیست گیرنده GABAB) در موشها
روشها: اثر ضددرد باکلوفن (mg/kg 5/7-5/2، درونصفاقی) در موشهای دیابتیشده با آلوکسان بهمدت 4 و 14 روز با استفاده از آزمون صفحه داغ بررسی شد.
یافتهها: اثر ضددرد وابسته به دوز در پی تجویز باکلوفن در موشهای سالم و موشهای دیابتی تفاوت معنیداری نداشت. اثر ضددرد مرفین (mg/kg 10، درونصفاقی) در گروه دیابتی نسبت به گروه سالم کاهش یافت.
نتیجهگیری: به نظر میرسد دیابت اثر کمتری روی فعالیت ضددرد باکلوفن نسبت به مرفین داشته باشد.
مقدمه: هرچند آزمون تحمل گلوکز خوراکی به عنوان استاندارد طلایی جهت تشخیص دیابت و اختلال تحمل گلوکز شناخته میشود، انجام آن مشکل است و از نظر زمانی وقتگیر میباشد. با توجه به مزیتهای فراوان هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c)، در این تحقیق تلاش شده است تا ارزش استفاده از این معیار جهت غربالگری و تشخیص دیابت و اختلال تحمل گلوکز مورد بررسی قرار گیرد.
روشها: در یک مطالعه مقطعی، 497 فرد ارجاعشده جهت انجام آزمون تحمل گلوکز خوراکی، همزمان از جهت میزان HbA1c مورد بررسی قرار گرفتند. پس از تعیین موارد دیابتی، اختلال تحمل گلوکز (IGT) و نرمال (بر مبنای معیار سازمان جهانی سلامت) حساسیت و ویژگی نقاط قطع برابر با میانگین HbA1c (در افراد نرمال) بهعلاوه یک، دو، سه و چهار انحراف معیار جهت تشخیص موارد دیابتی، IGT و مجموع دو گروه یادشده بررسی و منحنیهای ROC ترسیم گردید. جهت سنجش اختلاف سطح HbA1c در گروههای مختلف از آزمون t غیرزوج و آنالیز واریانس استفاده گردید. در تمامی موارد 05/0 P< معنیدار تلقی شد.
یافتهها: میانگین HbA1c در گروههای بیماران دیابتی، IGT، مجموع دو گروه یاد شده و افراد نرمال به ترتیب برابر با 5/1±2/9، 8/0±9/7، 3/1±4/8 و 7/0±8/6 درصد بود که اختلافات مشاهده شده بین تمامی گروهها با مقادیر
000/0= p معنیدار بود. پس از بررسی نتایج و منحنیهای ROC مشخص گردید که نقطه قطع 5/7 (میانگین + یک انحراف معیار) در مجموع از مناسب ترین حساسیت (53/97 برای شناسایی بیماران دیابتی، 37/66برای شناسایی موارد IGT و 22/80 برای شناساییمجموع دو گروه یادشده) و ویژگی (8/73 برای شناسایی بیماران دیابتی، 44/69 برای شناسایی موارد IGT و66/86 برای شناساییمجموع دو گروه یادشده) برخوردار میباشد.
نتیجهگیری: سطح هموگلوبین A1c برابر با 5/7 درصد، میتواند معیاری حساس با ویژگی مناسب جهت غربالگری به ویژه در رابطه با مجموع بیماران دیابتی + IGT و بیماران دیابتی (به تنهایی) محسوب گردد. لذا پیشنهاد میشود با انجام تحقیقات مشابه در سطح کشوری، ارزش این روش برای غربالگری موارد دیابت و IGT مورد بررسی بیشتری قرار گیرد.
مقدمه: به لحاظ افزایش روزافزون شیوع دیابت در جوامع انسانی و خطر جدی برای سلامتی افراد جامعه از لحاظ نارسایی کلیه، بیماریهای قلبی و عروقی، نابینایی و نوروپاتی، بررسی و پژوهش در باره چگونگی تشخیص این بیماری از اهمیت بالایی برخوردار است لذا مقایسه دو روش تشخیصی WHO و ADA برای دیابت مدنظر این تحقیق بوده است.
روشها: در این پژوهش 982 نفر از افراد 30 تا 64 ساله مقیم شهر بوشهر برمبنای نمونهگیری تصادفی سیستماتیک انتخاب شدند که از آنها نمونه خون ناشتا گرفته شد. آزمون تحمل گلوکز خوراکی استاندارد برای افراد تحت مطالعه انجام شد. برای اندازهگیری قند پلاسما از روش گلوکز اکسیداز - پراکسیداز؛ اتوآنالیزر تکنیکون RA1000 استفاده شد. برای بررسی تحلیلی از آزمونهای مجذور کای (chi-square) و t استیودنت (t-student) و در موارد لزوم از آزمون دقیق فیشر (Fisher's Excat test) استفاده شد.
یافتهها: از تعداد 982 نفر، 354 نفر مرد (36%) و 628 نفر زن (64%) بودند که بیشتر افراد در گروه سنی 39-30 سال (9/42%) قرار داشتند. از مجموع 982 نفر تعداد 69 نفر (20 مرد و 49 زن) دیابت شناخته شده داشته به عبارتی 7% افراد مورد مطالعه دیابت داشتند. میزان شیوع خام دیابت قندی و اختلال تحمل گلوکز برپایه معیار WHO به ترتیب 6/13% و 6/15% بود و براساس معیار ADA میزان شیوع خام دیابت4/13% بود. پنجاه و یک درصد دیابتیها بصورت شناخته شده و 49% نیز تشخیص داده نشده بودند. حساسیت قند پلاسما ناشتا برای تشخیص دیابت با معیار WHO 8/45% و با معیار ADA 5/62% تعیین شد ولی اختصاصی بودن این دو معیار تفاوت چندانی نداشت.
نتیجهگیری: باتوجه به میزان کلی عدم تحمل گلوکز (مجموع موارد دیابت قندی و افراد دچار اختلال تحمل گلوکز) بندر بوشهر را باید جزء مناطق با شیوع بالای دیابت در جهان به شمار آورد و در ضمن جهت غربالگری افراد بهتر است از FPG و آزمون OGTT استفاده نمود.
مقدمه: گلیکوزیلاسیون غیرآنزیمی پروتئنها در دیابت میتواند آثار مخربی بر ساختمان و کارکرد پروتئینها داشته باشد. برپایه مطالعات in vitro و in vivo، گلیکوزیلاسیون غیرآنزیمی پروتئینها و ترکیبات گلیکوزیله نهایی آنها در ایجاد عوارض ماکروواسکولار مانند آترواسکلروز و نیز آثار میکروواسکولار از قبیل رتینوپاتی و نفروپاتی، اهمیت دارد.
روشها: برخی ویژگیهای بیوشیمیایی و فیزیکی آلبومین گلیکوزیله مانند تحرک الکتروفورتیک، فلورسانس و pH ایزوالکتریک در تشکیل وابسته به زمان ترکیبات گلیکوزیله نهایی مورد بررسی قرار گرفت. همچنین برای نخستین بار از روش ایزوالکتریک فوکوسینگ برای بررسی گلیکوزیلاسیون آلبومین سرم افراد دیابتی و مقایسه آن با افراد سالم استفاده شد.
یافتهها: تحرک الکتروفورتیک آلبومین گلیکوزیله پس از 10 هفته انکوباسیون با گلوکز نسبت به آلبومین طبیعی 3/21% افزایش نشان داد. pH ایزوالکتریک آلبومین از 6/4 در روز اول به 1/4 در هفته هفتم کاهش یافت. افزایش تحرک الکتروفورتیک همراه با کاهش در pH ایزوالکتریک در هفته اول مشاهده گردید. این تغییرات به خوبی با تغییرات مشاهده شده در فلورسانس همبستگی داشت. محتوای گلوکز نمونههای آلبومین نگهداری شده تا هفته اول انکوباسیون کاهش یافت اما پس از هفته دوم به تدریج افزایش نشان میداد. اندازهگیریهای فلورسانس نیز با این روند تغییرات، همخوانی داشت. در بررسی با روش ایزوالکتریک فوکوسینگ، اختلاف معنیداری بین آلبومین سرم افراد دیابتی و آلبومین سرم افراد طبیعی مشاهده شد (00/0= p).
نتیجهگیری: افزایش تحرک الکتروفورتیک پس از هفته اول همراه با کاهش همزمان در pH ایزوالکتریک نشاندهنده آن است که تشکیل ترکیبات گلیکوزیله نهایی پس از هفته اول آغاز میشود. کاهش غلظت گلوکز طی هفته اول و افزایش متعاقب آن پس از هفته دوم را میتوان به تشکیل و هیدرولیز ترکیبات گلیکوزیله نهایی نسبت داد. شاید بتوان از این روش برای شناسایی وضعیت پایدار دیابت یا درجه پیشرفت آن استفاده کرد.
مقدمه: انجمن دیابت آمریکا در سال 1997 توصیههای خود را برای غربالگری همگانی دیابت بارداری تمام زنان باردار تغییر داد و توصیه نمود که غربالگری باید محدود به زنانی شود که دارای عوامل خطرزای دیابت بارداری هستند. بهویژه این انجمن پیشنهاد نمود که انجام غربالگری برای زنانی که کمتر از 25 سال سن دارند؛ دارای وزن طبیعی هستند و تاریخچه خانوادگی دیابت ندارند، مقرون به صرفه نمیباشد.
روشها: تعداد 910 زن باردار در درمانگاه دیابت دانشگاه علوم پزشکی بوشهر در 24 تا 28 هفتگی بارداری، با آزمون گلوکز 50 گرمی تحت غربالگری قرار گرفتند. آزمون تحمل گلوکز سه ساعته تشخیصی نیز برای زنانی که در آزمون غربالگری دارای گلوکز mg/dl 140 بودند انجام گردید. وجود حداقل یکی از عوامل خطرزای دیابت بارداری (پیشنهادی انجمن دیابت آمریکا) یا فقدان هر سه عامل، برپایه نتایج آزمون غربالگری گلوکز 50 گرمی مورد بررسی قرار گرفت و مدلهای مختلفی از ترکیب عوامل خطرزای دیابت بارداری براساس نتایج غربالگری سنجیده شد.
یافتهها: تعداد 66 نفر (9/6%) دارای نتایج مثبت غربالگری با گلوکز 50 گرمی بودند و 16 نفر (75/1%) نیز در آزمون تشخیصی دارای دیابت بارداری بودند. آزمون غربالگری گلوکز 50 گرمی در 3/95% (6/61 نفر) از افرادیکه حداقل یکی از سه عامل خطرزای دیابت بارداری، شامل سن بالاتر از 25 سال، شاخص توده بدن بیشتر یا مساوی kg/m2 27 یا سابقه خانوادگی دیابت را داشتند و در 3/27% (231 نفر) کسانی که سه عامل خطرزای مذکور را نداشتند، نتیجه غربالگری منفی بود ] نسبت شانس (odds ratio): 03/7؛ فاصله اطمینان 95%: 23/2-21/22؛ 0001/0p< [.
نتیجهگیری: غربالگری انتخابی زنان باردار برپایه عوامل خطرزای دیابت بارداری، در مواردیکه با محدودیت امکانات انجام غربالگری همگانی مواجهیم، خواهد توانست بیشتر موارد با آزمون غربالگری مثبت را بهدرستی شناسایی نماید و در این میان، سن، شاخص توده بدن و سابقه خانوادگی دیابت، عوامل مهمی برای انتخاب افراد هستند.
روشها: 2416 خانم باردار به پنج درمانگاه دانشگاهی مراجعه نمودند. موارد شناخته شده دیابت قبل از بارداری از مطالعه خارج شدند. آزمون تحمل گلوکز یک ساعته 50 گرم با روش غربالگری همگانی مورد استفاده قرار گرفت. در مواردیکه نتیجه این آزمون ≥ 130 میلیگرم در دسیلیتر بود، آزمون تحمل گلوکز سه ساعته 100 گرم انجام میشد. براساس نتایج آزمونهای GCT و GTT، کلیه مراجعان به چهار گروه دیابت بارداری، IGCT، IGT و طبیعی تقسیم شدند. سابقه فامیلی و عوارض در بارداریهای قبلی از بیماران اخذ شد و معاینات کامل بالینی انجام گرفت که شامل تعیین شاخص توده بدن و فشار خون، ارزیابی افزایش وزن، پروتئینوری، گلیکوزوری، هیدرآمنیوس و ادم بودند. ادرار زیاد و پرنوشی مهمترین یافتههای مورد توجه بودند.
یافتهها: از بین 2416 خانم باردار، 114 نفر (7/4%) مبتلا به دیابت بارداری بودند. از میان این 114 نفر، 42 نفر (8/36%) چاقی، 39 نفر (2/34%) گلیکوزوری، 5 نفر (3/4%) پرهاکلامپسی و 22 نفر (2/19%) افزایش وزن غیرطبیعی داشتند. ادرار زیاد (9/14%) و پرنوشی (6/12%) مهمترین یافتهها بودند. بیماران مبتلا به دیابت بارداری در مقایسه با افراد طبیعی، گلیکوزوری، پلیهیدرآمنیوس، پروتئینوری، افزایش وزن و شاخص توده بدن بالاتری داشتند. همراهی این یافتهها در بیماران دیابت بارداری نسبت به افراد طبیعی از نظر آماری معنیدار بود. از بین بیماران دیابت بارداری 59 نفر (7/51%) هیچ یافته بالینی و آزمایشگاهی نداشتند.
نتیجهگیری: شیوع افراد بدون علامت در بیماران مبتلا به درجات اختلال تحمل کربوهیدرات نشان میدهد که غربالگری براساس یافتههای بالینی و آزمایشگاهی، بیماران زیادی را ناشناخته باقی میگذارد. علیرغم اینکه غربالگری براساس این یافتهها کارآیی لازم را ندارد، میتواند در ارزیابی سلامت دوران بارداری در این بیماران سودمند باشند.
روشها: تعداد 28 نفر مرد ، 14 نفر ورزشکار با میانگین سنی 2±48 و 14 نفر غیر ورزشکار با میانگین سنی 4±44 انتخاب گردید. مقدار cc10 خون ناشتا جهت بررسی حساسیت LDLها به اکسیداسیون و لیپوپروتئینها و لیپیدها گرفته شد. جهت بررسی حساسیت LDL به اکسیداسیون از روش conjugated diene مطابق دستورالعمل Puhl استفاده شد . کلسترول و تریگلیسرید به روش آنزیماتیک و HDL-c به روش رسوبی و LDL-c با استفاده از فرمول فریدوالد محاسبه گردید.
یافتهها: نتایج نشان میدهد که LDLهای ورزشکاران مقاومت بیشتری در برابر اکسیداسیون در مقایسه با غیر ورزشکاران دارند(lag time ورزشکاران 10±35/60 و در غیر ورزشکاران 10±64/54 ) اگرچه از نظر آماری این اختلاف معنیدار نبود و میزان HDL-c ورزشکاران بیش از غیر ورزشکاران (8±2/46 در مقابل 5/8±38) و از نظر آماری معنیدار میباشد و میزان LDL و VLDL ورزشکاران اختلاف معنیداری با غیر ورزشکاران نداشت.
نتیجهگیری: شواهد تجربی این فرضیه را که اکسیداسیون LDL به آترواسکلروز منجر میشود تأیید میکنند و گزارشها حاکی از نقش فعالیتهای بدنی و تمرینات ورزشی به عنوان یک عامل حفاظت کننده در برابر پیشرفت بیماری آترواسکلروز میباشد. اگرچه عوامل دیگری مانند غلظت ویتامین E به عنوان آنتیاکسیدان و ترکیب LDLها و نوع LDLها در فرآیند آترواسکلروز مؤثر میباشند که باید مورد بررسی قرار گیرند.
مقدمه: نوروپاتی از جمله عوارض شایع بیماری دیابت است. الکترونوروگرافی و معاینه بالینی ارزش بسیاری در تشخیص زودرس و نهایتاً جلوگیری از عوارض ناتوان کننده آن دارد.
