28 نتیجه برای فرزادکیا
لیلا کریمی تکانلو، مهدی فرزادکیا، امیر حسین محوی، علی اسرافیلی، معصومه گلشن،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: کادمیوم از طریق فاضلاب صنایع وارد منابع آب شده و باعث اختلال در عملکرد اندامهایی مثل کبد و کلیه میشود. نانو ذرات آهن مغناطیسی از طریق مکانیسم جذب سطحی توانایی کنترل و حذف فلزات سنگین از فاضلابهای صنعتی را دارد. هدف از این پژوهش، بهینهسازی فرآیند جذب سطحی یونهای کادمیوم از فاضلاب سنتتیک با نانو ذرات آهن مغناطیسی سنتز شده است. روش بررسی: نانو ذرات مغناطیسی آهن با روش هم ترسیبی ترکیب کلرید آهن دو و سه ظرفیتی در محیط مایی و در شرایط قلیایی سنتز شد. مشخصات نانو ذرات شامل ساختار ذرات، ترکیب و اندازه آن با استفاده از دستگاههایXRD, SEM, FT-IR مشخص گردید. جهت بهینهسازی فرآیند جذب سطحی کادمیوم با نانو ذرات آهن، پارامترهای pH، زمان تماس، غلظت اولیه کادمیوم، غلظت نانو ذرات و دما، تحت شرایط مختلف مورد بررسی قرار گرفتند. یافتهها: در شرایط 5/6 &le pH، غلظت اولیه کادمیومmg/L 10، دز جاذبmg 1، زمان تماس min 10، دمای 0C 25 و سرعت همزن rpm 200، 95% از کادمیوم از فاضلاب حذف گردید. ایزوترم جذب یونهای کادمیوم از مدل لانگمویر تبعیت میکند (0/995< R2 ). حداکثر ظرفیت جذب کادمیوم توسط نانو ذرات آهن مغناطیسی برابر mg/g 20/41 بدست آمد. نتیجهگیری: در شرایط بهینه نانو ذرات مغناطیسی آهن، توانایی جذب سریع و موثر فلز کادمیوم را داشته و به دلیل جداسازی آسان نانو ذرات از محلول آبی توسط آهن ربا قابلیت استفاده در صنایع را دارد.
زهره اکبری جونوش، مهدی فرزادکیا، سیمین ناصری، حمیدرضا مهاجرانی، علی اسرافیلی دیزجی، یوسف دادبان شهامت،
دوره 7، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: با استفاده روزافزون از صنعت هستهای نگرانیها درباره حضور اورانیم در محیطزیست و اثر آن بر سلامت انسانها افزایش یافته است. اورانیم یک فلز سنگین رادیواکتیو با نیمه عمر طولانی است که دارای دو سمیت شیمیایی و رادیو اکتیوی است. در این تحقیق از تشکیل کمپلکس اورانیم بنزامید جهت حذف اورانیم در محلولهای آبی توسط نانوکامپوزیت AC_Fe3O4 استفاده شده است. روش بررسی: ابتدا جاذب AC_Fe3O4 توسط روش هم رسوبی سنتز گردید. طراحی کلیه آزمایشها نیز به صورت یک فاکتور در زمان انجام گرفت. سپس مقدار بهینه pH، زمان تماس و میزان جاذب تعیین گردید. در نهایت تأثیر غلظت اولیه بنزامید و مدل ایزوترمی و سینتیکی دادهها در پساب سنتتیک بررسی شد. خصوصیات فیزیکی جاذب نیز توسط آنالیز SEM و FTIR تعیین گردید. یافتهها: آنالیز SEM و FTIR تاییدکننده پوشیده شدن سطح کربن فعال با نانو ذرات Fe3O4 و مغناطیسی شدن جاذب بودند. نقاط بهینه فرایند جذب در: pH برابر با 6، زمان تماس min۳۰ و دوز جاذب g به دست آمد. دادهها نشاندهنده افزایش 6% راندمان حذف اورانیم همزمان با افزایش غلظت بنزامید به mg/L50 بود. همچنین فرایند جذب اورانیم بر روی این جاذب از مدل ایزوترمی لانگمویر و مدل سینتیکی شبه درجه دوم تبعیت بیشتری داشت. بالاترین راندمان حذف اورانیم در پساب سنتتیک نیز ۹۵% به دست آمد. نتیجهگیری: حذف اورانیم (VI) با تشکیل کمپلکس اورانیم بنزامید بر روی نانوکامپوزیت AC_Fe3O4 فرایندی سریع است که بسیار وابسته به pH محلول است. این روش با رساندن ماکزیمم ظرفیت جذب جاذب به mg/g 15/87 روشی مناسب جهت حذف اورانیم است.
یوسف دادبان شهامت، مهدی فرزادکیا، سیمین ناصری، امیر حسین محوی، میترا غلامی، علی اسرافیلی،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: فنل یکی از آلایندههایی است که در پسابهای صنعتی وجود دارد و به علت سمیت آن برای سیستمهای بیولوژیکی از فرایندهای پیش تصفیه مختلفی استفاده میگردد. هدف از این مطالعه بررسی کارایی فرایند تلفیقی ازناسیون کاتالیزوری (COP) و راکتور ناپیوسته متوالی(SBR) برای تصفیه و حذف سمیت این نوع پسابها است.
