جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای عباسی

صدیقه عباسی،
دوره 9، شماره 3 - ( 9-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: مواد فتوکاتالیستی به علت کاربرد گسترده­ای که در حفاظت از محیط زیست دارند به طور گسترده مورد توجه قرار گرفته­اند. هدف این تحقیق بررسی و مطالعه آنالیز آماری فعالیت فتوکاتالیستی نانوذرات  ZnOو SnO2  جهت حذف آلاینده متیل اورانژ از آب است.

روش بررسی: نانوذرات ZnO و SnO2 به ترتیب به روش سل-ژل و شیمیایی سنتز شدند و متیل اورانژ به عنوان آلاینده مورد نظر انتخاب شد. تاثیر غلظت نانوذرات جهت حذف آلاینده در محدوده  0/25، 0/5 و 1 درصد وزنی مورد بررسی قرار گرفت. جهت بررسی تاثیر میزان تابش­دهی، سوسپانسیون حاوی آلاینده و نانوذرات در مدت زمان­های متفاوت و در محدوده 5 تا min 25 تحت تابش قرار گرفت. نتایج حاصل با استفاده از نرم افزار MSTATC, Ver 1.42 و آزمون آماری چند دامنه­ای دانکن (Duncan’s multiple range test) مورد بررسی قرار گرفت.

یافته‌ها: نتایج حاصل از آنالیز واریانس کارایی حذف متیل اورانژ نشان داد که در سوسپانسیون­های حاوی ZnO و SnO2، زمان تابش­دهی، غلظت نانوذرات و اثر متقابل آنها در سطح احتمال 5 درصد دارای تاثیر معنی­داری بر روی حذف فتوکاتالیستی متیل اورانژ هستند. همچنین با افزایش زمان تابش­دهی از 5 تا مدت min 25 میزان حذف آلاینده در سوسپانسیون حاوی ZnO و SnO2  به ترتیب به 42/97 درصد و 55/69 درصد می­رسد. بررسی تاثیر غلظت نانوذرات بر روی میزان حذف متیل اورانژ نیز نشان­دهنده افزایش میزان فعالیت فتوکاتالیستی نانوذرات با افزایش غلظت است.

نتیجهگیری: طبق نتایج بدست آمده مشاهده شد که میزان فعالیت فتوکاتالیستی ZnO نسبت به SnO2 بیشتر است. بنابراین استفاده از ZnO جهت حذف آلاینده موثرتر است.


یاسر عباسی، فرهاد میرزایی، تیمور سهرابی،
دوره 11، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: این تحقیق به منظور بررسی توزیع سطحی و عمقی فلزات سنگین سرب، مس و نیکل در خاک اراضی آبیاری شده با پساب در جنوب شهر تهران به کمک GIS و مدل هایدروس انجام شد که انتظار می ­رود اطلاع جامعی از پراکندگی و غلظت آنها در خاک به‌دست آورد.
روش بررسی: پهنه ­بندی فلزات سنگین مس، نیکل و سرب با استفاده از روش کریجینگ در محیط GIS به کمک واریوگرام ­های دایره ­ای، کروی، نمایی و گوسین بررسی شد. علاوه بر این، مدل‌سازی جریان عمقی آب و فلزات سنگین در محیط خاک توسط مدل هایدروس یک بعدی، تا عمق cm 50 خاک برای یک دوره 210 روزه صورت گرفت و میزان غلظت فلزات سنگین تا عمق ریشه­ شبیه­ سازی شد.
یافته­­ ها: بررسی توزیع سطحی عنصر سرب با مدل کروی نشان داد تغییرات این عنصر در محدوده 20 تا mg/kg 70 بوده است. این مقادیر برای عنصر مس mg/kg 50-60 و برای عنصر نیکل در محدوده mg/kg 30 بوده است. بررسی انتقال عمقی عناصر سنگین نیز در داخل خاک با استفاده از مدل هایدروس نشان داد در لایه cm 0-15 اولیه خاک مقدار شبیه ­سازی شده بیشترین مقدار را دارد و روند تغییرات عمقی عناصر در لایه ­­های پایین‌تر بصورت کاهشی است.
نتیجه­‌گیری: مقایسه غلظت این عناصر با استاندارد مجاز معرفی شده توسط‌WHO  نشان داد عنصر سرب در این منطقه بالاتر از میزان مجاز بوده است. همچنین مدل­ های مورد استفاده توانستند بهطور قابل قبولی بررسی توزیع عمقی یا سطحی فلزات سنگین را میسر سازند.
 

فریبا عباسی، محمدرضا سمایی، ماهرخ جلیلی، حسین خدادادی، علی کریمی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر تغییر فصل بر روی تراکم و تنوع گونه ­های هوابرد قارچی از فرایند کمپوست ­سازی است.
روش بررسی: نمونه­ ها براساس روش 0800  NIOSHدر ارتفاع m 1/5 از سطح زمین طی فرایند تفکیک پسماند، همزدن ویندرو و سرند کمپوست رسیده گرفته شد. نمونه ­های هوا در دو فصل تابستان (108 نمونه) و زمستان (108 نمونه) در کارخانه کمپوست­ سازی در شیراز برداشته شد. محیط کشت شامل سابورود دکستروز آگار (Sabaroud Dextrose Agar) بوده که پس از نمونه ­برداری در دمای °C 37-45 انکوبه گردید. نتایج توسط آزمون t-test در MATLAB نسخه 2018 آنالیز شدند.
یافته ­ها: طی تفکیک پسماند و سرند توده کمپوست رسیده، تنوع قارچی در تابستان بیشتر از زمستان بود (0/05p<). گونه غالب به ترتیب آسپرژیلوس فلاووس (CFU/m3 4449/8) (0/05p<) و گونه ­های پسیلیومایسس (CFU/m3 1850/9) (0/05p<) بودند. در حالی‌که تنوع گونه­ های قارچی در زمان به همزدن توده ویندرو در زمستان بیشتر از تابستان (0/05p<) و گونه غالب، مخمر(CFU/m3 420/6) بود. در تمام مراحل کمپوست­ سازی تنوع گونه­ های قارچی ترموفیل در تابستان بیشتر از زمستان بوده و ارتباط مستقیم و مثبتی با دما و رطوبت داشته است. به‌طوری‌که در زمستان، تنها گونه آسپرژیلوس فومیگاتوس در طی به همزدن توده ­های ویندرو شناسایی شد (CFU/m3 433/46).
نتیجه ­گیری: از آنجائی‌که تراکم و تنوع قارچ ­های مزوفیل در تابستان بیشتر از زمستان بوده و در تمام مراحل کمپوست ­سازی غلظت گونه­ آسپرژیلوس از محدوده مجاز و رهنمودهای EPA, ACGIH, NIOSH و EU بالاتر بوده، تمهیدات لازم فردی و اقدامات مربوط به حذف اسپورهای قارچی از هر دو محیط ضروری است.

نادر عباسی، محسن محمدی گلنگش،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: فلزات سنگین به علت سمیت، ماندگاری در شرایط طبیعی، قابلیت ورود و تجمع (تجمع زیستی و بزرگنمایی زیستی) در زنجیره های غذایی، به عنوان آلوده کننده های جدی تلقی می گردند. هدف از این مطالعه بررسی غلظت فلزات سنگین Pb، Cd، Cu، Zn، Cr، Fe و Ni در خاک های سطحی کشاورزی محدوده مرکز دفن میاندوآب بوده است.
روش بررسی: در این پایش پس از بازدید منطقه، 57 نمونه خاک از عمقcm  20-0 برداشت شد. پس از آماده سازی و هضم نمونه ها در آزمایشگاه، توسط دستگاه پلاسمای جفت شده القایی (ICP-OES) مورد سنجش قرار گرفتند. شاخص پتانسیل خطر اکولوژیک (PERI) و شاخص زمین انباشتگی (Igeo)، آزمون مؤلفه های اصلی (PCA) و همبستگی پیرسون (Pearson’s Correlation)، آنالیز خوشه ای (Cluster) و آزمون تی منفرد (One-T-test) استفاده شد. پردازش آماری نتایج نیز با نرم افزار آماری SPSS انجام یافت.
یافته‌ها: بر اساس نتایج آزمون تی منفرد میانگین غلظت فلزات Pb، Cd، Cu، Zn، Cr، Ni تفاوت معناداری با غلظت زمینه شان در خاک نداشت (0/05<p) و این تفاوت فقط برای فلز Fe معنا دار بود (0/05<p) که حاکی از منشأ زمین شناسی این عنصر بود. شاخص پتانسیل خطر اکولوژیک، با میانگین 46/95 در محدوده خطر کم قرار داشت. بر اساس نتایج آزمون مؤلفه های اصلی (PCA) عامل اول با کروم، سرب و آهن، عامل دوم با روی و مس وعامل سوم با کادمیوم بطور مثبت و معناداری مرتبط بود. مطابق نتایج آنالیز خوشه ای، آهن بطور عمده وابسته به منابع طبیعی آن بود. بر اساس نتایج شاخص زمین انباشتگی تمامی فلزات به جز فلز مس در 2 ایستگاه (2 و 4 غیر‌آلوده تا کمی آلوده) در طبقه غیرآلوده بود.
نتیجه‌گیری: منشأ حضور عناصر، وابسته به عوامل طبیعی و انسانی است. بطور خاص کروم، سرب و کادمیوم با احتمال زیاد از منابع انسان ساخت و آهن از منابع طبیعی است. کاهش غلظت فلزات را می توان به دلایلی از جمله شخم های مداوم و سالیانه، عدم فعالیت مرکز دفن پسماند، جذب زیستی توسط محصولات زراعی، خاکشویی و انتقال به اعماق پایین تر عنوان نمود.

فرهاد خسروانی، عنایت عباسی، شهلا چوبچیان،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: اگرچه پیش‌زمینه‌ افزایش پسماندهای غذایی چالش‌های فرهنگی و آموزشی است، لیکن مشارکت عمومی در مدیریت اصولی پسماندهای غذایی نقشی حیاتی دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی ضرورت و نقش مشارکت شهروندی و طراحی مدل رفتار مدیریت پایدار پسماندهای غذایی خانگی در شهر تهران است.
روش بررسی: مطالعه حاضر به لحاظ پارادایم کمی است که به روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری، شامل 2/239/907 خانوار شهر تهران بودند که از این تعداد 384 خانوار با استفاده از جدول کرجسی و مورگان به روش طبقه ای تصادفی با انتساب متناسب به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده­ ها، پرسشنامه محقق‌ساخته بود که روایی محتوایی و ظاهری آن توسط پانلی از اساتید ترویج و آموزش کشاورزی و صاحبنظران حوزه پسماند مورد تأیید قرار گرفت. مقدار پایایی آلفای کرونباخ (0/78 تا 0/92) نشان از پایایی ابزار تحقیق بود. به منظور تعیین قدرت متغیرهای مستقل در پیشگویی متغیر وابسته تحقیق، از تحلیل مسیر با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری و نرم‌افزار لیزرل استفاده شد.
یافته‌ها: مطابق با نتایج حاصل از تحلیل مسیر و آماره R2، متغیرهای نیت شهروندان درخصوص مدیریت پایدار پسماندهای غذایی، نگرش زیست ­محیطی، آگاهی و دانش زیست­ محیطی، دلبستگی مکانی، رضایتمندی و اعتماد اجتماعی شهروندان در مجموع توانستند 67 درصد از تغییرات واریانس رفتار مشارکتی شهروندان در مدیریت پایدار پسماندهای غذایی را تبیین کنند. 
نتیجه­ گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان می‌دهد که آگاهی و نگرش محیط‌زیستی شهروندان نقش مهمی در مشارکت آن‌ها در مدیریت پایدار پسماندهای غذایی دارد. به‌عبارت‌دیگر، هرچه شهروندان اطلاعات بیشتری درباره پیامدهای محیط‌زیستی پسماندهای غذایی داشته باشند، تمایل آن‌ها به همکاری و مشارکت در مدیریت بهینه پسماند افزایش می‌یابد. بنابراین، تدوین و اجرای برنامه‌های آموزشی مؤثر برای افزایش سطح آگاهی و بهبود نگرش محیط‌زیستی شهروندان، امری ضروری است که می‌تواند به بهبود رفتارهای مشارکتی در این حوزه کمک کند.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سلامت و محیط زیست می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb