8 نتیجه برای Ada
باقر لاریجانی، مژگان سنجری، فرزانه زاهدی، رضا برادر جلیلی، محمدرضا امینی، ایمان رحیمی،
دوره 1، شماره 2 - ( 4-1381 )
چکیده
مقدمه: اختلاف نظرهایی در باره اثر روزه داری در ماه مبارک رمضان بر غلظت سرمی گلوکز ناشتا (بدون تغییر، افزایش خفیف، کاهش خفیف) وجود دارد. این مطالعه بهمنظور تعیین اثر روزهداری در ماه مبارک رمضان بر غلظت گلوکز سرمی ناشتا در بالغین سالم انجام میشود.
روشها: مطالعه از نوع نیمهتجربی (قبل و بعد) بر روی 115 داوطلب سالم (67 مرد و 48 زن) که حداقل 25 روز در ماه روزهدار بودهاند صورت پذیرفت. نمونه گیری از خون یک هفته پیش از شروع ماه رمضان در ساعت 7 صبح (پس از 8 ساعت ناشتایی)، روز 14 و 28 ماه رمضان (یک ساعت پیش از غروب آفتاب) انجام شد. مدت زمان روزهداری
5/05/11 ساعت بود. سنجش گلوکز پلاسما توسط روش آنزیمی بوده و تحلیل آماری دادهها توسط paired t-test وآنالیز واریانس با کمک نرمافزار SPSS نسخه 10.0 بهعمل آمد.
یافتهها: غلظت سرمی گلوکز ناشتا از mg/dl0/94/88 به mg/dl3/154/75 در روز 14 و به mg/dl7/79/62
(001/0p<) در پایان ماه رمضان کاهش یافت. تغییرات غلظت هم در مردان (mg/dl8/85/87 به mg/dl4/68/60) (001/0p<) و هم در زنان (mg/dl3/97/89 به mg/dl4/87/65) (001/0p<) مشاهده شد. کاهش کالری دریافتی نیز در تمام افراد مشاهده گردید (001/0p<) و تغییرات آن رابطه مستقیمی با کاهش گلوکز در تمام جمعیت مورد مطالعه داشت (01/0p<).
نتیجهگیری: غلظت سرمی گلوکز ناشتا بهدنبال روزهداری در ماه رمضان کاهش مییابد و این تغییرات با کاهش کالری دریافتی نیز همراه هستند. بهنظر نمیرسد که روزهداری در ماه مبارک رمضان عوارض ناخواسته جدی بر قندخون در افراد سالم داشته باشد.
، ، ،
دوره 4، شماره 0 - ( 11-1383 )
چکیده
، ، ، ،
دوره 5، شماره 0 - ( 7-1384 )
چکیده
جواد حیدری، باقر لاریجانی،
دوره 6، شماره 4 - ( 3-1386 )
چکیده
حدود 5/1 - 1/1 میلیارد مسلمان در جهان زندگی میکنند و شیوع دیابت در دنیا تقریباً 6/4 % میباشد . تعداد زیادی از افراد مسلمان دیابتی ، اصرار به انجام فریضه الهی روزه داری دارند . ناشتایی طولانی مدت می تواند مشکلاتی برای این بیماران ایجاد کند. این بیماران مستعد هیپوگلیسمی و هیپرگلیسمی هستند و دهیدراتاسیون نیز میتواند مشکل ساز باشد . کنترل دیابت در حین روزه داری نیاز به مراقبت دقیق پزشک و آموزش لازم و تنظیم دقیق دوز دارویی ، رژیم غذایی و فعالیت فیزیکی دارد. در این مقاله کنترل درمان بیماران دیابتی در ماه رمضان مورد بحث قرار می گیرد.
سید عادل جاهد، فرهاد حسین پناه، فریدون عزیزی،
دوره 7، شماره 1 - ( 4-1386 )
چکیده
مقدمه:(LADA) Latent Autoimmune Diabetes in Adults به گروهی از بیماران دیابتی نوع 1 اطلاق می گردد که در زمان تشخیص مسن تر از 30 سال بوده، آنتی بادی علیه (GAD) Glutamic Acid Decarboxylase65 داشته و حداقل در اوائل تشخیص بیماری، نیاز به شروع انسولین درمانی نداشته باشند. با توجه به فقدان اطلاعات در مورد LADA در ایران، این مطالعه برای ارائه شیوع LADA در جمعیت تهران انجام شد.
روشها: دراین بررسی مقطعی کلیه افراد مسن تر از 30 سال و مبتلا به دیابت جدید در مطالعه قند و لیپید تهران، از نظر آنتی بادی GADآزمایش شدند. جمعیت 588 نفره تحت بررسی، به دو گروه 32 نفری LADA و 556 نفری دیابت نوع 2 تقسیم شدند و با یکدیگر مقایسه گردیدند.
یافتهها: میانگین سنی بیماران 6/11±2/54 سال و شیوع LADA (3/7%-6/3%:95%CI)44/5% بود. دو گروه LADA و دیابت نوع 2 از نظر سن، جنس، نمایه توده بدنی، علائم حاد دیابت، سابقه خانوادگی دیابت، فشار خون دیاستولی، قند و چربی های خون وشیوع سندرم متابولیک یکسان بودند. فشار خون سیستولی در گروه دیابت نوع 2 بیشتر از LADA بود. هیچ مدلی درپیش بینی احتمال مثبت شدن پاسخ آنتی بادی GADقدرت آماری مطلوبی نداشت.
نتیجهگیری: در 4/5% از بالغین دیابتی جدید، روند خود ایمنی در جریان است و با کمک یافتههای بالینی و آزمایشگاهی، امکان غربالگری آنها وجود ندارد. بنظر میرسد که سنجش آنتی بادی GAD در تمام چنین بیمارانی اقدامی منطقی باشد تا افرادی که احتمال سیر سریعتر به سمت نارسایی پانکراس دارند، زودتر شناسایی شوند.
محمدرضا شفیع پور، مریم مرتضوی، صدیقه مرادی،
دوره 12، شماره 4 - ( 2-1392 )
چکیده
مقدمه: با توجه به شیوع بالای دیابت حاملگی در ایران و به تبع آن عوارض بیشتر ناشی از این عارضه در کشور، این مطالعه جهت بررسی درصد فراوانی دیابت حاملگی در جمعیت شهری براساس معیارهای قبلی ADA و IADPSG طراحی گردیده است.
روشها: این مطالعه بر روی زنان بادار مراجعه کننده به درمانگاههای شهید مدرس و نیک نفس شهرستان رفسنجان انجام شد. برای همه 290 زن باردار در اولین مراجعه FBS و در هفته 24 به بعد تست OGTT با 75 گرم گلوکز انجام میشد. درصورتی که بیمار بعد از هفته 24 مراجعه میکرد براساس پرونده بیمار قند خون ناشتا قبل از 24 هفته وارد چک لیست میشد و تست OGTT با 75 گرم گلوکز انجام میشد و بیماران در تمام دوره توسط پزشک متخصص زنان پیگیری شدند. فراوانی دیابت حاملگی براساس 3 معیار ADA، WHO و IADPSG ارزیابی شد. سطح معنیدار 05/0 تعیین شده است.
یافتهها: میانگین سن این افراد 09/5±72/27 سال بود. میانگین تعداد حاملگیها 02/1±91/1 (محدوده 1 تا 6، میانه 2) و میانگین تعداد زایمانها 84/0±73/0 (محدوده 0 تا 4، میانه 1) بود. براساس معیارهای ADA، WHO و IADPSG، میزان درصد فراوانی دیابت حاملگی به ترتیب3/9%، 2/15% و 31% بود.
نتیجهگیری: فراوانی دیابت حاملگی براساس معیارهای IADPSG تقریباً 5/1 برابر معیارهایWHO و 3 برابر معیارهای ADA است. تشخیص به موقع و سریع دیابت حاملگی که توسط IADPSG بدست میآید، میتواند هم از نظر بهداشتی و هم اقتصادی به سیستم بهداشتی، مادر و کودک کمک کند.
محمد فیوضی، چواد حدادنیا، نسرین ملانیا،
دوره 16، شماره 1 - ( 10-1395 )
چکیده
مقدمه: تشخیص به موقع بیماری دیابت بهطور چشمگیری صدمات و آسیبهای ناشی از این بیماری را در جامعه کاهش میدهد. دیابت بیماری است که علاوه بر پیشگیری، نیاز به مراقبتهای فراوانی از قبیل پیش بینی صحیح میزان نوسانات سطح قند خون دارد. از مهمترین عوارض این بیماری میتوان به بیهوشی، کما و حتی مرگ اشاره کرد. امروزه در این بیماران، تعیین صحیح دُز انسولین براساس تجربه و دانش پزشکان در کنار تعامل بیماران با آنها مشخص میشود، هر چند که وجود خطاهای انسانی اجتناب ناپذیر است.
روشها: در این تحقیق 124 بیمار و 188 فرد سالمِ مشکوک به بیماری براساس 21 ویژگی (7 ویژگی بهمنظور تشخیص، 14 ویژگی بهمنظور پیشبینی دُز انسولین) مورد مطالعه و بررسی قرار گرفتند، سپس سیستمی ارائه شد که ابتدا شناسایی یا تشخیص بیماری را انجام دهد، بعد برای افراد بیمار، مهمترین داروی این بیماران، یعنی دُز انسولین مشخص کند. سیستم پیشنهادی دارای دو مرحله (تشخیص بیماری و پیشبینی) و چندین زیر سیستم میباشد. در مرحلهی تشخیص بیماری، زیر سیستمهایی از قبیل سیستم فازی (Fuzzy) بهمنظور برآورد صحیح پیشرفت بیماری در بیماران، درخت تصمیمگیری (D-T) بهمنظور تهیه قوانین در سیستم فازی (فرآیند نگاشت فضای ویژگی (افراد) به خروجی (نتیجهی تشخیص)) استفاده شده است. همچنین در مرحلهی پیشبینی دُز انسولین از الگوریتمهای کاوشی (BPSO) بهمنظور انتخاب بهترین ویژگیها، الگوریتمهای طبقهبندی (SVM) بهمنظور طبقهبندی ویژگیهای مؤثر از غیر مؤثر و سیستمهای انطباقی مصنوعی فازی – عصبی (ANFIS) برای پیشبینی نهایی داروی بیماران استفاده شده است.
یافتهها: سیستم پیشنهادی براساس بهترین ویژگیها در بانک داده تهیه شده در قالب ترکیب و تعامل موفق شد به دقت 1/95% دست یابد، که البته در هنگام مقایسه با سایر روشهای معمول به سرعت قابل توجه و عملکرد مناسب آن و البته دقت بالای آن پی میبریم.
نتیجهگیری: نتایج بهدست آمده بهمیزان قابل توجهی نسبت به تحقیقات قبلی بهبود یافت. همچنین در مقایسه با نتایج پزشکان، نشان دهندهی عملکرد خوب در صحت پیشبینی سری زمانی غلظت قند خون است، چرا که سیستم پیشنهادی موفق شد، سطح قند خون تا 48 ساعت آینده را پیشبینی نماید.
ملیحه اکبری عبدل آبادی، بهرام محبی، رویا صادقی، آذر طل، محمود محمودی مجدآبادی،
دوره 16، شماره 1 - ( 10-1395 )
چکیده
مقدمه: غلبه بر موانع مرتبط با مراقبت از دیابت بهعنوان زیرساختی منطقی در راستای توانمندسازی بیماران مبتلا در مدیریت زندگی با دیابت و شناخت عوامل مؤثر بر این موانع به شمار میآید. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر مداخلهی آموزشی مبتنی بر مدل بزنف بر موانع آگاهی، سبک زندگی، سازگاری و حمایتی در زندگی با دیابت در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو و عوامل مؤثر بر آن طراحی و اجرا شد.
روشها: این مطالعه یک مداخلهی نیمه تجربی دو گروهی بود که روی 168 نفر از بیماران مبتلا به دیابت نوع دو تحت پوشش مراکز بهداشتی درمانی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی طی ماههای مرداد و شهریور سال 94 انجام شد. قبل از اجرای مداخله، پرسشنامه موانع زندگی با دیابت و پرسشنامه براساس سازههای الگوی بزنف تکمیل گردید که بعد از انجام پیش آزمون با تخصیص تصادفی به دو گروه مداخله و مقایسه با روش بلوکهای چهارتایی تصادفی شده انتخاب شدند و در دو گروه مداخله و کنترل تحت بررسی قرار گرفتند. بیماران مبتلا به دیابت گروه مداخله، تحت شش جلسهی آموزشی 45 تا 60 دقیقهای بهعنوان مداخله آموزشی قرار گرفتند و آموزش جلسهی پنجم را به همراه خانواده خود و کادر درمانی مربوطه دریافت کردند. طراحی برنامهی آموزشی براساس سازههای مدل بزنف (آگاهی، نگرش، نرمهای انتزاعی، عوامل قادر کننده و قصد رفتاری) و محتوی آموزشی براساس موانع زندگی با دیابت (آگاهی و باور، سبک زندگی، حمایتی و سازگاری) تدوین گردید. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 20 و آزمونهای آماری T مستقل و T زوجی تجزیه، ویلکاکسون، مک نمار و من یو ویتنی تحلیل شدند. سطح معناداری در مطالعه، کمتر از 5% در نظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج نشان داد، بین نمرهی دریافتی مربوط به مؤلفههای آگاهی، سبک زندگی، سازگاری و حمایتی موانع زندگی با دیابت و آگاهی، نگرش، نرمهای انتزاعی، عوامل قادر کننده و قصد رفتاری متغیرهای اجزای مدل بزنف در گروه مورد قبل و بعد از مداخله آموزشی اختلاف معناداری وجود داشت (05/0P<).
نتیجهگیری: آموزش بیماران دیابتی نوع دو بر اساس الگوی بزنف بهعنوان الگوی آموزشی مؤثر میتواند به کاهش مؤلفههای آگاهی، سبک زندگی، حمایتی و سازگاری موانع زندگی با دیابت منجر شود.