جستجو در مقالات منتشر شده


13 نتیجه برای تغذیه

زهرا عبدیزدان، نرگس صادقی، بدرالملوک فرقانی، مهین هاشمی پور، منصوره کبیرزاده، مرضیه حسن پور، مریم معروفی،
دوره 4، شماره 2 - ( 5-1383 )
چکیده

توصیه‌های غذایی در کودکان مبتلا به دیابت نوع 1 با هدف کاهش عوارض دراز مدت دیابت به انجام می رسد. با این حال اطلاعات دقیقی در مورد نحوه به کارگیری توصیه های غذایی در این کودکان وجود ندارد. لذا این مطالعه با هدف بررسی وضعیت تغذیه ای کودکان مبتلا به دیابت نوع 1 به انجام رسیده است.
روش‌ها: در یک مطالعه توصیفی دو گروه کودک 18-4 ساله مبتلا به دیابت قندی نوع یک و سالم با استفاده از پرسشنامه از نظر وضعیت تغذیه‌ای مورد بررسی قرار گرفتند. پایایی پرسشنامه طی یک مطالعه مقدماتی و روایی آن از طریق اعتبار محتوی تعیین گردید. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون‌های آماری t و محاسبه ضریب همبستگی پیرسون انجام شد.
یافته‌ها: در کودکان 6-4 ساله مبتلا به دیابت کالری تام و فیبر مصرفی بیشتر از گروه غیر دیابتی بود. در گروه سنی 10-7 سال میزان فیبر،چــــربی تام، پروتیین، شکر و کلـسترول ،PUFA ،SFA مصرفی ، همچنین درصد کالری مصرفی مربوط به چربی تام، پروتیین، کربوهیدرات، شکر و SFA درکودکان مبتلا به دیابت نسبت به گروه شاهد بیشتر بود. در گروه سنی 14-11 سال، میانگین میزان شکر و فیبر مصرفی همچنین درصد کالری مصرفی مربوط به PUFA و شکر درکودکان دیابتی به طور معنی‌داری بیشتر از غیر دیابتی ها بود. در گروه سنی 18-15 سال، کودکان دیابتی مقــادیر بیشتری از کالری تـــــام ، پروتیین، کربوهیـــدرات، شکر و فیبر را دریافت نموده بودند .
نتیجه‌گیری: درکلیه گروه‌های سنی در دو گروه تحت مطالعه، توزیع کالری مربوط به کربوهیدرات و چربی از توصیه های استاندارد پیروی می کرد درحالی که درصد انرژی مربوط به پروتیین مصرفی مختصری بالاتر از مقادیر توصیه شده استاندارد بود، که درکودکان خطر نفروپاتی دیابتی را به همراه دارد، لذا پیشنهاد می‌شود مصرف پروتیین کاهش یابد. از آنجا که در کودکان تحت مطالعه با افزایش سن مصرف فیبر کمتر شده است، توصیه می‌شود آموزش‌های لازم در این زمینه در سطح وسیع در جامعه انجام گیرد تا با تغییر سبک زندگی در جامعه، کودکان دیابتی در سن مدرسه احساس انزوای اجتماعی کمتری داشته باشند.


نادیا رضایی، فریده طاهباز، مسعود کیمیاگر، حمید علوی مجد،
دوره 5، شماره 3 - ( 2-1385 )
چکیده

مراقبت‌های پزشکی - تغذیه ای در بیماران مبتلا به دیابت، از بروز و پیشرفت عوارض جلوگیری می‌کند. یافته های متناقضی در زمینه تأثیر آگاهی بر بهبود کنترل متابولیک بیماران مبتلا به دیابت نوع 1 وجود دارد. این بررسی با هدف تعیین تأثیر آموزش تغذیه بر فراسنج‌های بیوشیمیایی، وضعیت تغذیه و آگاهی، نگرش وعملکرد مبتلایان به دیابت نوع 1 انجام شد.
روش‌ها: مطالعه از نوع نیمه تجربی مداخله گر self-control بود. نمونه گیری به روش سرشماری انجام شد. برای جمع آوری داده ها از روش مشاهده (اندازه گیری فشار خون فراسنج‌های بیوشیمیایی و آنتروپومتریک ) و مصاحبه و تجزیه و تحلیل داده‌ها با نرم افزارهای SPSS و Food processor و آزمون‌های آماری t مزدوج و مک نمار انجام شد. در شروع مطالعه فراسنج‌های بیوشیمیایی با روش‌های استاندارد اندازه گیری شد. پس از تکمیل پرسشنامه های KAP و یادآمد خوراک، بیماران به مدت 12 ساعت آموزش دیدند و سه ماه بعد از آموزش مجددا فراسنج‌های بیوشیمیایی اندازه گیری و پرسشنامه KAP و یادآمد خوراک تکمیل شد و داده های قبل و بعد از آموزش مقایسه شدند.
یافته ها: تعداد 30 بیمار مبتلا به دیابت با میانگین سنی 3/11 ± 8/30 (45-15) سال در این بررسی شرکت داشتند. میزان تحصیلات از ابتدایی تا فوق دیپلم متغیر بود. میانگین مدت ابتلا به بیماری 44/6 ± 9/10 سال بود. بعد از مداخله آموزشی، FBS، میزان HbA1C، کلسترول تام، LDL-C وتعداد دفعات هیپوگلیسمی در هفته کاهش یافت. دریافت درشت مغذی‌ها، درمحدوده توصیه شده برای افراد مبتلا به دیابت بود. دریافت کربوهیدرات ساده و کلسترول کاهش و فولات، ویتامین C وفیبر افزایش یافت. دریافت کلسیم کمتر از میزان توصیه شده روزانه بود. نمره آگاهی و عملکرد افزایش یافت. در حالی‌که آزمون مک نمار تغییر معنی داری در نگرش افراد در بعضی از موارد را نشان نداد.
نتیجه گیری: یافته های این بررسی نشان داد که آموزش تغذیه موجب تغییرات معنی داری در فراسنج‌های بیوشیمیایی، افزایش دریافت فیبر و ویتامین C و کاهش دریافت کلسترول و کربوهیدرات ساده شده و موجب بهبود کنترل متابولیک و هم چنین افزایش سطح آگاهی ، نگرش و عملکرد در این گروه از بیماران گردید. بنابراین آموزش تغذیه در کنار انسولین درمانی از عوامل مهم در کنترل بیماری دیابت نوع 1 می‌باشد.


پروین میرمیران، عذرا رمضانخانی، حمیرا حمایلی مهربانی، فریدون عزیزی،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1385 )
چکیده

مقدمه: مطالعه حاضر با هدف تعیین اثر مداخلات تغذیه ای بر روند تغییرات شاخص‌‌های تغذیه‌ای و غیر تغذیه ای مرتبط با بیماری‌های غیرواگیر در ساکنین منطقه 13 تهران صورت گرفت. روش‌ها: در مرحله اول مطالعه قند و لیپید تهران، 1474 نفر از ساکنین تحت پوشش3 مرکز بهداشتی درمانی به صورت تصادفی انتخاب و مورد ارزیابی تغذیه ای قرار گرفتند. در مرحله دوم این طرح، ساکنین تحت پوشش یکی از مراکز بهداشتی به عنوان گروه مداخله، و ساکنین تحت پوشش دو مرکز بهداشتی دیگربه عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شدند و مداخلات تغذیه ای در منطقه مداخله آغاز گردید. به طور متوسط پس از 8/3 سال ، 222 نفرازگروه مداخله و356 نفرازگروه کنترل به صورت تصادفی انتخاب و مورد ارزیابی تغذیه ای قرار گرفتند. میانگین نمایه توده بدنی، دریافت درشت مغذی‌ها، ریز مغذی‌ها، و شاخص‌های بیوشیمیایی در هر دو گروه، قبل و بعد از مداخله محاسبه و با آزمون t زوجی مقایسه شد. برای مقایسه نتایج پس از مداخله بین دو گروه از آنالیز کوواریانس استفاده شد. یافته ها : پس از تعدیل اثر سن، جنس و متغیرهای پایه، تفاوت معنی داری در میانگین گلوکز ناشتا ، کلسترول کل سرم و کلسترول دریافتی در دو گروه مشاهده گردید. به طوری‌که میانگین گلوکز ناشتای خون در گروه کنترل 14±92 و در گروه مداخله 17±90، (001/0P<)، میانگین کلسترول کل سرم در گروه کنترل 14±232 و در گروه مداخله 122± 214 میلیگرم در دسی لیتر، (05/0P<) و میانگین کلسترول دریافتی روزانه 232 و در گروه مداخله 214 میلی گرم بود)05/0(P<. نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاکی از کاهش کلسترول کل سرم و قند خون ناشتا و کلسترول دریافتی روزانه پس از مداخلات تغذیه ای می باشد.
غلامرضا شریفی راد، محمد حسن انتظاری، عزیز کامران، لیلا آزادبخت،
دوره 7، شماره 4 - ( 8-1387 )
چکیده

مقدمه: بیماری دیابت از جمله بیماری‌هایی است که سهم عمده درمان و کنترل آن  به عهده بیماران است، لذا آگاهی آنان در زمینه های مختلف به ویژه رژیم غذایی از اهمیت بالایی برخوردار است. این مطالعه با هدف بررسی کارایی مدل اعتقاد بهداشتی (Health Belief Model ) جهت آموزش رژیم غذایی به بیماران دیابتی نوع 2  انجام گردید.

روش‌ها: جمعیت مورد مطالعه، تعداد 88 نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 تحت پوشش انجمن دیابت ایران بودند که به طور تصادفی به دو گروه مداخله (44 نفر) و کنترل (44 نفر) تقسیم شدند. اطلاعات از طریق تکمیل پرسشنامه طی مصاحبه مستقیم و در دو نوبت قبل از مداخله آموزشی و یک‌ماه بعد از آن جمع‌آوری گردید.

یافته ها: پس از مداخله، نمرات آگاهی در گروه مداخله در مقایسه با گروه شاهد افزایش یافت (001/0 >P ). شدت درک شده نیز پس از مداخله در گروه مداخله در مقایسه با شاهد افزایش یافت ( 001/0>P  ). این افزایش درگروه مداخله در خصوص حساسیت درک شده ، تهدید درک شده و منافع درک شده صادق بود(001/0P<). افزایش نمرات عملکرد در گروه مداخله نیز به میزان بیشتری از گروه شاهد بود (001/0 >P  ). میانگین قند خون در گروه مداخله به میزان معنی داری در مقایسه با گروه شاهد کاهش یافت (001/0 > P ).وزن و BMI در دو گروه تفاوت معنی داری نداشت.

نتیجه‌گیری: کارایی مدل اعتقاد بهداشتی در آموزش رژیم غذایی به بیماران دیابتی مورد تایید قرار می‌گیرد.


احمد اسماعیل‌زاده، فهیمه حقیقت دوست، فاطمه زریباف، گلگیس کریمی، لیلا آزادبخت،
دوره 9، شماره 0 - ( 2-1389 )
چکیده

اضافه وزن و چاقی، عوامل خطر مستقلی برای بیماری‌های قلبی عروقی (CVD) محسوب می‌شوند. به علاوه بسیاری از عوامل خطر بیماری‌های قلبی عروقی مثل دیس لیپیدمی و التهاب در افراد چاق و دارای اضافه وزن نسبت به سایر افراد بیشتر دیده می‌شوند. در این افراد توصیه‌های تغذیه‌ای رایج، بر روی کاهش دریافت چربی کل، اسیدهای چرب اشباع و کلسترول متمرکزند تا بتوانند سطح LDL-C و کلسترول تام (TC) را کاهش دهند. مطالعات اخیر نشان می‌دهند که سطح چربی‌های خون در پاسخ به درشت مغذی‌ها تغییر می‌کنند، لذا می‌توان رژیم‌هایی را ارائه کرد که فراسنج‌های خاص لیپیدی را تحت تأثیر قرار دهند. البته ممکن است این رژیم‌های غذایی در افراد چاق و دارای اضافه وزن که التهاب یا مقاومت به انسولین دارند، کمتر مؤثر باشد. در نتیجه شناسایی و تنظیم یک رژیم غذایی کاهنده سطح کلسترول خون برای کاهش التهاب و افزایش حساسیت به انسولین در افراد چاق یا دارای اضافه وزن، توجه زیادی را به خود جلب کرده است.


پروین میرمیران، فیروزه حسینی اصفهانی، فریدون عزیزی،
دوره 9، شماره 2 - ( 9-1388 )
چکیده

مقدمه: این مطالعه به منظور ارزیابی روایی و پایایی نسبی پرسشنامه بسامد مصرف غذایی مورد استفاده در مطالعه قند و لیپید تهران انجام شد.

روش‌ها: 132 نفر (61 مرد و 71 زن) در این مطالعه شرکت کردند. بررسی دریافت‌های غذایی از طریق میـانگین 12 یادآمد خوراک 24 ساعته(DR=Dietary Recall)  در 12 ماه متوالی جمـع‌آوری شد. شرکت کنندگان دو پرســشنامه 168 موردی نیمه کمی (FFQ=Food Frequency Questionnaire) را در فاصله زمانی یک سال پر کردند. اولین یادآمد خوراک، یک ماه بعد از تکمیل FFQ1 و یادآمد آخر یک ماه قبل از تکمیل FFQ2 پرسش شد. خون و نمونه‌های ادرار در هر فصل برای اندازه‌گیری مقادیر بیوشیمیایی سرم و ادرار گرفته ‌شد.

یافته‌ها: ضریب همبستگی پس از تعدیل اثر سن و انرژی دریافتی بین DR و FFQ2 از 14/0 (ویتامین A) تا 71/0 (فسفر) در مردان  با میانگین 53/0=r و از 11/0 (بتاکاروتن) تا 65/0 (فیبر) در زنان با میانگین 39/0=r بود. ضریب همبستگی تکرارپذیری پس از تعدیل انرژی با میانگین 59/0=r در مردان و60/0=r در زنان بود. میزان ضریب توافق FFQ2 و یادآمدهای غذایی 24 ساعته از 6/39% (ویتامین C) و 3/68% (فسفر) در مردان و از 6/39% (پتاسیم) تا 1/54% (فیبر) در زنان به دست آمد. ضرایب همبستگی بین میزان نیتروژن و پتاسیم ادرار با پروتئین و پتاسیم دریافتی حاصل از FFQ به ترتیب 36/0 و 35/0 بودند.

نتیجه‌گیری: FFQ طراحی شده در مطالعه قند و لیپید تهران، روایی و پایایی نسبی قابل قبول برای بزرگسالان تهرانی داشته، ابزار مناسبی برای ارزیابی دریافت‌های مواد مغذی در این جمعیت می‌باشد.


مریم نوری تاجر، زهرا کردلو،
دوره 9، شماره 3 - ( 5-1389 )
چکیده

مقدمه: امروزه تکاپوی بسیاری در مورد فعالیت‌های مربوط به ارتقای سطح سلامتی در جریان است. شاغلین بخش بهداشت که قبلاً بر معالجه تمرکز داشتند، اکنون بر پیشگیری و تأمین سلامتی از طریق بهبود شیوه زندگی و حذف عواملی که به نوعی به اثرات سوء بر سطح سلامت انسان دارند، متمرکز شده‌اند. این مطالعه تأثیر آموزش بر شیوه تغذیه و نمایه توده بدنی زنان شاغل در دانشگاه علوم پزشکی ایران را مورد بررسی قرارداده  است.
روش‌ها: این مطالعه یک پژوهش نیمه تجربی تک گروهی است. ابتدا تعداد ۲۰۰ نفراز زنان شاغل به صورت طبقه‌ای انتخاب و اطلاعات با استفاده از پرسشنامه ابزار استاندارد سبک زندگی جمع‌آوری گردید و سپس در راستای مداخله آموزشی، کتابچه آموزشی به آنان داده شد و دو ماه بعد مجدداً از آنان خواسته شد پرسشنامه سبک زندگی را تکمیل نمایند. به منظور بررسی تأثیر آموزش، از اختلاف میانگین و جهت ارزیابی قبل و بعد از آموزش، از آزمون Chi-Square و t زوج استفاده شد.
یافته‌ها:  نتایج حاکی از آن بود که  بیش از 4/51% زنان قبل از مداخله آموزشی دارای اضافه وزن و چاقی بودند که پس از مداخله آموزشی به 5/48% رسید. در نهایت آموزش در 72% زنان شاغل باعث ارتقای شیوه تغذیه گردید.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان از تأثیرآموزش بر شیوه تغذیه و نمایه توده بدنی زنان داشته، لذا اجرای برنامه آموزشی در شیوه تغذیه زنان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است که این امر مستلزم برنامه‌ریزی و سیاستگذاری مسؤولین حوزه سلامت و بهداشت است.


حسین اقبالی، محمدعلی اقبالی، عبدالرضا نوروزی، حسین شیوا،
دوره 11، شماره 3 - ( 12-1390 )
چکیده

1024x768 Normal 0 false false false مقدمه: براساس مطالعات صورت گرفته، گام نخست در کنترل و درمان دیابت نوع 2، برنامه غذایی مناسب می­باشد. شیوه­های متعددی جهت تعیین­ برنامه غذایی مناسب برای بیماران دیابتی وجود دارد که با درنظرگرفتن مصرف متعادل پروتئین و کربوهیدرات ها و همچنین مصرف کم قندهای ساده و چربی ایجاد می­شوند. هدف این تحقیق، تعیین برنامه بهینه غذایی با استفاده از مدل­سازی برنامه­ریزی خطی ریاضی، با هدف کمینه­سازی چربی­های اشباع و قندهای ساده دریافتی از مواد غذایی است.
روش‌ها: به عنوان نمونه، یک زن 55 ساله، کم تحرک، با نمایه توده بدنی (BMI) kg/m2 25 و مبتلا به دیابت نوع 2 درنظر گرفته شد. با استفاده از منابع کتابخانه­ای، میزان مورد نیاز روزانه وهمچنین حداکثر میزان مجاز دریافت روزانه
(Tolerable upper intake levels) از مواد مغذی برای این فرد، مشخص گردید. کمینه­سازی چربی‌های اشباع و قندهای ساده به عنوان اهداف مدل برنامه­ریزی خطی ریاضی و حداقل و حداکثر میزان مجاز دریافت از مواد مغذی به عنوان قیدهای مسأله درنظرگرفته شد. سپس برای حل این مدل از نرم افزار محاسباتی متلب (MATLAB) استفاده گردید.
یافته‌ها: باتوجه به توابع هدف، محدودیت­های مسأله و تنوع غذایی در وعده‌ها و میان وعده‌ها، اعداد مربوط به میزان مصرف مواد موجود در برنامه غذایی بهینه که درآن کمترین میزان چربی­های اشباع و قندهای ساده مشاهده می­شد، به دست آمدند. همچنین میزان دریافت روزانه انواع مغذی­ها در این برنامه غذایی، به گونه­ای مناسب حاصل شدند.
نتیجه‌گیری: استفاده از مدل برنامه‌ریزی خطی ریاضی می‌تواند در بهینه سازی برنامه غذایی بیماران دیابتی نوع 2 با اهداف کمینه­سازی چربی­های اشباع و قندهای ساده، موثر باشد. در برنامه حاصل از پیاده­سازی مدل ریاضی، ضمن برخورداری از تمامی گروه­های غذایی، شاهد کمترین میزان چربی­های اشباع و قندهای ساده خواهیم بود.   


مهدیه آخوندان، پروین میرمیران، بهرام رشیدخانی، گلاله اصغری،
دوره 11، شماره 3 - ( 12-1390 )
چکیده

Normal 0 false false false مقدمه: ترکیب برنامه غذایی اثر مهمی بر فعالیت انسولین در طی بارداری دارد. با این حال بیشتر مطالعات به نقش هر یک از مواد مغذی در دیابت بارداری پرداخته اند. لذا این مطالعه با هدف بررسی ارتباط دیابت بارداری با الگوهای غذایی قبل از بارداری انجام شد.
روش‌ها: در این مطالعه 123 مادر باردار مبتلا به دیابت بارداری در گروه مورد و 269 مادر باردار سالم در گروه شاهد بررسی شدند. اطلاعات برنامه غذایی یک سال قبل بارداری این افراد از طریق تکمیل پرسشنامه بسامد خوراک جمع آوری شد.
یافته‌ها: توسط روش آنالیز عاملی، دو الگوی غذایی به دست آمد. الگوی غذایی سالم با مصرف بالاتر روغن های مایع، حبوبات، مغزها، میوه ها، مرغ و ماهی، غلات کامل و غلات تصفیه و الگوی غذایی غربی با مصرف بالای شیرینی ها، مربا و کمپوت، مایونز، نوشابه ها، میان وعده های شور، چربی های جامد، لبنیات پرچرب، سیب زمینی، اعماء و احشا، تخم مرغ، گوشت قرمز، غذاهای آماده، چای و قهوه شناسایی شد. امتیاز حاصله در هر الگو بر اساس میانه تقسیم بندی شد. امتیاز بالاتر در الگوی غذایی غربی (دسته بالاتر از میانه) با افزایش خطر ابتلا به دیابت بارداری ارتباط مثبت نشان داد (04/3-27/1 CI: 95% ، 97/1OR:). این نسبت پس از تعدیل اثر عوامل مخدوشگر همچنان معنادار بود (72/2-40/1CI: 95% ، 68/1OR:).
نتیجه‌گیری: در این مطالعه ارتباط مثبت الگوی غذایی غربی با افزایش خطر دیابت بارداری مشاهده شد. به نظر می رسد با تغییر در الگوهای غذایی بتوان خطر دیابت بارداری را به ویژه در زنانی که الگوی غذایی غربی مصرف می کنند، کاهش داد.


سیدسعید مظلومی محمودآباد، مریم محمدی،
دوره 12، شماره 2 - ( 10-1391 )
چکیده

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 مقدمه: دیابت شایع‌ترین بیماری ناشی از اختلالات متابولیسم در جهان است. با اصلاح مرحله پره دیابت می‌توان شانس ابتلا به دیابت نوع 2 را در افراد پره دیابتی تا 60% کاهش داد. مدل مراحل تغییر به عنوان یکی از روش‌های شناسایی تغییر در رژیم غذایی شناخته شده است. با توجه به مطالب مذکور نویسندگان بر آن شدند تا بررسی سازه‌های مدل فرانظری بر تغذیه افراد پره دیابتیک روستاهای شهر یزد بپردازند.
روش‌ها: این پژوهش از دسته پژوهش‌های توصیفی- تحلیلی است. روش نمونه‌گیری به صورت خوشه‌ای انجام گرفت. جهت جمع‌آوری داده‌ها استفاده از پرسشنامه‌ای که شامل دو بخش (12 سوال مربوط به مشخصات دموگرافیک و 67 سوال مربوط به سازه‌های اصلی مدل مراحل تغییر) بود استفاده شد. جهت تعیین روایی ابزار مورد استفاده، از پانل خبرگان و جهت بررسی پایایی مقیاس‌های مورد استفاده از آزمون آلفا کرونباخ استفاده گردید و مشخص شد که ابزارها از روایی وپایایی (95/0 تا 97/0) قابل قبول برخوردار بودند. در این پژوهش داده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 14 مورد تجزیه تحلیل قرار گرفتند و مقادیر 05/0P< معنی‌دار در نظر گرفته شدند.
نتایج: در این مطالعه 40 مرد (3/30 درصد) و 90 زن (7/69 درصد) با مبانگین سنی 74/13±32/46 شرکت نمودند. بر طبق نتایج این بررسی 5/26 درصد افراد در مرحله پیش تفکر، 8/25 درصد در مرحله تفکر، 1/31 درصد در مرحله آمادگی قرار داشتند. یعنی بیشتر افراد در مراحل پیش از عمل قرار داشتند. همچنین نتایج آزمون آنالیز واریانس بین سازه‌های مدل فرانظری با مراحل تغییر ارتباط معنی‌داری نشان داد به طوری که با پیشرفت افراد در طول مراحل تغییر از مرحله پیش تفکر تا مرحله نگهداری بر میزان خودکارآمدی، فرایندهای تغییر و موازنه تصمیم‌گیری افزوده شد.
نتیجه‌گیری: با توجه به اهمیت تغذیه در افراد پره دیابتیک پیشنهاد می‌شود تا برنامه‌های مداخلاتی مناسب با این گروه تدوین گردد و همچنین مراحل تغییر رژیم غذایی در سایر گروه‌های درمانی نیز تعیین شود. زیرا نتایج به دست آمده از آن می‌تواند اطلاعات زمینه‌ای را جهت برنامه‌های آموزشی گروه‌های درمانی و در زمینه ارتقای رفتارهای تغذیه‌ای فراهم کند و از این طریق به پیشگیری از بیماری‌های مختلف مرتبط با تغذیه ناسالم و ایجاد سلامت و تندرستی هرچه بیشتر در جامعه کمک کند.


شهاندخت نجم آبادی، مرضیه نجومی، مازیار مرادی لاکه، حسن شجاعی باغینی،
دوره 13، شماره 5 - ( 4-1393 )
چکیده

مقدمه: شناخت روش‌های رژیم غذایی درمانی و مصرف گیاهان دارویی در بیماران دیابتی و خوددرمانی‌های به‌کار گرفته شده توسط بیماران در کنترل و بهبود بیماری، حائز اهمیت است. هدف: هدف اصلی دراین مطالعه تعیین مداخلات خوددرمانی‌ها با استفاده از گیاهان تغذیه‌ای دارویی رایج و روشهای مصرف گیاهان، جهت کاهش قندخون و کنترل بیماری که بیماران مبتلا به دیابت استفاده داشته‌اند، بوده است. روش‌ها: این مطالعه به روش توصیفی مقطعی، تعداد 502 نفر بزرگسالان مبتلا به دیابت مراجعه کننده به کلینیک‌های دیابت مراکز بهداشتی درمانی تابع مرکز بهداشت جنوب تهران، شهرستان اسلامشهر و کلینیک دیابت مرکز تحقیقات غدد و متابولیسم بیمارستان فیروزگر، به‌صورت نمونه گیری خوشه‌ای تصادفی انتخاب شدند. گردآوری اطلاعات به روش پرسش‌گری حضوری با استفاده از پرسشنامه تخصصی تنظیم شده، توسط پرسش‌گران آموزش دیده کارشناسان تغذیه، انجام شد. یافته‌ها: ابتلا به دیابت نوع دو 8/83% بیماران مراجعه کننده (غیروابسته به انسولین) و 3/70% بیماران رژیم غذایی و داروهای خوراکی وگیاهان دارویی برای کنترل بیماری خود مصرف داشتند. گیاهان تغذیه‌ای دارویی رایج دارچین در 1/34%، گیاهان شنبلیله 7/13%، سیر 6/28%، شوید 8/28%، زنجبیل 8/17% بیماران برای کاهش قندخون استفاده داشتند. ارتباط معنی‌داری بین سطح تحصیلات، سن و سابقه ابتلا به دیگر بیماری‌های مزمن در بیماران و خوددرمانی گیاهی دیده شد. نتیجه‌گیری: مصرف گیاهان تغذیه‌ای مفید در کاهش قندخون و کاهش پروفایل‌های چربی به‌طور تواماً بیشترین موارد خوددرمانی مصرف گیاهان تغذیه‌ای در کنترل بیماری بوده است.
نگار فانی، بهرام محبی، رویا صادقی، آذر طل، احمدرضا شمشیری،
دوره 17، شماره 1 - ( 12-1396 )
چکیده

مقدمه: تبعیت از یک برنامه و رژیم غذایی در بیماران مبتلا به دیابت، یکی از ارکان مدیریت فردی دیابت است. سبک زندگی و از جمله آن‌ها رفتارهای تغذیه‌ای نقش مهمی در پیشگیری و درمان دیابت دارد. با این وجود تبعیت از رژیم غذایی دیابتی، یکی از مهم‌ترین چالش‌ها در کنترل دیابت است. لذا هدف این مطالعه تعیین تأثیر آموزش براساس مدل اعتقاد بهداشتی بر بهبود تبعیت از تغذیه درمبتلایان به دیابت نوع دو بود.
روش‌ها: در این مطالعه مداخله‌ای جمعیت مورد مطالعه، بیماران دیابتی نوع دو مراجعه کننده به مراکز بهداشت جنوب تهران بود. تعداد نمونه‌ها 216 نفر در نظر گرفته شد که به 2 گروه مداخله و مقایسه تقسیم شدند. برای گروه مداخله طی یک ماه 6 جلسه‌ی آموزشی برگزار شد. اطلاعات لازم توسط پرسشنامه طی سه مرحله‌ی قبل، سه و شش ماه پس از آموزش از هر دو گروه جمع‌آوری گردید و با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه‌ی 22 و با استفاده از آنالیز واریانس برای تکرار مشاهدات و آزمون تی تست در سطح معنا‌داری کمتر از 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: قبل از مداخله آموزشی دو گروه از نظر اطلاعات دموگرافیک وسازه‌های مدلHBM و تبعیت تغذیه تفاوت معنا‌داری نداشت. اما بعد از مداخله اختلاف معناداری بین همه اجزا مدل اعتقاد بهداشتی حساسیت درک شده، شدت درک شده ،منافع درک شده ،موانع درک شده، راهنما برای عمل، تبعیت تغذیه و شاخص کنترل دیابت در گروه مداخله وجود داشت (001/0P<).
نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که آموزش براساس مدل اعتقاد بهداشتی موجب بهبود تبعیت تغذیه بیماران مبتلا به دیابت خواهد شد و این تأثیرات مدت طولانی پس از پایان آموزش نیز برقرار می‌باشد.
 


شهره نادری مقام، زهرا عبداللهی، پریسا ترابی، علیرضا مهدوی هزاوه، محمد مرادی، بهزاد ولی زاده، الهه عزتی، افشین استوار،
دوره 22، شماره 5 - ( 10-1401 )
چکیده

مقدمه: کاهش رشد بروز و شیوع بیماری‌های غیرواگیر و بار این بیماری‌ها ازطریق انجام مداخلات و اتخاذ سیاست‌های لازم برای کاهش شیوع عوامل خطر رفتاری آنها شامل تغذیه ناسالم، فعالیت بدنی ناکافی و مصرف دخانیات
روش‌ها: در این مقاله مروری، مستندات و گزارش‌های موجود در وزارت بهداشت؛ برنامه‌های تدوین شده؛ توصیه‌های سازمان‌های ملی و بین‌المللی، نتایج به‌دست آمده از پایش و ارزشیابی‌های انجام شده و «سند ملی پیشگیری و کنترل بیماری‌های غیرواگیر و عوامل خطر مربوطه در جمهوری اسلامی ایران از 1394 تا 1404» بررسی و به هر یک از سه عامل خطر اصلی تغذیه ناسالم، فعالیت بدنی ناکافی و مصرف دخانیات (مصرف زیان‌بار الکل، در مقاله دیگری بررسی شده است)، به تفکیک در بخش‌های تشریح وضعیت موجود، سیاست‌ها و مداخلات اجراشده، نتایج به‌دست آمده و برنامه‌های آتی پرداخته شده است.
یافته‌ها: مداخلات و سیاست‌های به‌عمل آمده برای دستیابی به اهداف مندرج در «سند ملی پیشگیری و کنترل بیماری‌های غیرواگیر و عوامل خطر مربوطه در جمهوری اسلامی ایران از 1394 تا 1404» در حیطه تغذیه ناسالم، باعث اصلاح استانداردهای موادغذایی شده است. مداخلات در حیطه فعالیت بدنی، موجب 1/5 درصد کاهش شیوع نسبی کم‌تحرکی در جامعه و مداخلات در حیطه مصرف دخانیات، موجب کاهش کلی 44/7 درصدی در مصرف دخانیات بین افراد ایرانی بالای 18 سال شده است ولیکن کاهشی درمورد مصرف قلیان رخ نداده بلکه مصرف آن در سال 1400 نسبت به سال 1390، 28 درصد افزایش داشته است.
نتیجه‌گیری: باتوجه به یافته‌های به‌دست آمده، دستیابی کامل به اهداف مندرج در سند فوق‌الذکر حاصل نشده است، لذا باید مداخلات و سیاست‌های جدیدی توسط دست‌اندرکاران به‌کارگرفته شود.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb