134 نتیجه برای آب
یوسف دادبان شهامت، حامد محمدی، نسرین سنگبری، غلامرضا روشندل، مینا قهرچی،
دوره 15، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: با گسترش شهرنشینی و توسعه صنعت، آلودگی محیط زیست از جمله منابع آب آشامیدنی به فلزات سنگین به یک مشکل جهانی تبدیل شده است. از اینرو، مطالعه حاضر با هدف اندازه گیری غلظت سرب و کادمیوم در آب شبکه توزیع شهر گرگان انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه از نوع توصیفی-مقطعی است که در آن غلظت فلزات سنگین سرب و کادمیوم در 25 ایستگاه مختلف شبکه آبرسانی شهر گرگان از اردیبهشت ماه تا مهرماه سال 1397 توسط دستگاه جذب اتمی اندازه گیری شد. جهت انجام آزمونهای آماری از نرم افزار SPSS ver 22 استفاده شد. همچنین نقشههای پهنه بندی براساس غلظت این دو فلز توسط نرم افزار سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS) تهیه شد.
یافتهها: نتایج حاصل از سنجش غلظت سرب و کادمیوم نشان داد که تمامی مقادیر سنجش شده کمتر از استانداردهای ملی و بین المللی است. به طور کلی میانگین غلظت سرب و کادمیوم به ترتیب µg/L 4/38 و µg/L 0/1 بدست آمده است. نتایج آزمون کروسکال والیس نشان داد که بین غلظتهای بدست آمده از فلز سرب در ماههای مختلف اختلاف معنیداری (0/01 >p ) وجود داشته است. همچنین نقشه پراکنش سرب و کادمیوم نشان داد که در نواحی مرکزی و برخی نواحی مرزی غلظت این دو فلز بیشتر است.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بدست آمده میتوان دریافت که غلظت فلزات سنگین سرب و کادمیوم در آب شرب شبکه آبرسانی شهرگرگان در حدود مجاز استانداردهای ملی و بین المللی قرار داشته است.
هنگامه ترویجی، سکینه شکوهیان، غلامرضا موسوی، محسن حیدری،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: در برخی روستاهای استان مازندران امکان آلودگی آب آشامیدنی به انواع آلایندهها بخصوص فلزات سنگین به دلیل عمق کم منابع تامین آب آشامیدنی و نزدیکی این منابع به زمینهای کشاورزی وجود دارد. بنابراین، اهداف این مطالعه سنجش سطح آلودگی آب مصرفی در برخی روستاهای استان مازندران به فلزات سنگین و ارزیابی ریسکهای بهداشتی منتسب به آن بودند.
روش بررسی: محتوای فلزات آب آشامیدنی در 30 روستای با منبع آب مجزا در استان مازندران سنجش گردید. با توجه به غلظت و سمیت فلزات و مسیر مواجهه از طریق آشامیدن آب، ریسکهای سرطانزایی و غیرسرطانزایی با استفاده از روش مبتنی بر شبیه سازی مونت کارلو ارزیابی شدند.
یافتهها: مقادیر غلظت آرسنیک، کادمیوم، کروم، نیکل و سرب در آب به ترتیب برابر µg/L 4/26-1/0>،µg/L 0/05>، µg/L 3/74-0/15>، µg/L 10/89-0/3> و µg/L 4/68-0/8> بودند. مقادیر شاخص خطر (HI) برای ریسک غیرسرطانزایی در اثر مواجهه با فلزات از طریق آشامیدن آب در گروههای سنی مختلف در رنج 4-10×3/04 تا 4-10×9/94 بودند. مقادیر ریسک سرطانزایی تجمعی مازاد در طول عمر (ELCRT) برای آرسنیک و کروم به ترتیب برابر 8-10×9/72 و 8-10×6/13 بودند.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد که خوشبختانه غلظت فلزات در آب آشامیدنی منطقه مورد مطالعه بسیار کمتر از استانداردهای ملی بود و ریسک بهداشتی ناشی از آنها ناچیز بود. بنابراین، آب آشامیدنی در روستاهای مورد مطالعه از نقطه نظر آلودگی به فلزات کیفیت قابل قبولی دارد. با این حال، به دلیل وجود شالیزارهای برنج در برخی روستاهای استان مازندران، پایش مستمر سطح آلودگی منابع آب آشامیدنی در این مناطق ضرورت دارد.
پگاه قشلاقی، احسان کامرانی، ابوالفضل ناجی، مسلم دلیری،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه احداث آب شیرین کنها در سواحل در حال گسترش است، با این حال اطلاعات محدودی درباره اثرات ناشی از تخلیه پساب آنها بر سلامت اکوسیستم دریایی موجود است. از اینرو پژوهش حاضر به هدف بررسی تأثیر پساب رهاسازی شده این تاسیسات در اکوسیستم ساحلی خلیج فارس بر بازماندگی و تعادل یونی گونه خرچنگ شناگر آبی (P.segnis) تحت شرایط آزمایشگاهی انجام شد.
روش بررسی: پساب دو نوع آب شیرین کن فعال در استان هرمزگان با فناوری های اسمز معکوس (RO) و حرارتی (MED) جمع آوری شد. سپس تعداد 75 عدد خرچنگ (P.segnis) با میانگین (±SD) عرض کاراپاس cm2/18±9/71 و وزن کل g 1/04±61/22 از سواحل بندرعباس زنده گیری به آزمایشگاه منتقل گردید. نمونه ها در 5 تیمار (با 3 تکرار) کاملا تصادفی تیماربندی و به مدت 60 روز تحت آزمایش قرار گرفتند. مرگ و میر نمونه ها ثبت و در پایان از همولنف نمونه ها جهت اندازه گیری الکترولیت های بدن (سدیم، کلسیم، منیزیم و پتاسیم) نمونه برداری شد.
یافتهها: میزان بقا خرچنگ ها در تیمارهای پساب نسبت به تیمار شاهد (86 درصد) کاهش یافت که این کاهش در تیمارهای RO 100 درصد وMED 100 درصد بهترتیب با مقادیر 46/7 درصد و 40 درصد بسیار محسوس بود (0/01>p). همچنین سطح الکترولیتهای مورد بررسی نسبت به تیمار شاهد یک روند افزایشی را نشان داد که این افزایش در تیمارهایRO 100 درصد وMED 100 درصد شدیدتر بود (0/01>p).
نتیجهگیری: آزمایش حاضر نشان داد که تخلیه پساب آب شیرین کنها باعث بروز تغییرات فیزیولوژیک در موجودات آبزی می شود که در محیط طبیعی با هم افزایی سایر استرس های اکولوژیک می تواند به مراتب اثرات شدیدتری داشته باشد. بنابراین ضرورت دارد که مدیران اجرایی برای به حداقل رساندن اثرات زیست محیطی پساب واحدهای آب شیرین کن تدبیری بیاندیشند، چرا که پیشگیری بهتر از درمان است.
هوشنگ قمرنیا، میثم پالاش، زلیخا پالاش،
دوره 15، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش بهره وری از آب های سطحی، توسعه ناپایدار کشاورزی در حریم رودخانه ها و فاضلاب های انسانی موجب کاهش کیفیت این منابع آبی شده است. لذا بررسی میزان آلودگی و منابع آن جهت برنامه ریزی های منطقه ای امری بسیار ضروری است. این مطالعه به منظور ارزیابی کیفیت آب رودخانه گلین با استفاده از شاخص کیفیت آب (WQI) و شاخص آلودگی رودخانه (Liou) است.
روش بررسی: نمونه برداری از آب رودخانه گلین در ایستگاه روستای نجار طی یک دوره یک ساله از اردیبهشت 1398 تا فروردین 1399 به منظور بررسی کیفیت آب براساس شاخص های WQI و Liou انجام شد.
یافته ها: کیفیت آب طبق شاخص Liou طی پژوهش در ایستگاه نمونه برداری در ماه های شهریور و اسفند در رده خوب و در سایر ماه ها در رده اندکی آلوده قرار گرفت. طبق نتایج شاخص WQI کیفیت آب در ماه های شهریور و اسفند به ترتیب با مقادیر 47/82 و 49/74 در رده توصیفی عالی قرار داشتند ولی در سایر ماه ها در رده خوب قرار گرفت. در ماه های شهریور و اسفند به دلیل میزان کمتر BOD5 متأثر از کاهش فعالیت های کشاورزی کیفیت آب نسبت به سایر ماه ها بهبود یافت و هر دو شاخص نیز این تغییرات کیفی را نمایان ساختند.
نتیجه گیری: به علت عدم شرایط پایدار در کیفیت آب متأثر از تغییرات فصلی و خروج آن از رده آب های با کیفیت عالی طبق نتایج شاخص WQI و همچنین اندکی آلودگی آب براساس شاخص Liou، استفاده مستقیم از آب رودخانه گلین به منظور شرب توصیه نمی گردد و بدین منظور باید تصفیه متداول صورت گیرد و ارزیابی های دقیق و مستمر کیفیت آب در رودخانه گلین ضروری است.
زهرا لطفی،
دوره 15، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: هیدروکربن های آروماتیک چند حلقه ای (PAHs) آلاینده های فراگیر با قابلیت ناهنجاری زایی، جهش زایی و سرطان زایی هستند که وجود آنها در محیط و یا قرار گرفتن در معرض آنها می تواند خطرات بالقوهای را برای محیط زیست و سلامت انسان به دنبال داشته باشد. بنابراین، این مطالعه با هدف شناسایی و تعیین مقادیر ترکیبات PAHs در نمونه های خاک سطحی محل دفع پسماندهای حاصل از فعالیت واحدهای تصفیه روغن (نورالدین آباد شهرستان گرمسار) در سال 1400 انجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش، نمونه های خاک سطحی از 8 ایستگاه منتخب در محدوده مورد مطالعه جمع آوری شد. پس از استخراج آنالیت ها به روش سوکسله، از روش کروماتوگرافی گازی-آشکارساز یونش شعله ای (GC-FID) برای شناسایی و تعیین محتوای ترکیبات PAHs در نمونه ها استفاده شد. پردازش آماری داده ها نیز با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که غلظت ترکیبات نفتالن (Nap)، اسنافتن (Ace)، بنزو (ب) فلوئورانتین (BbF)، دی بنزو (آاچ) آنتراسن (DBA)، بنزو (جی اچ آی) پیریلین (BP) و ایندنوپیرن (Ind) کمتر از حد کمی شدن روش اندازه گیری mg/kg 0/01> است. مجموع غلظت 16 ترکیب PAHs در خاک ایستگاه های مورد مطالعه از mg/kg 56/55 تا mg/kg 92/06 متغیر بود.
نتیجه گیری: مقایسه میانگین محتوی همه ترکیبات PAHs شناسایی شده در نمونه ها با بیشینه رواداری (MAC) استانداردهای کیفیت منابع خاک سازمان حفاظت محیط زیست ایران نشان داد که مقادیر ترکیبات اسنافتیلن (Acy)، فلورن (Flu)، فنانترن (Phen)، آنتراسن (Ant)، فلوئورانتین (Flt)، پیرن (Pyr)، کریزین (Chr)، بنزو(آ)آنتراسن (BaA)، بنزو (کا) فلوئورانتین (BkF) و بنزو (آ) پیرن (BaP) بیشتر از حد مجاز بوده است. همچنین، مقایسه میانگین محتوی همه ترکیبات PAHs شناسایی شده در نمونه ها با بیشینه رواداری وزارت بهداشت، رفاه و ورزش هلند نشان داد که مقادیر ترکیبات Acy، Flu، Phen، Ant، Pyr، Chr، BaA، BkF و BaP بیشتر از بیشینه رواداری بوده است. بنابراین با توجه به تجاوز میانگین غلظت تعدادی از ترکیبات شناسایی شده از حد مجاز، به منظور حفظ سلامت محیط و انسان به اعمال اقدامات اصلاحی و پاکسازی خاک براساس استانداردهای پاکسازی آلودگی خاک سازمان حفاظت محیط زیست ایران توصیه می شود.
طه محمد حسینی، حسین سعادتی، جبرائیل نسل سراجی،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به آمار قابل توجه افراد آسیب دیده در استخرهای آبگرم معدنی، هدف اصلی این تحقیق ارائه مدلی برای سنجش و مدیریت ریسک در استخرهای آب گرم معدنی است.
روش بررسی: برای تهیه مدل مفهومی ریسک در چهار مرحله اقدام گردید که شامل تعیین شمای کلی مدل، شناسایی پارامترها، ارزیابی و امتیازدهی به پارامترها براساس فرم جمع آوری داده، با روش تحلیل سلسله مراتبی و ارزشیابی و تعیین ریسک نهایی استخرها است. با توجه به محدوده استاندارد مجاز هر پارامتر، براساس وزن های بدست آمده، طبقات ریسک سلامت، ایمنی و محیط زیست در پنج محدوده برای هر پارامتر بدست آمد. نهایتا با تجمیع این پارامترها، امتیاز نهایی ریسک استفاده از هر استخر حاصل می شود. به منظور ارزیابی مدل ارائه شده، مقدار ریسک استخرهای آب گرم معدنی استان اردبیل با روش ابداعی این تحقیق، بدست آمد.
یافتهها: مطابق نتایج، بیشترین ریسک گروه سلامت، در استخر آبگرم گاومیش گلی با امتیاز 16/25، در گروه ایمنی، استخر آبگرم قطورسویی با امتیاز 70/25، و در گروه محیط زیستی، نیز آبگرم قطور سویی با امتیاز 7/125، ثبت شد. درنهایت به ترتیب امتیاز ریسک، استخر قطورسویی و گاومیشگلی دارای سطح ریسک غیرقابل قبول بوده، آبگرم های قینرجه، شابیل، برجلو و سبلان در سطح ریسک زیاد قرار دارند.
نتیجه گیری: مدل ارائه شده با شواهد و مدارک وقایع پزشکی قانونی مورد اعتبار سنجی قرار گرفت. با توجه به نتایج مدل مفهومی ریسک و امتیاز بهدستآمده برای هر جزء و اجزای فرعی، میتوان راهحلهای مناسب، بهمنظور کاستن از سطح ریسک در هر استخر آب گرم ارائه کرد.
مهدیه جعفری، ابوالفضل ناجی، مسلم شریفی نیا، مسلم دلیری،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: میکروپلاستیک ها با ورود به زنجیره غذایی آبزیان سبب آسیب به دستگاه گوارش، اختلال در چرخه تولیدمثل و در نهایت مرگ آنها می شوند. تحقیق حاضر با هدف بررسی آلودگی میکروپلاستیک در دستگاه گوارش میگوهای وانامی پرورشی در برخی از مزارع پرورش میگو در استان های بوشهر، خوزستان و هرمزگان انجام شد.
روش بررسی: نمونه برداری از دو مزرعه پرورش میگو در هر بندر شامل بندر ریگ در استان بوشهر، بندر چوئبده در استان خوزستان و تیاب جنوبی واقع در استان هرمزگان انجام شد. تعداد 90 نمونه میگو در طول ماه های خرداد تا مهر 1399 از هر مزرعه پرورشی در مجموع 540 نمونه میگو به صورت تصادفی جمع آوری گردید. روش شناسایی میکروپلاستیک ها به وسیله دستگاه اسپکتروفتومتر FT-IR انجام شد.
یافته ها: بیشترین فراوانی میکروپلاستیک ها مربوط به میگوهای پرورشی در مزارع استان خوزستان با میزان 41/11 درصد بود و در استان های هرمزگان و بوشهر به ترتیب با 28/88 و 17/70 درصد میزان کمتری از آلودگی میکروپلاستیک مشاهده شد. میانگین میکروپلاستیک ها براساس تجزیه و تحلیل واریانس یکطرفه (ANOVA One-way) در دستگاه گوارش میگوی در ایستگاه های مورد مطالعه اختلاف معنی داری داشت (0/05p<). بیشترین نوع و رنگ میکروپلاستیک در دستگاه گوارش میگوهای مزارع پرورشی همه استان ها متعلق به فیبر و رنگ سیاه بود. پلی پروپیلن و پلی استایرن در میکروپلاستیک های یافت شده در دستگاه گوارش میگوها شناسایی شدند.
نتیجه گیری: در دستگاه گوارش برخی از میگوهای مزارع پرورشی مورد بررسی در این پژوهش شامل هر سه استان بوشهر، خوزستان و هرمزگان میکروپلاستیک مشاهده شد، بیشترین فراوانی میکروپلاستیک ها در دستگاه گوارش میگوها مربوط به مزارع پرورش استان خوزستان بود و دستگاه گوارش میگوها در استانهای هرمزگان و بوشهر به ترتیب از میزان کمتری میکروپلاستیک برخوردار بودند.
سمیرا شیخی، آران مشیری، حسن اصلانی، شمس الدین علیزاده،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اینکه یکی از راههای اصلی انتقال بیماریها آب آشامیدنی است، ایمنی آب آشامیدنی موضوعی مهم برای مصرف کنندگان و تامین کنندگان آب و همچنین بهره برداران سامانه های آبرسانی و مسئولین بهداشتی ناظر بر این سامانه ها محسوب می شود. این مطالعه با هدف شناسایی و ارزیابی نیمه کمی و اولویت بندی ریسک های موجود در سیستم تامین آب شرب شهر بستان آباد انجام گردید.
روش بررسی: براساس راهنمای برنامه ایمنی آب سازمان جهانی بهداشت و انجمن بین المللی ایمنی آب و همکاری تیم WSP، سیستم تامین آب شهر بستان آباد مورد بازرسی و توصیف قرار گرفت. برای ارزیابی و مستندسازی عناصر کلیدی WSP و شناسایی مراحل نیازمند ارتقاء از ابزار تضمین کیفیت برنامه ایمنی آب (نرم افزاری تحت عنوان WSP-QA TOOL) استفاده شد.
یافته ها: براساس یافته های این مطالعه مشخص شد که امتیاز نهایی برحسب درصد اجرای برنامه ایمنی آب در سیستم آبرسانی شهر از 8/38 در سال 97 به امتیاز نهایی 55 در سال 99 رسیده است و این نشان دهنده ارتقاء اجرای برنامه ایمنی آب در طی دو سال است. در مجموع تعداد 1474 عنوان ریسک شناسایی شد که از این میان بیشترین تعداد ریسک (508 عنوان ریسک) مربوط به منابع تامین آب خام و کمترین تعداد ریسک (52 مورد) مربوط به واحد گندزدایی و مخازن ذخیره بوده است.
نتیجه گیری: تأسیسات آبی بستان آباد تحت تاثیر تهدیدات بالقوه شناسایی شده، آسیب پذیر بوده و نیازمند اصلاحات، کنترل و نظارت جدی و آموزش و مهارت افزایی بهروز و مکرر کارکنان است.
معصومه سلاحورزی، سهیل سبحان اردکانی، امیرهومن حمصی، لعبت تقوی، جمال قدوسی،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی و انباشت فلزات سنگین در خاک مهمترین چالش و نگرانی مشترک محیط زیستی، اقتصادی و بهداشت عمومی در سراسر جهان است. از اینرو، این پژوهش با هدف ارزیابی آلودگی و منشأیابی عناصر آهن، روی، کادمیم و کروم در خاک سطحی شهرستان خرم آباد در سال 1399 انجام یافت.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی، پس از تفکیک منطقه مورد مطالعه به 11 واحد کاری همگن، در مجموع 65 نمونه خاک سطحی به روش منظم-تصادفی از عمق cm 20-0 برداشت شد. پس از آماده سازی و هضم اسیدی نمونه ها در آزمایشگاه، مقادیر عناصر در آنها توسط روش طیفسنجی نوری پلاسمای جفتشده القایی (ICP-OES) خوانده شد. همچنین، مقادیر شاخصهای غنی شدگی (EF)، فاکتور آلودگی (CF) و شاخص جامع آلودگی نمرو (NIPI) محاسبه شدند. پردازش آماری نتایج نیز با استفاده از نرم افزار آماری SPSS انجام یافت.
یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین غلظت عناصر آهن، روی، کادمیم و کروم در نمونه های خاک به ترتیب برابر با 3/14، 1/13، 0/021 و (mg/kg) 0/529 بوده است. نتایج محاسبه شاخص EF نشان داد که غنی شدگی عناصر روی، کادمیم و کروم "بی نهایت شدید" و میانگین مقادیر EF برای عناصر از ترتیب نزولی کادمیم > کروم > روی تبعیت کرده است. میانگین مقادیر شاخصهای CF و NIPI نیز به ترتیب در دامنه 5-10×3/30 تا 0/182 و 0/136-0/043 متغیر و بیانگر سطح "آلودگی کم" و شرایط کیفی "بدون آلودگی" در همه مکانهای مورد مطالعه بود. براساس نتایج تجزیه و تحلیل های آماری چند متغیره (PCC، PCA و HCA) عنصر آهن منشا زمین شناسی داشت؛ در حالیکه مشخص شد منشاء انتشار عناصر روی، کادمیم و کروم عمدتا با فرآیندهای زمین زایی و فعالیت های انسانی (کشاورزی و شهری) مرتبط بوده است.
نتیجه گیری: هرچند میانگین مقادیر شاخص های CF و NIPI نشان داد که در حال حاضر کیفیت خاک در منطقه مورد مطالعه قابل قبول است، ولی، نتایج محاسبه شاخص EF در نمونه های خاک بیانگر تأثیر منابع انسانی (به ویژه فعالیت های کشاورزی و شهری) بر مقادیر عناصر روی، کادمیم و کروم بود. از این رو، پایش منظم و دورهای نمونه های خاک و همچنین مدیریت و کنترل منابع انتشار آلاینده ها به منظور حفظ سلامت محیط و انسان توصیه میشود.
عطیه شریفی، مسلم دلیری، محمد نیرومند، سیدعلیرضا سبحانی، مسلم شریفی نیا،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: حضور بقایای ترکیبات فعال دارویی (به ویژه آنتیبیوتیکها) در طبیعت، می تواند برای سلامت محیط زیست و جامعه انسانی بسیار خطرآفرین باشد. تحقیق حاضر با هدف ارزیابی اثرات تماس طولانیمدت غلظت های مختلف آنتیبیوتیک آموکسیسیلین موجود در محیط پرورشی بر مقاومت در برابر استرس محیطی و ترکیبات بیوشیمیایی در بدن میگوی پاسفید غربی (P. vannamei) انجام شد.
روش بررسی: در قالب یک طرح کاملاً تصادفی تعداد 600 قطعه میگو با میانگین (± انحراف معیار) وزن g 0/37± 9/28 و طول کل cm 1/77±9/23 در چهار تیمار آزمایشی فاقد آلودگی آنتیبیوتیک آموکسیسیلین در محیط پرورشی (تیمار کنترل یا 1) و سه تیمار دیگر با غلظتهای 100، 300 و μg/L 500 آنتیبیوتیک موجود در آب (به ترتیب تیمارهای 2، 3 و 4) و در سه تکرار به مدت 60 روز مورد آزمایش قرار گرفتند. در پایان آزمایش، از هر تیمار 5 نمونه میگو برای آزمایش ترکیبات بیوشیمیایی لاشه (پروتئین، چربی، رطوبت و خاکستر) نمونه برداری شد. همچنین تعداد 10 عدد میگو از هر تیمار نیز به طور تصادفی انتخاب و در ظروف های پلاستیکی با گنجایش L 50 به مدت h 48 تحت استرس شوری ppt 50 قرار گرفتند و در پایان میزان بازماندگی محاسبه شد.
یافتهها: نتایج آزمایش ترکیبات بیوشیمیایی بدن نشان داد که مقادیر درصد رطوبت و پروتئین لاشه در بین تیمارها تفاوت معنیداری نداشتند (0/05<p). سطح چربی لاشه به طور کلی در تیمارهای تحت آلودگی آنتی بیوتیک نسبت به تیمار کنترل افزایش یافت، اما این افزایش فقط برای تیمار 2 (با مقدار 5/50±29/30) معنی دار بود (0/05>p). درصد خاکستر نیز به ترتیب در تیمارهای کنترل و تیمار 4 کمترین مقدار را داشت که از نظر آماری با مقادیر تیمارهای 2 و 3 متفاوت بود (0/05> p). بیشترین میزان بازماندگی میگوها تحت شرایط مواجهه با استرس شوری نیز در تیمارهای 2 و 3 (با مقدار 95 درصد) و کمترین مقدار نیز در تیمار 4 (با مقدار 70 درصد) مشاهده شد که به طور کلی با تیمار کنترل تفاوت معنی داری داشتند (0/01>p).
نتیجهگیری: وجود بقایای آلودگی آنتیبیوتیک آموکسی سیلین در دوزهای بالا (حتی در کوتاه مدت) می تواند بر میزان مقاومت طبیعی میگو در برابر استرس محیطی تأثیر منفی داشته باشد که این ممکن است به دلیل ایجاد اختلال در سوختوساز ترکیبات پروتئین و چربی در بدن باشد.
محسن پورخسروانی، فاطمه جمشیدی گوهری، نسرین سیاری،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: این پژوهش سعی دارد، ضمن آنالیز توزیع مکانی و روند تغییرات میزان آرسنیک در منابع آب زیرزمینی حوضه سیرجان، عوامل موثر بر غلظت این عنصر در این منابع آبی را ارزیابی و تحلیل نماید.
روش بررسی: نمونه برداری از منابع آب زیرزمینی حوضه سیرجان از چاه های بهره برداری در محدوده آبخوان به تعداد 19 نمونه به روش سیستماتیک – تصادفی صورت پذیرفت. در هنگام نمونه برداری، پارامترهایی همچون pH و همچنین موقعیت جغرافیایی چاه های نمونه با استفاده از GPS تعیین گردید. سنجش آرسنیک با روش ICP-MS که متداول ترین روش برای شناسایی و اندازه گیری آرسنیک است، صورت پذیرفت. همچنین جهت ارزیابی عوامل موثر بر غلظت عنصر آرسنیک در منابع آب زیرزمینی دشت سیرجان از روش تحلیل سیستم های ارضی استفاده شد.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان می دهد که میزان آرسنیک در تمام نمونه ها بالاتر از رهنمود ارائه شده سازمان جهانی بهداشت است به طوریکه میزان این عنصر در منابع آب زیرزمینی محدوده مطالعاتی بین µg/L 30 تا µg/L390 تغییر می کند. نتایج نشان می دهد که با توجه به آنالیز ارتفاعی حوضه سیرجان حداکثر غلظت آرسنیک مربوط به قسمت هایی از عمیق ترین نقاط حوضه است. مقدار آرسنیک نمونه شماره 9 که در پست ترین قسمت حوضه گرفته شده، به میزان µg/L 390 است. به همین علت ماندگاری آب در این قسمت از حوضه افزایش یافته و به تبع آن شدت جریان کاهش می یابد در نتیجه طبق قانون اثر تجمعی این فرآیند می تواند منجر به افزایش غلظت آرسنیک گردد.
نتیجهگیری: ارزیابی روند تغییرات غلظت عنصر آرسنیک در منابع آب زیرزمینی محدوده مطالعاتی حاکی از آن است که غلظت این عنصر یک روند افزایشی بالایی داشته است. طبق نتایج، قرارگیری منطقه مورد مطالعه در مرکز فرآیندهای هیدروترمال و ژئوترمال (کمربند کانه زایی مس در ایران)، اثر تجمعی و تاثیر pH بر جذب و واجذب عنصر آرسنیک، از مهمترین عوامل موثر بر افزایش میزان آرسنیک در منابع آب زیرزمینی حوضه سیرجان هستند.
محبوب صفاری،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه استفاده از بیوچار، به عنوان یک جاذب نوین و مناسب به منظور حذف آلایندههای غیرآلی از منابع آبی، رشد چشمگیری یافته است. مطالعه حاضر به منظور ارزیابی اثرات اصلاحات فیزیکی بیوچار در مقایسه با بیوچار غیر اصلاح شده، بر راندمان حذف نیکل در محلولهای آبی، متاثر از فاکتورهای موثر بر حذف نیکل، انجام گرفت.
روش بررسی: پس از تولید بیوچار میوه سرو (RB)، ذرات RB (<μm 164) با استفاده از دستگاه آسیاب سیارهای به ابعاد بسیار کوچک (<μm 26) خرد شد (BMB) و پس از بررسی خصوصیات مختلف آنها توسط تکنیکهای SLS، BET، FTIR و SEM؛ کاربرد RB و BMB در بهینه سازی حذف نیکل از محلولهای آبی با استفاده از روش سطح پاسخ (مدل باکس-بنکن)، مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: بر اساس نتایج، اصلاح فیزیکی بیوچار (BMB) سبب کاهش 6/2 برابری اندازه ذرات، افزایش 4/9 برابری سطح ویژه، افزایش (حاوی اکسیژن) و کاهش (گروههای عامل آلیفاتیک و هیدروکسیل کششی) گروههای عامل ویژه و مورفولوژی سطح ریزدانهتر، در مقایسه با RB شد. کاربرد BMB در محلول آبی سبب افزایش 9/7 درصدی (به طور متوسط) از حذف نیکل، در مقایسه با نمونه RB شد. برازش دادههای بدست آمده از حذف نیکل در مدل باکس-بنکن در هر دو جاذب، نشان از پیش بینی مناسب این مدل در بهینه سازی حذف نیکل از محلولهای آّبی دارد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج این پژوهش، اصلاح فیزیکی بیوچار، به عنوان یک روش ساده، ارزان و دوست دار محیط زیست، با توجه به افزایش راندمان حذف آلاینده نیکل، میتواند روشی مناسب در فعال سازی بیوچارها معرفی شود که تحقیقات بیشتر بر اساس نوع بیوچار و آلایندهها مختلف را طلب میکند.
فاطمه کاکویی دینکی، مهرداد چراغی، بهاره لرستانی، سهیل سبحان اردکانی، عاطفه چمنی،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: پایش و پالایش آلایندههای فلزی در بوم سازگانهای آبی به منظور برآورد، کنترل و کاهش سطح تهدیدات برای زیست مندان و انسان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از اینرو، این پژوهش با هدف ارزیابی آلودگی رسوبات سطحی و قابلیت پایش و پالایش زیستی عناصر بالقوه سمی آهن، سرب و مس توسط اندام های هوایی و زمینی گونه های لویی (Typha Latifolia) و آب تره (Nasturtium microphyllum) مستقر در بوم سازگان آبی رودخانه لار در سال 1401 انجام یافت.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی، در مجموع 48 نمونه گیاهی و 12 نمونه رسوب از چهار مکان نمونه برداری منتخب برداشت شد. پس از آماده سازی و هضم اسیدی نمونه ها در آزمایشگاه، محتوی عناصر در آنها توسط روش طیفسنجی نوری پلاسمای جفتشده القایی (ICP-OES) خوانده شد. همچنین، مقادیر شاخص های آلودگی (PI)، شاخص بار آلودگی (PLI)، فاکتور تغلیظ زیستی (BCF)، تجمع زیستی (BAF) و فاکتور انتقال (TF) محاسبه شدند. پردازش آماری نتایج نیز با استفاده از نرم افزار آماری SPSS انجام یافت.
یافته ها: بیشینه میانگین محتوی عناصر آهن، سرب و مس (mg/kg) در نمونه های رسوب به ترتیب برابر با 0/665±11/8، 0/030±0/915 و 0/026±0/710 و مربوط به مکان نمونهبرداری چهار و در اندام های گیاهی نیز به ترتیب برابر با 1/25±11/4، 0/180±0/578 و 0/095±0/298 و مربوط به ریشه لویی بود. مقادیر شاخص PI نشان داد که آلودگی عناصر آهن، سرب و مس در رسوب " کم" و میانگین مقادیر آن از ترتیب نزولی سرب > مس > آهن تبعیت کرده است. میانگین مقادیر شاخص PLI نیز در دامنه 0/003 تا 0/006 متغیر و بیانگر شرایط کیفی "فقدان آلودگی" در همه مکان های مورد مطالعه بود. از طرفی، گونه لویی دارای میانگین مقادیر BCF بزرگتر از 1 و TF کوچکتر از 1 برای عنصر آهن بود.
نتیجه گیری: با استناد به میانگین محتوی عناصر در بافتهای گیاهی و همچنین میانگین مقادیر محاسبه شده شاخص های BCF، BAF و TF برای عناصر می توان اذعان کرد که لویی، گونه ای مناسب برای تثبیت فلز آهن در رسوب است و به عنوان گونه بومی کارآمد برای پایش و پالایش زیستی عناصر بالقوه سمی بهویژه آهن در بوم سازگانهای آبی آلوده قابل معرفی است.
عباس خزائی، مهرنوش ابطحی، مهسا جهانگیری راد، فاطمه شکری داریان، محمد رفیعی،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: نظارت بر کیفیت آب های نامتعارف علاوه بر امکان استفاده بهینه از آنها، احتمال اقدام اصلاحی برای ارتقاء سطح بهداشت مواد غذایی را مشخص مینماید. هدف از این مطالعه، بررسی کیفیت آبهای نامتعارف (پساب تصفیه خانه فاضلاب) در کانال های آبیاری مزارع پاکدشت است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-مقطعی، از شش کانال آبیاری مزارع پاکدشت، 120 نمونه طی مدت 5 ماه برداشت شد. خصوصیات فیزیکوشیمیایی و میکروبی پساب کانال ها تعیین و با استانداردها مقایسه گردید. همچنین کیفیت آبها با کاربرد شاخصهای ارزیابی فلزات سنگین (HEI)، آلودگی فلزات سنگین (HPI) و کیفیت پساب (WWQI) مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: میانگین غلظت پارامترهای COD، BOD5، TSS، TDS، NO3-، SO4-2، PO4-3 به ترتیب برابر با 259، 125، 105، 697، 4/5، 94/4 و mg/L 13/5 و میانگین تعداد کلیفرم های کل و مدفوعی در پساب کانال ها بیش از استاندارد سازمان حفاظت محیط زیست ایران (IRNDOE) و سازمان جهانی خوار و بار و کشاورزی ((FAO تعیین گردید. دامنه غلظت فلزات سنگین (mg/L) مورد بررسی قرار گرفته برای کروم (0/045-0/025)، کادمیوم (0/0006-0/001)، سرب (0/0006-0/001)، کبالت (0/059-0/038) و نیکل (0/06-0/05) کمتر از استاندارد بود؛ اما شاخص های HEI و WWQI وضعیت نامطلوب آب برای آبیاری کشاورزی را نشان دادند.
نتیجهگیری: براساس مقایسه نتایج پارامترهای اندازه گیری شده در این مطالعه با استانداردهای سازمان ملی استاندارد ایران و FAO، آبهای نامتعارف کانال های شهرستان پاکدشت برای آبیاری صیفی جات نامناسب، ولی برای محصولات علوفه ای و صنعتی مناسب است. در صورت اجرای روشهای اصلاحی، میتوان کیفیت آب کانالها را برای مقاصد کشاورزی بهبود بخشید.
نادر عباسی، محسن محمدی گلنگش،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: فلزات سنگین به علت سمیت، ماندگاری در شرایط طبیعی، قابلیت ورود و تجمع (تجمع زیستی و بزرگنمایی زیستی) در زنجیره های غذایی، به عنوان آلوده کننده های جدی تلقی می گردند. هدف از این مطالعه بررسی غلظت فلزات سنگین Pb، Cd، Cu، Zn، Cr، Fe و Ni در خاک های سطحی کشاورزی محدوده مرکز دفن میاندوآب بوده است.
روش بررسی: در این پایش پس از بازدید منطقه، 57 نمونه خاک از عمقcm 20-0 برداشت شد. پس از آماده سازی و هضم نمونه ها در آزمایشگاه، توسط دستگاه پلاسمای جفت شده القایی (ICP-OES) مورد سنجش قرار گرفتند. شاخص پتانسیل خطر اکولوژیک (PERI) و شاخص زمین انباشتگی (Igeo)، آزمون مؤلفه های اصلی (PCA) و همبستگی پیرسون (Pearson’s Correlation)، آنالیز خوشه ای (Cluster) و آزمون تی منفرد (One-T-test) استفاده شد. پردازش آماری نتایج نیز با نرم افزار آماری SPSS انجام یافت.
یافتهها: بر اساس نتایج آزمون تی منفرد میانگین غلظت فلزات Pb، Cd، Cu، Zn، Cr، Ni تفاوت معناداری با غلظت زمینه شان در خاک نداشت (0/05<p) و این تفاوت فقط برای فلز Fe معنا دار بود (0/05<p) که حاکی از منشأ زمین شناسی این عنصر بود. شاخص پتانسیل خطر اکولوژیک، با میانگین 46/95 در محدوده خطر کم قرار داشت. بر اساس نتایج آزمون مؤلفه های اصلی (PCA) عامل اول با کروم، سرب و آهن، عامل دوم با روی و مس وعامل سوم با کادمیوم بطور مثبت و معناداری مرتبط بود. مطابق نتایج آنالیز خوشه ای، آهن بطور عمده وابسته به منابع طبیعی آن بود. بر اساس نتایج شاخص زمین انباشتگی تمامی فلزات به جز فلز مس در 2 ایستگاه (2 و 4 غیرآلوده تا کمی آلوده) در طبقه غیرآلوده بود.
نتیجهگیری: منشأ حضور عناصر، وابسته به عوامل طبیعی و انسانی است. بطور خاص کروم، سرب و کادمیوم با احتمال زیاد از منابع انسان ساخت و آهن از منابع طبیعی است. کاهش غلظت فلزات را می توان به دلایلی از جمله شخم های مداوم و سالیانه، عدم فعالیت مرکز دفن پسماند، جذب زیستی توسط محصولات زراعی، خاکشویی و انتقال به اعماق پایین تر عنوان نمود.
غلامرضا شقاقی، امیر حسین جاوید، سارا اله یاری بیک، علی ماشینچیان مرادی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تخلیه شورابه آب شیرین کن های دریایی به دریا می تواند عوارض جبران ناپذیری به محیط زیست داشته باشد. هدف این مطالعه شناسایی اثرات تخلیه شورابه به دریا، بررسی روش های مدل سازی برای بهینه سازی تخلیه شورابه به دریا و همچنین طراحی مناسب خروجی آن برای تامین استانداردها، کاهش اثرات محیط زیستی و هزینه ها است.
روش بررسی: بررسی اثرات شورابه بر دریا، مدل سازی انتشار آن، طراحی خروجی و استانداردهای تخلیه بر مبنای مرور مقالات و منابع در پایگاه داده هایGoogle Scholar ، Academia، Scopus، Civilica و Irandoc با استفاده از کلید واژههایی مانند Brine/Seawater concentrate discharge،Numerical modeling ،Discharge standards وOutlet design انجام گردید. از 132 مقاله بررسی شده 45 مقاله سازگار با اهداف مطالعه بود.
یافتهها: اثرات تخلیه آب شیرین کنها به دریا در محل تخلیه و فواصل دورتر قابل مشاهده است. مدل سازی عددی برای پیش بینی غلظت آلاینده در فواصل مختلف از محل تخلیه و تعیین محل تخلیه با رعایت استانداردها و کاهش هزینه ها به کار میرود. طراحی و استفاده از دیفیوزر با چندین نازل با زاویه 60 درجه منجر به بیشترین رقیق سازی در نقطه تخلیه می شود.
نتیجهگیری: استفاده از آب شیرین کنها برای مقابله با اثرات تغییرات اقلیمی ضرورت دارد. مدل سازی و طراحی مناسب خروجی آب شیرین کن نقش مهمی در کاهش اثرات نامطلوب، تامین استانداردهای محیط زیستی و بهینه سازی هزینه های ساخت و بهره برداری دارد و نیاز به مطالعات بیشتری در این زمینه در کشور است.
هانیه میربلوکی، شهریار مهدوی، عیسی سلگی، بابک رازدار، محبوبه ضرابی، داود اخضری،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مواد رنگزا از فراگیرترین آلایندههایی است که در اکثر پسابهای صنعتی وجود دارد. هدف از این مطالعه، بررسی پتانسیل ضایعات چوبی تاکستان بعنوان جاذب سبز جهت حذف رنگ پلی آزو سولوفنیل از محیط آبی است.
روش بررسی: در این پژوهش آزمایشگاهی، از دو شکل جاذب اصلاح شده با H2SO4 و NaOH استفاده شد. دادههای جذب رنگ از محلول سنتزی با مدلهای ایزوترم، سینتیک و ترمودینامیک برازش داده و کلیه محاسبات در نرم افزار Excel انجام شد. از پتانسیل زتا و آنالیزهای دستگاهی FTIR، BET و FESEM-EDS جهت تعیین مشخصات جاذب استفاده شد. میزان واجذب جاذبها نیز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: بر اساس نتایج، بالاترین میزان حذف رنگ برای جاذب اصلاح شده با H2SO4، در زمان تماسmin 180 و دمای واکنش °C 50 و برای جاذب اصلاح شده با NaOH در زمان تماسmin 105 و دمای واکنش°C 25 و هر دو جاذب در pH برابر با 4 و مقدار جاذبg 1، بدست آمده است. دادههای جذب مربوط به هر دو جاذب اصلاح شده، به مدل سینتیک شبه مرتبه دوم و دادههای همدماهای جذب به ایزوترمهای فروندلیچ و تمکین برازش بهتری پیدا کردند. ظرفیت جذب نیز با اعمال شرایط بهینه به ترتیب در جاذب های اصلاح شده با اسید و باز 22/27 و mg/g 9/87 بدست آمد.
نتیجهگیری: در این پژوهش، از ضایعات موجود در طبیعت با کمترین هزینه، جاذب جدیدی جهت حذف آلودگی محیط آبی ساخته شد که روش حاضر را به رویکردی مقرون بهصرفه و دوستدار محیط زیست تبدیل کرده است.
احسان آقایانی، عزیزاله دهقان، نوید علی نژاد، ملیحه امیری،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اندازه گیری دوره ای غلظت آفت کش ها در منابع آب آشامیدنی برای اطمینان از سلامت مصرف کنندگان ضروری است. این مطالعه با هدف اندازه گیری غلظت 6 آفت کش مالاتیون، دیازینون، گلایفوسیت، پاراکوات، دلتامترین و سایپرمترین در منابع آب کشاورزی و شبکه توزیع آب شهری و روستایی شهرستان فسا انجام شد.
روش بررسی: نمونه برداری یک هفته بعد از سم پاشی باغات منطقه به صورت یک نمونه 24 ساعته از منابع آب انجام شد. آنالیز باقیمانده آفت کش ها با استفاده از ستون معکوس کارتریجی C18 استخراج فاز جامد با نسبت های مساوی آب/ متانول در دستگاه HPLC انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان می دهد که غلظت سموم در آب کشاورزی بیشتر از منابع آب شرب و شبکه آب شرب است. به طور قابل توجهی غلظت مالاتیون و دیازینون در منابع آب کشاورزی بسیار بیشتر از منابع آب شرب است. این مقادیر ممکن است تا 8 برابر افزایش یابد. مقادیر شاخص خطر کل محاسبه شده برای نمونه های جمع آوری شده از منابع آب کشاورزی در محدوده 0/89 تا 1/36 بوده و مصرف آنها به عنوان آب شرب خطرناک هستند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این مطالعه، ارزیابی خطر سلامت ناشی از وجود مالاتیون، دیازینون، گلایفوسیت، پاراکوات، دلتامترین و سایپرمترین در منابع آب آشامیدنی نشان می دهد که مصرف آب از شبکه آشامیدنی تهدیدی برای سلامت شهروندان ندارد، اما با توجه به وجود مقادیر بالاتر سموم دفع آفات در منابع آب کشاورزی، نظارت بر منابع آبی اطراف اراضی کشاورزی مورد تاکید است.
فاطمه زورمند، قاسم حسنی، نرگس روستایی، سهیلا رضایی،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: گسترش فناوری در دهههای اخیر سبب افزایش مصرف محصولات الکترونیک تا میزان million tons/year 2/5 در جهان شده است. با اینحال دادههای محلی محدودی از میزان تولید پسماندهای الکتریکی و الکترونیکی وجود دارد. لذا هدف این مطالعه برآورد میزان تولید و درصد اجزای با ارزش و خطرناک پسماندهای الکترونیکی خانوارها و ادارات دولتی شهر آباده طشک است.
روش بررسی: ابتدا تعداد 27 قلم از تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی موجود در 200 خانوار و 40 اداره دولتی شهر آباده طشک در سال 1401، با استفاده از پرسشنامه تعیین و سپس با روش استفاده و مصرف و بر اساس میانگین وزن و طول عمر تجهیزات، میزان تولید این پسماندها برآورد گردید. اجزای با ارزش شامل آهن، مس، آلومینیوم، پلاستیک، نقره، طلا، قلع و روی و اجزای خطرناک آنها شامل کبالت، باریوم، آرسنیک، آنتیموان، کروم، نیکل، سرب و جیوه نیز تعیین شدند.
یافتهها: سرانه پسماندهای الکتریکی و الکترونیکی به ازای هر خانوار kg/year 25 و به ازای هر نفر kg/year 7/9 برآورد گردید. میزان کل این پسماندها در ادارات دولتی tons/year 3/53 بود. وزن کل ترکیبات با ارزش 574/85 و kg 24/41و وزن کل ترکیبات خطرناک نیز 25/99 و kg 1/07 به ترتیب برای خانوارها و ادارات دولتی برآورد شد. نتایج نشان داد که آهن و پلاستیک بیش از 70 درصد وزن ترکیبات با ارزش و آرسنیک و سرب بیش از 60 درصد وزن ترکیبات خطرناک این پسماندها را شامل میشوند.
نتیجهگیری: با توجه به وجود ترکیبات با ارزش در پسماندهای الکتریکی و الکترونیکی شهر آباده طشک و امکان بازیافت آنها و از سوی دیﮕر به علت امکان ورود ترکیبات خطرناک این پسماندها به محیط و ایجاد اثرات نامطلوب در انسان و محیطزیست، برنامهریزی جهت مدیریت این پسماندها ضروری به نظر میرسد.
مریم غنی، معصومه عسکری، بابک محمودی، نجات موسوی پور، رضا براتی رشوانلو، شاهرخ نظم آرا،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: لجن فاضلاب از محصولات جانبی تصفیه خانه فاضلاب و سرشار از مواد آلی و مغذی است که با تصفیه مناسب می توان از آن به عنوان کود کشاورزی و اصلاح خاک استفاده کرد. هدف از این مطالعه بررسی کیفیت میکروبی لجن یکی از تصفیه خانه های فاضلاب شهر تهران است.
روش بررسی: این مطالعه در زمستان 1397 انجام شد. تعداد 25 نمونه از واحد آبگیری لجن و مناطق دپوی لجن برداشت شد. برای شمارش کلی فرم مدفوعی، از روش استاندارد 1681 EPAو برای شمارش سالمونلا و تخم انگل به ترتیب از روشهای استاندارد 1682 و 1992 EPA استفاده شد.
یافتهها: در لجن آبگیری شده، کمترین و بیشترین میزان کلی فرم مدفوعی به ترتیب در روز اول MPN/g.TS67 و سوم MPN/g.TS 18518 به دست آمد. سالمونلا در روزهای پنجم، هشتم و دهم به ترتیب 0/55، 0/32 و MPN/4g.TS 0/66 بود. سطوح تخم انگل در روزهای دوم، نهم و دهم برابر با OVA/4g.TS 4 بود. در لجن دپو شده، کلی فرم مدفوعی در زمان نگهداشت لجن به مدت 2، 3، 4، 5، 6، 7، 8 و year9 به ترتیب 10، 186، 480، 30، 27، 29032، 2 و MPN/g.TS 11 بود. سالمونلا و تخم انگل در لجن دپو شده مشاهده نشدند.
نتیجهگیری: در تصفیه خانه مورد مطالعه به خصوص در واحد لجن دپو شده در مقایسه با واحد آبگیری لجن می توان با پایش کیفی مداوم، لجنی در محدوده استاندارد کلاس A تأمین کرده و بدون رعایت هیچ گونه محدودیتی از آن برای مصارف مختلف استفاده نمود.