جستجو در مقالات منتشر شده


3 نتیجه برای صفاری

مهناز حیدری، هاجر صفاری خوزانی، محمدمهدی امین، محمد قاسمیان، الهام طاهریان، لیلا عطاری، اکبر حسن زاده،
دوره 4، شماره 2 - ( 6-1390 )
چکیده

زمینه و هدف:  آنتی بیو تیک ها  و هورمون ها پس از تاثیرگذاری، همراه با سایر زایدات از بدن دفع می شوند و با ورود به فاضلاب، می توانند فرایند تصفیه بی هوازی را مختل کنند. در این مطالعه رفتار بازدارندگی دو آنتی بیوتیک اوفلوکساسین و سیپروفلوکساسین و هورمون β17ـ استرادیول والرات (E2) بر فعالیت متان سازی ویژه (Specific  Methanogenic Activity (SMA بیومس بی هوازی مورد بررسی قرار گرفته است.
روش بررسی: تعداد 21 آزمون SMA به روش ناپیوسته و در ویال های شیشه ای 120 میلی لیتری انجام شد. 17% از حجم هر ویال به بیومس، 66% به سوبسترا، و 17% به تجمع بیوگاز اختصاص یافت. هر تست 30 ـ 15 روز به طول انجامید. متان تولید شده به وسیله جایگزینی گاز با محلول 2 نرمال KOH به عنوان جاذب COاندازه گیری شد.
یافته ها: در این مطالعه در غلظت های 200، 500 و mg/L 1000 آنتی بیوتیک اوفلوکساسین کاهش تولید متان به ترتیب به میزان 45، 76 و 88 درصد بود. کاهش 68، 81 و 88 درصدی تولیدی متان به ترتیب در غلظت های 100، 200 و mg/L 500 سیپروفلوکساسین مشاهده شد. میزان متان تجمعی در غلظت های mg E2 /L 1/0، 1، و 5 به ترتیب 66 ، 90 ، و121 میلی لیتر بود.
نتیجه گیری: آنتی بیوتیک سیپروفلوکساسین در غلظت های مشابه نسبت به آنتی بیوتیک افلوکساسین دارای بازدارندگی بیشتری بر فعالیت متان سازی ویژه بیومس بی هوازی دارد. همچنین، هورمون E2  در غلظت های پایین نسبت به دو آنتی بیوتیک سیپروفلوکساسین و اوفلوکساسین بازدارنده تر است.


علی خوانین، رمضان میرزایی، مریم صفاری، اردلان سلیمانیان،
دوره 5، شماره 2 - ( 7-1391 )
چکیده

Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 l> زمینه و هدف: رانندگان اتوبوس‌‌های شهری در طول رانندگی به طور دایم در معرض ارتعاش تمام بدن هستند، این مساله می‌‌تواند منجر به اختلالات سیستم‌‌های اسکلتی عضلانی، عصبی مرکزی و گردش خون شود و بیماری‌‌های شغلی ناشی از ارتعاش را ایجاد نماید. هدف از این مطالعه بررسی توصیفی ـ تحلیلی مواجهه رانندگان اتوبوس‌‌های شهری تهران با ارتعاش تمام بدن بوده است.
روش بررسی: پارامترهای مربوط به ارتعاش تمام بدن مانند شتاب ریشه مجموع مربعات، شتاب معادل کلی، میزان دوز ارتعاش و فاکتور قله به صورت مجزا در سه جهت (Y, ZوX) در 80 اتوبوس در 5 نوع مختلف که به صورت تصادفی انتخاب گردیده بودند اندازه‌‌گیری شد و نتایج به دست آمده با استاندارد  2631ISO مقایسه شد و در نهایت زمان مجاز رانندگی برای اتوبوس‌‌های مختلف محاسبه گردید.
یافته‌ها: شتاب ریشه میانگین مربعات وزن یافته فرکانسی در محورهای X,Y در تمامی اتوبوس‌ها در زیر ناحیه هشدار سلامتی و در محور z در ناحیه هشدار سلامتی است و  شتاب معادل کلی در اتوبوس نوع ایکاروس در بالاتر از ناحیه هشدار سلامتی و در بقیه اتوبوس‌‌ها در ناحیه هشدار سلامتی مطابق با استاندارد   ISO 2631 است،  میزان دوز ارتعاش (VDV) کمتر از 5/8 و فاکتور قله (CF) کمتر از9  بوده و در تمامی اتوبوس‌‌ها کمتر از حدود مجاز پیشنهادی استاندارد ISO 2631 است. همچنین زمان مجازرانندگی کمتراز 8 ساعت در روز تخمین زده شد و به ترتیب اتوبوس‌‌های ایکاروس بیشترین و اتوبوس‌‌های مان کمترین میزان شتاب ارتعاش، فاکتور قله و میزان دوز ارتعاش را به خود اختصاص دادند.
نتیجه‌گیری: باتوجه به نتایج امکان ایجاد خطرات بالقوه بهداشتی دررانندگان اتوبوس‌ها وجود دارد بنابراین توصیه می‌شود موارد مدیریت‌‌های ایمنی و بهداشتی در خرید اتوبوس‌‌های جدید، کاهش ساعات کاری و افزایش زمان استراحت در برنامه‌‌ریزی نحوه کار رانندگان مدنظر قرار گیرد.


محبوب صفاری،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه استفاده از بیوچار، به عنوان یک جاذب نوین و مناسب به منظور حذف آلاینده‌های غیرآلی از منابع آبی، رشد چشم‌گیری یافته است. مطالعه حاضر به منظور ارزیابی اثرات اصلاحات فیزیکی بیوچار در مقایسه با بیوچار غیر اصلاح شده، بر راندمان حذف نیکل در محلول‌های آبی، متاثر از فاکتورهای موثر بر حذف نیکل، انجام گرفت.
روش بررسی: پس از تولید بیوچار میوه سرو (RB)، ذرات RB (<μm 164)  با استفاده از دستگاه آسیاب سیاره‌ای به ابعاد بسیار کوچک (<μm 26) خرد شد (BMB) و پس از بررسی خصوصیات مختلف آن‌ها توسط تکنیک‌های SLS، BET، FTIR و SEM؛ کاربرد RB و BMB در بهینه سازی حذف نیکل از محلول‌های آبی با استفاده از روش سطح پاسخ (مدل باکس-بنکن)، مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته‌ها: بر اساس نتایج، اصلاح فیزیکی بیوچار (BMB) سبب کاهش 6/2 برابری اندازه ذرات، افزایش 4/9 برابری سطح ویژه، افزایش (حاوی اکسیژن) و کاهش (گروه‌های عامل آلیفاتیک و هیدروکسیل کششی) گروه‌های عامل ویژه و مورفولوژی سطح ریزدانه‌تر، در مقایسه با RB شد. کاربرد BMB در محلول آبی سبب افزایش 9/7 درصدی (به طور متوسط) از حذف نیکل، در مقایسه با نمونه RB شد. برازش داده‌های بدست آمده از حذف نیکل در مدل باکس-بنکن در هر دو جاذب، نشان از پیش بینی مناسب این مدل در بهینه سازی حذف نیکل از محلول‌های آّبی دارد.  
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، اصلاح فیزیکی بیوچار، به عنوان یک روش ساده، ارزان و دوست دار محیط زیست، با توجه به افزایش راندمان حذف آلاینده نیکل، می‌تواند روشی مناسب در فعال سازی بیوچار‌ها معرفی شود که تحقیقات بیشتر بر اساس نوع بیوچار و آلاینده‌ها مختلف را طلب می‌کند.
 


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سلامت و محیط زیست می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb