16 نتیجه برای راستکاری
کاظم ندافی، محمدرضا زارع، مسعود یونسیان، محمود علی محمدی، نوشین راستکاری، سیدنجات موسوی،
دوره 4، شماره 2 - ( 6-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: در این تحقیق سمیت نانوذرات اکسید روی (ZnO) و اکسید تیتانیوم (TiO2) به عنوان دو نوع از پرکاربردترین نانوذرات مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج این مطالعه می تواند به وضع استانداردها و قوانین زیست محیطی نانوذرات کمک کند.
روش بررسی: غلظت های مختلف از دو نانوذره ZnO و TiO2 به محیط کشت های نوترینت آگار اضافه شد. سپس باکتری های اشرشیا کلی و استافیلوکوک اورئوس با تعداد مشخص به محیط کشت اضافه شدند و میزان بازدارندگی رشد در مقایسه با نمونه شاهد تعیین شد. اطلاعات حاصل به کمک نرم افزار SPSS ver 16.0 و آزمون استاندارد پروبیت، آنالیز شده و غلظت موثر 50 درصد(EC50 ) و غلظت بدون اثر بازدارنده (NOEC) در ارتباط با دو نوع نانوذره تعیین گردید.
یافته ها: طبق آزمایشات، EC50 24 ساعته نانو ZnO ، با استفاده از ا. کلای و ا. اورئوس به ترتیب mg/L 47/5 و mg/L 38/2 به دست آمد. EC50 24 ساعته نانوذرات TiO2 با استفاده از ا. کلای و ا. اورئوس نیز به ترتیب mg/L 5366 و mg/L 3471 محاسبه شد. همچنین برای نانوذرات ZnO غلظت بدون اثر بازدارنده (NOEC) با استفاده از ا. کلای و ا. اورئوس به ترتیب 15/1 و mg/L 28/3 و برای نانوذرات اکسید تیتانیوم غلظت بدون اثر بازدارنده با استفاده از ا. کلای و ا. اورئوس به ترتیب 1937 و 1184 محاسبه شد.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که سمیت حاد نانوذرات اکسید روی به مراتب بیشتر از سمیت حاد نانوذرات اکسید تیتانیوم است. مقایسه نتایج این مطالعه با معیارهای ارایه شده توسط EPA نیز نشان می دهد که از نظر سمیت حاد، نانوذرات اکسید روی در رده مواد با سمیت متوسط و نانوذرات اکسید تیتانیوم در رده موادی که عملا غیر سمی هستند قرار می گیرد. بنابراین پیشنهاد حدود مجاز مواجهه و وضع استانداردهای دفع محیطی نانوذرات اکسیدروی از نظر سمیت حاد در مقایسه با نانوذرات اکسید تیتانیوم نیازمند مراقبت بیشتری است.
الناز ایروانی، محمدهادی دهقانی، امیرحسین محوی، نوشین راستکاری،
دوره 6، شماره 2 - ( 6-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: بیسفنلA یک ماده شیمیایی مختلکننده غدد درونریز است که از طریق پسابهای کارخانه تولید آن، کاغذسازی و پلاستیکسازی وارد محیط میشود. هدف از این مطالعه بررسی ایزوترمهای جذب مربوط به کاهش بیسفنلA از محلولهای آبی توسط نانوتیوب کربن تک دیواره است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع تجربی است. آزمایش بصورت ناپیوسته با حجم 50mL نمونه در مقیاس آزمایشگاهی انجام گردید. متغیرها در این مطالعه زمان تماس (5,15,30,60,90,120min)، غلظت اولیه بیسفنل 2,5,20,50mg/L) A) و pH آن (3,5,6,9,11) بود. غلظت بیسفنلA با استفاده از دستگاه اسپکتروفتومتری UV-VIS سنجیده شد.
یافتهها: حداکثر ظرفیت جذب برابر با 71/42mg/g است. نتایج آزمایشات نشان داد که بیشترین ظرفیت جذب تعادلی در زمان تماس 60min و در 9 = pH اتفاق میافتد. همچنین با افزایش غلظت اولیه، ظرفیت جذب افزایش یافته و سپس به حالت ثابت میرسد.
نتیجهگیری: میزان جذب بیسفنلA توسط نانوتیوب کربن تک دیواره از مدل ایزوترم فروندلیچ – لانگمویر تبعیت میکند.
امیر حسین محوی، نوشین راستکاری، رامین نبی زاده، شاهرخ نظم آرا، سیمین ناصری، محبوبه قوچانی،
دوره 6، شماره 3 - ( 9-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: معمولترین روش گندزدایی آب کلرزنی است، واکنش کلر با ترکیبات آلی طبیعی که در طی فرایند تصفیه به خوبی حذف نشدند منجر به تشکیل فرآورده های جانبی گندزدایی می شود. هالواستیک اسیدها بعد از تری هالومتان ها دومین فرآورده جانبی کلرزنی مهم در آب هستند. در بیشتر مطالعات صورت گرفته در ایران تری هالومتان ها مورد بررسی قرار گرفته اند، بنابراین ترکیبات حاضر برای اولین بار در ایران مورد پایش قرار گرفتند. روش بررسی: نمونه برداری در 6 ماه متوالی (نیمه اول سال1389) از آب سطحی و تصفیه شده شهر تهران انجام شد. در نمونه های آب سطحی دما، pH ،جذب اشعه فرابنفش در254 nm و کل کربن آلی اندازه گیری شدند و در نمونه های آب تصفیه شده pH، کلر آزاد باقیمانده و هالواستیک اسیدها مورد آنالیز قرار گرفتند. یافته ها: نتایج مطالعه در شهر تهران نشان داد که غلظت کربن آلی در آب سطحی به ترتیب در فصل بهار و تابستان 3/6،4/42 mg/L و 1/78،2/71 و میزان هالواستیک اسیدها در فصل بهار و تابستان به ترتیب 41/7-55/56 μg/L و43/73-34/83 است.نتیجه گیری: نتایج نشان می دهند که غلظت مواد آلی طبیعی (NOM)، کل کربن آلی(TOC)و هالو استیک اسیدها (HAAs) در فصل بهار بیشتر از فصل تابستان است و میزان هالواستیک اسیدها به غلظت NOMو TOC وابسته است. با توجه به حداکثر غلظت مجاز هالواستیک اسیدها (60μg/L) توسط EPA می توان گفت در تمامی نمونه ها غلظت هالواستیک اسیدها از حداکثر مجاز کمتر است ولی به دلیل نزدیک بودن مقادیر پایش شده به سطح استاندارد می تواند هشداری برای مسئولان مربوط در صنعت آب محسوب شود.
محمدهادی دهقانی، محمود علیمحمدی، امیرحسین محوی، نوشین راستکاری، معصومه مستوفی، مریم غلامی،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: صنایع مختلفی نظیر پتروشیمی، پالایشگاه نفت، داروسازی، پلاستیک، کاغذ، فولاد و رزین مقادیر قابل-توجهی فنل و مشتقات آن را تولید میکنند. با توجه به اینکه فاضلابهای حاوی فنل دارای سمیت بالا و قدرت تجزیه-پذیری کم هستند، باید قبل از تخلیه به محیطزیست، تصفیه شوند. بنابراین هدف از این مطالعه، حذف فنل از محیطهای آبی با استفاده از نانولولههای کربنی چندجداره است. روش بررسی: فرایند جذب در شرایط آزمایشگاهی با تأکید بر اثر پارامترهای مختلفی چون زمانتماس (min 5 تا 120)، (11وpH (3،5،7،9، غلظت اولیه فنل (25،10،5و50mg/L) و یونهای مداخلهگر سولفات و کلراید (mg/L 20 تا 200) بر فرایند جذب مورد بررسی قرار گرفت. به منظور تفهیم بهتر فرایند جذب، سینتیک و ایزوترمهای جذب تعیین شد. یافتهها: نتایج نشان داد که حداکثر ظرفیت جذب در غلظتmg/L 50 فنل در طی زمان min 30 اتفاق میافتد. همچنین در pH بین 3 تا 9 تغییر محسوسی در جذب مشاهده نشد و در pH بیشتر از 9، جذب بطور ناگهانی کاهش یافت. وجود یونهای سولفات و کلراید، تأثیری بر فرایند نداشت. علاوه بر این مشخص شد که سینتیک جذب از مدل سینتیک درجه دوم کاذب و دادههای تعادلی از ایزوترم فروندلیچ تبعیت میکند. نتیجهگیری: بر مبنای نتایج حاصل از این مطالعه میتوان اظهار نمود که نانولولههای کربنی چندجداره به دلیل قابل استفاده بودن در محدوده وسیعی از pH، زمان کوتاه برای رسیدن به تعادل و همچنین عدم تأثیر یونهای مداخلهگر بر فرایند جذب، قابلیت خوبی درحذف فنل از محیطهای آبی دارند.
بابک کاکاوندی، مهدی مختاری، روشنک رضایی کلانتری، احسان احمدی، نوشین راستکاری، میثم فاتحی، علی آذری،
دوره 7، شماره 3 - ( 2-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: فنل یکی از آلاینده های دارای اولویت است که از طریق صنایع چرمسازی، رنگسازی، رزینسازی و داروسازی تولید شده و پس از ورود به محیط زیست سبب آلودگی آب های زیر زمینی میشود. از اینرو استفاده از یک روش مناسب جهت حذف آن امری ضروری است. هدف از این مطالعه سنتز و ارزیابی کارایی نانوکامپوزیت مغناطیسی کربن فعال-آهن صفر/ نقره (PAC-Feo/Ag) در حذف فنل از محیط های آبی است. روش بررسی: در این مطالعه به ترتیب از روش احیاء برای تبدیل آهن دو ظرفیتی به آهن صفر و روش هم ترسیبی برای نشاندن آهن بر روی کربن فعال استفاده شد. از اختلاط سریع همراه با دمای بالا نیز برای نشاندن نقره روی نانو ذرات آهن صفر استفاده گردید. ویژگی جاذب با تکنیکهای SEM، TEM و XRD مورد آنالیز قرار گرفت. سپس تاثیر تغییرات pH، زمان تماس، دور همزن، دما و غلظت های مختلف جاذب و فنل به روش یک فاکتور در زمان، بررسی و بهینه سازی شدند. ایزوترم و سینتیک واکنش نیز تعیین شد. یافتهها: نتایج نشان می دهد PAC-Feo/Ag دارای ساختاری مکعبی شکل، درهم تنیده و دارای قطری در محدوده 40 تا nm 100 است.pH برابر با 3، زمان تماسmin 90، دور همزن rpm 200 و میزان جاذب g/L 1 نیز به عنوان شرایط بهینه برای حذف فنل به دست آمدند. بررسی روابط ایزوترم و سینتیک نشان داد که داده های تجربی فرایند جذب فنل بر روی PAC-Feo/Ag، به ترتیب با مدل لانگمویر (R2>0/969) و شبه درجه دوم (R2>0/965) همبستگی دارند. نتیجهگیری: در شرایط بهینه، جاذب اصلاح شده با آهن صفر و نقره با حداکثر راندمان 97%، توانایی جذب سریع و موثری در حذف فنل داشته و به دلیل خاصیت مغناطیسی به سادگی توسط آهنربا از نمونه محلول جداسازی می شود.
مهرنوش ابطحی، کاظم ندافی، علیرضا مصداقینیا، کامیار یغمائیان، رامین نبیزاده، نعمتالله جعفرزاده، نوشین راستکاری، رضا سعیدی، شاهرخ نظم آرا،
دوره 7، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: دیکلرومتان یکی از آلایندههای خطرناک محیطزیست بویژه هوای آزاد بوده و در تماسهای حاد و مزمن، سلامت انسان را تهدید میکند. در این مطالعه کارایی بیوراکتور تلفیقی ستون حباب مایع- بیوفیلتر (HBCB) در حذف دیکلرومتان از جریان گازی آلوده در مقیاس پایلوت و شرایط پایدار بررسی شد. روش بررسی: آزمایشات در چهار مرحله با غلظت تقریبا ثابت دیکلرومتان (حدود ppm 240) و زمان ماند بستر خالی متغیر به میزان s 50، 100، 150 و 200 به انجام رسید و علاوه بر تعیین راندمان و نرخ حذف دیکلرومتان، خصوصیات مایع مخلوط بیوراکتور ستون حباب مایع مطالعه شد و سینتیک بیوفیلتراسیون تجزیه و تحلیل گردید. یافتهها: میانگین راندمان بیوراکتور تلفیقی در حذف دیکلرومتان در زمان ماند بستر خالی به میزان 200 و s 150 به ترتیب 79 و 71 درصد بود، اما با کاهش بیشتر زمان ماند بستر خالی راندمان حذف دیکلرومتان به میزان قابل توجهی تنزل یافت، بطوریکه در زمان ماند بستر خالی به میزان s 50، راندمان حذف دیکلرومتان به حدود 32 درصد رسید. کاهش زمان ماند بستر خالی از s 200 به s 50 با افزایش نرخ بارگذاری منجر به افزایش نرخ حذف دیکلرومتان از g/m3.h12/1 به g/m3.h 19/6 شد. نتایج تجزیه و تحلیل سینتیک نشان داد که دادههای سینتیک بیوفیلتراسیون بیشترین تطابق را با معادله سرعت درجه یک داشت (0/99>R2 و 2/2>&epsilon%) و ثابت سرعت حذف دیکلرومتان به میزان 0/0114 s-1 بدست آمد. بررسی خصوصیات مایع مخلوط نشان داد که تنظیم pH و هدایت الکتریکی با تناوب روزانه کافی بوده و محدودیتی در عملکرد بیوراکتور ایجاد نمی کند.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که بیوراکتور HBCB کارایی و سرعت نسبتا بالایی در حذف دی کلرومتان از جریان گازی آلوده داشته و نسبت به شرایط متغیر بهره برداری انعطاف پذیر است.
مریم زارع جدی، نوشین راستکاری، رضا احمدخانیها، محمود علی محمدی، مسعود یونسیان،
دوره 8، شماره 1 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: اخیرا، احتمال مواجهه با مواد شیمیایی موجود در جدار بطریهای پلی اتیلن ترفتالات از طریق مصرف آبهای بطری شده، نگرانیهایی را در مصرفکنندگان ایجاد کرده است. یک دسته از این ترکیبات استرهای فتالات نام دارند که برخی از آنها به عنوان ترکیبهای سرطانزا (دی اتیل هگزیل فتالات) و مختلکنندههای غدد درون ریز (دی اتیل هگزیل فتالات، دی بوتیل فتالات و بوتیل بنزیل فتالات) در انسان شناخته میشوند. هدف اصلی مطالعه، تعیین تاثیر زمان ماندگاری بر آزادسازی استرهای فتالات در آبهای بطری شده از زمان تولید تا تاریخ انقضا به مدت یک سال است. روش بررسی: نمونهها بعد خریداری در شرایط توصیه شده بر روی برچسب محصول در دمای اتاق و به دور از نور خورشید نگهداری گردیدند و سپس میزان آزادسازی استرهای فتالات در زمانهای مورد نظر توسط میکرو استخراج با فاز جامد و کروماتوگرافی گازی با دتکتور جرمی اندازه گیری شد. در نهایت ارزیابی خطر مواجهه با ترکیبات مورد نظر برای کل جامعه و گروههای حساس (کودکان پیش از سن مدرسه و زنان باردار و شیرده) از طریق محاسبه میزان دریافت روزانه از طریق آب و محاسبه ضریب خطر و ریسک سرطان اضافی صورت گرفت. یافتهها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که زمان از پارامترهای تاثیرگذار بر افزایش میزان مهاجرت استرهای فتالات از جدار بطریها به درون آب است. به طوری که با گذشت زمان غلظت هر سه ترکیب دی اتیل هگزیل فتالات، دی بوتیل فتالات و بوتیل بنزیل فتالات در آب افزایش مییابد و بعد از 12 ماه نگهداری غلظت فتالاتهای مختلکننده غدد درون ریز نسبت به هفته اول تولید به ترتیب 811/8، 2545/2 و832 درصد بیشتر شده است. با این حال، در کل در تمامی زمانهای مختلف نگهداری میزان دی اتیل هگزیل فتالات از حد مجاز تعیین شده توسط EPA (µg/L6) تجاوز نکرده و تا رسیدن به این میزان نیز فاصله زیادی وجود داشت. ضریب خطر عوارض غیر سرطانزایی محاسبه شده ناشی از این مواجهه (در تمامی گروههای هدف در محدوده 0/005 الی µg/KgBW 0/02) به تنهایی از طریق مصرف آبهای بطری شده در تمامی گروهها کم و قابل چشمپوشی است (ضریب خطر<1). علاوه براین، ریسک سرطان اضافی ناشی از حضور دی اتیل هگزیل فتالات در آبهای بطری شده نیز ناچیز و قابل چشمپوشی است (7-10×9/9). نتیجهگیری: با توجه به نتایج بدست آمده به نظر میرسد که استفاده از آبهای بطری شده به عنوان یک منبع مواجهه خطرزا با استرهای فتالات مطرح نبوده و استفاده از آنها از این نظر تهدیدی برای سلامت افراد جامعه محسوب نمیگردد.
نوشین راستکاری، فائزه ایزدپناه، مسعود یونسیان،
دوره 8، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: بنزن یکی از آلایندههای اصلی در آلودگی هوا بوده که گستردهترین ترکیب شیمیایی است که هم در فرایندهای طبیعی و هم در فرایندهای انسانی کاربرد دارد. مواجهه بنزن موجب خطرناکترین عوارض نامطلوب بهداشتی زیادی بخصوص سرطان خون میگردد. هدف از انجام این مطالعه تعیین میزان مواجهه کارگران پمپ بنزین با بنزن از طریق اندازهگیری بنزن هوای تنفسی و شاخص زیستی ترانس، ترانس- موکونیک اسید در ادرار است. مواد و روشها: این مطالعه از نوع مطالعات مقطعی بوده که در تابستان سال 93 انجام شد. 40 پرسنل شاغل در پمپ بنزینها (گروه مواجهه یافته با بنزن) و 40 نفر از افراد عادی جامعه به عنوان گروه کنترل (گروه مواجهه نیافته با بنزن) در این مطالعه شرکت نمودند. نمونههای ادرار قبل و بعد از شیفت کاری جمعآوری گردید. به منظور تعیین غلظت ترانس، ترانس- موکونیک اسید در نمونههای ادرار از تکنیک کروماتوگرافی مایع (HPLC) مجهز به ردیاب diode array استفاده گردید. در انتهای شیفت کاری بنزن جذب شده بر روی کارتریج توسط کربن دی سولفید استخراج و توسط دستگاه گاز کروماتوگرافی مجهز به دتکتور جرمی تعیین مقدار گردید. یافتهها: میانگین غلظت بنزن هوای تنفسی در گروه کارگران پمپ بنزین برابر با ppm 1/93±5/90 بود که به صورت معناداری از میانگین غلظت بنزن هوای تنفسی در گروه مواجهه نیافته (ppm 0/744±1/15) بالاتر است. میانگین غلظت ترانس، ترانس- موکونیک اسید در ادرار کارگران پمپ بنزین µg/L 19/47±64/75 بدست آمد که به صورت معناداری با غلظت ادراری این ترکیب در افراد مواجهه نیافته µg/L) 13/67±47/10) متفاوت بود. نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که همبستگی مناسبی (0/581=r) میان غلظت ادراری ترانس، ترانس- موکونیک اسید و غلظت بنزن هوای تنفسی وجود دارد. افراد شاغل در پمپ های بنزین در معرض مواجهه با غلظتهای بالای بنزن بوده و در این گروه از افراد، تماس از طریق استنشاق اصلی ترین مسیر مواجهه است.
مریم زارع جدی، مسعود یونسیان، رضا احمدخانیها، هما کاشانی، نوشین راستکاری،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از عوامل آلودگی هوای محیط ترکیبات آلی فرار (VOCs) هستند. در بین گازهای غیر متان، ترکیبات آروماتیک مانند بنزن قرار دارند که به عنوان ترکیب قطعا سرطانزا برای انسان شناخته شده است (گروه 1). با توجه به مضرات مواجهه با بنزن و کاربرد گسترده آن در صنایع و مشاغل مختلف، هدف از انجام این مطالعه ارزیابی احتمال خطر نیمه کمی و کمی مواجهه استنشاقی با بنزن در کارگران شاغل در جایگاههای سوختگیری شهر تهران است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در سه مرحله به شرح ذیل انجام شد. در مرحله اول بنزن هوای استنشاقی در دو گروه از افراد جامعه شامل 1) کارگران شاغل در جایگاههای سوختگیری 2) افراد عادی بدون مواجهه شغلی به عنوان گروه کنترل اندازهگیری شد. مرحله دوم شامل براورد میزان مواجهه هر دو گروه شرکتکننده در مطالعه و در ادامه ارزیابی خطر نیمه کمی حاصل از این مواجهه بود. در مرحله سوم به منظور ارزیابی خطر کمی، خطر سرطان اضافی ناشی از مواجهه مزمن با بنزن در طول زندگی محاسبه گردید.
یافتهها: میانگین غلظت بنزن در هوای استنشاقی کارگران شاغل در جایگاههای سوخت گیری حدود µg/m3 246/4±1527 و نزدیک به سطح مجاز بود (µg/m31600). در روش ارزیابی احتمال خطر نیمه کمی، ضریب ریسک محاسبه شده برای این میزان مواجهه شغلی با بنزن برابر با 4/5 بود که در پنجمین سطح ریسک (محدوده بسیار خطرناک) قرار دارد. با براورد مواجهه مزمن کارگران شاغل در جایگاههای سوختگیری با بنزن مشخص گردید که خطر سرطان در افراد مواجهه یافته 27/5 برابر افراد عادی بدون مواجهه است و در ارزیابی احتمال خطر کمی ریسک سرطان اضافی مشخص گردید که از هر 1000 نفر 3 نفر از افراد شاغل در جایگاه سوختگیری شانس ابتلا به سرطان را دارند که این عدد بسیار بیشتر از خطر قابل قبول سرطانزایی (6-10: یک در یک میلیون نفر) است.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان میدهد که میزان مواجهه شغلی با بنزن بالا و در محدوده خطرناک قرار دارد و ارزیابی احتمال خطر نیمه کمی و کمی نشان داد که ریسک ابتلا به سرطان در اثر مواجهه استنشاقی افراد شاغل در جایگاههای سوختگیری به طور بالقوه بسیار زیاد است (3000 برابر ریسک قابل قبول سرطانزایی). بنابراین انجام اقدامات کنترلی جهت کاهش مواجهه با این ماده شیمیایی خطرناک و سرطانزا الزامی است.
نوشین راستکاری، فائزه ایزدپناه،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: فرمالدئید یکی از ترکیبات آلی فرار سمی است که حذف آن از هوای آلوده ضروری است. یکی از فناوریهای موجود برای حذف این ترکیب، تجزیه فتوکاتالیستی است. هدف از انجام این مطالعه تعیین تاثیر کامپوزیت تیتانیوم اکساید به همراه گرافن اکساید احیا شده بر حذف فتوکاتالیستی گاز فرمالدئید است.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، ویژگیهای کاتالیست تولید شده با بررسیهای تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) و طیف IR تعیین شد. کارایی تخریب فتوکاتالیستی کامپوزیت تیتانیوم اکساید به همراه گرافن اکساید احیا شده در تجزیه گاز فرمالدئید تحت شرایط جریان مداوم، مورد مطالعه قرار گرفت. همچنین تاثیر غلظت اولیه فرمالدئید، سرعت جریان هوا و زمان ماند بر تجزیه گاز فرمالدئید بررسی شد.
یافتهها: نتایج حاصل نشان داد که کارایی تخریب فتوکاتالیستی کامپوزیت تیتانیوم اکساید به همراه گرافن اکساید احیا شده بسیار بالاتر از تیتانیوم اکساید به تنهایی است، میزان کارایی تخریب گاز فرمالدئید با افزایش سرعت جریان هوا کاهش مییابد. بنابراین چنین از نتایج بر میآید که سرعت جریان هوا یک فاکتور کلیدی برای استفاده از کامپوزیت RGO-TiO2 به عنوان یک عامل فتوکاتالیستی است. با افزایش غلظت گاز فرمالدئید از 0/1 به ppm 1 کارایی حذف از 89 به 34 % کاهش یافت.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نمایانگر آن است که از کامپوزیت تهیه شده در این تحقیق (RGO- TiO2) میتوان به عنوان یک فتوکاتالیست مناسب جهت حذف آلایندههای گازی استفاده نمود. از مزایای کامپوزیت تهیه شده، استفاده از نور مرئی به جایUV برای فعال نمودن فرایند اکسیداسیون است.
علیرضا خواجه امیری، مریم زارع جدی، رضا احمدخانیها، نوشین راستکاری،
دوره 9، شماره 3 - ( 9-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: آفت کشهای ارگانوکلره دستهای از ترکیبات مختلکننده غدد درون ریز هستند که باعث ایجاد طیف وسیعی از عوارض سلامتی در انسان و نیز سرطان میشوند. بطور کلی غذاهای چرب با منشاء حیوانی مانند شیر و محصولات لبنی منبع اصلی مواجهه انسان با سموم آفت کش ارگانوکلره به ویژه DDT و متابولیتهای آن است. هدف از مطالعه حاضر ارزیابی میزان مواجهه جمعیت عمومی ساکن در شهر تهران با DDT و متابولیتهای آن از طریق مصرف شیر پاستوریزه و نیز نهایتا ارزیابی ریسک سرطان زایی و غیرسرطان زایی ناشی از این میزان مواجهه است.
روش بررسی: میزان باقیمانده آفت کشDDT و متابولیتهای آن در 60 نمونه از شیرهای پاستوریزه تجاری پر چرب ( 3 درصد چربی) توسط کروماتوگرافی گازی با دتکتور جرمی اندازهگیری شد. ارزیابی ریسک سرطان زایی و غیرسرطان زایی نیز توسط روشهای استاندارد بین المللی محاسبه گردید.
یافتهها: DDT و متابولیتهای آن در تمامی نمونههای مورد آزمون یافت شد و محدوده غلظتی آن برابر با µg/L 0/0015 تا 0/28 و میانگین غلظت باقیمانده آفت کشها به ترتیب برای o,p DDE، p,p-DDE، p,p-DDT و p,p-DDD برابر با 0/03±0/05، 0/08±0/15، 0/05±0/09 و µg/L 0/02±0/05 است. میزان میانگین تخمینی محاسبه شده برای دریافت روزانه باقیماندهDDT و متابولیتهای آن از طریق مصرف شیر در جمعیت عمومی در محدوده 0/00006 الی mg/kg/day 0/0002 است که این میزان پایینتر از حد میزان دریافت مجاز روزانه برای عوارض غیرسرطان زایی است. بنابراین ریسک خطر محاسبه شده برای عوارض غیرسرطان زایی کمتر از 1 و در محدوده ایمن بود. با این وجود ریسک تجمعی محاسبه شده در بدترین شرایط براساس ماکزیمم غلظت مشاهده شده بیش از 1 بود. از نظر ریسک سرطان زایی نیز میزان مواجهه جمعیت عمومی از نظر ریسک سرطان اضافی در محدوده ایمن ارائه شده توسط سازمان حفاظت از محیط زیست آمریکا است.
نتیجهگیری: براساس نتایج حاصل از این مطالعه، جمعیت عمومی همچنان با DDT و متابولیتهای آن مواجهه دارند، بنابراین پایش و اندازهگیری این ترکیبات در تمام گروههای سنی به ویژه کودکان توصیه میشود.
مرتضی سیفی، نوشین راستکاری، محمد صادق حسنوند، حسین ارفعی نیا، مسعود یونسیان،
دوره 10، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: جمع آوری میعانات هوای بازدمی، روشی غیرتهاجمی، ایمن و آسان است که جهت نمونهبرداری از ریهها و تحقیقات علمی و همچنین برآورد اثرات آلودگی هوا در انسان مورد استفاده قرار میگیرد. ترکیبات موجود در میعانات هوای بازدمی اکثرا شامل مولکولهای موجود در مسیرهای تنفسی است که توسط بخارات آب رقیق شدهاند و شامل یونهای ساده، هیدروژن پراکسید، پروتئینها، سایتوکاینها، دزوکسی ریبونوکلئیک اسید، کراتین، الکترولیتها، عناصر جزئی و فلزات سمی هستند. هدف از این مطالعه سنجش نشانگر زیستی اینترلوکین شش (IL-6)با استفاده از دستگاه طراحی شده جهت جمعآوری میعانات بازدمی است.
روش بررسی: در این مطالعه دستگاهی جهت جمعآوری و متراکم کردن هوای بازدمی طراحی و ساخته شد. این دستگاه دمای هوای بازدمی را تا °C 20- کاهش داده و هوای بازدمی از طریق میعان به مخلوط مایع و جامد تبدیل شده و متعاقب آن نشانگر زیستی اینترلوکین شش با استفاده از روش 96 چاهکیELISA و با استفاده از کیت تجاری HS600B R&D Kit اندازهگیری شد. در این مطالعه، میعانات هوای بازدمی 36 فرد جوان سالم جمعآوری گردید. میعانات هوای بازدمی افراد جوان سالم پس از min 15-10 تنفس بصورت پیوسته در ویال جمعآوری گردید.
یافتهها: در این مطالعه غلظت اینترلوکین شش در نمونههای گرفته شده توسط کیت مذکور pg/mL 1/08 مشاهده شد. انحراف معیار غلظت نشانگر زیستی اینترلوکین شش 0/47 اندازهگیری شد. حجم میعانات هوای بازدمی در مطالعه حاضر بین 1/2 تا mL3/5 و میانگین آن mL2/3 برای هر فرد اندازهگیری شد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که حجم میعانات هوای بازدمی جمعآوری شده با استفاده از دستگاه طراحی شده در این مطالعه، با حجم جمعآوری شده با استفاده از وسایل مشابه خارجی قابل مقایسه است. همچنین میانگین غلظت اینترلوکین شش سنجش شده مشابه مقادیری بود که توسط سایر جمعآورندهها در مطالعات مختلف گزارش شده است. نتایج نشانگر این است که میتوان دستگاه ساخته شده را بعنوان یک ابزار مناسب جهت سنجش اینترلوکین شش در میعانات هوای بازدمی به محققین معرفی نمود.
کاظم ندافی، مسعود یونسیان، ساسان فریدی، عطا رفیعی، سعید پرمی، غلامحسین صفری، رامین نبی زاده نودهی، کامیار یغمائیان، نوشین راستکاری، رضا احمدخانی ها، صادق نیازی، محمد حسینی،
دوره 10، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: هیدروکربن های آروماتیک چندحلقه ای گروهی از آلاینده های آلی هستند که عمدتا در طی احتراق ناقص تولید می شوند. هدف اصلی این مطالعه شناسایی منابع اصلی انتشار PAHs در هوای شهر تهران و تعیین سهم این منابع در میزان انتشار این ترکیبات در هوای شهر تهران است.
روش بررسی: فیلترهای حاوی ذرات از 10 ایستگاه سنجش آلودگی هوای متعلق به شرکت کنترل کیفیت هوای شهر تهران جمع آوری شد و برای آنالیز به آزمایشگاه منتقل شد. به منظور اعتبارسنجی داده های بدست آمده با روش استخراج فیلترهای شرکت کنترل کیفیت هوا، نمونه برداری همزمان با استفاده از یک پمپ نمونه بردار SKC مجهز به هد نمونه برداری با ورودی انتخابی PM10 صورت پذیرفت. جهت شناسایی منابع انتشار و تعیین سهم آنها، نسبتهای تشخیصی و آنالیز مولفه های اصلی (PCA) مورد استفاده قرار گرفت.
یافتهها: میانگین نسبتهای فنانترن به مجموع فنانترن بعلاوه آنتراسن، بنزو[a] آنتراسن به مجموع بنزو [a] آنتراسن بعلاوه کرایسن، فلورآنتن به مجموع فلورآنتن بعلاوه پایرن و نسبتهای IcP/(IcP+BghiP) در نمونه ها به ترتیب 0/79، 0/52، 0/43 و 0/38 بوده است. این نسبتها نشان میدهند که احتراق، خصوصا سوختهای فسیلی و وسایل نقلیه موتوری، منبع اصلی انتشار PAHs در تهران بوده است. همچنین نتایج آنالیز PCA نشان داد که 49، 29 و 22 درصد از انتشار PAHs در هوای شهر تهران به ترتیب منتسب به خودروهای بنزینی، خودروهای گازوئیلی و سایر منابع بودند.
نتیجهگیری: براساس نتایج این مطالعه، احتراق ـ خصوصا سوختهای فسیلی و وسایل نقلیه موتوری ـ منبع اصلی انتشار PAHs در تهران بوده است.
فرشته احمدی، نوشین راستکاری، پریسا صدیق آرا، غلامرضا جاهد خانیکی،
دوره 10، شماره 3 - ( 9-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: آلومینیوم عنصری نوروتوکسیک است که احتمالا در بروز بیماری آلزایمر نقش دارد. استفاده از بسته بندی نیمه منعطف در سالهای اخیر افزایش یافته است. در این نوع بسته بندی لایه اصلی آلومینیوم است. هدف از این مطالعه تعیین غلظت آلومینیوم در غذاهای بسته بندی شده در بستههای نیمه منعطف آلومینیومی در طی مدت نگهداری است.
روش بررسی: 36 نمونه از انواع غذاهای بسته بندی شده در ظرف نیمه منعطف (جوجه کباب، خوراک مرغ، خورش قیمه) در چهار مقطع زمانی شامل روزهای 0، 60، 120 و 180 پس از تولید آنالیز شدند. تعیین غلظت Al در نمونهها به کمک دستگاه ICP پس از هضم مرطوب نمونهها انجام شد. تجزیه و تحلیل دادهها با آزمون واریانس دو طرفه (Two-way analysis of variance) با در نظر گرفتن متغیر مدت نگهداری و نوع غذا صورت گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد اثر مدت نگهداری بر افزایش محتوای Al غذاها از نظر آماری معنیدار است 0/001 .p<پس از 180 روز نگهداری غذاها بیشترین غلظت Al مربوط به غذای جوجه کباب (ppm 0/93±3/27) و کمترین غلظت Al مربوط به خورش قیمه ( ppm0/16±1/04) بود. نتایج مطالعه حاضر نشان داد نگهداری غذا در بستههای غذایی نیمه منعطف بر پایه Al میتواند منجر به افزایش محتوای Al غذا به مقدار معنیداری بشود.
نتیجهگیری: براساس میزان جذب قابل تحمل روزانه mg/kg 1 وزن بدن اعلام شده توسط سازمان بهداشت جهانی مواجهه با Al در اثر مصرف غذاهای آماده نگهداری شده به مدت شش ماه در بستههای نیمه منعطف آلومینیومی دوز پایینی از Al را به رژیم غذایی افراد اضافه میکند.
نجمه گلچین پور، نوشین راستکاری، رامین نبی زاده نودهی، مهرنوش ابطحی، علی آذری، الناز ایروانی، کامیار یغمائیان،
دوره 10، شماره 4 - ( 12-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: تری کلوسان از جمله موادی است که بهعنوان ضد میکروب در بسیاری از مواد دارویی و محصولات مراقبت شخصی بهکار میرود. اثرات سوئی مانند کاهش میزان هورمون تیروئید، مقاومت به آنتیبیوتیکها و افزایش خطر سرطان پوست برخی از مشکلات حضور این آلاینده در محیط است. مطالعه حاضر به بررسی کارایی فرایند نانوفتوکاتالیستیXe/ TiO2@GO در حذف تری کلوسان از محیطهای آبی پرداخته است.
روش بررسی: در مطالعه حاضر کاتالیزور TiO2@GO سنتز و مشخصات ساختاری آن با تکنیکهای SEM، EDX و FTIR تعیین گردید. تاثیر پارامترهای غلظت آلاینده، دوز کاتالیست و زمان تماس بر فرایند تخریب تری کلوسان طی فرایند نانوفتوکاتالیستی در حضور نور مرئی به کمک تکنیک آماری (Design of Experiments) DOE براساس روش سطح - پاسخ مطالعه شد. آزمون آنالیز واریانس برای بررسی تاثیرگذاری پارامترها در نظر گرفته شد. شرایط بهینه فرایند نیز با دیدگاه فاکتور مطلوبیت تعیین شد.
یافتهها: غلظت آلاینده، زمان تماس و دوز کاتالیست به ترتیب برابر با mg/L 0/487، min 14/898 و g/L 0/205 بهعنوان شرایط بهینه تعیین شد. حداکثر راندمان تخریب در شرایط بهینه 97/542 درصد حاصل شد. دوز کاتالیست نیز تاثیرگذارترین پارامتر در فرایند تخریب تری کلوسان بود.
نتیجهگیری: استفاده از کاتالیزور TiO2@GO در حضور نور لامپ زنون راندمان قابل قبولی در حذف تری کلوسان از خود نشان میدهد. استفاده از لامپ زنون به تنهایی بسیار از نظر اقتصادی مقرون به صرفه است.
فریبا سرلک، رامین نبی زاده، مسعود یونسیان، نوشین راستکاری،
دوره 11، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: ﻧﻤﮏ ﻳﺪﺩﺍﺭ مهمترین ﻣﻨﺒﻊ ید دریافتی در ایران است ﻣﻄﺎﻟﻌﻪﻫﺎﻱ ﻗﺒﻠﻲ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩﻧﺪ که ید نمکهای کشور هم در سطح توزیع و هم در سطح مصرف در وضعیت مناسبی نیست. هدف از این مطالعه توصیفی–تحلیلی بررسی میزان ید نمکهای خوراکی در سطح مصرف خانوارهای تحت پوشش معاونت بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران در سال 1395 است.
روش بررسی: این مطالعه برروی 315 خانوار که با روش نمونه گیری تصادفی و از سامانه سیب (سامانه یکپارچه بهداشت کشور) انتخاب شده بودند انجام شد. همراه با گرفتن نمونه نمک چک لیست از طریق مصاحبه تکمیل و میزان ید همه نمونهها با روش کیت یدسنج، اندازه گیری شد و یک سوم نمونهها علاوه بر کیت با استفاده از تیتراسیون نیز اندازه گیری و چک لیستها تحلیل شدند.
ﻳﺎﻓﺘﻪﻫﺎ: میانگین ید نمک مصرفی خانوارها µg/g 18/53 بود که این مقدار کمتر از استاندارد ملی کشور است. 12 درصد از ید نمونههای نمک با استاندارد WHO و ۵۹ درصد با استاندارد قبلی وزارت بهداشت (µg/g 55-20) و هیچکدام از نمونهها با استاندارد جدید وزارت بهداشت (µg/g 60-30) مطابقت نداشت.
نتیجهگیری: مشخص گردید که ارتباط معنیداری بین متغیرهایی مانند جنس و نوع ظرف نمک و ... با میزان ید برقرار نیست (0/05<p). ﻧﻤﮏﻫﺎﻱ ﻣﺼﺮﻓﻲ ﺩﺭ خانوارهای مورد مطالعه ﺩﺍﺭﺍﻱ ﻣﻘﺎﺩﻳﺮ ﮐﺎﻓﻲ ﻳﺪ ﻧﺒﻮﺩه ﻭ دانش و اطلاعات خانوارها در رابطه با اختلالات ناشی از کمبود ید کافی نیست و نیاز به آموزش همگانی دارند.