روش بررسی: در این تحقیق اثر COP بر حذف فنل، مواد آلی و مقدار سمیت مورد بررسی قرار گرفت. بمنظور تعیین سمیت حاد پساب و شناسایی ترکیبات واسطهای تولید شده، به ترتیب از آزمون زیستی توسط دافنی مگنا و دستگاه GC/MS استفاده گردید. سپس حذف فنل و COD پساب پیش تصفیه شده در راکتور بیولوژیکی SBR مورد تحقیق قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که در بهترین شرایط فرایند COP غلظت فنل و COD باقیمانده پس از زمان واکنش min 60 به ترتیب از mg/L 500 و mg/L 1162 به mg/L 7/5 و mg/L 351 رسید و سمیت پساب خام (TU=36) پس از افزایش در مراحل ابتدایی، به طور موثری در انتهای واکنش حذف گردید (2/23 TU=). تلفیق این فرایند و SBR نیز توانست میزان غلظت فنل و COD را به کمتر از حد قابل تشخیص توسط دستگاه HPLC و mg/L 18 برساند.
نتیجهگیری: نتایج نشان دادند که فرایند ازناسیون کاتالیزوری دارای تاثیر بسیار بالایی بر تجزیه، سمیتزدایی و معدنیسازی فنل بوده و تلفیق این فرایند باSBRمیتواند به طور موثر و مقرون بصرفهای فاضلابهای سمی حاوی فنل را تصفیه نماید.
مجید کرمانی، مهدی فرزادکیا، علی اسرافیلی، یوسف دادبان شهامت، سودا فلاح جوکندان،
دوره 10، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: تخلیه فاضلاب صنایع حاوی کاتکول اثرات نامطلوبی بر سلامت انسان و محیط زیست می گذارد. هدف از این مطالعه تعیین اثرات سمیت کاتکول قبل و بعد از فرایند اکسیداسیون پیشرفته (ازن زنی)، به وسیله آزمایشات آزمون زیستی توسط دافنیامگنا بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کاربردی است که با روش آزمون زیستی دافنیامگنا، سمیت کاتکول در فرایند ازنزنی تعیین شد. ابتدا محلول استوک با غلظت mg/L 250 و پس از آن 10 نمونه که به ترتیب حاوی 0 (شاهد)، 0/5، 1، 3، 6، 12، 25، 50، 75 و 100 درصد حجمی از محلول اولیه بودند، تهیه گردید. سپس نمونه های اولیه از محلول خروجی راکتور، در درصدهای حجمی مشابه تهیه شد. براساس روش استاندارد تعداد 10 عدد نوزاد دافنیامگنا در نمونه ها اضافه و مشاهده نمونه ها بعد از 24، 48، 72 و h 96 انجام شد. در نهایت LC50 و واحد سمیت (TU) با استفاده از آنالیز پروبیت (Probit Analysis) محاسبه گردید.
یافتهها: با توجه به نتایج، دافنیامگنا متاثر از سمیت کاتکول است LC50 (24 ساعته) پساب خام، ازmL/100 mL 13/30 پس از min 60 تصفیه بهmL/100 mL 30/4 رسید و به تبع آن واحد سمیت نیز از 7/51 واحد (TU) به 3/29 واحد کاهش یافت و سمیت 56 درصد تنزل پیدا کرد. درنهایت میزان سمیت پساب تصفیه شده در فرایند ازنزنی کاتکول کاهش یافت.
نتیجهگیری: براساس آزمون زیستی، به نظر میرسد فرایند ازنزنی قادر است سمیت کاتکول را کاهش دهد. بنابراین میتوان از این فرایند بهعنوان یک گزینه برای تصفیه فاضلابهای حاوی کاتکول استفاده کرد.
احمد جنیدی جعفری، مهدی فرزادکیا، میترا غلامی، مینا محققی،
دوره 11، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه استفاده فزآینده از آنتی بیوتیک ها بهمنظور کنترل بیماری و از طرفی مدیریت و دفع نامناسب پسماندهای دارویی در اماکن مختلف بهداشتی-درمانی، موجب بروز معضلات زیست محیطی شده و سلامت انسان را تهدید مینماید. تحقیق حاضر با هدف بررسی کارایی حذف آنتی بیوتیک مترونیدازول، بهعنوان یکی از پرمصرفترین داروها، در طول فرایند کمپوستسازی انجام شد.
مواد و روشها: در این مطالعه، از روش کمپوست هوازی جهت حذف مترونیدازول استفاده شده است که برای تهیه آن، مخلوطی از فضولات دامی، زائدات میوه، کاه و لجن بهکار برده شد. مترونیدازول در سه غلظت 20، 50 و mg/kg 100 به راکتورهای کمپوست اضافه شد. مدت زمان فرایند 40 روزه بود. نمونه برداری از راکتورها بهصورت هفتگی بوده و جهت آنالیز آنتی بیوتیک از دستگاه HPLC مجهز به دتکتور UV استفاده گردید. تعداد نمونه ها 42 عدد بود و آزمایش دوبار تکرار شد. شرایط دما، رطوبت، pH و C/N بستر کمپوست تحت پایش بود و جهت آنالیز نمونه ها از نرم افزار SPSS22 استفاده شد.
یافتهها: کارایی حذف مترونیدازول پس از 21 روز برای راکتورها با غلظت 20، 50 و mg/kg100 از آنتی بیوتیک به ترتیب برابر با 99/9، 96/73 و 93/48 درصد بود. با افزایش غلظت در راکتورها میزان حذف کاهش و با افزایش زمان درصد حذف افزایش یافته است. در انتهای فرایند، کارایی حذف برای هر سه راکتور 99/99 درصد بوده است. خصوصیات فیزیکی-شیمیایی کمپوست نهایی در محدوده استاندارد ملی بود.
نتیجهگیری: استفاده از فرایند کمپوست هوازی جهت حذف مترونیدازول، اثر بخش و سازگار با محیط زیست است. بطوریکه در پایان فرایند 99/99 درصد مترونیدازول حذف شد.
محسن انصاری، طاهره دهداری، مهدی فرزادکیا،
دوره 11، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: پرسشنامهای جهت بررسی آگاهی، نگرش و قضاوت مردم بر مدیریت پسماند شهرداریها تاکنون توسعه نیافته است. بنابراین، هدف از این مطالعه طراحی و روان سنجی پرسشنامه ارزیابی آگاهی، نگرش و قضاوت مردم بر مدیریت پسماند شهرداریها است.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی در سال 1396 در منطقه 21 تهران اجرا شد. سوالات اولیه پرسشنامه براساس مطالعات گذشته و نظرات تیم متخصصان و مردم طراحی شدند. سپس، روایی صوری و محتوا پرسشنامه طراحی شده بررسی گردید. روایی صوری بصورت کیفی و روایی محتوایی بصورت کمی بررسی شد. در مرحله نهایی، پایایی سوالات نگرش با روش محاسبه آلفای کرونباخ و پایایی سوالات آگاهی و قضاوت شهرداری با روش آزمون مجدد اندازه گیری شدند.
یافتهها: پرسشنامه اولیه دارای 43 سوال بود. در مرحله بررسی اعتبار صوری، 8 سوال حذف و 8 سوال از نظر ویراستاری، تغییر کردند. در مرحله سنجش اعتبار محتوای کیفی، 7 سوال دارای شاخص روایی محتوای کمتر از 0/79 و نسبت روایی محتوای کمتر از 0/49 حذف شدند. ضریب پیرسون بهدست آمده از آزمون مجدد برای متغیر آگاهی برابر با (0/0001p<، 0/77 (r= و برای متغیر ارزیابی از عملکرد (0/0001p< ، 0/93(r= بود. ضریب آلفای کرونباخ محاسبه شده برای متغیر نگرش برابر با 0/89 بود که در سطح قابل قبولی بود.
نتیجه گیری: پرسشنامه این مطالعه میتواند بهعنوان یک ابزار معتبر پژوهشی در جمع آوری اطلاعات آگاهی، نگرش و قضاوت مردم بر مدیریت پسماند شهرداریها مورد استفاده قرار گیرد.
محسن انصاری، محمد فهیمی نیا، مهدی فرزادکیا،
دوره 11، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مدیریت فاضلاب در مناطق روستایی بهعنوان یکی از ارکان توسعه پایدار در این مناطق شناخته میشود. لذا هدف از این مطالعه نیازسنجی و اولویت سنجی استقرار تاسیسات مدیریت فاضلاب روستایی در جهت تامین منبع آب سالم و جایگزین در استانهای دارای تنش آبی شدید ایران است.
روش بررسی: این یک مطالعه توصیفی-مقطعی است که در سال 1397-1396 در مناطق روستایی استانهای دارای تنش آبی شدید (خراسان جنوبی، خراسان رضوی، فارس، اصفهان، یزد، سمنان، قم و سیستان و بلوچستان) به اجرا درآمد. در این مطالعه، برآورد تعداد روستاهای نمونه به روش کوکران و تعیین روستاهای نمونه بهصورت نمونه برداری طبقهای-قضاوتی بود. دادههای مرتبط با استانهای نمونه بوسیله یک پرسشنامه محقق ساخت روایی سنجی شده، مورد گردآوری و تجزیه و تحلیل آماری در نرم افزار Excel قرار گرفت.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد، اختلاف میان همه استانهای مورد مطالعه از نظر اولویت آنها در استقرار تاسیسات مدیریت فاضلاب روستایی در جهت تامین منبع آب سالم و جایگزین بسیار کم بود. بطوریکه استانهای اصفهان، سمنان و فارس دارای امتیاز 76 از ۱۰۰ بودند و استانهای خراسان جنوبی و سیستان و بلوچستان امتیاز ۷۱ را کسب کردند.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه با تاکید بر معیارهای تصمیم گیری جامع و مبتنی بر توسعه پایدار، نشان داد که استانهای دچار تنش آبی شدید دارای اولویت بالایی درخصوص استقرار طرحهای مدیریت فاضلاب روستایی در جهت تامین منبع آب سالم و جایگزین هستند.
هادی نیک نژاد، حسن پاسالاری، مجتبی یگانه بادی، جمیله ابوالقاسمی، رضا قاسم نژاد، مهدی فرزادکیا،
دوره 12، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مطب ها، درمانگاه ها، آزمایشگاه ها و مراکز بهداشتی و درمانی از جمله مراکز اصلی تولید پسماندهای پزشکی بهشمار می روند. مدیریت پسماند پزشکی در این مراکز برخلاف مراکز بیمارستانی بهندرت مورد توجه قرار گرفته است. این تحقیق با هدف تعیین وضعیت مدیریت پسماندهای پزشکی در مطب ها، درمانگاه ها، آزمایشگاه ها و مراکز بهداشتی و درمانی شهر محمودآباد انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی 117 مرکز ارائه دهنده خدمات بهداشتی و درمانی شهر محمودآباد در سال 1396 مورد بررسی قرار گرفت و میزان پسماندهای تولیدی، نحوه نگهداری، وضعیت جایگاه های موقت، نحوه جمع آوری زبالهها و نحوه دفع پسماندها از طریق مشاهده و مصاحبه و تطبیق وضعیت بهداشتی آنها با آیین نامه های موجود تعیین و در چک لیستهای استاندارد وزارت بهداشت، ثبت گردید.
یافته ها: میزان تولید روزانه پسماندهای پزشکی در هر مرکز بهداشتی و درمانی بهطور متوسط g/day 248 است و از نظر آماری اختلاف معنیداری بین میزان تولید پسماند پزشکی در مراکز بهداشتی و درمانی دولتی (g/day 244) و خصوصی (g/day 252) وجود ندارد (0/111=p). از نظر رعایت استانداردهای بهداشت محیطی، مراکز دولتی وضعیت مطلوب تری نسبت به مراکز خصوصی داشته اند.
نتیجه گیری: نتایج بهدست آمده حاکی از آن است که مدیریت پسماند در مراکز بهداشتی درمانی شهر محمودآباد بهخصوص در بخش خصوصی دارای مشکلات جدی است. ضعف در تفکیک پسماندها و عدم جلوگیری از اختلاط پسماند عادی و عفونی، لزوم آموزش به پرسنل و نظارت بیشتر را میطلبد. بنابراین بازنگری اساسی در شیوه مدیریت پسماندها ضروری به نظر می رسد.
جواد گرگانی، رامین نبی زاده، میترا غلامی، حسن پاسالاری، مجتبی یگانه بادی، مهدی فرزادکیا، حسینعلی اصغرنیا، محمد علی ززولی،
دوره 12، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: پسماندهای بیمارستانی با محتوای زبالههای عفونی، پاتولوژیک، اشیای تیز و برنده، زبالههای دارویی و ضایعات ژنوتوکسیک در زمره پسماندهای خطرناک قرار دارند. در این میان پسماندهای ژنوتوکسیک اثرات بسیار مخرب موتاژنیک و تراتوژنیک برای انسان دارند. پسماندهای ژنوتوکسیک به داروهای سایتوتوکسیک، شیمیایی و رادیواکتیو، که در درمان سرطان و یا درمان پیوند اعضا بهکار میروند، اطلاق میشوند. هدف از این مطالعه بررسی مدیریت پسماندهای بیمارستانی در استان مازندران با تاکید بر پسماندهای ژنوتوکسیک است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-مقطعی در 35 بیمارستان دولتی و تامین اجتماعی استان مازندران در سال 1396 انجام گرفت. در این تحقیق کمیت و کیفیت پسماندهای بیمارستانی و ژنوتوکسیک و نحوه مدیریت آنها، از طریق تکمیل پرسشنامههای تخصصی مطالعه شد. جهت ارزیابی وضعیت موجود اطلاعات بهدست آمده در نرم افزار Excel پردازش و تحلیل گردید.
یافتهها: میانگین سرانه پسماند به ازای هر تخت فعال بیمارستانی برابر kg 3/51 بود. این سرانه برای پسماند عادی 2/2، عفونی 1/24، ژنوتوکسیک، شیمیایی و دارویی kg 0/1 برآورد شد. میانگین شاخص مدیریت پسماندهای بیمارستانی در استان مازندران حدود 84 از 100 است، که نشاندهنده وضعیت خوب مدیریت این پسماندها بود. مدیریت پسماندهای ژنوتوکسیک در 7 بیمارستان تخصصی شیمی درمانی حدود 64 از 100 بود، که نشاندهنده وضعیت متوسط مدیریت این پسماندها بود. در 28 بیمارستان فاقد بخش شیمی درمانی شاخص مدیریت پسماند ژنوتوکسیک 42 از 100 برآورد شد، که نشان دهنده وضعیت ضعیف مدیریت این پسماندها بود.
نتیجهگیری: عمدهترین نقطه ضعف در مدیریت پسماندهای بیمارستانی مربوط به مدیریت پسماندهای شیمیایی-دارویی و ژنوتوکسیک بود، بر این اساس بهبود کیفیت مدیریت پسماندهای ژنوتوکسیک و شیمیایی-دارویی بایستی در برنامهریزی جدید مورد توجه خاص قرار گیرد.
هادی نیک نژاد، مهدی فرزادکیا، علی اسرافیلی، مجید کرمانی،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده
زمینه وهدف: 2 و 4 دی نیتروفنل در فاضلاب صنایع شیمیایی و پتروشیمی و همچنین در مقادیر کمتر در فاضلاب شهری و کشاورزی یافت میشود. آلودگی آب آشامیدنی به این آلاینده سبب سمیت، مشکلات بهداشتی و طعم و بو میگردد. هدف از این پژوهش بررسی حذف 2 و 4 دی نیتروفنل توسط جاذب لجن خشک شده و لجن اصلاح شده با کلراید کلسیم است.
روش بررسی: ابتدا لجن در دمای °C 60 خشک شد و برای بهبود ظرفیت جذب از CaCl2استفاده شد. نتایج حذف 2 و 4 دی نیتروفنل توسط دستگاه HPLC در طول موج nm 360 بهصورت ناپیوسته با تغییر فاکتورهای موثر نظیرpH ، غلظت اولیه آلاینده، زمان تماس و دوز جاذب حاصل شد.
یافتهها: pH بهینه جذب برای هر دو جاذب معادل 7 بهدست آمد. غلظت بهینه ترکیب 2 و 4 دی نیتروفنل mg/L 10 بود. بررسیها نشان داد که میزان حذف آلاینده توسط جاذب لجن خشک شده و اصلاح شده در دوزg 1/5 از 72/6 به 86 درصد افزایش یافت. مطالعات سینتیک جذب، تبعیت از مدل شبه درجه دوم در هر دو جاذب را آشکار ساخت. دادههای ایزوترم نیز نشان داد جذب این آلاینده بر روی هر دو جاذب با مدل فروندلیچ سازگار است.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد کارایی لجن اصلاح شده نسبت به اصلاح نشده در حذف 2 و 4 دی نیتروفنل کارایی بیشتری دارد که سبب کاهش مصرف جاذب میشود و از این جاذب میتوان بهعنوان جایگزینی ارزان قیمت و کارامد در حذف این ترکیب فنلی استفاده نمود.
محسن انصاری، مهدی فرزادکیا،
دوره 13، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به سالانه حدود 900000 هزار مرگ ناشی از بیماری های اسهالی بهدلیل آلودگی آب در جهان، سازمان بهداشت جهانی تاکید نموده تا کشورها با ارتقا سیستم های تصفیه فاضلاب این نرخ را کاهش دهند. لذا هدف از انجام این پژوهش بررسی کارایی سپتیک تانک اصلاحی بر مبنای با جریان رو به بالا در تصفیه فاضلاب سنتتیک است.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی یک راکتور سپتیک تانک متعارف و یک راکتور سپتیک تانک اصلاحی بر مبنای با جریان رو به بالا طراحی، ساخته و بهره برداری شدند. جهت راه اندازی این سیستمها، از فاضلاب خام شهری و جهت بهره برداری از آنها، از فاضلاب سنتتیک استفاده شد. شاخص های عمده کارایی سپتیک تانک ها شامل: میزان جامدات فرار (VS)، جامدات معلق فرار (VSS)، کل جامدات معلق (TSS) و میزان اکسیژن مورد نیاز شیمیایی (COD) با 3 بار تکرار در هر دو راکتور مطالعه و در زمان های ماند هیدرولیکی (HRT) 24، 48، و h 72 مورد اندازه گیری قرار گرفتند. نتایج مطالعه در نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: میانگین حذف TSS، VS، VSS و COD بهترتیب برای راکتور متعارف برابر است با 55/07، 27/36، 30/82 و 55/52 درصد در h 24 و برای راکتور اصلاح شده با جریان رو به بالا در HRT، h 24 بهترتیب برابر 66/57، 34/05 ،38/47 و 65/57 درصد بود.
نتیجه گیری: با تغییر جریان هیدرولیکی بهصورت رو به بالا و ایجاد شکل استوانه ای در سپتیک تانک های متداول، کارایی سپتیک تانک متعارف در تصفیه فاضلاب شهری ارتقا یافته و بار آلودگی پساب کاهش می یابد.
سمیه مختاری، مهدی فرزادکیا، لیلا جانانی، احمد جنیدی جعفری،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه مقطعی ارزیابی آلودگی میکروبی دست کارکنان و سطوح تماس تهیه مواد غذایی در مراکز تهیه و توزیع مواد غذایی است.
روش بررسی: این مطالعه در سال 1397 در شهرستان فردیس استان البرز انجام گرفت. در این مطالعه، 100 نمونه از سطوح تماس مواد غذایی و 48 نمونه از دست کارکنان از سه واحد نانواییهای سنتی، مراکز تهیه و عرضه شیرینی سنتی و اغذیهفروشیها جمعآوری گردید و با استفاده از دستگاه لومینومتر میزان بار میکروبی تعیین شد. وجود باکتریهای کلیفرم، اشریشیاکلی و استافیلوکوکوس اورئوس در نمونهها مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: از میان نمونه های مورد بررسی، 62 نمونه (62 درصد) سطوح تماس و 27 نمونه (56/25 درصد) دست دارای بار میکروبی بیشتر از RLU 30 بودند. 44/40 درصد باکتری های کلیفرم و 11/10 درصد استافیلوکوکوس اورئوس بر روی تجهیزات مراکز تهیه و عرضه شیرینی یافت شدند و بر روی ابزار کار اغذیهفروشیها 10 درصد اشریشیاکلی، 20 درصد کلیفرم و 20 درصد استافیلوکوکوس اورئوس و در نانواییهای سنتی 2/30 درصد اشریشیاکلی، 14 درصد کلیفرم و 14 درصد استافیلوکوکوس اورئوس وجود داشت. همچنین بر روی دست کارکنان واحد تهیه و عرضه شیرینی باکتری کلیفرم و دست نانوایان هر سه نوع باکتری یافت شد.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که تمیزی سطوح تماس مواد غذایی و بهداشت دست پرسنل در وضعیت نامطلوبی قرار داشت که احتمال پیامدهای جدی برای سلامت عمومی دارد. بنابراین، آموزش بهداشت فردی و ایمنی مواد غذایی باید بهبود یابد و بازرسی ها برای محافظت از سلامت عمومی سختگیرانهتر شود.
رضا براتی رشوانلو، مهدی فرزادکیا، عباسعلی مصرزاده،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: هیدرولیز چربی، روغن و گریس با امواج اولتراسونیک، بهعنوان یک روش پیش تصفیه قبل از فرایند هضم بیهوازی است که باعث تغییر در ویژگیهای فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی آنها میشود. هدف اصلی از این تحقیق، بررسی کارایی امواج اولتراسونیک جهت بهبود فرایند هیدرولیز و استفاده بهعنوان سوبسترای کمکی جهت افزایش کارایی فرایند هضم بیهوازی به همراه لجن فاضلاب شهری است.
روش بررسی: در این مطالعه از چربی و روغن واحد چربیگیر نمونه برداری و آمایش فیزیکی با هدایت امواج اولتراسونیک با فرکانسkHz 20 با دانسیته جریان W/mL 0/14- 0/012 و در زمانهای min12-0 انجام گرفت. تاثیر سوبسترای کمکی بر کارایی هاضم بیهوازی در بارگذاری مختلف 10، 20 و 40 درصد MSS/FOG: (municipal sewage sludge/Fat, Oil and Grease) مورد بررسی قرار گرفت. ارزیابی فرایند پیش تصفیه با انجام آزمایشاتی نظیر SCOD (soluble chemical oxygen demand) و فعالیت آنزیم لیپاز و فرایند هضم بیهوازی همزمان با اندازه گیری TS، VS، VA (volatile acidity)، قلیائیت، میزان بیوگاز تولیدی و درصد متان بیوگاز مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که بیشترین افزایش در فعالیت آنزیم لیپاز تحت تاثیر اولتراسونیک با قدرت W/mL0/1 در زمان min 8 بهدست آمد. بارگذاری با نسبت 10، 20 و40 درصد FOG/MSS: بهترتیب منجر به افزایش 55، 66 و 64 درصد تولید متان نسبت به نمونه شاهد شد. بارگذاری بالاتر از 40 درصد FOG/MSS: باعث محدودیت در فرایند هضم همزمان گردید.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد پیش تصفیه امواج اولتراسونیک با قدرت و زمان بهینه میتواند ضمن افزایش فعالیت آنزیم لیپاز، هیدرولیز TFOG را بهبود بخشد و همچنین استفاده از آن بهعنوان سوبسترا کمکی میتواند عملکرد هضم را بهبود بخشد و هضم با ثباتتری ایجاد کند.
محسن انصاری، مهدی فرزادکیا،
دوره 14، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: تصفیه و تثبیت لجن فاضلاب همواره هزینهها و متعاقب آن انرژی بسیار زیادی را به تصفیهخانههای فاضلاب تحمیل میکند. جهت دستیابی به تصفیه و تثبیت هرچه بیشتر لجن، شکستن اجزای پیچیده به اجزای سادهتر بهعنوان یک مرحله حیاتی در نظر گرفته میشود. لذا، مطالعه حاضر با هدف امکان سنجی تصفیه لجن تولیدی در تصفیهخانه فاضلاب شهری با کاربرد روش ازنزنی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه لجن از خط برگشت لجن فعال از تصفیهخانه فاضلاب جنوب تهران برداشت شد. یک ژنراتور ازن با سرعت تخلیه L/min 3 و با غلظت ازن mg/L 35-40 به راکتور واکنش تخلیه و سنجش غلظت ازن باقیمانده به روش یدومتری صورت گرفت. درنهایت، شاخصهای میزان جامدات معلق کل (TSS) و فرار (VSS)، اکسیژن موردنیاز شیمیایی محلول (SCOD)، کربن آلی کل (TOC) و اکسیژن موردنیاز بیوشیمیایی محلول (SBOD) در طول فرایندهای ازنزنی با استفاده از روش استاندارد متد مورد اندازهگیری قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج این تحقیق آشکار ساخت که در طول فرایند ازنزنی، میزان TSS و VSS لجن برگشتی فرایند لجن فعال به ترتیب از mg/L 4060 به mg/L 2100 و از mg/L 3300 به mg/L 1850 کاهش یافت. اما SCOD، TOC و SBOD در مدت زمان مشابه واکنش بهترتیب در حدود 18، 11/7 و 14 برابر سیر صعودی داشتند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بهدست آمده از این تحقیق میتوان نتیجه گرفت که سیستم ازنزنی میتواند به عنوان یک فرایند مناسب جهت تجزیه لجنهای تولیدی در تصفیهخانههای فاضلاب و افزایش قابلیت زیست تجزیه شوندگی این لجنها مورد پیشنهاد قرار گیرد.
محسن انصاری، مهدی فرزادکیا،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: غلظت بالای هیدروکربنهای نفتی همراه با برخی پارامترهای دیگر نظیر آروماتیکها، پارافینها، نفتنها، فلزات سنگین، باعث شده است تا لجنهای نفتی توسط سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا در لیست مواد خطرناک با منبع مشخص قرار گیرد. لذا هدف از این پژوهش، جداسازی کنسرسیوم میکروبی از خاک آلوده به نفت و بررسی شاخصهای تجزیه پذیری زیستی لجن نفتی است.
روش بررسی: رطوبت، pH، کربن آلی کل، نیتروژن کل، فسفر کل، آنالیز عنصری و میزان و نوع TPH نمونه لجن نفتی شناسایی شدند. کنسرسیوم میکروبی از خاک آلوده نفتی اطراف پالایشگاه نفت و کود مرغی، مورد جداسازی قرار گرفت. درنهایت شاخصهای تجزیه پذیری زیستی لجن نفتی مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج مطالعه نشان داد، میزان کربن آلی و نیتروژن در نمونههای لجن نفتی به ترتیب 32/65 درصد و 0/21 درصد بود. همچنین، عناصر آهن، کلسیم و پتاسیم به ترتیب با 5862، 2921 و mg/kg 524، بیشترین جزء عنصری را در لجن نفتی تشکیل دادند. براساس آنالیز SARA، بیشترین ترکیبات TPH در نمونههای لجن نفتی شامل ترکیبات اشباع، آروماتیکها، رزینها و آسفالتنها با میزان درصد به ترتیب 70/45 درصد، 15/2 درصد، 10/9 درصد و 3/45 درصد بودند.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج شاخصهای تجزیه پذیری زیستی لجن نفتی، میتوان نتیجه گیری کرد که کنسرسیوم جداسازی شده میتواند به عنوان یک ابزار مناسب برای تصفیه لجن نفتی کف مخازن نگهداری نفت خام پیشنهاد گردد.
محسن انصاری، مهدی فرزادکیا،
دوره 15، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه و با شیوع بیماری کووید-19 در سراسر جهان، مسئله جنبههای بهداشتی در مدیریت پسماند شهری، بویژه بازیافت، بسیار مورد توجه قرار گرفته است. لذا هدف از انجام این پژوهش بررسی آگاهی، نگرش و عملکرد کارگران یکی از مراکز بازیافت پسماند کلانشهر تهران درخصوص جنبههای بهداشتی در زمان شیوع کووید-19 است.
روش بررسی: این بررسی یک مطالعه توصیفی-تحلیلی از نوع مقطعی بوده و جامعه مورد پژوهش تمامی کارگران شاغل در یکی از مراکز بازیافت شهرداری تهران بود. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته دارای روایی و پایایی معتبر در چهار بخش جمعیت شناختی، آگاهی، نگرش و عملکرد این کارگران در مورد شیوع کووید-19 بود.
یافتهها: یافتههای این مطالعه نشان داد بیشترین تعداد کارگران شاغل در این مرکز در گروه سنی 20 تا 40 سال (60 درصد) بودند. سطح آگاهی در میان کارگران حدود 80 درصد و عدم آگاهی 20 درصد بود. میزان سطوح نگرش کارگران حدود 79/71 درصد بصورت نگرش مثبت، نگرش منفی 14/56 درصد و عدم نگرش 5/72 درصد بود. سطح عملکرد مثبت در میان کارگران حدود 67/42 درصد و عملکرد منفی 32/57 درصد بود.
نتیجه گیری: نتایج این تحقیق روشن ساخت جهت توفیق هرچه بیشتر برنامههای مدیریت پسماند در مراکز بازیافت، مدیران شهری پسماند بایستی توجه بیشتری بر جنبههای آموزشی خصوصا از طریق تمرکز بر برنامهها و تدوین و مناسبسازی آنها برای گروه سنی مختلف، بویژه 20 تا 40 سال، داشته باشند.
آناشه ماردیروسی، هانیه فخری، علی اسرافیلی، معصومه حشم فیروز، مهدی فرزادکیا،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: ترکیبات دارویی میتوانند سبب ایجاد خطرات بالقوه برای ارگانیسمهای آبی و خاکی شوند. تاکنون روشهای متفاوتی برای حذف این آلایندهها بکار گرفته شده است، فرآیندهای فتوکاتالیستی یکی از موثرترین فرآیندها در حذف ترکیبات دارویی هستند. در مطالعه حاضر، کارایی نانوکامپوزیت جدید مبتنی بر MOF، PMo/UiO-66، به عنوان فتوکاتالیست برای تخریب آموکسی سیلین تحت تابش نور مرئی ارزیابی شد.
روش بررسی: بررسی تجزیه شیمیایی آموکسی سیلین با استفاده از سیستم PMo/UiO-66 طی مراحل مختلفی صورت گرفته است. در مرحله اول نانوکامپوزیت MOF، PMo/UiO-66 با روش سولوترمال (solvothermal) سنتز و به دنبال آن خصوصیات نانوکامپوزیت سنتز شده با تکنیکهای XRD، FTIR و SEM بررسی شد. تأثیر پارامترهای عملیاتی مختلف مانند pH(3، 6 و 9)، غلظت کاتالیست ( %w/w 15، 20، 25 و 30)، غلظت اولیه آموکسی سیلین (20، 30، 40 و mg/L 50) در زمانهای مختلف بر راندمان حذف بررسی شد. میزان قابلیت استفاده مجدد کاتالیست مذکور برای چهار چرخه استفاده مجدد بررسی شد.
یافتهها: نتایج نشان داد نانوکامپوزیت PMo/UiO-66 در pH 6، غلظت نانوکامپوزیت %w/w 25 و غلظت mg/L 20 آموکسی سیلین موجب تجزیه کامل آموکسی سیلین پس از min 120 شده است. بررسی سینتیک واکنش نشان داد، سینتیک حذف آموکسی سیلین توسط PMo/UiO-66 از مدل درجه اول پیروی میکند. نتایج آزمایشات استفاده مجدد از کاتالیست نشان داد که کاتالیست مذکور کارایی خوبی پس از چهار چرخه استفاده مجدد داشته است.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد که فتوکاتالیست PMo/UiO-66 کارایی مناسبی در حذف آموکسیسیلین در شرایط بهینه دارد.
بهناز عبداللهی نژاد، حسن پاسالاری، مهدی فرزادکیا،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف این مطالعه، شناسایی و ارزیابی جامع مطالعات بین المللی در ارتباط با روشهای تلقیح میکروبی و تحریک زیستی جهت آلودگی زدایی خاکهای آلوده به ترکیبات نفتی است.
روش بررسی: این مطالعه مروری نظام مند در ماه آوریل سال 2022 میلادی انجام شد. بررسی مطالعه مروری نظام مند حاضر با پرداختن به دو سؤال اصلی انجام گردید: 1) آیا فرایند تحریک زیستی در پالایش زیستی خاک های آلوده به هیدروکربن های نفتی موثر است و 2) آیا فرایند تلقیح زیستی در پالایش زیستی خاک های آلوده به هیدروکربن های نفتی موثر است؟ از پایگاههای جستجوی الکترونیکی استناد جهانی (PubMed،Web of Science و Scopus) جهت شناسایی مطالعات مربوطه استفاده گردید. پس از بررسی جامع مطالعات، 123 مطالعه سازگار با هدف مطالعه و نیز ارائه دهنده اطلاعات کمی در ارتباط با فرایندهای تحریک زیستی و تلقیح زیستی در زمینه پالایش زیستی خاک های آلوده به هیدروکربن های نفتی انتخاب شدند.
یافته ها: نتایج نشان داد که روشهای تحریک زیستی با تغییرات عمیق در جوامع باکتریایی، آرکیباکترها و قارچی خاک از نظر فعالیت، فراوانی و تنوع زیستی همراه است. به طور کلی، مواد مغذی و گیرنده های الکترون اضافه شده با تحریک زیستی، فعالیت میکروبی خاک را بهبود می بخشد، فراوانی باکتری ها و قارچ ها را افزایش می دهد و تکثیر انتخابی تخریب کننده های هیدروکربن های پلی آروماتیک ((PHC)Petroleum hydrocarbon ) باکتریایی، آرکی باکترها و قارچی را تسریع می کند. استفاده از فناوری تلقیح زیستی در محیط آلوده به هیدروکربنهای نفتی تأثیر مثبتی بر خاک اصلاح شده نشان داده است. با این حال، انتخاب سویه های میکروبی مناسب برای دستیابی به هدف باید بسیار دقیق انجام شود.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از مطالعه حاضر که به تمامی جوانب زیست پالایی خاکهای آلوده به ترکیبات نفتی پرداخته است نشان داد استفاده از روشهای تحریک زیستی و تلقیح زیستی با در نظر گرفتن شرایط محلی می تواند اقدام کارآمد در زمینه پالایش خاک های آلوده به ترکیبات نفتی باشد.
مجتبی یگانه، سودا فلاح، هانیه فخری، مهدی فرزادکیا،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ترکیبات فنل اغلب به عنوان ماده اولیه در تولید آفت کشها، علف کشها و رنگها استفاده میشوند. این ترکیبات برای حیوانات، گیاهان و میکروارگانیسمها سمی هستند. در این مطالعه، تخریب سونوفتوکاتالیستی 2و4-دینیتروفنل در محلولهای آبی با استفاده از کاتالیست پلیمرهای آلی-معدنی اصلاح یافته با اکسیدهای روی و کبالت تحت تابش نور مرئی و امواج اولتراسونیک بررسی گردید.
روش بررسی: مشخصات کاتالیست سنتز شده با استفاده از تکنیکهای XRD، FTIR و SEM مشخص شدند. تأثیر چندین پارامتر کلیدی مانند pH (3-9)، دوز کاتالیست (g/L 1-0/3)، زمان واکنش (min 90 -0)، شدت اولتراسوند (W/m2 100-200) و غلظت اولیه 2و4- دی نیتروفنل (mg/L 20-100) بر بازده تخریب نیز مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: پس از min 75 فرآیند سونوفتوکاتالیستی، تجزیه کامل 2و4-دی نیتروفنل (mg/L 20) با دوز کاتالیست: g/L 0/5، 9 pH: و شدت اولتراسوند: W/m2 200 بهدست آمد. مطالعات سنتیک نشان داد که فرآیند تخریب سونوفتوکاتالیستی از مدل سینتیکی مرتبه اول پیروی میکند. نتایج آزمایشهای به دام انداز رادیکال تایید کرد که رادیکالهای HO° و O2˚-گونههای اکسیداتیو اصلی در تخریب 2و4- دی نیتروفنل هستند. علاوه بر این، استفاده مجدد از کاتالیست برای پنج آزمایش متوالی درصد کمی افت را برای کارایی حذف نشان داد.
نتیجهگیری: نتایج بهدست آمده نشان داد که فرآیند سونوفتوکاتالیستی با استفاده از کاتالیست پلیمرهای آلی-معدنی اصلاح یافته با اکسیدهای روی و کبالت میتواند یک روش موثر در حذف 2و4- دی نیتروفنل از محیطهای آبی باشد.
بهناز عبداللهی نژاد، مهدی فرزادکیا،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کرم های خاکی در تشکیل خاک، حفظ ساختار و حاصلخیزی خاک اهمیت دارند و می توانند به عنوان ابزاری برای ارزیابی دگرگونی ها و تاثیرات مختلف مورد استفاده قرار گیرند. بنابراین هدف از این مطالعه بررسی اثرات آلاینده دیزل بر جمعیت و بقای کرم خاکی گونه ایزنیافتیدا است.
روش بررسی: این تحقیق یک مطالعه تجربی و بنیادی-کاربردی بوده و با هدف بررسی اثرات غلظت های مختلف دیزل بر بقای کرم خاکی ایزنیافتیدا در راکتور حاوی لجن فعال خام و ورمی کمپوست طراحی و به مدت 90 روز اجرا گردید. به هر راکتور مقدار kg 1 خاک آلوده شده با دیزل و ورمی کمپوست و لجن فعال خام با نسبت های 1 : 0/35 : 0/25 اضافه گردید. کرم های بالغ ایزنیافتیدا پس از سازگاری با محیط واکنش، با تعداد 10 عدد و 20 عدد به راکتورها با غلظت های g/L 10 و 30 دیزل اضافه شد.
یافتهها: بقا و زنده مانی کرم های خاکی و تشکیل کوکون در راکتور شماره 3 بیشتر از سایر راکتورها مشاهده شد. همچنین میزان حذف دیزل در راکتور شماره 3 با مشخصات نمونه خاک آلوده شده با دیزل g/kg dried soil 10 + 20 عدد کرم خاکی ایزنیافتیدا، با اختلاف معناداری 5 درصد نسبت به دیگر راکتورها بیشتر است (70/5 درصد).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد که تولید مثل کرم های خاکی نسبت به بقا یا تغییر وزن نسبت به غلظت های بالاتر خاک آلوده به دیزل حساستر است. وجود ترکیبات نفتی در خاک برای رشد ایزنیافتیدا مضر است و اثرات حاد آن بر تولید پیله و کوکون ها مشاهده شد.