120 نتیجه برای دی
مجتبی یگانه، سودا فلاح، هانیه فخری، مهدی فرزادکیا،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ترکیبات فنل اغلب به عنوان ماده اولیه در تولید آفت کشها، علف کشها و رنگها استفاده میشوند. این ترکیبات برای حیوانات، گیاهان و میکروارگانیسمها سمی هستند. در این مطالعه، تخریب سونوفتوکاتالیستی 2و4-دینیتروفنل در محلولهای آبی با استفاده از کاتالیست پلیمرهای آلی-معدنی اصلاح یافته با اکسیدهای روی و کبالت تحت تابش نور مرئی و امواج اولتراسونیک بررسی گردید.
روش بررسی: مشخصات کاتالیست سنتز شده با استفاده از تکنیکهای XRD، FTIR و SEM مشخص شدند. تأثیر چندین پارامتر کلیدی مانند pH (3-9)، دوز کاتالیست (g/L 1-0/3)، زمان واکنش (min 90 -0)، شدت اولتراسوند (W/m2 100-200) و غلظت اولیه 2و4- دی نیتروفنل (mg/L 20-100) بر بازده تخریب نیز مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: پس از min 75 فرآیند سونوفتوکاتالیستی، تجزیه کامل 2و4-دی نیتروفنل (mg/L 20) با دوز کاتالیست: g/L 0/5، 9 pH: و شدت اولتراسوند: W/m2 200 بهدست آمد. مطالعات سنتیک نشان داد که فرآیند تخریب سونوفتوکاتالیستی از مدل سینتیکی مرتبه اول پیروی میکند. نتایج آزمایشهای به دام انداز رادیکال تایید کرد که رادیکالهای HO° و O2˚-گونههای اکسیداتیو اصلی در تخریب 2و4- دی نیتروفنل هستند. علاوه بر این، استفاده مجدد از کاتالیست برای پنج آزمایش متوالی درصد کمی افت را برای کارایی حذف نشان داد.
نتیجهگیری: نتایج بهدست آمده نشان داد که فرآیند سونوفتوکاتالیستی با استفاده از کاتالیست پلیمرهای آلی-معدنی اصلاح یافته با اکسیدهای روی و کبالت میتواند یک روش موثر در حذف 2و4- دی نیتروفنل از محیطهای آبی باشد.
محمد فهیمی نیا، حسین جعفری منصوریان، اکبر اسکندری، امیرحسین کریمپور اردستانی، غریب مجیدی، سمیرا بهرامی واله،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: پسماند از تولیدات غیرقابل اجتناب و از مهمترین مسائل زیست محیطی هر جامعه بوده و مدیریت آن یکی از نیازهای اصلی جهت جلوگیری از آلودگی محیط زیست است. هدف از این مطالعه بررسی مدیریت پسماند تولیدی در مجموعه ورزشی آزادی بود.
روش بررسی: این تحقیق یک مطالعه توصیفی-مقطعی و تجربی است که با تکمیل پرسشنامه، بازدید میدانی، آنالیز وزنی، نمونه برداری و تعیین خصوصیات فیزیکوشیمیایی پسماندها مجموعه ورزشی آزادی انجام شده است. پرسشنامه حاوی سوالاتی مشتمل بر میزان تولید، کاهش در مبداء، تفکیک، بازیافت، جمع آوری، محل ذخیره سازی، حمل به خارج از مجموعه و دفع نهایی پسماندها بود.
یافتهها: میانگین میزان تولید پسماند در مجموعه ورزشی آزادی kg/day 4/83 ±449/87 بود که بیشترین آن مربوط به فدراسیون کشتی (kg/day 95/37) و کمترین، مربوط به فدراسیون کنگفو (kg/day 12/75) و درمانگاه (kg/day 12) بود. نتایج مشخصه فیزیکوشیمیایی نشان داد که متوسط درصد رطوبت 47 درصد، مواد قابل احتراق 67 درصد با ارزش حرارتی بالا kcal/kg 12807 و خاکستر نیز 42 درصد بود. پسماندهای خشک و تر روزانه به صورت مخلوط جمع آوری و در یک محل محصور و ذخیره می شد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که وضعیت تفکیک، بازیافت و ذخیره سازی پسماندها در مجموعه ورزشی آزادی نامطلوب است و هیچ برنامه ای جهت کاهش پسماند در مبداء و بازیافت وجود ندارد. براین اساس استقرار یک سیستم مدیریت پسماند مناسب بویژه برای جداسازی و بازیافت پسماند و ساماندهی به وضعیت پسماند تولیدی در این مجموعه ضروری است.
نسیبه زنجری، پریسا ملائی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش سریع جمعیت سالمندان و تغییرات اقلیمی، دو چالش بزرگ جهانی قرن بیست و یکم است. مطالعه حاضر به منظور شناسایی اثرات تغییرات اقلیمی بر سلامت سالمندان انجام شده است.
روش بررسی: این مطالعه مرور نظام مند، با جستجوی جامع در پایگاه های اطلاعاتی الکترونیکی scopus،pubmed و web of science با استفاده از کلیدواژه های "elderly"، "aging"، " older people"، "health" و " climate change" به زبان انگلیسی انجام شد. مقالات مربوط به سال های 2014 تا فوریه 2023 با پیروی از چک لیست پریزما، مورد بررسی قرار گرفت. مطالعاتی که دارای متن کامل بودند، به زبان انگلیسی چاپ شده و جمعیت مورد مطالعه افراد بالای 60 سال بودند، وارد مطالعه گردید و مطالعات شبیه سازی شده از مطالعه حذف شدند.
یافتهها: کیفیت مطالعات با استفاده از چک لیست استروب، متوسط تا خوب گزارش شد. نتایج این مطالعه نشان داد تغییرات اقلیمی روی سلامت جسمی، روانی و اجتماعی سالمندان تاثیر منفی می گذارد و افزایش شیوع بیماری های قلبی عروقی، کلیوی، تنفسی، افسردگی، کاهش فعالیت های روزمره، افزایش بستری در بیمارستان و مرگ و میر را به همراه دارد. افزایش دما نسبت به سایر تغییرات اقلیمی بیشترین تهدید برای سلامت سالمندان است.
نتیجهگیری: تغییرات اقلیمی خصوصا افزایش دما، بیشترین تاثیر منفی بر سلامت جسمی سالمندان دارد. بنابراین نیاز به توجه بیشتری در زمینه پایداری زیست محیطی، ایجاد سیاست های مداخله ای بهداشت عمومی و استراتژی های انطباقی هنگام قرار گرفتن در معرض دمای شدید برای سالمندان وجود دارد.
حمیدرضا رمضان بهتاش، مریم طهماسب پور،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از چالشهای بزرگ فرایند چرخه کلسیم، از بین رفتن ظرفیت جذب دیاکسیدکربن جاذبهای کلسیمی در طول چرخههای متوالی به دلیل افزایش مکانیسم تفجوشی است. در همین راستا، در مطالعه حاضر سعی شد تا با بکارگیری روشهای هیدراسیون و اسیدزنی، به بهبود عملکرد میزان تبدیل کربناسیون در چرخههای مختلف پرداخته شود.
روش بررسی: پس از تهیه جاذبهای پایه کلسیماکسید و اصلاح شده با روش هیدراسیون و اسیدزنی، برای اطمینان از آمادهسازی صحیح جاذبها و بررسی ساختار جاذبهای بدست آمده، از آنالیزهای میکروسکوپ الکترونی روبشی، پراش پرتو ایکس و برونر-امیت-تلر استفاده شد. سپس، برای بررسی عملکرد میزان جذب از دستگاه وزنسنج گرمایی استفاده گردید.
یافتهها: نتایج بدست آمده از واکنش کربناسیون نشان داد که میزان تبدیل موثر برای جاذبهای سنگآهک اولیه و نوع اصلاح شده آن با روش اسیدزنی و هیدراسیون در انتهای چرخه اول بهترتیب 75، 86 و 73 درصد و در انتهای چرخه بیستم بهترتیب 24، 38 و 26 درصد بوده که نشان از بهبود ظرفیت جذب جاذب بهدلیل تشکیل استاتکلسیم و به طبع آن، تشکیل ساختار پایدارتر و متخلخلتر جاذب مورد استفاده است. نتایج تاثیر استفاده از جاذبهای سنگآهک اولیه و نوع اصلاح شده آن با روش اسیدزنی و هیدراسیون نشان داد که میزان کاهش ظرفیت جذب جاذبها در طول بیست چرخه به ترتیب معادل 69، 58 و 67 درصد بوده که نشان از بهبود بیشتر پایداری جاذب در صورت استفاده از روش اسیدزنی است.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بدست آمده، روش اسیدزنی را میتوان به عنوان یکی از کارآمدترین روشها برای بهبود عملکرد جاذبهای کلسیم اکسید، مورد استفاده قرار داد.
صدف معینی، سید مسعود منوری، فریبا زمانی هرگلانی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش پسماندها در مراکز یکپارچه پسماندهای شهری مشکلات و پیامدهای ناسازگار محیط زیستی ناشی از استقرار نامناسب آنها بیشازپیش نمایان شده است. این پژوهش با هدف تعیین و بررسی آلودگیهای محیطزیستی در مراکز مدیریت یکپارچه پسماند شهری انجام شده است.
روش بررسی: این پژوهش، آلایندههای محیطزیستی در مرکز مدیریت یکپارچه پسماندها در کوهک را در فواصل مختلف بین 900-0 متری مورد بررسی قرار داده است. چهار معیار ویژگیهای پسماند، آلودگی آب، آلودگی هوا و آلودگی صوت با 16 زیرمعیار تعیین شد. نقشه هر معیار و زیر معیارها با ضرایبی که دارند در وزن حاصل از روش فرآیند شبکه تحلیلی ضرب شدند. با تلفیق معیارها با روش ترکیب خطی وزنی و رویهم گذاری آنها درنهایت منطقه مورد مطالعه در سه کلاس نامناسب، متوسط، مناسب طبقهبندی شد.
یافتهها: آلودگی هوا با وزن (0/26) دارای بالاترین رتبه نسبت به سه معیار دیگر است. به ترتیب آلودگی صوتی (0/25)، آلودگی آب (0/24) و ویژگی پسماند (0/23) در رتبههای بعدی قرار گرفتند. نتایج آزمون کروسکال والیس نشان داد که بین غلظت آلایندهها در ایستگاههای مختلف، اختلاف معنیداری است (0/05>p). همچنین نتایج نشان میدهد که میانگین غلظت آلایندهها در فاصله 0-300 متری با تمامی ایستگاههای موجود دارای اختلاف معنیداری است (0/05>p). پس از تعیین پهنههای مناسب با استفاده از روش خطی وزنی (WLC)، نتایج نشان داد که 62/5 درصد معیارها مورد تأیید سازمان محیطزیست است.
نتیجهگیری: با بررسی نتایج حاصل از روشهای استفاده شده در این مطالعه میتوان گفت که ترکیب روش ANP و WLC، نتایج مناسبی را ارائه میدهد. عدم قطعیت در تصمیمگیریهای ذهنی و کمبود زمان در تصمیمگیری، ارزیابی را در زمینهی جمعآوری پسماندها در مراکز یکپارچه پسماند شهری با مشکلاتی مواجه ساخته است.
سیدشهرام نقیب زاده، مظاهر معین الدینی، مهدی زعفرانیه،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: برای تصمیم گیران مدیریت پسماند، یافتن بهینه ترین راهکار، همواره یک چالش مهم بوده است. هدف از این مطالعه توسعه یک سامانه پشتیبان تصمیم گیری برای یافتن سناریوهای بهینه محیط زیستی و اقتصادی مدیریت پسماند است.
روش بررسی: پژوهش حاضر توسعه و بکارگیری یک سامانه پشتیبان تصمیم گیری است که در آن به کمک ابزارهای ارزیابی چرخه حیات و هزینه چرخه حیات، میزان اثرات محیط زیستی و هزینه انجام پردازش های پسماند محاسبه شده و سپس به کمک یک مدل برنامه ریزی خطی، سناریوهای بهینه محیط زیستی و اقتصادی برای مدیریت پسماند ارائه می شود. همچنین از داده های سیستم مدیریت پسماند کرج برای بکارگیری این سامانه استفاده شده است.
یافته ها: خروجی مدل برنامه ریزی خطی در این سامانه، ارائه یک سناریو بر مبنای کمینه اثرات محیط زیستی و دو سناریو بر مبنای کمینه هزینه تحمیل شده بر سیستم مدیریت پسماند کرج بود که در آنها کمپوست سازی (در سناریوی اول اقتصادی) و سوزاندن پسماند (در سناریوهای محیط زیستی و اقتصادی دوم) بیشترین سهم را در مدیریت پسماندهای تولیدی داشتند. همچنین بازیافت حداکثر مقدار ممکن از مواد قابل بازیافت موجود در پسماند با توجه به مطلوبیت های محیط زیستی و اقتصادی این پردازش نقطه اشتراک سه سناریو بود.
نتیجهگیری: نتیجه این مطالعه نشان داد، سامانه پشتیبان تصمیم گیری مدیریت پسماند حاضر می تواند متناسب با تفاوت های ذاتی پسماندهای تولید شده، نوع فناوری های بکاررفته و هزینه انجام پردازش ها در هر سیستم مدیریت پسماند، بهینه ترین سناریوهای محیط زیستی و اقتصادی مدیریت پسماند را به تصمیم گیران این حوزه ارائه کند.
سیدخبات نینوا، بهاره لرستانی، مهرداد چراغی، سهیل سبحان اردکانی، بهزاد شاهمرادی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: فنیتروتیون یکی از سموم فسفره است که از راه های مختلف از جمله توسط فاضلاب های صنعتی و زهآبهای کشاورزی به منابع آبی وارد می شود. با توجه به اینکه این سم بهدلیل ایجاد کمپلکس های قوی، غیرقابل تجزیه زیستی است، حذف آن با روش های اکسیداسیون پیشرفته ضروری است. لذا، این مطالعه با هدف بررسی کارایی حذف سم فنیتروتیون توسط نانوکامپوزیت گرافن اکساید مغناطیسی عامل دار شده با دی اکسید سریم (GO@Fe3O4@CeO2) از محلول آبی انجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش، نانوکامپوزیت GO@Fe3O4@CeO2 سنتز و به عنوان فتوکاتالیست برای حذف فنیتروتیون مورد استفاده قرار گرفت. خصوصیات ظاهری نانوکامپوزیت با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM)، دستگاه پراش پرتو ایکس (XRD)، آنالیز طیف سنجی تفکیک انرژی (EDX)، طیف سنجی مادون قرمز فوریه (FT-IR) و آنالیز خاصیت مغناطیسی (VSM) بررسی شد. همچنین، اثر متغیرهای pH (2-9)، غلظت فتوکاتالیست ( mg/L10-40) و زمان تماس ( min0-90) بر کارایی حذف فنیتروتیون بررسی شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که با افزایش زمان تماس تا min 60 و غلظت فتوکاتالیست تا mg/L 20، کارایی حذف فنیتروتیون افزایش یافت. از طرفی، بیشینه نرخ حذف فنیتروتیون در 4 = pH ثبت شد. نتایج بررسی سینتیک فرآیند فوتوکاتالیستی حذف فنیتروتیون توسط GO@Fe3O4@CeO2 نشان داد که فرآیند از سینتیک مرتبه اول پیروی کرده است.
نتیجه گیری: نانوکامپوزیت GO@Fe3O4@CeO2 می تواند به عنوان یک فوتوکاتالیست موثر و در دسترس برای حذف فنیتروتیون از پساب های صنعتی تحت تابش فرابنفش مورد استفاده قرار گیرد.
غلامرضا شقاقی، امیر حسین جاوید، سارا اله یاری بیک، علی ماشینچیان مرادی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تخلیه شورابه آب شیرین کن های دریایی به دریا می تواند عوارض جبران ناپذیری به محیط زیست داشته باشد. هدف این مطالعه شناسایی اثرات تخلیه شورابه به دریا، بررسی روش های مدل سازی برای بهینه سازی تخلیه شورابه به دریا و همچنین طراحی مناسب خروجی آن برای تامین استانداردها، کاهش اثرات محیط زیستی و هزینه ها است.
روش بررسی: بررسی اثرات شورابه بر دریا، مدل سازی انتشار آن، طراحی خروجی و استانداردهای تخلیه بر مبنای مرور مقالات و منابع در پایگاه داده هایGoogle Scholar ، Academia، Scopus، Civilica و Irandoc با استفاده از کلید واژههایی مانند Brine/Seawater concentrate discharge،Numerical modeling ،Discharge standards وOutlet design انجام گردید. از 132 مقاله بررسی شده 45 مقاله سازگار با اهداف مطالعه بود.
یافتهها: اثرات تخلیه آب شیرین کنها به دریا در محل تخلیه و فواصل دورتر قابل مشاهده است. مدل سازی عددی برای پیش بینی غلظت آلاینده در فواصل مختلف از محل تخلیه و تعیین محل تخلیه با رعایت استانداردها و کاهش هزینه ها به کار میرود. طراحی و استفاده از دیفیوزر با چندین نازل با زاویه 60 درجه منجر به بیشترین رقیق سازی در نقطه تخلیه می شود.
نتیجهگیری: استفاده از آب شیرین کنها برای مقابله با اثرات تغییرات اقلیمی ضرورت دارد. مدل سازی و طراحی مناسب خروجی آب شیرین کن نقش مهمی در کاهش اثرات نامطلوب، تامین استانداردهای محیط زیستی و بهینه سازی هزینه های ساخت و بهره برداری دارد و نیاز به مطالعات بیشتری در این زمینه در کشور است.
فرزاد کلته، محمدحسین موثق،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: وجود آفتکشها در شیر و فراوردههای آن میتواند برای مصرفکنندگان مخاطرهآمیز باشد. هدف از این مطالعه تعیین میزان دیازینون و سایپرمترین در شیر، پنیر و کره عرضهشده در شهر گنبدکاووس بود.
روش بررسی: در این مطالعه تعداد 50 نمونه شامل شیر خام، شیر پاستوریزه، شیر فرادما، پنیر سنتی و کره سنتی از دیماه تا اسفندماه 1400 از مراکز عرضه در شهر گنبدکاووس بهصورت تصادفی اخذ گردید و میزان سموم با روش کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا تعیین گردید.
یافتهها: میانگین میزان دیازینون در نمونههای شیر خام، شیر پاستوریزه و شیر فرادما به ترتیب µg/kg 9/68 ± 41/91، µg/kg 5/86 ± 28/07 و µg/kg 9/52 ± 40/21 بود. میانگین میزان سایپرمترین در نمونههای شیر خام، شیر پاستوریزه و شیر فرادما به ترتیب µg/kg 8/20 ± 34/06، µg/kg 5/88 ± 22/63 و µg/kg 8/09 ± 29/82 بود. اختلاف معنیدار در بین انواع نمونهها ازنظر میزان دیازینون و سایپرمترین مشاهده گردید. در نمونه پنیر میانگین میزان دیازینون و سایپرمترین به ترتیب µg/kg 10/59 ± 57/23 و µg/kg 8/69 ± 38/12 بود. در نمونه کره میانگین میزان دیازینون و سایپرمترین به ترتیب µg/kg 4/15 ± 16/77 و µg/kg 6/47 ± 17/5 بود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد انواع شیر در گنبدکاووس دارای باقیمانده دیازینون بیش از حد مجاز هستند. این در حالی است که باقیمانده سایپرمترین در نمونهها کمتر از حد مجاز بود. با توجه به نتایج حاصله برنامه مدونی برای کاهش میزان باقیمانده دیازینون در شیر، پنیر و کره توزیعی در شهر گنبدکاووس باید اجرا گردد.
ساناز جعفری، امیرحسین جاوید، الهام منیری، امیرحسام حسنی، همایون احمدپناهی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مواد هیومیک به گروهی از ماکرومولکولهای آلی ناهمگن با وزن مولکولی بالا اطلاق میشود که حاصل واکنشهای بیولوژیکی و ژئوشیمیایی بوده و بهعنوان محصولات جانبی گندزدایی شناخته شده اند. نانوذرات مغناطیسی بدلیل اندازه کوچک و قدرت تفکیک آلایندههای محیط زیستی از جمله آلایندههای آب و فاضلاب در تصفیه آلایندههای سمی و خطرناک کاربرد دارند. هدف از انجام این مطالعه بررسی کارایی حذف با استفاده از نانوجاذب سه بعدی مغناطیسی و تعیین شرایط بهینه در حذف است.
روش بررسی: ابتدا اکسید گرافن سه بعدی مغناطیسی سنتز و سپس اصلاح سطح با آلیل آمین/آلیل گلیسیدیل اتر انجام شد. خصوصیات نانوجاذب مغناطیسی سنتز شده با استفاده از میکروسکوپ الکترونیکی روبشی، pH نقطه صفر بار سطحی تعیین شد. در این پژوهش پارامترهای مختلف pH، مقدار نانو جاذب، زمان تماس و دما مورد مطالعه قرار گرفت و بهینه شرایط حذف بدست آمد. نتایج بهینه از روش های تک متغیره و تاگوچی بدست آمد. ایزوترم ها، سینتیک ها و ترمودینامیک جذب HA بر روی نانوجاذب مغناطیسی تعیین شد و برای تحلیل داده ها و مقایسه ایزوترم ها از رگرسیون خطی و ضریب تعیین استفاده گردید. همچنین قابلیت استفاده مجدد نانوجاذب در طی مکانیسم جذب HAمورد مطالعه قرار گرفت. مطالعه تجربی بر روی نمونه های آب چاه درکه (تهران) و منجیل آباد (کرج) انجام گرفت.
یافته ها: آنالیزهای تعیین، مشخصات ساختار و ویژگیهای جاذب ساخته شده را تائید کرد. بهینه میزان حذف HA در 6pH = ، مقدار جاذب g 0/02، زمان تماس min 120 و دماC o 25 به 98 درصد رسید. نتایج نشان داد، جذب HAاز ایزوترم لانگمویر و سرعت آن از سینتیک شبه درجه دوم به ترتیب با ضریب همبستگی 0/9969 و 0/9968 پیروی می کند. دادههای ترمودینامیکی نشان داد که جذب HA با نانوجاذب، فرآیندی گرمازا، مطلوب و خودبهخود است.
نتیجه گیری: استفاده از این نانوجاذب در حذف HA از محلول های آبی می تواند به عنوان روشی کارآمد مورد استفاده قرار گیرد. یکی از مزایای استفاده از نانوجاذب مغناطیسی توانایی جداسازی آنها از سوسپانسیون ها با استفاده از یک میدان مغناطیسی و احیای آنها با استفاده از روش های مختلف و کاربرد مجدد آنها است.
علیرضا مصداقینیا، کامران باقری لنکرانی، کاظم ندافی، محمدصادق حسنوند، محمد پاییزی، رضا سعیدی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از آفتکشهای شیمیایی بهعنوان بخشی از مدیریت تلفیقی آفات کشاورزی ضروری است، اما کاربرد غیراصولی آنها اثرات جانبی بهداشتی و محیط زیستی خطرناک و متعددی دارد. این مطالعه با هدف تدوین سند حمایتطلبی مدیریت باقیمانده آفتکشها در محصولات کشاورزی در کشور با حمایت فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران انجام شد.
روش بررسی: مراحل انجام این مطالعه به شرح زیر بود: (1) تشکیل کمیته تدوین سند حمایتطلبی، (2) بررسی میزان باقیمانده آفتکشها در محصولات کشاورزی، (3) بررسی نحوه مدیریت باقیمانده آفتکشها در محصولات کشاورزی در کشور، (4) تدوین برنامه حمایتطلبی و (5) ارائه پیشنهادهای اجرایی جهت بهبود وضعیت موجود.
یافتهها: بر اساس نتایج مرور نظاممند و فراتحلیل، میزان تخطی باقیمانده آفتکشها در محصولات کشاورزی در کشور از مرز بیشینه مجاز باقیمانده (Maximum residue level: MRL) کمیسیون Codex حدود 19 درصد بود که این مقدار در مقایسه با سایر کشورها نسبتاً بالا ارزیابی شد. بر اساس قوانین و مقررات موجود، چارچوب مدیریت باقیمانده آفتکشها و مسئولیت دستگاههای ذینفع مشخص بود، اما تخصیص منابع و حمایت از دستگاههای سیاستگذاری، اجرایی، بهرهبرداران و عموم مردم ناکافی قلمداد شد. در تدوین برنامه حمایتطلبی، علاوه بر تعیین نقش ذینفعان، پنج هدف برای تسهیل و ترغیب نقشآفرینی موثرتر گروههای ذینفع و تسهیل همکاری بینبخشی تعریف شد. پنج مورد از مهمترین اقدامات اجرایی جهت بهبود وضعیت موجود به شرح زیر پیشنهاد گردید: (1) شفافسازی وضعیت موجود، (2) تعیین اهداف کمی برای برنامهها، (3) تأمین بودجه و سایر منابع مورد نیاز برنامهها، (4) استفاده بهینه از نظرات متخصصین و (5) ارتقاء عملکرد بهرهبرداران.
نتیجهگیری: بهمنظور پیگیری اجرای پیشنهادات و دستیابی به اهداف این سند، تشکیل کمیته حمایتطلبی با حضور نمایندههای کلیه سازمانهای مسئول در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی توصیه میشود.
امید محمدی معین الضعفا، مریم طهماسب پور،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش مصرف انرژی در جهان، سبب افزایش تولید گاز دی اکسید کربن شده و صدمات جبران ناپذیر فراوانی از جمله گرمایش زمین را ایجاد کرده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی ظرفیت جذب جاذب نوین سلولز نانوکریستالی مودار و بهبود عملکرد آن در جذب دی اکسید کربن توسط اصلاح با دو نوع آمین مونو اتانول آمین و دی اتانول آمین است.
روش بررسی: پس از سنتز سلولز نانوکریستالی مودار به روش اکسیداسیون و اصلاح با آمین، از آنالیزهای طیف سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه و میکروسکوپ الکترونی روبشی نشر میدانی به جهت بررسی تشکیل گروه های شیمیایی و مورفولوژی نمونه ها استفاده شد. همچنین برای بررسی میزان جذب نمونه ها از آنالیز توزین حرارتی در دو دمای 25 و C°50 و دو غلظت 10 و 90 درصد دی اکسید کربن در نیتروژن استفاده گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد که در دمای C° 25 و غلظت 90 درصد دی اکسید کربن، ظرفیت جذب سلولز نانوکریستالی مودار، سلولز نانوکریستالی مودار اصلاح شده با 20 درصد وزنی مونواتانول آمین و سلولز نانوکریستالی مودار اصلاح شده با 20 درصد وزنی دی اتانول آمین به ترتیب برابر 1/74، 2/5 و mmol/g 1/96 است. به عبارت بهتر، ظرفیت جذب دی اکسید کربن جاذب اصلاح شده با مونو اتانول آمین حدود 44 درصد و نمونه اصلاح شده با دی اتانول آمین حدود 13 درصد بهبود یافته است.
نتیجه گیری: طبق نتایج بدست آمده، می توان دریافت سلولز نانوکریستالی مودار و به ویژه نوع اصلاح شده آن را می توان به عنوان یک جاذب نوین و دارای پتانسیل قوی در زمینه جذب دی اکسید کربن معرفی نمود.
فاطمه زورمند، قاسم حسنی، نرگس روستایی، سهیلا رضایی،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: گسترش فناوری در دهههای اخیر سبب افزایش مصرف محصولات الکترونیک تا میزان million tons/year 2/5 در جهان شده است. با اینحال دادههای محلی محدودی از میزان تولید پسماندهای الکتریکی و الکترونیکی وجود دارد. لذا هدف این مطالعه برآورد میزان تولید و درصد اجزای با ارزش و خطرناک پسماندهای الکترونیکی خانوارها و ادارات دولتی شهر آباده طشک است.
روش بررسی: ابتدا تعداد 27 قلم از تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی موجود در 200 خانوار و 40 اداره دولتی شهر آباده طشک در سال 1401، با استفاده از پرسشنامه تعیین و سپس با روش استفاده و مصرف و بر اساس میانگین وزن و طول عمر تجهیزات، میزان تولید این پسماندها برآورد گردید. اجزای با ارزش شامل آهن، مس، آلومینیوم، پلاستیک، نقره، طلا، قلع و روی و اجزای خطرناک آنها شامل کبالت، باریوم، آرسنیک، آنتیموان، کروم، نیکل، سرب و جیوه نیز تعیین شدند.
یافتهها: سرانه پسماندهای الکتریکی و الکترونیکی به ازای هر خانوار kg/year 25 و به ازای هر نفر kg/year 7/9 برآورد گردید. میزان کل این پسماندها در ادارات دولتی tons/year 3/53 بود. وزن کل ترکیبات با ارزش 574/85 و kg 24/41و وزن کل ترکیبات خطرناک نیز 25/99 و kg 1/07 به ترتیب برای خانوارها و ادارات دولتی برآورد شد. نتایج نشان داد که آهن و پلاستیک بیش از 70 درصد وزن ترکیبات با ارزش و آرسنیک و سرب بیش از 60 درصد وزن ترکیبات خطرناک این پسماندها را شامل میشوند.
نتیجهگیری: با توجه به وجود ترکیبات با ارزش در پسماندهای الکتریکی و الکترونیکی شهر آباده طشک و امکان بازیافت آنها و از سوی دیﮕر به علت امکان ورود ترکیبات خطرناک این پسماندها به محیط و ایجاد اثرات نامطلوب در انسان و محیطزیست، برنامهریزی جهت مدیریت این پسماندها ضروری به نظر میرسد.
سمیرا مجاب، سیدغلامرضا موسوی، سکینه شکوهیان،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: در این مطالعه کارایی سیستم راکتور بافلدار آنوکسیک (AnBR) برای تصفیه بیولوژیکی فاضلاب سنتتیک حاوی سدیم دودسیل سولفات (SDS) بهعنوان نمونهای از سورفاکتانتهای آنیونی برای تخلیه به محیط زیست بررسی شد.
روش بررسی: این پژوهش با هدف بررسی اثر شاخصهای غلظت SDS بهعنوان سوبسترا، زمان ماند هیدرولیکی (HRT) و نوع الکترون گیرنده (نیترات یا مواد آلی) در راکتور AnBR، مطالعه و به صورت روزانه پساب ورودی و خروجی جهت سنجش سورفاکتانت، COD و نیترات بررسی شد.
یافتهها: میانگین راندمانهای حذف COD در غلظتهای SDS، ۲۰۰، ۲۵۰، ۳۵۰ و mg/L ۵۰۰ در حالت پایدار بهترتیب برابر با 99/6، 99/8، 99/6 و 99/3 درصد به دست آمد. راندمان حذف SDS برای تمام غلظتهای SDS، 0/2± 99/8 درصد بهدست آمد. با کاهش HRT از ۲۴ به h ۴، راندمان حذف COD به آرامی از 99/4 به 90/9 درصد کاهش پیدا کرد. غلظت SDS و COD در خروجی بیوراکتور در شرایطی که غلظت SDS ورودی mg/L ۲۵۰ و HRT برابر با h ۴ بود، غلظت خروجی برابر باmg/L ۱۱ بوده که استانداردهای تخلیه پساب به آبهای سطحی را برآورده کرد (استاندارد mg/L 1/5). حذف نیترات از جریان ورودی نشان داد، راندمان سیستم به میزان زیادی کاهش پیدا کرد که نشان داد نیترات بهعنوان گیرنده الکترون مصرف و SDS در شرایط آنوکسیک تجزیه میگردد. آزمون PCR نشان داد که گونههای باسیلوس، باکتری غالب در بیومس AnBR بوده است.
نتیجهگیری: با توجه به راندمان بالای حذف SDS و COD، میتوان این فرایند را برای تجزیه سورفاکتانتهای آنیونی در فاضلاب صنایع تولیدکننده این آلاینده پیشنهاد داد.
خدیجه دارابی، نوید علی نژاد، قاسم حسنی، احمد بدیعی نژاد،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: پسماندهای رها شده یکی از آلودگیهای متداول در محیطهای شهری هستند که ناشی از رفتار شهروندان در عدم دفع صحیح پسماند است. هدف از انجام این مطالعه بررسی تراکم و ترکیب این نوع پسماند در شهر بهبهان و تفسیر وضعیت آلودگی با استفاده از شاخص اختصاصی است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-مقطعی تراکم پسماندهای رها شده و ترکیب اجزاء آنها در محیط شهر بهبهان به روش مشاهده بصری ارزیابی شد. نتایج بدست آمده از تراکم و ترکیب پسماندهای رها شده با استفاده از شاخص پاکیزگی محیط که یک تکنیک رتبه بندی محیطی از نظر شدت آلودگی به پسماندهای رها شده است تفسیر شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد میزان تراکم پسماندهای رها شده در محیطهای مورد مطالعه item/m2 0/011 تا item/m2 0/954 بود. میانگین تراکم پسماندهای رها شده در کاربریهای تجاری، مسکونی، و تفریحی به ترتیب 0/809، 0/196، و item/m2 0/011 بود. فراوانترین پسماند رها شده در محیط شهری ته سیگار بود که به طور میانگین 61 درصد از کل پسماندهای رها شده را تشکیل میداد. شاخص پاکیزگی محیط برای محلهای مورد مطالعه در دامنه 0/39 تا 32/56 محاسبه شد که نشان داد 63/6درصد از محلهای مورد مطالعه در وضعیت پاکیزه و متوسط و 36/4 درصد در وضعیت کثیف بودند.
نتیجهگیری: با توجه به سهم چشمگیر ته سیگار در ترکیب پسماندهای رها شده در شهر بهبهان و همچنین تاثیر آن در افزایش شاخص پاکیزگی محیط، توجه به مدیریت کارآمد این پسماند ضروری است. بیش از یک سوم محل های ارزیابی شده بر اساس شاخص پاکیزگی محیط در بدترین شرایط یعنی رتبه "کثیف" بودند که نشان دهنده لزوم ارتقاء کارایی سیستم نظافت شهری است.
عبدالرحمن قرنجیک، رمضانعلی دیانتی تیلکی، سمانه دهقان، ابوطالب بای، فتح اله غلامی بروجنی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بهرهبرداری و نگهداری مناسب از دستگاههای بیخطرساز پسماند پزشکی به دلیل جلوگیری از انتشار عفونتها و بیماریهای خطرناک، حفاظت از سلامت عمومی و محیط زیست از اهمیت بالایی برخوردار است. لذا این مطالعه با هدف بررسی وضعیت بهرهبرداری و نگهداری دستگاههای بیخطرساز پسماندهای پزشکی در بیمارستانهای دولتی و خصوصی استان گلستان به انجام رسیده است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی در 17 بیمارستان دولتی و 6 بیمارستان خصوصی استان گلستان که مجهز به دستگاه بیخطرساز پسماندهای پزشکی از نوع اتوکلاو پیشخلاء بدون خردکن بودند، انجام شد. اطلاعات تست میکروبی ماهیانه دستگاهها که توسط محیط زیست انجام میشود از اسناد و دادههای بیمارستان دریافت شد. سایر اطلاعات مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه استاندارد و سایر اطلاعات به روش مصاحبه حضوری جمعآوری گردید و نتایج استخراج شده با استفاده از فراوانی، درصد فراوانی و شاخصهای مرکزی توصیف گردید.
یافتهها: وضعیت بهرهبرداری دستگاههای بیخطرساز در بیمارستانهای مورد مطالعه در مجموع با عملکرد بیخطرسازی میکروبی 97/07 درصد، مطلوب ارزیابی گردید. بهطوریکه درصد مطلوبیت در بیمارستانهای دولتی 96/93 درصد و در بیمارستانهای خصوصی 97/22 درصد بوده است. وضعیت نگهداشت پیشگیرانه دستگاههای بیخطرساز در بیمارستانهای دولتی و خصوصی به ترتیب 68/62 و 77/77 درصد بوده است. وضعیت و امکانات بهداشتی محل استقرار دستگاههای بیخطرساز پسماند بر اساس ضوابط مربوط در بیمارستانهای دولتی و خصوصی به ترتیب 94/11 درصد و 69/05 درصد بوده است.
نتیجهگیری: وضعیت بهرهبرداری دستگاههای بیخطرساز در بیمارستانهای مورد مطالعه در مجموع با عملکرد بیخطرسازی میکروبی بالای 97 درصد مطلوب ارزیابی گردید اما در عین حال، اجرای برنامههای نگهداری پیشگیرانه و آموزش مستمر کارکنان برای استفاده صحیح از این دستگاهها ضروری است تا کارایی آنها تضمین شده و مخاطرات احتمالی به حداقل برسد.
فرهاد خسروانی، عنایت عباسی، شهلا چوبچیان،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: اگرچه پیشزمینه افزایش پسماندهای غذایی چالشهای فرهنگی و آموزشی است، لیکن مشارکت عمومی در مدیریت اصولی پسماندهای غذایی نقشی حیاتی دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی ضرورت و نقش مشارکت شهروندی و طراحی مدل رفتار مدیریت پایدار پسماندهای غذایی خانگی در شهر تهران است.
روش بررسی: مطالعه حاضر به لحاظ پارادایم کمی است که به روش پیمایشی انجام شد. جامعه آماری، شامل 2/239/907 خانوار شهر تهران بودند که از این تعداد 384 خانوار با استفاده از جدول کرجسی و مورگان به روش طبقه ای تصادفی با انتساب متناسب به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محققساخته بود که روایی محتوایی و ظاهری آن توسط پانلی از اساتید ترویج و آموزش کشاورزی و صاحبنظران حوزه پسماند مورد تأیید قرار گرفت. مقدار پایایی آلفای کرونباخ (0/78 تا 0/92) نشان از پایایی ابزار تحقیق بود. به منظور تعیین قدرت متغیرهای مستقل در پیشگویی متغیر وابسته تحقیق، از تحلیل مسیر با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری و نرمافزار لیزرل استفاده شد.
یافتهها: مطابق با نتایج حاصل از تحلیل مسیر و آماره R2، متغیرهای نیت شهروندان درخصوص مدیریت پایدار پسماندهای غذایی، نگرش زیست محیطی، آگاهی و دانش زیست محیطی، دلبستگی مکانی، رضایتمندی و اعتماد اجتماعی شهروندان در مجموع توانستند 67 درصد از تغییرات واریانس رفتار مشارکتی شهروندان در مدیریت پایدار پسماندهای غذایی را تبیین کنند.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان میدهد که آگاهی و نگرش محیطزیستی شهروندان نقش مهمی در مشارکت آنها در مدیریت پایدار پسماندهای غذایی دارد. بهعبارتدیگر، هرچه شهروندان اطلاعات بیشتری درباره پیامدهای محیطزیستی پسماندهای غذایی داشته باشند، تمایل آنها به همکاری و مشارکت در مدیریت بهینه پسماند افزایش مییابد. بنابراین، تدوین و اجرای برنامههای آموزشی مؤثر برای افزایش سطح آگاهی و بهبود نگرش محیطزیستی شهروندان، امری ضروری است که میتواند به بهبود رفتارهای مشارکتی در این حوزه کمک کند.
علی سلیمیفرد، کامیار یغمائیان، مینا آقائی، نازنین دستجردی، فضلالله چنگانی خوراسگانی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: صنایع قند چغندری از تولیدکنندگان عمده پسماندهای آلی هستند. مدیریت صحیح این پسماندها، تفاله چغندرقند و گل صافی، میتواند علاوه بر کاهش اثرات محیط زیستی، ارزش اقتصادی ایجاد کند. این مطالعه با هدف ارزیابی کمی پسماندهای صنایع قند چغندری ایران، بررسی همبستگی بین میزان تولید پسماند و میزان ماده خام مصرفی (چغندرقند) و دستیابی به ضرایب تخمین تولید پسماندهای تولیدی انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفی-تحلیلی است که دادههای ۲۱ ساله صنایع قند ایران را بررسی کرده است. میزان تولید پسماندها از دادههای انجمن صنفی کارخانجات قند استخراج شد و تحلیلهای آماری شامل آزمون نرمال بودن و همبستگی اسپیرمن در نرمافزار R انجام گردید. همچنین از نرمافزار ArcGIS برای تهیه نقشه پراکندگی صنایع قند چغندری فعال در کشور استفاده گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که میزان تولید تفاله چغندرقند و گل صافی با مقدار چغندرقند مصرفی همبستگی مثبت دارد. ضرایب تخمین تولید آنها به ترتیب 0/29 و 0/08 تن بهازای هر تن ماده خام ورودی تعیین شد.
نتیجهگیری: با مدیریت بهینه این پسماندها، امکان استفاده در خوراک دام، تولید بیوگاز و اصلاح خاک فراهم میشود. تدوین راهبردهای مدیریتی جامع ضروری است تا علاوه بر کاهش اثرات محیط زیستی، بهرهوری صنعت قند افزایش یابد.
سارا قبادی، فرهاد خسروانی، زهره بهمنی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت پسماندهای شهری، بهویژه در کلانشهرهایی مانند تهران که روزانه حدود ۸,۵۰۰ تن پسماند در آن تولید میشود، یکی از چالشهای جدی محیط زیستی و اقتصادی است. سهم مواد آلی فسادپذیر از ترکیب پسماندهای شهری بین ۶۰ تا ۷۰ درصد برآورد میشود که نیازمند مدیریت مناسب برای کاهش پیامدهای محیط زیستی است. این پژوهش با هدف ارزیابی امکانسنجی فنی، محیط زیستی و اقتصادی فناوری کمپوستسازی سریع بهعنوان روشی نوین در مدیریت پسماندهای آلی تهران انجام شده است.
روش بررسی: در این مطالعه، دستگاه کمپوستر با ظرفیت پردازش روزانه kg 1000 پسماند تر مورد بررسی قرار گرفت. ارزیابی اقتصادی با استفاده از تحلیل هزینه- فایده انجام شد و شاخصهای مالی از جمله ارزش خالص فعلی، نرخ بازده داخلی، دوره بازگشت سرمایه و شاخص سودآوری محاسبه شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که فناوری کمپوستسازی سریع دارای ارزش خالص فعلی 56/6 میلیارد ریال، نرخ بازده داخلی 20/48 درصد و دوره بازگشت سرمایه ۳ سال و ۵ ماه است. همچنین، شاخص سودآوری برابر 3/52 محاسبه شد که نشاندهنده جذابیت اقتصادی این طرح است. این فناوری علاوه بر کاهش حجم پسماند دفنی و آلودگی محیط زیستی، به کاهش انتشار گازهای گلخانهای، تولید کمپوست باکیفیت و کاهش وابستگی به کودهای شیمیایی کمک میکند.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد که استفاده از دستگاه کمپوستر با ظرفیت پردازش روزانه kg 1000 پسماند تر در یک مجتمع مسکونی ۲,۰۰۰ نفری در تهران، از نظر اقتصادی و محیط زیستی توجیهپذیر است. این فناوری با بازگشت سرمایه کوتاهمدت و کاهش قابلتوجه پسماند دفنی، میتواند بهعنوان راهکاری مؤثر در مدیریت پسماندهای آلی شهری مورد استفاده قرار گیرد.
زهرا خدارحمی، محسن حیدری، غلامرضا موسوی، سکینه شکوهیان،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: تاکنون تعداد ذرات گرد و غباری که ممکن است روزانه در ساختمان های مسکونی ترسیب یابد مورد توجه قرار نگرفته است، درحالیکه این نوع آلودگی ممکن است بر سلامت انسان اثر سوء داشته باشد و همچنین در توصیف کیفیت هوای داخل کاربرد داشته باشد. اهداف این مطالعه برآورد نرخ عددی ترسیب ذرات گرد و غبار در ساختمانهای مسکونی در تهران و تحلیل تغییرات در نرخ ترسیب در شرایط مختلف بودند.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی 42 نمونه ترسیبی گرد و غبار از ساختمانهای مسکونی تهران در دو دوره در فصول بهار (گرم) و پاییز (سرد) جمعآوری شدند. برای نمونه برداری، ظروف پتری دیش در داخل ساختمانهای مسکونی (پذیرایی، اتاق خواب یا آشپزخانه) به مدت 45 روز قرار داده شد. ذرات ترسیب شده بر روی سطوح پتری دیشها مستقیماً و بدون هیچگونه تداخل با استفاده از یک استریومیکروسکوپ شمارش شدند. دادههای به دست آمده با استفاده از نرم افزارهای Excel، Origin و SPSS آنالیز شدند.
یافتهها: میانگین نرخ ترسیب ذرات در کل دوره نمونه برداری برابر PN/m2/day 106×1/34 ± 106×9/23 بود. میانگین نرخ ترسیب در فصل گرم (PN/m2/day 107×1/10) بطور قابل توجهی بیشتر از فصل سرد (PN/m2/day 106×7/46) بود (0/001>p).
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که روزانه تعداد قابل توجهی از ذرات گرد و غبار در ساختمانهای مسکونی ترسیب مییابد. نرخ عددی بالای ترسیب همراه با تغییرات آن در شرایط مختلف بیانگر ضرورت توجه بیشتر به این شاخص آلودگی ذرات گرد و غبار در ساختمانهای مسکونی است.