جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای خسروانی

محسن پورخسروانی، فاطمه جمشیدی گوهری، نسرین سیاری،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: این پژوهش سعی دارد، ضمن آنالیز توزیع مکانی و روند تغییرات میزان آرسنیک در منابع آب زیرزمینی حوضه سیرجان، عوامل موثر بر غلظت این عنصر در این منابع آبی را ارزیابی و تحلیل نماید.
روش بررسی: نمونه ­برداری از منابع آب زیرزمینی حوضه سیرجان از چاه ‏های بهره‏ برداری در محدوده آبخوان به تعداد 19 نمونه به روش سیستماتیک تصادفی صورت پذیرفت. در هنگام نمونه ‏برداری، پارامترهایی همچون pH و همچنین موقعیت جغرافیایی چاه ‏های نمونه با استفاده از GPS تعیین گردید. سنجش آرسنیک با روش ICP-MS که متداول ترین روش برای شناسایی و اندازه ‏گیری آرسنیک است، صورت پذیرفت. همچنین جهت ارزیابی عوامل موثر بر غلظت عنصر آرسنیک در منابع آب زیرزمینی دشت سیرجان از روش تحلیل سیستم ‏های ارضی استفاده شد.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان می ‏­دهد که میزان آرسنیک در تمام نمونه‏ ها بالاتر از رهنمود ارائه شده سازمان جهانی بهداشت است به طوریکه میزان این عنصر در منابع آب زیرزمینی محدوده مطالعاتی بین µg/L 30 تا  µg/L390 تغییر می ‏کند. نتایج نشان می دهد که با توجه به آنالیز ارتفاعی حوضه سیرجان حداکثر غلظت آرسنیک مربوط به قسمت ­هایی از عمیق ­ترین نقاط حوضه است. مقدار آرسنیک نمونه شماره 9 که در پست ‏ترین قسمت حوضه گرفته شده، به میزان µg/L 390 است. به همین علت ماندگاری آب در این قسمت از حوضه افزایش یافته و به تبع آن شدت جریان کاهش می‏ یابد در نتیجه طبق قانون اثر تجمعی این فرآیند می ‏تواند منجر به افزایش غلظت آرسنیک گردد.
نتیجهگیری: ارزیابی روند تغییرات غلظت عنصر آرسنیک در منابع آب زیرزمینی محدوده مطالعاتی حاکی از آن است که غلظت این عنصر یک روند افزایشی بالایی داشته است. طبق نتایج، قرارگیری منطقه مورد مطالعه در مرکز فرآیندهای هیدروترمال و ژئوترمال (کمربند کانه ‏زایی مس در ایران)، اثر تجمعی و تاثیر pH بر جذب و واجذب عنصر آرسنیک، از مهمترین عوامل موثر بر افزایش میزان آرسنیک در منابع آب زیرزمینی حوضه سیرجان هستند.
 

فرهاد خسروانی، عنایت عباسی، شهلا چوبچیان،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: اگرچه پیش‌زمینه‌ افزایش پسماندهای غذایی چالش‌های فرهنگی و آموزشی است، لیکن مشارکت عمومی در مدیریت اصولی پسماندهای غذایی نقشی حیاتی دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی ضرورت و نقش مشارکت شهروندی و طراحی مدل رفتار مدیریت پایدار پسماندهای غذایی خانگی در شهر تهران است.
روش بررسی: مطالعه حاضر به لحاظ پارادایم کمی است که به روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری، شامل 2/239/907 خانوار شهر تهران بودند که از این تعداد 384 خانوار با استفاده از جدول کرجسی و مورگان به روش طبقه ای تصادفی با انتساب متناسب به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده­ ها، پرسشنامه محقق‌ساخته بود که روایی محتوایی و ظاهری آن توسط پانلی از اساتید ترویج و آموزش کشاورزی و صاحبنظران حوزه پسماند مورد تأیید قرار گرفت. مقدار پایایی آلفای کرونباخ (0/78 تا 0/92) نشان از پایایی ابزار تحقیق بود. به منظور تعیین قدرت متغیرهای مستقل در پیشگویی متغیر وابسته تحقیق، از تحلیل مسیر با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزار لیزرل استفاده شد.
یافته‌ها: مطابق با نتایج حاصل از تحلیل مسیر و آماره R2، متغیرهای نیت شهروندان درخصوص مدیریت پایدار پسماندهای غذایی، نگرش زیست ­محیطی، آگاهی و دانش زیست­ محیطی، دلبستگی مکانی، رضایتمندی و اعتماد اجتماعی شهروندان در مجموع توانستند 67 درصد از تغییرات واریانس رفتار مشارکتی شهروندان در مدیریت پایدار پسماندهای غذایی را تبیین کنند. 
نتیجه­ گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان می‌دهد که آگاهی و نگرش محیط‌زیستی شهروندان نقش مهمی در مشارکت آن‌ها در مدیریت پایدار پسماندهای غذایی دارد. به‌عبارت‌دیگر، هرچه شهروندان اطلاعات بیشتری درباره پیامدهای محیط‌زیستی پسماندهای غذایی داشته باشند، تمایل آن‌ها به همکاری و مشارکت در مدیریت بهینه پسماند افزایش می‌یابد. بنابراین، تدوین و اجرای برنامه‌های آموزشی مؤثر برای افزایش سطح آگاهی و بهبود نگرش محیط‌زیستی شهروندان، امری ضروری است که می‌تواند به بهبود رفتارهای مشارکتی در این حوزه کمک کند.

سارا قبادی، فرهاد خسروانی، زهره بهمنی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: مدیریت پسماندهای شهری، به‌ویژه در کلان‌شهرهایی مانند تهران که روزانه حدود ۸,۵۰۰ تن پسماند در آن تولید می‌شود، یکی از چالش‌های جدی محیط زیستی و اقتصادی است. سهم مواد آلی فسادپذیر از ترکیب پسماندهای شهری بین ۶۰ تا ۷۰ درصد برآورد می‌شود که نیازمند مدیریت مناسب برای کاهش پیامدهای محیط زیستی است. این پژوهش با هدف ارزیابی امکان‌سنجی فنی، محیط زیستی و اقتصادی فناوری کمپوست‌سازی سریع به‌عنوان روشی نوین در مدیریت پسماندهای آلی تهران انجام شده است.
روش بررسی: در این مطالعه، دستگاه کمپوستر با ظرفیت پردازش روزانه kg 1000 پسماند تر مورد بررسی قرار گرفت. ارزیابی اقتصادی با استفاده از تحلیل هزینه- فایده انجام شد و شاخص‌های مالی از جمله ارزش خالص فعلی، نرخ بازده داخلی، دوره بازگشت سرمایه و شاخص سودآوری محاسبه شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که فناوری کمپوست‌سازی سریع دارای ارزش خالص فعلی 56/6 میلیارد ریال، نرخ بازده داخلی 20/48 درصد و دوره بازگشت سرمایه ۳ سال و ۵ ماه است. همچنین، شاخص سودآوری برابر 3/52 محاسبه شد که نشان‌دهنده جذابیت اقتصادی این طرح است. این فناوری علاوه بر کاهش حجم پسماند دفنی و آلودگی محیط زیستی، به کاهش انتشار گازهای گلخانه‌ای، تولید کمپوست باکیفیت و کاهش وابستگی به کودهای شیمیایی کمک می‌کند.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه نشان داد که استفاده از دستگاه کمپوستر با ظرفیت پردازش روزانه kg 1000 پسماند تر در یک مجتمع مسکونی ۲,۰۰۰ نفری در تهران، از نظر اقتصادی و محیط زیستی توجیه‌پذیر است. این فناوری با بازگشت سرمایه کوتاه‌مدت و کاهش قابل‌توجه پسماند دفنی، می‌تواند به‌عنوان راهکاری مؤثر در مدیریت پسماندهای آلی شهری مورد استفاده قرار گیرد.
 


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سلامت و محیط زیست می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb