31 نتیجه برای نوع مطالعه: كاربردي
علی رضا رحمانی، جمال مهر علی پور، امیر شعبانلو،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: روشهای الکتروشیمیایی به عنوان یکی از فرآیندهای اکسیداسیون پیشرفته به طور موثری برای تجزیه مواد آلی در محلولهای آبی استفاده شده است. در این مطالعه کارایی روش الکتروفنتون با کاربرد الکترود آهن در تجزیه فنل مورد مطالعه قرار گرفت. روش بررسی: در این مطالعه، یک راکتور منقطع الکتروفنتون در مقیاس آزمایشگاهی مجهز به 4 الکترود و منبع برق مستقیم به منظور حذف فنل مورد استفاده قرار گرفت. تاثیر پارامترهای بهرهبرداری نظیر: pH، ولتاژ، غلظت (پراکسید هیدروژن) H2O2، غلظت اولیه فنل، و زمان بهرهبرداری بررسی شد. در این مطالعه H2O2 به صورت دستی به راکتور اضافه شد، در صورتیکه الکترود آند آهن به عنوان منبع یون فرو استفاده شد. یافتهها: نتایج مطالعات نشان داد در این فرآیند، pH اولیه محلول، غلظت اولیه H2O2 و ولتاژ کاربردی بیشترین تاثیر را در کارایی حذف فنل داشته است، به طوری که 87 % از فنل بعد از min 15 در pH 3، ولتاژ V 26 و H2O2 mg/L 100 حذف شد. با افزایش pH کارایی حذف فنل کاهش یافت، به طوری در pH برابر 10، بعد از min 15 کارایی 11 % بدست آمد. برای حذف 99/99 % فنل در pH برابر 3، غلظت mg/L 100 از H2O2 و ولتاژ V 26 به min 60 زمان نیاز بود. نتیجهگیری: فرآیند الکتروفنتون با کاربرد الکترودهای آهن میتواند فرآیندی امیدوار کننده برای تجزیه فنل و تصفیه فاضلابهای صنعتی باشد.
سید علی جوزی، سید جعفر عصمت ساعتلو، زیبا جوان،
دوره 7، شماره 3 - ( 2-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: نشت مواد شیمیایی از تجهیزات در فرایندهای پتروشیمی امری محتمل است. وقوع چنین رخدادی باعث ایجاد آتش سوزی و انفجار و به تبع آن مخاطراتی برای محیطزیست میگردد. هدف از انجام این مطالعه ارزیابی ریسک زیستمحیطی واحد الفین مجتمع پتروشیمی آریاساسول به منظور شناسایی منابع مولد ریسکهای زیستمحیطی در واحد یاد شده است. روش بررسی: به منظور اجرای این تحقیق اطلاعات پایه با استفاده از نتایج پایش و اندازهگیری آلایندههای هوای محیط و گازهای خروجی دودکش، روش مرور ایمنی (safety review) و بازدید میدانی تامین شد. جهت مشخص کردن اثرات ناشی از نشتی هیدروکربن از تجهیزات بر محیطزیست محدوده بلافصل، میزان غلظت مواد آلی فرار (BTEX) در هوای محیط بر اساس استاندارد EPA0030 با استفاده از دستگاه گاز کروماتوگرافی در 4 ایستگاه از مجتمع و پایش گازهای خروجی دودکش در 9 کوره با دستگاه پرتابل XL 350 Testo از خردادماه 1390 تا اردیبهشت 1391 به انجام رسید. ابزار ارزیابی و مدیریت ریسک مورد استفاده در این تحقیق روش تجزیه و تحلیل درخت خطا بود. اصلیترین بخش ارزیابی ریسک به روش درخت خطا، انتخاب رویداد اصلی است. با توجه به آمار حوادث و جنبههای محیطزیستی عملیات کراکینگ اتان، نشتی هیدروکربن به عنوان رویداد راس، شناسایی و سپس نحوه ترکیب و همچنین ارتباط بین عوامل موثر در بروز آن در قالب رویدادهای پایانی، میانی و دروازههای «و» و «یا» تعیین شد. با تجزیه و تحلیل کیفی و کمی درخت خطای این حادثه، مهمترین علل بروز آن تعیین و همچنین احتمال به وقوع پیوستن رویداد راس، در طول یک سال محاسبه گردید. یافتهها: آنالیز نمونهها نشان داد، میزان بنزن با غلظت 0/37 mg/m3 (در محدودهmg/m3 0/37-0) در فصل پاییز، تولوئن با غلظت 0/13 mg/m3 (در محدوده 0/13-0/02 mg/m3) در فصل بهار، اتیل بنزن با غلظت mg/m3 0/09 (در محدوده 0/09-0/02 mg/m3 ) در فصل پاییز و زایلن با غلظت mg/m3 1/01 (در محدوده 1/01-0/02 mg/m3) در فصل پاییز بیش از ایستگاههای دیگر بوده است. در تحقیق فوق درخت خطای بسط یافته نهایی دارای 16 رویداد (اعم از پایانی، میانی و اولیه) بود که با 7 دروازه منطقی به هم دیگر متصل شدند. بیشترین درصد خطا در رویدادهای پایانی را خطاهای سخت افزاری از قبیل نقص در تجهیزات با 55/55 درصد را به خود اختصاص دادند و خطاهای انسانی و مدیریتی در رتبههای بعدی طبقهبندی شدند. بالاترین درصد اهمیت رویدادهای پایانی با 22/2 % متعلق به جنس نامناسب گسکت شناسایی گردید که از مهمترین دلایل آن میتوان به وضعیت تحریمهای اقتصادی و عدم تلاش زیاد در تامین کالایی با کیفیت بالا اشاره نمود. نتیجهگیری: بیشترین احتمال وقوع رویداد پایانی مربوط به جنس نامناسب گسکت برابر 2-10×2 شناسایی گردید. از اقدامات کنترلی برای پیشگیری از وقوع رخداد نشتی، تامین گسکت با کیفیت بالا است و این شکست در رده خطای سخت افزاری طبقهبندی میگردد.
زهره اکبری جونوش، مهدی فرزادکیا، سیمین ناصری، حمیدرضا مهاجرانی، علی اسرافیلی دیزجی، یوسف دادبان شهامت،
دوره 7، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: با استفاده روزافزون از صنعت هستهای نگرانیها درباره حضور اورانیم در محیطزیست و اثر آن بر سلامت انسانها افزایش یافته است. اورانیم یک فلز سنگین رادیواکتیو با نیمه عمر طولانی است که دارای دو سمیت شیمیایی و رادیو اکتیوی است. در این تحقیق از تشکیل کمپلکس اورانیم بنزامید جهت حذف اورانیم در محلولهای آبی توسط نانوکامپوزیت AC_Fe3O4 استفاده شده است. روش بررسی: ابتدا جاذب AC_Fe3O4 توسط روش هم رسوبی سنتز گردید. طراحی کلیه آزمایشها نیز به صورت یک فاکتور در زمان انجام گرفت. سپس مقدار بهینه pH، زمان تماس و میزان جاذب تعیین گردید. در نهایت تأثیر غلظت اولیه بنزامید و مدل ایزوترمی و سینتیکی دادهها در پساب سنتتیک بررسی شد. خصوصیات فیزیکی جاذب نیز توسط آنالیز SEM و FTIR تعیین گردید. یافتهها: آنالیز SEM و FTIR تاییدکننده پوشیده شدن سطح کربن فعال با نانو ذرات Fe3O4 و مغناطیسی شدن جاذب بودند. نقاط بهینه فرایند جذب در: pH برابر با 6، زمان تماس min۳۰ و دوز جاذب g به دست آمد. دادهها نشاندهنده افزایش 6% راندمان حذف اورانیم همزمان با افزایش غلظت بنزامید به mg/L50 بود. همچنین فرایند جذب اورانیم بر روی این جاذب از مدل ایزوترمی لانگمویر و مدل سینتیکی شبه درجه دوم تبعیت بیشتری داشت. بالاترین راندمان حذف اورانیم در پساب سنتتیک نیز ۹۵% به دست آمد. نتیجهگیری: حذف اورانیم (VI) با تشکیل کمپلکس اورانیم بنزامید بر روی نانوکامپوزیت AC_Fe3O4 فرایندی سریع است که بسیار وابسته به pH محلول است. این روش با رساندن ماکزیمم ظرفیت جذب جاذب به mg/g 15/87 روشی مناسب جهت حذف اورانیم است.
نوشین راستکاری، فائزه ایزدپناه، مسعود یونسیان،
دوره 8، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: بنزن یکی از آلایندههای اصلی در آلودگی هوا بوده که گستردهترین ترکیب شیمیایی است که هم در فرایندهای طبیعی و هم در فرایندهای انسانی کاربرد دارد. مواجهه بنزن موجب خطرناکترین عوارض نامطلوب بهداشتی زیادی بخصوص سرطان خون میگردد. هدف از انجام این مطالعه تعیین میزان مواجهه کارگران پمپ بنزین با بنزن از طریق اندازهگیری بنزن هوای تنفسی و شاخص زیستی ترانس، ترانس- موکونیک اسید در ادرار است. مواد و روشها: این مطالعه از نوع مطالعات مقطعی بوده که در تابستان سال 93 انجام شد. 40 پرسنل شاغل در پمپ بنزینها (گروه مواجهه یافته با بنزن) و 40 نفر از افراد عادی جامعه به عنوان گروه کنترل (گروه مواجهه نیافته با بنزن) در این مطالعه شرکت نمودند. نمونههای ادرار قبل و بعد از شیفت کاری جمعآوری گردید. به منظور تعیین غلظت ترانس، ترانس- موکونیک اسید در نمونههای ادرار از تکنیک کروماتوگرافی مایع (HPLC) مجهز به ردیاب diode array استفاده گردید. در انتهای شیفت کاری بنزن جذب شده بر روی کارتریج توسط کربن دی سولفید استخراج و توسط دستگاه گاز کروماتوگرافی مجهز به دتکتور جرمی تعیین مقدار گردید. یافتهها: میانگین غلظت بنزن هوای تنفسی در گروه کارگران پمپ بنزین برابر با ppm 1/93±5/90 بود که به صورت معناداری از میانگین غلظت بنزن هوای تنفسی در گروه مواجهه نیافته (ppm 0/744±1/15) بالاتر است. میانگین غلظت ترانس، ترانس- موکونیک اسید در ادرار کارگران پمپ بنزین µg/L 19/47±64/75 بدست آمد که به صورت معناداری با غلظت ادراری این ترکیب در افراد مواجهه نیافته µg/L) 13/67±47/10) متفاوت بود. نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که همبستگی مناسبی (0/581=r) میان غلظت ادراری ترانس، ترانس- موکونیک اسید و غلظت بنزن هوای تنفسی وجود دارد. افراد شاغل در پمپ های بنزین در معرض مواجهه با غلظتهای بالای بنزن بوده و در این گروه از افراد، تماس از طریق استنشاق اصلی ترین مسیر مواجهه است.
حمید زارعی، امیرحسین محوی، سیمین ناصری، رامین نبی زاده نودهی، فرزانه شمیرانی،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: فلوئور عنصری است که به طور گسترده در پوسته کره زمین یافت میشود. فواید و مضرات فلوراید در بدن انسان، به غلظت آن بستگی دارد. مصرف آب آلوده به آرسنیک در درازمدت باعث بروز انواع اثرات نامطلوب بهداشتی از جمله ضایعات پوستی و سرطان در مصرفکنندگان میشود. هدف از این مقاله کارائی نانوالومینا بر روی نانوتیوب کربن در حذف فلوراید و آرسنیک (V) از محلولهای آبی است.
روش بررسی: در این مطالعه، آلومینای کریستال در مقیاس نانو بر روی نانوتیوب کربنی چند جداره بوسیله روش سل – ژل به عنوان یک جاذب در استخراج فاز جامد برای حذف فلوراید و آرسنیک (V) مورد استفاده قرار گرفت. از روش سطح پاسخ بر مبنای طراحی Box-Behnkenجهت ارزیابی اثر متغیرهای مستقل بر عملکرد پاسخ (راندمان حذف آرسنیک (V)) و همچنین پیشگوئی بهترین مقدار پاسخ استفاده شد. در این مطالعه تاثیر پارامترهای مختلف از جمله: زمان تماس min 120-10، دوز جاذب (g/L1/5-0/25) و pH = 3-9غلظت اولیه فلوراید mg/L 8-2 بر کارایی فرایند بررسی شد. ساختار نانو با تکنیکهای پراکنش پرتو ایکس XRD، SEM و TEM مشخص گردید. در این پژوهش از دو مدل ایزوترم فروندلیچ و لانگمویر جهت محاسبه ثابت تعادل استفاده گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که با افزایش زمان تماس و دوز جاذب میزان حذف فلوراید افزایش مییابد. اما با افزایش pH و غلظت اولیه فلوراید راندمان حذف آن کاهش مییابد مقدار بالای (0/94) 2 R نشان میدهد که حذف آرسنیک (V) میتواند بوسیله این مدل تعریف شود. ایزوترم فروندلیچ با R2 بیش از 0/997 بهترین نمودار برای دادههای آزمایش است و از این مدل تبعیت بیشتری دارند.
نتیجهگیری: استفاده از نانوآلومینای پوشش داده شده بر روی نانوتیوب کربنی چند جداره (MWCNTs) میتواند راندمان حذف آرسنیک (V) و فلوراید را بشدت افزایش دهد.
ندا روانخواه، روح اله میرزایی، سعید معصوم،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی خاک چه ناشی از عوامل طبیعی و چه انسانی، کیفیت محیط زیست را کاهش می دهد. هدف این پژوهش ارزیابی استفاده از شاخص زمین انباشتگی، فاکتور آلودگی و تحلیل مؤلفه های اصلی در برآورد آلودگی خاک سطحی شهرستان آران و بیدگل است.
روش بررسی: 135 نمونه خاک سطحی از شهرستان آران و بیدگل جمع آوری شد و غلظت عناصر کادمیوم، سرب، نیکل، مس و روی در نمونه ها تعیین شد. شاخص زمین انباشتگی (Igeo)، فاکتور آلودگی (CF) و تحلیل مؤلفه های اصلی (PCA) برای تعیین وضعیت و روند آلودگی خاک این منطقه و تکنیک وزن دهی معکوس فاصله (IDW) برای ارائه الگوی مکانی این شاخص ها استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین غلظت کل کادمیوم، سرب، نیکل، روی و مس در منطقه مورد مطالعه به ترتیب 0/72، 11/41، 29/87، 48/59 و 14/82 mg/kgاست؛ که این غلظت ها بالاتر از غلظت های زمینه بود. میانگین شاخص زمین انباشتگی و فاکتور آلودگی در منطقه روند نزولی مس> کادمیوم> نیکل> روی≈ سرب را نشان داد. الگوی مکانی این شاخص ها نشان داد که بیشترین انباشت فلزات کادمیوم، سرب و روی در محدوده شهرک های صنعتی، کوره های آجرپزی و مناطق شهری اتفاق افتاده است و برای دو عنصر مس و نیکل انباشت بیشتر در مناطق شهری و زمین های کشاورزی رخ داده است. طبق تحلیل مؤلفه های اصلی دو مؤلفه شناسایی شد که در مؤلفه نخست فلزات مس، نیکل و روی و در مؤلفه دوم کادمیوم و سرب قرار گرفتند.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که غلظت فلزات سرب و کادمیوم بیشتر تحت تاثیر فعالیت های انسانی و غلظت نیکل، روی و مس بیشتر تحت کنترل عوامل طبیعی و انسانی هستند.
کامیار یغماییان، نعمت اله جعفرزاده حقیقی فرد، رامین نبی زاده، حسن رسول زاده، بهمن اکبرپور،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1394 )
چکیده
زمینه و هدف : آرسنیک یکی از سمیترین آلایندههای موجود در آبهای زیرزمینی و سطحی است. دریافت آرسنیک میتواند پیامدهای نامطلوبی زیادی برای سلامتی انسان به همراه داشته باشد. بنابراین دستیابی به تکنولوژیهای جدید برای رسیدن به استاندارد آرسنیک لازم است.
روش بررسی: مطالعه موجود به صورت ناپیوسته در مقیاس آزمایشگاهی صورت گرفت. جاذب نانوذرات آهن – کیتوزان با احیا آهن فریک به وسیله سدیم بورهیدرید (NaBH4) در حضور کیتوزان به عنوان پایدارکننده تولید شد. ابتدا پارامترهای مختلف از جمله زمان تماس min(120-5)، (10-3)pH، دز جاذب (g/L 3/5-0/5) و غلظت اولیه آرسنات mg/L10-2 برکارایی فرایند مورد بررسی قرار گرفت. سپس شرایط بهینه از لحاظ زمان تماس، pH، دز جاذب و غلظت اولیه آرسنات به روش RSM تعیین شد. با استفاده از مدل ایزوترم فروندلیچ، لانگمویر ثابتهای تعادلی، کینتیک شبه درجه اول و دوم ثابتهای کینتیکی محاسبه گردید. میزان آرسنات باقی مانده با استفاده از روشICP-AES اندازه گیری شد.
یافتهها: مقادیر بهینه بر اساس روش RSM برای7/16 pH=، دز جاذب g/L 3/04، زمان تماس min 91/48 و غلظت اولیه آرسنات mg/L 9/71 تعیین شد. ایزوترم لانگمویر با R2 بیش از 0/9904 برای آرسنات، بهترین نمودار برای دادههای آزمایش است. حداکثر میزان جذب آرسنات بر اساس مدل ایزوترم لانگمویر mg/g 135/14بدست آمد. بررسی کینتیک جذب نشان داد که جذب آرسنات از مدل شبه درجه دوم تبعیت میکند.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد که فرایند جذب به pH وابسته بوده و با افزایش pH توانایی گروه آمینی موجود در کیتوزان برای پروتونه شدن کاهش یافته که نتیجه این عمل کاهش راندمان حذف آرسنات در pH بالا است.
اصغر ابراهیمی، محمدحسن احرام پوش، حسن هاشمی، محبوبه دهواری،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: پیش بینی میزان تولید پسماند نقش مهمی در مدیریت مواد زاید دارد. مطالعه حاضر با هدف پیشبینی میزان تولید پسماند عادی شهر اصفهان با استفاده از دو روش سری زمانی و مدل سازی پویایی سیستم انجام شده است.
روش بررسی: در ابتدا دادههای قابل استناد مربوط به میزان تولید پسماند از سال 1375 تا 1390 از سازمان مدیریت پسماند و اطلاعات جمعیتی از مرکز ملی آمار ایران اخذ گردید. سپس، عوامل مؤثر بر تولید پسماند شهری نظیر جمعیت، رشد شهرنشینی، شاخص تورم GDP و همچنین ارتباط بین آنها با استفاده از مدل GEE مشخص شد. در نهایت میزان تولید پسماند شهر اصفهان با استفاده از روش پویایی سیستم توسط نرم افزار Vensim و روش سری زمانی با تکنیک ARMA پیش بینی گردید.
یافته ها: نتایج حاصله نشان می دهد که جمعیت و شاخص تورم بر میزان تولید پسماند با P value به ترتیب برابر با 0/026 و 0 با میزان تولید پسماند رابطه معناداری دارند. میانگین سالیانه میزان تولید پسماند در سال 1400 در روش سری زمانی و پویایی سیستم به ترتیب به 1501/4ton/day و 1436ton/day خواهد رسید. همچنین نرخ رشد سالیانه تولید پسماند 3/44 % بدست آمد.
نتیجه گیری: جمعیت و شاخص تورم بر تولید پسماند اثر معناداری دارند و تولید پسماند در آینده روند افزایشی خواهد داشت. این افزایش در مناطق مختلف و با روشهای متفاوت پیش بینی یکسان نخواهد بود. روش سری زمانی با تکنیک ARMA پیش بینی دقیقتری نسبت به سایر روش ها انجام می دهد.
علیرضا رحمانی، فاطمه ناظمی، فاطمه برجسته عسکری، حلیمه الماسی، نادر شعبانلو، امیر شعبانلو،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: فنل یک ترکیب سمی و مقاوم در محیط زیست است. هدف از این مطالعه بررسی کارایی سیلیکا آئروژل سنتز شده از سیلیکات سدیم در جذب فنل از محیط های آبی بود.
روش بررسی: سیلیکا آئروژل از سیلیکات سدیم به روش سل-ژل تهیه شد. تاثیر متغیرهای موثر نظیر زمان تماس، pH محلول، میزان جاذب و غلظت اولیه فنل بر کارایی جذب بررسی شد. ویژگی های سیلیکا آئروژل سنتز شده و تایید جذب فنل به ترتیب با آنالیزهای SEM، XRD و طیف های NMR، FTIR تعیین شد. داده های جذب با مدل ایزوترم لانگمویر و فروندلیچ و سینتیک فرایند جذب با مدل های شبه درجه اول و شبه درجه دوم بررسی شد.
یافته ها: نتایج نشان داد، افزایش pH اولیه محلول از 3 به 11 کارایی جذب فنل را افزایش می دهد، به طوری که در غلظت اولیه mg/L 100 فنل و 0/5g جاذب بعد از 60min کارایی جذب، برای pH های 3 و 11 به ترتیب 84 و 96/4 % است. تصویر SEM و XRD از سیلیکا آئروژل سنتز شده، ایجاد ساختار متخلخل و غیر بلوری را تایید نمود. بعد از جذب فنل، طیف FTIR و NMR سیلیکا آئروژل ایجاد باندهای جدید به واسطه مولکول فنل در ساختار جاذب را تایید کرد. جذب فنل با مدل ایزوترم فروندلیچ و سینتیک شبه درجه دوم مطابقت داشت بر این اساس حداکثر ظرفیت جذب (qm) فنل 47/39mg/g بدست آمد.
نتیجه گیری: سیلیکا آئروژل به عنوان یک جاذب سطحی به دلیل ویژگی های ساختاری و کاربردی خاص می تواند یک فرایند تصفیه نوید بخش برای جذب ترکیبات سمی و مقاوم باشد.
بهنام سپهرنیا، رامین نبی زاده، امیر حسین محوی، سیمین ناصری،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: در این مطالعه محاسبه شاخص کیفی آب (WQI) توسط نرمافزار ایرانی IWQIS برای بررسی کیفیت آب آشامیدنی در شبکههای توزیع شهرستان ری انجام شده است.
روش بررسی: 73 نمونه آب شرب در طول سال 1392 و مقایسه 18 پارامتر فیزیکوشیمیایی مطابق با استاندارد 1053 آب آشامیدنی ایران بررسی شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که هفت پارامتر سختی کل، منیزیم، نیترات، سدیم، فلوئور، کلرور و سولفات به ترتیب در 31/5، 46/6، 50/68، 45/2، 42/46، 2/7 و 28/76 % از نمونهها غلظتهایی خارج از حدود مجاز را داشتهاند. میانگین غلظت این پارامترها نیز به ترتیب 375، 32، 47/43، 187، 0/5، 169 و 263mg/L بدست آمده و در خصوص نیترات، فلوئور و سدیم، جمعیت در معرض خطر دریافت غلظتهای نامتعارف این سه پارامتر از آب آشامیدنی شهرستان ری به ترتیب 5/6، 79/1 و 13/5 % از جمعیت کل این شهرستان است.
نتیجهگیری: متوسط شاخص کیفی آب آشامیدنی در شهرستان ری 71/22 و در محدوده کیفی خوب ارزیابی شد. 17 نمونه (23/2 %) در محدوده کیفیت عالی، 54 نمونه (74 %) خوب، یک نمونه (1/4 %) خیلی ضعیف و یک نمونه (1/4 %) نیز در محدوده کیفیت نامناسب قرار داشت و هیچ نمونهای در محدوده کیفیت ضعیف قرار نگرفته است. نمونههای مربوط به فصل پاییز بدترین کیفیت را نشان دادهاند.
اصغر سپه وند، حاتم گودینی، یوسف امیدی، محمد جواد طراحی، رجب رشیدی، حسن بصیری،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: حضور بیوآئروسل های قارچی در بخش های داخلی بیمارستان ها سلامتی مراجعین به ویژه بیماران با سیستم ایمنی ضعیفتر را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین تشخیص میزان و نوع این عوامل ضروری است. هدف از این مطالعه تعیین میزان کمی و کیفی بیوآئروسل های قارچی در ارتباط با ذرات معلق (PM10، PM2.5 وPM1) و تعیین نسبت (Indoor/Outdoor) I/O در بخش های پراهمیت دو بیمارستان آموزشی-درمانی شهر خرم آباد است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی، غلظت بیوآئروسل های قارچی و ذرات معلق در 10 بخش درونی بیمارستان و 2 ایستگاه بیرونی به مدت 6 ماه مورد سنجش قرار گرفت. نمونهبرداری از بیوآئروسل های قارچی توسط Quick Take 30 با دبی 28/3L/minو زمان 2/5min بر روی محیط کشت سابورو دکستروز آگار حاوی کلرامفنیکل صورت گرفت. همچنین ذرات معلق توسط Monitor Dust-Trak مدل8520 TSI اندازهگیری شدند. پارامترهای رطوبت نسبی و دما به وسیله دستگاه دیجیتال TES-1360 بررسی شد.
یافته ها: نتایج حاصل از سنجش 288 نمونه قارچی و 864 نمونه ذرات معلق نشان داد که میانگین تراکم کل عوامل قارچی در محیط داخلی 59/75CFU/m3 و میانگین غلظت PM10، PM2.5 و PM1 به ترتیب 27/3، 23 و µg/m3 20/2 بوده است. همچنین میانگین تراکم کل عوامل قارچی در فضای آزاد 135/3CFU/m3 و میانگین غلظت PM10، PM2.5 و PM1 به ترتیب 40/2، 35/7 و 29/8µg/m3 تعیین گردید. در مجموع %12/5 نمونه های برداشت شده منفی و %87/5 آنها مثبت بوده است. بخش عفونی با %101/7 به عنوان آلودهترین بخش و اتاق عمل هر دو بیمارستان کمترین میزان آلودگی قارچی را نشان دادند.
نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که در تمامی نمونه های مورد برداشت نسبتI/O کمتر از یک بوده است. این نسبت نشاندهنده غلبه بیوآئروسل های قارچی و ذرات معلق محیط بیرونی بر محیط داخلی است. همچنین، بین ذرات معلق و فراوانی بیوآئروسل های قارچی و نیز بین فراوانی بیوآئروسلهای قارچی، رطوبت نسبی و دما ارتباط معنادار (P <0/001) مشاهده گردید.
ایوب بیکی، مسعود یونسیان، رامین نبی زاده، رضا سعیدی، لیلا صوری، مهرنوش ابطحی،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: شنا یکی از محبوبترین ورزشها و تفریحات است که فواید سلامتی زیادی دارد، اما از طرف دیگر آلودگی میکروبی آب استخرهای شنا از طریق سرایت و گسترش بیماریهای عفونی تهدید مهمی علیه بهداشت عمومی محسوب میشود. در این تحقیق کیفیت میکروبی آب کلیه استخرهای عمومی شهر تهران ارزیابی شد و عوامل مؤثر بر آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی با رویکرد توصیفی- تحلیلی در سال 1392 انجام شد. کلیه استخرهای عمومی شهر تهران بازرسی شده و نمونهبرداری آب جهت سنجش شاخصهای میکروبی کلیفرمهای گرماپای و شمارش بشقابی هتروتروفیک (HPC) و پارامترهای فیزیکوشیمیایی مؤثر بر کیفیت میکروبی شامل کدورت، کلر باقیمانده و pH صورت گرفت و از شاخص مجموع کیفیت میکروبی آب استخر برای توصیف وضعیت کلی استفاده شد. عوامل محتمل مؤثر بر کیفیت آب نیز از طریق بازرسی با استفاده از چک لیست بررسی شدند.
یافتهها: بررسی کیفیت میکروبی آب استخرهای شنا نشان داد که شاخصهای میکروبی کلیفرمهای گرماپای و HPC به ترتیب در 91/4 و 84/5 % موارد در سطح مطلوب قرار داشتند. سطح مطلوبیت پارامترهای کلر آزاد باقیمانده، کدورت، pH و دما نیز به ترتیب 82/7، 45/5، 85/6 و 65/4% بدست آمد. بر اساس شاخص مجموع کیفیت میکروبی آب استخر، کیفیت آب استخرها در 39/6 % موارد عالی، در 50/4 % موارد خوب و در بقیه موارد پایین تر از حد مناسب ارزیابی شد. کلر آزاد باقیمانده و کدورت آب، بار شناگران، دوره بازگشت آب به استخر، مقدار رقیقسازی و تعویض آب، نظافت، استفاده از دوش و حوضچه گندزدایی و نحوه بهرهبرداری سیستم تصفیه آب تاثیر معنیداری (P<0/05) بر روی شاخصهای میکروبی مورد مطالعه داشتند.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد که وضعیت کلی کیفیت میکروبی آب استخرهای تهران قابل قبول بوده و تجزیه و تحلیل نتایج، مداخلات مؤثرتر بر بهبود کیفیت میکروبی آب استخرهای مورد مطالعه را مشخص نمود.
نوشین راستکاری، فائزه ایزدپناه،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: فرمالدئید یکی از ترکیبات آلی فرار سمی است که حذف آن از هوای آلوده ضروری است. یکی از فناوریهای موجود برای حذف این ترکیب، تجزیه فتوکاتالیستی است. هدف از انجام این مطالعه تعیین تاثیر کامپوزیت تیتانیوم اکساید به همراه گرافن اکساید احیا شده بر حذف فتوکاتالیستی گاز فرمالدئید است.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، ویژگیهای کاتالیست تولید شده با بررسیهای تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) و طیف IR تعیین شد. کارایی تخریب فتوکاتالیستی کامپوزیت تیتانیوم اکساید به همراه گرافن اکساید احیا شده در تجزیه گاز فرمالدئید تحت شرایط جریان مداوم، مورد مطالعه قرار گرفت. همچنین تاثیر غلظت اولیه فرمالدئید، سرعت جریان هوا و زمان ماند بر تجزیه گاز فرمالدئید بررسی شد.
یافتهها: نتایج حاصل نشان داد که کارایی تخریب فتوکاتالیستی کامپوزیت تیتانیوم اکساید به همراه گرافن اکساید احیا شده بسیار بالاتر از تیتانیوم اکساید به تنهایی است، میزان کارایی تخریب گاز فرمالدئید با افزایش سرعت جریان هوا کاهش مییابد. بنابراین چنین از نتایج بر میآید که سرعت جریان هوا یک فاکتور کلیدی برای استفاده از کامپوزیت RGO-TiO2 به عنوان یک عامل فتوکاتالیستی است. با افزایش غلظت گاز فرمالدئید از 0/1 به ppm 1 کارایی حذف از 89 به 34 % کاهش یافت.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نمایانگر آن است که از کامپوزیت تهیه شده در این تحقیق (RGO- TiO2) میتوان به عنوان یک فتوکاتالیست مناسب جهت حذف آلایندههای گازی استفاده نمود. از مزایای کامپوزیت تهیه شده، استفاده از نور مرئی به جایUV برای فعال نمودن فرایند اکسیداسیون است.
حبیبه مسکینی، احسان صادقی، اکبر نصرتی، پارسا نصرتی، معین بشیری،
دوره 9، شماره 2 - ( 6-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: پول ابزاری است که به طور معمول در محیط ها و همچنین بین افراد مختلف مبادله می گردد که می تواند منبعی از آلودگی میکروبی و شیمیایی باشد، که با انتقال این عوامل باعث ایجاد بیماری های خطرناک شود. هدف این پژوهش تعیین میزان و نوع آلودگی باکتریایی سکه و اسکناس های جمعآوری شده در شهر کرمانشاه است.
روش بررسی: در این پژوهش 160 قطعه اسکناس و 96 عدد سکه به روش تصادفی از مشاغل و نقاط مختلف شهر انتخاب و بر روی آنها آزمایش شمارش بار کلی میکروبی انجام گردید. باکتری های موجود با روش های استاندارد جداسازی و شناسایی گردیدند.
یافته ها: میانگین بار کلی میکروبی در اسکناس های 1000، 2000، 5000، 10000 و 20000 ریالی به ترتیب 147/6، 147/8، 148/5، 96/3 و 87/9 و در سکه های 500، 1000 و 2000 ریالی به ترتیب 104/66، 77/66 و (Cfu/cm2) 96/56 بود. بارکلی میکروبی در اسکناس ها بیشتر از سکه ها بود (P<0/05). بیشترین آلودگی در اسکناس ها مربوط به باکتری اشریشیاکلی با 21/8 درصد و کمترین میزان آلودگی مربوط به گونه های پسودوموناس و انتروباکتر با 3/1 درصد بود. همچنین بیشترین میزان آلودگی در سکه ها مربوط به اشریشیاکلی با 15 درصد و کمترین میزان مربوط به گونه های کلبسیلا با 2 درصد بود. در طی این پژوهش مشخص شد که اسکناس های جمع آوری شده از قصابی ها و سکه های جمعآوری شده از اغذیه فروشی ها دارای بیشترین میزان آلودگی با E.coli بودند.
نتیجه گیری: با توجه به پاتوژن بودن مهمترین میکروارگانیسم های جدا شده (اشریشیاکلی و استافیلوکوکوس اورئوس) از نمونههای مورد بررسی و توانایی این باکتری ها در ایجاد عفونت های روده ای و مسمومیت های غذایی، جلوگیری از آلودگی متقاطع پول و غذا ضروری است.
مژگان اصغری، رامین نبی زاده، حیدر نورزاد، حامد مرتضایی،
دوره 9، شماره 3 - ( 9-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش روز افزون آلایندههای هوا و به تبع آن تاثیر نامطلوب بر کیفیت زندگی سبب شده تا استفاده از شاخصهای کیفیت هوا به منظور تعیین میزان واقعی آلایندهها به عنوان یکی از اقدامات مهم و مؤثر در اطلاع رسانی کیفیت هوا بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. هدف این مطالعه طراحی و تدوین سامانه نرم افزاری مناسب جهت محاسبه شاخص بهداشتی کیفیت هوا (AQHI) است که با رویکردی نوین به محاسبه اثرات بهداشتی ناشی از حضور چندین آلاینده (NO2، O3، PM10، PM2.5) بطور همزمان میپردازد.
روش بررسی: شاخص بهداشتی کیفیت هوا (AQHI) در سال 2001 با همکاری محیط زیست کانادا و بهداشت کانادا توسعه یافته است و هدف این مطالعه طراحی و کدنویسی این نرم افزار در محیط Visual Basic. Net و سپس آزمون نرم افزار با استفاده از بانک اطلاعاتی 6 ایستگاه سنجش آلودگی هوا تهران شامل ایستگاههای اقدسیه، ستاد بحران، شهرداری منطقه 4، گلبرگ، پارک رز و شهرداری منطقه 11 است.
یافتهها: این برنامه به صورت یک بسته نرم افزاری قابل نصب بر روی کامپیوتر با امکان تهیه خروجی از نرم افزار بصورت فایل اکسل ارائه شده است. همچنین صحت عملکرد نرم افزار با انجام آزمون با دادههای واقعی مورد ارزیابی و تایید قرار گرفت.
نتیجهگیری: نتایج حاصله نشان میدهند که نرم افزار AQHI که در این مطالعه ارائه گردید، می تواند به عنوان ابزاری سودمند در راستای ارزیابی کیفیت هوا مورد استفاده قرار بگیرد.
ماهرخ جلیلی، مهدی مختاری، علی اصغر ابراهیمی، فهیمه بقری،
دوره 9، شماره 3 - ( 9-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: میزان ضایعات پسته تولیدی در ایران، سالانه حدود ton 105 × 1/35 است که در صورت مدیریت نامناسب میتواند سبب ایجاد مشکلات زیست محیطی گردد. هدف از این مطالعه بررسی فرایند تولید کمپوست راکتوری ضایعات حاصل از فرآوری پسته با تیمارهای مختلف کود گاوی و لجن فاضلاب شهری به عنوان روشی برای بازیافت آن است.
روش بررسی: ضایعات پسته به نسبت وزنی 5/5 به 10 (لجن آبگیری شده فاضلاب شهری به ضایعات پوستگیری پسته) و نسبت وزنی 1 به 10 (کود گاوی به ضایعات پوستگیری پسته) برای رسیدن به نسبت کربن به ازت 25 به 1 با هم ترکیب شدند. پارامترهای pH، EC، درصد رطوبت، جامدات کل، جامدات فرار، خاکستر، کربن آلی، دما و فنل اندازهگیری شدند.
یافته ها: طی فرایند 60 روزه کمپوستسازی راکتوری، ضایعات پسته با تیمار کود گاوی نسبت کربن به ازت از 25:1 به 13:1 و لجن آبگیری شده فاضلاب شهری از 25:1 به 14:1 و فنل در تیمار کود گاوی از ppm4980 به ppm254 و در تیمار لجن آبگیری شده فاضلاب شهری از ppm 6100 به ppm 254 رسید. حداکثر درجه حرارت در تیمار کود دامی و لجن آبگیری شده فاضلاب به ترتیب طی فرایند کمپوست به °C 50 و °C9/48 رسید.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد کمپوست تولیدی با تیمار کود گاوی در مقایسه با تیمار لجن آبگیری شده فاضلاب به علت تجزیه مناسبتر مواد آلی دارای ارزش کودی بالاتری بود.
راضیه السادات حاجی میر محمد علی، حمید کاریاب، حمزه علی جمالی، محمد مهدی امام جمعه، فریبا انصاری ملکی، علی آرزومند،
دوره 9، شماره 4 - ( 12-1395 )
چکیده
اجرای غیراصولی طرحهای جمعآوری فاضلاب علاوه بر ایجاد مشکلات زیستمحیطی و تاثیرات سوء بر سلامت، میتواند نارضایتی ساکنین را نیز به دنبال داشته باشد. هدف این مطالعه طراحی ابزاری جهت سنجش رضایتمندی ساکنین مناطق شهری از وضعیت شبکه جمعآوری فاضلاب بود. از شاخص روایی صوری، نسبت روایی محتوایی و آلفای کرونباخ جهت بررسی روایی و سازگاری درونی استفاده شد. نتایج نشان داد که ابزار طراحی شده مشتمل بر 25 گویه بوده و میتواند با روایی و پایایی مناسب در مطالعات پژوهشگران و شرکتهای آب و فاضلاب جهت بررسی رضایتمندی مورد استفاده قرار گیرد.
مهدی مختاری، اکبر صالحی وزیری، طاهره زارعی، ماهرخ جلیلی،
دوره 9، شماره 4 - ( 12-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: لجن آبگیری شده فاضلاب نوعی محصول فرعی در فرایند تصفیه فاضلاب است که در صورت عدم مدیریت مناسب می تواند مشکلات بهداشتی و زیست محیطی ایجاد کند. مطالعه حاضر با هدف تعیین قابلیت کمپوست شدن لجن آبگیری شده تصفیه خانه فاضلاب شهری یزد به روش ویندرو با تیمارهای مختلف انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه، لجن آبگیری شده فاضلاب با دو تیمار پسماند کشاورزی (کاه) و پسماند سبز (باغبانی) به ترتیب با نسبت وزنی 20:1 و 10:1 (پسماند کشاورزی: لجن آبگیری شده و پسماند سبز: لجن آبگیری شده) برای رسیدن به نسبت 20:C/N مخلوط و ویندروهایی به طولm 2، عرض cm 75 و ارتفاعm 1/5 ساخته شد. فرایند کمپوستسازی از طریق اندازه گیری پارامترهای دما، رطوبت، جامدات فرار، خاکستر، pH، EC، کربن آلی و برآورد نسبت C/N کنترل و در نهایت با مقادیر استاندارد اعلام شده توسط موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران مقایسه گردید.
یافته ها: پس از گذشت 100 روز از شروع فرایند کمپوستسازی نسبت C/N در تیمار پسماند سبز به 6/25±13/08 و در تیمار پسماند کشاورزی به 5/35±15/46 رسید. مقدار جامدات فرار در تیمار پسماند سبز 14/01±19/8 درصد و در تیمار پسماند کشاورزی 16/06±20/71 درصد کاهش یافت. میزان EC در هر دو تیمار روند افزایشی داشت.
نتیجهگیری: کمپوستسازی منجر به بهبود شاخصهای کود آلی در لجن آبگیری فاضلاب با هر دو تیمار شد. به هر حال ویندرو حاوی پسماند سبز از لحاظ زمانی زودتر از ویندرو حاوی پسماند کشاورزی به استانداردهای تعیین شده کمپوست رسیده، رسید.
شهرام گرگانی، علی بافکار، سید احسان فاطمی،
دوره 9، شماره 4 - ( 12-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: وجود منابع مهم آلایندههای انتشاری و نقطهای ناشی از فعالیتهای انسانی در سطح زمین و نفوذ این آلایندهها به آبخوان موجب کاهش کیفیت آب زیرزمینی میشود. ارزیابی آسیبپذیری روشی کم هزینه در شناسایی نواحی مستعد به آلودگی است که در مدیریت منابع آب نقش اساسی دارد. دشت ماهیدشت یکی از دشتهای مهم استان کرمانشاه بوده و نقش بسزایی در تولید محصولات کشاورزی دارد. با برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی این دشت و بروز خشکسالیهای اخیر، و ارجح بودن نیاز شرب منطقه اراضی کشاورزی با خطر کمبود آب مواجه است. لذا برای تصمیمات بهتر در زمینه مدیریت صحیح مصرف آب و کنترل آلودگی، این محدوده مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: آسیبپذیری، بعنوان حساسیت کیفیت آبهای زیرزمینی به بار آلودگی اعمال شده تعریف میشود و توسط خصوصیات ذاتی آبخوان تعیین میگردد. در این تحقیق با استفاده از مدل دراستیک (DRASTIC) و GIS به بررسی آسیبپذیری ذاتی آبخوان دشت ماهیدشت نسبت به آلودگی پرداخته شده است. در روش دراستیک از هفت پارامتر شامل عمق تا سطح ایستابی، تغذیه خالص، مواد تشکیلدهنده آبخوان، نوع خاک، توپوگرافی، مواد تشکیلدهنده منطقه غیراشباع و هدایت هیدرولیکی برای پهنهبندی آسیبپذیری آبخوان استفاده شده که بهصورت هفت لایه اطلاعاتی توسط نرمافزار 10Arc GIS تهیه گردیده است. آمار و اطلاعات اخذ شده محدوده مورد مطالعه شامل لوگ حفاری چاهها، 44 عدد پیزومتر، آزمایشهای پمپاژ و سه ایستگاه بارانسنجی بوده است. این لایهها در نرمافزار 10ArcGIS تهیه، رتبه دهی، وزن دهی و در نهایت تلفیق گردید.
یافتهها: با تلفیق لایهها و در نظر گرفتن رتبه و وزن آنها نتایج اخذ شده نشان داد که دامنه شاخص دراستیک برای کل محدوده دشت معادل 34 تا 120 واحد بدست آمد. بر این اساس و با توجه به استانداردهای ذکر شده برای شاخص دراستیک، آبخوان در گروه آسیبپذیری بدون ریسک تا ریسک کم قرار گرفت.
نتیجهگیری: خروجی مدل دراستیک اعمال شده در منطقه مورد مطالعه، آسیب پذیری ذاتی آبخوان را نشان میدهد و میتواند بعنوان ابزار اولیه در توسعه و مدیریت منابع آب در آینده نیز به کار رود. در ضمن این مدل قادر به تولید اطلاعاتی از جنس میزان و نوع آلاینده نیست. لذا در تحقیقات آتی پیشنهاد میگردد با توجه به کم شدن میزان بارندگی و پایین آمدن تراز آب زیرزمینی، و احتمال شور شدن آب زیرزمینی پهنهبندی از لحاظ شوری مورد بررسی قرار گیرد، همچنین برای معتبر کردن نتیجه مدل عمومی دراستیک، پسابهای آبیاری و فاضلاب خانگی و صنعتی و میزان تغذیه آب زیرزمینی از آنها در نظر گرفته شود.
حامد ادب، آزاده عتباتی، رضا اسماعیلی، قاسم ذوالفقاری، مجید ابراهیمی،
دوره 10، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: از مباحث ضروری در حوزه زیست محیطی شهری مشهد، افزایش بهینه تعداد ایستگاه های سنجش کیفیت هوای شهر مشهد است. اما پایش واقعی و اطلاع درست از وضعیت کیفیت هوا، نیازمند توزیع مناسب فضایی ایستگاه ها در محدوده شهر مشهد است. مطالعه حاضر با هدف جانمایی و سپس اولویت بندی مکان احداث ایستگاه های تماس عابرین، ایستگاه های تماس عمومی، و ایستگاه های تماس ساکنین مناطق مسکونی در شهر مشهد با روش های تصمیم گیری چند معیاره مکانی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه، جانمایی ایستگاه های مورد نظر در شهر مشهد بر مبنای استانداردهای ارائه شده در کشور آمریکا انجام شد. بر همین اساس، معیارهای مکانی موثر در جانمایی ایستگاه ها نظیر، تراکم جمعیت، فاصله از ایستگاه های موجود، فاصله از فضای سبز، تراکم خودرو و سایر عوامل در سه روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی، فازی و روش جدید تابع چگالی احتمال مورد استفاده قرار گرفت و تعدادی محل جدید پیشنهاد گردید.
یافته ها: میزان تطابق نقشه های جانمایی ایستگاهها با روشهای تصمیم گیری جهت بررسی اعتبار آن مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین موقعیت جغرافیایی ایستگاه های پیشنهادی توسط روش های تصمیم گیری به کمک شاخص های آمار فضایی میانگین نزدیکترین همسایه و دوایر فاصله استاندارد مورد مقایسه قرار گرفت. براساس شاخص میانگین نزدیکترین همسایه، روش فازی بهترین الگوی جانمایی (پراکنده) را با 99 درصد اطمینان نشان می دهد. همچنین تابع چگالی احتمال نیز ارائه دهنده الگوی پراکنده ای از ایستگاه های پیشنهادی است. دایره فاصله استاندارد نیز موید این نکته است که الگوی فضایی نقاط پیشنهادی در روش فازی و تابع چگالی احتمال به صورت پراکنده تری نسبت به روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی قرار دارد. نتایج این مطالعه نشان دهنده بهینه بودن جواب های مکانی حاصل از روش های فازی و تابع چگالی احتمال نسبت به روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی است.
نتیجه گیری: نتایج کلی روش های تصمیم گیری مورد استفاده در این مطالعه نشان دهنده نیاز شدید به احداث ایستگاه های جدید در مناطقی از شهر مشهد که عمده آن در مناطق شمال غربی است. همچنین نتایج این تحقیق نشان دهنده امکان استفاده از روش تابع چگالی احتمال بعنوان روش تصمیم گیری در سیستم اطلاعات جغرافیایی جهت جانمایی و اولویت بندی مکان های احداث ایستگاه های سنجش کیفیت هوا است.