جستجو در مقالات منتشر شده


134 نتیجه برای آب

عزیزاله بزی،
دوره 8، شماره 1 - ( 5-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: در این مقاله، به بررسی غلظت فلزات سنگین نظیر کادمیوم، مس، سرب، روی، نیکل، کروم، آهن و منیزیم در رسوبات ساحلی خلیج چابهار پرداخته شده است. روش بررسی: بدین منظور پنج ایستگاه نمونه‌برداری انتخاب و نمونه‌برداری از رسوبات ساحلی و آب‌های کم عمق در دو فصل تابستان و زمستان سال 1391 انجام شده است. یافته ها: نتایج بیانگر این است که غلظت فلزات سنگین در رسوبات بیشتر از آب است، هرچند غلظت فلزات در ایستگاه های مختلف در نمونه های رسوب و آب از یک روند کلی پیروی کرده است. تغییرات فصلی بر روی میزان غلظت فلزات تاثیرگذار است؛ به طوری‌که در فصل زمستان غلظت برخی از فلزات سنگین مانند مس، سرب، روی، کادمیوم و نیکل بیشتر از فصل تابستان است. نتیجه گیری: به طور کلی غلظت فلزات سنگین در رسوبات منطقه مورد مطالعه از حدود استاندارد تعیین شده برای رسوبات کمتر مشاهده شده است و در بین ایستگاه های مختلف، ایستگاه های نزدیک و مرتبط با بنادر ماهیگیری غلظت بالاتری از فلزات را نشان دادند. نتایج نشان می دهد، اگرچه برخی فلزات منشاء طبیعی دارند، اما افزایش غلظت فلزات سنگین در منطقه مورد بررسی می تواند به تاثیر چشمگیر آلودگی ناشی از قایق های ماهیگیری نیز نسبت داده شود.


معصومه مقدم ارجمند، عباس رضایی، سیمین ناصری، سید سعید اشراقی،
دوره 8، شماره 1 - ( 5-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه کریپتوسپوریدیوم پاروم به عنوان یکی از عوامل بیماری‌زای مهم منتقله از آب با مقاومت زیاد در برابر روش‌های متداول گند‌زدایی و با توان ایجاد مشکلاتی در منابع آب مطرح است. بدلیل مشکلات مطرح در مطالعات کریپتوسپوریدیوم، جهت برآورد غیرفعال سازی و ارزیابی کیفیت آب، استفاده از اسپور باسیلوس سوبتیلیس غیر بیماری‌زا به عنوان مدل توصیه شده است. از سوی دیگر، در سال‌های اخیر توجه ویژه ای به فرایندهای الکتروشیمی به عنوان یک تکنولوژی سازگار با محیط زیست و کارامد در تصفیه و گندزدایی آب شده است. هدف از انجام این تحقیق، ارائه روشی جهت ارتقاء کیفیت آب آشامیدنی است. روش بررسی: در این تحقیق، سیستم الکتروشیمی حاوی الکترودهای استیل به ابعاد cm 4 × 8 در حجم mL 200 از آب آشامیدنی واجد mg/L 4-1 سدیم کلراید مورد استفاده قرار گرفت. سوسپانسیون میکروبی واجد تعداد مشخصی از اسپور باسیلوس سوبتیلیس(ATCC 6633) مطابق باروش استانداردمک فارلند، در محدوده 103 تا 106 اسپور در هر میلی لیتر تهیه گردید. ارزیابی حذف عامل میکروبی هر min 15 طی زمان min 60 با نمونه برداری و انتقال به محیط کشت تریپتیکاز سوی آگار صورت پذیرفت. متغییرهای تعداداسپورهای باکتری، میزان حمایت کننده الکترولیتی، میزان جریان القائی و زمان واکنش مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته‌ها: فرایند الکتروشیمیائی پیشنهادی بدون استفاده از حمایت کننده الکترولیتی در جریان‌های الکتریکی کمتر از mA 100 در زمان min 60 قادر به حذف کامل اسپور باسیلوس سوبتیلیس با تراکم 104 تا 106 نبود. افزودن الکترولیت حمایتی سدیم کلراید با غلظت mg/L 4 موجب حذف کامل اسپور در پایان min 60 گردید. نتیجه‌گیری: افزودن حمایت کننده الکترولیتی سدیم کلراید بدلیل افزایش فرایندهای اکسیداسیون مستقیم و غیر مستقیم‌، تاثیر میکروب‌کشی فرایند الکتروشیمیائی را به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش می‌دهد. بهبود فرایند گندزدایی آب تا رسیدن به حذف کامل اسپور در زمان min 60‌، با حضور سدیم کلراید می‌تواند بدلیل تولید بیشتر عوامل اکسیدانت تولید شده در آند باشد.


کاظم ندافی، ایوب بیکی، رضا سعیدی، قاسم قنبری، عاطفه نیتی، لیلا صوری،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: در طغیان بیماری‌های عفونی، اجرای به هنگام بررسی‌های اپیدمیولوژی، محیطی و آزمایشگاهی منجر به تشخیص سریع عامل و منبع ایجاد طغیان شده و از گسترش بیماری و اتلاف سلامت جامعه می‌کاهد. در پی وقوع طغیان بیماری گاستروآنتریت در شهر پردیس در دی‌ماه سال 1392، این تحقیق به منظور شناسایی عامل، منبع و راه انتقال بیماری انجام شد.

روش بررسی: در ابتدا بررسی اپیدمیولوژی توصیفی با استفاده از چک لیست انجام شد و نمونه‌های مدفوع تهیه و آنالیز گردید. وضعیت کیفیت آب آشامیدنی شهر پردیس حین و قبل از طغیان از شبکه ملی بهداشت محیط ایران استخراج شد. سامانه آبرسانی شامل حوضه آبگیر، منابع، خطوط انتقال، مخازن ذخیره، سامانه گندزدایی و شبکه توزیع بازرسی شده و نمونه‌برداری و آنالیز میکروبی آب شامل کلیفرم گرماپای و نوروویروس مطابق روش استاندارد صورت گرفت.

یافته‌ها: تعداد کل بیماران 6027 نفر با علائم بیماری تهوع، استفراغ، دل پیچه، اسهال خفیف و تب خفیف بود. توزیع بیماری در همه گروه‌های سنی، جنسی، قومیتی و مکانی یکنواخت بود. نتیجه آزمایش مولکولی 6 نمونه از 9 نمونه مدفوع از نظر نوروویروس مثبت بود. مخاطرات شناسایی شده در سامانه آبرسانی شهری عبارت بودند از رخداد شکستگی لوله آب دو روز قبل از طغیان بیماری، انشعاب غیر مجاز سامانه آبیاری فضای سبز به سامانه آبرسانی شهری، استفاده از چاه‌های فلمن حفاظت نشده بعنوان منبع تامین آب و تخلیه فاضلاب خانگی در بالادست منبع تامین آب. عمده نمونه‌های آب خام تهیه شده از چاه‌های فلمن (11 نمونه از 12 نمونه برداشتی) دارای آلودگی مدفوعی بود، اما بعلت ضعف و محدودیت تجربه در شناسایی نوروویروس در نمونه‌های آب، نوروویروس در دو نمونه آب خام مورد آزمایش منفی بود.

نتیجه‌گیری: بررسی اپیدمیولوژی توصیفی نشان داد که طغیان تک منبعی است. شواهد بالینی، بررسی اپیدمیولوژی، نتیجه آنالیز نمونه‌های انسانی و آلودگی مدفوعی نمونه‌های آب خام و مقاومت نورویروس به مقادیر استاندارد کلر آزاد باقیمانده در آب نشان داد طغیان بیماری در اثر مصرف آب آشامیدنی آلوده به نورویروس -ورود فاضلاب خانگی به سامانه تامین آب- اتفاق افتاده است. جهت پیشگیری از بروز طغیان‌های مشابه رفع اشکالات مشاهده شده در سامانه آبرسانی و اجرای برنامه ایمنی آب توصیه می‌شود.


راضیه سادات حاجی میر محمد علی، حمید کاریاب،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: اطلاع از غلظت نیترات، عوامل تاثیر‌گذار در بیلان و روند تغییرات آن در یک آبخوان از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. با توجه به آنکه مدل‌سازی روشی کارامد جهت پیش‌بینی غلظت این آنیون در منابع آب است، در این مطالعه با استفاده از مدل تجمعی پارامتریک و شبیه‌سازی مونت‌‌کارلو غلظت نیترات در منابع آب زیر‌زمینی دشت قزوین برآورد و تجزیه تحلیل شد.

روش بررسی: تعداد 19 حلقه چاه در اقلیم‌های مختلف حوضه آبریز شور در دشت قزوین انتخاب و مسیر‌های ورود و خروج نیترات به این منابع با استفاده از مدل تجمعی پارامتریک مورد تحلیل قرار گرفت. در ادامه شبیه‌سازی غلظت نیترات در آبخوان با مدل مونت‌‌کارلو اجرا گردید.

یافته‌ها: کاربرد مدل تجمعی پارامتریک در بخشی از منابع آب زیر‌زمینی حوضه آبریز شور دشت قزوین تغییرات غلظت نیترات را در دامنه mg/L 8/12 تا 15/94 پیش‌بینی نمود. غلظت نیترات در اقلیم خشک‌ سرد با میانگین mg/L 0/04±12/8 بالاترین برآورد بود. همچنین اختلاف بین غلظت برآورد شده نیترات و عوامل موثر در انتشار آن در اقلیم‌های مختلف معنی‌دار بود (0/05>(p.

نتیجه‌گیری: علیرغم آنکه غلظت پیش‌بینی شده نیترات در محدوده مطالعاتی مطابق با استاندارد ملی ایران جهت مصارف شرب بود، احتمال تجمعی حاصل از شبیه‌سازی مونت کارلو نشان داد که احتمال افزایش نیترات از حد کاملا ایمن  mg/L10 در کل منطقه مطالعاتی 90 درصد است (0/05 =(p.


علیرضا رحمانی، فاطمه ناظمی، فاطمه برجسته عسکری، حلیمه الماسی، نادر شعبانلو، امیر شعبانلو،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: فنل یک ترکیب سمی و مقاوم در محیط زیست است. هدف از این مطالعه بررسی کارایی سیلیکا آئروژل سنتز شده از سیلیکات سدیم در جذب فنل از محیط­ های آبی بود.

روش بررسی: سیلیکا آئروژل از سیلیکات سدیم به روش سل-ژل تهیه شد. تاثیر متغیر­های موثر نظیر زمان تماس، pH محلول، میزان جاذب و غلظت اولیه فنل بر کارایی جذب بررسی شد. ویژگی­ های سیلیکا آئروژل سنتز شده و تایید جذب فنل به ترتیب با آنالیز­های SEM، XRD و طیف­ های NMR، FTIR تعیین شد. داده ­های جذب با مدل ایزوترم لانگمویر و فروندلیچ و سینتیک فرایند جذب با مدل­ های شبه درجه اول و شبه درجه دوم بررسی شد.

یافته­ ها: نتایج نشان داد، افزایش pH اولیه محلول از 3 به 11 کارایی جذب فنل را افزایش می­ دهد، به طوری که در غلظت اولیه mg/L 100 فنل و 0/5g جاذب بعد از 60min کارایی جذب، برای pH های 3 و 11 به ترتیب 84 و 96/4 % است. تصویر SEM و XRD از سیلیکا آئروژل سنتز شده، ایجاد ساختار متخلخل و غیر بلوری را تایید نمود. بعد از جذب فنل، طیف FTIR و NMR سیلیکا آئروژل ایجاد باند­های جدید به واسطه مولکول فنل در ساختار جاذب را تایید کرد. جذب فنل با مدل ایزوترم فروندلیچ و سینتیک شبه درجه دوم مطابقت داشت بر این اساس حداکثر ظرفیت جذب (qm) فنل 47/39mg/g بدست آمد.

نتیجه­ گیری: سیلیکا آئروژل به عنوان یک جاذب سطحی به دلیل ویژگی­ های ساختاری و کاربردی خاص می­ تواند یک فرایند تصفیه نوید بخش برای جذب ترکیبات سمی و مقاوم باشد.


بهنام سپهرنیا، رامین نبی زاده، امیر حسین محوی، سیمین ناصری،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: در این مطالعه محاسبه شاخص کیفی آب (WQI) توسط نرم‌افزار ایرانی IWQIS برای بررسی کیفیت آب آشامیدنی در شبکه‌های توزیع شهرستان ری انجام شده است.

روش بررسی: 73 نمونه آب شرب در طول سال 1392 و مقایسه 18 پارامتر فیزیکوشیمیایی مطابق با استاندارد 1053 آب آشامیدنی ایران بررسی شدند.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که هفت پارامتر سختی کل، منیزیم، نیترات، سدیم، فلوئور، کلرور و سولفات به ترتیب در 31/5، 46/6، 50/68، 45/2، 42/46، 2/7 و 28/76 % از نمونه‌ها غلظت‌هایی خارج از حدود مجاز را داشته‌اند. میانگین غلظت این پارامترها نیز به ترتیب 375، 32، 47/43، 187، 0/5، 169 و 263mg/L بدست آمده و در خصوص نیترات، فلوئور و سدیم، جمعیت در معرض خطر دریافت غلظت‌های نامتعارف این سه پارامتر از آب آشامیدنی شهرستان ری به ترتیب 5/6، 79/1 و 13/5 % از جمعیت کل این شهرستان است.

نتیجه‌گیری: متوسط شاخص کیفی آب آشامیدنی در شهرستان ری 71/22 و در محدوده کیفی خوب ارزیابی شد. 17 نمونه (23/2 %) در محدوده کیفیت عالی، 54 نمونه (74 %) خوب، یک نمونه (1/4 %) خیلی ضعیف و یک نمونه (1/4 %) نیز در محدوده کیفیت نامناسب قرار داشت و هیچ نمونه‌ای در محدوده کیفیت ضعیف قرار نگرفته است. نمونه‌های مربوط به فصل پاییز بدترین کیفیت را نشان داده‌اند.


ایوب بیکی، مسعود یونسیان، رامین نبی زاده، رضا سعیدی، لیلا صوری، مهرنوش ابطحی،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: شنا یکی از محبوب‌ترین ورزش‌ها و تفریحات است که فواید سلامتی زیادی دارد، اما از طرف دیگر آلودگی میکروبی آب استخرهای شنا از طریق سرایت و گسترش بیماری‌های عفونی تهدید مهمی علیه بهداشت عمومی محسوب می‌شود. در این تحقیق کیفیت میکروبی آب کلیه استخرهای عمومی شهر تهران ارزیابی شد و عوامل مؤثر بر آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

روش بررسی: این مطالعه مقطعی با رویکرد توصیفی- تحلیلی در سال 1392 انجام شد. کلیه استخرهای عمومی شهر تهران بازرسی شده و نمونه‌برداری آب جهت سنجش شاخص‌های میکروبی کلیفرم‌های گرماپای و شمارش بشقابی هتروتروفیک (HPC) و پارامترهای فیزیکوشیمیایی مؤثر بر کیفیت میکروبی شامل کدورت، کلر باقیمانده و pH صورت گرفت و از شاخص مجموع کیفیت میکروبی آب استخر برای توصیف وضعیت کلی استفاده شد. عوامل محتمل مؤثر بر کیفیت آب نیز از طریق بازرسی با استفاده از چک لیست بررسی شدند.

یافته‌ها: بررسی کیفیت میکروبی آب استخرهای شنا نشان داد که شاخص‌های میکروبی کلیفرم‌های گرماپای و HPC به ترتیب در  91/4 و 84/5  % موارد در سطح مطلوب قرار داشتند. سطح مطلوبیت پارامترهای کلر آزاد باقیمانده، کدورت، pH و دما نیز به ترتیب 82/7، 45/5، 85/6 و 65/4% بدست آمد. بر اساس شاخص مجموع کیفیت میکروبی آب استخر، کیفیت آب استخرها در 39/6 % موارد عالی، در 50/4 % موارد خوب و در بقیه موارد پایین تر از حد مناسب ارزیابی شد. کلر آزاد باقیمانده و کدورت آب، بار شناگران، دوره بازگشت آب به استخر، مقدار رقیق‌سازی و تعویض آب، نظافت، استفاده از دوش و حوضچه گندزدایی و نحوه بهره‌برداری سیستم تصفیه آب تاثیر معنی‌داری (P<0/05) بر روی شاخص‌های میکروبی مورد مطالعه داشتند.

نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه نشان داد که وضعیت کلی کیفیت میکروبی آب استخرهای تهران قابل قبول بوده و تجزیه و تحلیل نتایج، مداخلات مؤثرتر بر بهبود کیفیت میکروبی آب استخرهای مورد مطالعه را مشخص نمود.


محسن احمدی، علی شهیدی، زهرا قربانی،
دوره 9، شماره 3 - ( 9-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: نقش آب زیرزمینی به خصوص در مناطق کویری به منظور تامین آب شرب همواره مورد توجه بوده است. لیکن مطالعات و تصمیم‌گیری در خصوص استحصال آب از این منبع آب هزینه‌بر و دشوارتر از منابع سطحی است. بنابراین لزوم توجه به روش‌های نوین تصمیم‌گیری در این زمینه مانند پهنه‌بندی اهمیت می‌یابد. با توجه به اثرات متفاوت پارامترهای شیمیایی آب در کیفیت نهایی آن، کاربرد روش‌های تصمیم‌گیری چند معیاره و فازی مانند AHP، FAHP، ANP و FANP منجر به تهیه نقشه‌های دقیق‌تری در این زمینه می‌گردد. هدف این پژوهش پهنه‌بندی کیفیت آب زیرزمینی با استفاده از روش‌های ANP و FANP و مقایسه نتایج روش‌های AHP و FAHP با ANP و FANP است. بدین منظور تحقیق حاضر با هدف پهنه‌بندی کیفیت آب زیرزمینی در آبخوان طبس واقع در شرق ایران با عرض جغرافیایی ˚19 33 تا 50 ˚33 شمالی و طول جغرافیایی ˚42 60 تا 12 ˚63 شرقی انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه پارامترهای Mg، Ca، SO4، Cl، TDS، EC و TH مورد مطالعه قرار گرفتند. ابتدا نقشه‌های رستری هر پارامتر تهیه و این نقشه‌ها به لایه‌های فازی تبدیل گردیدند. سپس لایه‌های مورد نظر با اعمال وزن‌های بدست آمده از روش‌های AHP و ANP تلفیق شدند.

یافته ­ها: نتایج نشان داد که بیشترین اوزان در روش ANP به پارامترهای Cl (0/172)، Mg (0/161) و EC (0/159) اختصاص داشت. بیشترین اوزان در روش AHP نیز به پارامترهای Cl (0/457)، TDS (0/163) و EC (0/114) اختصاص یافت. همچنین غلظت کلیه پارامترهای مورد بررسی در نقشه‌های پهنه‌بندی و فازی ‌شده از سمت شرق و جنوب ‌شرقی به شمال‌ غربی افزایش نشان داد.

نتیجه ­گیری: براساس نتایج بدست آمده و جهت جریان، کیفیت آب زیرزمینی با حرکت در آبخوان (از سمت جنوب و شرق به شمال‌ غربی) کاهش یافت. بنابراین قسمت‌های شرق و جنوب‌ شرقی به عنوان مناطق مطلوب جهت تامین آب شرب مشخص شد. مساحت این مناطق در روش‌های AHP، ANP، FAHP و FANP به ترتیب 22/12، 25/08، 57/35 و 58/24 درصد از کل آبخوان را شامل می‌شود.


علیرضا مصداقی نیا، سیمین ناصری، مهدی هادی،
دوره 9، شماره 3 - ( 9-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: مواجهه انسان با مواد شیمیایی مانند فلزات سنگین می‌تواند از طریق مصرف آب آشامیدنی صورت گیرد. کروم به دلیل نقش در بروز اثرات سرطانزایی و غیر‌سرطانزایی در انسان اهمیت دارد. در این مطالعه ریسک سرطانزایی و خطر غیرسرطانزایی کروم ناشی از مصرف آب‌های بطری شده توزیع شده در سراسر کشور، مورد بررسی قرار گرفت.

روش بررسی: میزان نسبت خطر (HQ) و ریسک مازاد سرطان (ELCR) محاسبه گردید. مقادیر HQ و ELCR بر مبنای متغیرهای ورودی شامل غلظت آلاینده، میزان سرانه مصرف آب، وزن بدن، دز مرجع، ضریب در‌دسترسی زیستی و ضریب منبع آلودگی، با استفاده از تکنیک Monte-Carlo شبیه‌سازی و تعیین گردید.

یافته‌ها: میانگین مقدار کروم در آب  برابر µg/L 2/32±4/79 برآورد شد. مقدار نسبت خطر غیر‌سرطانی این فلز در گروه‌های سنی زیر 2 سال، بین 2 تا 6 سال، بین 6 تا 16 سال و بیشتر از 16 سال به ترتیب برابر 0/000354، 0/00292، 0/00236 و 0/00147 و ریسک سرطانزایی به ترتیب 11-10×4/04، 10-10×5/99،  10-10×8/61 و  9-10×2/34 تعیین گردید.

نتیجه‌گیری: با توجه به مقادیر غلظت کروم در آب‌های بطری شده در ایران و مقادیر HQ و ELCR برآورد شده، امکان بروز اثرات غیر‌سرطانزایی و احتمال بروز سرطان ناشی از کروم در اثر مصرف آب‌های بطری شده بسیار پایین بوده و حضور این آلاینده در آب‌های بطری شده خطری را متوجه مصرف‌کنندگان در هیچ یک از گروه‌های سنی نمی‌کند.


صدیقه شکور، عطا اله ندیری، اصغر اصغری مقدم، میثم ودیعتی،
دوره 9، شماره 3 - ( 9-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: سلامتی انسان بیش از هر چیز، به آب شرب سالم و بهداشتی بستگی دارد. در دشت بیلوردی تنها منبع آب شرب مصرفی، آب‌های زیرزمینی است که در بعضی نقاط از کیفیت پایینی برخوردار است، لذا آب شرب این منطقه از نظر کیفیت نیاز به بررسی دقیق دارد و در این تحقیق، با دو روش فازی و قطعی مورد ارزیابی قرار گرفت.

روش بررسی: در مهر سال 1392 تعداد 15 نمونه از نقاط مختلف دشت بیلوردی برداشته شدند و غلظت کاتیون‌ها و آنیون‌های اصلی، نیترات، فلوئور و برخی پارامترهای فیزیکی آب در آزمایشگاه آب‌شناسی دانشگاه تبریز اندازه‌گیری شدند. جهت بررسی کیفیت شرب، نخست از دیاگرام شولر در محیط GWW و سپس از سیستم استنتاج فازی در محیط MATLAB استفاده‌ کرده و نتایج آنها با هم مقایسه شدند.

یافته‌ها: براساس نتایج، در روش قطعی، کیفیت آب شرب در بازه خوب تا کاملا نامطبوع دسته‌بندی شد ولی در ‌روش فازی، علاوه بر بیان کیفیت آب، درصد قابلیت شرب نمونه‌ها نیز ارائه‌ شد، بطوری‌که شش نمونه‌ با درصد اطمینان 13/8 تا 14/7، پنج نمونه با درصد اطمینان 50 و چهار نمونه با درصد اطمینان 73 تا 85، به ترتیب در گروه‌های غیرقابل‌ قبول، قابل ‌قبول و مطلوب برای شرب قرار گرفتند.

نتیجه‌گیری: نتایج، حاکی از دقت و توانایی بالای روش فازی نسبت به روش قطعی است، چون عدم قطعیت‌های موجود در مراحل مختلف نمونه‌برداری، آنالیز و تحلیل نتایج را پوشش می‌دهد و همه پارامترهای مؤثر بر کیفیت آب را در ارزیابی لحاظ می‌‌کند، همچنین برای قابلیت شرب آب، درصد اطمینان ارائه می‌دهد.


مهدی مختاری، اکبر صالحی وزیری، طاهره زارعی، ماهرخ جلیلی،
دوره 9، شماره 4 - ( 12-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: لجن آبگیری شده فاضلاب نوعی محصول فرعی در فرایند تصفیه فاضلاب است که در صورت عدم مدیریت مناسب می­ تواند مشکلات بهداشتی و زیست محیطی ایجاد کند. مطالعه حاضر با هدف تعیین قابلیت کمپوست شدن لجن آبگیری شده تصفیه خانه فاضلاب شهری یزد به روش ویندرو با تیمارهای مختلف انجام شد.

روش بررسی: در این مطالعه، لجن آبگیری شده فاضلاب با دو تیمار پسماند کشاورزی (کاه) و پسماند سبز (باغبانی) به ترتیب با نسبت وزنی 20:1 و 10:1 (پسماند کشاورزی:­ لجن آبگیری شده و پسماند سبز: لجن آبگیری شده) برای رسیدن به نسبت 20:C/N مخلوط و ویندروهایی به طولm 2، عرض cm 75 و ارتفاع1/5 ساخته شد. فرایند کمپوست‌سازی از طریق اندازه ­گیری پارامترهای دما، رطوبت، جامدات فرار، خاکستر، pH، EC، کربن آلی و برآورد نسبت C/N کنترل و در نهایت با مقادیر استاندارد اعلام شده توسط موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران مقایسه گردید.

یافته ­ها: پس از گذشت 100 روز از شروع فرایند کمپوست‌سازی نسبت C/N در تیمار پسماند سبز به 6/25±13/08 و در تیمار پسماند کشاورزی به 5/35±15/46 رسید. مقدار جامدات فرار در تیمار پسماند سبز 14/01±19/8 درصد و در تیمار پسماند کشاورزی 16/06±20/71 درصد کاهش یافت. میزان EC در هر دو تیمار روند افزایشی داشت.

نتیجه‌گیری: کمپوست‌سازی منجر به بهبود شاخص­های کود آلی در لجن آبگیری فاضلاب با هر دو تیمار شد. به هر حال ویندرو حاوی پسماند سبز از لحاظ زمانی زودتر از ویندرو حاوی پسماند کشاورزی به استانداردهای تعیین شده کمپوست رسیده، رسید.


شهرام گرگانی، علی بافکار، سید احسان فاطمی،
دوره 9، شماره 4 - ( 12-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: وجود منابع مهم آلاینده‌های انتشاری و نقطه‌ای ناشی از فعالیت‌های انسانی در سطح زمین و نفوذ این آلاینده‌ها به آبخوان موجب کاهش کیفیت آب زیرزمینی می‌شود. ارزیابی آسیب‌پذیری روشی کم ‌هزینه در شناسایی نواحی مستعد به آلودگی است که در مدیریت منابع آب نقش اساسی دارد. دشت­ ماهیدشت یکی از دشت‌های مهم استان کرمانشاه بوده و نقش بسزایی در تولید محصولات کشاورزی دارد. با برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی این دشت و بروز خشکسالی‌های اخیر، و ارجح بودن نیاز شرب منطقه اراضی کشاورزی با خطر کمبود آب مواجه است. لذا برای تصمیمات بهتر در زمینه مدیریت صحیح مصرف آب و کنترل آلودگی، این محدوده مورد تحلیل و بررسی قرار گرفت.

روش بررسی: آسیب‌پذیری، بعنوان حساسیت کیفیت آب‌های زیرزمینی به بار آلودگی اعمال ‌شده تعریف می‌شود و توسط خصوصیات ذاتی آبخوان تعیین می‌گردد. در این تحقیق با استفاده از مدل دراستیک (DRASTIC) و GIS به بررسی آسیب‌پذیری ذاتی آبخوان دشت ماهیدشت نسبت به آلودگی پرداخته ‌شده است. در روش دراستیک از هفت پارامتر شامل عمق تا سطح ایستابی، تغذیه خالص، مواد تشکیل‌دهنده آبخوان، نوع خاک، توپوگرافی، مواد تشکیل‌دهنده منطقه غیراشباع و هدایت هیدرولیکی برای پهنه‌بندی آسیب‌پذیری آبخوان استفاده ‌شده که به‌صورت هفت لایه اطلاعاتی توسط نرم‌افزار 10Arc GIS تهیه گردیده است. آمار و اطلاعات اخذ شده محدوده مورد مطالعه شامل لوگ حفاری چاه‌ها، 44 عدد پیزومتر، آزمایش‌های پمپاژ و سه ایستگاه باران‌سنجی بوده است. این لایه‌ها در نرم‌افزار 10ArcGIS تهیه، رتبه دهی، وزن دهی و در نهایت تلفیق گردید.

یافته‌ها: با تلفیق لایه‌ها و در نظر گرفتن رتبه و وزن آنها نتایج اخذ شده نشان داد که دامنه شاخص دراستیک برای کل محدوده دشت معادل 34 تا 120 واحد بدست آمد. بر این اساس و با توجه به استانداردهای ذکر شده برای شاخص دراستیک، آبخوان در گروه آسیب‌پذیری بدون ریسک تا ریسک کم قرار گرفت.

نتیجه‌گیری: خروجی مدل دراستیک اعمال شده در منطقه مورد مطالعه، آسیب پذیری ذاتی آبخوان را نشان می­دهد و می­تواند بعنوان ابزار اولیه در توسعه و مدیریت منابع آب در آینده نیز به کار رود. در ضمن این مدل قادر به تولید اطلاعاتی از جنس میزان و نوع آلاینده نیست. لذا در تحقیقات آتی پیشنهاد می‌گردد با توجه به کم شدن میزان بارندگی و پایین آمدن تراز آب زیرزمینی، و احتمال شور شدن آب زیرزمینی پهنه‌بندی از لحاظ شوری مورد بررسی قرار گیرد، همچنین برای معتبر کردن نتیجه مدل­ عمومی دراستیک، پساب‌های آبیاری و فاضلاب خانگی و صنعتی و میزان تغذیه آب زیرزمینی از آنها در نظر گرفته شود.


مرضیه کلاه کج، صدیقه بطالبلویی، حکیمه امانی پور، سروش مدبری،
دوره 9، شماره 4 - ( 12-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه تجمع آرسنیک در برنج موجب نگرانی بسیار زیادی در جوامع شده است به این دلیل که برنج بخش عمده‌ای از غذای اصلی اکثریت مردم به شمار می‌آید. با توجه به پیشینه مطالعات مبنی بر اثبات حضور آرسنیک در منابع آب منطقه میداوود و اینکه محصول کشاورزی عمده این منطقه برنج است این پژوهش احتمال وجود آرسنیک در برنج منطقه میداوود در استان خوزستان و دوز ورودی در بدن انسان را مورد بررسی قرار می‌دهد.

روش بررسی: جهت انجام این مطالعه، تعداد 10 نمونه برنج از مزارع منطقه میداوود در زمان برداشت محصول، جمع آوری گردید و پس از آماده‌سازی، سنجش غلظت آرسنیک با دستگاه (ICP-MS) انجام شد.

یافته‌ها: تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم افزار آماری‌ SPSS در مقایسه با استاندارد سازمان بهداشت جهانی بررسی شد. نتایج بدست آمده میانگین کل غلظت آرسنیک در نمونه‌های برنج mg/L 0/079 بر مبنای وزن خشک نشان داد. براساس نتایج 30 درصد نمونه‌های برنج دارای غلظت آرسنیک بیش از حد استاندارد WHO بود که با توجه به بالا بودن غلظت در برخی نمونه های برنج، میزان دوز آرسنیک ورودی در انسان، با استفاده از ایمنی رژیم مصرفی، (با در نظر گرفتن مصرفg  110 برنج در روز و فردی با وزن kg 70) محاسبه گردید.

نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که دریافت روزانه آرسنیک از طریق برنج پایین‌تر از میزان دریافت قابل تحمل روزانه موقتی(PTDI))Provisional Tolerable Daily Intake ( رژیمی کل پیشنهاد شده بوسیله FAO/WHO بود. با توجه به اینکه منشا آرسنیک در منطقه میداوود زمین‌زاد است بنابراین انجام مطالعات جامع در مورد آلودگی منابع آب این منطقه و ارائه راهکار برای جلوگیری از پیامدهای احتمالی بر ساکنین منطقه میداوود ضروری است.


رامین نبی زاده نودهی، علیرضا مصداقی نیا، سیمین ناصری، مهدی هادی، حامد سلیمانی، پگاه بهمنی،
دوره 9، شماره 4 - ( 12-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: رسوبگذاری و خورندگی عوامل مخرب کیفیت آب آشامیدنی و تجهیزات لوله‌کشی محسوب می‌شوند. در این مطالعه تمایل به خورندگی یا رسوبگذاری آب زیر‌زمینی، آب مخازن ذخیره و شبکه‌های توزیع مورد بررسی قرار گرفت. استفاده از شاخص‌های کیفی و شاخص کمی پتانسیل ترسیب کربنات کلسیم و تحلیل آماری شاخص‌ها به منظور بررسی وضعیت آب، انجام شد.

 روش بررسی: نتایج آنالیز آب‌های زیر‌زمینی، آب مخازن ذخیره و شبکه توزیع آب روستایی شهرستان‌های استان کردستان مورد تحلیل قرار گرفت. مقدار شاخص‌های خورندگی لانژلیر (LI)، رایزنار (RI)، پوکوریوس (PSI) و لارسون- اسکولد (LS) و پتانسیل ترسیب کربنات کلسیم (CCPP) تعیین گردید. آستانه خورندگی یا رسوبگذاری بر مبنای شاخص CCPP تعیین و مقایسه میانگین شاخص‌ها با مقادیر آستانه با استفاده از independent t-test انجام شد. آنالیز واریانس یکطرفه به منظور بررسی اختلاف بین مقدار شاخص‌ها در منابع استفاده شد.

یافته‌ها: محدوده تعادل آب بر مبنای لانژلیر، رایزنار و پوکوریوس به ترتیب 0/05-0/1-، 9-7 و 8/5-7/1 تعیین شد. مقدار  CCPP در آب‌های زیر‌زمینی، مخازن و شبکه به ترتیب برابر با 1/29±9/27، 1/25±9/13، 1/23±11/25 تعیین گردید و مقادیر شاخص‌های لانژلیر، رایزنار و پوکوریوس در هر سه منبع، نزدیک به وضعیت رسوبگذار بود. با این‌حال به لحاظ آماری وضعیت تعادل معنی‌دار شد. براساس مقادیر شاخص لارسون-اسکولد در مورد منابع آب مورد مطالعه، آنیون‌های سولفات و کلرور نقشی در رسوبگذاری ندارند.

نتیجه‌گیری: بررسی همزمان شاخص‌های کیفی در کنار شاخص CCPP اطلاعات دقیق‌تری از وضعیت خورندگی و رسوبگذاری آب فراهم می‌نماید. توصیه می‌شود مقدار شاخص‌های کیفی همواره در کنار شاخص CCPP  بررسی شوند.


مریم حیدری، رامین نبی زاده نودهی، محمود علی محمدی، کامیار یغمائیان،
دوره 10، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: مصرف آب بطری شده در سال‌های اخیر به دلایل متعدد‌، به سرعت در حال افزایش است. هدف اصلی این پژوهش بررسی منشاء زمین شناسی آب‌های بطری شده ایران و تعیین تطابق یا عدم تطابق آنها با داده‌های آزمایشگاهی حاصل نمونه‌برداری از 71 برند آب آشامیدنی بطری شده و معدنی است.

روش بررسی: در این پژوهش با استفاده از مختصات‌یابی نقاط برداشت آب‌ها اقدام به ژئورف نمودن نقاط بر روی نقشه‌های "زمین شناسی ایران" و "آب‌های گرم و معدنی ایران" و بررسی تطابق داده‌های آزمایشگاهی و تیپ آب‌ها با داده‌های زمین‌شناسی نموده و با نسبت‌های یونی مهم آب استخراج شده از نرم افزار awh، مقایسه نمودیم.

یافته‌ها: در بررسی این 71 برند آب بطری شده 28 درصد (20 برند) عدم تطابق وجود داشت که در 40 درصد موارد میزان بی‌کربنات آزمایشگاهی بیش از مقدار زمین شناسی بود. همچنین 70 درصد تیپ آب‌ها از نوع بی‌کربناته کلسیک بودند. در برندهای محدوده البرز شمالی با زمان نهشته‌های ساحلی اطراف دریای خزر، منشاء شورابه/آب دریا وجود داشته که این میزان حدودا 55 درصد بوده است.

نتیجه‌گیری: عبور آب از سازندهای مختلف زمین شناسی و وقوع پدیده انحلال میتواند بعنوان عامل مهمی در عدم تطابق مطرح باشد. این موضوع با توجه به غیرمجاز بودن تصفیه شیمیایی خاص بر روی آب‌های معدنی و عدم اجازه افزودنی‌ها نیاز به مطالعات بیشتری دارد تا دلیل و منشاء آن از کارخانه و با نمونه‌برداری از منبع مورد بررسی قرار گیرد.


پریسا برات پور، سیدغلامرضا موسوی، احمد اله آبادی، عشرت فتحی، سکینه شکوهیان،
دوره 10، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: با پیشرفت صنایع و افزایش جمعیت، آلاینده‌های شیمیایی نوپدیدی وارد منابع آب‌های طبیعی شده ­اند. لذا در این مطالعه پتانسیل جذب کربن فعال اصلاح شده با محلول کلریدآمونیوم (NAC) برای حذف آفت کش متولا­کلر از آب­ های آلوده مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: تاثیر متغیرهای اساسی از جمله pH محلول، غلظت کربن فعال، غلظت اولیه متولاکلر و زمان واکنش بر حذف متولاکلر توسط کربن احیا شده با کلریدآمونیوم (NAC) و کربن فعال استاندارد (SAC) سنجیده شد.
یافته­ ها: مشخص شد که pH محلول نقش مهم و کلیدی را بر ظرفیت جذب این ماده دارد. حذف بیش از 92/4 درصد از متولاکلر با غلظت mg/L 50 در زمان تماس min 5 و دوز جاذب g/L 0/3 از کربن NAC بدست آمد، که با افزایش زمان واکنش به  min 60 کارایی حذف به 100 درصد رسید. در شرایط یکسان برای کربن SAC در زمان واکنش min 5 کارایی حذف 20 درصد بوده است و در زمان min 40 به 48 درصد رسید که با افزایش زمان واکنش به min 60 تغییر چشمگیری در کارایی حذف متولاکلر حاصل نشد. سینتیک جذب غلظت­ های دو جاذبNAC  و SAC از معادلات شبه درجه دوم پیروی می­ کند. حداکثر ظرفیت جذب متولاکلر روی کربن NAC و SAC براساس ایزوترم جذب لانگمویر به ترتیب mg/g 344/8 و mg/g 238/1 بدست آمد.
نتیجه ­گیری: به‌طور کلی، این نتایج نشان می­ دهند که جاذب کربن NAC توسعه یافته­، یک جاذب موثر با کارایی بالا در حذف آفت­ کش­ ها از جریان­ های آب آلوده است.
 
سراج بیتا، مهرزاد مصباح، علی شهریاری، مسعود قربانپور نجف آبادی،
دوره 10، شماره 3 - ( 9-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: نانوذرات بطور گسترده ای در تکنولوژی، پزشکی و تولیدات مصرفی مورد استفاده قرار می‌گیرند ولی اطلاعات محدودی در رابطه با تاثیرشان بر روی محیط ­های آبی وجود دارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی پاسخ سیستم دفاعی آنتی­ اکسیدانی آبشش ماهی کپور معمولی در مواجهه با نانوذرات نقره تولید شده با روش احیاء زیستی است.
روش بررسی: ماهیان کپور معمولی به مدت 14 روز در معرض غلظت­ های 0/11، 1/13 و mg/L 5/67 نانوذرات نقره تولید شده با روش احیاء زیستی قرار گرفتند. یک تیمار نیز به‌عنوان شاهد در نظر گرفته شد. بعد از هر بار نمونه ­برداری، جهت تهیه عصاره بافت ماهی g 1 از بافت آبشش وزن شده و با mL 5 بافر فسفات مخلوط گردید. نمونه ­های هموژن شده جهت سنجش فعالیت کاتالاز، سوپراکسید دیسموتاز، گلوتاتیون، ظرفیت آنتی­ اکسیدانی کل و مالون دی­ آلدئید مورد آنالیز قرار گرفتند.
یافته­ ها: فعالیت کاتالاز بافت آبشش در غلظت ­های 5/67 و mg/L 1/13 نسبت به تیمار شاهد کاهش معنی­ داری داشت (0/05p<). فعالیت گلوتاتیون و میزان ظرفیت آنتی­ اکسیدانی کل در تیمارهای مختلف با تیمار شاهد از نظر آماری اختلاف معنی­ داری نداشتند (0/05p>). فعالیت سوپراکسید دیسموتاز و مالون دی­ آلدئید در روزهای مختلف نمونه­ برداری در تمام تیمارها دارای نوسانات افزایشی و کاهشی بوده است، البته فعالیت سوپراکسید دیسموتاز در مواجهه با غلظت­ های 5/67 و mg/L 1/13 نسبت به تیمار شاهد معنی­ دار بوده است (0/05p<).
نتیجه­ گیری: طبق نتایج می ­توان گفت که آبشش ماهی به‌عنوان یکی از اندام ­های مستعد آسیب اکسیداتیو در مواجهه با نانوذرات نقره است، که این امر می­ تواند بر روی سلامت ماهی کپور معمولی و در نتیجه احتمال ابتلاء به بیماری­ در این ماهی را افزایش دهد.
 

محمد آبادی، عباسعلی زمانی، عبدالحسین پری زنگنه، یونس خسروی، حمید بدیعی،
دوره 10، شماره 3 - ( 9-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: آلودگی جیوه در اکوسیستم­ های دریایی یک تهدید بزرگ برای سلامت انسان در کشور­های توسعه یافته همانند ایران است. از جمله راه­ های ورود جیوه به بدن انسان مصرف ماهی و غذا­های دریایی است. پس از ورود جیوه به بدن انسان، جیوه به متیل­ جیوه تغییر می­ یابد و سبب اختلال­ هایی همچون اختلال­ های عصبی، نقص در باروری، نارسایی کلیه، بی‌ثباتی روانی، التهاب لثه، تشنج و تنش می­ شود. هدف پژوهش حاضر اندازه‌گیری غلظت جیوه در اکوسیستم­ آبی دریای خزر (آب و ماهی) است تا بتوان نتیجه این مطالعه را در حفاظت از سلامت انسان و کاهش آسیب­ های ناشی از جیوه به‌کار گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه به­ منظور ارزیابی غلظت جیوه در آب، از 36 ایستگاه و از چهار گونه ماهی صید شده از سواحل جنوبی دریای خزر 33 نمونه بافت کبد و 33 نمونه بافت خوراکی جمع ­آوری شد. در سنجش غلظت جیوه در نمونه­ های آب و ماهی از دستگاه ولتامتر پلارواگراف و جذب اتمی کوره گرافیتی استفاده شد.
یافته­ ها: نتایج نشان داد که میانگین غلظت جیوه در نمونه ­های آب μg/L 1/697، در بافت خوراکی ماهی 68/636 و در بافت کبد  μg/g.dw 125/606 است. نتایج حاصل از فاکتور تجمع زیستی نشان می­دهد غلظت جیوه از آب به ماهی در دامنه 14-80 برابر قرار دارد و غلظت­های بیشینه از جیوه در نمونه‌های آب و ماهی در سواحل غربی دریای خزر مشاهده شده است.
نتیجه­ گیری: بیش از 58 درصد ایستگاه­های نمونه­برداری شده از آب دریای خزر بر طبق استاندارد­های US.EPA و SPPA به عنصر جیوه آلوده هستند و میانگین غلظت جیوه در نمونه­های ماهی کمتر از استاندارد­های WHO و  EPAاست.
 

مریم بیات ورکشی، روژین فصیحی،
دوره 10، شماره 4 - ( 12-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: خشکسالی و کمآبی سال­ های اخیر باعث گرایش برنج­کاران به استفاده حداکثری از منابع آب زیرزمینی به­ عنوان یک منبع مطمئن برای تولید شده است. این درحالی است که برنج علاوه بر کمیت آب، شدیدا تحت تاثیر کیفیت آب مورد استفاده است. هدف از این مطالعه بررسی روند پارامترهای کیفی آب زیرزمینی چهار دشت آستانه، تالش، لاهیجان و فومنات واقع در استان گیلان به تفکیک ماههای کمآب و پرآب است.
روش بررسی: در این پژوهش، اطلاعات 15 متغیر کیفی آب زیرزمینی چهار دشت استان گیلان از سال 1382 تا سال 1393 مدنظر قرار گرفت. این اطلاعات در قالب 15 سری زمانی چاه پیزومتری دشت آستانه، 41 چاه پیزومتری دشت تالش، 24 چاه پیزومتری دشت لاهیجان و 44 چاه پیزومتری دشت فومنات جمع ­آوری گردید. بدین ترتیب برای هر چاه دو سری زمانی 15 تایی عوامل کیفی، در ماه کم­آب و پرآب در محیط SPSS ایجاد شد. تجزیه و تحلیل روند با آزمون ناپارامتری من کندال (Mann-Kendall)، صورت گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد در هر دو ماه کمآب و پرآب، روند تغییرات بیشتر متغیرهای کیفی کاهشی بود، لیکن در ماه پرآب روندهای کاهشی مشهود بود. ضمن آن‌که روندهای افزایشی نیز اگرچه با تعداد کم، در ماه پرآب مشاهده گردید. در هر دو ماه پرآب و کمآب، روند تغییرات pH و Na% افزایشی بود. لیکن در ماه کمآب، روند افزایشی در پارامترهای SAR و SO4 نیز مشاهده گردید. همچنین کیفیت آب چاه­ های دشت تالش برای کشت برنج، به­ عنوان کشت غالب استان، مناسب ­تر از سه دشت دیگر ارزیابی شد.
نتیجهگیری: مصرف آب زیرزمینی کلیه دشت‌ها در هر دو ماه کم‌آب و پرآب فاقد محدودیت برای کشاورزی و به‌ویژه کشت برنج بود. بنابراین با توجه به کاهش غلظت اغلب متغیرهای مورد مطالعه طی دوره آماری، می‌توان اظهار داشت کیفیت آب زیرزمینی دشت های استان گیلان بهبود یافته است.
 

زهره نجاتی جهرمی، حمیدرضا ناصری، محمد نخعی، فرشاد علیجانی،
دوره 10، شماره 4 - ( 12-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: آبیاری زمین‌های کشاورزی با فاضلاب تصفیه شده در بخش عمده‌ای از دشت ورامین، تمرکز جمعیتی در مناطق شهری قسمت میانی دشت، و وجود صنایع، خطر بالفعل آلودگی فلزات سنگین آب‌های زیرزمینی دشت ورامین را افزایش داده است. از این رو در تحقیق حاضر، غلظت فلزات سنگین با هدف ارزیابی خطر آلودگی آب‌های زیرزمینی دشت ورامین از نظر قابلیت مصرف شرب بررسی شده است.
روش بررسی: تعداد 78 نمونه آب زیرزمینی جمع آوری و غلظت یون‌های فلزی Cu، Pb، Zn، Cr، Cd، Fe، Co، و Mn اندازه گیری شد. آنالیز همبستگی دو متغیره برای توصیف ارتباط بین پارامترهای هیدروشیمی در منطقه ورامین به‌کار برده شده است. شاخص ارزیابی فلزات سنگین (Heavy Metal Evaluation Index or (HEI)) و شاخص آلودگی فلزات سنگین (Heavy Metal Pollution Index (HPI)) آب زیرزمینی به منظور تعیین قابلیت مصرف شرب در دشت ورامین تعیین گردید.
یافتهها: غلظت میانگین کادمیم در دورههای خشک و تر به ترتیب برابر 5/7 و g/Lµ 8 و غلظت میانگین سرب آب‌های زیرزمینی دشت ورامین برابر g/Lµ 12/5 که بیشتر از مقدار مجاز شرب هستند. تحلیل همبستگی پیرسون (Pearson correlation analysis) داده‌های کیفی نمونه‌های آب زیرزمینی دشت ورامین، همبستگی قوی در میان برخی از جفت فلزات سنگین همانند Pb و Co با Cd، Cu و Mn را نشان می‌دهد که نمایانگر منابع مشترک آلودگی، وابستگی متقابل و رفتار یکسان در طول حرکت آن فلزات در محیط آبخوان است. نتایج به‌دست آمده از بررسی شاخص‌های ارزیابی فلزات سنگین (HEI) و شاخص آلودگی فلزات سنگین (HPI) موید آن است که آلودگی آبخوان ورامین نسبت به فلزات سنگین در اکثر بخش‌ها خطرناک نیست، اما در بخش‌هایی تغییرات شدید در غلظت برخی فلزات قابل مشاهده است.
نتیجه‌گیری: احتمالا با توجه به تداوم منشاهای آلودگی در دشت ورامین، می‌توان انتظار داشت که در دراز مدت خطر آلودگی آب‌های زیرزمینی نسبت به فلزات سنگین ادامه یابد. لذا می‌بایست در خصوص آب برگشتی کشاورزی، دفع اصولی فاضلاب‌های صنعتی و خانگی، و همچنین کیفیت پساب منتقل شده از تهران به دشت اقدامات احیاء کننده به‌عمل آید.
 


صفحه 4 از 7     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سلامت و محیط زیست می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb