مرتضی صادقی، مهران میراولیایی،
دوره 20، شماره 3 - ( 12-1399 )
چکیده
مقدمه: دیابت یک سندرم متابولیکی است که با افزایش قند خون مشخص میشود. آنزیمهای آلفاگلوگوزیداز که در میان پرزهای روده کوچک قرار دارند مسؤول هیدرولیز کربوهیدراتها هستند. هدف این تحقیق ارزیابی بیوانفورماتیک ترکیبات فعال گیاه شنبلیله در سرکوب آنزیم آلفاگلوکوزیداز است.
روشها: این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی صورت گرفت. بدین منظور، ابتدا مهمترین ترکیبات جداشدهی شنبلیله از پایگاه دادهای PubChem دانلود شدند و سپس فایل مربوط به آنزیم آلفاگلوکوزیداز از پایگاه PDB دریافت شد. کلاس سمیت ترکیبات و قوانین لیپینسکی ترتیب توسط Toxtree & Protox II و سرور Swiss ADME پیشبینی شدند. در پایان، داکینگ مولکولی و برهمکنش آنزیم با ترکیبات موجود در شنبلیله توسط AutoDock Tools 1.5.6 و Molegro Virtual Docker 6.0 صورت گرفت. همچنین آنالیز نتایج مربوط به اینتراکشنها با دو نرمافزار Discovery Studio 3.5 و Ligplot 2.1 صورت گرفت.
یافتهها: نتایج مشخص کرد که همه ترکیبات انتخاب شده در شنبلیله با پیروی از قانون لیپینسکی، انرژی اتصال مناسب و نداشتن سمیت گزینههای مناسبی در مهار آنزیم آلفاگلوکوزیداز هستند. اما از میان این ترکیبات، ترکیب Vitexin با 8/4- کیلوکالری بر مول کمترین انرژی اتصال و بیشترین اثر مهاری را بر آنزیم آلفاگلوکوزیداز داشت. این ترکیب همچنین انرژی اتصال منفیتری نسبت به مهارکننده استاندارد (ووگلیبوز) داشتند.
نتیجهگیری: از نتایج این پژوهش میتوان نتیجه گرفت که از میان مهمترین ترکیبات موجود در شنبلیله، ترکیب Vitexin بهدلیل ایجاد برهمکنش هیدروژنی و هیدروفوبی بیشتر با آمینواسیدهای جایگاه فعال آنزیم آلفاگلوکوزیداز، مهارکننده قویتری محسوب میشود.
تارا زرقام، بهرام عابدی، سجاد ارشدی،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: با توجه به اثرات منفی بیتحرکی و افزایش تودۀ چربی در افراد غیرفعال هدف پژوهش بررسی تأثیر شش هفته تمرین هوازی به همراه مصرف مکمل بذر شنبلیله بر پروتئین واکنشگر C و برخی شاخصهای خونی در زنان غیرفعال بود.
روشها: 40 آزمودنی بهصورت تصادفی در 4 گروه تمرین و شنبلیله (10n= )، تمرین و دارونما (10n= )، شنبلیله (10n= ) و دارونما (10n= ) قرار گرفتند. دو گروه تمرین بهمدت 6 هفته، هر هفته 3 جلسه و هر جلسه از 20 تا 30 دقیقه در برنامۀ تمرین هوازی شرکت کردند. آزمودنیها روزانه بعد از صبحانه 500 میلیگرم بذر شنبلیله یا دارونما (نشاسته) مصرف کردند. نمونههای خونی آزمودنیها در حالت نشسته روی صندلی و از سیاهرگ بازویی دست راست گرفته شد. جهت تجزیهوتحلیل دادهها از آزمون شاپیروویلک، آزمون تی همبسته و آزمون تحلیل کوواریانس و تعقیبی بنفرونی برای دادههای طبیعی در سطح معناداری 05/0 >P استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد تمرین هوازی همراه با مصرف مکمل بذر شنبلیله بر پاسخ پروتئین واکنشگرC (CRP) در زنان غیرفعال اثر کاهشی (001/0 =P)، بر میزان پلاکتها در زنان غیرفعال تأثیر افزایشی (003/0 =P)، بر میزان گلبولهای قرمز در زنان غیرفعال اثر افزایشی (003/0 =P) و بر میزان گلبولهای سفید اثر کاهشی داشت (03/0 =P).
نتیجهگیری: تمرین هوازی همراه با بذر شنبلیله منجر به کاهش پروتئین واکنشگر C و کاهش گلبولهای سفید و افزایش پلاکتها و گلبولهای قرمز میشود. این تغییرات موجب کاهش وضعیت التهابی و افزایش سیستم ایمنی و اکسیژنرسانی بهتر به بافتها و متابولیسم بهینۀ زنان غیرفعال میشود.