روشها: 103 بیمار دیابتی با میانگین سنی 14 6/52 سال به روش تصادفی از مراجعان به درمانگاه غدد دانشگاه علوم پزشکی شیراز انتخاب شدند. 4/29% بیماران مبتلا به نوع 1و 6/70% به نوع 2 دیابت مبتلا بودند. در تمام بیماران شرح حال ، معاینه عصبی و الکترونوروگرافی شامل اندازه گیری سرعت هدایت عصبی و ارتفاع موج و زمان تأخیر دورین (distal) در سه عصب حسی و حرکتی و رفلکس H (هوفمان) بررسی شد.
یافتهها: 4/79% بیماران دارای حداقل یک یافته بالینی و الکترونوروگرافی غیرطبیعی بودند. شیوع نوروپاتی با مدت بیماری رابطه مستقیم داشت (05/0P<). شایعترین شکایت بیماران احساس مورمور و خواب رفتگی اندامها (72/0) و سوزش پاها (36%) بود. شایعترین یافته معاینه کاهش رفلکس مچ پا (92%) و کاهش حس ارتعاش در پاها (76%) بود. غیرطبیعی بودن رفلکس H (5/92%) و کاهش ارتفاع موج حسی عصب پرونئال سطحی (79%) شایعترین یافتهها در الکترونوروگرافی بودند. بین یافتههای بالینی و یافتههای الکترونوروگرافی ارتباط معنیداری وجود داشت.
نتیجهگیری: نوروپاتی در بیماران دیابتی ما شیوع بیش از حد معمول دارد. با توجه به همخوانی معاینات بالینی با نتایج الکترونوروگرافی، توجه بیشتر پزشکان به معاینه بالینی و شکایات بیماران دیابتی توصیه میشود.
مقدمه: وجود اختلال در متابولیسم کربوهیدرات در بیماران مبتلا به سیروز کبدی کاملاً شایع است. این مطالعه با هدف تعیین میزان شیوع دیابت قندی و اختلال تحمل گلوکز در بیماران مبتلا به بیماری مزمن کبدی و همچنین تعیین عوامل احتمالی مرتبط با بروز دیابت در این بیماران انجام شد.
روشها: در فاصله زمانی مهر 1381 تا فروردین 1382 کلیه بیماران مبتلا به بیماری مزمن کبدی که به «مرکز هپاتیت تهران» مراجعه داشتند و شرایط خروج را نداشتند ( 185 بیمار) برای ورود به مطالعه انتخاب شدند. غلظت گلوکز ناشتای سرم و غلظت گلوکز سرم دو ساعت بعد از مصرف 75 گرم گلوکز برای تمام بیماران اندازه گیری شد. تشخیص دیابت قندی و اختلال تحمل گلوکز براساس آخرین معیارهای اعلام شده توسط انجمن دیابت آمریکا (ADA) بود.
یافتهها: بیماران شامل 42 حامل غیرفعال هپاتیت B ، 102 بیمار مبتلا به هپاتیت مزمن B یا C و 41 بیمار سیروزی بودند. میانگین سنی 0/12±8/43 سال در محدوده 22 تا 84 سال بود. دیابت در 40 بیمار (6/21%) و اختلال تحمل گلوکز در 21 بیمار (4/11%) وجود داشت. آنالیز تک متغیره نشان داد که سن (000/0=P) وضعیت بیماری کبدی (000/0=P)، سابقه پرفشاری خون (007/0=P)، سابقه فامیلی دیابت (000/0=P) و شاخص توده بدن (BMI) (009/0=P) با شیوع دیابت رابطه معنی دار دارند. پس از انجام آنالیز چندمتغیره، سن (01/0=P) ، سابقه فامیلی دیابت (001/0=P)، هپاتیت مزمن (0004/0=P) و سیروز (0004/0=P) ارتباط مستقل و معنی داری با شیوع دیابت داشتند. اطلاعات بیماران مبتلا به سیروز و هپاتیت مزمن در قالب گروههای جداگانه نیز آنالیز شد. در نتیجه مشخص شد که شیوع دیابت در گروه سیروز در بیماران با درجه Child-Pugh بالاتر (04/0=P) و در گروه هپاتیت مزمن در بیماران با سن بالاتر (04/0=P) ، درجه فیبروز کبدی بالاتر (04/0=P)و BMI بالاتر (003/0=P) بهطور معنی داری بیشتر است.
نتیجهگیری: در این مطالعه مشخص شد که بیماران دچار سیروز و هپاتیت مزمن در خطر ابتلا به دیابت قندی هستند. سن بالا، شدت بیماری کبدی و چاقی از عواملی هستند که با پیدایش دیابت در این بیماران ارتباط دارند.
مقدمه: هیپرلیپیدمی از مهمترین عوامل خطر پیدایش و پیشرفت بیماریهای قلبی - عروقی در جهان محسوب میشود. تعداد مرگ و میر ناشی از این بیماری در ایران روزانه 166 نفر و سالانه تقریباً 125000 نفر میباشد. مطالعات متعدد نشان میدهد که باید راهکارهایی در جهت پیشگیری و اصلاح شیوه زندگی انجام پذیرد که این میسر نمیشود مگر با آموزش فراگیر و مداوم که تیم درمان خصوصاً پرستاران میتوانند نقش به سزایی در انجام آن داشته باشند. هدف از این مطالعه بررسی مقایسهای اثر آموزش از طریق برگزاری جلسات گروهی و کتابچههای آموزشی بر میزان آگاهی و عملکرد بیماران مراجعهکننده به درمانگاه لیپید است.
روشها: این بررسی از نوع مطالعات مداخلهای است که نمونههایی بهصورت تصادفی انتخاب شد و با استفاده از ابزار پرسشنامه میزان آگاهی و عملکرد قبل از آموزش و بعد از آموزش مورد سنجش قرار گرفت. تعداد نمونهها 304 نفر بودهاند که به 152 نفر کتابچه داده شد و 152 نفر دیگر دعوت به بحث گروهی شدند.
یافتهها: در گروه یک (بحث گروهی) بعد از آموزش 27% افزایش آگاهی و عملکرد مشاهده شده و در گروه دو (کتابچه) 26% افزایش مشاهده گردید که بین دو گروه تفاوت معنیداری بهدست نیامد.
نتیجهگیری: با توجه به یکسان بودن میانگین نمرات دو گروه شاید بتوان گفت که اثر هر جلسه آموزشی میتواند معادل دادن کتابچه به بیماران باشد؛ بنابراین پیشنهاد میشود که برای نتیجهگیری بهتر، این جلسات بهطور مداوم و در فواصل منظم برگزار گردد.
روشها: در این مطالعه 68 بیمار مبتلا به دیابت نوع 1 یا 2 پس از انجام ارزیابیهای غربالگری بریتانیا (UK) و میشیگان، از نظر متغیرهای قابل اندازهگیری عصب سورال در هر دو اندام پایینی شامل سرعت هدایت عصبی، ارتفاع موج و تأخیر زمانی مورد بررسی قرار گرفتند.
یافتهها: شیوع نوروپاتی برپایه یافتههای الکتروفیزیولوژیک عصب سورال 2/63% بود. 4/54% اعصاب سورال سمت راست و 50% اعصاب سورال سمت چپ دارای متغیرهای غیرطبیعی بودند و اختلال دوطرفه همزمان در 3/35% موارد دیده شد. همخوانی معنیداری بین تغییرات الکتروفیزیولوژیک و یافتههای بالینی میشیگان موجود بود (003/0P<) اما یافتههای الکتروفیزیولوژیک با معیار UK همخوانی معنیداری نداشتند (3/0P>). شایعترین پارامتر تغییر یافته در بیماران دیابتی مورد مطالعه، ارتفاع موج سورال بود.
نتیجهگیری: ارزیابی هدایتی عصب سورال بهعنوان یکی از سادهترین و شاخصترین و حساسترین اعصاب حسی درگیر شده در نوروپاتی محیطی دیابت در تمامی بیماران دیابتی بدون توجه به علایم بیمار، برای یافتن موارد فروبالینی (subclinical) پیشنهاد میشود. در این نوع ارزیابیها برای افزایش حساسیت آزمون اندازهگیری ارتفاع امواج حسی سورال نیز مهم است.
روشها: تعداد 302 نفر خانم مبتلا به PCOS و 116 نفر خانم به عنوان گروه شاهد وارد این مطالعه شدند. تشخیص PCOS بر پایه معیارهای بالینی شامل اختلالات قاعدگی همراه با علایم و نشانههای بالینی و پرابالینی (paraclinical) فزونی آندروژنها و رد علل دیگر داده شد. هیچیک از بیماران از قبل مورد شناخته شده دیابت نبودند و حداقل از چند ماه پیش دارویی دریافت نمی کردند. در کلیه بیماران و گروه شاهد شرح حال مناسب تهیه و معاینه بالینی انجام شد. فشار خون، قد، وزن، دور کمر، دور لگن، شدت هیرسوتیسم و دیگر نشانه های فزونی آندروژن تعیین و ثبت گردید. غلظت تام سرمی تستوسترون و DHEA-S هم در گروه بیماران و هم در گروه شاهد اندازه گیری شد. آزمون تحمل گلوکز خوراکی (OGTT) با تجویز خوراکی 75 گرم گلوکز بعد از ناشتایی شبانه 10 - 12 ساعته در بین ساعات 8 و 9 صبح در کلیه بیماران و گروه شاهد انجام و قند خون قبل و 2 ساعت بعد به روش گلوکز اکسیداز اندازهگیری شد. معیارهای ارائه شده توسط سازمان جهانی سلامت (WHO) برای تفسیر نتایج آزمون تحمل گلوکز مورد استفاده قرار گرفت.
یافتهها: سن بیماران از 38 - 15 سال (6 ± 24 = انحراف معیار ±میانگین) و سن گروه شاهد 16 تا 41 سال (8 ± 27 = انحراف معیار±میانگین) و شاخص توده بدن (BMI) در بیماران از 5/46 - 8/18 (2/7 ± 5/34 ) و در گروه شاهد از6/47 - 3/16 (4/8 ± 7/32 ) کیلوگرم بر متر مربع متغیر بود و از این جهات تفاوت معنیداری بین دو گروه وجود نداشت. از نظر شاخصهای آزمایشگاهی، غلظت سرمی تستوسترون و DHEA-S در گروه بیماران بهطور چشمگیری بیشتر از گروه شاهد بود. 198 نفر از بیماران (5/65% ) و 79 نفر از افراد گروه شاهد (68%) BMI مساوی یا بیشتر از 25 کیــلوگــرم بــر متر مــربع داشتنـد و به عبـارت دیـگر دچار اضـافـه وزن یا چاقی بـودند. 54% بیمـاران و 6/51% افـراد گـروه شـاهد نیز چـاق بودند (BMI £ kg/m227). 96 بیمار (7/31%) مبتلا به PCOS اختلال تحمل گلوکز (IGT) و 27 بیمار (9/8%) دیابت داشتند در حالیکه میزان شیوع اختلال تحمل گلوکز و دیابت در گروه شاهد به ترتیب 6/14% و 1/5% بود. بدین ترتیب شیوع IGT و دیابت در خانمهای مبتلا به PCOS در مقایسه با گروه شاهد بهطور معنیداری بالاتر است (005/0P<). در خانمهای غیر چاق مبتلا به PCOS پروالانس IGT و دیابت به ترتیب 2/17% و 6/3% بود در حالی که در خانمهای غیرچاق گروه شاهد این اعداد به ترتیب 9/8% و 7/1% می باشد. در خانمهای چاق مبتلا به PCOS (BMI £ kg/m227) شیوع IGT و دیابت به ترتیب 1/44% و 5/13% و در خانمهای چاق گروه شاهد 20% و 10% بود.
نتیجهگیری: از نتایج فوق چنین استدلال می شود که خطر پیدایش IGT و دیابت در خانمهای مبتلا به PCOS (چاق و غیر چاق) به مراتب بیشتر از خطر آن در خانمهای غیر مبتلا به PCOS میباشد. با توجه به شیوع بالای IGT و دیابت تیپ 2 در بیماران با PCOS، غربالگری کلیه مبتلایان به این سندرم در هر رده سنی و گروه وزنی برای IGT و دیابت توصیه می شود.
کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران میباشد.
طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق
© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0
Designed & Developed by: Yektaweb

