15 نتیجه برای Arc
حسین فخرزاده، ایرج نبیپور، محمد رایانی، علیرضا وثیق،
دوره 2، شماره 1 - ( 2-1382 )
چکیده
هدف: تخمین شیوع آنژین صدری و انفارکتوس قلبی در جمعیت هیپرلیپیدمیک بندر بوشهر با استفاده از پرسشنامه ROSE و تغییرات الکتروکاردیوگرام کد مینهسوتا. روشها: طی یک مطالعه مقطعی 1036 نفر از ساکنان 30-64 ساله شهر مورد بررسی قرار گرفتند. مطالعه از سال 1375 تا 1376 به منظور تعیین شیوع دیابت و عوامل خطرزای کرونری انجام شد. تکمیل پرسشنامه ROSE و ثبت الکتروکاردیوگرام
(ECG) با 12 اشتقاق در تمام این افراد انجام شد. تحلیل تغییرات الکتروکاردیوگرام براساس کد مینهسوتا انجام شد. آنژین قطعی درجه 1و2 معیار تشخیص آنژین صدری و کد1.1 مینهسوتا یا تاریخچه بروز سکته قلبی، معیار تشخیص انفارکتوس قلبی بود.
یافتهها: شیوع خام هیپرکلسترولمی 6/47% و شیوع همسان شده سنی(age adjusted) هیپرکلسترولمی در زنان 3/50% و در مردان 9/43% بود. میانگین غلظت کلسترول در زنان mg/dl 5/492/204 و در مردان mg/dl 1/460/195 بود
(003/0=p). شیوع آنژین صدری 9/4% بود که پس از تطبیق با سن در مردان 6/5% و در زنان 6/4% به دست آمد. شیوع آنژین صدری در افراد مبتلا به هیپرکلسترولمی 3/6% و در افرادی که غلظت کلسترول نرمال داشتند 6/3% بود(05/0< p). آنژین صدری با هیپرکلسترولمی در مردان همراهی قوی داشت(0005/0< p). شیوع خام انفارکتوس میوکارد 5/2% بود که پس از تطبیق با سن در زنان 6/1% و در مردان 7/2% محاسبه شد(05/0> p). شیوع انفارکتوس میوکارد در بیمارانی که هیپرکلسترولمی داشتند 1/4% و در افراد با غلظت کلسترول طبیعی 9/0% بود (05/0< p). در تحلیل چندمتغیری، انفارکتوس میوکارد با هیپرکلسترولمی در هر دو جنس همراهی معنیدار داشت(05/0< p). همچنین انفارکتوس میوکارد در هر دو جنس با دیابت و با پرفشاری خون در مردان همراهی داشت(05/0< p).
نتیجهگیری: کاهش میانگین کلسترول در جمعیت شهری بندر بوشهر بهمنظور کاهش شیوع آنژین صدری و انفارکتوس قلبی یک ضرورت است که بدین منظور برنامهریزی در جهت اصلاح شیوه زندگی در این شهر باید در اولویت قرار گیرد.
، ،
دوره 3، شماره 0 - ( 4-1383 )
چکیده
، ،
دوره 4، شماره 0 - ( 11-1383 )
چکیده
،
دوره 4، شماره 0 - ( 11-1383 )
چکیده
، ، ،
دوره 4، شماره 0 - ( 11-1383 )
چکیده
محمد علیدوستی، غلامرضا داودی،
دوره 4، شماره 1 - ( 4-1383 )
چکیده
چاقی با بسیاری از بیماری های متابولیک و قلبی- عروقی از قبیل دیابت، دیس لیپیدمی، هیپرتانسیون و آتروسکلروز ارتباط مستقیم و یا غیر مستقیم دارد، ولی نقش انتشار موضعی چربی (چاقی شکمی) در بروز بیماریهای قلبی - عروقی هنوز به صورت قطعی مشخص نیست. لذا این مطالعه برای تعیین ارتباط چاقی (شکمی) با سکته قلبی انجام شد.
روشها: در این مطالعه مورد- شاهدی شاخص توده بدنی (BMI) و نسبت دور کمر به باسن (WHR) در 420 نفر (140 مبتلا به سکته قلبی و 280 فرد سالم ) محاسبه شد . میانگین , BMI WHRدرزیرگروههای سنی، جنسی و عوامل خطر ساز قلبی تعیین شد . نسبت شانس (OR) بروز سکته قلبی با 95% فاصله اطمینان (C.I) در افراد چاق(27BMI ≥ ) و با چاقی شکمی(85 /0WHR ≥ ) نسبت به افراد طبیعی در هر یک از زیر گروهها محاسبه شد.
یافتهها: میانگین شاخص توده بدنی مبتلایان به سکته قلبی (2kg/m 9/4 ± 9/27 ) بیشتر از افراد سالم
(2kg/m 9/4 ± 8/25 ) بود (05/0 ≥P ) . افراد چاق شانس ابتلا به سکته قلبی بالاتری داشتند (3/3-3 = CI ؛2/3 = OR ). این شانس با چاقی شکمی بیشتر می شد (6/3-2/3 = CI ؛ 4/3 = OR ) . شانس سکته قلبی در زمینه چاقی در افراد جوانتر (8/6-8/2 = CI ؛3/4 = OR) بیشتر از افراد مسنتر (4/2- 7/1 = CI؛1/2 = OR ) بود . چاقی شکمی، شانس ابتلا به سکته قلبی را در زنان (4/4 - 1/3 = CI ؛6/3 = OR ) بیشتر از مردان (5/2 - 7/1 = CI ؛2/2 = OR ) افزایش می داد . اثر همراهی هر یک از عوامل خطر ساز قلبی با چاقی در افزایش شانس سکته قلبی از این قرار بود : پر فشاری خون (1/22 - 8/9 = CI ؛ 4/18 = OR ) ، دیابت (1/14 - 2/4 = CI؛ 9= OR ) ، چربی خون بالا (4/8-1/2 = CI ؛ 6 = (OR ، سابقه خانوادگی مثبت (4/3-1/2 = CI ؛6/2 = OR ) و مصرف سیگار (7/1 - 9/0 = CI ؛2/1= OR ) .
نتیجهگیری: شاخص توده بدنی و نسبت دور کمر به باسن با ابتلا به سکته قلبی ارتباط مستقیم دارد. چاقی شکمی در مقایسه با چاقی کلی ارتباط بیشتری با ابتلا به سکته قلبی به ویژه در زنان و سنین پایین تر دارد . همچنین سایر عوامل خطر ساز قلبی به جز مصرف سیگار رابطه چاقی با سکته قلبی را تشدید می کنند .
رضا رجبیان، محمد خواجه دلویی، افسون فضلی نژاد، سید جواد رضازاده،
دوره 4، شماره 4 - ( 3-1384 )
چکیده
انفارکتوس حاد میوکارد (AMI) مهم ترین علت مرگ و میر در جهان است. این مشکل با بعضی عوامل خطر تشدید میشود. یکی از این عوامل، هیپرگلیسمی ناشی از استرس است. این مطالعه با هدف تعیین فراوانی هیپرگلیسمی استرسی در انفارکتوس حاد میوکارد و رابطه آن با عوارض داخل بیمارستانی AMI انجام شده است.
روشها: در 160 بیمار مبتلا به انفارکتوس حاد میوکارد (Q Wave MI) هیپرگلیسمی استرسی بررسی شد. سپس دو گروه نرموگلیسمیک و هیپرگلیسمی استرسی در طی مدت بستری از نظر ایجاد عوارض، نارسایی قلبی، شوک کاردیوژنیک و مرگ و میر پیگیری و مقایسه شدند.
یافتهها: از 160 بیمار مورد بررسی، 1/63 درصد نرموگلیسمیک ، 5/7 درصد هیپرگلیسمی استرسی، 25 درصد به دیابت شناخته شده و 4/4 درصد به دیابت ناشناخته مبتلا بودند. از 18 بیمار هیپرگلیسمی استرسی، 6 بیمار (50 درصد) و از 101 بیمار نرموگلیسمیک، 18 بیمار (8/17 درصد) دچار نارسایی قلبی شدند که اختلاف معنیدار بود ( 02/0P = ، 27/6=χ²). شوک کاردیوژنیک در هر دو گروه مشاهده نشد. سه مورد مرگ و میر در گروه بدون دیابت شناخته شده در ساعات اولیه رخ داد (97/2 درصد) . چون قند خون هنوز اندازه گیری نشده بود، احتساب این بیماران در گروه نرموگلیسمی یا هیپرگلیسمی استرسی امکان نداشت.
نتیجهگیری: هیپرگلیسمی استرسی میتواند میزان مرگ و میر ، نارسایی قلبی و طول مدت بستری را در بیماران AMI افزایش دهد. در این مطالعه نارسایی قلبی بطور معنیداری با هیپرگلیسمی استرسی ارتباط داشت. تکمیل این بررسی به تعداد نمونههای بیشتر احتیاج دارد.
باقر لاریجانی، فرزانه زاهدی،
دوره 5، شماره 4 - ( 3-1385 )
چکیده
رشد فناوری در بخشهای تشخیص، درمان و پیشگیری، رابطه متقابل اخلاق و طب را پررنگتر نموده است. موضوع «اخلاق در پژوهش» یکی از مباحث وموضوعات مهمی است که توسط مجامع بینالمللی، سازمانهای منطقهای، سیاستگذاران و برنامهریزان کشورهای مختلف و محققان و متخصصان رشتههای مختلف علوم و فنون مورد توجه ویژه قرار گرفته است. در همین راستا ایجاد کمیتههای اخلاق در سطوح مختلف گام مؤثری در جهت توجه به اخلاق در پژوهش محسوب شود. یک «کمیته اخلاق در پژوهش» تشکلی چند مسؤولیتی و مستقل است که پژوهشهای شامل آزمودنیهای انسانی را با هدف حفاظت از شأن، حقوق و رفاه آنها مورد ارزیابی قرار میدهد.
در این مقاله ضمن بیان برخی شواهد تاریخی نقض اصول اخلاقی در پژوهشهای پزشکی، سیر تدوین قوانین مربوط، و راهنماهای بینالمللی در مورد کمیتههای اخلاق و جایگاه آنها در سطح جهان مرور خواهد شد و سپس جایگاه کمیتههای اخلاق در پژوهش در کشور با استناد به قوانین و آیین نامههای موجود و برخی پژوهشهای صورت گرفته مورد ارزیابی کلی قرار خواهد گرفت.
انتظار داریم این مقاله ضمن فراهم نمودن آشنایی هرچه بیشتر پژوهشگران کشورمان با موضوع اخلاق در پژوهش و جایگاه و مسؤولیتهای کمیتههای اخلاق در پژوهش، در جهت تقویت این کمیتهها در کشور مفید باشد.
حمیده موسی پور، فرزانه سعیدی فرد، باقر لاریجانی، اکبر سلطانی،
دوره 16، شماره 3 - ( 12-1395 )
چکیده
پژوهش که روندی نظاممند برای کشف، تفسیر، تبیین، پیشبینی، بازنگری و کنترل رخدادهاست، متضمن عملکرد مبتنی بر دانش برای افراد، سازمانها و نظامهاست. امروزه، دانش بیش از آنکه محصول توسعه باشد، یک ابزار برای توسعه، کارآفرینی، و ارزش افزوده اقتصادی است. نظامهای سلامت نیز بالاخص با پیچیدگی و وسعت روز افزون خود، علت و معلول سرعت فزاینده تولید، انتقال و بهکارگیری دانش مرتبط با سلامت هستند. دانشی پیچیده با محدودهی وسیع و تنوعی که عمدتاً ریشه در نوع سؤال یا مسألهی پیش رو و مبانی معرفتی مفروض دارد.
نویسندگان با اعتقاد به اینکه در نظر داشتن نگاهی جامع به انواع پژوهشها میتواند از نگاه کلیشهای به پژوهش در حوزهی سلامت جلوگیری کند، براساس تمایز استقرایی خود از تجربه و مواجهه با ادبیات حوزهی سلامت، طبقه بندیهای متنوع موجود را در قالب مروری روایتی در این مقاله برای اولین بار (تا آنجا که نویسندگان مطلع هستند) گردآوری کردهاند. هدف این گردآوری کمک به متخصصان در سطوح مختلف حوزهی سلامت برای فهم و بهکارگیری بهتر نتایج پژوهشهای پیش رو، طراحی بهتر پژوهشها برای حل مشکلات این حوزه و بالاخص مدیریت، اولویت بندی و تخصیص بهتر منابع پژوهشی است.
منظرهای مختلف مورد استفاده برای طبقهبندی پژوهشهای حوزهی سلامت در این مقاله عبارتند از: هدف و عملکرد پژوهش، پارادایم پژوهشی، انواع دانش ضمنی یا صریح، انواع دانش اولیه یا ثانویه، ارتباط با حوزههای تخصصی دانش، کارکردهای نظام سلامت، میزان مشارکت افراد غیر دانشگاهی، سطح تصمیم گیری و نیز طبقهبندی انواع سؤالات و سطوح شواهد.
عطاءاله پورعباسی، زهرا خیری، سارا نوری ینگجه، سلمازسادات نقوی الحسینی، فرناز بناکار،
دوره 18، شماره 3 - ( 12-1397 )
چکیده
مقدمه: مشکل اصلی انسان مدرن بیماریهای غیرواگیری مانند دیابت است که با بالاترین شیوع، بیشترین هزینه را به جامعه و بیمار تحمیل میکند. بیماران دیابتی نیازهای ویژهای را برای زندگی با کیفیت دارند که از جمله مأموریتهای سیستم پژوهشی، شناسایی نیازها و تلاش برای رفع آنها است. در این مطالعه به بررسی نیازهای واقعی یک بیمار دیابتی و کارآمدی تحقیقات انجام شده در این زمینه پرداخته شده است.
روشها: مشکل اصلی انسان مدرن بیماریهای غیرواگیری مانند دیابت است که با بالاترین شیوع، بیشترین هزینه را به جامعه و بیمار تحمیل میکند. بیماران دیابتی نیازهای ویژهای را برای زندگی با کیفیت دارند که از جمله مأموریتهای سیستم پژوهشی، شناسایی نیازها و تلاش برای رفع آنها است. در این مطالعه به بررسی نیازهای واقعی یک بیمار دیابتی و کارآمدی تحقیقات انجام شده در این زمینه پرداخته شده است.
نتایج: اظهارات والدین کودکان دیابتی در قالب 12 نیاز واقعی احصا شد. بزرگترین دغدغه والدین روش تهاجمی تست گلوکز خون و درخواست برای ابداع روشی غیرتهاجمی برای اندازهگیری قند خون بود. از میان مقالات منتشر شده از سوی پژوهشگران ایرانی در طی ده سال، 3% مقالات به نوعی با نیازهای واقعی بیماران دیابتی مرتبط بودند. همچنین از مجموع 1017 اختراع ثبت شده از ایران در بانکهای اطلاعاتی جستجو شده، 3 اختراع مرتبط با دیابت بود.
بحث: در حمایت از انجام پژوهشها و تعیین اولویتهای پژوهشی در کشور، لازم است نسبت متعادلی میان پژوهشهای بنیادین و کاربردی لحاظ گردد تا جامعه بیماران از نتایج زودرس پژوهشها نیز به خوبی و به موقع بهرهمند گردند.
مهناز سنجری، نوشین فهیم فر، فاطمه حاجی ولی زاده، صفورا غریب زاده، کاظم خلجی، زهره حسین زاده، فیروزه حاجی پور، کبری گرگانی، افشین استوار،
دوره 20، شماره 1 - ( 11-1399 )
چکیده
مقدمه: استئوپروز بهدلیل عارضهی شکستگی یکی از معضلات مهم بهداشتی کشور است. مرکز تحقیقات استئوپروز با بیش از 20 سال سابقهی فعالیت در این حوزه تلاش میکند تا با ارایهی مجموعه دستاوردها و فعالیتهای این حوزه ضمن معرفی این مرکز تصویری از وضعیت مدیریت و درمان استئوپروز در کشور ارایه دهد.
روشها: در این مطالعه مروری، فعالیتهای مرکز تحقیقات استئوپروز در خصوص برنامهی راهبردی و عملیاتی ارایه شده است. بهمنظور دستیابی به مستندات، جستجو در پایگاههای رسمی بینالمللی و ملی و همچنین گزارشات و اسناد چاپ نشده و غیر رسمی و وب سایت پژوهشگاه علوم غدد و مرکز تحقیقات استئوپروز صورت گرفته است.
یافتهها: مرکز تحقیقات استئوپروز براساس برنامهی راهبردی در سه حوزهی تحقیقات (مطالعات مبتنی بر جمعیت، مطالعات بالینی، مطالعات علوم پایه و مطالعات نظام سلامت)، فنآوری (فنآوریهای تشخیصی، درمانی، مدل های ارائه خدمات) و آموزش (تربیت دانشجویان در مقاطع مختلف تحصیلات تکمیلی، آموزش به بیماران، آموزش عمومی، و آموزش ارائه دهندگان خدمت)، فعالیت مینماید.
نتیجهگیری: مرکز تحقیقات استئوپروز پژوهشگاه علوم غدد دانشگاه علوم پزشکی تهران، بهعنوان تنها مرکز تحقیقات تخصصی استئوپروز در سطح ملی شناخته شده است. این مرکز تلاش دارد با تکیه بر برنامهی راهبردی و برنامهی عملیاتی مدون ماموریت اصلی خود را که فراهم آوردن شواهد لازم برای تصمیمگیری در حوزهی تخصصی استئوپروز است بهخوبی انجام دهد.
شهناز اسماعیلی، فاطمه بندریان، فریده رضی، حسین ادیبی، علی جلیلی، بابک ارجمند، کاملیا رامبد، انسیه نسلی اصفهانی، باقر لاریجانی،
دوره 20، شماره 1 - ( 11-1399 )
چکیده
مقدمه: پژوهشگاه علوم غدد و متابولیسم (EMRI) یکی از بزرگترین مؤسسات تحقیقاتی در ایران است که برای ایجاد راهبردهای تحقیقاتی و مدیریت بیماریهای غدد و متابولیک مانند دیابت ایجاد شده است. هدف این گزارش مرور و جمعبندی فعالیتهای تحقیقاتی انجام شده مرتبط با دیابت در ربع قرن در EMRI است.
روشها: یک جستجوی جامع در PubMed ، Scopus و Embase برای یافتن مطالعات مرتبط با دیابت در EMRI انجام شد. پس از استخراج دادهها، مقالات براساس نوع مقاله، سطح شواهد، انواع دیابت و موضوع آنها طبقهبندی شدند.
یافتهها: پس از حذف موارد تکراری و غربالگری در نهایت 228 مقاله باقی ماند که طبقهبندی شدند. بیشتر تحقیقات دیابت انجام شده در مرکز تحقیقات دیابت (DRC) در مورد دیابت نوع دو (37%) بود. براساس نوع مقاله، بیشتر مقالات اورجینال بودند. علاوه بر این، مطالعات بالینی بیشترین شواهد را در مستندات بهدست آمده تشکیل میدادند. براساس موضوع، بیشتر مقالات مربوط به علوم پایه و عوامل مرتبط با دیابت بود و بهدنبال آن مطالعات مربوط به مدیریت و پیشگیری از دیابت قرار داشتند.
نتیجهگیری: بیشتر تحقیقات انجام شده در مرکز تحقیقات دیابت در ربع قرن اخیر از نوع مطالعات اصیل و در موضوعات علوم پایه در حوزهی دیابت نوع دو است و بیشترین شواهد تولید شده مربوط به مطالعات مشاهدهای هستند.
اسما سلیمانی، محمد فتحی، مصطفی بهرامی،
دوره 24، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر بازتوانی همراه با مصرف ویتامین D بر خستگی، کیفیت خواب و میزان افسردگی افراد مبتلا به سرطان استئوسارکوم پس از پیوند سلولهای بنیادی مغز استخوان بود.
روشها: در این مطالعه، 27 زن مبتلا به سرطان استئوسارکوم با نمایۀ تودۀ بدنی بالای 30کیلوگرم برمترمربع، سن 03/4±90/24 سال، قد 62/3±85/163 سانتیمتر و وزن 5/4±17/82 کیلوگرم بهطور تصادفی به چهار گروه (بیمار-تمرین)، (بیمار-تمرین-ویتامین D)، (بیمار- تمرین-دارونما) و (کنترل) تقسیم شدند. پروتکل تمرینی شامل ده هفته فعالیت ورزشی پیلاتس است. گروه مکمل هفتهای سه روز IU 500 ویتامین D را، بهمدت 10 هفته مصرف میکردند. دادهها با استفاده از آزمون t وابسته و تحلیل واریانس یکراهه تجزیهوتحلیل شد.
یافتهها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس پژوهش سه گروه تمرینی نشان داد پس از ده هفته بازتوانی ورزشی همراه مصرف ویتامین D، شاخصهای خستگی و میزان افسردگی کاهش معنادار یافته است (05/0 P≤). و همچنین نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس سه گروه تمرینی نشان داد کیفیت خواب کلی افراد مبتلا به سرطان استئوسارکوم افزایش معنادار یافته است (05/0 P≤).
نتیجهگیری: ﺑﺮاﺳﺎس ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺑﻪدﺳﺖ آﻣﺪه ﭘﻴﺸﻨﻬﺎد ﻣﻲﺷﻮد ﻣﺼﺮف ویتامین D به همراه بازتوانی ورزشی ﻣﻲﺗﻮاﻧﺪ ﺷﻴﻮۀ درﻣﺎﻧﻲ ﻣﺆﺛﺮی ﺑﺮای بر خستگی، کیفیت خواب و میزان افسردگی افراد مبتلا به سرطان استئوسارکوم ﺑﺎﺷﺪ.
زهره مساح، فرزانه تقیان،
دوره 25، شماره 3 - ( 4-1404 )
چکیده
مقدمه: سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS) شایعترین اختلال غدد درونریز در بین زنان است و اثرات مادامالعمر بر سلامتی دارد. هدف از این مطالعه بررسی فیزیولوژیکی تأثیر PCOS بر عملکرد نورونزایی و بهبود علائم شناختی از طریق تغییر سبک زندگی و استفاده از طب مکمل است.
روشها: در این مطالعۀ تجربی، 30 سر موش ماده از سویه C57BL/6 با میانگین وزنی 2±18 کیلو گرم و سن 6 تا 7 هفته بهطور تصادفی به پنج گروه شامل: گروه کنترل، گروه پلیکیستیک، گروه پلیکیستیک+تمرین شنا، گروه پلیکیستیک+سویا، گروه پلیکیستیک+تمرین+سویا تقسیم شدند. بیان ژنها به روش Real Time-PCR سنجیده شد. ژنها به کمک نرمافزارهای بیوانفورماتیک انتخاب شدند. میزان غلظت هورمون لوتئینیزه کننده ( LH ) از روش الایزا مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: ژنهای FN1-ARC-NGFR-BDNF در موشهای مبتلا به پلیکیستیک نسبت به گروه کنترل کاهش میزان بیان را نشان داد (001/0 >P). از سویی، بیان ژنهای FN1-ARC-NGFR-BDNF در موشهای مبتلا به پلیکیستیک همراه با تمرین شنا و مصرف مکمل سویا بهطور معنیداری نسبت به گروه پلیکیستیک افزایش یافت. تجویز همزمان تمرین شنا و مصرف مکمل سویا بهطور معنیداری سبب افزایش غلظت LH (001/0 >P) و بیان ژنهای FN1-ARC-NGFR-BDNF شد (001/0 >P).
نتیجهگیری: این پژوهش نشان داد که ترکیب تمرین شنا و مصرف عصاره سویا میتواند نوروژنز را در مدل PCOS تقویت کرده و علائم شناختی را بهبود بخشد. یافتههای ما تأیید میکند که این ترکیب نه تنها عملکرد سیستم عصبی را ارتقا میدهد، بلکه از طریق تنظیم هورمونی به بهبود کلی سلامت کمک میکند. این نتایج مسیر تازهای برای درمانهای مکمل در مدیریت PCOS فراهم میسازد.
افشین خمان حاتمی، کمال عزیزبیگی، ظاهر اعتماد، پروین فرزانگی،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: سالمندی با سارکوپنی و همچنین استرس اکسیداتیو ناشی از فروپتوزیس همراه است. هدف از تحقیق حاضر بررسی تأثیر تمرینات هوازی بر استرس اکسیداتیو ناشی از فروپتوزیس در موشهای مدل سارکوپنی بود.
روشها: تعداد 21 سر موش آزمایشگاهی نژاد C57BL/6 (24-16هفته) مدل سارکوپنی با میانگین وزنی (35-25 گرم) و همچنین 21 سر موش سالم (7-6 هفته) بهطور تصادفی در گروههای (1) کنترل سالم- جوان (7 =n) (2) تمرین هوازی- جوان (7 =n) (3) کنترل پیر- سالم (7 =n)، (4) کنترل پیر- مدل سارکوپنی (7 =n) (5) تمرینات هوازی- پیر سالم (7 =n) (6) تمرینات هوازی- پیر مدل سارکوپنی (7 =n) قرار داده شدند. گروه مداخله تمرینات هوازی را به مدت هشت هفته و هفتهای پنج جلسه با شدت 80-60 درصد توان هوازی انجام دادند. بیان ژن آنزیم گلوتایتون پراکسیداز (GPX-4) و سوپر اکسید دسموتاز (SOD) و با استفاده از روش Real Time PCR سنجش شد. همچنین غلظت مالون دیآلدئید (MDA) و Fe2+ در عضلۀ دوقلو اندازهگیری شد.
یافتهها: مشاهده شد بیان ژن آنزیمهای SOD و GPX-4 در گروه پیر مدل سارکوپنی بهطور معنیداری در مقایسه با گروه پیر کنترل سالم کاهش (بهترتیب 001/0P= ، 002/0P= ) و غلظت MDA و Fe2+ بهطور معنیداری افزایش یافت (بهترتیب 001/0 P= ؛002/0P= ). همچنین بیان ژن آنزیمهای SOD و GPX-4 در گروههای تمرینات هوازی در مقایسه با گروههای کنترل افزایش معنیدار (بهترتیب 001/0P= ؛ 002/0P= ) و غلظت MDA و Fe [2+] کاهش معنیدار داشت (بهترتیب 001/0 P= ؛002/0P= ).
نتیجهگیری: در نهایت میتوان گفت تمرینات هوازی از طریق افزایش بیان ژن آنزیمهای GPX-4 و SOD و کاهش غلظت مالون دیآلدئید و Fe2+ فشار اکسیداتیو ناشی از فروپتوزیس را در وضعیت سارکوپنی کاهش دهد.