جستجو در مقالات منتشر شده


6 نتیجه برای Pgc-1α

الما تبری، حمید محبی، پوران کریمی، کاملیا مقدمی، موسی خلفی،
دوره 18، شماره 4 - ( 2-1398 )
چکیده

مقدمه: هدف از پژوهش حاضر مقایسه‌ی آثار 12 هفته تمرین تناوبی با شدت بالا و متوسط بر سطوح پروتئینی PGC-1α عضله‌ی اسکلتی رت‌های نر دیابتی نوع دو بود.
روش‌ها: تعداد 40 سر رت نر به‌مدت 10 هفته تحت رژیم غذای پر چرب (HFD) (تعداد 32 سر) و رژیم غذای استاندارد (C) (تعداد 8 سر) کنترل قرار گرفتند. پس از القاء دیابت نوع دو از طریق STZ، 8 سر رت دیابتی (D) و 8 سر رت گروه C کشته شدند و 24 سر رت باقیمانده به‌طور تصادفی به 3 گروه کنترل دیابتی (DC)، تمرین تناوبی با شدت متوسط (MIIT) و تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) تقسیم شدند. برنامه‌ی MIIT شامل 13 وهله‌ فعالیت چهار دقیقه‌ای با شدت 70-65 درصد VO2max و برنامه‌ی HIIT شامل اجرای 10 وهله‌ فعالیت چهار دقیقه‌ای با شدت 90-85 درصد VO2max با دوره‌های استراحتی فعال دودقیقه‌ای بود که به‌مدت دوازده هفته و پنج جلسه در هفته اجرا شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که سطوح پروتئینی PGC-1α در گروه D نسبت به گروه HC به‌طور معنی‌داری کمتر بود. در مقابل، HIIT منجر به افزایش سطوح پروتئینی PGC-1α نسبت به گروه DC2 شد. درحالی‌که MICT اثرات معنی‌داری بر سطوح پروتئینی PGC-1α نداشت (05/0˃P). همچنین، تفاوت معنی‌داری بین دو گروه تمرینی وجود نداشت (05/0˃P).
نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد شدت تمرین تناوبی نقش مؤثری در تنظیم PGC-1α عضله‌ی اسکلتی و احتمالاٌ بیوژنز میتوکندری در رت‌های دیابتی نوع دو ایفا می‌کند.
محمد باقدم، خالید محمدزاده سلامت، کمال عزیزبیگی، کاظم باعثی،
دوره 18، شماره 5 - ( 4-1398 )
چکیده

هدف: کاردیومایوپاتی یکی از عوارض دیابت است که با اختلال در عملکرد و متابولیسم قلب همراه است. تمرینات ورزشی با تغییر در بیان ژن‌های درگیر در متابولیسم قلبی و افزایش ترشح مایوکین‌ها نقش مهمی در کاهش عوارض ناشی از دیابت بر روی عضله‌ی قلب دارند. هدف از مطالعه‌ی حاضر تأثیر 8 هفته تمرین هوازی بر بیان ژن PGC-1α بافت قلب و سطح پلاسمایی آیریزین در رت‌های دیابتی شده با STZ بود.
روش‌ها: 16 سر رت 10 هفته‌ای دیابتی شده با STZ به دو گروه تمرین هوازی و گروه کنترل تقسیم شد. مدت و شدت فعالیت از 15 دقیقه با سرعت 10 متر در دقیقه شروع و به‌صورت تدریجی به 40 دقیقه با سرعت 25 متر در دقیقه در هفته هفتم رسید و تا پایان هفته هشتم این شدت حفظ شد (8 هفته). بیان ژن PGC-1α قلب به روش PCR و سطح پلاسمایی آیریزین، انسولین و گلوکز با استفاده از کیت الایزا 48 ساعت بعد از آخرین جلسه‌ی تمرینی اندازه‌گیری شد. داده‌ها با استفاده از آزمون تی زوجی و در سطح معنی‌داری 05/0 مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که تمرین هوازی موجب افزایش معنی‌دار غلظت PGC-1α بافت قلب (001/0>P) و غلظت آیریزین پلاسما (001/0>P) شد. نتایج همچنین نشان داد که تمرین هوازی با کاهش معنی‌دار گلوکز (001/0>P) و افزایش انسولین (001/0>P) پلاسما همراه است. اما تأثیری بر شاخص مقاومت انسولینی ندارد 79/0=P). علاوه بر این مشخص شد که غلظت PGC-1α بافت قلب با غلظت آیریزین (001/0>P) و انسولین پلاسما (019/0=P) ارتباط مثبت معنی‌داری دارد اما با غلظت گلوکز این ارتباط معکوس است (001/0=P). آیریزین نیز با غلظت انسولین ارتباط مثبت (001/0=P) و با غلظت گلوکز ارتباط معکوس (002/0=P) معنی‌داری داشت.
نتیجه‌گیری: نتایج تحقیق حاضر پیشنهاد می‌کند که تمرین هوازی موجب افزایش بیان ژن PGC-1α در بافت قلب و آیریزین پلاسما می‌شود. این تغییرات ارتباط معنی‌داری با کاهش گلوکز و افزایش انسولین پلاسما در رت‌های دیابتی شده با STZ دارد.
مسعود جوکار، محمد شرافتی مقدم، محسن ثالثی،
دوره 19، شماره 5 - ( 4-1399 )
چکیده

مقدمه: یکی از مسیرهای بیولوژیکی مهم درگیر در حفظ هموستاز انرژی، مسیر AMPK/PGC-1α است. فعال‌شدن این مسیر از طریق تمرین ورزشی می‌تواند در تنظیم فرآیندهای بایوژنز میتوکندری و حفظ تعادل انرژی در افراد دیابتی مهم باشد؛ بنابراین، هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر تمرین ورزشی بر میزان پروتئین‌های AMPK و PGC-1α در بافت بطن چپ قلب موش‌های صحرایی نر مبتلا به دیابت نوع دو است.
روش‌ها: در این مطالعه‌ی تجربی، 12 سر موش صحرایی نر 2 ماهه از نژاد اسپراگوداولی با میانگین وزنی 20±270 گرم انتخاب و پس از دیابتی شدن از طریق القاء استرپتوزوتوسین و نیکوتین‌آمید به روش تصادفی به 2 گروه، تمرین دیابتی و کنترل دیابتی (هر گروه 6 سر) تقسیم ‏شدند. گروه تمرین 4 روز در هفته به‌مدت 8 هفته شامل 30 دقیقه تمرین استقامتی با شدتی حدود 50 تا 70 درصد حداکثر سرعت پرداختند؛ در حالی که گروه کنترل هیچ‌گونه برنامه‌ی تمرینی نداشتند. همچنین موش‌های صحرایی هیچ‌گونه درمانی با انسولین را در طول دوره‌ی پژوهش نداشتند. برای تجزیه‌ و تحلیل داده‌ها از آزمون t-مستقل در نرم‌افزار SPSS نسخه 21 استفاده‏ شد.
یافته‌ها: افزایش معنی‌داری در میزان پروتئین‌های AMPK (002/0P=) و PGC-1α (0001/0P=) در گروه‌ تمرین استقامتی نسبت به کنترل مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: براساس نتایج تحقیق حاضر، تمرین استقامتی توانست میزان پروتئین‌های AMPK و PGC-1α را افزایش معنی‌داری دهد؛ بنابراین، به احتمال زیاد افزایش این پروتئین‌ها می‌تواند منجر به تولید انرژی و افزایش بیوژنز میتوکندریایی شود.
مرتضی خلیلی، عباس صادقی، محمد جواد ملکی،
دوره 19، شماره 5 - ( 4-1399 )
چکیده

مقدمه: رابطه‌ی بین بیان پایین PGC-1α و چندین بیماری متابولیکی نظیر دیابت و چاقی مشخص شده است. پژوهش حاضر به بررسی تأثیر هشت هفته تمرین تناوبی شدید (HIIT) و مصرف کافئین بر بایوژنز میتوکندری در عضله‌ی نعلی موش‌های صحرایی دیابتی شده با استرپتوزوتوسین می‌پردازد.
روش‌ها: در یک مطالعه‌ی حیوانی بالینی-مداخله‌ای 50 سر موش صحرایی نر ویستار به 5 گروه مساوی کنترل (C)، دیابتی (D)، دیابتی با مکمل (D+CAF)، دیابتی با تمرین (D+T)، دیابتی با مکمل و تمرین (D+CAF+T) تقسیم شدند. برنامه‌ی تمرین شامل هشت هفته، هفته‌ای 5 جلسه (6 تا 12 وهله 2 دقیقه‌ای با شدت 90 -85 درصد سرعت ماگزیمم) بود و هفته‌ای پنج روز mg/kg70 کافئین به‌صورت هیدراته تزریق شد. برای سنجش میزان گلوگز خون مستقیماً از بطن چپ قلب جمع‌آوری شد؛ و عضله‌ی نعلی پای چپ استخراج و به روش وسترن بلات میزان PGC-1α آن مورد سنجش قرار گرفت. برای تحلیل داده‌ها از آزمون‌های t مستقل، تحلیل واریانس دو راهه و مجذور اتا در سطح معناداری (P<0.05.) استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که القای دیابت باعث افزایش معنی‌دار گلوگز خون (۰۱/۰>P) و کاهش معنی‌دار میزان mRNAPGC-1α (۰۰۲/۰=P) گردید. همچنین، هم تمرین تناوبی با شدت بالا (001/0p=) و هم مصرف مکمل کافئین (03/0p =) موجب افزایش معنی‌دار mRNAPGC-1α شدند.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج ابن تحقیق، احتمالاً بتوان اجرای تمرینات HIIT و مصرف کافئین را به‌عنوان یک مداخله‌ی مؤثر در افزایش بایوژنز میتوکندری در افراد دیابتی پیشنهاد داد. هر چند اظهار نظر صریح در این مورد مستلزم انجام تحقیقات بیشتر در این زمینه است.
علی اصغر سلیمانی، علیرضا رحیمی، عیدی علیجانی، امیر سرشین،
دوره 21، شماره 6 - ( 12-1400 )
چکیده

مقدمه: بیماری قلبی عروقی عامل اصلی مرگ و میر در بیماران مبتلا به دیابت نوع یک است و خطر قلبی عروقی حتی در بیماران دیابت نوع 1 با کنترل متابولیک خوب همچنان بالا است. هدف از این تحقیق تعیین اثر شش هفته تمرینات هوازی بر شاخص‌های التهابی و آسیب قلبی در رت‌های نر دیابتی نوع یک بود.
روش‌ها: در این مطالعه‌ی تجربی، 19 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (میانگین وزن 200 -250 گرم) به‌طور تصادفی در چهار گروه تمرین هوازی، شم، کنترل و سالم قرار گرفتند. در این مطالعه، القای دیابت نوع یک با تزریق تک دوز استرپتوزوتوسین حل شده در بافر سدیم سیترات به روش درون صفاقی انجام شد. تمرین هوازی با شدت 50-60 درصدVO2max، 5 روز در هفته به‌مدت 6 هفته انجام ‌شد. پس از بیهوشی، کالبد شکافی انجام و بطن چپ قلب برداشته شد. سطح فاکتور نکروز تومور آلفا (TNF-α)، گیرنده‌ی آلفا -1 فعال‌کننده‌ی تکثیر پروکسی‏زوم (PGC-1α) و کراتین کیناز (CK) بافت قلب رت‌ها با استفاده از روش وسترن بلات اندازه‌گیری شد. داده‌ها به روش آنالیز واریانس یک‌طرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معنی‌داری P<0.05 تجزیه و تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که شش هفته تمرین هوازی منجر به کاهش معنی‌دار TNF-α و CK و افزایش معنی‌دار PGC-1α در بافت قلب موش‌های دیابتی نوع یک شد (001/0>P).
نتیجه‏گیری: با توجه به نتایج، به‌نظر می‌رسد تمرینات هوازی می‌تواند به بهبود شاخص‌های التهابی و آسیب  قلبی در دیابت نوع یک کمک کند.
فرشاد صادقی، یاسر کاظم زاده، عبدالعلی بنایی فر،
دوره 22، شماره 3 - ( 6-1401 )
چکیده

مقدمه: میوپاتی دیابتیک یکی از مشکلات عمده در افراد دیابتی نوع دو است. دو پروتئین‌های PAX7 و PGC-1α از جمله پروتئین‌های مؤثر در نوسازی و متابولیسم کربوهیدرات‌ها در عضلات اسکلتی هستند. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر 8 هفته تمرین ‌مقاومتی در شرایط هایپوکسی برمحتوای پروتئین‌های PAX 7 و PGC-1α در عضله نعلی رت‌های دیابتی نوع دو بود.
روش‌ها: در این تحقیق 40 سر رت نر ویستار 10هفته‌ای پس از القا دیابت نوع دو، به پنج گروه کنترل سالم(HC)، کنترل‌ دیابتی(DC)، تمرین مقاومتی (RT)، تمرین مقاومتی در هایپوکسی (RT-HPX) و گروه هایپوکسی (HPX) تقسیم شدند. تمرین‌های مقاومتی به‌مدت 8 هفته، 5 جلسه در هفته، در گروه‌های تمرین مقاومتی و تمرین مقاومتی در هایپوکسی انجام شد. پس از اتمام تمرین‌ها، نمونه‌ی بافت از عضله‌ی نعلی انجام و جهت اندازه‌گیری غلظت پروتئین‌های PAX 7 و PGC-1α مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد، بین گروه‌های تحقیق در هر دو پروتئین‌های PAX7 و PGC-1α تفاوت معنی‌داری (0001/0=P) وجود دارد. القای دیابت منجر به کاهش معنی‌دار PAX7 شد اما گروه تمرین مقاومتی در هایپوکسی تفاوت معنی‌داری با گروه کنترل سالم نداشت (451/0 P=). مقادیر پروتئین PGC1-α نیز در گروه القای دیابت کاهش معنی‌داری را در مقایسه با گروه کنترل داشت (01/0 P=)، اما تمرین در هایپوکسی مقادیر آن را به بیشتر از گروه کنترل سالم افزایش داد (0001/0 P=).
نتیجه‌گیری: می‌توان به تمرینات مقاومتی و قرار گرفتن در معرض هایپوکسی موقت و غیرفعال نیز به‌عنوان یک راهکار پیشنهادی در بهبود شاخص‌های مرتبط به بیماری دیابت نوع دو در انسان توجه کرد.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دیابت و متابولیسم ایران می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by: Yektaweb