زهرا نورالهی، وحید ولی پور ده نو، رسول اسلامی،
دوره 18، شماره 4 - ( 2-1398 )
چکیده
مقدمه: فعالیت جسمانی از طریق افزایش مصرف انرژی و در نتیجه کاهش چربیهای بدن محرکی مؤثر برای بهبود تندرستی سالمندان دارای سندرم متابولیک است. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر 8 هفته تمرینات دایرهای شدید بر سطوح سرمی BDNF و آیریزین و وزن بدن در زنان سالمند دارای سندرم متابولیک در خرمآباد بود.
روشها: در این مطالعهی نیمه تجربی، تعداد 18 زن سالمند (سن: 17/6±00/71 سال، وزن: 18/9±22/62 کیلوگرم، قد: 27/3±67/153 سانتیمتر) دارای سندرم متابولیک بهطور داوطلبانه شرکت کردند. آزمودنیها ضمن انجام امور روزمرهی خود در یک پروتکل 8 هفتهای تمرین دایرهای با شدت بالا شرکت کردند که 3 جلسه در هفته اجراء میشد. 24 ساعت قبل از اجرای پروتکل تمرینی و 48 ساعت پس از اتمام پروتکل تمرینی نمونهی خونی توسط کارشناس آزمایشگاه از آزمودنیها در حالت ناشتا بین ساعت 7 و 30 دقیقه تا 8 گرفته شد. برای اندازهگیری سطوح سرمی BDNF و آیریزین از کیتهای الایزا استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون t همبسته استفاده شد و سطح معنیداری 05/0>P در نظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج افزایش معنیدار سطوح استراحتی سرمی BDNF (001/0=P) و آیریزین (033/0=P) و کاهش معنادار وزن بدن (001/0=P) در مقایسه با مقادیر پیش آزمون در زنان سالمند دارای سندرم متابولیک را نشان داد.
نتیجهگیری: تمرینات دایرهای شدید در زنان سالمند دارای سندرم متابولیک غلظتهای سرمی BDNF و آیریزین را افزایش میدهد و احتمالاً افزایش این دو عامل میتواند اثرات مفیدی بر نیمرخ لیپیدی و در نهایت وزن بدن این افراد داشته باشد.
زهرا همتی فارسانی، عذرا محمدپناه اردکان، زهرا حیدری، زهرا رئیسی فیل آبادی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1404 )
چکیده
مقدمه: پروتئینهای التهابی کمپلمان C3 و اینترلوکین 1بتا (IL-1β ) به طور قابلتوجهی در آسیب شناسی دیابت نوع دو (T2D) و بیماری آلزایمر دخیل هستند. از طرفی بررسی اهمیت زمان انجام تمرینات هوازی (روشنایی و تاریکی) به درک بهتر چگونگی تأثیر زمانبندی تمرینات بر شاخصهای التهابی مرتبط با بیماریهای عصبی در زنان مسن مبتلا به T2D کمک میکند لذا این پژوهش درصدد بررسی اثر زمان تمرین هوازی بر عوامل C3 و IL1β در زنان سالمند مبتلا به T2D بود.
روشها: در این مطالعۀ نیمهتجربی، 45 زن مبتلا به T2D با میانگین سـنی 07/5 ± 60 سال در گروههای تمرین (مرحله روشنایی و تاریکی)، و کنترل (هر گروه 15 نفر) تقسیم شدند. تمرین هوازی بهمدت 12 هفته، با شدت متوسط (60 تا 70 درصد ضربان قلب ذخیره) اجرا شد. سطوح پروتئینها (C3 و IL1β) قبل و بعد از مداخله با روش الایزا اندازهگیری شد. اطلاعات با استفاده از نرمافزار SPSS27 و با روش ANOVA تک خطی با سطح معنیداری 05/0 درصد ارزیابی شدند.
یافتهها: کمپلمان C3 در گروه تمرین هوازی در مرحله تاریکی نسبت به گروه کنترل کاهش داشت (0083/0 P=). همچنین نتایج نشان داد که تمرین هوازی در مرحله تاریکی منجر به کاهش معنیدار سطوح C3 (0028/0 P=) و IL-1β (0045/0 P=) نسبت به پیشآزمون شد.
نتیجهگیری: تمرین هوازی در مرحله تاریکی بهطور مؤثر سطح پروتئین التهابی C3 وIL-1β را در زنان مسن مبتلا به دیابت نوع 2 کاهش داد و احتمالاً میتواند بهعنوان یک راهبرد مهم در مدیریت این بیماری در نظر گرفته شود.