جستجو در مقالات منتشر شده


۶ نتیجه برای Il-۶

بیتا فام، مریم زرکش، مریم السادات دانشپور، فریدون عزیزی، مهدی هدایتی،
دوره ۱۳، شماره ۲ - ( ۱۰-۱۳۹۲ )
چکیده

مقدمه: هدف این مطالعه بررسی ارتباط فاکتور های التهابی از جمله پروتئین واکنشگر (hs-CRP) C، اینترلوکین۶(IL-۶) و هموسیستئین (Hcy) با متغیرهای چاقی در بزرگسالان مطالعه قند و لیپید تهران (TLGS) می‌باشد. روش‌ها: در مطالعه مقطعی کنونی، ۳۵۲ فرد (۱۳۲مرد و۲۲۰ زن) بالای ۱۹ سال از جمعیت TLGS به صورت تصادفی انتخاب و بر اساس اندازه دور کمر گروه بندی شدند، سطح سرمی فاکتورهای التهابی به روش الایزا اندازه‌گیری شد. یافته‌ها: از میان ۳۵۲ فرد شرکت کننده با متوسط سنی ۱/۱۶±۱/۴۶ سال، حدود(۵/۵۶%) ۱۹۹ نفر مبتلا به چاقی شکمی بودند. غلظت سرمی hs-CRP و IL-۶در افراد با چاقی شکمی بیشتر بود (۰۰۱/۰>p نانوگرم در میلی لیتر ۳/۴±۸/۵۷۷ در مقابل ۳/۳±۱/۱۵۰۷)(۰۰۱/۰>p پیکوگرم در میلی لیتر ۸/۳±۹/۱ در مقابل ۳/۳±۶/۳). در این گروه، مناسب‌ترین پیش‌گویی کننده بر اساس شاخص R۲ تعدیل شده برای hs-CRP، IL-۶ و Hcy به ترتیب دور کمر، دورکمر /قد (WHtR) و دور مچ بود. در گروه نرمال، دور باسن و WHtR بهترین پیش‌گویی کننده برایHcy و hs-CRP بودند. ارتباط معنی داری بین IL-۶ و متغیرهای چاقی شکمی جود نداشت لذا پیش‌گویی کننده‌ای برای آن تعیین نگردید. نتیجه‌گیری: بر اساس این مطالعه، چاقی با افزایش میزان فاکتورهای التهابی ارتباط دارد و در افراد مبتلا به چاقی شکمی، اندازه دور مچ، دور کمر و WHtR مناسب‌ترین پیش‌گویی کننده برای Hcy، hs-CRP و IL-۶ هستند.
لیلا زمانپور، ابراهیم بنی طالبی، سیداحسان امیرحسینی،
دوره ۱۵، شماره ۵ - ( ۴-۱۳۹۵ )
چکیده

مقدمه: تمرین ورزشی منظم اثرات ضدالتهابی داشته و موجب سرکوب التهاب سیستمی با درجه پایین در دیابت نوع ۲ می‌شود. لذا، این پژوهش با هدف بررسی تاثیر یک­دوره تمرین سرعتی و موازی هوازی-قدرتی بر سطوح پروتئین واکنشکر- C با حساسیت بالا (hs-CRP)، فاکتور نکروز دهنده تومور-آلفا (TNF-α)، اینترلوکین-۶ (IL-۶) و مقاومت به انسولین زنان مبتلا به دیابت شیرین نوع ۲ (T۲DM) صورت گرفت.

روش ­ها: ۵۲ نفر از زنان مبتلا به دیابت نوع ۲ (سن ۴۵ تا۶۰ سال، گلوکزناشتای بالاتر از ۱۲۶ میلی‌گرم بر دسی­لیتر) به‌طور داوطلبانه در تحقیق حاضر شدند و بر اساس مقادیر هموگلوبین گلیکوزیله (HbA۱c) در سه گروه تمرین همزمان قدرتی-استقامتی (۱۷نفر) و تمرین سرعتی (۱۷ نفر) و کنترل (۱۸ نفر) قرار گرفتند. گروه همزمان قدرتی-استقامتی به مدت ۱۲ هفته، سه جلسه در هفته تمرین استقامتی با ۶۰ درصد حداکثر ضربان قلب (MHR) و دو جلسه در هفته تمرین مقاومتی با ۷۰ درصد یک تکرار بیشینه (۱-RM) انجام دادند. گروه تمرین سرعتی به مدت ۱۲ هفته، سه جلسه در هفته ۴ تا۱۰ تکرار آزمون وینگیت ۳۰ ثانیه­ای بر روی ارگومتر را با حداکثر تلاش انجام دادند.

یافته­ ها: نتایج این تحقیق نشان داد که تفاوت معنی­داری بین تاثیر تمرین سرعتی و ترکیبی در فاکتورهای TNF-α (۱۱۹/۰p=IL-۶ (۰۸/۰p=hs-CRP (۲۱۴/۰p=) و گلوکز (۱۷۱/۰p=) مشاهده نشد. اما در مورد انسولین (۰۳۶/۰p=) و مقاومت به انسولین (۰۰۸/۰p=) تفاوت بین گروهی معنی­دار بود.

نتیجه گیری: هرچند از نظر آماری تفاوت معنی­داری بین این دوشیوه تمرینی مشاهده نشد، بنظر می­رسد با توجه به تاثیر بیشتر تمرینات سرعتی بر برخی فاکتورهای التهابی، تمرین سرعتی نسبت به تمرینات همزمان قدرتی-استقامتی می‌توانند شرایط ضدالتهابی بهتری برای زنان دیابت نوع ۲داشته باشد.


حامد رضایی نسب، روح اله رنجبر، عبدالحمید حبیبی، محمد طاهر افشون پور،
دوره ۱۷، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۳۹۶ )
چکیده

مقدمه: ترشح ویسفاتین توسط عوامل مختلف، از جمله سایتوکاین‌هایی نظیر TNF–α و ۶IL- تحت تأثیر قرار می‌گیرد. از این رو هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین ترکیبی (مقاومتی دایره ای هوازی) بر غلظت ویسفاتین، IL-۶ و TNF-α در مردان چاق مبتلا به دیابت نوع دو بود.
روش‌ها: در این پژوهش نیمه تجربی ۲۴ مرد بیمار مبتلا به دیابت نوع دو به‌صورت هدفمند انتخاب و پس از اندازه‌گیری شاخص‌های تن‌سنجی و ترکیب بدن به‌طور تصادفی در دو گروه ترکیبی (۱۲ نفر) و کنترل (۱۲ نفر) قرار داده شدند. مداخله‌ی تمرینی شامل تمرین ترکیبی (هوازی و مقاومتی دایره‌ای) بود که به‌مدت هشت هفته، ۵ جلسه در هفته و هر جلسه ۳۰ تا ۵۰ دقیقه انجام شد. برای تجزیه و تحلیل متغیر‌های اندازه‌گیری شده از تحلیل کوواریانس و t وابسته در سطح معناداری ۰۵/۰P≤ استفاده شد.
یافتهها: هشت هفته تمرین ترکیبی باعث کاهش معنادار در غلظت‌های گلوکز خون ناشتا و ویسفاتین پلاسما (۰۵/۰P≤) و عدم تغییر در سطوح IL-۶ و TNF-α گردید (۰۵/۰P). همچنین ارتباط مثبت و معناداری بین ویسفاتین پلاسما با IL-۶ و TNF-α مشاهده گردید (۰۵/۰P≤).
نتیجهگیری: هشت هفته تمرین ترکیبی علی‌رغم تأثیر معنادار بر ویسفاتین پلاسما، سبب تغییرات معنادار IL-۶ و TNF-α پلاسما در افراد مبتلا به دیابت نوع دو نشد؛ به‌نظر می‌رسد این نوع تمرین در کاهش چاقی و چربی احشایی و در نتیجه‌ی کاهش ویسفاتین پلاسما مناسب است، اما پتانسیل ایجاد تغییر در IL-۶ و TNF-α را ندارد.
محمود اصل محمدی زاده، صالح افراسیابی، زینب اصل محمدی،
دوره ۲۰، شماره ۲ - ( ۱۱-۱۳۹۹ )
چکیده

مقدمه: اختلال متابولیکی ناشی التهاب در اثر چاقی و دیابت افزایش مییابد که از طریق ورزش و رژیم غذایی کنترل میشود. از اینرو هدف این پژوهش بررسی اثر ۲۴ هفته مداخله‌ی تمرین تناوبی شدید و رژیمهای غذایی بر تغییرات شاخص اینترلوکین ۶ در بیماران دیابتی نوع دو چاق است.
روشها: ۷۰ مرد (بیمار دیابت نوع دو و چاق) به‌صورت تصادفی به ۷ گروه (۴ گروه در رژیم غذایی متفاوت به‌علاوه مداخله‌ی HIIT و ۳ گروه تنها در رژیم غذایی متفاوت) که در برنامه‌ی غذایی ۱۲۰۰ تا ۱۹۰۰ کیلوکالری/روز برای هفته ۲۴ شرکت کردند، در حالی که بیماران در برنامه‌ی HIIT تحت نظارت (۱۲ هفته‌ای) قرار گرفتند که با ۴ هفته رژیمهای غذایی اولیه دنبال شد. شاخص‌های آنتروپومتریکی، فیزیولوژیکی، ترکیب بدن و نمونه‌ی خون ناشتای در هفتههای ۰ ، ۴، ۸، ۱۴، ۲۰ و ۲۴ جمعآوری شدند.
یافته‌ها: پس از اتمام ۲۴ هفته مداخله، بیشترین درصد افزایش و کاهش IL-۶ به‌ترتیب به رژیم غذایی پرچربی(۸۰/۱۹ ± ۰۹/۲۸) و رژیم غذایی کم کربوهیدرات+تمرین تناوبی (۱۳/۲۵ ± ۸۹/۲۸-) اختصاص داشت. پس از ۱۲ هفته تمرین تناوبی به همراه رژیم‌ غذایی بیشترین درصد افزایش IL-۶ به گروه رژیم غذایی پرچربی(۳۳/۲۵ ± ۷۴/۲۶) مرتبط است، با این وجود بیشترین درصد کاهش IL-۶ مختص به گروه کم چربی+تمرین تناوبی (۱۷/۲۹ ± ۱۱/۳۲-) بود.
نتیجه‌گیری: یافتهها نشان دادند که رژیم کم کربوهیدرات و کم چربی با HIIT و وعدههای کم کربوهیدرات همراه با HIIE ممکن است برای بیماران دیابت نوع دو چاق مفید باشد.
الهه ساعی، فریبا محمودی، عزت نوری زاده، فرزانه محمودی،
دوره ۲۱، شماره ۴ - ( ۷-۱۴۰۰ )
چکیده

مقدمه: اثرات هیپوگلیسمی گالگا (Galega officinalis) و نانوذرات نقره ثابت شده است. در تحقیق حاضر، اثرات نانوذرات نقره سنتز شده با عصاره‌ی آبی گالگا بر بیان ژن‌های TNF-α،  IL-۶ و غلظت سرمی آنزیم‌های کبدی در دیابت نوع دو بررسی شد.
روش‌‌ها: در تحقیق حاضر، ۲۰ موش صحرایی نر در ۴ گروه ۵تایی از نژاد ویستار با وزن ۲۰۰- ۱۸۰ گرم استفاده شد. موش‌های صحرایی کنترل یا دیابتی نوع دو القایی با نیکوتین آمید و استرپتوزوتوسین به‌ترتیب تزریق داخل صفاقی سالین یا ۵/۲ میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن نانوذرات نقره سنتز شده با عصاره‌ی گالگا یا روش شیمیایی را دو هفته دریافت کردند. یک روز بعد از آخرین تزریق، نمونه‌های سرمی و بافت چربی جمع‌آوری شدند. غلظت سرمی گلوکز، اوره، کراتینین، آنزیم‌های آلانین آمینوترانسفراز (ALT) وآسپارتات آمینوترانسفراز (AST) با اسپکتروفتومتری تعیین شدند. میانگین بیان نسبی ژن‌های TNF-α و IL-۶ با ریل تایم- PCR تعیین شد.
یافته‌ها: میانگین غلظت سرمی آنزیم‌های ALT ،AST ، گلوکز و اوره درگروه‌های دیابتی دریافت‌کننده نانوذره نقره سنتز شده به روش شیمیایی یا سبز در مقایسه با گروه دیابتی از نظر آماری به‌طور معنی‌داری کاهش یافت. میانگین بیان نسبی ژن‌های IL-۶ و TNF-α درگروه‌های دیابتی دریافت کننده نانو ذره‌ی نقره سنتزشده به روش شیمیایی یا سبز در مقایسه با گروه دیابتی به‌طور معنی داری کاهش یافت.
نتیجه‌گیری: هر دو نانو ذره‌ی سنتز شده به روش شیمیایی یا سبز ممکن است از آسیب هپاتوسیت‌های کبدی جلوگیری کرده و با کاهش بیان فاکتورهای پیش التهابی در بهبود مقاومت به انسولین دیابت نوع دو مؤثر باشند.
عبدالله علاالدین احمد المعموری، کیوان شریف مرادی، موسی خلفی، زهرا پزشکی،
دوره ۲۵، شماره ۱ - ( ۱۲-۱۴۰۲ )
چکیده

مقدمه :  هدف مطالعه حاضر بررسی تاثیر دو نوع تمرین تناوبی و تداومی بر مارکرهای آپولیپوپروتئین M، TNF-α و IL-۶ چربی احشایی در رت­های تغذیه‌شده با رژیم غذایی پرچرب می باشد.
روش ها: ۲۴ سر رت نر نژاد ویستار به‌طور تصادفی به چهار گروه رژیم غذایی استاندارد (ND)، پرچرب (HFD)، پرچرب با تمرین تداومی با شدت متوسط (HFD+MICT)، پرچرب با تمرین تناوبی با شدت بالا (HFD+HIIT)، تقسیم شدند. گروه‌های HIIT و MICT به مدت ۸ هفته، ۵ جلسه در هفته، به فعالیت ورزشی مختص گروه خود پرداختند. پروتکل HIIT شامل ۶ وهله‌ فعالیت ۴ دقیقه­ای با شدت ۹۰-۸۵ درصد حداکثر سرعت و استراحت فعال ۲ دقیقه‌ای و پروتکل MICT که با شدت ۷۰-۶۵ درصد حداکثر بود. مقادیر پروتئینی آپولیپوپروتئین M، TNF-αو IL-۶ چربی احشایی  با استفاده از روش وسترن بلات اندازه‌گیری شد.
یافته ها: مصرف هشت هفته HFD، مقادیر پروتئینی آپولیپوپروتئین M، TNF-αو IL-۶ چربی احشایی را نسبت به گروه ND افزایش داد (۰۵/۰P<). در مقابل هردو پروتکل HIIT و MICT منجر به کاهش معنادار IL-۶ چربی احشایی نسبت به گروه HFD شدند (۰۰۱/۰=P). همچنین MICT موجب کاهش معنادار مقادیر پروتئینی آپولیپوپروتئین M چربی احشایی نسبت به گروه HFD شد (۰۴/۰=P). با این حال، هر دو پروتکل ورزشی اثر معناداری بر TNF-α چربی احشایی نداشتند (۰۵/۰P<). همچنین، تفاوت معنی‌داری بین گروه‌های تمرینی وجود نداشت (۰۵/۰<P).
نتیجه‌گیری. تمرینات ورزشی منجر به بهبود ماکرهای التهابی بافت چربی در رت های تغذیه شده با رژیم غذایی پرچرب می شوند که تمرین تداومی با شدت متوسط ممکن است رویکرد مناسب تری باشد.
 

صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2025 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb