جستجو در مقالات منتشر شده


8 نتیجه برای گودینی

علی اعظم سلگی، رامین نبی زاده، کاظم گودینی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه بحران ناشی از مصارف بی رویه مواد و انرژی و افزایش آلودگی های وارده به محـیط زیست به عنوان چالش های پیش روی بشر مطرح است.توجه به توسعه پایدار به گونه ای که کمترین آسیب به محیط زیست را به همراه داشته باشد، شاید به عنوان راهکاری اجتناب ناپذیر فراروی بشر است. در این میان نقش دانشگاه ها در راستای تحقق اهداف توسعه پایدار نقشی برجسته و حایز اهمیت است. این مقاله به بررسی وضعیت مصارف حامل های انرژی (گاز طبیعی و برق) در پردیس مرکزی دانشگاه تهران و مقادیر آلاینده های ناشی از این میزان از مصارف انرژی پرداخته است.
روش بررسی:  برای رسیدن به این هدف، قدم اول بررسی وضعیت موجود پردیس مرکزی دانشگاه از طریق انجام بازدیدها، تکمیل چک لیست ها و پرسشنامه بوده است .محاسبه میزان آلاینده های تولیدی که به محیط زیست وارد       می شود دومین اقدامی بوده است که انجام پذیرفته است. پس از محاسبه و تحلیل پخش آلاینده های وارده به محیط زیست راهکارهای مدیریتی جهت مدیریت سبز مصرف انرژی ارایه گردیده است.
یافته ها:  مصرف سالیانه 3/16 میلیون کیلووات ساعت انرژی الکتریسیته به همراه 4312392 مترمکعب گاز طبیعی در پردیس مرکزی دانشگاه، تولید8/21 هزار تن دی اکسید کربن،778 کیلوگرم از ترکیبات آلی فرار ،374600 کیلوگرم اکسیدهای نیتروژن،2410کیلوگرم مونوکسیدکربن،65341 کیلوگرم دی اکسید گوگرد،93 کیلوگرم ترکیبات جیوه ، 140 کیلوگرم از ترکیبات سرب و 868 کیلوگرم از ذرات را به همراه دارد که به محیط زیست وارد شده است.
نتیجه گیری: با بررسی ها و مشاهدات به عمل آمده در حال حاضر تلاش مشهودی در راستای مدیریت سبز و اصلاح الگوی مصرف در دانشگاه تهران به عمل نمی آید. با بررسی های به عمل آمده فقط با تعویض لامپ ها و مهتابی های پرمصرف با لامپ های کم مصرف میزان 86/10 درصد در میزان مصرف برق صرفه جویی به عمل می آید. هرگونه تلاش در راستای کاهش مصرف انرژی می تواند علاوه بر منافع اقتصادی  اقدامی اساسی در جهت کاهش آلاینده های وارد شده به محیط زیست باشد. اجرای برنامه های مدیریت سبز در دانشگاه در غالب طرح هایی همچون دانشگاه سبز گامی اساسی در این مسیر خواهد بود.


حاتم گودینی، عباس رضایی، فاطمه بیرانوند،
دوره 3، شماره 2 - ( 4-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: نیترات یکی از آلاینده های مهم آب می باشد که می تواند بر سلامتی انسان و حیوانات اثر و باعث اتروفیکاسیون منابع آب گردد لذا ممکن است حذف آن از منابع آب به وسیله سیستم های تصفیه لازم باشد. در این مطالعه، دنیتریفیکاسیون هیدروژنوتروفیک با استفاده از هیدروژن تولیدی توسط آهن ظرفیت صفر برای حذف نیترات و امکان پذیری استفاده از آن مورد ارزیابی قرار گرفته است. 
روش بررسی: مطالعه به صورت منقطع در بطری های 250  میلی لیتری در دمای oC 35-20 در شرایط آنوکسیک انجام شده است. غلظت اولیه نیترات در mg N/L 20  تنظیم و در سه سری مجزا مورد آزمایش قرار گرفت. محیط های سری اول شامل باکتری های دنیتریفایر و Fe0 ، محیط های سری دوم فقط Fe0 ، و به محیط های سری سوم هیچ ماده ای اضافه نشده و به عنوان کنترل مورد استفاده قرار گرفته است. اثر Fe+2  و درجه حرارت نیز مورد ارزیابی قرار گرفته است.
یافته ها: نتایج نشان داده است که در راکتور حاوی باکتری ها و Fe0 ، در طی دو روز 97 درصد نیترات احیا شده است در حالی که در محیطی که فقط از آهن ظرفیت صفر استفاده شده است فقط 30  درصد کاهش در دمای 30 درجه سانتیگراد را نشان داده است. Fe+2  تولیدی در اثر خوردگی Fe0  نیز می تواند به عنوان دهنده الکترون برای نیترات عمل نماید. احیای بیولوژیکی و شیمیایی نیترات متاثر از دما بوده و با کاهش دما میزان احیا نیترات کاهش می یابد.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داده است که استفاده از  Fe0 به عنوان منبع الکترون برای احیای بیولوژیکی نیترات قابل کاربرد بوده و استفاده از آن مضرات همراه با دنیتریفیکاسیون بیولوژیکی معمول نظیر لجن تولیدی و گاز هیدروژن قابل انفجار را تا حدی مرتفع می نماید. 


فاطمه هاشمی، حاتم گودینی، قدرت اله شمس خرم آبادی، لقمان منصوری،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: حضور فنل در آب و فاضلاب به دلیل پایداری در محیط و مشکلات بهداشتی مورد توجه است. بنابراین باید نسبت به حذف آن و جلوگیری از آلودگی آب‌ اقدام نمود. هدف از این تحقیق بررسی کارایی جاذب پوست سبز گردو در حذف فنل از محلول­ های آبی است. روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه تجربی بوده که از پوست سبز گردو با مش 40 استفاده شده است. در این مطالعه پس از تهیه محلول استوک فنل، اثر پارامترهای موثر در جذب نظیر (pH  (4، 6، 8،10، زمان تماس (min 60 -3)، دوز جاذب (g/L 5-0/25)، غلظت اولیه فنل (mg/L 50-10) مورد بررسی قرار گرفت. هم‌چنین همخوانی نتایج تحقیق با ایزوترم لانگمویر و فروندلیخ و مدل‌‌های سینتیک درجه اول و دوم کاذب بررسی گردید. آزمایش‌‌ها دو بار تکرار‌ و درصد حذف به صورت میانگین ارائه شده است. یافته‌ها: جذب فنل با مدل لانگمویر و حداکثر جذب mg/g 30/30 هم‌خوانی بیشتری داشت و سینتیک جذب فنل توسط پوست سبز گردو بوسیله مدل درجه دوم کاذب بهتر توصیف شد. نتایج آزمایش نشان داد که کارایی جذب فنل با افزایش زمان تماس و دوز جاذب ارتباط مستقیم و با افزایش pH و افزایش غلظت اولیه فنل رابطه معکوس داشت. حداکثر حذف فنل بیش از 99/9 درصد در pH برابر4 به دست آمد. نتیجه‌گیری: به طور کلی این مطالعه نشان داد که پوست سبز گردو قابلیت خوبی در حذف فنل دارد. با توجه به اینکه پوست سبز گردو از زائدات باغبانی است و هر ساله به مقدار زیادی تولید می‌شود، استفاده از این جاذب در حذف آلاینده فنل از فاضلاب می‌تواند استفاده ‌گردد.

مریم السادات منصوری، حاتم گودینی، قدرت اله شمس خرم آبادی،
دوره 8، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: مواد آلی طبیعی از پیش سازهای اصلی محصولات جانبی گندزدایی هستند. با توجه به اینکه روش های معمول گندزدایی قادر به تامین استاندارد ترکیبات جانبی گندزدایی نیست، از روش های نوینی نظیر اکسیداسیون فتوکاتالیستی با استفاده از UV/ZnO برای حذف این ترکیبات استفاده می شود. هدف از این مطالعه بررسی اثر فتوکاتالیستی نانوذرات اکسید روی بر حذف مواد آلی طبیعی از محلول های آبی است. روش  بررسی: این مطالعه یک مطالعه تجربی است که با استفاده از یک راکتور ناپیوسته در مقیاس آزمایشگاهی انجام شده است. این راکتور به حجم L1 بوده و روی آن با لامپ UV پوشانده و از پمپ پریستالتیک جهت اختلاط کامل استفاده شده است. در این تحقیق از اسید هیومیک بعنوان شاخص مواد آلی طبیعی استفاده گردیده است. تغییرات غلظت اسید هیومیک با استفاده از دستگاه اسپکتروفتومتر در طول موج nm254 تعیین شد. پارامترهای غلظت اولیه اسید هیومیک، زمان تماس، pH و شدت تابش لامپ UV در فرایند حذف اسید هیومیک مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها: حذف بهینه اسید هیومیک با استفاده از نانوذرات تثبیت شده روی تحت تابش اشعه ماورابنفش با شدت تابش µw/Cm2 3950 در زمانpH= 3، 120 min، غلظت اولیه mg/L 2 ( صد درصد حذف) حاصل شد. نتیجه گیری: این تحقیق نشان داد که کارایی سیستم فتوکاتالیستی با افزایش زمان و شدت تابش افزایش و با افزایش غلظت اولیه و pH کاهش می یابد. بنابراین استفاده از فرایند پاک و بدون باقیمانده فتوکاتالیستی UV/ZnO یک روش کارامد در حذف مواد آلی طبیعی است.


اصغر سپه وند، حاتم گودینی، یوسف امیدی، محمد جواد طراحی، رجب رشیدی، حسن بصیری،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: حضور بیوآئروسل­ های قارچی در بخش­ های داخلی بیمارستان­ ها سلامتی مراجعین به ویژه بیماران با سیستم ایمنی ضعیف‌تر را تحت تاثیر قرار می ­دهد. بنابراین تشخیص میزان و نوع این عوامل ضروری است. هدف از این مطالعه تعیین میزان کمی و کیفی بیوآئروسل ­های قارچی در ارتباط با ذرات معلق (PM10، PM2.5 وPM1) و تعیین نسبت (Indoor/Outdoor) I/O در بخش­ های پراهمیت دو بیمارستان آموزشی-درمانی شهر خرم آباد است.

روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی، غلظت بیوآئروسل های قارچی و ذرات معلق در 10 بخش درونی بیمارستان و 2 ایستگاه بیرونی به مدت 6 ماه مورد سنجش قرار گرفت. نمونه‌برداری از بیوآئروسل­ های قارچی توسط Quick Take 30 با دبی  28/3L/minو زمان  2/5min بر روی محیط کشت سابورو دکستروز آگار حاوی کلرامفنیکل صورت گرفت. همچنین ذرات معلق توسط Monitor Dust-Trak مدل8520 TSI اندازه‌گیری شدند. پارامترهای رطوبت نسبی و دما به وسیله دستگاه دیجیتال TES-1360 بررسی شد.

یافته ­ها: نتایج حاصل از سنجش 288 نمونه قارچی و 864 نمونه ذرات معلق نشان داد که میانگین تراکم کل عوامل قارچی در محیط داخلی 59/75CFU/m3 و میانگین غلظت PM10، PM2.5 و PM1 به ترتیب 27/3، 23 و µg/m3 20/2 بوده است. همچنین میانگین تراکم کل عوامل قارچی در فضای آزاد 135/3CFU/m3 و میانگین غلظت PM10، PM2.5 و PM1 به ترتیب 40/2، 35/7 و 29/8µg/m3 تعیین گردید. در مجموع %12/5 نمونه­ های برداشت شده منفی و %87/5 آن­ها مثبت بوده است. بخش عفونی با %101/7 به عنوان آلوده‌ترین بخش و اتاق عمل هر دو بیمارستان کمترین میزان آلودگی قارچی را نشان دادند.

نتیجه­ گیری: یافته­ های این پژوهش نشان داد که در تمامی نمونه ­های مورد برداشت نسبتI/O  کمتر از یک بوده است. این نسبت نشان‌دهنده غلبه بیوآئروسل­ های قارچی و ذرات معلق محیط بیرونی بر محیط داخلی است. همچنین، بین ذرات معلق و فراوانی بیوآئروسل ­های قارچی و نیز بین فراوانی بیوآئروسل‌های قارچی، رطوبت نسبی و دما ارتباط معنادار (P <0/001) مشاهده گردید.


حاتم گودینی، صدیقه کریم پور روشن، زهرا ایمانیان، تهمینه ناجی، بهاره میرزا هدایت،
دوره 10، شماره 3 - ( 9-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: تجزیه و تحلیل حالات بالقوه خطا و اثرات ناشی از آن (FMEA)، یکی از تکنیک­ های ارزیابی ریسک است. این پژوهش، با هدف شناسایی، ارزیابی، اولویت­ بندی و تحلیل خطر مرتبط با فرایند مدیریت پسماندهای پزشکی با استفاده از روش FMEA و ارائه راهکارها و اقدامات مناسب جهت کنترل، کاهش خطرات احتمالی این فرایند در بیمارستان مرکز طبی کودکان مورد استفاده قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه به‌صورت توصیفی- مقطعی در 6 ماهه اول سال 95 در این بیمارستان انجام شد. برای جمع­ آوری داده­ ها، از کاربرگ استاندارد FMEA و نمونه­ گیری مبتنی بر هدف استفاده شد. در این روش، به هر یک از خطاها براساس شدت، میزان وقوع و احتمال کشف خطا، نمره­ای بین 1 تا 10 تعلق گرفت که از حاصل­ ضرب این سه شاخص، نمره عدد اولویت ریسک (RPN) بدست آمده است.
یافته ­ها: در این مطالعه در مجموع، 33 حالت بالقوه خطر مرتبط با استفاده از روش ارزیابی ریسک FMEA شناسایی گردید. بیشترین عدد اولویت ریسک مربوط به عدم شستشوی ترولی­ های حمل پسماند (waste containers) که عدد 360 و کمترین عدد اولویت مربوط به خطر نداشتن جعبه ایمن (safety box) برای دفع پسماندهای نوک تیز و برنده در بخش­ ها بوده که عدد 30 بدست آمده است.
نتیجه گیری: از آنجائی­ که یکی از منابع مهم آلودگی محیط زیست، پسماندهای پزشکی است و از سوی دیگر به دلیل بالا بودن هزینه­ های مراحل مختلف مدیریت پسماند در بیمارستان، استفاده از تکنیک FMEA ضمن کاهش هزینه ­ها، ایمنی و سلامت پرسنل را افزایش داده و به حفظ محیط زیست نیز کمک می­ نماید.

پروانه دولتی، حاتم گودینی، عباس مقیم بیگی، یحیی خسروی،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: باتوجه‌ به اهمیت اثرات زیان‌بار بیماری کووید-19 و شناسایی عوامل محیطی موثر در شیوع آن، در این تحقیق اثرات عوامل محیطی و رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی در میزان شیوع و مرگ‌ومیر کووید-19 ارزیابی گردید.
روش بررسی: این تحقیق، یک مطالعه توصیفیتحلیلی روی بیماران قطعی مبتلا به کووید-19 در سال ۱۳۹۹ استان البرز بود. در این مطالعه اطلاعات میزان ابتلا و مرگ‌ومیر ناشی از کووید-19، رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی، غلظت آلاینده­های هوا، شاخص‌های آلودگی هوا و شرایط جوی استان البرز به تفکیک روز برای سال 1399 جمع‌آوری گردید. کلیه داده‌ها بعد از آماده‌سازی در نرم‌افزار IBM SPSS Statistics v26 با آزمون‌های آماری پیرسون، اسپیرمن، کروسکال والیس، تحلیل واریانس یک‌طرفهANOVA  و رگرسیون دوجمله‌ای منفی تجزیه ‌و تحلیل گردید.
یافته‌ها: نتایج مدل رگرسیون نشان داد که در میزان مرگ‌ومیر در اثر کووید-19، اثر متغیرهای میانگین دما (0/042p=)، رطوبت (0/048p=)، میزان ابتلا به کووید-19 (0/001p=) و رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی (0/007p=) معنی‌دار است؛ اما در مدل میزان ابتلا به کووید-19، فقط متغیر رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی (0/001p=) معنی‌دار گردید. ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن برای متغیرهای میزان ابتلا، رعایت شیوه نامه‌های بهداشتی، سرعت باد و غلظت‌های مونوکسید کربن، PM2.5 و SO2 با میزان مرگ‌ومیر ناشی از کرونا به ترتیب 0/575، 0/411-، 0/206-، 0/211، 0/114 و 0/158- بوده است.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد علاوه بر رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی، برخی از عوامل جوی و آلاینده‌های هوا بر میزان ابتلا و مرگ‌ومیر ناشی از کووید-19 مؤثر است.
 

نرگس عرب عامری، حاتم گودینی، منصور ضرابی، محمد درویش متولی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینـه و هـدف: تصفیه فاضلاب تولیدی در شهرک ­های صنعتی به دلیل داشتن طیف وسیعی از آلاینده­ ها از اهمیت بالایی برخوردار است. در همین راستا، هدف مطالعه حاضر بررسی عملکرد تصفیه ­خانه فاضلاب شهرک صنعتی چرمشهر در حذف آلاینده­ها و پتانسیل استفاده مجدد از پساب حاصل از تصفیه و لجن است.
روش بررسـی: در این مطالعه توصیفی و تطبیقی، کیفیت فاضلاب ورودی، پساب خروجی و لجن تصفیه ­خانه شهرک صنعتی چرمشهر در سه مقطع زمانی با فواصل یک‌ماهه مورد بررسی قرار گرفته است. علاوه ‌بر آن، نتایج آنالیزهای انجام ‌گرفته در سال‌های 1403-1402 مورد بررسی قرار گرفته و نتایج حاصل با استانداردها و شاخص­ های ملی ایران، WHO،FAO ، EPA آمریکا و استانداردهای برخی از کشورهای دیگر مورد بررسی، تطبیق و مقایسه قرار گرفته است. روش تصفیه فاضلاب، ترکیبی از روش­ های ته‌نشینی شیمیایی و لاگون­ های هوادهی با لجن برگشتی است.
یافته‌ها: میزان فاضلاب تولیدی در این شهرک m3/day 15000 و عمدتاً مربوط به صنایع چرم و دباغی (m3/day 6100) با شدت آلودگی بالاست. راندمان تصفیه فاضلاب برای حذف BOD، COD و TSS به ترتیب 24±62، 19±72 و 13±84 درصد بوده است. غلظت فلزات سنگین نظیر کروم در فاضلاب (mg/L 0/28) و لجن تولیدی (mg/L 353/5) بسیار بالا بوده که روش تصفیه بکار رفته، قادر به تصفیه این نوع فاضلاب تا محدوده استانداردها و شاخص­های تخلیه به محیط‌زیست نیست. همچنین میزان املاح در پساب mg/L 43300 و در لجن mg/L 202000 بوده که بدون به‌کارگیری تصفیه ثالثیه، منطبق با شرایط برای دفع و یا استفاده مجدد در بسیاری از موارد نیست.
نتیجه‌گیری: عملکرد تصفیه ­خانه قادر به تأمین استانداردهای تخلیه محیطی و استفاده مجدد از پساب و لجن نیست؛ بنابراین پساب نهایی و لجن تولیدی نیازمند تصفیه بیشتر برای استفاده مجدد و جلوگیری از آلودگی محیط‌زیست است.
 


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سلامت و محیط زیست می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb