جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای فرزاد کیا

معصومه گلشن، سیمین ناصری، مهدی فرزاد کیا، علی اسرافیلی، روشنک رضایی کلانتری، لیلا کریمی تکانلو،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: استفاده از سورفکتانت‌ها منجر به افزایش دسترسی زیستی به آلاینده‌های سخت تجزیه‌پذیر از جمله PAHs می‌شود. در این راستا استفاده از بیوسورفکتانت‌ها به دلیل سازگاری با محیط زیست مورد توجه ویژه قرار دارند، اما توانایی آنها در قبال سورفکتانت‌های شیمیایی باید مورد بررسی قرار گیرد. در این تحقیق تأثیر سورفکتانت زیستی برکارایی اصلاح زیستی خاک آلوده به فنانترن مورد مقایسه با سورفکتانت شیمیایی قرار گرفت. روش بررسی: خاک عاری از هر نوع آلودگی شیمیایی و میکروبی، به طور مصنوعی به فنانترن آلوده شد، سپس محلول نمک‌های معدنی با غلظت ثابت از سورفکتانت شیمیایی تریتون X-100 و بیوسورفکتانت رامنولیپیدMR01 تهیه، بعد مخلوط میکروبی با قابلیت تجزیه فنانترن در دو سطح غلظتی (2 و 1=OD 600 nm)، به محلول مذکور اضافه شد به طوری‌که نسبت 10 درصد وزنی حجمی (خاک به محلول) حاصل گردد، کلیه نمونه‌ها و شاهد‌های مربوطه بر روی شیکر قرار گرفتند و هوادهی شدند. پس از 8 هفته غلظت فنانترن باقیمانده در خاک پس از استخراج توسط اولتراسونیک به HPLC تزریق و مورد سنجش قرار گرفت. جمعیت میکروبی نیز با روش MPN سنجش شد. این تحقیق براساس آزمایش فاکتوریل کامل انجام شد. یافته‌ها: راندمان حذف فنانترن با غلظت اولیه mg/kg 50 در حضور تریتونX-100 ،98/5% و در حضور رامنولیپیدMR01 ، 88/7% بدست آمد، در حالی‌که در غلظت mg/kg ‌300 فنانترن، این میزان برابر 87% و 76% به ترتیب برای تریتونX-100 و رامنولیپیدMR01 بدست آمد. در غیاب سورفکتانت در غلظت mg/kg 50، 60/76% و در غلظت mg/kg 300، 51% راندمان حذف فنانترن حاصل شد. راندمان حذف در OD600nm=2 بیشتر از OD600nm=1 بدست آمد. بررسی تغییرات جمعیت میکروبی با گذشت زمان نشان داد، حداکثر رشد میکروبی در هفته‌‌‌ دوم در حضور بیوسورفکتانت رامنولیپید بیشتر از تریتونX-100 بوده است. نتیجه‌گیری: در مناطق با آلودگی‌های کمتر (مناطق گسترده آلوده اطراف پالایشگاه ها) استفاده از رامنولیپید می‌تواند به عنوان یک گزینه مناسب در کاهش آلودگی مورد نظر باشد. اما در مکان‌هایی با آلودگی بالا (مناطقی که به طور متمرکز و یا تحت تأثیر حرارت آلوده شده‌اند) استفاده از سورفکتانت‌ها‌ی شیمیایی به صورت خارج از مکان (Ex situ) نتایج مطلوب‌تری را حاصل می‌نماید.

رضا براتی رشوانلو، مهدی فرزاد کیا،
دوره 11، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: تجزیه لجن با امواج اولتراسونیک، به‌عنوان یک روش پیش تصفیه قبل از فرایند تثبیت و آبگیری است که باعث تغییر در ویژگی‌های فیزیکی و شیمیایی آنها می‌شود. هدف اصلی از این تحقیق بررسی کارایی امواج اولتراسونیک در بهبود فرایندهای هیدرولیز، تثبیت و آبگیری لجن فعال خام فاضلاب شهری است.
روش بررسی: از لجن فعال برگشتی به حوض هوادهی، نمونه‌برداری انجام گردید و آمایش فیزیکی با هدایت امواج اولتراسونیک با فرکانس‌های 20 و  kHz40 در زمان‌های 0/5، 3، 5، 10، 15، 30 و min 60 انجام گرفت. در ادامه بهبود فرایندهای هیدرولیز، تثبیت و آبگیری نمونه‌ها با انجام آزمایشاتی نظیر:TS ،TSS ، CST، SRF، VS، nVS، VSssو VSSOL مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: VS SOL درفرکانس kHz 20 در زمان min 15 به میزان 73 درصد افزایش داشت و VS SOL در فرکانس kHz 40 در زمان  min10 به میزان 100 درصد افزایش داشت. درصد کاهش VS در فرکانس kHz 20 از زمان  min15 شروع و در min 60  به 18 درصد رسید. کاهش این شاخص در فرکانس kHz 40 در زمان min 10 شروع و تاmin  60 به میزان 24 درصد رسید. مقاومت ویژه لجن در دو فرکانس 20 و kHz 40 در زمان تماس min 1 به ترتیب 25 و 20 درصد کاهش داشت و زمان مکش موئینه در دو فرکانس 20 و  kHz40 در زمان  تماس min 1 به ترتیب کاهش 28 و 21 درصد را نشان داد.
نتیجه‌گیری: بهترین کارایی هیدرولیز جامدات آلی لجن خام بیولوژیکی در زمان  min10 با فرکانس kHz 40 به‌دست آمد. بیشترین راندمان تثبیت لجن در فرکانس kHz 40 در زمان min 60 بدست آمد. بهترین شرایط آبگیری لجن در فرکانس kHz 20 در زمان تماس min 1 حاصل گردید.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سلامت و محیط زیست می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb