80 نتیجه برای فلزات
سید رضا کریمی، نبی اله منصوری، لعبت تقوی، مظاهر معینالدینی،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: شهر تهران به دلیل استقرار انواع منابع فلزات سنگین، همواره در معرض پیامدهای نامطلوب قرار دارد. بنابراین هدف از پژوهش حاضر شناسایی انواع فلزات سنگین موجود در ذرات معلق هوا و منشایابی فلزات سنگین در منطقه 21 تهران است.
روش بررسی: طبق استاندارد EPA 5 ایستگاه از منطقه 21 تهران جهت نمونهبرداری انتخاب شد. با روش 4096ASTM و با استفاده از پمپ نمونهبرداری حجم بالا 50 نمونه از کل ذرات معلق هوا برداشت شد. نمونهها به آزمایشگاه منتقل شده و سنجش غلظت فلزات سنگین با دستگاه ICP-OES انجام شد. برای شناسایی منابع فلزات سنگین از مدل منشایابی UNMIX استفاده شد.
یافتهها: میانگین غلظت فلزات سنگین در سال 1400 به ترتیب روند کاهشی شامل Li است. نتایج مدل تعیین سهم نشان میدهد که سه منبع اصلی در توزیع فلزات سنگین هوا در منطقه 21 نقش داشته که با توجه به غلظت فلزات سنگین هوا در پایگاه اطلاعات SPECIATE نقش منابع وسایل نقلیه سبک 47 درصد، ذرات رسوب شده در خیابان 34 درصد و فرودگاه 18 درصد تعیین شد.
نتیجهگیری: منبع وسایل نقلیه سبک بیشترین سهم انتشار و عنصر آلومینیوم بیشترین غلظت را در بین فلزات سنگین منطقه 21 دارد. بنابراین مدل منشایابی UNMIX میتواند عناصر شاخص و منابع اولویتدار را جهت کنترل آلایندهها به درستی تعیین نماید.
هنگامه ترویجی، سکینه شکوهیان، غلامرضا موسوی، محسن حیدری،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: در برخی روستاهای استان مازندران امکان آلودگی آب آشامیدنی به انواع آلایندهها بخصوص فلزات سنگین به دلیل عمق کم منابع تامین آب آشامیدنی و نزدیکی این منابع به زمینهای کشاورزی وجود دارد. بنابراین، اهداف این مطالعه سنجش سطح آلودگی آب مصرفی در برخی روستاهای استان مازندران به فلزات سنگین و ارزیابی ریسکهای بهداشتی منتسب به آن بودند.
روش بررسی: محتوای فلزات آب آشامیدنی در 30 روستای با منبع آب مجزا در استان مازندران سنجش گردید. با توجه به غلظت و سمیت فلزات و مسیر مواجهه از طریق آشامیدن آب، ریسکهای سرطانزایی و غیرسرطانزایی با استفاده از روش مبتنی بر شبیه سازی مونت کارلو ارزیابی شدند.
یافتهها: مقادیر غلظت آرسنیک، کادمیوم، کروم، نیکل و سرب در آب به ترتیب برابر µg/L 4/26-1/0>،µg/L 0/05>، µg/L 3/74-0/15>، µg/L 10/89-0/3> و µg/L 4/68-0/8> بودند. مقادیر شاخص خطر (HI) برای ریسک غیرسرطانزایی در اثر مواجهه با فلزات از طریق آشامیدن آب در گروههای سنی مختلف در رنج 4-10×3/04 تا 4-10×9/94 بودند. مقادیر ریسک سرطانزایی تجمعی مازاد در طول عمر (ELCRT) برای آرسنیک و کروم به ترتیب برابر 8-10×9/72 و 8-10×6/13 بودند.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد که خوشبختانه غلظت فلزات در آب آشامیدنی منطقه مورد مطالعه بسیار کمتر از استانداردهای ملی بود و ریسک بهداشتی ناشی از آنها ناچیز بود. بنابراین، آب آشامیدنی در روستاهای مورد مطالعه از نقطه نظر آلودگی به فلزات کیفیت قابل قبولی دارد. با این حال، به دلیل وجود شالیزارهای برنج در برخی روستاهای استان مازندران، پایش مستمر سطح آلودگی منابع آب آشامیدنی در این مناطق ضرورت دارد.
حمید کاریاب، محمد مهدی امام جمعه، شیدا ذکریایی،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: پسماند تولیدی در تصفیه خانه های فاضلاب صنعتی به دلیل حضور فلزات سنگین در زمره پسماندهای ویژه طبقه بندی می گردد و مواجهه با آنها می تواند موجب اثرات سوء سلامتی و محیط زیستی شود. هدف مطالعه حاضر شناسایی پسماندهای ویژه و ارزیابی ریسک مرتبط با حضور فلزات سنگین در لجن تصفیه خانه فاضلاب یک شهر صنعتی بود.
روش بررسی: شناسایی پسماندها با استفاده از چک لیست و طبقه بندی آنها مطابق رهنمود کنوانسیون بازل انجام شد. استخراج فلزات سنگین با اسیدشویی و آنالیز با دستگاه جذب اتمی صورت پذیرفت. ارزیابی ریسک اکولوژیکی با تعیین شاخص های زمین انباشتگی و پتانسیل ریسک محیطی انجام شد. ارزیابی ریسک سلامتی با برآورد نسبت مخاطره و خطر سرطان اضافی در کل عمر انجام پذیرفت.
یافته ها: بیشترین میزان تولید پسماند ویژه به لجن با مقدار kg/month 3900/0 اختصاص داشت. کروم با غلظت mg/kg 52/15±95/89 در بالاترین غلظت شناسایی شد. سطح آلودگی کروم و نیکل در محدوده پایین و کادمیوم بسیار شدید ارزیابی شد. ریسک اکولوژیکی سرب در محدوده قابل توجه و ریسک خیلی زیاد برای کادمیوم برآورد شد. نسبت مخاطره منتسب به مواجهه با فلزات سنگین کمتر از 1 و ریسک سرطانزایی مواجهه تنفسی و پوستی با فلزات سنگین، کمتر از حد خطر قابل پذیرش WHO برآورد شد.
نتیجه گیری: یافته مطالعه نشان داد بیشترین میزان پسماندهای ویژه در تصفیه خانه فاضلاب یک شهر صنعتی به لجن اختصاص دارد. اگرچه غلظت فلزات سنگین کمتر از حدود مجاز بود، لجن تولید شده در تصفیه خانه ریسک اکولوژیکی بالایی داشت. بنابراین انباشت و انتقال لجن باید با رعایت ملاحظات محیطی و منطبق با مفاد کنوانسیون بازل صورت پذیرد.
معصومه سلاحورزی، سهیل سبحان اردکانی، امیرهومن حمصی، لعبت تقوی، جمال قدوسی،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی و انباشت فلزات سنگین در خاک مهمترین چالش و نگرانی مشترک محیط زیستی، اقتصادی و بهداشت عمومی در سراسر جهان است. از اینرو، این پژوهش با هدف ارزیابی آلودگی و منشأیابی عناصر آهن، روی، کادمیم و کروم در خاک سطحی شهرستان خرم آباد در سال 1399 انجام یافت.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی، پس از تفکیک منطقه مورد مطالعه به 11 واحد کاری همگن، در مجموع 65 نمونه خاک سطحی به روش منظم-تصادفی از عمق cm 20-0 برداشت شد. پس از آماده سازی و هضم اسیدی نمونه ها در آزمایشگاه، مقادیر عناصر در آنها توسط روش طیفسنجی نوری پلاسمای جفتشده القایی (ICP-OES) خوانده شد. همچنین، مقادیر شاخصهای غنی شدگی (EF)، فاکتور آلودگی (CF) و شاخص جامع آلودگی نمرو (NIPI) محاسبه شدند. پردازش آماری نتایج نیز با استفاده از نرم افزار آماری SPSS انجام یافت.
یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین غلظت عناصر آهن، روی، کادمیم و کروم در نمونه های خاک به ترتیب برابر با 3/14، 1/13، 0/021 و (mg/kg) 0/529 بوده است. نتایج محاسبه شاخص EF نشان داد که غنی شدگی عناصر روی، کادمیم و کروم "بی نهایت شدید" و میانگین مقادیر EF برای عناصر از ترتیب نزولی کادمیم > کروم > روی تبعیت کرده است. میانگین مقادیر شاخصهای CF و NIPI نیز به ترتیب در دامنه 5-10×3/30 تا 0/182 و 0/136-0/043 متغیر و بیانگر سطح "آلودگی کم" و شرایط کیفی "بدون آلودگی" در همه مکانهای مورد مطالعه بود. براساس نتایج تجزیه و تحلیل های آماری چند متغیره (PCC، PCA و HCA) عنصر آهن منشا زمین شناسی داشت؛ در حالیکه مشخص شد منشاء انتشار عناصر روی، کادمیم و کروم عمدتا با فرآیندهای زمین زایی و فعالیت های انسانی (کشاورزی و شهری) مرتبط بوده است.
نتیجه گیری: هرچند میانگین مقادیر شاخص های CF و NIPI نشان داد که در حال حاضر کیفیت خاک در منطقه مورد مطالعه قابل قبول است، ولی، نتایج محاسبه شاخص EF در نمونه های خاک بیانگر تأثیر منابع انسانی (به ویژه فعالیت های کشاورزی و شهری) بر مقادیر عناصر روی، کادمیم و کروم بود. از این رو، پایش منظم و دورهای نمونه های خاک و همچنین مدیریت و کنترل منابع انتشار آلاینده ها به منظور حفظ سلامت محیط و انسان توصیه میشود.
احسان آقایانی، سکینه شکوهیان، علی بهنامی، علی عبداله نژاد، مجتبی پوراکبر، حامد حق نظر، وحیده مهدوی، امیر محمدی،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: فلزات سنگین در آب میتوانند خطراتی برای سلامت انسانها به همراه داشته باشند. لذا ضروری است جهت اطمینان از سلامت مصرفکنندگان، پایش و اندازه گیری فلزات انجام یابد.
روش بررسی: این مطالعه با هدف اندازه گیری فلزات سنگین از قبیل آرسنیک، سرب، کادمیوم، کروم، روی و جیوه در منابع آبی و شبکه توزیع آب شهری مراغه در دو فصل بهار و تابستان سال 1400 صورت گرفت. برای این منظور تعداد 25 عدد نمونه برداشته شد وجود این فلزات در منابع آب با استفاده از نقشه های کیفی بررسی گردید و در نهایت با ارزیابی خطر بهداشتی ناشی از حضور این فلزات، تأثیر آنها بر سلامت مصرفکنندگان مورد مطالعه قرار گرفته شده است.
یافته ها: بررسی غلظت فلزات در منابع آبی بالادست سد بیانگر غلظت نسبتاً بالا از فلزات به خصوص آرسنیک است (µg/L 13/2). با وجود این، مقادیر آرسنیک بعد از تصفیه و در شبکه توزیع تا حد ناچیز کاهش می یابد. از طرف دیگر نتایج نشان می دهد که مقادیر فلز روی در شبکه نسبت به مخزن سد بیشتر است و غلظت آن در سد برابر صفر و در شبکه در بالاترین مقدار به µg/L578 می رسد. در نهایت ارزیابی خطر بهداشتی نشان می دهد که مقادیر THI محاسبه شده برای تمامی نمونه ها مابین 0/01 تا 0/99 متغیر است.
نتیجه گیری: براساس ریسک بهداشتی محاسبه شده، خطری سلامت مصرف کنندگان را در خصوص فلزات سنگین در آب شرب مراغه تهدید نمی کند. همچنین این نتایج ضرورت مطالعات تکمیلی در خصوص نشت فلز روی از لوله ها و متعلقات شبکه توزیع آب آشامیدنی شهر را در آینده دوچندان می نماید.
محمدجواد ذوقی، محمدامین رسولی، بهنوش خطائی، محمدرضا دوستی،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: اگرچه معدن کاری از فعالیت های مهم اقتصادی در سراسر جهان است، به علت بهره برداری ضعیف فرایندها و دفع نادرست باطله های معدنی باعث انتشار آلودگی های مختلف به خصوص فلزات سنگین در خاک می شود. تکنیک های مختلفی جهت تصفیه خاک و استخراج فلزات سنگین به کار گرفته شده اند. از جمله روش الکتروکینتیک که در خاک های ریزدانه بسیار موثر است. لذا در تحقیق حاضر از فرایند الکتروکینتیک جهت استخراج مس از باطله های معدنی در بیرجند استفاده شد.
روش بررسی: در این پژوهش، از راکتوری به طول cm 24 از جنس PVC استفاده شد. زمان ماند 2، 4 و 6 روز و ولتاژ V/cm 1 در نظر گرفته شد. الکترودهای گرافیتی انتخاب و دو محلول الکترولیت اسیدنیتریک و اسیدسیتریک جهت استخراج مس بررسی شد. سپس، جهت کنترل pH و بهبود فرایند استخراج، قطبیت الکترودها به طور متناوب تغییر یافت.
یافته ها: در راکتورهای مورد آزمایش، بالاترین راندمان حذف (54 درصد) در حالتی بدست آمد که در آند و کاتد به ترتیب از اسید سیتریک M 0/1 و آب مقطر، در مدت زمان 6 روز استفاده شد. در ادامه، با تعویض قطبیت 24 ساعته، راندمان حذف مس به حدود 60 درصد افزایش یافت.
نتیجه گیری: کاربرد اسید سیتریک در آند، باعث حذف بیشتر مس شده و تاثیربخشی بیشتری نسبت به اسید نیتریک داشته است. به علاوه، با تعویض متناوب قطبیت و حفظ pH خاک در محدوده خنثی، شرایط برای انحلال بیشتر فلز و کاهش ته نشینی آن در خاک مهیا گردید. درنتیجه میزان انتقال آن به خارج از محدوده تصفیه و راندمان حذف آن از محیط خاک افزایش یافت.
علیرضا زراسوندی، مریم دلفی، نادیا عزیزی، فاطمه راستمنش، غزال زراسوندی،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: در طول چند دهه گذشته، آلودگی فلزات سنگین در گرد و خاک فضاهای داخلی به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است. در حالی که کیفیت محیط درون خودروها به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است. بنابراین، اهداف خاص این مطالعه به طور کلی شامل بررسی مقدار فلزات سنگین انتخابی در گرد و خاک خودروهای شخصی و نیز ارزیابی خطر سرطانزایی و غیر سرطان زایی مواجهه با گرد و خاک داخل این خودروها از طریق بلع، استنشاق و جذب پوستی در شهر اهواز است.
روش بررسی: در این مطالعه 10 خودرو انتخاب شد. شرط انتخاب خودروها عدم شستشوی خودرو به مدت یک هفته بوده است. سپس از گرد و خاک فیلتر کولر و نیز کابین هر خودرو، نمونه هایی جمع آوری و کدگذاری شد. به منظور تعیین ترکیب فلزات سنگین، آنالیز طیف سنجی (ICP) بر روی نمونه ها صورت گرفت.
یافته ها: بررسی شاخص خطر غیر سرطانزایی (HI) در مطالعه حاضر بیانگر مقادیر بیش از ۱ و به عبارتی ریسک خطر سلامت بالا است. ترتیب مقادیر شاخص HI برای فلزات سنگین عبارت است از Pb> Cu> Cr> Fe> Zn> Cd> Ni، این مسیر در کودکان HQing< HQinhder و در بزرگسالان از روند HQingder< HQinh تبعیت می کند. همچنین بررسی مقادیر فاکتور غنی شدگی نمونه های مورد مطالعه، بیشترین و کمترین مقادیر را به ترتیب برای عنصر مس (4/3) و نیکل (8/3) نشان داد. بررسی شاخص زمین انباشت نیز بیشترین و کمترین مقادیر را به ترتیب برای عنصر آهن (12/75) و نیکل (1/9) و میزان شاخص بار آلودگی و آلودگی یکپارچه را به ترتیب 27E+1/34 و 9E+2/07 نشان داده است که بیانگر حدود متوسط برای فلزات سنگین مورد مطالعه است.
نتیجهگیری: بر اساس این مطالعه، خطر غیر سرطانزایی فلزات مورد مطالعه (بجز فلزات سنگینFe و Cu) برای کودکان بیش از بزرگسالان برآورد شده است. هچنین بررسی شاخص CR برای سه فلز سنگین سرطانزای کادمیوم، کروم و آرسنیک نیز از سطح بی خطر تجاوز کرده است، این شاخص نیز برای کودکان مسیر بلع دهانی و برای بزرگسالان مجاری تنفسی را هدف فلزات سنگین بیان می کند. در مطالعه حاضر مقادیر فلزات سنگین مورد مطالعه بیش از استانداردهای تعیین شده است. فاکتورهای مواجهه و ارزیابی پارامترهای ریسک این مطالعه، سطح خطر سرطانزایی و غیر سرطانزایی برای کودکان و بزرگسالان، در محدوده مخاطره است. در مطالعه انجام شده غنی شدگی فلزات سنگین در فیلتر خودرو، بیش از کابین است.
فاطمه کاکویی دینکی، مهرداد چراغی، بهاره لرستانی، سهیل سبحان اردکانی، عاطفه چمنی،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: پایش و پالایش آلایندههای فلزی در بوم سازگانهای آبی به منظور برآورد، کنترل و کاهش سطح تهدیدات برای زیست مندان و انسان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از اینرو، این پژوهش با هدف ارزیابی آلودگی رسوبات سطحی و قابلیت پایش و پالایش زیستی عناصر بالقوه سمی آهن، سرب و مس توسط اندام های هوایی و زمینی گونه های لویی (Typha Latifolia) و آب تره (Nasturtium microphyllum) مستقر در بوم سازگان آبی رودخانه لار در سال 1401 انجام یافت.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی، در مجموع 48 نمونه گیاهی و 12 نمونه رسوب از چهار مکان نمونه برداری منتخب برداشت شد. پس از آماده سازی و هضم اسیدی نمونه ها در آزمایشگاه، محتوی عناصر در آنها توسط روش طیفسنجی نوری پلاسمای جفتشده القایی (ICP-OES) خوانده شد. همچنین، مقادیر شاخص های آلودگی (PI)، شاخص بار آلودگی (PLI)، فاکتور تغلیظ زیستی (BCF)، تجمع زیستی (BAF) و فاکتور انتقال (TF) محاسبه شدند. پردازش آماری نتایج نیز با استفاده از نرم افزار آماری SPSS انجام یافت.
یافته ها: بیشینه میانگین محتوی عناصر آهن، سرب و مس (mg/kg) در نمونه های رسوب به ترتیب برابر با 0/665±11/8، 0/030±0/915 و 0/026±0/710 و مربوط به مکان نمونهبرداری چهار و در اندام های گیاهی نیز به ترتیب برابر با 1/25±11/4، 0/180±0/578 و 0/095±0/298 و مربوط به ریشه لویی بود. مقادیر شاخص PI نشان داد که آلودگی عناصر آهن، سرب و مس در رسوب " کم" و میانگین مقادیر آن از ترتیب نزولی سرب > مس > آهن تبعیت کرده است. میانگین مقادیر شاخص PLI نیز در دامنه 0/003 تا 0/006 متغیر و بیانگر شرایط کیفی "فقدان آلودگی" در همه مکان های مورد مطالعه بود. از طرفی، گونه لویی دارای میانگین مقادیر BCF بزرگتر از 1 و TF کوچکتر از 1 برای عنصر آهن بود.
نتیجه گیری: با استناد به میانگین محتوی عناصر در بافتهای گیاهی و همچنین میانگین مقادیر محاسبه شده شاخص های BCF، BAF و TF برای عناصر می توان اذعان کرد که لویی، گونه ای مناسب برای تثبیت فلز آهن در رسوب است و به عنوان گونه بومی کارآمد برای پایش و پالایش زیستی عناصر بالقوه سمی بهویژه آهن در بوم سازگانهای آبی آلوده قابل معرفی است.
زهرا معاوی، خوشناز پاینده، مهرنوش تدینی،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: فلزات سنگین از انواع آلاینده های خطرناک موجود در محیط زیست هستند که در مواد غذایی انباشته می شوند. این پژوهش با هدف ارزیابی خطر سلامت و آلودگی برخی فلزات سنگین در سبزیهای کاهو و کلم کشت شده در سه شهرستان حمیدیه، دزفول و رامهرمز استان خوزستان انجام شد.
روش بررسی: نمونه برداری بهصورت تصادفی ساده، با سه تکرار و تعداد 15 نمونه از هر کدام از سبزیهای کاهو و کلم کشت شده در هر منطقه تهیه شدند. فلزات سنگین به کمک دستگاه جذب اتمی مدل پرکین المر 4100 سنجش شدند. ارزیابی خطر فلزات سنگین با استفاده از شاخص های آلودگی خاک و ارزیابی خطر سلامت انجام گردید.
یافته ها: بالاترین میزان فلز در کلم مربوط به روی (mg/kg 0/15±5/84) و پایین ترین مقادیر فلز کروم در کاهو (mg/kg 0/005±0/11) به دست آمد. بر اساس میزان جذب روزانه فلزات سنگین محصولات کاهو و کلم، نتایج نشان داد که بالاترین مقادیر شاخص مخاطره (HQ) را فلز سرب در کلم برای کودکان و بزرگسالان به ترتیب 8/5840 و 3/4253 در مقایسه با سایر فلزات سنگین داشتند. شاخص مخاطره فلزات نیکل و کروم در کلم بالاتر از کاهو بود، اما در مورد فلزات روی، مس و کبالت شاخص مخاطره در کاهو بالاتر از کلم به دست آمد. بالاترین مقدار شاخص سرطانزایی در کودکان برای مصرف کلم و فلز سرب 0/0291 بود. شاخص سرطانزایی فلز کروم در دو محصول کاهو و کلم (0/0003 و 0/0002) پایین ترین مقادیر را داشت. خطر بوم شناسی فلزات سنگین در خاک مزارع کشاورزی رامهرمز بالاتر از شهرهای دزفول و حمیدیه به دست آمد. فاکتور غنی شدگی فلزات سرب، کروم، مس و کبالت در خاکهای کشاورزی رامهرمز بالاتر از مناطق دیگر بود. شاخص زمین انباشتگی کروم، روی و مس در خاک مزارع کشاورزی دزفول بالاتر از خاکهای حمیدیه و رامهرمز بالاتر بود.
نتیجه گیری: با توجه با شاخص های آلودگی خاک، فلز کبالت نقش مهمی در آلودگی خاک دزفول، حمیدیه و رامهرمز داشت و فلزات سرب، نیکل، کروم، مس و روی آلودگی کمی در خاک مناطق مورد مطالعه داشتند. ارزیابی خطر سلامت فلزات سنگین خاک نشان داد که شاخص خطر فلزات سنگین سرب، نیکل، کروم، مس، روی و کبالت پایین تر از 1 به دست آمد. شاخص سرطانزایی فلزات سنگین برای بزرگسالان و کودکان کمتر از 4-10 بود. ارزیابی خطر سلامت فلزات سنگین و شاخص مخاطره آنها نشان داد مصرف کاهو و کلم در این مناطق می تواند باعث مشکلات سلامتی در افراد شود.
احسان معنویپور، اکبر اسلامی، عباس شاهسونی، احمد اله آبادی، رضا سعیدی، فاطمه شکری داریان، مهرنوش ابطحی،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: در جامعه امروزی، با توجه به تنوع روشهای تولید مواد غذایی، تهیه غذای سالم چالشبرانگیز شده است. روغن در کشور ما به چند شیوه تولید میشود. در روش کارگاهی پرس سرد، نظارت کافی بر فراورده تولیدی وجود ندارد. هدف مطالعه حاضر بررسی میزان فلزات سنگین و ویژگیهای فیزیکوشیمیایی روغن صنعتی در مقایسه با روغن روش پرس سرد است.
روش بررسی: در این تحقیق ۵۴ نمونه روغن تولیدی با روش پرس سرد و تصفیه شده صنعتی آفتابگردان، کنجد و کلزا تهیه شد و ویژگیهای فیزیکوشیمیایی آنها شامل ضریب شکست، عدد اسیدی، عدد یدی، عدد صابونی، عدد پراکسید، عدد آنیزیدین، سرب، آهن، آرسنیک و مس تعیین شد و تأثیر زمان نگهداری بر ویژگیهای مذکور مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: عدد یدی بیشترین تخطی از استاندارد را نشان داد (۶۱ درصد) و میانگین آن در روغنهای پرس سرد و تصفیه شده صنعتی بهترتیب 136/70 وgI /100g 134/48 بود. میانگین مقدار ویژگیهای فیزیکوشیمیایی بجز عدد صابونی در نمونههای روغن پرس سرد بالاتر از روغن صنعتی بود، اما تفاوت مشاهده شده معنیدار نبود. بررسی تأثیر زمان نگهداری بر ویژگی فیزیکوشیمیایی نشان داد که طی زمان دو ماه، عدد پراکسید (0/01>p) و آنیزیدین (0/05p<) در هر دو گروه روغن بصورت معنیدار افزایش یافت. میانگین غلظت آرسنیک، سرب، آهن و مس در روغنهای مورد بررسی به ترتیب 0/03، 0/78، 0/05 و mg/kgoil 0/05 بود و تخطی از استاندارد فقط در یک نمونه روغن آفتابگردان پرس سرد مشاهده شد (آرسنیک با غلظت mg/kgoil 0/11).
نتیجهگیری: بر اساس نتایج بدست آمده، روغنهای تصفیه شده صنعتی ویژگیهای شیمیایی و پایداری مناسبتری داشتند. پیشنهاد میگردد در صورت استفاده از روغنهای تولیدی با روش پرس سرد، این روغنها در مدت کوتاهی مصرف شوند و برای مصارف سرخ کردنی روغنهای تصفیه شده صنعتی ارجحیت دارند.
عباس خزائی، مهرنوش ابطحی، مهسا جهانگیری راد، فاطمه شکری داریان، محمد رفیعی،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: نظارت بر کیفیت آب های نامتعارف علاوه بر امکان استفاده بهینه از آنها، احتمال اقدام اصلاحی برای ارتقاء سطح بهداشت مواد غذایی را مشخص مینماید. هدف از این مطالعه، بررسی کیفیت آبهای نامتعارف (پساب تصفیه خانه فاضلاب) در کانال های آبیاری مزارع پاکدشت است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-مقطعی، از شش کانال آبیاری مزارع پاکدشت، 120 نمونه طی مدت 5 ماه برداشت شد. خصوصیات فیزیکوشیمیایی و میکروبی پساب کانال ها تعیین و با استانداردها مقایسه گردید. همچنین کیفیت آبها با کاربرد شاخصهای ارزیابی فلزات سنگین (HEI)، آلودگی فلزات سنگین (HPI) و کیفیت پساب (WWQI) مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: میانگین غلظت پارامترهای COD، BOD5، TSS، TDS، NO3-، SO4-2، PO4-3 به ترتیب برابر با 259، 125، 105، 697، 4/5، 94/4 و mg/L 13/5 و میانگین تعداد کلیفرم های کل و مدفوعی در پساب کانال ها بیش از استاندارد سازمان حفاظت محیط زیست ایران (IRNDOE) و سازمان جهانی خوار و بار و کشاورزی ((FAO تعیین گردید. دامنه غلظت فلزات سنگین (mg/L) مورد بررسی قرار گرفته برای کروم (0/045-0/025)، کادمیوم (0/0006-0/001)، سرب (0/0006-0/001)، کبالت (0/059-0/038) و نیکل (0/06-0/05) کمتر از استاندارد بود؛ اما شاخص های HEI و WWQI وضعیت نامطلوب آب برای آبیاری کشاورزی را نشان دادند.
نتیجهگیری: براساس مقایسه نتایج پارامترهای اندازه گیری شده در این مطالعه با استانداردهای سازمان ملی استاندارد ایران و FAO، آبهای نامتعارف کانال های شهرستان پاکدشت برای آبیاری صیفی جات نامناسب، ولی برای محصولات علوفه ای و صنعتی مناسب است. در صورت اجرای روشهای اصلاحی، میتوان کیفیت آب کانالها را برای مقاصد کشاورزی بهبود بخشید.
نادر عباسی، محسن محمدی گلنگش،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: فلزات سنگین به علت سمیت، ماندگاری در شرایط طبیعی، قابلیت ورود و تجمع (تجمع زیستی و بزرگنمایی زیستی) در زنجیره های غذایی، به عنوان آلوده کننده های جدی تلقی می گردند. هدف از این مطالعه بررسی غلظت فلزات سنگین Pb، Cd، Cu، Zn، Cr، Fe و Ni در خاک های سطحی کشاورزی محدوده مرکز دفن میاندوآب بوده است.
روش بررسی: در این پایش پس از بازدید منطقه، 57 نمونه خاک از عمقcm 20-0 برداشت شد. پس از آماده سازی و هضم نمونه ها در آزمایشگاه، توسط دستگاه پلاسمای جفت شده القایی (ICP-OES) مورد سنجش قرار گرفتند. شاخص پتانسیل خطر اکولوژیک (PERI) و شاخص زمین انباشتگی (Igeo)، آزمون مؤلفه های اصلی (PCA) و همبستگی پیرسون (Pearson’s Correlation)، آنالیز خوشه ای (Cluster) و آزمون تی منفرد (One-T-test) استفاده شد. پردازش آماری نتایج نیز با نرم افزار آماری SPSS انجام یافت.
یافتهها: بر اساس نتایج آزمون تی منفرد میانگین غلظت فلزات Pb، Cd، Cu، Zn، Cr، Ni تفاوت معناداری با غلظت زمینه شان در خاک نداشت (0/05<p) و این تفاوت فقط برای فلز Fe معنا دار بود (0/05<p) که حاکی از منشأ زمین شناسی این عنصر بود. شاخص پتانسیل خطر اکولوژیک، با میانگین 46/95 در محدوده خطر کم قرار داشت. بر اساس نتایج آزمون مؤلفه های اصلی (PCA) عامل اول با کروم، سرب و آهن، عامل دوم با روی و مس وعامل سوم با کادمیوم بطور مثبت و معناداری مرتبط بود. مطابق نتایج آنالیز خوشه ای، آهن بطور عمده وابسته به منابع طبیعی آن بود. بر اساس نتایج شاخص زمین انباشتگی تمامی فلزات به جز فلز مس در 2 ایستگاه (2 و 4 غیرآلوده تا کمی آلوده) در طبقه غیرآلوده بود.
نتیجهگیری: منشأ حضور عناصر، وابسته به عوامل طبیعی و انسانی است. بطور خاص کروم، سرب و کادمیوم با احتمال زیاد از منابع انسان ساخت و آهن از منابع طبیعی است. کاهش غلظت فلزات را می توان به دلایلی از جمله شخم های مداوم و سالیانه، عدم فعالیت مرکز دفن پسماند، جذب زیستی توسط محصولات زراعی، خاکشویی و انتقال به اعماق پایین تر عنوان نمود.
حسن ملوندی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: عنصر سمی جیوه در ماهی ها سبب ایجاد نگرانی های جهانی شده است، زیرا که یکی از راه های اصلی مواجهه انسان با آن، مصرف ماهی است. بنابراین هدف اصلی در مطالعه حاضر، تعیین غلظت جیوه در ماهی و ارزیابی خطر سلامت مصرف کنندگان بود.
روش بررسی: گونه های اردک ماهی، سوف معمولی، سوف حاجی طرخان، کپور معمولی و کاراس از تالاب انزلی نمونه برداری شدند. غلظت جیوه با استفاده از جذب اتمی کوره گرافیتی اندازه گیری شد. اختلاف غلظت جیوه در بین گونه ها و مقایسه غلظت جیوه با استانداردها به ترتیب با آزمون های تحلیل واریانس یک طرفه و تی تک نمونه تحلیل شد.
یافتهها: میانگین غلظت های جیوه برای اردک ماهی، سوف معمولی، سوف حاجی طرخان، کپور معمولی و کاراس به ترتیب 59/59، 67/55، 30/45، 9/84 و µg/kg ww 10/44 به دست آمدند و نتایج نشان داد، اختلاف معنی داری بین غلظت های جیوه در گونه های مختلف وجود داشت. غلظت های جیوه در تمام نمونه ها کمتـــر از حـــد مجـــاز استانداردهای بین المللی بودند (300 و µg/kg 500) و همچنین مقادیر شاخص HQ کمتر از 1 بودند، بنابراین نتایج نشان داد که خطر بالقوه برای سلامتی مصرف کنندگان وجود نداشت. به علاوه نتایج نشان داد که مصرف سوف حاجی طرخان، کپور معمولی و کاراس برای افراد حساس (کودکان و زنان بارداری) بدون محدودیت است.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که نگرانی بالقوه ای به واسطه مواجهه با جیوه از طریق مصرف گونه های ماهی مورد مطالعه در مصرف کنندگان وجود نداشت.
حسن ملوندی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ذرات گردوغبار در محیط های شهری معمولاً آلوده به فلزات سنگین است و این آلاینده ها برای سلامتی انسان ها و بهخصوص کودکان نگران کننده است. یکی از محیط هایی که باعث مواجهه کودکان با ذرات گردوغبار می شود، مدارس است. بنابراین هدف از مطالعه حاضر، تعیین غلظت فلزات سنگین و ارزیابی خطر سلامتی فلزات سنگین در گردوغبار مدارس شهر مشهد است.
روش بررسی: نمونههای گردوغبار از 27 مدرسه در پاییز 1401 با استفاده از یک برس قلم مویی جمع آوری شد. با استفاده از پلاسمای جفت شده القایی غلظت فلزات تعیین و با استفاده از شاخص های زمین انباشتگی (Igeo)، فاکتور آلودگی (CF)، شاخص بار آلودگی (PLI)، شاخص غنی شدگی (EF)، خطر زیست محیطی بالقوه (PERI) و شاخص های خطر سلامت مانند HQو HI سطوح آلودگی برآورد گردید.
یافته ها: میانگین غلظت عناصر Co، Fe، Ca ، Al، Pb و Ba به ترتیب 9/63، 18538/58، 84017/79، 11270/42، 32/07 و µg/g 111/56 بودند. مقادیر شاخص های Igeo بین 3/69- تا 1/51 و CF بین 0/16 تا 4/26 بودند. نتایج شاخص های آلودگی نشان داد که اکثر عناصر مورد مطالعه در طبقات اول آنها یعنی درجه آلودگی ناچیز یا کم قرار داشتند. مقادیر شاخص های HQ و HI نیز کمتر از 1 بودند.
نتیجهگیری: به طور کلی می توان بیان کرد که غلظت های عناصر مورد مطالعه، نگران کننده نبود و در مجموع در سطوح غیر آلوده قرار داشتند و همچنین خطری بالقوه برای سلامتی به واسطه مواجهه با عناصر مورد مطالعه وجود نداشت.
جواد کاظم نور، عاطفه چمنی، احمد نجم عبداله الموسوی، نرگس کارگری،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی فلزات سنگین خاک شهری بهسبب مخاطرات بالقوه محیط زیستی و بهداشتی توجه گستردهای را به خود جلب کرده است. از اینرو، این پژوهش با هدف ارزیابی خطر و تعیین بار آلودگی فلزات آهن، روی، کادمیم، مس، منگنز و مولیبدن در خاک سطحی شهر در استان بابل عراق در سال 1402 انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-مقطعی، در مجموع 50 نمونه خاک سطحی از عمق cm20-0 برداشت و محتوی عناصر در آنها با استفاده از طیفسنجی نوری پلاسمای جفتشده القایی (ICP-OES) خوانده شد. همچنین، مقادیر شاخص های غنیشدگی (EF)، آلودگی (PI)، بار آلودگی (PLI)، خطر سلامت (HI) و خطر سرطانزایی (CR) محاسبه شدند. دادهها نیز با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد پردازش قرار گرفتند.
یافته ها: میانگین محتوی عناصر آهن، روی، کادمیم، مس، منگنز و مولیبدن در خاک به ترتیب برابر با 27240، 62/7، 0/302، 33/8، 570 و mg/kg 0/999 بود. بیشینه میانگین محتوی عناصر برای آهن، مس، منگنز و مولیبدن در خاک به ترتیب برابر با 30331، 37/3، 639 و mg/kg 1/08 مربوط به مناطق مرکزی شهر و بیشینه میانگین محتوی عناصر برای روی و کادمیم به ترتیب برابر با 65/3 و mg/kg 0/332 و مربوط به مناطق روستایی و حومه شهر بود.
نتیجه گیری: نتایج، بیانگر تأثیر فعالیت های شهری (ترافیک، صنعت و کشاورزی) بر آلودگی عناصر آهن، روی، کادمیم، مس، منگنز و مولیبدن خاک در شهر القاسم بوده است. از این رو، به منظور کاهش و مدیریت خطر محیط زیستی و سلامتی، پایش منظم محتوی فلزات سنگین و شناسایی منابع آلودگی عناصر در خاک توصیه میشود.
ایرج اسدی، مهرداد چراغی، بهاره لرستانی، هاجر مریخ پور، سهیل سبحان اردکانی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی میزان گونهزایی شیمیایی و فراهمی زیستی فلزات سنگین و تعیین پارامترهای موثر در فراهمی زیستی آنها در مدیریت و اصلاح خاکهای اراضی کشاورزی نقش کلیدی دارد. به همین منظور، این پژوهش با هدف منشاءیابی، تفکیک شیمیایی و فراهمی زیستی عناصر بالقوه سمی در خاک کشاورزی شهرهای جنوبی استان همدان انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تعداد 90 نمونه خاک سطحی از عمقcm 30-0 بهصورت تصادفی از اراضی کشاورزی برداشت شد. پس از آمادهسازی نمونهها در آزمایشگاه، محتوای عناصر سنگین در آنها با استفاده از دستگاه جذب اتمی قرائت شد و فراهمی زیستی عناصر با استفاده از روش استخراج متوالی تعیین گردید. بررسی ارتباط بین میزان فراهمی زیستی فلزات سنگین با خصوصیات فیزیکوشیمیایی به کمک آزمون اسپیرمن انجام شد.
یافتهها: میانگین غلظت منگنز، کادمیم، آهن، کبالت، کروم، مس، نیکل، آنتیموان و آرسنیک در هر سه شهرستان مورد مطالعه بهترتیب 267/63، 0/19، 4/20، 20/65، 90/49، 35/86، 70/84، 3/78 و mg/kg 17/82 بهدست آمد. نتایج حاصل از استخراج متوالی نشان داد فلزات، منگنز، مس و نیکل بهترتیب با غلظت 6/76، 2/91 و mg/kg 3/77 بیشترین دسترسی زیستی را داشتند. بیش از 70 درصد پیوند بین فلزات سنگین و خاک از نوع مقاوم و میان بطنی بوده و فلزات سنگین موجود در خاک زمینه طبیعی دارند.
نتیجهگیری: غلظت فلزات سنگین در خاک منطقه مورد مطالعه کمتر از حد استاندارد و دسترسپذیری فلزات سنگین در محیط خاک از پتانسیل کمی برخوردار بوده و از نظر ورود آلودگی به آب، خاک و محصولات زراعی نگرانی خاصی ایجاد نمیکنند.
محمدحسین قادری، آزاد تیموری، مجید عسکری حصنی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اثرات منفی فلزات سنگین و انتقال آن از طریق زنجیره های غذایی به انسان، مطالعه حاضر به منظور بررسی غلظت فلزات سنگین آهن، روی، کادمیوم، سرب، باریم، نیکل، مس، وانادیوم و آرسنیک در بافت های آبشش، کبد و عضله در ماهی سرخو خال سیاه(Lutjanus ehrenbergii) انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تعداد 30 قطعه ماهی سرخو خال سیاه در سال 1401 از زیستگاه های مرجانی جزیره هنگام توسط گرگور و قلاب صید و جمع آوری شدند. پس از شناسایی و زیست سنجی، تمام نمونه ها تشریح و بافت های کبد، آبشش و عضله جدا و سنجش فلزات سنگین توسط ICP-MS انجام شد.
یافتهها: بر اساس نتایج زیست سنجی، میانگین طول استاندارد، طول کل و وزن ماهیان مورد مطالعه به ترتیب cm 1/4±23/3، cm 2/7±27/8 و g18/9±470/3 بود. بر اساس نتایج، عنصر آهن نسبت به سایر عناصر مورد مطالعه بیشترین تجمع را به ترتیب در بافت های آبشش و کبد به میزان 327/41 و µg/g 136/10 داشت و عنصر روی بیشترین میزان تجمع را در بافت عضله به میزانµg/g 2/68 داشت. عنصر نیکل نسبت به سایر عناصر مورد مطالعه کمترین تجمع را نشان داد. میزان عنصر سرب در بافتهای آبشش، کبد و عضله به ترتیب به میزان 1/38، 1/35 و µg/g 0/46 سنجش شد.
نتیجهگیری: مقدار عنصر سرب در عضله به عنوان بافت اصلی تغذیه ای به میزان µg/g 0/46 سنجش شد که بالاتر از برخی استانداردهای جهانی مانند WHO است؛ بنابراین از لحاظ بهداشتی مصرف ماهیان تجاری آلوده به فلزات سنگین توصیه نمیگردد. با انجام پایش های مداوم می توان وضعیت آلایندگی ماهیان را ارائه کرد، اما با این وجود مصرف گونه سرخو خال سیاه صید شده از اطراف جزیره هنگام باید با احتیاط صورت گیرد.
هادی نیک نژاد، احسان معنوی پور، موسی چشمی، وجیهه حسن زاده، رقیه عابدی سروستانی، فاطمه احمدی، مهرنوش ابطحی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی روغنهای گیاهی (VOs) به فلزات سنگین به دلیل پیامدهای بالقوه بر سلامت عمومی، یکی از نگرانیهای مهم در حوزه ایمنی مواد غذایی محسوب میشود. این پژوهش با هدف اندازهگیری غلظت فلزات سنگین (As, Pb, Cu, Fe) در انواع مختلف VOs و ارزیابی خطرات ناشی از مصرف آنها بر سلامت انسان انجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش، 72 نمونه روغن گیاهی از برندهای مختلف و از میان سه نوع روغن پرمصرف (کنجد، آفتابگردان و کلزا) بهصورت سیستماتیک از بازارهای شهر سبزوار جمعآوری شد. نمونههای روغن پس از وزنکشی دقیق، تحت هضم اسیدی با اسید نیتریک، اسید سولفوریک و H₂O₂ قرار گرفتند. محلولهای حاصل پس از فیلتراسیون، با استفاده از طیفسنج نشر اتمی با پلاسمای مایکروویو (MP-AES) برای تعیین غلظت فلزات سنگین ( Pb، As، Cu،Fe ) آنالیز شدند. کلیه مراحل مطابق با استانداردهای ملی ایران و در سه تکرار انجام شد. بهمنظور ارزیابی دقیقتر ریسکهای بهداشتی، ضریب خطر غیرسرطانزایی (HQ) و ریسک ابتلا به سرطان در طول عمر (LTCR) با روش شبیهسازی مونتکارلو (MCS) محاسبه شد. در مدل ارزیابی ریسک، میزان مصرف روزانه روغنهای گیاهی معادل kg/day 0/227 در نظر گرفته شد که بر اساس الگوی مصرف ملی در ایران تعیین گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که بیشترین میزان فلزات سنگین در VOs شامل Pb (mg/kg 0/058) در روغن کنجد، As (mg/kg 0/090) در روغن آفتابگردان و Cu و Fe (mg/kg 0/143 و 0/847) در روغن کلزا بود. شاخص خطر غیرسرطانزایی (THQ) برای Pb (0/146 = THQ)، Cu (0/022 = THQ) و Fe (0/01 = THQ) در محدوده ایمن قرار داشت، اما مقدار THQ مربوط بهAs (1/905 = THQ) در سطحی قابلتوجه گزارش شد. بررسی ریسک سرطانزایی نشان داد که مصرف این روغنها عمدتاً در محدوده ایمن قراردارد، اما ریسک ناشی از As حدود 100 برابر بیشتر از Pb تخمین زده شد.
نتیجهگیـری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که اگرچه میزان ریسک سرطانزایی مرتبط با مصرف VOs در سطح پایینی قرار دارد، اما لزوم پایش مستمر این محصولات، بهویژه از نظر آلایندههای فلزی، برای اطمینان از سلامت مصرفکنندگان، امری حیاتی محسوب میشود.
مهین غلامی، سراج بیتا، مصطفی غفاری،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: فلزات سنگین با ورود به دریا و تجمع در بدن آبزیان به یکی از نگرانی ها برای محیط زیست و سلامت انسان تبدیل شده اند. بنابراین مطالعه حاضر با هدف بررسی تجمع فلزات کادمیوم، سرب، کروم، روی، مس و نیکل در بافت کبد، آبشش و عضله ماهی زمین کن دم نواری انجام شد.
روش بررسی: 36 عدد ماهی از جایگاه های تخلیه صید سواحل مکران تهیه و در داخل جعبه های یونولیتی محتوی یخ به آزمایشگاه منتقل شدند. پس از خشک کردن و هضم نمونه ها توسط اسید نیتریک، میزان فلزات سنگین با استفاده از دستگاه جذب اتمی اندازه گیری شد و برای مقایسه غلظت فلزات سنگین مورد مطالعه از آزمون آماری آنالیز واریانس دو طرفه (Two-way ANOVA) و تست توکی (Tukey's test) در نرم افزار SPSS استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که به جز سرب بیشترین غلظت فلزات مورد مطالعه در بافت کبد ثبت شد. طبق نتایج، روی با میانگین mg/kg 27/66 بیشترین و کادمیوم با میانگین mg/kg 0/029 کمترین میزان را داشت، به طوری که از نظر غلظت روی تفاوت معنیداری بین مناطق چابهار، گواتر و کنارک با سایر مناطق مشاهده شد (0/05<p). تجزیه و تحلیل خطر سلامت فلزات سنگین نشان داد که به جز سرب و نیکل در ماهیان زمین کن دم نواری منطقه چابهار، غلظت سایر فلزات برای مصرف انسان در مقایسه با استانداردهای جهانی WHO، FDA، UKMAFF، NHMRC و FAO کمتر است.
نتیجه گیری: طبق نتایج کبد به عنوان محل اصلی تجمع فلزات سنگین در ماهی زمین کن دم نواری عمل می کند. نتایج حاکی از آن است که سرب و نیکل در برخی از مناطق بالاتر از حد مجاز هستند و ممکن است سلامت مصرف کنندگان را به خطر بیاندازد. این یافته ها ضرورت نظارت بیشتر بر آلاینده های دریایی در سواحل مکران را نشان می دهد.
بهروز کریمی، مریم شکرپور، نازیلا نجدی، کتایون وکیلیان، محمدجواد قنادزاده، مرجان مهلوجی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: فلزات سنگین نظیر سرب، کادمیوم و جیوه به دلیل تجمعپذیری در بدن، سلامت مادر و جنین را تهدید میکنند. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط مواجهه با این فلزات در زنان باردار اراک و پیامدهای تولد از جمله وزن و وضعیت رشد نوزاد انجام شد.
روش بررسی: مطالعهای مقطعی بر روی ۲۳۵ زن باردار ساکن اراک در سال 1403 انجام شد. معیارهای ورود شامل سن <۱۸ سال، سکونت در اراک و عدم اختلال روانی و معیارهای خروج شامل مهاجرت یا ترک شهر تعریف شد. شرکتکنندگان در دو بازه ششماهه اول و دوم بررسی شدند. اطلاعات جمعیتی و بالینی گردآوری و غلظت سرب، کادمیوم و جیوه در ادرار اندازهگیری شد. اثر فلزات بر وزن تولد و وضعیت رشد شامل نوزادان کوچکتر (SGA) و بزرگتر(LGA) از سن حاملگی با رگرسیون خطی و لجستیک و کنترل عوامل مخدوشگر شامل سن، تحصیلات و شاخص توده بدنی تحلیل شد.
یافتهها: میانگین وزن تولد نوزادان g 3232/5 بود؛ 10/64 درصدSGA و3/40 درصدLGA بودند. میانگین غلظت سرب μg/L 0/48±0/84، جیوه μg/L 1/40±2/64 و کادمیوم μg/L 0/36±0/80بود. مواجهه با کادمیوم در اوایل و اواخر بارداری با کاهش وزن تولد همراه بود و سرب در اواخر بارداری اثر منفی داشت. در ششماهه اول، سرب (0/0275, p=1/026 OR=) و کادمیوم (0/0216, p =1/044 OR =) با افزایش خطر SGA و جیوه (0/044, p =1/042 OR =) با افزایش خطر LGA مرتبط بودند.
نتیجهگیری: مواجهه با کادمیوم و سرب باعث کاهش وزن تولد و افزایش خطر SGA و LGA میشود؛ یافتهها بر ضرورت کاهش مواجهه مادران باردار با فلزات سنگین تأکید دارد.