جستجو در مقالات منتشر شده


70 نتیجه برای محمدی

نادر عباسی، محسن محمدی گلنگش،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: فلزات سنگین به علت سمیت، ماندگاری در شرایط طبیعی، قابلیت ورود و تجمع (تجمع زیستی و بزرگنمایی زیستی) در زنجیره های غذایی، به عنوان آلوده کننده های جدی تلقی می گردند. هدف از این مطالعه بررسی غلظت فلزات سنگین Pb، Cd، Cu، Zn، Cr، Fe و Ni در خاک های سطحی کشاورزی محدوده مرکز دفن میاندوآب بوده است.
روش بررسی: در این پایش پس از بازدید منطقه، 57 نمونه خاک از عمقcm  20-0 برداشت شد. پس از آماده سازی و هضم نمونه ها در آزمایشگاه، توسط دستگاه پلاسمای جفت شده القایی (ICP-OES) مورد سنجش قرار گرفتند. شاخص پتانسیل خطر اکولوژیک (PERI) و شاخص زمین انباشتگی (Igeo)، آزمون مؤلفه های اصلی (PCA) و همبستگی پیرسون (Pearson’s Correlation)، آنالیز خوشه ای (Cluster) و آزمون تی منفرد (One-T-test) استفاده شد. پردازش آماری نتایج نیز با نرم افزار آماری SPSS انجام یافت.
یافته‌ها: بر اساس نتایج آزمون تی منفرد میانگین غلظت فلزات Pb، Cd، Cu، Zn، Cr، Ni تفاوت معناداری با غلظت زمینه شان در خاک نداشت (0/05<p) و این تفاوت فقط برای فلز Fe معنا دار بود (0/05<p) که حاکی از منشأ زمین شناسی این عنصر بود. شاخص پتانسیل خطر اکولوژیک، با میانگین 46/95 در محدوده خطر کم قرار داشت. بر اساس نتایج آزمون مؤلفه های اصلی (PCA) عامل اول با کروم، سرب و آهن، عامل دوم با روی و مس وعامل سوم با کادمیوم بطور مثبت و معناداری مرتبط بود. مطابق نتایج آنالیز خوشه ای، آهن بطور عمده وابسته به منابع طبیعی آن بود. بر اساس نتایج شاخص زمین انباشتگی تمامی فلزات به جز فلز مس در 2 ایستگاه (2 و 4 غیر‌آلوده تا کمی آلوده) در طبقه غیرآلوده بود.
نتیجه‌گیری: منشأ حضور عناصر، وابسته به عوامل طبیعی و انسانی است. بطور خاص کروم، سرب و کادمیوم با احتمال زیاد از منابع انسان ساخت و آهن از منابع طبیعی است. کاهش غلظت فلزات را می توان به دلایلی از جمله شخم های مداوم و سالیانه، عدم فعالیت مرکز دفن پسماند، جذب زیستی توسط محصولات زراعی، خاکشویی و انتقال به اعماق پایین تر عنوان نمود.

محمد حاجی کتابی، فرزانه محمدی، امیرحسین نافذ، ندا عصاری،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: پسماندهای خطرناک خانگی به علت کمیت، غلظت و یا کیفیت فیزیکی، شیمیایی و یا بیولوژیکی می‌توانند باعث خطر برای محیط‌زیست، افزایش میزان مرگ و میر و بیماری‌های خطرناک شوند. هدف از این مطالعه تعیین تاثیر مداخله آموزشی بر آگاهی و نگرش بهورزان و مراقبین سلامت شهرستان اردستان درباره مدیریت پسماندهای خطرناک خانگی است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه مداخله ای از نوع نیمه تجربی بود که در بین 64 نفر از بهورزان و مراقبین سلامت شبکه بهداشت و درمان شهرستان اردستان در استان اصفهان انجام شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه دارای روایی و پایایی معتبر استفاده شد. داده ها به منظور تجزیه و تحلیل آماری وارد نرم افزار SPSS نسخه 22 شد و از طریق آزمون های Mann-Whitney، آنالیز واریانس و  Tزوجی تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: میانگین نمرات آگاهی بهورزان و مراقبین سلامت در گروه نمونه پس از آموزش به ترتیب از 1/65±22/56 به 0/66±26/78 رسید و میانگین نمره نگرش آنها نیز به ترتیب از 2/67±89/37 به 2/71±95/31 افزایش یافت. آزمون T زوجی تفاوت معنی داری را از نظر میانگین و انحراف معیار نمره آگاهی و نگرش، در گروه مداخله قبل و بعد از مداخله نشان داد (0/05>p). آزمون آنالیز واریانس (ANOVA)، در مورد تفاوت نمره آگاهی و نگرش بر حسب تحصیلات، اختلاف معنی داری بین گروه های مختلف تحصیلات بعد از مداخله نشان داد (0/05>p).
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد مداخله آموزشی در زمینه اهمیت پسماندهای خطرناک خانگی برای ارتقا سطح آگاهی و نگرش  بهورزان و مراقبین سلامت موثر بوده است. با توجه به این که بهبود سیستم مدیریت پسماندهای خطرناک خانگی مستلزم ارتقاء آگاهی و نگرش عمومی و ارتباط مناسب بهورزان و مراقبین سلامت با شهروندان است، مدیران شهری می توانند با استفاده از روش مورد استفاده در این مطالعه برنامه آموزشی منظمی در زمینه مدیریت پسماندهای خطرناک خانگی اجرا کنند.
 

سودابه قدسی، مینا شیخ، فرزانه محمدی، مهناز نیک آئین،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: هیدروکربن‌های آروماتیک چند حلقه‌ای (PAHs) به دلیل اثرات مضر بر سلامتی، در سال های اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده اند. این مطالعه با هدف اندازه گیری غلظت PAHs متصل به ذرات کوچکتر از µm 2/5 (PM2.5) و ارزیابی خطر بهداشتی ناشی از آنها انجام گرفت.  
روش بررسی: 38 نمونه هوا با استفاده از دستگاه نمونه بردار ذرات همراه با ورودی جهت جداسازی PM2.5  از بخش مرکزی شهر اصفهان جمع آوری گردید. جهت آنالیز نمونه ها از دستگاه GC-MS استفاده شد. به منظور شناسایی منابع احتمالی PAHs  از نسبت های مولکولی استفاده شد. همچنین ارزیابی خطر سرطان‌زایی و غیر سرطان‌زایی ترکیبات PAH برای دو گروه کودکان و افراد بزرگسال با استفاده از شبیه سازی مونت کارلو انجام گرفت.
یافته‌ها: از میان 16ترکیب PAH اولویت دار، 7 ترکیب با محدوده میانگین غلظت ng/m3 8/17 - 0/003 شناسایی شدند. نسبت‌های مولکولی نشان داد که منابع پایروژنیک، منابع عمده تولید کننده PAHs در هوا هستند.  مقدار  میانه خطر سرطان‌زایی برای کودکان و بزرگسالان به ترتیب برابر با 8-10× 3/1 و 8-10× 5/99 برآورد شد. همچنین مقدار میانه خطر غیر سرطان‌زایی برای ترکیبات  PAH، 1-10× 3/08 برآورد شد.
نتیجه‌گیری: نتایج برآورد ارزیابی خطر احتمالی نشان داد که غلظت موجود ترکیبات PAH متصل به ذرات ریز منجر به خطر قابل توجهی برای انسان های در معرض نمی شود. اما باتوجه به اینکه در این مطالعه صرفا ارزیابی خطر PAHs مرتبط با ذرات ریز بررسی گردید، لازم است ارزیابی خطر در مورد کل PAHs موجود در اتمسفر و در محل های بیشتری انجام پذیرد.

امید محمدی معین الضعفا، مریم طهماسب پور،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: افزایش مصرف انرژی در جهان، سبب افزایش تولید گاز دی­ اکسید کربن شده و صدمات جبران ناپذیر فراوانی از جمله گرمایش زمین را ایجاد کرده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی ظرفیت جذب جاذب نوین سلولز نانوکریستالی مودار و بهبود عملکرد آن در جذب دی­ اکسید کربن توسط اصلاح با دو نوع آمین مونو اتانول آمین و دی اتانول آمین است. 
روش بررسی: پس از سنتز سلولز نانوکریستالی مودار به روش اکسیداسیون و اصلاح با آمین، از آنالیزهای طیف سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه و میکروسکوپ الکترونی روبشی نشر میدانی به جهت بررسی تشکیل گروه­ های شیمیایی و مورفولوژی نمونه ­ها استفاده شد. همچنین برای بررسی میزان جذب نمونه ­ها از آنالیز توزین حرارتی در دو دمای 25 و 50  و دو غلظت 10 و 90 درصد دی­ اکسید کربن در نیتروژن استفاده گردید.
یافته­ ها: نتایج نشان داد که در دمای  25 و غلظت 90 درصد دی­ اکسید کربن، ظرفیت جذب سلولز نانوکریستالی مودار، سلولز نانوکریستالی مودار اصلاح شده با 20 درصد وزنی مونواتانول آمین و سلولز نانوکریستالی مودار اصلاح شده با 20 درصد وزنی دی اتانول آمین به ترتیب برابر 1/74، 2/5 و mmol/g 1/96 است. به عبارت بهتر، ظرفیت جذب دی ­اکسید کربن جاذب اصلاح ­شده با مونو اتانول آمین حدود 44 درصد و نمونه اصلاح­ شده با دی اتانول آمین حدود 13 درصد بهبود یافته است.

نتیجه ­گیری: طبق نتایج بدست ­آمده، می­ توان دریافت سلولز نانوکریستالی مودار و به ­ویژه نوع اصلاح شده آن را می­ توان به عنوان یک جاذب نوین و دارای پتانسیل قوی در زمینه جذب دی­ اکسید کربن معرفی نمود.

فرزانه برزآبادی فراهانی، محمود علی محمدی، جمشید رحیمی، ساناز خرمی پور، عماد دهقانی فرد،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: بیش از ۹۰ درصد از زمان افراد در فضاهای داخلی سپری می‌شود، جایی که غلظت آلاینده‌های هوا، از جمله ترکیبات آلی فرار (VOCs)، بیشتر از محیط بیرونی است. بنزن به دلیل اثرات سرطان‌زای خود، یکی از مهم‌ترین VOCsها محسوب می‌شود. گیاه‌پالایی روشی پایدار برای حذف این آلاینده‌ها از محیط‌های داخلی است. این مطالعه به بررسی کارایی دو گونه گیاهی Aglaonema silver و Chlorophytum comosum در کاهش غلظت بنزن در شرایط کنترل‌شده دما و رطوبت می‌پردازد.
روش بررسی: گیاهان در شرایط دمایی ۱۸ و C° ۲۴ و رطوبت‌های ۳۵ و ۵۰ درصد مورد آزمایش قرار گرفتند. بنزن در غلظت‌های 1، 0/5، 0/25 و  µL/mL0/125 به محفظه تزریق شد و میزان کاهش آن پس از  h12 با کروماتوگرافی گازی اندازه‌گیری گردید.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که Aglaonema silver توانست تا ۹۶ درصد و Chlorophytum comosum تا ۳۸ درصد بنزن را در دمای C° 20 و رطوبت ۳۵ درصد حذف کند. حذف بنزن تابعی از نوع گیاه، دما، رطوبت و غلظت آلاینده بود. مدل‌های ارائه‌شده برای هر دو گیاه (معادلات 2 و 3) همخوانی بالایی با داده‌های تجربی داشتند.
نتیجه‌گیری: Aglaonema silver در دماهای پایین‌تر و رطوبت کمتر عملکرد بهتری نسبت به Chlorophytum comosum داشت. انتخاب گونه گیاهی متناسب با شرایط محیطی نقش مهمی در کارایی گیاه‌پالایی دارد. مدل پیشنهادی نشان داد که افزایش دما و رطوبت کارایی گیاهان را در حذف بنزن بهبود می‌بخشد.
 

کیاندخت قناتی، امیرعلی آقا محمدی، نادر اکبری، غزل میرزایی، مهسا کریمی سرزامله، محمدهادی دهقانی، پریسا صدیق آرا،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: بدنبال پرورش میگو مقادیر زیادی ضایعات که شامل سر، احشاء و پوسته میگوها است، حاصل می شود. این ضایعات معمولا به آب‌ها رها می شوند و به عنوان آلاینده بقای سایر موجودات آبزی را تهدید می کنند. بنابراین استفاده مجدد این ضایعات منجر به کاهش آلودگی‌های آب‌ها خواهد شد.     
روش بررسی: در این مطالعه کاروتنوئید ضایعات میگو طی سه روش اسیدی، آنزیمی و قلیایی استخراج شد. میزان کاروتنوئیدها در هر سه روش تعیین مقدار شد. سپس اثرات آنتی اکسیدانی کاروتنوئیدهای حاصله در روغن خام آفتابگردان در برابر سولفات مس با روش تی بارس بررسی گردید. در این روش میزان مالون دی آلدهید به عنوان شاخص لیپیداکسیداسیون مورد ارزیابی قرار می گیرد. به این منظور مقادیر مساوی از کاروتنوئیدهای استخراج شده را به روغن خام آفتابگردان در مجاورت سولفات مس اضافه نموده و به مدت h 24 برروی دستگاه شیکر گذاشته شد. سپس میزان مالون دی‌آلدهید اندازه گیری شد.
یافته‌ها: بیشترین مقدار کاروتنوئید در روش استخراج به شیوه قلیایی مشاهده شد. در آزمون تی بارس بیشترین تاثیر ممانعت از لیپیدپراکسیداسیون در برابر سولفات مس در روش قلیایی نیز مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان می دهد روش قلیایی یک روش آسان و مقرون به صرفه است که می‌توان در استخراج کاروتنوئیدهای میگو که یکی از ترکیبات فعال، ارزشمند و با قابلیت مصرف در صنایع دارویی و غذایی است، استفاده نمود.
 

محمد آقانژاد، امیر شیخ محمدی، اسرافیل عسگری، حمیدرضا تاجفر،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: این مطالعه با هدف ارزیابی کیفیت شیمیایی و میکروبی لجن تولیدی در تصفیه‌خانه فاضلاب خوی (فرآیند SBR) و مقایسه آن با استانداردهای کشاورزی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه نمونه‌های لجن ماهانه جمع‌آوری و با روش‌های استانداردEPA  (شامل تکنیک ۱۵ لوله‌ای برای کلیفرم‌ها، فلوتاسیون برای تخم آسکاریس و استخراج اسیدی برای فلزات سنگین) آنالیز شدند. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS نسخه ۲۵ و آزمون‌های آماری همبستگی پیرسون (Pearson correlation test) تحلیل شدند.
یافتهها: لجن مورد بررسی دارای pH مناسب (7/14) و کربن آلی بالا (27/32 درصد) بود، اما شوری بالا (µS/m 9891) و نسبت پایین C/N برابر با 6/38 نشان‌دهنده ناپایداری و محدودیت مصرف مستقیم آن در کشاورزی است. فلزات سنگین آرسنیک (mg/kg 10/27)، مس (mg/kg 134/86) و روی (mg/kg 530/93) نیز از استاندارد ملی ایران فراتر بودند. تحلیل هیت‌مپ ارتباط معنادار بین شوری، Cl-  و SO42-را تأیید کرد. به‌رغم ارزش تغذیه‌ای لجن، بدون اصلاحاتی مانند تثبیت، کاهش شوری و حذف پاتوژن‌ها، استفاده مستقیم آن توصیه نمی‌شود.
نتیجه‌گیری: با وجود ترکیبات مغذی قابل توجه در لجن مانند نیتروژن، فسفر و کربن آلی، کاربرد مستقیم آن در کشاورزی به دلیل شوری بالا، نسبت نامناسب C/N، آلودگی میکروبی شدید (تخم نماتودها) و تجاوز برخی فلزات سنگین از حدود مجاز، با محدودیت جدی مواجه است. استفاده ایمن از این لجن نیازمند انجام فرآیندهای اصلاحی نظیر تثبیت، ضدعفونی، نمک‌زدایی و پایش فلزات سنگین است. بنابراین، توصیه می‌شود مصرف لجن به‌صورت کنترل‌شده، پس از تصفیه مناسب و مطابق با نیاز خاک و نوع محصول انجام گیرد.
 

بهرام نعیمی، مریم حدادی، محمود علی محمدی، محمد هادی دهقانی، مینا آقائی، فضل اله چنگانی،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: رشد شتابان فعالیت های صنعتی و شهری در دهه‌های اخیر باعث افزایش استفاده از فرآیندهای آبکاری و تولید فاضلاب‌های حاوی فلزات سنگین و ترکیبات سمی نظیر سیانید و فنول شده است. آلاینده‌هایی که می‌توانند مخاطرات قابل‌توجهی برای سلامت انسان و محیط‌زیست ایجاد کنند. این مطالعه با هدف ارزیابی کمی و کیفی فاضلاب صنایع آبکاری و سنجش انطباق آن با استانداردهای تخلیه، به دنبال ارائه مبنایی برای بهبود مدیریت پساب و کاهش پیامدهای ‌محیط زیستی است.
روش بررسی: این مطالعه به صورت مقطعی در دو کارگاه آبکاری نیکل کروم و روی مجهز به سیستم تصفیه داخلی در استان تهران انجام شد. پس از بررسی فرآیندهای آبکاری و واحدهای تصفیه، نمونه‌برداری به صورت لحظه ای در دو نوبت از فاضلاب خام و پساب خروجی صورت گرفت، به‌گونه‌ای که در هر نوبت ۶ نمونه و در مجموع ۱۲ نمونه جمع‌آوری گردید.  خصوصیات فیزیکی و شیمیایی اندازه‌گیری و کارایی سیستم‌ها در حذف آلاینده‌ها ارزیابی شد.
یافته‌ها: یافته‌های حاصل از آنالیز نشان داد که در پساب واحد 1 مقادیر CODو فلز نیکل و در پساب واحد 2 مقدار فلز روی بالاتر از حدود مجاز تعیین ‌شده قرار داشتند. سیستم تصفیه در واحد آبکاری نیکل کروم بیشترین راندمان حذف را برای کروم (۱۰۰ درصد) و همچنین برای روی، فسفات و نیکل (99-94 درصد) نشان داد، در حالی‌که راندمان حذف COD و TSS به‌ترتیب ۴۵ و ۶۹ درصد برآورد شد. در واحد آبکاری روی، راندمان حذف نیکل، روی، COD و فسفات در حدود ۹۸ تا ۹۹ درصد بود، در حالی‌که کمترین کارایی حذف مربوط به سیانید (۵۰ درصد) و مس (۳۳ درصد) گزارش گردید.
نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه نشان داد که مقادیر برخی پارامترهای پساب خروجی واحدها فراتر از حدود مجاز تعیین ‌شده در استانداردهای سازمان حفاظت محیط‌زیست ایران بوده و این امر ضرورت ارتقای فرآیندهای تصفیه و بهبود مدیریت پساب را به‌طور جدی نشان می‌دهد.
 

زهرا فتحی لوشکانی، فائزه محمدی، محمد مهدی امام جمعه، احد علیزاده، اعظم جنتی اصفهانی،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: این پژوهش به بررسی توزیع فضایی شدت میدان‌های الکتریکی و مغناطیسی اطراف خطوط برق فشار قوی kV ۶۳ در یکی از پارک‌های شهر قزوین می‌پردازد. هدف از این مطالعه، ارزیابی میزان مواجهه شهروندان با میدان‌های فرکانس فوق پایین (ELF) از طریق اندازه‌گیری تجربی و مدل‌سازی عددی است.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفیتحلیلی است که در آن شدت میدان‌های الکتریکی و مغناطیسی اطراف سه دکل حامل خطوط انتقال برق فشار قوی  kV63 در چهار جهت جغرافیایی و در فواصل مختلف از دکل‌ها، در فصول چهارگانه سال از زمستان ۱۳۹۹ تا پاییز ۱۴۰۰ سنجش شد. اندازه‌گیری‌ها با استفاده از دستگاهHoladay  (model: HI‑3604) و در ساعت اوج مصرف برق انجام گرفت. همچنین به‌منظور بررسی نحوه انتشار میدان‌ها به‌صورت سه‌بعدی، مدل‌سازی عددی با نرم‌افزار COMSOL Multiphysics صورت گرفت. سپس مقادیر به‌دست ‌آمده با حدود مجاز استاندارد ملی ایران مقایسه شد. تحلیل آماری داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار R و مدل معادلات برآوردی تعمیم‌یافته (GEE) انجام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد شدت میدان‌های الکتریکی و مغناطیسی در نزدیکی دکل‌ها بیشترین مقدار را داشته و با افزایش فاصله کاهش می‌یابد. بیشینه میدان الکتریکی در بهار و تابستان و بیشینه میدان مغناطیسی در زمستان مشاهده شد. دما و رطوبت تأثیر معنا‌داری بر شدت میدان‌ها داشتند (0/05 > p) مقادیر مدل‌سازی ‌شده از اندازه‌گیری‌های تجربی بیشتر بود. تمامی مقادیر به‌دست ‌آمده کمتر از حدود مجاز استاندارد ملی ایران بودند.
نتیجه‌گیری: مواجهه با میدان‌های الکترومغناطیسی در پارک مورد مطالعه، ایمن و پایین‌تر از حد مجاز بهداشتی بود. با این حال، به دلیل تأثیر شرایط محیطی و تغییرات فصلی، پایش‌های دوره‌ای توصیه می‌گردد. استفاده از فضای سبز به‌عنوان عناصر طبیعی نیز می‌تواند در کاهش مواجهه مؤثر باشد.
 

مریم طهماسب پور، حسین اختری وند، فاطمه محمدی،
دوره 19، شماره 1 - ( 3-1405 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از روش‌های موثر برای جداسازی 2CO، به‌عنوان اصلی‌ترین عامل گرمایش جهانی، استفاده از فرآیند شیمیایی چرخه خورشیدی کلسیم است. عملکرد پایدار و رفتار سیالیت مناسب جاذب‌های مبتنی بر CaO، نقش تعیین‌کننده‌ای در کارایی و دوام این فرآیند دارد. هدف این مطالعه، بررسی و بهبود پایداری و ویژگی‌های سیال‌شدن جاذب‌ CaO برای ارتقای عملکرد چرخه خورشیدی کلسیم است.
روش بررسی: برای بهبود پایداری جاذب‌ CaO از اسید فسفریک و اسید استیک و برای بهبود قابلیت جریان‌پذیری جاذب‌ها، از ذرات سیلیکا استفاده شد. عملکرد جاذب‌ها در 19 چرخه جذب و احیا مورد ارزیابی قرار گرفت تا تأثیر این روش‌ها بر پایداری و رفتار سیال به‌صورت کمی و کیفی بررسی شود.
یافته­ها: از نظر پایداری، نمونههای اصلاح ‌شده با اسید استیک نسبت به نمونه‌های اصلاح‌ شده با اسید فسفریک نتایج بهتری نشان دادند، این درحالیست‌که استفاده از اسید فسفریک در بهبود رفتار سیال شدن جاذب نهایی موثرتر از اسید دیگر بود. سنگ‌آهک اصلاح شده با اسید استیک 10 درصد، بعد از 19 چرخه دارای میزان جذب برابر  g CO2/g sorbent0/3 بود که نسبت به سنگ‌آهک اولیه دارای افزایش 57 درصدی است. همچنین، در سرعت cm/s 5 میزان انبساط بستر در نمونه اصلاح ‌شده با اسید فسفریک نسبت به سنگ‌آهک اولیه 27 درصد افزایش پیدا کرد. با افزودن 5 درصد از ذرات سیلیکا به نمونه اصلاح ‌شده با اسید استیک نیز میزان انبساط بستر آن 32 درصد افزایش یافت.
نتیجهگیری: استفاده از روش اسیدزنی و افزودن ذرات سیلیکا راهکاری مفید برای بهبود عملکرد چرخه خورشیدی کلسیم است.
 


صفحه 4 از 4    
4
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سلامت و محیط زیست می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb