18 نتیجه برای گو
علی اعظم سلگی، رامین نبی زاده، کاظم گودینی،
دوره 2، شماره 2 - ( 6-1388 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه بحران ناشی از مصارف بی رویه مواد و انرژی و افزایش آلودگی های وارده به محـیط زیست به عنوان چالش های پیش روی بشر مطرح است.توجه به توسعه پایدار به گونه ای که کمترین آسیب به محیط زیست را به همراه داشته باشد، شاید به عنوان راهکاری اجتناب ناپذیر فراروی بشر است. در این میان نقش دانشگاه ها در راستای تحقق اهداف توسعه پایدار نقشی برجسته و حایز اهمیت است. این مقاله به بررسی وضعیت مصارف حامل های انرژی (گاز طبیعی و برق) در پردیس مرکزی دانشگاه تهران و مقادیر آلاینده های ناشی از این میزان از مصارف انرژی پرداخته است.
روش بررسی: برای رسیدن به این هدف، قدم اول بررسی وضعیت موجود پردیس مرکزی دانشگاه از طریق انجام بازدیدها، تکمیل چک لیست ها و پرسشنامه بوده است .محاسبه میزان آلاینده های تولیدی که به محیط زیست وارد می شود دومین اقدامی بوده است که انجام پذیرفته است. پس از محاسبه و تحلیل پخش آلاینده های وارده به محیط زیست راهکارهای مدیریتی جهت مدیریت سبز مصرف انرژی ارایه گردیده است.
یافته ها: مصرف سالیانه 3/16 میلیون کیلووات ساعت انرژی الکتریسیته به همراه 4312392 مترمکعب گاز طبیعی در پردیس مرکزی دانشگاه، تولید8/21 هزار تن دی اکسید کربن،778 کیلوگرم از ترکیبات آلی فرار ،374600 کیلوگرم اکسیدهای نیتروژن،2410کیلوگرم مونوکسیدکربن،65341 کیلوگرم دی اکسید گوگرد،93 کیلوگرم ترکیبات جیوه ، 140 کیلوگرم از ترکیبات سرب و 868 کیلوگرم از ذرات را به همراه دارد که به محیط زیست وارد شده است.
نتیجه گیری: با بررسی ها و مشاهدات به عمل آمده در حال حاضر تلاش مشهودی در راستای مدیریت سبز و اصلاح الگوی مصرف در دانشگاه تهران به عمل نمی آید. با بررسی های به عمل آمده فقط با تعویض لامپ ها و مهتابی های پرمصرف با لامپ های کم مصرف میزان 86/10 درصد در میزان مصرف برق صرفه جویی به عمل می آید. هرگونه تلاش در راستای کاهش مصرف انرژی می تواند علاوه بر منافع اقتصادی اقدامی اساسی در جهت کاهش آلاینده های وارد شده به محیط زیست باشد. اجرای برنامه های مدیریت سبز در دانشگاه در غالب طرح هایی همچون دانشگاه سبز گامی اساسی در این مسیر خواهد بود.
حاتم گودینی، عباس رضایی، فاطمه بیرانوند،
دوره 3، شماره 2 - ( 4-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: نیترات یکی از آلاینده های مهم آب می باشد که می تواند بر سلامتی انسان و حیوانات اثر و باعث اتروفیکاسیون منابع آب گردد لذا ممکن است حذف آن از منابع آب به وسیله سیستم های تصفیه لازم باشد. در این مطالعه، دنیتریفیکاسیون هیدروژنوتروفیک با استفاده از هیدروژن تولیدی توسط آهن ظرفیت صفر برای حذف نیترات و امکان پذیری استفاده از آن مورد ارزیابی قرار گرفته است.
روش بررسی: مطالعه به صورت منقطع در بطری های 250 میلی لیتری در دمای oC 35-20 در شرایط آنوکسیک انجام شده است. غلظت اولیه نیترات در mg N/L 20 تنظیم و در سه سری مجزا مورد آزمایش قرار گرفت. محیط های سری اول شامل باکتری های دنیتریفایر و Fe0 ، محیط های سری دوم فقط Fe0 ، و به محیط های سری سوم هیچ ماده ای اضافه نشده و به عنوان کنترل مورد استفاده قرار گرفته است. اثر Fe+2 و درجه حرارت نیز مورد ارزیابی قرار گرفته است.
یافته ها: نتایج نشان داده است که در راکتور حاوی باکتری ها و Fe0 ، در طی دو روز 97 درصد نیترات احیا شده است در حالی که در محیطی که فقط از آهن ظرفیت صفر استفاده شده است فقط 30 درصد کاهش در دمای 30 درجه سانتیگراد را نشان داده است. Fe+2 تولیدی در اثر خوردگی Fe0 نیز می تواند به عنوان دهنده الکترون برای نیترات عمل نماید. احیای بیولوژیکی و شیمیایی نیترات متاثر از دما بوده و با کاهش دما میزان احیا نیترات کاهش می یابد.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داده است که استفاده از Fe0 به عنوان منبع الکترون برای احیای بیولوژیکی نیترات قابل کاربرد بوده و استفاده از آن مضرات همراه با دنیتریفیکاسیون بیولوژیکی معمول نظیر لجن تولیدی و گاز هیدروژن قابل انفجار را تا حدی مرتفع می نماید.
محمد امین کرمی، مهدی فرزادکیا، احمد جنیدی جعفری، رامین نبی زاده، محمود رضا گوهری، مصطفی کریمایی،
دوره 4، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت نامناسب پسماندهای صنعتی در سال های اخیر بحران های زیادی را در جوامع بشری به وجود آورده است. هدف از این مطالعه بررسی مدیریت پسماندهای صنعتی صنایع حد فاصل تهران تا کرج در سال 1388می باشد.
روش بررسی: این تحقیق یک مطالعه توصیفی مقطعی است که براساس انجام بازدیدهای محلی، تکمیل پرسشنامه سازمان حفاظت محیط زیست ایران، تهیه بانک اطلاعاتی و در نهایت تجزیه و تحلیل نتایج به دست آمده، انجام گرفت. این پرسشنامه حاوی 45 سوال درمورد کمیت، کیفیت و مدیریت پسماندهای صنعتی می باشد. تعداد کل صنایع با پرسنل بالای 50 نفر در منطقه مورد مطالعه 283 صنعت بود. نمونه برداری با روش طبقه ای- وزنی انجام گردید و تعداد نمونه های منتخب 50 عدد بود.
یافته ها: کل پسماندهای جامد صنعتی تولیدی در این منطقه 123451 کیلوگرم درروز بود. از این میان صنایع پلاستیک و شیمیایی بیشترین پسماند خطرناک را تولید می کردند. 28/45 درصد از پسماندهای تولیدی توسط بخش خصوصی دفع می گردید. گزینه های دفن با 62 درصد و بازیافت با 17 درصد مراتب اول و دوم روشهای دفع نهایی پسماندهای صنعتی تولیدی را به خود اختصاص می دادند.
نتیجه گیری: به منظورکاهش تولید پسماند خطرناک در این منطقه، در کوتاه مدت بایستی حداکثر بازیافت و استفاده مجدد از این مواد به عمل آید و در دراز مدت بایستی صنایعی با پسماند خطرناک زیاد مانند صنایع پلاستیک ـ شیمیایی و الکترونیک با صنایعی نظیر چوب ـ سلولزی و کاغذ سازی با پسماند خطرناک کمتر، تعویض شوند.
پروین نصیری، محمدرضا منظم، کمال اعظم، سید نورالدین حسینی گوشه، سمیه فرهنگ دهقان،
دوره 4، شماره 4 - ( 12-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: صدای ناشی از عبور و مرور موتورسیکلت ها سهم بسزایی در آلودگی صوتی شهرهای بزرگ دارد که این امر می تواند به دلیل فقدان قوانین و استاندارد های ملی کنترل تراز نشر صوتی موتورسیکلت های تولید داخل و نیز وارداتی باشد. این مطالعه از طریق ارزیابی آلودگی صوتی موتورسیکلت ها اقدام به ارایه حدود مجاز با قابلیت کاربرد در مراحل مختلف عمر موتورسیکلت نموده است.
روش بررسی: ابتدا استانداردهای صدای موتورسیکلت در کشور های مختلف بررسی و با نتایج حاصل از اندازه گیری تراز صدای 622 دستگاه موتورسیکلت در سه گروه مختلف مقایسه گردید. میزان نمونه در هر گروه تابعی از میزان تولید سالیانه آن گروه در کشور بود. سپس با استفاده از آزمون های آماری حدودی را که بتواند در مرحله اول 90 درصد موتورسیکلت های ساخت داخل را در برگیرد به عنوان استاندارد صدای موتورسیکلت های تولید داخل پیشنهاد گردید.
یافته ها: این حد مجاز برای موتورسیکلت های گروه 1، 2، 3 به ترتیب 84 ، 86 و 87 (dB (A در مرحله TA (تایید نوع) محاسبه گردید. برای مرحله COP (تطابق با تولید) مطابق فرمول خاصی افزایش می یابد ودر نهایت نیز یک فلوچارت به عنوان روش استاندارد اندازهگیری صدای موتورسیکلت ها در مراحل TAوCOP پیشنهاد گردید.
نتیجه گیری: تراز نشر صوتی موتورسیکلت های ساخت داخل به طور متوسط حدود dB 9 از حدود مجاز اروپایی بیشتر می باشد و اگر حدود مجاز اروپایی را جهت موتورسیکلت های ساخت داخل اعمال کنیم حدود 90 درصد موتورسیکلت ها از چرخه تولید خارج خواهند شد که در عمل این امر غیرقابل اجرا خواهد بود.
غلامرضا گودرزی، ، محمد جواد محمدی، کامبیز احمدی انگالی، بصیر محمدی، زهرا سلیمانی، علی اکبر بابایی، عبدالکاظم نیسی، سحر گراوندی،
دوره 6، شماره 1 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: طبق برآوردهای سازمان بهداشت جهانی(WHO)هرسال 800,000 نفر در اثر بیماریهای قلبی ـ عروقی، تنفسی وسرطان ریه ناشی از آلودگی هوا درسرتاسر دنیا دچار مرگ زودرس می شوند، تقریبا 150,000 نفر از این تعداد مرگ در جنوب آسیا رخ میدهد. نتایج مطالعات در خصوص اثرات کوتاه مدت و بلند مدت به صورت موارد بستری، مراجعه به پزشک، تعداد موارد یک بیماری خاص، مرگ وتعداد سالهای از دست رفته زندگی (YOLL) گزارش می شود. مدل کامپیوتری(Air Quality Health Impact Assessment) Air Q2.2.3 جهت ارزیابی اثرات زیانبار ناشی از در معرض قرار گرفتن آلاینده NO2 بر سلامت انسان در اهواز در سال 1388 استفاده گردید. آلاینده NO2 با آمونیاک، رطوبت و ترکیبات دیگر به شکل ذرات کوچک واکنش می دهد. این ذرات کوچک می توانند با نفوذ به نقاط حساس در عمق ریه سبب ایجاد یا تشدید بیماری های تنفسی مانند آمفیزم و برونشیت شوند. همچنین می توانند منجر به تشدید بیماریهای قلبی ـ عروقی، افزایش میزان مراجعه و پذیرش در بیمارستان و مرگ زودرس شوند.
روش بررسی: در این مطالعه داده های مورد نیاز از سازمان محیط زیست و سازمان هواشناسی اهواز گردآوری گردید. در مرحله بعد این داده ها توسط نرم افزار Excelبا انجام مراحل تصحیح دما و فشار، برنامه نویسی، پردازش (میانگین) و فیلتر کردن پردازش گردید. در مرحله آخر داده های پردازش شده توسط Excel به مدل Air Qداده شد. این مدل یک ابزار معتبر و قابل اعتماد به منظور برآورد اثرات کوتاه مدت آلاینده های هوا توسط سازمان بهداشت جهانی معرفی شده است. این مدل شامل چهار اسکرین ورودی ( Supplier، AQ data، Location، Parameter) و دو اسکرین خروجی ( Table، Graph ) است. یافتهها: یافته ها نشان دادند که ایستگاه های هواشناسی و اداره کل به ترتیب بیشترین و کمترین غلظت NO2را داشته اند، همچنین متوسط سالیانه، متوسط تابستان، متوسط زمستان و صدک 98 این آلاینده در شهر اهواز به ترتیب برابر باμg/m3 27، 6، 43 و 115 بوده است. با توجه به نتایج حاصل تعداد تجمعی موارد سکته قلبی (myocardial infarction) منتسب به تماس با NO2 در یک سال 9 نفر بوده است. با توجه به نتایج حاصل تعداد موارد تجمعی مرگ قلبی ـ عروقی با توجه به برآورد حد وسط خطر نسبی در اثر تماس با NO2 طی یکسال 19 نفر بوده است. یافته ها نشان دادند که تعداد تجمعی موارد بیماری مزمن انسداد ریوی(COPD) منتسب به NO2در یک سال 7 نفر بوده است.
نتیجه گیری: نرم افزار Air Q با استفاده از داده های پردازش شده توسط اکسل، خطر نسبی، بروز پایه و جزء منتسب را محاسبه نموده و حاصل کار را به صورت مرگ و میر نمایش میدهد. ذکر این نکته الزامی است که هیچ مدلی وجود ندارد که بتواند اثرات تمام آلاینده ها را یکجا و روی هم برآورد نماید. با توجه به نتایج حاصل 51% موارد تعداد تجمعی موارد سکته قلبی منتسب به تماس با NO2 در یک سال در روزهای با غلظت کمتر از m3 60 در رخ داده است. از سوی دیگر72% این تعداد در روزهایی رخ داده است که غلظت دی اکسید نیتروژن زیرμg/m3 90 بوده است. 72% تعداد موارد تجمعی مرگ قلبی عروقی در اثر تماس با NO2 طی یکسال مربوط به غلظت کمتر ازμg/m3 90است. 87 % موارد تجمعی بیماری مزمن انسداد ریوی(COPD) منتسب به NO2در یک سال در روزهای با غلظت کمتر ازμg/m3 110 رخ داده است.
فاطمه هاشمی، حاتم گودینی، قدرت اله شمس خرم آبادی، لقمان منصوری،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: حضور فنل در آب و فاضلاب به دلیل پایداری در محیط و مشکلات بهداشتی مورد توجه است. بنابراین باید نسبت به حذف آن و جلوگیری از آلودگی آب اقدام نمود. هدف از این تحقیق بررسی کارایی جاذب پوست سبز گردو در حذف فنل از محلول های آبی است. روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه تجربی بوده که از پوست سبز گردو با مش 40 استفاده شده است. در این مطالعه پس از تهیه محلول استوک فنل، اثر پارامترهای موثر در جذب نظیر (pH (4، 6، 8،10، زمان تماس (min 60 -3)، دوز جاذب (g/L 5-0/25)، غلظت اولیه فنل (mg/L 50-10) مورد بررسی قرار گرفت. همچنین همخوانی نتایج تحقیق با ایزوترم لانگمویر و فروندلیخ و مدلهای سینتیک درجه اول و دوم کاذب بررسی گردید. آزمایشها دو بار تکرار و درصد حذف به صورت میانگین ارائه شده است. یافتهها: جذب فنل با مدل لانگمویر و حداکثر جذب mg/g 30/30 همخوانی بیشتری داشت و سینتیک جذب فنل توسط پوست سبز گردو بوسیله مدل درجه دوم کاذب بهتر توصیف شد. نتایج آزمایش نشان داد که کارایی جذب فنل با افزایش زمان تماس و دوز جاذب ارتباط مستقیم و با افزایش pH و افزایش غلظت اولیه فنل رابطه معکوس داشت. حداکثر حذف فنل بیش از 99/9 درصد در pH برابر4 به دست آمد. نتیجهگیری: به طور کلی این مطالعه نشان داد که پوست سبز گردو قابلیت خوبی در حذف فنل دارد. با توجه به اینکه پوست سبز گردو از زائدات باغبانی است و هر ساله به مقدار زیادی تولید میشود، استفاده از این جاذب در حذف آلاینده فنل از فاضلاب میتواند استفاده گردد.
محمد نعمتی ورنوسفادرانی، علیرضا ریاحی بختیاری، ژائویان گو، جوکیانگ چو،
دوره 7، شماره 3 - ( 2-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: تحقیقات انجام شده بر روی هیدروکربنهای چند حلقهای معطر (PAHs) در رسوبات سطحی سواحل جنوب غربی دریای خزر محدود و بیانگر آلودگی متوسط تا شدید با منشاء غالب پتروژنیک در مورد ترکیبات PAH است. این مطالعه به منظور بررسی توزیع الگوی پراکنش و تعیین منشاء ترکیباتPAH (61ترکیب)در رسوبات سطحی سواحل جنوب غربی دریای خزر (استان گیلان) انجام شد. روش بررسی: تعداد 45 نمونه رسوب سطحی از 5 نیم خط عمود بر ساحل در استان گیلان (از آستارا تا لاهیجان) از اعماق 10، 20 و m 50 جمعآوری گردید. نمونهها بوسیله دستگاه کروماتوگرافی گازی – طیف سنجی جرمی مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. جهت تعیین منشاء از نسبتهای تشخیصی استفاده شد.یافتهها: در محدوده مورد مطالعه به ترتیب سه ترکیب فنانترن (ng/g74/6±87/6)، پایرن (ng/g 23/5±43/1) و نفتالین (ng/g 40/4±34/4) بیشترین مقدار را در بین ترکیبات PAH نشان دادند. با توجه به نتایج نسبتهای تشخیصی همچون (LMW/HMW (0/75-0/25)، Ant/178 (0/11-0/02)، Flu/202 (0/49-0/20 و B(a)Ant/228 (0/54-0/09) منشاء غالب ترکیبات PAH در محدوده مورد مطالعه پتروژنیک است. نتیجهگیری: با توجه به نسبتهای تشخیصی و تشابه بین ترکیبات PAH غالب در منطقه و ترکیبات PAH غالب در پایه نفتی آذربایجان، منشاء اصلی ترکیبات PAH در سواحل استان گیلان به احتمال زیاد مربوط به آلودگی نفتی آذربایجان است.
غلامرضا گودرزی، سحر گراوندی، سعید سعیدی مهر، محمد جواد محمدی، مهدی وثوقی نیری، شکراله سلمان زاده، کامبیز احمدی انگالی، عبدالکاظم نیسی، علی اکبر بابایی،
دوره 8، شماره 1 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: طبق برآوردهای سازمان بهداشت جهانی تقریبا هر سال 150000 نفر در جنوب آسیا در اثر بیماری های قلبی– عروقی، تنفسی و سرطان ریه ناشی از آلودگی هوا دچار مرگ زودرس می شوند. نتایج مطالعات در خصوص اثرات کوتاه مدت و بلند مدت به صورت موارد بستری، مراجعه به پزشک، تعداد موارد یک بیماری خاص، مرگ و تعداد سال های از دست رفته زندگی (YOLL) گزارش می شود. در این مقاله هدف این است که به اثر آلاینده PM10 بر سلامت انسان پرداخته شود. مدل کامپیوتری (Air Quality Health Impact Assessment) 2.2.3 Air Q جهت ارزیابی اثرات سوء ناشی از در معرض قرار گرفتن آلاینده PM10 بر سلامت انسان در اهواز در سال 1388 استفاده گردید. تماس طولانی مدت با ذرات معلق بصورت کاهش در طول عمر شخص، خود را نشان می دهد. میزان شیوع برونشیت و کاهش عملکرد ریوی در بچه ها و بزرگسالان حتی در غلظت های متوسط سالیانه ذرات معلق زیر (20µg/m3 (PM2.5 و (30µg/m3 (PM10دیده شده است. عمده منابع انتشار ناشی از دخالت بشر در خصوص ذرات معلق ترافیک جادهای(25-10 درصد)، احتراق ثابت(55-40 درصد) و فرایندهای صنعتی(30-15 درصد) هستند. روش بررسی: در این مطالعه دادههای مورد نیاز از سازمان محیط زیست و سازمان هواشناسی اهواز گردآوری گردید. در مرحله بعد با توجه به خام بودن دادهها توسط نرم افزار Excelپردازش (مجموعه دستورات تصحیح دما و فشار، میانگینگیری، کد نویسی) دادهها انجام گردید. در مرحله آخر دادههای پردازش شده توسط Excel به مدل Air Qداده شد. این مدل یک ابزار معتبر و قابل اعتماد به منظور برآورد اثرات کوتاه مدت آلایندههای هوا توسط سازمان بهداشت جهانی معرفی شده است. این مدل شامل چهار اسکرین ورودی (Supplier، AQ data، Location، Parameter) و دو اسکرین خروجی (Table، Graph) است. یافتهها: یافتهها نشان دادند که ایستگاههای اداره کل و نادری به ترتیب بیشترین و کمترین غلظت PM10را داشتهاند، همچنین متوسط سالیانه، متوسط تابستان، متوسط زمستان و صدک 98 این آلاینده در شهر اهواز به ترتیب برابر با 261، 376، 170 و µg/m3 1268 بوده است. با توجه به نتایج حاصل تعداد کل مرگها منتسب به تماس با PM10 در یک سال 1165 نفر بوده است. نتیجهگیری: نرم افزار Air Q با استفاده از دادههای پردازش شده توسط اکسل، خطر نسبی، بروز پایه و جزء منتسب را محاسبه نموده و حاصل کار را به صورت مرگ و میر نمایش میدهد. ذکر این نکته الزامی است که هیچ مدلی وجود ندارد که بتواند اثرات تمام آلایندهها را یکجا و روی هم برآورد نماید. با توجه به نتایج حاصل تعداد موارد تجمعی مرگ قلبی عروقی با توجه به برآورد حد وسط خطر نسبی در اثر تماس با PM10 طی یکسال 612 نفر بوده است که 52 درصد این تعداد مربوط به غلظت کمتر از µg/m3 300 است. همچنین تعداد موارد تجمعی مرگ ناشی از بیماریهای تنفسی با توجه به برآورد حد وسط خطر نسبی در اثر تماس با PM10 طی یکسال 114 نفر بوده است. تعداد تجمعی موارد مراجعه سرپائی به علت بیماری تنفسی منتسب به PM10در یک سال 1551 نفر بوده است. 36 درصد موارد فوق در روزهای با غلظت کمتر از µg/m3 200 رخ داده است.
مریم السادات منصوری، حاتم گودینی، قدرت اله شمس خرم آبادی،
دوره 8، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: مواد آلی طبیعی از پیش سازهای اصلی محصولات جانبی گندزدایی هستند. با توجه به اینکه روش های معمول گندزدایی قادر به تامین استاندارد ترکیبات جانبی گندزدایی نیست، از روش های نوینی نظیر اکسیداسیون فتوکاتالیستی با استفاده از UV/ZnO برای حذف این ترکیبات استفاده می شود. هدف از این مطالعه بررسی اثر فتوکاتالیستی نانوذرات اکسید روی بر حذف مواد آلی طبیعی از محلول های آبی است. روش بررسی: این مطالعه یک مطالعه تجربی است که با استفاده از یک راکتور ناپیوسته در مقیاس آزمایشگاهی انجام شده است. این راکتور به حجم L1 بوده و روی آن با لامپ UV پوشانده و از پمپ پریستالتیک جهت اختلاط کامل استفاده شده است. در این تحقیق از اسید هیومیک بعنوان شاخص مواد آلی طبیعی استفاده گردیده است. تغییرات غلظت اسید هیومیک با استفاده از دستگاه اسپکتروفتومتر در طول موج nm254 تعیین شد. پارامترهای غلظت اولیه اسید هیومیک، زمان تماس، pH و شدت تابش لامپ UV در فرایند حذف اسید هیومیک مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها: حذف بهینه اسید هیومیک با استفاده از نانوذرات تثبیت شده روی تحت تابش اشعه ماورابنفش با شدت تابش µw/Cm2 3950 در زمانpH= 3، 120 min، غلظت اولیه mg/L 2 ( صد درصد حذف) حاصل شد. نتیجه گیری: این تحقیق نشان داد که کارایی سیستم فتوکاتالیستی با افزایش زمان و شدت تابش افزایش و با افزایش غلظت اولیه و pH کاهش می یابد. بنابراین استفاده از فرایند پاک و بدون باقیمانده فتوکاتالیستی UV/ZnO یک روش کارامد در حذف مواد آلی طبیعی است.
اصغر سپه وند، حاتم گودینی، یوسف امیدی، محمد جواد طراحی، رجب رشیدی، حسن بصیری،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: حضور بیوآئروسل های قارچی در بخش های داخلی بیمارستان ها سلامتی مراجعین به ویژه بیماران با سیستم ایمنی ضعیفتر را تحت تاثیر قرار می دهد. بنابراین تشخیص میزان و نوع این عوامل ضروری است. هدف از این مطالعه تعیین میزان کمی و کیفی بیوآئروسل های قارچی در ارتباط با ذرات معلق (PM10، PM2.5 وPM1) و تعیین نسبت (Indoor/Outdoor) I/O در بخش های پراهمیت دو بیمارستان آموزشی-درمانی شهر خرم آباد است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی، غلظت بیوآئروسل های قارچی و ذرات معلق در 10 بخش درونی بیمارستان و 2 ایستگاه بیرونی به مدت 6 ماه مورد سنجش قرار گرفت. نمونهبرداری از بیوآئروسل های قارچی توسط Quick Take 30 با دبی 28/3L/minو زمان 2/5min بر روی محیط کشت سابورو دکستروز آگار حاوی کلرامفنیکل صورت گرفت. همچنین ذرات معلق توسط Monitor Dust-Trak مدل8520 TSI اندازهگیری شدند. پارامترهای رطوبت نسبی و دما به وسیله دستگاه دیجیتال TES-1360 بررسی شد.
یافته ها: نتایج حاصل از سنجش 288 نمونه قارچی و 864 نمونه ذرات معلق نشان داد که میانگین تراکم کل عوامل قارچی در محیط داخلی 59/75CFU/m3 و میانگین غلظت PM10، PM2.5 و PM1 به ترتیب 27/3، 23 و µg/m3 20/2 بوده است. همچنین میانگین تراکم کل عوامل قارچی در فضای آزاد 135/3CFU/m3 و میانگین غلظت PM10، PM2.5 و PM1 به ترتیب 40/2، 35/7 و 29/8µg/m3 تعیین گردید. در مجموع %12/5 نمونه های برداشت شده منفی و %87/5 آنها مثبت بوده است. بخش عفونی با %101/7 به عنوان آلودهترین بخش و اتاق عمل هر دو بیمارستان کمترین میزان آلودگی قارچی را نشان دادند.
نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که در تمامی نمونه های مورد برداشت نسبتI/O کمتر از یک بوده است. این نسبت نشاندهنده غلبه بیوآئروسل های قارچی و ذرات معلق محیط بیرونی بر محیط داخلی است. همچنین، بین ذرات معلق و فراوانی بیوآئروسل های قارچی و نیز بین فراوانی بیوآئروسلهای قارچی، رطوبت نسبی و دما ارتباط معنادار (P <0/001) مشاهده گردید.
حاتم گودینی، صدیقه کریم پور روشن، زهرا ایمانیان، تهمینه ناجی، بهاره میرزا هدایت،
دوره 10، شماره 3 - ( 9-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: تجزیه و تحلیل حالات بالقوه خطا و اثرات ناشی از آن (FMEA)، یکی از تکنیک های ارزیابی ریسک است. این پژوهش، با هدف شناسایی، ارزیابی، اولویت بندی و تحلیل خطر مرتبط با فرایند مدیریت پسماندهای پزشکی با استفاده از روش FMEA و ارائه راهکارها و اقدامات مناسب جهت کنترل، کاهش خطرات احتمالی این فرایند در بیمارستان مرکز طبی کودکان مورد استفاده قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه بهصورت توصیفی- مقطعی در 6 ماهه اول سال 95 در این بیمارستان انجام شد. برای جمع آوری داده ها، از کاربرگ استاندارد FMEA و نمونه گیری مبتنی بر هدف استفاده شد. در این روش، به هر یک از خطاها براساس شدت، میزان وقوع و احتمال کشف خطا، نمرهای بین 1 تا 10 تعلق گرفت که از حاصل ضرب این سه شاخص، نمره عدد اولویت ریسک (RPN) بدست آمده است.
یافته ها: در این مطالعه در مجموع، 33 حالت بالقوه خطر مرتبط با استفاده از روش ارزیابی ریسک FMEA شناسایی گردید. بیشترین عدد اولویت ریسک مربوط به عدم شستشوی ترولی های حمل پسماند (waste containers) که عدد 360 و کمترین عدد اولویت مربوط به خطر نداشتن جعبه ایمن (safety box) برای دفع پسماندهای نوک تیز و برنده در بخش ها بوده که عدد 30 بدست آمده است.
نتیجه گیری: از آنجائی که یکی از منابع مهم آلودگی محیط زیست، پسماندهای پزشکی است و از سوی دیگر به دلیل بالا بودن هزینه های مراحل مختلف مدیریت پسماند در بیمارستان، استفاده از تکنیک FMEA ضمن کاهش هزینه ها، ایمنی و سلامت پرسنل را افزایش داده و به حفظ محیط زیست نیز کمک می نماید.
غلامرضا جاهد خانیکی، پیام صفایی، رحمان باریک گوگجلو، افسانه مهاجر،
دوره 10، شماره 4 - ( 12-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: پراکسید هیدروژن از جمله ترکیباتی است که بطور اولیه در اثر اکسیداسیون روغن و چربی تولید میشود و سبب بروز بیماریهای مختلف از جمله تصلب شرایین و بیماری عروق کرونر قلب میشود. هدف از انجام این تحقیق بررسی میزان پراکسید هیدروژن موجود در روغنهای مصرفی واحدهای فست فود تهران در سال 1395 است.
روش بررسی: در این مطالعه از تعدادی مراکز فست فود شهر تهران بهطور تصادفی نمونهبرداری از روغن در حال استفاده، انجام شد. پس از انتقال نمونهها به آزمایشگاه و تعیین عدد پراکسید مطابق با استاندارد شماره 4179 موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران نمونهها آنالیز شده و توسط نرم افزار آماری SPSS و آزمونهای توصیفی میانگین و انحراف معیار (descriptive statistical parameters) و همچنین آزمون تی تست (t-test)، تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: مطابق استاندارد ملی ایران از مجموع 50 نمونه مربوط به ساندویچیها، 20 نمونه (40 درصد) قابل مصرف و 30 نمونه (60 درصد) غیر قابل مصرف بودند و از تعداد 40 نمونه فلافلی نیز 14 نمونه (35 درصد) قابل مصرف و 26 نمونه (65 درصد) غیر قابل استفاده بودند. بالاترین عدد پراکسید در نمونههای ساندویچی و فلافلی به ترتیب 29/79 و meq/kg 31/22 گزارش شد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که میزان عدد پراکسید بیشتر نمونهها بالاتر از حد مجاز است. از اینرو با توجه به خطراتی که پراکسید بر سلامتی دارد، اجرای برنامههای آموزشی و بکارگیری روشهای صحیح در تهیه مواد غذایی برای کارکنان این مراکز ضروری است.
شیما گودرزی، قدرت الله شمس خرم آبادی، مرضیه عصمتی، محمد امین کرمی، آیت حسین پناهی،
دوره 12، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: فاضلابهای داروسازی حاوی مقادیر متنوع و بالایی از مواد آلی هستند. به منظور تولید یک پساب مناسب روشهای شیمیایی و الکتروشیمیایی بهخصوص در مقیاس پایلوت و آزمایشگاهی برای حذف ترکیبات آلی از فاضلاب صنایع داروسازی بهکار رفته است. هدف کلی از این مطالعه بررسی کارایی فرایند ترکیبی انعقاد شیمیایی و الکتروفنتون جهت تصفیه فاضلاب داروسازی بود.
روش بررسی: در مطالعه حاضر نمونههای فاضلاب از کارخانه داروسازی تهیه شد، جهت ارزیابی فرایند انعقاد شیمیایی اثر دوز منعقدکننده پلی آلومینیوم کلراید در مقادیر 25 الی mg/L 300 و pH 3، 7 و 10 توسط دستگاه جارتست مورد بررسی قرار گرفت، و در فرایند الکتروفنتون نیز تاثیر پارامترهای پتانسیل الکتریکی 10 الی v 30، غلظت پراکسید هیدروژن 100 تا mg/L 4000، زمان واکنش 15 الی min 120 و pH3، 7 و 10 بررسی شد.
یافتهها: نتایج حاصل شده از فرایند انعقاد شیمیایی نشان داد که در شرایط بهینه (دوز منعقدکننده برابر mg/L 200 و pH برابر 7) حذف 49 درصد اکسیژن مورد نیاز شیمیایی (COD) حاصل گردید. از طرف دیگر فرایند الکتروفنتون در شرایط بهینه (غلظت mg/L 100 پراکسید هیدروژن، ولتاژ v 20، pH برابر 3 و زمان واکنش min 30) توانست میزان 5/93 درصد COD را حذف کند.
نتیجهگیری: بر طبق نتایج بهدست آمده میتوان نتیجهگیری کرد که فرایندهای ترکیبی ناپیوسته انعقاد شیمیایی/ الکتروفنتون نسبت به انعقاد الکتریکی به تنهایی برای حذف ترکیبات دارویی از فاضلاب صنایع داروسازی بسیار موثرتر است.
ناهید رشتچی، سهیل سبحان اردکانی، مهرداد چراغی، امیررضا گودرزی، بهاره لرستانی،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: آموکسیسیلین یک آنتیبیوتیک تجاری رایج است که بهدلیل مقاومت بالا در برابر باکتری ها و طیف گسترده ای از میکروارگانیسم ها استفاده می شود و حضور باقیمانده آن در فاضلاب صنایع دارویی و پساب بیمارستانی با ایجاد بوی نامطبوع، اختلالات پوستی و مقاومت میکروبی در موجودات بیماری زا، می تواند منجر به مرگ میکروارگانیسم های موثر در تصفیه فاضلاب شود. از اینرو، این مطالعه با هدف بررسی کارایی حذف فوتوکاتالیستی آموکسیسیلین توسط نانوکامپوزیت گرافن اکساید مغناطیسی عامل دار شده با دی اکسید سریم از محلول آبی انجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی، نانوکامپوزیت گرافن اکساید مغناطیسی عامل دار شده با دی اکسید سریم سنتز و به عنوان فوتوکاتالیست برای حذف آموکسیسیلین استفاده شد. خصوصیات ظاهری نانوکامپوزیت با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM)، دستگاه پراش پرتو ایکس (XRD)، آنالیز طیفسنجی تفکیک انرژی (EDX)، طیفسنجی مادون قرمز فوریه (FTIR) و آنالیز خاصیت مغناطیسی (VSM) بررسی شد. همچنین، اثر متغیرهای pH (3-11)، دوز فوتوکاتالیست (g0/04-0/006)، زمان تماس ( min0-150) و دما (°C 25-55) بر کارایی حذف آموکسیسیلین بررسی شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که بیشینه کارایی حذف آموکسیسیلین در pH برابر با 10، دوز فوتوکاتالیست برابر با g 0/02، زمان تماس برابر با min 90 و دمای واکنش برابر با °C 25 حاصل شد.
نتیجه گیری: نانوکامپوزیت گرافن اکساید مغناطیسی عامل دار شده با دی اکسید سریم می تواند به عنوان یک فوتوکاتالیست موثر و در دسترس برای حذف آموکسیسیلین از پساب های صنعتی تحت نور UV مورد استفاده قرار گیرد.
پروانه دولتی، حاتم گودینی، عباس مقیم بیگی، یحیی خسروی،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: باتوجه به اهمیت اثرات زیانبار بیماری کووید-19 و شناسایی عوامل محیطی موثر در شیوع آن، در این تحقیق اثرات عوامل محیطی و رعایت شیوهنامههای بهداشتی در میزان شیوع و مرگومیر کووید-19 ارزیابی گردید.
روش بررسی: این تحقیق، یک مطالعه توصیفی–تحلیلی روی بیماران قطعی مبتلا به کووید-19 در سال ۱۳۹۹ استان البرز بود. در این مطالعه اطلاعات میزان ابتلا و مرگومیر ناشی از کووید-19، رعایت شیوهنامههای بهداشتی، غلظت آلایندههای هوا، شاخصهای آلودگی هوا و شرایط جوی استان البرز به تفکیک روز برای سال 1399 جمعآوری گردید. کلیه دادهها بعد از آمادهسازی در نرمافزار IBM SPSS Statistics v26 با آزمونهای آماری پیرسون، اسپیرمن، کروسکال والیس، تحلیل واریانس یکطرفهANOVA و رگرسیون دوجملهای منفی تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: نتایج مدل رگرسیون نشان داد که در میزان مرگومیر در اثر کووید-19، اثر متغیرهای میانگین دما (0/042p=)، رطوبت (0/048p=)، میزان ابتلا به کووید-19 (0/001p=) و رعایت شیوهنامههای بهداشتی (0/007p=) معنیدار است؛ اما در مدل میزان ابتلا به کووید-19، فقط متغیر رعایت شیوهنامههای بهداشتی (0/001p=) معنیدار گردید. ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن برای متغیرهای میزان ابتلا، رعایت شیوه نامههای بهداشتی، سرعت باد و غلظتهای مونوکسید کربن، PM2.5 و SO2 با میزان مرگومیر ناشی از کرونا به ترتیب 0/575، 0/411-، 0/206-، 0/211، 0/114 و 0/158- بوده است.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد علاوه بر رعایت شیوهنامههای بهداشتی، برخی از عوامل جوی و آلایندههای هوا بر میزان ابتلا و مرگومیر ناشی از کووید-19 مؤثر است.
محسن پورخسروانی، فاطمه جمشیدی گوهری، نسرین سیاری،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: این پژوهش سعی دارد، ضمن آنالیز توزیع مکانی و روند تغییرات میزان آرسنیک در منابع آب زیرزمینی حوضه سیرجان، عوامل موثر بر غلظت این عنصر در این منابع آبی را ارزیابی و تحلیل نماید.
روش بررسی: نمونه برداری از منابع آب زیرزمینی حوضه سیرجان از چاه های بهره برداری در محدوده آبخوان به تعداد 19 نمونه به روش سیستماتیک – تصادفی صورت پذیرفت. در هنگام نمونه برداری، پارامترهایی همچون pH و همچنین موقعیت جغرافیایی چاه های نمونه با استفاده از GPS تعیین گردید. سنجش آرسنیک با روش ICP-MS که متداول ترین روش برای شناسایی و اندازه گیری آرسنیک است، صورت پذیرفت. همچنین جهت ارزیابی عوامل موثر بر غلظت عنصر آرسنیک در منابع آب زیرزمینی دشت سیرجان از روش تحلیل سیستم های ارضی استفاده شد.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان می دهد که میزان آرسنیک در تمام نمونه ها بالاتر از رهنمود ارائه شده سازمان جهانی بهداشت است به طوریکه میزان این عنصر در منابع آب زیرزمینی محدوده مطالعاتی بین µg/L 30 تا µg/L390 تغییر می کند. نتایج نشان می دهد که با توجه به آنالیز ارتفاعی حوضه سیرجان حداکثر غلظت آرسنیک مربوط به قسمت هایی از عمیق ترین نقاط حوضه است. مقدار آرسنیک نمونه شماره 9 که در پست ترین قسمت حوضه گرفته شده، به میزان µg/L 390 است. به همین علت ماندگاری آب در این قسمت از حوضه افزایش یافته و به تبع آن شدت جریان کاهش می یابد در نتیجه طبق قانون اثر تجمعی این فرآیند می تواند منجر به افزایش غلظت آرسنیک گردد.
نتیجهگیری: ارزیابی روند تغییرات غلظت عنصر آرسنیک در منابع آب زیرزمینی محدوده مطالعاتی حاکی از آن است که غلظت این عنصر یک روند افزایشی بالایی داشته است. طبق نتایج، قرارگیری منطقه مورد مطالعه در مرکز فرآیندهای هیدروترمال و ژئوترمال (کمربند کانه زایی مس در ایران)، اثر تجمعی و تاثیر pH بر جذب و واجذب عنصر آرسنیک، از مهمترین عوامل موثر بر افزایش میزان آرسنیک در منابع آب زیرزمینی حوضه سیرجان هستند.
نرگس عرب عامری، حاتم گودینی، منصور ضرابی، محمد درویش متولی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینـه و هـدف: تصفیه فاضلاب تولیدی در شهرک های صنعتی به دلیل داشتن طیف وسیعی از آلاینده ها از اهمیت بالایی برخوردار است. در همین راستا، هدف مطالعه حاضر بررسی عملکرد تصفیه خانه فاضلاب شهرک صنعتی چرمشهر در حذف آلایندهها و پتانسیل استفاده مجدد از پساب حاصل از تصفیه و لجن است.
روش بررسـی: در این مطالعه توصیفی و تطبیقی، کیفیت فاضلاب ورودی، پساب خروجی و لجن تصفیه خانه شهرک صنعتی چرمشهر در سه مقطع زمانی با فواصل یکماهه مورد بررسی قرار گرفته است. علاوه بر آن، نتایج آنالیزهای انجام گرفته در سالهای 1403-1402 مورد بررسی قرار گرفته و نتایج حاصل با استانداردها و شاخص های ملی ایران، WHO،FAO ، EPA آمریکا و استانداردهای برخی از کشورهای دیگر مورد بررسی، تطبیق و مقایسه قرار گرفته است. روش تصفیه فاضلاب، ترکیبی از روش های تهنشینی شیمیایی و لاگون های هوادهی با لجن برگشتی است.
یافتهها: میزان فاضلاب تولیدی در این شهرک m3/day 15000 و عمدتاً مربوط به صنایع چرم و دباغی (m3/day 6100) با شدت آلودگی بالاست. راندمان تصفیه فاضلاب برای حذف BOD، COD و TSS به ترتیب 24±62، 19±72 و 13±84 درصد بوده است. غلظت فلزات سنگین نظیر کروم در فاضلاب (mg/L 0/28) و لجن تولیدی (mg/L 353/5) بسیار بالا بوده که روش تصفیه بکار رفته، قادر به تصفیه این نوع فاضلاب تا محدوده استانداردها و شاخصهای تخلیه به محیطزیست نیست. همچنین میزان املاح در پساب mg/L 43300 و در لجن mg/L 202000 بوده که بدون بهکارگیری تصفیه ثالثیه، منطبق با شرایط برای دفع و یا استفاده مجدد در بسیاری از موارد نیست.
نتیجهگیری: عملکرد تصفیه خانه قادر به تأمین استانداردهای تخلیه محیطی و استفاده مجدد از پساب و لجن نیست؛ بنابراین پساب نهایی و لجن تولیدی نیازمند تصفیه بیشتر برای استفاده مجدد و جلوگیری از آلودگی محیطزیست است.
گرشاسب بیرانوند، مرضیه رضوی، منیژه گودرزی،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: رشد چشمگیر استفاده از وسایل نقلیه در سطح جهان، چالشهای محیط زیستی متعددی از جمله مدیریت تایرهای فرسوده را به همراه داشته است. این پسماندها به دلیل تجزیهناپذیری طولانیمدت و خطرات ناشی از انباشت آنها، تهدیدی جدی برای محیط زیست به شمار میروند. یکی از رویکردهای پایدار برای کاهش اثرات مخرب این مواد، جایگزینی آنها با بخشی از سنگدانههای بتن است. با این حال، مطالعات موجود در مورد تأثیر استفاده از تایرهای ضایعاتی بر ویژگیهای مکانیکی بتن، محدود بوده و تحلیل روندهای جهانی این حوزه نیز کمتر انجام شده است. هدف این پژوهش، ارزیابی تأثیر لاستیک ضایعاتی بر بهبود خواص مکانیکی بتن و بررسی روندهای جهانی استفاده از این رویکرد است.
روش بررسی: به منظور ارزیابی تأثیر پودر و خرده لاستیک بر مقاومت فشاری و کارایی بتن، از روش طراحی آزمایش تاگوچی و تحلیل واریانس استفاده شد. همچنین بهمنظور تحلیل روندهای مطالعاتی و همکاریهای علمی مرتبط در زمینه استفاده از لاستیکهای ضایعاتی در بتن، دادههای پایگاه اطلاعاتی اسکوپوس با نرمافزار VOSviewer تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: با استفاده از نسبتهای بهینه خرده و پودر لاستیک، امکان تولید بتنی با مقاومت فشاری مناسب فراهم میشود. ضرایب همبستگی R² برای مقاومت فشاری 7 روزه، 28 روزه و کارایی بتن به ترتیب 92/41، 97/82 و 80/07 درصد بود. تحلیل علمسنجی حاکی از آن بود که کشورهای چین و هند در تولید مقالات علمی پیشرو هستند و توجه ویژهای به استفاده از لاستیک ضایعاتی در بتن دارند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان میدهد که استفاده از لاستیک ضایعاتی میتواند رویکردی مؤثر در بهبود خواص مکانیکی بتن باشد. با این حال، توسعه فناوریهای نوین برای بهینهسازی ترکیبات و بهبود دوام بلندمدت بتن ضروری است. علاوه بر این، نتایج علمسنجی، ضرورت تمرکز بیشتر بر پژوهشهای بینالمللی در این زمینه را برجسته میکند. این امر میتواند به پیشبرد فناوریهای پایدار در صنعت ساختوساز کمک کند.