جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای نیری

غلامرضا گودرزی، سحر گراوندی، سعید سعیدی مهر، محمد جواد محمدی، مهدی وثوقی نیری، شکراله سلمان زاده، کامبیز احمدی انگالی، عبدالکاظم نیسی، علی اکبر بابایی،
دوره 8، شماره 1 - ( 5-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: طبق برآوردهای سازمان بهداشت جهانی تقریبا هر سال 150000 نفر در جنوب آسیا در اثر بیماری های قلبی– عروقی، تنفسی و سرطان ریه ناشی از آلودگی هوا دچار مرگ زودرس می شوند. نتایج مطالعات در خصوص اثرات کوتاه مدت و بلند مدت به صورت موارد بستری، مراجعه به پزشک، تعداد موارد یک بیماری خاص، مرگ و تعداد سال های از دست رفته زندگی (YOLL) گزارش می شود. در این مقاله هدف این است که به اثر آلاینده PM10 بر سلامت انسان پرداخته شود. مدل کامپیوتری (Air Quality Health Impact Assessment) 2.2.3  Air Q جهت ارزیابی اثرات سوء ناشی از در معرض قرار گرفتن آلاینده PM10 بر سلامت انسان در اهواز در سال 1388 استفاده گردید. تماس طولانی مدت با ذرات معلق بصورت کاهش در طول عمر شخص، خود را نشان می دهد. میزان شیوع برونشیت و کاهش عملکرد ریوی در بچه ها و بزرگسالان حتی در غلظت های متوسط سالیانه ذرات معلق زیر (20µg/m3 (PM2.5 و (30µg/m3 (PM10دیده شده است. عمده منابع انتشار ناشی از دخالت بشر در خصوص ذرات معلق ترافیک جاده‌ای(25-10 درصد)، احتراق ثابت(55-40 درصد) و فرایندهای صنعتی(30-15 درصد) هستند. روش بررسی: در این مطالعه داده‌های مورد نیاز از سازمان محیط زیست و سازمان هواشناسی اهواز گردآوری گردید. در مرحله بعد با توجه به خام بودن داده‌ها توسط نرم افزار Excelپردازش (مجموعه دستورات تصحیح دما و فشار، میانگین‌گیری، کد نویسی) داده‌ها انجام گردید. در مرحله آخر داده‌های پردازش شده توسط Excel به مدل Air Qداده شد. این مدل یک ابزار معتبر و قابل اعتماد به منظور برآورد اثرات کوتاه مدت آلاینده‌های هوا توسط سازمان بهداشت جهانی معرفی شده است. این مدل شامل چهار اسکرین ورودی (Supplier، AQ data، Location، Parameter) و دو اسکرین خروجی (Table، Graph) است. یافته‌ها: یافته‌ها نشان دادند که ایستگاه‌های اداره کل و نادری به ترتیب بیشترین و کمترین غلظت PM10را داشته‌‌‌اند، همچنین متوسط سالیانه، متوسط تابستان، متوسط زمستان و صدک 98 این آلاینده در شهر اهواز به ترتیب برابر با 261، 376، 170 و µg/m3 1268 بوده است. با توجه به نتایج حاصل تعداد کل مرگ‌ها منتسب به تماس با PM10 در یک سال 1165 نفر بوده است. نتیجه‌گیری: نرم افزار Air Q با استفاده از داده‌های پردازش شده توسط اکسل، خطر نسبی، بروز پایه و جزء منتسب را محاسبه نموده و حاصل کار را به صورت مرگ و میر نمایش می‌دهد. ذکر این نکته الزامی است که هیچ مدلی وجود ندارد که بتواند اثرات تمام آلاینده‌ها را یکجا و روی هم برآورد نماید. با توجه به نتایج حاصل تعداد موارد تجمعی مرگ قلبی عروقی با توجه به برآورد حد وسط خطر نسبی در اثر تماس با PM10 طی یکسال 612 نفر بوده است که 52 درصد این تعداد مربوط به غلظت کمتر از µg/m3 300 است. همچنین تعداد موارد تجمعی مرگ ناشی از بیماری‌های تنفسی با توجه به برآورد حد وسط خطر نسبی در اثر تماس با PM10 طی یکسال 114 نفر بوده است. تعداد تجمعی موارد مراجعه سرپائی به علت بیماری تنفسی منتسب به PM10در یک سال 1551 نفر بوده است. 36 درصد موارد فوق در روزهای با غلظت کمتر از µg/m3 200 رخ داده است.


علیرضا حاجی قاسمخان، لعبت تقوی، الهام منیری، امیرحسام حسنی، همایون احمدپناهی،
دوره 13، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: استفاده روز افزون از سم و کود شیمیایی در کشاورزی به منظور بهره وری بیشتر از زمین‌های حاصلخیز، منجر به آلودگی منابع آب به انواع آلاینده‌ها از جمله علف کش‌ها شده است. در این پژوهش، یک نانوجاذب مغناطیسی پلیمردار جدید به نام PV/S-g-3D-GO/N سنتز و برای حذف علف کش‌های  2و4 دی کلرو فنوکسی استیک اسید (2,4-D) و متیل کلرو فنوکسی استیک اسید (MCPA) به‌کار گرفته شده است.
روش بررسی: جهت بررسی ساختار نانوجاذب سنتز شده از تکنیک‌های FTIR، FESEM، TEM، XRD، VSM و TGA استفاده و اثر پارامترهای pH، دما، زمان تماس، مقدار جاذب و غلظت اولیه بر جذب بهینه علف کش‌ها، مطالعه شد. همچنین مطالعات سینتیکی، ایزوترمی و ترمودینامیکی جذب نیز مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد در شرایط بهینه جذب، شامل pH برابر با 3 برای هر دو علف کش مذکور، زمان تماس min 180 برای علف کش 2,4-D و min 300 برای علف کش MCPA، دوز جاذب برابر با g/L 5 و دما برابر با °C 50 برای هر دو علف کش مورد مطالعه، ماکزیمم ظرفیت جذب (qmax) در مورد 2,4-D بهmg/g  5/62 و درمورد علف کش MCPA به mg/g 4/94 می‌رسد. همچنین نانوجاذب سنتز شده برای حذف علف کش‌های 2,4-D و MCPA از نمونه‌های واقعی با موفقیت کامل (راندمان حذف 100 درصد) به‌کار گرفته شد. شایان ذکر است برای هر دو علف کش مورد تحقیق، داده‌های ایزوترم به‌دست آمده از مدل لانگمویر تبعیت کرد و سینتیک فرایند جذب منطبق بر مدل شبه درجه دوم بود.
نتیجه‌گیری: نتایج پژوهش گویای آن است که نانوجاذب سنتز شده می‌تواند برای حذف علف کش‌های فنوکسی از زه آب‌های بخش کشاورزی و همچنین منابع آب آلوده به آلاینده‌های مورد مطالعه به‌کار گرفته شود.

آرزو محمودی، سید علیرضا موسوی، دانیال نیری، پرستو درویشی،
دوره 15، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: پیامد بکارگیری مواد منعقدکننده‌ای نظیر آلومینیوم سولفات و کلروفریک در واحد انعقاد تصفیه خانه‌های متداول آب تولید لجنی است که حاوی مقادیر زیادی منعقدکننده است که علاوه بر ریسک‌های محیط زیستی، هزینه‌های دفع را نیز به همراه خواهد داشت. امروزه محققین با هدف حفظ محیط زیست و همچنین کاهش هزینه‌های تصفیه بر بازیابی و استفاده مجدد منعقدکننده‌های موجود در لجن تاکید دارند. در این راستا مطالعه حاضر با هدف بازیابی و استفاده مجدد از لجن تصفیه خانه آب به عنوان ماده منعقدکننده کم هزینه در تصفیه فاضلاب پیشنهاد و اجرا گردید.
روش بررسی: این پژوهش، مطالعه‌ای تجربی- آزمایشگاهی است. به منظور بازیابی مواد منعقد‌کننده از لجن جمع آوری شده از روش هیدرولیز اسیدی استفاده گردید. مشخصات فیزیکوشیمیایی لجن بازیابی شده نیز با استفاده از طیف‌سنجی FTIR، FE-SEM و BET تعیین گردید. کارایی لجن بازیابی شده در دوزهای مختلف (50 تاmg/L  300) در مقایسه با مواد منعقدکننده سولفات آلومینیوم و کلرید فریک بر تصفیه پذیری فاضلاب از نظر شاخصهای مختلف COD، TSS، VSS، کدورت، فسفر و کلیفرم مورد بررسی قرار گرفت. نتایج مطالعه در نرم افزار اکسل 2016 تحلیل و نمایش تصویری ارائه گردید.
یافته‌ها: نتایج به دست آمده از این مطالعه بیانگر آن است که لجن بازیابی شده دارای ساختاری غیر کریستالی و نامنظم است. علاوه بر این، مواد منعقدکننده بازیابی شده از لجن تصفیه خانه آب کارایی بالایی در تصفیه فاضلاب از خود نشان داد به طوری‌که 66/6درصد‌، 82/49 درصد، 79/66 درصد‌، 80 درصد، 65 درصد و 99/18 درصد از COD، کدورت، TSS، VSS، فسفر، کلیفرم کل به ترتیب در بیشترین دوز (mg/L 300) حذف شدند. علاوه بر این، نتایج نشان داد که دوز ماده منعقدکننده بازیابی شده تاثیر بسیار زیادی در افزایش کارایی فرایند انعقاد و لخته سازی در تصفیه فاضلاب دارد.
نتیجه‌گیری: نتایج به خوبی نشان داد که مواد منعقد‌کننده بازیابی شده از لجن تصفیه خانه آب میتواند گزینهای قابل قبول با اثر بخشی مناسب جهت استفاده در فرایندهای تصفیه فاضلاب در نظر گرفته شود.
 

ساناز جعفری، امیرحسین جاوید، الهام منیری، امیرحسام حسنی، همایون احمدپناهی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: مواد هیومیک به گروهی از ماکرومولکول‌های آلی ناهمگن با وزن مولکولی بالا اطلاق می‌شود که حاصل واکنش‌های بیولوژیکی و ژئوشیمیایی بوده و به‌عنوان محصولات جانبی گندزدایی شناخته شده اند. نانوذرات مغناطیسی بدلیل اندازه کوچک و قدرت تفکیک آلاینده‌های محیط زیستی از جمله آلاینده‌های آب و فاضلاب در تصفیه آلاینده‌های سمی و خطرناک کاربرد دارند. هدف از انجام این مطالعه بررسی کارایی حذف با استفاده از نانوجاذب سه بعدی مغناطیسی و تعیین شرایط بهینه در حذف است.
روش بررسی: ابتدا اکسید گرافن سه بعدی مغناطیسی سنتز و سپس اصلاح سطح با آلیل آمین/آلیل گلیسیدیل اتر انجام شد. خصوصیات نانوجاذب مغناطیسی سنتز شده با استفاده از میکروسکوپ الکترونیکی روبشی، pH نقطه صفر بار سطحی تعیین شد. در این پژوهش پارامترهای مختلف pH، مقدار نانو جاذب، زمان تماس و دما مورد مطالعه قرار گرفت و بهینه شرایط حذف بدست آمد. نتایج بهینه از روش­ های تک متغیره و تاگوچی بدست آمد. ایزوتر­م ­ها، سینتیک­ ها و ترمودینامیک جذب  HA بر روی نانوجاذب مغناطیسی تعیین شد و برای تحلیل داده ­ها و مقایسه ایزوترم­ ها از رگرسیون خطی و ضریب تعیین استفاده گردید. همچنین قابلیت استفاده مجدد نانوجاذب در طی مکانیسم جذب  HAمورد مطالعه قرار گرفت. مطالعه تجربی بر روی نمونه ­های آب چاه درکه (تهران) و منجیل آباد (کرج) انجام گرفت
یافته ها: آنالیزهای تعیین، مشخصات ساختار و ویژگی­های جاذب ساخته شده را تائید کرد. بهینه میزان حذف HA در 6pH = ، مقدار جاذب g 0/02، زمان تماس min 120 و دماC o 25 به 98 درصد رسید. نتایج نشان داد، جذب  HAاز ایزوترم لانگمویر و سرعت آن از سینتیک شبه درجه دوم به ترتیب با ضریب همبستگی 0/9969 و 0/9968 پیروی می­ کند. داده‌های ترمودینامیکی نشان داد که جذب HA با نانوجاذب، فرآیندی گرمازا، مطلوب و خودبه‌خود است.
نتیجه ­گیری: استفاده از این نانوجاذب در حذف  HA از محلول­ های آبی می­ تواند به عنوان روشی کارآمد مورد استفاده قرار گیرد. یکی از مزایای استفاده از نانوجاذب مغناطیسی توانایی جداسازی آن­ها از سوسپانسیون­ ها با استفاده از یک میدان مغناطیسی و احیای آن­ها با استفاده از روش­­ های مختلف و کاربرد مجدد آن­ها است.

مجتبی موذن، سید امیر محمد مرتضویان، نبی شریعتی فر، سارا سهراب وندی، الهام خان نیری، سیده مهسا خدائی،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: بسیاری از عناصر میتوانند به طور طبیعی یا غیر طبیعی، وارد غذاهای انسان شوند و مخاطراتی را برای انسان‌ها به وجود آورند. برخی از این عناصر برای انسان سمی و برخی دیگر برای انسان ضروری هستند. هدف از مطالعه حاضر بررسی میزان عناصر سمی (آلومینیوم (Al)، آرسنیک (As)، کادمیوم (Cd)، نیکل (Ni)، سرب (Pb)) و ضروری (کبالت (Co)، کروم (Cr)، آهن (Fe)، منگنز (Mn) و روی (Zn)) در نمونه های ماست و کشک بود.
روش بررسی: در این مطالعه غلظت 10 عنصر با استفاده از دستگاه ICP-OES در 48 نمونه (دو بار تکرار) ماست و کشک (جمع آوری شده از شهر تهران) اندازه‌گیری شد و سپس ریسک حاصل از قرار گرفتن انسان در مواجهه با این فلزات با روش شبیه سازی به روش ابر مکعب لاتین مورد محاسبه قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که در تمامی نمونه ها، بالاترین و پایین ترین میانگین عناصر (µg/kg) ضروری به ترتیب مربوط به آهن (567/53) و کبالت (10/58) و بالاترین و پایین ترین میانگین عناصر سمی به ترتیب مربوط به آرسنیک (28/60) و کادمیوم (1/08) بود.
نتیجه‌گیری: در نهایت میتوان بیان نمود میانگین غلظت تمامی عناصر به غیر از Pb، Co و Cd در کشک بیشتر از ماست به دست آمد. همچنین میانگین غلظت تمامی عناصر نسبت به استانداردهای موجود کمتر بوده است، ولی نتایج آنالیز ریسک بیانگر آن بود که کودکان نسبت به بزرگسالان به میزان بیشتری در معرض خطرات غیرسرطان‌زایی ماست و خطرات سرطان‌زایی ناشی از مصرف ماست و کشک قرار دارند.
 


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سلامت و محیط زیست می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb