15 نتیجه برای متابولیسم
شهین یاراحمدی، باقر لاریجانی، محمدحسن باستانحق، محمد پژوهی، فرزانه زاهدی، رضا برادرجلیلی، محمدرضا امینی، کاظم زنده دل،
دوره 1، شماره 1 - ( 4-1380 )
چکیده
مقدمه: مطالعات مربوط به آثارمتابولیک روزهداری اسلامی در بیماران دچار دیابت نوع 2 نتایج همسانی نداشتهاند.
روشها: پنجاه و هفت داوطلب دچار بیماری دیابت نوع 2 قبل از ماه رمضان و در روزهای 14 و 28 این ماه تحت ارزیابیهای تنسنجی
(anthropometric) و بیوشیمیایی قرار گرفتند. نشانگرهای بیوشیمیایی با استفاده از روشهای آزمایشگاهی استاندارد اندازهگیری شدند. اندازه گیریهای تنسنجی براساس معیارهای سازمان جهانی سلامت (WHO) انجام گردید. برای تحلیل آماری از روش آنالیز واریانس برای اندازهگیریهای تکرارشونده و آنالیز واریانس دوسویه فریدمن با بهرهگیری از نرمافزار SPSS v6 استفاده شد.
یافتهها: میزان دریافت روزانه کلسترول در همه بیماران افزایش یافت (03/0
p<). در خانمها شاخص توده بدن (BMI) افزایش یافت (03/0p<) اما در آقایان BMI و نسبت دور کمر به باسن هر دو کاهش نشان داد (01/0p<) . در طول مطالعه میزان فشار خون و غلظتهای گلوکز ناشتا و فروکتوزآمین سرم تغییر نکرد. غلظت انسولین پلاسما
(05/0p<) و پپتید C (01/0p<) و مقاومت به انسولین (01/0p<) تنها در بیماران مذکر کاهش یافت. طی مطالعه، غلظتهای کلسترول تام و LDL در همه بیماران بطور معنیداری افزایش پیدا کرد.
نتیجه گیری: در صورت آموزش تغذیه و تنظیم درست داروهای ضد دیابت خوراکی، روزهداری اسلامی متابولیسم کربوهیدراتها یا حساسیت بافتها به انسولین را در بیماران دیابت نوع 2 تغییر نمیدهد. بهدلیل تغییرات ایجاد شده در رژیم غذایی و پاسخ بیوشیمیایی به بیغذایی (starvation)، وضعیت لیپیدهای خون بهطور نامطلوبی تغییر میکند. اخصهای تنسنجی در مردان برخلاف زنان بهبود یافت که این ممکن است ناشی از کاهش فعالیت بدنی در خانمها باشد.
نازلی سیدخویی، سعید حسینی، شاهین مرآت، بنفشه گلستان، لیلا جانانی،
دوره 10، شماره 1 - ( 10-1389 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
مقدمه: کبد چرب غیر الکلی
(NAFLD)، شایعترین بیماری کبدی است که اگر
به سیروز، نارسایی کبدی و کارسینومای هپاتوسلولار پیشروی کند، میتواند منجر به
مرگ شود. مطالعات بسیاری در جهت شناسایی پاتوژنز بیماری در جریان است. هدف این
پژوهش، ارزیابی میزان متابولیسم استراحت (RMR)، ترکیب بدن و برخی
فراسنجهای خونی در مردان مبتلا به NAFLD و مقایسه آن با
مردان سالم است.
روشها: در این مطالعه
مورد- شاهدی، 31 مرد مبتلا به NAFLD و 32 مرد سالم غیر
چاق که از نظر سن، BMI و فعالیت بدنی با هم جور شده بودند،
شرکت کردند. بعد از 14-12 ساعت ناشتایی، پروفایل لیپید، آنزیمهای کبدی، RMR
(دستگاه کالریمتری غیرمستقیمFitmate )
و ترکیب بدن (دستگاه امپدانس بیوالکتریک Tanita)
اندازهگیری و دادهها توسط آزمون تی مستقل و رگرسیون خطی در نرم افزار SPSS
ویرایش 16 آنالیز شدند.
نتایج: ALT، AST و GGTدر گروه مورد بالاتر از گروه شاهد بود که این تفاوت از نظر
آماری معنیدار بود. تفاوت آماری معنیداری بین دو گروه از نظر پروفایل لیپید، RMR، ترکیب بدن و دادههای آنتروپومتریک وجود نداشت ولی RMR
به ازای کیلوگرم وزن بدن (RMR/KgBwt)
در گروه مورد بطور معنیداری پایینتر از گروه شاهد بود (002/0=P).
نتیجهگیری: یافتههای این
مطالعه نشان میدهد که مردان غیر چاق دچار NAFLD، RMR/KgBwt کمتری نسبت به مردان سالم دارند که میتواند در پاتوژنز
NAFLD به عنوان یکی از علل زمینهساز و یا
پیشگویی کننده پیشرفت بیماری نقش داشته باشد.
آرش حسیننژاد، خدیجه میرزایی، شیلان اصلانی، سیدعلی کشاورز، علی طوطی، فرزانه کریمی،
دوره 10، شماره 6 - ( 9-1390 )
چکیده
مقدمه: فاکتور مهار کننده مهاجرت ماکروفاژها MIF (Macrophage migration inhibitory factor) نقش مهمی در التهاب سیستمیک و موضعی و نیز پاسخهای ایمنی ایفا میکند. هدف از این مطالعه ارزیابی بیان ژن MIF در سلولهای مونونوکلئار خون محیطی PBMCs (Peripheral Blood Mononuclear Cells) افراد چاق و مقایسه آن با افراد با وزن نرمال و بررسی هر نوع ارتباط بالقوه بین میزان متابولیسم پایه و چندین متغیر مرتبط با میزان بیان ژن MIF در PBMC بود. همچنین اثرات ضد التهابی ویتامین D به صورت in vitro بر بیان ژن MIF سلولهای افراد چاق و با وزن نرمال مورد ارزیابی قرار گرفت و الگوی بیان ژن MIF در سلولهای PBMC تحت القاء با ویتامین D و گروه کنترل blank در دو گروه چاق و افراد با وزن نرمال مقایسه شد.
روشها: افراد شرکت کننده 30 فرد چاق و 18 فرد با نمایه توده بدنی کمتر از 30 بودند که میزان متابولیسم پایه بدنشان با کالریمتری غیر مستقیم مورد ارزیابی قرار گرفت. میزان بیان MIF mRNA با استفاده از پرایمرهای ویژه و بیان ژن β-actin به عنوان کنترل داخلی با دستگاه Real-time PCR ارزیابی شد و نتایج به صورت نسبت میزان بیان MIF بر β-actin گزارش شد.
یافتهها: سطح بیان ژن MIF سلولهای PBMC تحت القاء با ویتامین D در گروه با نمایه توده بدنی کمتر از 30 افزایش و در افراد چاق کاهش یافت. یکی از یافتههای جالب مطالعه حاضر مشاهده ارتباط معکوس میزان بیان ژن MIF پس از القاء با ویتامین D با توده و درصد چربی افراد میباشد. همچنین مواجهه با ویتامین D به صورت in vitro باعث تغییر در پاسخ ایمنی PBMC افراد چاق میشود.
نتیجهگیری: چنین به نظر میرسد که تاثیر متفاوت ویتامین D بربیان ژن عوامل التهابی به علت الگوی فعال ایمنی و وضعیت پیش التهابی موجود در افراد چاق باشد؛ که ممکن است بیانگر ارتباط علیتی آن با چاقی باشد.
هدی ندیمی، ابوالقاسم جزایری، مصطفی حسینی، سعید حسینی،
دوره 11، شماره 1 - ( 10-1390 )
چکیده
مقدمه: شواهد زیادی نشان میدهد که رژیم غذایی گیاه خواری که شامل میزان چربی کم و میزان زیاد کربوهیدرات میباشد باعث کاهش بیماریهای مزمن میشود ولی شواهد کمی در مورد اثر رژیم غذایی گیاهخواری بر روی متابولیسم پایه (RMR) وجود دارد. هدف اصلی این مطالعه بررسی ارتباط رژیم گیاهخواری با سطح متابولیسم استراحت و ترکیب بدن است.
روشها: این مطالعه یک مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی است که در آن گروههای مورد و شاهد با هم مقایسه شدهاند. RMR توسط کالریمتری غیر مستقیم در 20 گیاهخوار و 20 غیر گیاهخوار اندازهگیری شد. دو گروه از نظر نمایه توده بدنی، جنسیت و سیکل ماهانه با هم همسان شدند. اطلاعات دریافت انرژی و درشت مغذیها توسط ثبت غذایی 24 ساعته و ترکیب بدن توسط ایمپدانس بیوالکتریک اندازهگیری شد.
یافتهها: گیاه خواران میزان دریافت کمتری از پروتئینها را گزارش کردند (04/0P=، 41 /19±45/40 و 94/11±96/56 گرم) و هیچ تفاوت معنیداری در میزان دریافت انرژی، کربوهیدرات و چربی و ترکیب بدن در دو گروه مشاهده نشد. میزان RMR مطلق در بین غیر گیاهخواران به طور معنیداری بیشتر بود. (02/0P=،6 /192±7/1354 و 24/ 348±10 /1569 kcal/24h).
نتیجهگیری: براساس یافتههای این مطالعه، به نظر میرسد که پایینتر بودن RMR در بین گیاهخواران، به علت تفاوت دریافت درشت مغذیها میباشد.
نرجس عاقل کلسرکی، آذر طل، رامین حشمت، باقر لاریجانی، مصطفی قربانی، محمدرضا مهاجری تهرانی،
دوره 11، شماره 2 - ( 11-1390 )
چکیده
مقدمه: با عنایت به اهمیت رضایتمندی بیماران و پرسنل و تأثیر قابل ملاحظه آن بر کیفیت خدمات ارائه
شده به بیماران، مطالعهای با هدف بررسی میزان رضایتمندی بیماران و پرسنل شاغل در
بخش غدد مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی دکتر شریعتی در سال 1389 طراحی و انجام شد.
روشها: این بررسی، یک مطالعه توصیفی- تحلیلی است که روی 160 بیمار
بستری در بخش غدد بیمارستان دکتر شریعتی تهران و 26 نفر از شاغلین آن بخش در نیمه
دوم سال 1389 انجام شد. ابزار
جمعآوری اطلاعات در مورد رضایتمندی بیماران، پرسشنامه خودساختهای شامل اطلاعات
دموگرافیک و مرتبط با بیماری، فضای عمومی بیمارستان، پرسنل پذیرش، امکانات موجود
در بخش، تغذیه، پرسنل کادر پزشکی و پاراکلینیکی، پرسنل واحد ترخیص و رضایت عمومی بود.
ابزار جمعآوری اطلاعات در مورد رضایتمندی پرسنل شاغل در بخش غدد، پرسشنامه
خودساختهای شامل اطلاعات دموگرافیک، امنیت شغلی، جبران خدمت، ویژگی شغلی، ویژگی
نقش، ارتقای شغلی، فرهنگ، محیط کار و تعامل اجتماعی بود. اطلاعات پس از جمعآوری،
توسط نرمافزار SPSS ویرایش 5/11 با
استفاده از آزمونهای آماری توصیفی و استنباطی T-test
و One- way ANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در مجموع بیشترین درصد رضایتمندی کامل بیماران بستری مربوط به
بعد کادر پزشکی و پاراکلینیکی (2/76%) و کمترین میزان رضایتمندی کامل را
نسبت به پرسنل پذیرش (8/48%) ابراز گردید. در خصوص میزان رضایتمندی کادر درمانی
بیشترین درصد رضایتمندی کامل متعلق به حیطه جبران خدمت (8/80%)، و کمترین متعلق به حیطههای ارتقای
شغلی (50%) و ایفای نقش (50%) بود. نتایج
بررسی ارتباط ابعاد رضایتمندی پرسنل شاغل ومتغیرهای فردی نشان داد که ارتباط معنیدار آماری بین بعد تعامل
اجتماعی با وضعیت تاهل ( 05/0P=)، بعد فرهنگ با
وضعیت تاهل ( 01/0P=)، بعد جبران خدمت با جنسیت ( 009/0P=) و بعد ویژگی نقش با جنسیت ( 03/0P=)
وجود دارد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بدست آمده از میزان
رضایتمندی بیماران از پرسنل واحدهای مختلف درمانی، لزوم اجرای برنامههای منظم
آموزشی به پرسنل شاغل در جهت به روز نمودن مهارتها و ارتقای سطح آگاهی و دانش
آنان نسبت به کیفیّت مراقبت و ارائه خدمات به بیماران پیشنهاد میگردد، ازسوی دیگر
ارزیابی فعالیتهای پرسنل درمانی، شناسائی مشکلات و موانع به منظور ارائه راهکارهای مناسب در جهت بهبود
عملکرد و فراهم نمودن تسهیلات رفاهی برای پرسنل، ضروری است.
سارا نجاتی نمینی، سعید حسینی، عباس رحیمی فروشانی،
دوره 11، شماره 3 - ( 12-1390 )
چکیده
Normal
0
false
false
false
مقدمه: برای
حفظ وزن بدن، تعادل بین دریافت و مصرف انرژی روزانه ضروری می باشد. میزان سوخت و
ساز پایین بدن یا به عبارتی مصرف انرژی کمتر توسط بدن می تواند عاملی برای چاقی
محسوب شود در حالیکه ارتباط بین میزان متابولیسم استراحت (RMR) پایین و چاقی در مطالعات به وضوح مشخص
نشده است و نتایج متناقضی در این رابطه وجود دارد. هدف این پژوهش، پی بردن
به مقدار RMR در افراد چاق و
افراد با وزن طبیعی و مقایسه بین این دو گروه و همچنین بررسی ارتباط بین RMR و اجزای ترکیب
بدن می باشد.
روشها: افراد
شرکت کننده در این مطالعه مورد-شاهدی شامل 99 نفر افراد سالم غیر سیگاری (52 فرد
چاق به عنوان گروه مورد و 47 نفر با وزن طبیعی به عنوان گروه شاهد) بودند. اطلاعات
آنتروپومتری (وزن، قد، دور کمر، دور باسن، نسبت دور کمر به باسن و میانگین نمایه
توده بدنی)، ترکیب بدن (توسط دستگاه امپدانس بیوالکتریک) و RMR (توسط کالریمتری غیر مستقیم) در دو گروه
اندازه گیری شد. کلیه اندازه گیری ها در صبح و به صورت ناشتا صورت گرفت.
یافتهها: میانگین نمایه توده بدنی (BMI) در گروه مورد
بطور معنی داری بیشتر از گروه شاهد بود. مقدار RMR در گروه مورد بالاتر از گروه شاهد بود
(001/0=P)، ولی پس از
تعدیل RMR برای توده چربی
بدن ((FM و توده بدون چربی بدن (FFM)
اختلاف معنی داری بین دو گروه وجود نداشت (484/0 P=). پس از انجام آنالیز رگرسیون، FFM در کنار سایر متغیرها ارتباط مستقیم و
معنی دار (001/0>P، 778/0r=) و دور کمر
ارتباط معکوس و معنی دار (028/0P=، 27/0-r=) با RMR داشتند.
نتیجهگیری: در این مطالعه تفاوتی در RMR افراد چاق و افراد با وزن طبیعی دیده نشد. در کنار سایر متغیرهای
تاثیرگذار، FFM و دور کمر بیشترین ارتباط را با RMR
داشتند.
مریم جم نژاد، کوروش جعفریان، مصطفی قربانی، عسل عطایی جعفری، سعید حسینی،
دوره 14، شماره 1 - ( 10-1393 )
چکیده
مقدمه: ارتباط میان متابولیسم، عملکرد هورمونهای تیروئیدی و چاقی موضوعی است که در دهههای اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است. این مطالعه با هدف اعتبار سنجی پرسشنامه «تیروئید و متابولیسم» و ارتباط آن با وضعیت متابولیسم و سطح سرمی هورمونهای تیروئیدی انجام شد.
روشها: این مطالعه به روش مقطعی- توصیفی و با استفاده از دادههای 164 نفر از افراد20 تا 64 ساله از میان مراجعهکنندگان به کلینیک تغذیه و پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام شد. برای هر کدام از شرکتکنندگان فرم پرسشنامه تیروئید و متابولیسم شامل 25 سوال تکمیل گردید. سطح سرمی هورمونهای تیروئیدی شامل T3, T4, TSH اندازهگیری شد. میزان متابولیسم استراحت بدن (REE) با استفاده از دستگاه کالری متری غیرمستقیم اندازهگیری شد.
یافتهها: میزان REE حاصل از دستگاه کالری متری غیرمستقیم و محاسبه شده توسط فرمول هریس بندیکت، در مردان به ترتیب 34/475± 7/1826 و 54/454±6/2277 و در زنان 50/205± 8/1410و 10/136± 73/ 1670 کیلوکالری بود. نمره نهایی پرسشنامه ارتباط معنیداری با REE اندازهگیری شده نداشت. متابولیسم استراحت بدن ارتباط مستقیمی با سطح سرمی T3 و T4 و T3/T4 و ارتباط معکوس با TSH داشت. به جز سطح سرمی T3، در سایر موارد ارتباط آماری معنیدار وجود نداشت. وضعیت متابولیسم افراد با استفاده از محاسبه درصد تفاضل و اندازهگیری شده با دستگاه، و محاسبه شده با فرمول هریس-بندیکت و متابولیسم پیشبینی شده با پرسشنامه «تیروئید و متابولیسم» همخوانی نداشت. اما از میان 25 سوال پرسشنامه سوالات 1 ،4 ،16 ،23 ارتباط معنیداری با متابولیسم استراحت بدن (اندازهگیری شده با دستگاه) داشت.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که پرسشنامه تیروئید و متابولیسم تهیه شده، از ثبات درونی برخوردار، لیکن از روایی (validity) برخوردار نمیباشد.
وحید ملکی، محمد رضا مهاجری تهرانی، احسانه طاهری، مصطفی قربانی، محسن صدیقیان، سعید حسینی،
دوره 16، شماره 2 - ( 10-1395 )
چکیده
مقدمه: متابولیسم استراحت مهمترین عامل تعیین کننده در سوخت و ساز بدن است. به گونهای که کاهش آن میتواند باعث چاقی و افزایش تودهی چربی بدن شود. کمکاری آشکار تیروئید با متابولیسم استراحت پایین همراه است که با دریافت دارو میزان آن افزایش یافته و به حالت نرمال بر میگردد. در این میان گروهی از بیماران با وجود دریافت دارو و نرمال شدن سطح سرمی TSH و هورمونهای تیروئید، همچنان از باقی ماندن علائم بالینی کمکاری تیروئید شکایت میکنند. هدف از انجام این پژوهش پی بردن به این موضوع است که آیا بیماران با علائم بالینی بهبود نیافته دارای متابولیسم استراحت و ترکیب بدن متفاوتی در مقایسه با گروه با علائم بالینی بهبود یافته هستند یا خیر؟
روشها: این مطالعه مقطعی از نوع مقایسهای میباشد که بر روی 100 بیمار زن مبتلا به کمکاری آشکار تیروئید و تحت درمان با لووتیروکسین انجام شد. بیماران شامل 2 گروه 50 نفری با و بدون علائم بالینی بودند. بیماران از نظر سن، سیکل قاعدگی و نمایهی تودهی بدنی همسان شدند. 2 گروه از نظر پارامترهای تن سنجی، متابولیسم استراحت، ترکیب بدن، هورمونهای تیروئیدی، پروفایل لیپیدی و رژیم غذایی با یکدیگر مقایسه شدند.
یافتهها: میانگین متابولیسم استراحت و مقادیر تعدیل شدهی آن برای وزن در گروه دارای علائم بهطور معناداری پایینتر بود ولی شکل مقادیر تعدیل شدهی آن برای تودهی بدون چربی بدن (FFM) و FT3 تفاوت معناداری بین 2 گروه نشان نداد. میزان تودهی چربی بدن (FM) در گروه دارای علائم بالاتر بود. اما درصد تودهی چربی بدن و تودهی بدون چربی بدن (FFM) بین 2 گروه تفاوت معناداری نداشت. سطح سرمی TSH ، TT4 ، FT4 ، TT3 ، FT3، کلسترول توتال، HDL ،LDL تفاوت معناداری بین 2 گروه نداشت. سطح سرمی تریگلیسرید در گروه دارای علائم به طور معنا داری بیشتر از گروه فاقد علائم بالینی بود.
نتیجهگیری: در گروه دارای علائم بالینی میزان متابولیسم استراحت کمتر بود و میزان تودهی چربی بدن و سطح سرمی تریگلیسرید نسبت به بیماران فاقد علائم بالاتر میباشد.
محمدرضا حامدی نیا، طیبه امیری پارسا،
دوره 17، شماره 2 - ( 12-1396 )
چکیده
مقدمه: هدف مطالعهی حاضر بررسی مقالات چاپ شده در نشریات علمی – پژوهشی داخل کشور در بخش علوم ورزشی و در حوزهی متابولیسم ورزشی از سال 1390 تا سال 1394 بود.
روش ها: به این منظور از 27 نشریهی چاپ شده در حوزهی علوم ورزشی 9 نشریه انتخاب شد و با مراجعه به سایت خود نشریات و پایگاههای جهاد دانشگاهی (SID) و بانک اطلاعات نشریات کشور (Magiran) مقالات استخراج شد. در این فرآیند 766 مقاله مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: از 766 مقالهی مورد بررسی با توجه به شاخصهای مورد اندازهگیری، 223 مقاله در حوزهی متابولیسم ورزشی قرار گرفت. بیشترین مقالات در نشریهی سوخت و ساز فعالیت ورزشی چاپ شده بود، 57/53 درصد مقالات چاپ شده در این نشریه در حوزهی متابولیسم ورزشی بود. متوسط نویسندگان هر مقاله 28/3 نفر بود. سهم دانشگاههای دولتی در تولید مقالات 78 درصد به تنهایی و 17 درصد با دانشگاههای آزاد بود. در ارتباط با بیشترین متغیر مستقل مورد استفاده در تحقیقات میتوان گفت تمرینات هوازی (استقامتی) 09/29 درصد از کل متغیرهای مورد استفاده در تحقیقات بود. از 223 مقالهی مورد بررسی 89 مقاله پاسخ به فعالیتهای ورزشی و 134 مقاله سازگاری نسبت به تمرینات ورزشی را مورد مطالعه قرار داد. بیشترین آزمودنیهای مورد استفاده در تحقیقات دانشجویان و موشها با 5/16 و 14/16 درصد از کل مقالات بود. تعداد آزمودنیهای مورد استفاده در هر مقاله بهطور میانگین 62/23 نفر بود. تقریباً 60 درصد مقالات هیچ نوع شاخص عملکردی یا جسمانی را اندازهگیری نکرده بودند. از میان شاخصهای متابولیسمی مورد اندازهگیری، شاخصهای اکسیدانی و آنتی اکسیدانی با 69/11 درصد در رتبهی اول قرار داشت.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج فوق هماهنگی، اولویت و سیاستگذاری در حوزهی پژوهشهای متابولیسم ورزشی ضروری بهنظر میرسد.
نگین چهرازی، مینو باسامی، سجاد احمدی زاد،
دوره 17، شماره 5 - ( 4-1397 )
چکیده
مقدمه: شیوع بالای چاقی و اضافه وزن در زنان ابتلا به سندرم متابولیک و دیابت را بالا میبرد. با توجه به تأثیر متفاوت فعالیتهای ورزشی مختلف و تفاوت حجم عضلات بالا تنه و پایین تنه درگیر در فعالیت، احتمالاً اثر فعالیت تناوبی شدید با کارسنج دستی و پایی بر متابولیسم و مقاومت به انسولین متفاوت میباشد. لذا هدف از این تحقیق بررسی تأثیر فعالیت تناوبی اندام فوقانی و اندام تحتانی بر متابولیسم کربوهیدرات و مقاومت به انسولن در زنان چاق بود.
روشها: بدین منظور 12 زن چاق (نمایهی تودهی بدن 5/5±1/31 کیلوگرم بر مترمربع) بهطور داوطلبانه در این تحقیق شرکت کردند. آزمودنیها یک جلسه فعالیت تناوبی را روی دوچرخه کارسنج و در جلسهای دیگر روی کارسنج دستی با فاصلهی یک هفته، 2 دقیقه فعالیت با شدت 85% حداکثر اکسیژن مصرفی همراه با 4 دقیقه استراحت فعال با شدت 45% حداکثر اکسیژن مصرفی بهمدت 30 دقیقه انجام دادند. قبل و بلافاصله پس از 30 دقیقه فعالیت دو نمونهی خونی برای اندازهگیری انسولین و گلوکز گرفته شد. میزان اکسیژن مصرفی و دیاکسیدکربن تولیدی حین فعالیت برای محاسبه اکسیداسیون کربوهیدرات اندازهگیری شد.
یافتهها: اگرچه فعالیت تناوبی میزان انسولین را کاهش داد، اما پاسخ انسولین به فعالیت تناوبی اندام فوقانی و تحتانی تفاوت معنیداری نشان نداد (05/0P>). میزان گلوکز با فعالیت تناوبی کاهش یافت و این کاهش متعاقب فعالیت تناوبی اندام تحتانی بیشتر از فعالیت اندام فوقانی بود (05/0P<). همچنین میزان HOMA-IR در جلسهی پائین تنه بیشتر از بالاتنه کاهش یافت (05/0P<). فعالیت تناوبی منجر به افزایش معنیدار اکسیداسیون کربوهیدرات شد (05/0P<)، اما مقایسهی دو نوع فعالیت تناوبی اندام فوقانی و تحتانی، تفاوت معنیداری نشان نداد (05/0P>).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه پیش رو نشان داد فعالیت تناوبی در زنان چاق، متابولیسم کربوهیدرات و مقاومت به انسولین را تغییر میدهد و تغییرات مقاومت به انسولین وابسته به نوع فعالیت (اندام فوقانی و اندام تحتانی) میباشد، اما به اکسیداسیون کربوهیدرات وابسته نیست.
مهناز سنجری، نوشین فهیم فر، فاطمه حاجی ولی زاده، صفورا غریب زاده، کاظم خلجی، زهره حسین زاده، فیروزه حاجی پور، کبری گرگانی، افشین استوار،
دوره 20، شماره 1 - ( 11-1399 )
چکیده
مقدمه: استئوپروز بهدلیل عارضهی شکستگی یکی از معضلات مهم بهداشتی کشور است. مرکز تحقیقات استئوپروز با بیش از 20 سال سابقهی فعالیت در این حوزه تلاش میکند تا با ارایهی مجموعه دستاوردها و فعالیتهای این حوزه ضمن معرفی این مرکز تصویری از وضعیت مدیریت و درمان استئوپروز در کشور ارایه دهد.
روشها: در این مطالعه مروری، فعالیتهای مرکز تحقیقات استئوپروز در خصوص برنامهی راهبردی و عملیاتی ارایه شده است. بهمنظور دستیابی به مستندات، جستجو در پایگاههای رسمی بینالمللی و ملی و همچنین گزارشات و اسناد چاپ نشده و غیر رسمی و وب سایت پژوهشگاه علوم غدد و مرکز تحقیقات استئوپروز صورت گرفته است.
یافتهها: مرکز تحقیقات استئوپروز براساس برنامهی راهبردی در سه حوزهی تحقیقات (مطالعات مبتنی بر جمعیت، مطالعات بالینی، مطالعات علوم پایه و مطالعات نظام سلامت)، فنآوری (فنآوریهای تشخیصی، درمانی، مدل های ارائه خدمات) و آموزش (تربیت دانشجویان در مقاطع مختلف تحصیلات تکمیلی، آموزش به بیماران، آموزش عمومی، و آموزش ارائه دهندگان خدمت)، فعالیت مینماید.
نتیجهگیری: مرکز تحقیقات استئوپروز پژوهشگاه علوم غدد دانشگاه علوم پزشکی تهران، بهعنوان تنها مرکز تحقیقات تخصصی استئوپروز در سطح ملی شناخته شده است. این مرکز تلاش دارد با تکیه بر برنامهی راهبردی و برنامهی عملیاتی مدون ماموریت اصلی خود را که فراهم آوردن شواهد لازم برای تصمیمگیری در حوزهی تخصصی استئوپروز است بهخوبی انجام دهد.
ابوذر رمضانی، لیلا شاهمرادی، فریدون آزاده، فاطمه شیخ شعاعی، رشا اطلسی، نازلی نمازی، باقر لاریجانی،
دوره 20، شماره 1 - ( 11-1399 )
چکیده
مقدمه: همکاریهای علمی باعث افزایش بهرهوری علمی میشود. هدف مطالعه حاضر ترسیم شبکهی همکاری علمی تحقیقات پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم دانشگاه علوم پزشکی تهران در دو پایگاه استنادی است.
روشها: این پژوهش از نوع توصیفی- مقطعی و به روش علمسنجی انجام شده است. جامعهی پژوهش شامل کل مقالات پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم (EMRI) در پایگاههای هستهی Web of Science و Scopus از سال 2002 تا 30 اکتبر 2020 بود. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آمار توصیفی و نرمافزارهایExcel ، HistCite ، VOSviewer وScientoPy استفاده شد.
یافتهها: مجموعاً 4190 رکورد با وابستگی سازمانی پژوهشگاه در دو پایگاه بینالمللی نمایه گردیده که 89480 استناد به آنها شده است. بهطور متوسط هر مقاله 3/21 استناد دریافت کرده است. محققان پژوهشگاه تحقیقات خود را در 1118 مجله منتشر کردند. روند رشد سالانه انتشار تولیدات علمی پژوهشگاه در دو پایگاه Web of Science و Scopus بهترتیب 3/20 و 7/22 درصد بود. در انتشار مقالات مجموعاً 17662 نویسنده از 186 کشور مشارکت داشتند. در این مطالعه الگوی هم تألیفی (وابستگی سازمانی و کشور) و کلید واژهها (بسامد واژگان) طبقهبندی و مصورسازی شدند.
نتیجهگیری: این یافتهها الگوی همکاریها در مقالات پژوهشگاه را تعیین کرد که در نتیجهی همکاریهای بینالمللی، تعامل با کشورهای پیشرو و همکاریهای بین رشتهای، جریان دانش میان محققان پژوهشگاه افزایش مییابد. مطالعات دیگری برای تهیه تصویری جامع از شبکهی همکاریها پیشنهاد میشود تا وضعیت موجود را با سایر شاخصهای تحلیل شبکهی اجتماعی تحلیل نمایند.
ماندانا حسن زاد، نگار سرهنگی، شکوفه نیک فر، باقر لاریجانی،
دوره 20، شماره 1 - ( 11-1399 )
چکیده
مقدمه: پزشکی فرد محور یک رویکرد جدید و در حال ظهور در عرصهی علوم پزشکی است که از مشخصات ژنتیکی هر فرد همراه با اطلاعات بالینی در جهت هدایت تصمیمات مربوط به پیشگیری، تشخیص زود هنگام بیماریها بهویژه بیماریهای غیرواگیر استفاده مینماید. مرکز تحقیقات پزشکی فردی تنها مرکز مصوب وزارت بهداشت در حوزهی پزشکی فرد محور است که در زمینهی مفهوم پزشکی فرد محور و علوم مرتبط فعالیت میکند.
روشها: در این بررسی مروری، مطالعات انجام شده در مرکز تحقیقات پزشکی فردی با موضوعیت پزشکی فرد محور براساس معیارهای ورود و خروج مشخص و همچنین تدوین راهبرد جستجو در سه پایگاه اطلاعاتی PubMed، Scopus وWeb of Science (WoS) در فاصله زمانی دسامبر 2016 تا دسامبر 2019 بازیابی شدند.
یافتهها: در نهایت با توجه به معیارهای ورود و خروج، 18 مطالعه با تمرکز بر پزشکی فرد محور در بیماریهای غیر واگیر (دیابت) و سرطان (پروستات و تیروئید) جهت بررسیها بیشتر انتخاب شد.
نتیجهگیری: از آنجا که یکی از اهداف مهم پزشکی فرد محور پیشبینی و پیشگیری است، از تغییرات ژنتیکی شناسایی شده میتوان در تشخیص افراد در معرض خطر ابتلا به بیماری استفاده کرد. با چنین مطالعاتی میتوان به اهداف پزشکی فرد محور برای افزایش کیفیت مراقبتهای سلامت دست یافت.
فاطمه بندریان، نازلی نمازی، محمد پژوهی، محمدرضا امینی، ندا مهرداد، باقر لاریجانی،
دوره 20، شماره 1 - ( 11-1399 )
چکیده
پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم (EMRI) در سال 1372 تأسیس شد. EMRI از ابتدا مرحله به مرحله پیشرفت کرد و در 25 سال گذشته به بلوغ خود رسید. EMRI در جنبههای مختلف از جمله منابع انسانی و زیرساختها (آزمایشگاهها و فنآوریهای جدید) گسترش یافته، پیشرفت کرده و در تحقیقات غدد درون ریز رتبه اول کشور را کسب کرده است. همچنین با سازمانهای منطقهای و بینالمللی مانند سازمان جهانی بهداشت (WHO)، بنیاد بینالمللی پوکی استخوان (IOF) و انجمن غدد درون ریز بالینی آمریکا (AACE) همکاری کرده است. این مقاله مروری بر فعالیتهای EMRI طی یک ربع قرن دارد.
محسن تیموری، خسرو جلالی دهکردی، مهدی کارگرفرد، فرزانه تقیان،
دوره 25، شماره 2 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: این مطالعه با هدف تعیین تأثیر درمان مغناطیس پالسی، تمرین چند جزئی و ترکیبی از هر دو روش بر نشانگرهای متابولیسم استخوان و غلظت اسکلروستین در بیماران دیابتی نوع دو مبتلا به پوکی استخوان انجام شد.
روشها: در یک مطالعه کارآزمایی بالینی کنترل شده تصادفی، تعداد 56 نفر زن و مرد بیماران دیابت نوع دو مبتلا به پوکی ستخوان با میانگین و انحراف معیار سن: 67/3±18/68 سال؛ وزن: 65/7±13/78 کیلوگرم و نمایۀ تودۀ بدن: 76/1±40/28 کیلوگرم/مجذور قد بهصورت تصادفی در یکی از سه گروه: تمرین چند جزئی+درمان میدان الکترومغناطیسی پالسی کل بدن (MCEx+PEMF، 18 نفر) تمرین چند جزئی+شبه درمان میدان الکترومغناطیسی پالسی کل بدن (MCEx+PPEMF، 17 نفر) و درمان میدان الکترومغناطیسی پالسی کل بدن به تنهایی (PEMF، 21 نفر) قرار گرفتند. پروتکل درمانی شامل درمان میدان الکترومغناطیسی پالسی برای کل بدن و تمرین چند جزئی (شامل تمرینات هوازی، مقاومتی، انعطافپذیری، استفاده از وزن بدن تمرین و متعاقب آن تمرین ویبریشن کل بدن)؛ 3 جلسۀ 60 دقیقهای در هفته برای مدت 12 هفته انجام شد. متغیرهای ترکیب بدن، تراکم مواد معدنی استخوان و نشانگرهای متابولیسم استخوان (فسفر، کلسیم، اسکلروستین، اوستئوکلسین، BALP) قبل و بعد از دورۀ مطالعه اندازهگیری شد. دادهها با استفاده از آزمون t وابسته و تحلیل کوواریانس در سطح کمتر از 05/0 مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت.
یافتهها: پس از 12 هفته مداخله، تفاوت معناداری در سطوح سرمی تراکم مواد معدنی استخوان و نشانگرهای متابولیسم استخوان (فسفر، کلسیم، اسکلروستین، آلکالین فسفاتاز ویژۀ استخوان) بین گروهها وجود داشت (05/0 P<). با این حال، آزمون تعقیبی بونفرونی افزایش معناداری در سطوح سرمی فسفر، آلکالین فسفاتاز ویژۀ استخوان، اسکلروستین و کاهش معناداری در سطوح سرمی کلسیم در گروه درمانی MCEx+PEMF در مقایسه با گروه PEMF به تنهایی پس از 12 هفته را نشان داد.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد، روش بازتوانی PEMF در ترکیب با پروتکل تمرین چند جزئی یک روش مؤثر و ایمن برای بهبود مواد معدنی استخوان و نشانگرهای متابولیسم استخوان در جمعیت دیابتی نوع دو مبتلا به پوکی استخوان است. بنابراین، باید کلینیکهای فیزیوتراپی را تشویق کرد که از مدالیتههای ورزشی در کنار درمان PEMF برای درمان بیماران دیابتی نوع دو مبتلا به پوکی استخوان استفاده کنند. مطالعات بیشتر با پیگیری طولانی مدت برای تأیید این یافتهها باید مورد توجه قرار گیرد.