9 نتیجه برای ترکیب بدن
نازلی سیدخویی، سعید حسینی، شاهین مرآت، بنفشه گلستان، لیلا جانانی،
دوره 10، شماره 1 - ( 10-1389 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
مقدمه: کبد چرب غیر الکلی
(NAFLD)، شایعترین بیماری کبدی است که اگر
به سیروز، نارسایی کبدی و کارسینومای هپاتوسلولار پیشروی کند، میتواند منجر به
مرگ شود. مطالعات بسیاری در جهت شناسایی پاتوژنز بیماری در جریان است. هدف این
پژوهش، ارزیابی میزان متابولیسم استراحت (RMR)، ترکیب بدن و برخی
فراسنجهای خونی در مردان مبتلا به NAFLD و مقایسه آن با
مردان سالم است.
روشها: در این مطالعه
مورد- شاهدی، 31 مرد مبتلا به NAFLD و 32 مرد سالم غیر
چاق که از نظر سن، BMI و فعالیت بدنی با هم جور شده بودند،
شرکت کردند. بعد از 14-12 ساعت ناشتایی، پروفایل لیپید، آنزیمهای کبدی، RMR
(دستگاه کالریمتری غیرمستقیمFitmate )
و ترکیب بدن (دستگاه امپدانس بیوالکتریک Tanita)
اندازهگیری و دادهها توسط آزمون تی مستقل و رگرسیون خطی در نرم افزار SPSS
ویرایش 16 آنالیز شدند.
نتایج: ALT، AST و GGTدر گروه مورد بالاتر از گروه شاهد بود که این تفاوت از نظر
آماری معنیدار بود. تفاوت آماری معنیداری بین دو گروه از نظر پروفایل لیپید، RMR، ترکیب بدن و دادههای آنتروپومتریک وجود نداشت ولی RMR
به ازای کیلوگرم وزن بدن (RMR/KgBwt)
در گروه مورد بطور معنیداری پایینتر از گروه شاهد بود (002/0=P).
نتیجهگیری: یافتههای این
مطالعه نشان میدهد که مردان غیر چاق دچار NAFLD، RMR/KgBwt کمتری نسبت به مردان سالم دارند که میتواند در پاتوژنز
NAFLD به عنوان یکی از علل زمینهساز و یا
پیشگویی کننده پیشرفت بیماری نقش داشته باشد.
خدیجه میرزایی، آرش حسیننژاد، سیدعلی کشاورز، شیلان اصلانی، صمیم شهبازی،
دوره 10، شماره 6 - ( 9-1390 )
چکیده
مقدمه: [Angiopoietin-related growth factor 6 [ANGPTL6 پروتئین موجود در گردش خون است که پیشنهاد شده در ابتلا به چاقی نقش دارد. هدف از این مطالعه ارزیابی ارتباط بالقوه سطح سرمی ANGPTL6 در حالت ناشتا و میزان متابولیسم پایه (RMR) و ترکیبات بدن در میان افراد چاق و افراد با وزن نرمال است.
روشها: در این مطالعه 62 فرد چاق و 41 فرد غیر چاق شرکت نمودند که میزان متابولیسم پایه بدنشان با استفاده از دستگاه کالریمتری غیر مستقیم به دنبال 12 ساعت ناشتایی مورد ارزیابی قرار گرفت. ترکیب بدن با استفاده از دستگاه Bodystat اندازهگیری شد. سطوح ANGPTL6 نیز با روش الایزا تعیین شد.
یافتهها: بر اساس نتایج حاصل از آنالیز ROC، بهترین مقدار آستانه برای پیشگویی خطر ابتلا به چاقی kcal/24h/kg 20 برآورد شد. افرادی که میزان RMR به ازای کیلوگرم وزن بدنشان برابر یا بیش از kcal/24h/kg 20 بود در گروه I و افرادی که کمتر از این میزان بود در گروه II قرار گرفتند. 3/72 درصد از افراد گروه I چاق بودند و این در حالی است که 4/47 درصد افراد گروه II مبتلا به چاقی بودند. سطوح HDL و ANGPTL6 به طور معناداری در افراد گروه II پایین تر بود. همچنین این گروه به طور معناداری سطوح تری گلیسرید و hs-CRP بالاتری داشتند. وزن، نمایه توده بدن، توده چربی، چربی احشایی، سطح گلوکز ناشتا، انسولین و hs-CRP در غلظتهای سرمی مختلف ANGPTL6، به طور معناداری متفاوت بود. میزان RMR به ازای کیلوگرم وزن بدن در غلظتهای بالای ANGPTL6 بیشترین مقدار را داشت.
نتیجهگیری: ANGPTL6 بر میزان متابولیسم پایه تاثیر میگذارد و به طور معناداری باعث بهبود پروفایل چربی میشود که تا حدودی به علت تاثیر بر غلظت و حساسیت انسولین است. مطالعات بیشتری برای توجیه این مطلب مورد نیاز است. به نظر میرسد نتایج این مطالعه بتواند در زمینه پیشرفت درمان فارماکولوژیکی چاقی موثر باشد.
هدی ندیمی، ابوالقاسم جزایری، مصطفی حسینی، سعید حسینی،
دوره 11، شماره 1 - ( 10-1390 )
چکیده
مقدمه: شواهد زیادی نشان میدهد که رژیم غذایی گیاه خواری که شامل میزان چربی کم و میزان زیاد کربوهیدرات میباشد باعث کاهش بیماریهای مزمن میشود ولی شواهد کمی در مورد اثر رژیم غذایی گیاهخواری بر روی متابولیسم پایه (RMR) وجود دارد. هدف اصلی این مطالعه بررسی ارتباط رژیم گیاهخواری با سطح متابولیسم استراحت و ترکیب بدن است.
روشها: این مطالعه یک مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی است که در آن گروههای مورد و شاهد با هم مقایسه شدهاند. RMR توسط کالریمتری غیر مستقیم در 20 گیاهخوار و 20 غیر گیاهخوار اندازهگیری شد. دو گروه از نظر نمایه توده بدنی، جنسیت و سیکل ماهانه با هم همسان شدند. اطلاعات دریافت انرژی و درشت مغذیها توسط ثبت غذایی 24 ساعته و ترکیب بدن توسط ایمپدانس بیوالکتریک اندازهگیری شد.
یافتهها: گیاه خواران میزان دریافت کمتری از پروتئینها را گزارش کردند (04/0P=، 41 /19±45/40 و 94/11±96/56 گرم) و هیچ تفاوت معنیداری در میزان دریافت انرژی، کربوهیدرات و چربی و ترکیب بدن در دو گروه مشاهده نشد. میزان RMR مطلق در بین غیر گیاهخواران به طور معنیداری بیشتر بود. (02/0P=،6 /192±7/1354 و 24/ 348±10 /1569 kcal/24h).
نتیجهگیری: براساس یافتههای این مطالعه، به نظر میرسد که پایینتر بودن RMR در بین گیاهخواران، به علت تفاوت دریافت درشت مغذیها میباشد.
سارا نجاتی نمینی، سعید حسینی، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 11، شماره 3 - ( 12-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
مقدمه: برای
حفظ وزن بدن، تعادل بین دریافت و مصرف انرژی روزانه ضروری می باشد. میزان سوخت و
ساز پایین بدن یا به عبارتی مصرف انرژی کمتر توسط بدن می تواند عاملی برای چاقی
محسوب شود در حالیکه ارتباط بین میزان متابولیسم استراحت (RMR) پایین و چاقی در مطالعات به وضوح مشخص
نشده است و نتایج متناقضی در این رابطه وجود دارد. هدف این پژوهش، پی بردن
به مقدار RMR در افراد چاق و
افراد با وزن طبیعی و مقایسه بین این دو گروه و همچنین بررسی ارتباط بین RMR و اجزای ترکیب
بدن می باشد.
روشها: افراد
شرکت کننده در این مطالعه مورد-شاهدی شامل 99 نفر افراد سالم غیر سیگاری (52 فرد
چاق به عنوان گروه مورد و 47 نفر با وزن طبیعی به عنوان گروه شاهد) بودند. اطلاعات
آنتروپومتری (وزن، قد، دور کمر، دور باسن، نسبت دور کمر به باسن و میانگین نمایه
توده بدنی)، ترکیب بدن (توسط دستگاه امپدانس بیوالکتریک) و RMR (توسط کالریمتری غیر مستقیم) در دو گروه
اندازه گیری شد. کلیه اندازه گیری ها در صبح و به صورت ناشتا صورت گرفت.
یافتهها: میانگین نمایه توده بدنی (BMI) در گروه مورد
بطور معنی داری بیشتر از گروه شاهد بود. مقدار RMR در گروه مورد بالاتر از گروه شاهد بود
(001/0=P)، ولی پس از
تعدیل RMR برای توده چربی
بدن ((FM و توده بدون چربی بدن (FFM)
اختلاف معنی داری بین دو گروه وجود نداشت (484/0 P=). پس از انجام آنالیز رگرسیون، FFM در کنار سایر متغیرها ارتباط مستقیم و
معنی دار (001/0>P، 778/0r=) و دور کمر
ارتباط معکوس و معنی دار (028/0P=، 27/0-r=) با RMR داشتند.
نتیجهگیری: در این مطالعه تفاوتی در RMR افراد چاق و افراد با وزن طبیعی دیده نشد. در کنار سایر متغیرهای
تاثیرگذار، FFM و دور کمر بیشترین ارتباط را با RMR
داشتند.
الهام نارمکی، فریده شیراسب، مصطفی قربانی، گیتی ستوده،
دوره 16، شماره 2 - ( 10-1395 )
چکیده
مقدمه: ناامنی غذایی از مقولههایی است که تأثیر جدی بر وضعیت تغذیهی افراد جامعه بهجای میگذارد. با توجه به اینکه تاکنون هیچ مطالعهای ارتباط بین اجزای ترکیب بدن با امنیت غذایی را نسنجیده است، هدف از این مطالعه تعیین ارتباط امنیت غذایی با اندازههای تن سنجی، ترکیب بدن و فشار خون در زنان تهرانی میباشد.
روشها: در این مطالعهی مقطعی توصیفی - تحلیلی 397 خانم سالم بزرگسال تهرانی بهطور تصادفی از باشگاههای شهرداری مناطق تهران انتخاب شدند. وضعیت امنیت غذایی توسط پرسشنامهی 18 گویهای امنیت غذایی USDA خانوار سنجیده شد. قد، وزن و فشارخون براساس روشهای استاندارد و اجزای ترکیب بدن هر فرد توسط دستگاه BIA اندازهگیری شد.
یافتهها: شیوع ناامنی غذایی در افراد مورد بررسی 4/54 درصد بود. در مقایسه با خانوارهای امن غذایی، افراد با ناامنی غذایی بهطور معنیداری چاقی عمومی و مرکزی بیشتری داشتند. همچنین بیشتر افراد با فشار خون بالا در گروه با ناامنی غذایی قرار داشتند و ارتباط بین فشارخون و امنیت غذایی از نظر آماری معنیدار است. متغیرهای ترکیب بدن و فشار خون سیستولی و دیاستولی زنان در گروه با ناامنی غذایی نسبت به زنان در گروه با امنیت غذایی بهطور معنیداری بیشتر است.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که ناامنی غذایی بهطور معنیداری با چاقی، تودهی چربی و تودهی چربی احشایی بیشتر و فشارخون بالاتر ارتباط مستقیم دارد. لذا برنامهریزان باید به کاهش ناامنی غذایی در جامعه بهویژه زنان از طریق بهبود وضعیت اقتصادی و اصلاح الگوهای غذایی خانوار توجه داشته باشند.
وحید ملکی، محمد رضا مهاجری تهرانی، احسانه طاهری، مصطفی قربانی، محسن صدیقیان، سعید حسینی،
دوره 16، شماره 2 - ( 10-1395 )
چکیده
مقدمه: متابولیسم استراحت مهمترین عامل تعیین کننده در سوخت و ساز بدن است. به گونهای که کاهش آن میتواند باعث چاقی و افزایش تودهی چربی بدن شود. کمکاری آشکار تیروئید با متابولیسم استراحت پایین همراه است که با دریافت دارو میزان آن افزایش یافته و به حالت نرمال بر میگردد. در این میان گروهی از بیماران با وجود دریافت دارو و نرمال شدن سطح سرمی TSH و هورمونهای تیروئید، همچنان از باقی ماندن علائم بالینی کمکاری تیروئید شکایت میکنند. هدف از انجام این پژوهش پی بردن به این موضوع است که آیا بیماران با علائم بالینی بهبود نیافته دارای متابولیسم استراحت و ترکیب بدن متفاوتی در مقایسه با گروه با علائم بالینی بهبود یافته هستند یا خیر؟
روشها: این مطالعه مقطعی از نوع مقایسهای میباشد که بر روی 100 بیمار زن مبتلا به کمکاری آشکار تیروئید و تحت درمان با لووتیروکسین انجام شد. بیماران شامل 2 گروه 50 نفری با و بدون علائم بالینی بودند. بیماران از نظر سن، سیکل قاعدگی و نمایهی تودهی بدنی همسان شدند. 2 گروه از نظر پارامترهای تن سنجی، متابولیسم استراحت، ترکیب بدن، هورمونهای تیروئیدی، پروفایل لیپیدی و رژیم غذایی با یکدیگر مقایسه شدند.
یافتهها: میانگین متابولیسم استراحت و مقادیر تعدیل شدهی آن برای وزن در گروه دارای علائم بهطور معناداری پایینتر بود ولی شکل مقادیر تعدیل شدهی آن برای تودهی بدون چربی بدن (FFM) و FT3 تفاوت معناداری بین 2 گروه نشان نداد. میزان تودهی چربی بدن (FM) در گروه دارای علائم بالاتر بود. اما درصد تودهی چربی بدن و تودهی بدون چربی بدن (FFM) بین 2 گروه تفاوت معناداری نداشت. سطح سرمی TSH ، TT4 ، FT4 ، TT3 ، FT3، کلسترول توتال، HDL ،LDL تفاوت معناداری بین 2 گروه نداشت. سطح سرمی تریگلیسرید در گروه دارای علائم به طور معنا داری بیشتر از گروه فاقد علائم بالینی بود.
نتیجهگیری: در گروه دارای علائم بالینی میزان متابولیسم استراحت کمتر بود و میزان تودهی چربی بدن و سطح سرمی تریگلیسرید نسبت به بیماران فاقد علائم بالاتر میباشد.
شهاب علیزاده، خدیجه میرزایی، سید علی کشاورز،
دوره 16، شماره 6 - ( 7-1396 )
چکیده
مقدمه: ادیپوکاینهای امنتین-1، وسپین و پروتئین باند شونده به رتینول- 4 (4RBP-) میانجیهای ترکیب بدن و بافت چربی هستند که در تغییرات متابولیکی ناشی از چاقی نقش دارند. این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین سطوح سرمی این ادیپوکاینها با اجزای ترکیب بدن و وضعیت متابولیکی در فنوتیپهای مختلف اندازهی بدن صورت گرفت.
روشها: در مطالعهی مقطعی حاضر 350 زن شامل 127 نمونه با وضعیت متابولیکی سالم و 223 نمونه با وضعیت متابولیکی ناسالم شرکت کردند. در صورت وجود حداقل 4 مورد از پنج شاخص متابولیکی mmol/L70/1TG≤، mmol/L 60/2 LDL-C≤، mmol/L 20/5TC≤، HDL-C≥1/30 و 95/1HOMA-IR≤، نمونهها دارای وضعیت متابولیکی سالم و در غیر این صورت دارای وضعیت متابولیکی ناسالم در نظر گرفته شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که سطوح سرمی امنتین-1 با وضعیت متابولیکی سالم رابطهی مثبت معنیداری دارد (0001/0p< ،04/1 OR=). حتی پس از کنترل عوامل مخدوشگر سن، جنس و وزن این ارتباط همچنان معنیدار بود. سطوح وسپین و RBP-4 با وضعیت متابولیکی سالم همبستگی معنیداری نداشت. همچنین، رابطهی معنیداری بین امنتین و نمایهی تودهی بدنی (02/0p=،31/0r=) و درصد چربی بدن (02/0p=،32/0r=) در گروه با وضعیت متابولیکی سالم مشاهده شد. در گروه سالم، سطوح سرمی RBP-4 با درصد چربی (0001/0p<،68/0r=) و تودهی چربی بدن (0001/0p<،74/0r=) همبستگی مثبت و با تودهی بدون چربی (0001/0p<،74/0- r=) و محتوای تام آب بدن (0001/0p<،74/0- r=) همبستگی منفی داشت. رابطهی آماری معنیداری بین سطوح سرمی وسپین و شاخصهای ترکیب بدن در هر دو گروه دیده نشد.
نتیجهگیری: سطوح سرمی امنتین-1 میتواند پیشبینی کنندهی مناسبی برای وضعیت متابولیکی سالم باشد.
خدیجه ضامنی جعفرکلائی، محمدرضا اسماعیل زاده طلوعی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثر بازی تناوبی شدید و تمرین تناوبی شدید بر شاخصهای ترکیب بدن، عملکردی و نیمرخ چربی دختران دارای اضافهوزن و چاقی 10 تا 12 صورت گرفت.
روشها: در پژوهش نیمهتجربی حاضر، 30 دختر (میانگین قد 32/5 ± 26/149 متر، وزن 65/7 ± 41/67 کیلوگرم و نمایۀ تودۀ بدنی 3/2 ± 14/30 کیلوگرم بر مجذور متر) دارای اضافهوزن و چاقی بهطور تصادفی در گروههای تمرین تناوبی شدید (10 نفر)، بازی تناوبی شدید (10 نفر) و کنترل (10 نفر) قرار گرفتند. برنامههای تمرین بهمدت هشت هفته، سه جلسه در هفته با تمرینات چهار دقیقهای با شدت بالا (90 -85 درصد ضربان قلب حداکثر) و بهبودی سه دقیقهای (75-65 درصد ضربان قلب حداکثر) با چهار تکرار انجام شد که در تمرینات تناوبی شدید به شکل دویدن و در بازی تناوبی شدید به شکل بازی صورت گرفت. نمونههای خونی جهت اندازه-گیری سطوح سرمی نیمرخ چربی (48 ساعت قبل و پس از مداخله) گرفته شد.
یافتهها: هر دو گروه تناوبی شدید و بازی تناوبی شدید در مقایسه با گروه کنترل در مقادیر توان هوازی و لیپوپروتئین با چگالی بالا (HDL)افزایش (001/0 >P) و در مقادیر درصد چربی بدن، تری گلیسیرید ( TG)، کلسترول کل ( TC ) و لیپوپروتئین با چگالی کم (LDL) (010/0 >P) کاهش معناداری را نشان دادند و بین دو گروه تمرین در TG، LDL و HDL (01/0 >P) تفاوت معنادار بود که با افزایش HDL بیشتر و کاهش بیشتر TGو LDL. در گروه بازی تناوبی همراه بود.
نتیجهگیری: بازی تناوبی شدید میتواند بهعنوان راهکار مناسبتری جهت بهبود نیمرخ چربی دختران دارای اضافه وزن و چاقی پیشنهاد شود.
امید ظفرمند، رحمان سوری،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: تمرینات ورزشی به عنوان یک راهکار عملی، نقش مهمی در کاهش کمرین، واسپین و بهبود ترکیب بدنی و پیشگیری از عوارض اضافه وزن و چاقی دارند. لذا هدف مطالعه حاضر، بررسی اثر تمرینات ورزشی بر کمرین، واسپین و ترکیب بدنی در افراد دیابتی نوع دو بود.
روشها: جستجوی نظام مند مقالات انگلیسی و فارسی منتشر شده از پایگاههای اطلاعاتی پابمد ، وب اوساینس، اسکوپوس، گوگل اسکالر، ایرانداک، مگیران، نورمگز و سید تا 15 آذرماه 1403 (4 ژانویه 2025) انجام شد. تفاوت میانگین و فاصله اطمینان 95 درصد با استفاده از مدل اثر تصادفی محاسبه شد. ناهمگونی با استفاده از آزمون (I2) و سوگیری انتشار با تحلیل بصری فونل پلات و آزمون Egger بررسی شدند.
یافتهها: در مجموع 15 مطالعه (با 19 مداخله تمرینی) و 440 آزمودنی دیابتی نوع دو فراتحلیل شدند. نتایج نشان داد که تمرینات ورزشی سبب تغییر غیرمعنادار کمرین [202/0 P= ،(453/2- الی 518/0)Ng/ml 967/0- =SMD]، نمایۀ تودۀ بدن (BMI ) [064/0 P= ،(470/0- الی 013/0) 228/0- =SMD]، نسبت دور کمر به دور لگن (WHR) [054/0 P= ،(773/0- الی 007/0) 038/0- =SMD] و درصد چربی بدن [795/0 P= ،(524/0- الی 685/0) 080/0 =SMD] نسبت به گروه کنترل در افراد دیابتی نوع دو شد. اما تمرین ورزشی سبب کاهش معنادار واسپین [047/0 P= ،(789/1- الی 010/0-)Ng/ml 904/0- =SMD] شد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که تمرینات ورزشی موجب کاهش معنادار سطح واسپین در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو میشود، در حالی که تأثیر معناداری بر کمرین، شاخصهای ترکیب بدن و شاخصهای ترکیب بدنی (شاخص توده بدنی، درصد چربی بدن و نسبت دور کمر به دور لگن) ندارد. به نظر میرسد تمرین بدنی از طریق تعدیل سطوح واسپین بتواند در بهبود وضعیت متابولیک بیماران دیابتی نوع دو نقش مؤثری ایفا کند.