جستجو در مقالات منتشر شده



علی احمدی ارکمی،
دوره 15، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: برآورد انتشار گازهای گلخانه‌ای و ارائه گزارش ملی تغییرات آب و هوا در کشور از سال ۱۳۸۲ آغاز شده است. با توجه به اهمیت امر، تخمین انتشارات در سطح استان‌ها و ارزیابی ظرفیت‌های بومی در جهت مدیریت انتشار، کشور را در امر گزارش‌دهی و مدیریت انتشار چابک‌تر می‌سازد.
روش بررسی: میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای در چهار حوزه انرژی، صنعتی، کشاورزی، جنگل‌داری و سایر کاربری‌های زمین و پسماند و تمامی زیربخش‌های این چهار حوزه در سطح استان گیلان تعیین شد. محاسبات بر مبنای داده‌های فعالیت سال 1398 و نرم افزار IPCC انجام شد.
یافته‌ها: انتشار ناخالص گازهای گلخانه‌ای در استان بالغ بر 18/5 مگاتن (Mt) و سرانه تولید برابر با 7/31 تن در سال است به طوری‌که ظرفیت اکولوژیکی جنگل‌ها جهت جذب گازهای گلخانه‌ای بالغ بر 2 مگاتن در سال برآورد شد. نیروگاه‌های حرارتی، مصارف خانگی (بجز مصرف برق) و حمل و نقل به ترتیب با 36، 23 و 19 درصد سهم، مهمترین منابع انتشار در استان هستند. از میان چهار سناریوی بررسی شده، سناریوی توسعه نیروگاه‌های بادی (ظرفیت اسمی GW 3) و صرفه‌جویی 10 درصد انرژی در بخش خانگی به ترتیب با 9 و 2/9 درصد کاهش انتشار، در رتبه‌های اول و دوم قرار گرفتند. تاثیر تجمعی همه سناریوهای پیشنهادی تا سال 2030 نیز منجر به کاهش 13 درصد نسبت به شرایط کنونی می‌شود.
نتیجه‌گیری: با توجه به ظرفیت‌های موجود در تولید برق پاک و همچنین کاهش مصرف در بخش خانگی می‌توان به میزان 13 درصد از انتشار گازهای گلخانه‌ای در افق ۲۰۳۰ میلادی جلوگیری کرد. از آنجایی‌که سناریوهای پیشنهادی، بومی و سازگار با منطقه بوده و وابسته به تصمیمات مدیریتی در سایر استان‌ها نیست، قابلیت اجرایی مناسبی دارند. لذا چنانچه برنامه‌های تولید برق پاک در سایر استان‌ها نیز دنبال شود و مدیریت مصرف انرژی در بخش حمل و نقل در سطح ملی نیز عملیاتی شود، می‌توان انتظار داشت که حداقل تعهدات کشور (کاهش 4 درصد نسبت به سال 2010) محقق گردد.
 

سید رضا کریمی، نبی اله منصوری، لعبت تقوی، مظاهر معین‌الدینی،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: شهر تهران به دلیل استقرار انواع منابع فلزات سنگین، همواره در معرض پیامدهای نامطلوب قرار دارد. بنابراین هدف از پژوهش حاضر شناسایی انواع فلزات سنگین موجود در ذرات معلق هوا و منشایابی فلزات سنگین در منطقه 21 تهران است.
روش بررسی: طبق استاندارد EPA 5 ایستگاه از منطقه 21 تهران جهت نمونه‌برداری انتخاب شد. با روش 4096ASTM  و با استفاده از پمپ نمونه‌برداری حجم بالا 50 نمونه از کل ذرات معلق هوا برداشت شد. نمونه‌ها به آزمایشگاه منتقل‌ شده و سنجش غلظت فلزات سنگین با دستگاه ICP-OES انجام شد. برای شناسایی منابع فلزات سنگین از مدل منشایابی UNMIX استفاده شد.
یافته‌ها: میانگین غلظت فلزات سنگین در سال 1400 به ترتیب روند کاهشی شامل Li است. نتایج مدل تعیین سهم نشان می‌دهد که سه منبع اصلی در توزیع فلزات سنگین هوا در منطقه 21 نقش داشته که با توجه به غلظت فلزات سنگین هوا در پایگاه اطلاعات SPECIATE نقش منابع وسایل نقلیه سبک 47 درصد، ذرات رسوب شده در خیابان 34 درصد و فرودگاه 18 درصد تعیین شد.
نتیجه‌گیری: منبع وسایل نقلیه سبک بیشترین سهم انتشار و عنصر آلومینیوم بیشترین غلظت را در بین فلزات سنگین منطقه 21 دارد. بنابراین مدل منشایابی UNMIX می‌تواند عناصر شاخص و منابع اولویت‌دار را جهت کنترل آلاینده‌ها به درستی تعیین نماید.
 

زهره نادری، هیوا حسینی، مقداد پیرصاحب، اکبر برزگر، سارا کیانپور،
دوره 15، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: تولوئن یکی از مهمترین ترکیبات آلی فرار است که علاوه­ بر ایجاد مشکلات زیست­محیطی، سلامت انسان را نیز تهدید می­کند. بنابراین مطالعه حاضر با هدف تعیین عملکرد بیوفیلتر مبتنی بر بستر مخروط کاج/کمپوست جهت حذف بخارات تولوئن از جریان هوای آلوده انجام شده است.
روش بررسی: در این پژوهش یک بیوفیلتر با حجم L 19/468 طراحی و ساخته شد. بستر بیوفیلتر از دو قسمت به ارتفاعcm  26 تشکیل و با مخلوطی از کمپوست و مخروط کاج به نسبت حجمی 1:1 پر شد. پس از تلقیح بستر با لجن تصفیه خانه فاضلاب شهری و سازگار نمودن آن با تولوئن، عملکرد بیوفیلتر در قسمت‌های مختلف بستر در غلظت تولوئن ورودی g/m3 5/5-2/5 و زمان­ ماند بستر خالی(EBRT)  1/3، 1/7 و min 2/43 مورد بررسی قرار گرفت. همچنین نتایج به لحاظ آماری نیز تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ­ها: در EBRT min 2/43 و غلظت­ های تولوئن ورودی  g/m35/5-2/5 کارایی حذف به 100 درصد رسید. همچنین با کاهش EBRT از کارایی حذف کاسته شد. نتایج نشان داد که کارایی حذف در قسمت اول بستر بیوفیلتر بیشتر از قسمت دوم آن بود. در غلظت تولوئن ورودی g/m3 2/62 و EBRT min 1/7، حداکثر ظرفیت حذف (ECmax) بیوفیلتر g/m3.min 2/74 بدست آمد.
نتیجه گیری: در کلیه­ شرایط بهره­ برداری بیوفیلتر، غلظت خروجی بیوفیلتر مخروط کاج/کمپوست، پایین­تر از استاندارد WHO  (µg/m3260) بود. همچنین، ظرفیت حذف بالای بیوفیلتر قابلیت آن را در حذف تولوئن از جریان گازهای آلوده تایید کرد.

مریم دلفانی، مریم محمدی روزبهانی، نسرین چوبکار، نوشین سلیمی،
دوره 15، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه صنایع نفت و گاز به عنوان منابع با اهمیت برای بدست آوردن انرژی و درآمد، هستند. در زمان تولید نفت و گاز، ترکیبات بسیار پیچیده ­ای که شامل مواد آلی و غیر آلی، هیدروکربن­ های نفتی و ترکیبات آروماتیک و آلیفاتیک هستند، به محیط زیست انتقال می ­یابند. بنزن، تولوئن، اتیل بنزن و زایلن­ ها که به اختصار به آنهاBTEX  می­ گویند از آلاینده­ های مونو آروماتیک بسیار با اهمیت هستند. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر مواجهه با BTEX بر برخی فاکتورهای بالینی افراد در معرض در انبار نفت و کارکنان سایت اداری در شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی کرمانشاه انجام شد.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی و در سال 1398 انجام شد. نمونه­ های این مطالعه شامل پرسنل شاغل در انبار نفت و کارکنان سایت اداری شرکت ملی پخش فرآورده ­های نفتی شهر کرمانشاه است. پس از لحاظ معیار ورود به مطالعه، اطلاعات جمعیت شناختی شرکت کنندگان تکمیل و پس از جمع آوری نتایج آزمایشات فیزیولوژیک کارکنان، از نرم افزار SPSS19  برای تجزیه و تحلیل آماری استفاده شد.
یافته ­ها: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که شاخص ­های اسپیرومتری در کارکنانی که با ترکیبات BTEX مواجه داشته­ اند کاهش یافته است اما از نظر آماری معنی‌دار نبود. همچنین میزان گلبول قرمز (6/73 درصد) به طور معنی‌داری در کارکنان غیر اداری کمتر بوده، همچنین گلبول سفید (6/61 درصد)، SGOT (10/14 درصد) و SGPT (5/09 درصد) در کارکنان غیر اداری بیشتر بوده است. میزان پلاکت در کارکنان اداری بیشتر بوده است.
نتیجه‌گیری: با توجه به خطراتی ‌که آلودگی BTEX برای سلامت انسان دارد توصیه می‌شود از اقدامات پیشگیرانه مانند استفاده از ماسک مخصوص و نظام نوبت کاری استفاده شود.
 

سیدحسین خزاعی، مظاهر معین الدینی، رضا رفیعی، نعمت اله خراسانی، ملانی ستلر،
دوره 15، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: مدل­ های مختلفی برای پیش ­بینی تولید و انتشار متان از محل‌های دفن­ توسعه داده شده است. مدل­ های ریاضی بر پایه معادله درجه اول به دلیل سادگی و همچنین نیاز به داده­ های ورودی کم، از ساده­ ترین و در عین حال دقیق­ ترین مدل­ ها برای پیش­ بینی تولید گاز در محل­ های دفن­ هستند. در این دسته از مدل­ ها، تولید گاز در محل دفن با استفاده از یک معادله درجه اول و سه ورودی شامل پتانسیل تولید متان پسماند ورودی به محل دفن، ضریب تجزیه و کل پسماند دفن شده در محل دفن برآورد می­ شود. هدف از این تحقیق، برآورد دقیق­ از پارامترهای مدل درجه اول و بهینه­ سازی برای برآورد تولید متان در محل دفن و همچنین توسعه محیط نرم­ افزاری ILGAM  بوده است.
روش بررسی: مدل ایلگام (ILGAM)  دارای دو بخش است: 1) زیر­مدل تخمین تولید متان که بر پایه مدل درجه اول استوار است، 2) زیر­مدل تخمین اکسیداسیون متان که بر پایه مدل MOT استوار است. پارامترهای مدل درجه اول در مقایسه با مدل ­های موجود، با استفاده از داده ­های موجود در جدیدترین منابع و با تاکید بر نقش فرایندهای هوازی مدل­سازی شد. داده ­های میدانی انتشار و اکسیداسیون در محل دفن شهر کرج برداشت شد و با خروجی ­های مدل برای این محل دفن مقایسه شد.
یافته ­ها: مدل ایلگام میزان انتشار متان از محل دفن کرج را با خطای 5/8 درصد برآورد کرد. در مقایسه نتایج شبیه­ سازی برای مدل­ های LandGEM-Inventory، IPCC و CLEEN به ترتیب دارای خطای 74/4 درصد، 40/2 درصد، 27/1 درصد نسبت به انتشار متان از محل دفن شهر کرج است.
نتیجه ­گیری: در مقایسه با سایر مدل­ های استفاده شده در این تحقیق، مدل ایلگام نزدیک­ ترین تخمین­ ها به داده ­های برداشت شده انتشار گاز متان و اکسیداسیون متان در محل دفن کرج را ارائه کرد. با این وجود استفاده از این مدل در مقایسه با سایر مدل ­ها به دلیل رابط کاربری آسان و فارسی بودن، برای کاربران ایرانی آسان­تر از سایر مدل ­ها است و بنابراین کاربر با وارد کردن داده­ های قابل اندازه ­گیری در محل دفن، می­ تواند میزان انتشار و تولید متان را به سرعت و با دقت مناسبی تخمین بزند.
 

زهره نوروزی، عاطفه چمنی، مژگان احمدی ندوشن،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: ذرات معلق از آلاینده‌های مهم هوا در مناطق شهری با تأثیرات شناخته نشده بر روی جنین  هستند. لذا هدف مطالعه حاضر، تعیین اثر غلظت ذرات معلق با قطر آئرودینامیکی کوچک‌تر مساوی  μm2/5 در محل زندگی مادر، بر سطح آنزیم ­های کبدی خون بندناف نوزاد در شهر اصفهان است.
روش بررسی: سطح آنزیم­ های کبدی در خون بند ناف 200 نوزاد در سال­ های 1398 و 1399 در شهر اصفهان با استفاده از کیت­ های تشخیص کمی و به روش اسپکتروفتومتری محاسبه شد. غلظت PM2.5 نیز با استفاده از داده­­ های ایستگاه ­های پایش، مدل­سازی و همبستگی آن با سطوح آنزیم­ های کبدی به تفکیک سه ماه بارداری و در شعاع‌هایm  500،m 1000 وm 2000 محاسبه شد.
یافته ­ها: متوسط سطح آسپارات آمینو ترانسفراز (Aspartate Aminotransferase (AST)) برابر با 38/42، آلانین آمینوترانسفراز (Alanine Aminotransferase (ALT)) برابر با IU/L 10/09، آلکالین فسفاتاژ (Alkaline Phosphatase (ALP)) برابر با  IU/L 407  و گاما گلونامیل ترانسفراز (Gamma-Glutamyl Transpeptidase (GGT)) برابر با IU/L 152 بدست آمد. فصول بهار و پاییز با غلظت ذرات 22/77 و μg/m3 35/35 به ترتیب دارای حداقل و حداکثر غلظت ذرات معلق بودند. در کلیه آنزیم ­های مورد بررسی، غلظت آنزیم با سه ماهه سوم بارداری و کل دوران بارداری در شعاع‌های m 2000 دارای ضریب همبستگی متوسط بودند که این امر حکایت از تاثیر معنی­ دار غلظت­ های بالای  PM2.5بر غلظت آنزیم‌های کبد نوزادان به ­خصوص در اواخر دوران بارداری دارد.
نتیجه­ گیری: نزدیکی به منابع تولید کننده ذرات معلق در شهرها، احتمال افزایش غلظت آنزیم ­های کبدی جنین را به­ خصوص در اواخر دوره بارداری افزایش می­ دهد.
 

پروانه دولتی، حاتم گودینی، عباس مقیم بیگی، یحیی خسروی،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: باتوجه‌ به اهمیت اثرات زیان‌بار بیماری کووید-19 و شناسایی عوامل محیطی موثر در شیوع آن، در این تحقیق اثرات عوامل محیطی و رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی در میزان شیوع و مرگ‌ومیر کووید-19 ارزیابی گردید.
روش بررسی: این تحقیق، یک مطالعه توصیفیتحلیلی روی بیماران قطعی مبتلا به کووید-19 در سال ۱۳۹۹ استان البرز بود. در این مطالعه اطلاعات میزان ابتلا و مرگ‌ومیر ناشی از کووید-19، رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی، غلظت آلاینده­های هوا، شاخص‌های آلودگی هوا و شرایط جوی استان البرز به تفکیک روز برای سال 1399 جمع‌آوری گردید. کلیه داده‌ها بعد از آماده‌سازی در نرم‌افزار IBM SPSS Statistics v26 با آزمون‌های آماری پیرسون، اسپیرمن، کروسکال والیس، تحلیل واریانس یک‌طرفهANOVA  و رگرسیون دوجمله‌ای منفی تجزیه ‌و تحلیل گردید.
یافته‌ها: نتایج مدل رگرسیون نشان داد که در میزان مرگ‌ومیر در اثر کووید-19، اثر متغیرهای میانگین دما (0/042p=)، رطوبت (0/048p=)، میزان ابتلا به کووید-19 (0/001p=) و رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی (0/007p=) معنی‌دار است؛ اما در مدل میزان ابتلا به کووید-19، فقط متغیر رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی (0/001p=) معنی‌دار گردید. ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن برای متغیرهای میزان ابتلا، رعایت شیوه نامه‌های بهداشتی، سرعت باد و غلظت‌های مونوکسید کربن، PM2.5 و SO2 با میزان مرگ‌ومیر ناشی از کرونا به ترتیب 0/575، 0/411-، 0/206-، 0/211، 0/114 و 0/158- بوده است.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد علاوه بر رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی، برخی از عوامل جوی و آلاینده‌های هوا بر میزان ابتلا و مرگ‌ومیر ناشی از کووید-19 مؤثر است.
 

جواد ترکمن، مهرداد قدس خواه دریایی، شهروز صحرانورد،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: تغییر اقلیم و آلاینده های محیط زیست در رشدگونه های مختلف گیاهی موثر هستند. که این اثر را می توان در حلقه های رویشی درختان جستجو کرد. هدف این مطالعه تعیین تاثیر تغییرات بارش و دما در چهار دهه (1393-1353) و تاثیر آلاینده های هوای دهه آخر بر روی متوسط پهنای دوایر سالیانه درخت کاج است.
روش بررسی: منطقه مورد مطالعه پارک جنگلی چیتگر واقع در شمال غربی شهر تهران و گونه مورد مطالعه کاج جنگلی (Pinus eldarica) است. روش تحقیق توصیفی است که اطلاعات اقلیمی مورد نیاز از ایستگاه هواشناسی مهرآباد و نمونه‌برداری بصورت برش دیسک از 10 درخت گونه­ کاج جنگلی تهیه شد. پس از آماده سازی نمونه ها با استفاده از بینوکولار و میز اندازه گیری تعداد و پهنای حلقه های سالیانه شمارش و اندازه گیری شد. برای بررسی تفاوت معنی داری پهنای رویش در چهار دهه از روش آنالیز واریانس یک طرفه (ANOVA) در سطح معنی داری 5 درصد استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان می دهد که متوسط بارش در چهار دهه با هم تفاوت معنی داری ندارد درحالیکه دمای متوسط و رویش متوسط دارای تفاوت معنی دار است (0/05>p). مقدار رویش بر اساس نمایه رویش در طی چهار دهه کاهشی است که این کاهش در دهه چهارم بعلت افزایش آلاینده هایی نظیر اوزن (O3) و دی اکسیدنیتروژن (NO2) قابل توجه و مشهودتر است.
نتیجه‌گیری: بطور کلی رویش درخت کاج جنگلی در طی چهل سال با افزایش دمای متوسط سالانه کاهش یافته که کاهش بیش از حد در دهه چهارم ناشی از آلاینده هایی نظیر ازون و دی اکسید نیتروژن است. پیشنهاد می شود که برای درک بهتر تاثیر آلاینده ها بر رشد ونمو درختان، پژوهش بیشتری بر روی گونه های حساس و کاشته شده در فضای شهری انجام شود.  
 

علیرضا زراسوندی، مریم دلفی، نادیا عزیزی، فاطمه راستمنش، غزال زراسوندی،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: در طول چند دهه گذشته، آلودگی فلزات سنگین در گرد و خاک فضاهای داخلی به طور گسترده مورد مطالعه قرار گرفته است. در حالی که کیفیت محیط درون خودروها به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است. بنابراین، اهداف خاص این مطالعه به طور کلی شامل بررسی مقدار فلزات سنگین انتخابی در گرد و خاک خودروهای شخصی و نیز ارزیابی خطر سرطان‌زایی و غیر سرطان زایی مواجهه با گرد و خاک داخل این خودروها از طریق بلع، استنشاق و جذب پوستی در شهر اهواز است.
روش بررسی: در این مطالعه 10 خودرو انتخاب شد. شرط انتخاب خودروها عدم شستشوی خودرو به مدت یک هفته بوده است. سپس از گرد و خاک فیلتر کولر و نیز کابین هر خودرو، نمونه هایی جمع آوری و کدگذاری شد. به منظور تعیین ترکیب فلزات سنگین، آنالیز طیف‌ سنجی (ICP) بر روی نمونه­ ها صورت گرفت.
یافته ها: بررسی شاخص خطر غیر سرطان­زایی (HI) در مطالعه حاضر بیانگر مقادیر بیش از ۱ و به عبارتی ریسک خطر سلامت بالا است. ترتیب مقادیر شاخص HI برای فلزات سنگین عبارت است از Pb> Cu> Cr> Fe> Zn> Cd> Ni، این مسیر در کودکان HQing< HQinhder و در بزرگسالان از روند HQingder< HQinh تبعیت می­ کند. همچنین بررسی مقادیر فاکتور غنی شدگی نمونه ­های مورد مطالعه، بیشترین و کمترین مقادیر را به ترتیب برای عنصر مس (4/3) و نیکل (8/3) نشان داد. بررسی شاخص زمین انباشت نیز بیشترین و کمترین مقادیر را به ترتیب برای عنصر آهن (12/75) و نیکل (1/9) و میزان شاخص بار آلودگی و آلودگی یکپارچه را به ترتیب 27E+1/34 و 9E+2/07 نشان داده است که بیانگر حدود متوسط برای فلزات سنگین مورد مطالعه است.
نتیجه‌گیری: بر اساس این مطالعه، خطر غیر‌ سرطان­زایی فلزات مورد مطالعه (بجز فلزات سنگینFe  و  Cu) برای کودکان بیش از بزرگسالان برآورد شده است. هچنین بررسی شاخص CR برای سه فلز سنگین سرطان­زای کادمیوم، کروم و آرسنیک نیز از سطح بی خطر تجاوز کرده است، این شاخص نیز برای کودکان مسیر بلع دهانی و برای بزرگسالان مجاری تنفسی را هدف فلزات سنگین بیان می ­کند. در مطالعه حاضر مقادیر فلزات سنگین مورد مطالعه بیش از استانداردهای تعیین شده است. فاکتورهای مواجهه و ارزیابی پارامترهای ریسک این مطالعه، سطح خطر سرطان­زایی و غیر سرطان­زایی برای کودکان و بزرگسالان، در محدوده مخاطره است. در مطالعه انجام شده غنی­ شدگی فلزات سنگین در فیلتر خودرو، بیش از کابین است.

زهرا خدارحمی، سکینه شکوهیان، محسن حیدری،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به نگرانی در مورد حضور میکروپلاستیک‌ها در هوا و گرد و غبار ترسیب یافته و عدم وجود رویکردی استاندارد برای شناسایی آنها، لازم است روش‌ها و تکنیک‌های مورد استفاده برای مطالعه این نوع آلودگی در ایران بررسی شوند. بنابراین هدف این مطالعه، مرور ساختاریافته روش‌ها و تکنیک‌های بکار رفته برای نمونه برداری، سنجش و تعیین ویژگی‌های میکروپلاستیک‌ها در هوا و گرد و غبار ترسیب یافته در محیط‏های داخل و بیرون در ایران بود.
روش بررسی: در این مرور ساختاریافته، کلیدواژه‌های انگلیسی  Microplastic*، Air*، Atmospher*، Dust، Indoor، Outdoor، Iran ومعادل‌های فارسی مربوطه در پایگاه‌های   علمیScopus، Pubmed، Web of Science، Google Scholar، Magiran و SID تا 1 دسامبر سال 2023 جستجو شدند.
یافته‌ها: بطور کلی، تعداد 175 مقاله در جستجوی اولیه یافت شد و بعد از حذف موارد تکراری و نامرتبط، تعداد 13 مقاله واجد شرایط وارد مطالعه شدند. در اکثر مطالعات، نمونه‌ها با H2O2 هضم شدند و میکروپلاستیک‌ها عمدتاً با استفاده از انواع میکروسکوپ‌ها و طیف سنج µRaman آنالیز شدند. فراوانی میکروپلاستیک‌ها در محیط داخل بسیار بالاتر از محیط بیرون بود.
نتیجه ‏گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که تجهیزات مورد نیاز برای نمونه برداری و آنالیز میکروپلاستیک‌ها در هوا و گرد و غبار ترسیب یافته در ایران وجود دارد و این آلاینده‌ها در هر دو محیط داخل و بیرون شناسایی شده‌اند.

احسان محمدحسنی، رضا رفیعی، مظاهر معین الدینی، نیکی آقاپور،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: لندفیل ها یکی از بزرگترین منابع انتشار متان هستند و مدل ­های مختلفی برای پیش­ بینی تولید و انتشار متان لندفیل، توسعه داده شده است. هدف اصلی این تحقیق توسعه مدل معکوس گوس برای برآورد نرخ انتشار گاز متان و مدلسازی با استفاده از داده‌های میدانی است. نویسندگان در این مطالعه روش ساده‌ای را برای برآورد میزان انتشار متان پیشنهاد می­ دهند.
روش بررسی: در این مطالعه، انتشار متان با استفاده از معادلات پراکندگی استاندارد معکوس گوس و با روش مونت­ کارلو در 27 نقطه اندازه گیری شده در پایین دست جهت باد، در دو فصل سرد (بهمن ماه) و گرم (تیر ماه) برآورد شده است تا نرخ انتشار متان در سراسر لندفیل تعیین شود. در این مدل یک روش مبتنی بر بهینه‌سازی همراه با مدلسازی پراکندگی معکوس برای پردازش پایش داده‌های انتشار سطحی استفاده می‌شود.
یافته­ ها: نتایج مدل در دو فصل سرد (بهمن ماه) و گرم (تیر ماه) سال نشان داد، میزان انتشار متان در فصل گرم و سرد به ترتیب برابر 1696/99 وg/s  16/53 بوده است. نتایج مدل تأیید می­ کند در فصل سرد به دلیل پایین بودن دما و فعالیت باکتریایی، میزان تولید و انتشار متان به مراتب کمتر است.
نتیجه­ گیری: روش این مطالعه که مدل پراکندگی گوسی معکوس را ارائه می‌کند، می‌تواند برای تخمین نرخ انتشار گاز متان از سایر لندفیل­ ها استفاده شود، اما مستلزم این است که داده­ ها به طور دائم ثبت شوند و از میانگین روزانه یا هفتگی در محاسبات استفاده شود تا از خطاهای احتمالی جلوگیری و دقت مدلسازی افزایش یابد.
 

حمیدرضا رمضان بهتاش، مریم طهماسب‌ پور،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از چالش‌های بزرگ فرایند چرخه کلسیم، از بین رفتن ظرفیت جذب دی‌اکسیدکربن جاذب‌های کلسیمی در طول چرخه‌های متوالی به دلیل افزایش مکانیسم تف‌جوشی است. در همین راستا، در مطالعه حاضر سعی شد تا با بکارگیری روش‌های هیدراسیون و اسیدزنی، به بهبود عملکرد میزان تبدیل کربناسیون در چرخه‌های مختلف پرداخته‌ شود.
روش بررسی: پس از تهیه جاذب‌های پایه کلسیم‌اکسید و اصلاح‌ شده با روش هیدراسیون و اسیدزنی، برای اطمینان از آماده‌سازی صحیح جاذب‌ها و بررسی ساختار جاذب‌های بدست ‌آمده، از آنالیز‌های میکروسکوپ الکترونی روبشی، پراش پرتو ایکس و برونر-امیت-تلر استفاده شد. سپس، برای بررسی عملکرد میزان جذب از دستگاه وزن‌سنج گرمایی استفاده گردید.
یافته‌ها: نتایج بدست ‌آمده از واکنش کربناسیون نشان داد که میزان تبدیل موثر برای جاذب‌های سنگ‌آهک اولیه و نوع اصلاح ‌شده آن با روش اسیدزنی و هیدراسیون در انتهای چرخه اول به‌ترتیب 75، 86 و 73 درصد و در انتهای چرخه بیستم به‌ترتیب 24، 38 و 26 درصد بوده که نشان از بهبود ظرفیت جذب جاذب به‌دلیل تشکیل استات‌کلسیم و به طبع آن، تشکیل ساختار پایدارتر و متخلخل‌تر جاذب مورد استفاده‌ است. نتایج تاثیر استفاده از جاذب‌های سنگ‌آهک اولیه و نوع اصلاح‌ شده آن با روش اسیدزنی و هیدراسیون نشان داد که میزان کاهش ظرفیت جذب جاذب‌ها در طول بیست چرخه به ترتیب معادل 69، 58 و 67 درصد بوده که نشان از بهبود بیشتر پایداری جاذب در صورت استفاده از روش اسیدزنی است.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج بدست ‌آمده، روش اسیدزنی را می‌توان به عنوان یکی از کارآمدترین روش‌ها برای بهبود عملکرد جاذب‌های کلسیم اکسید، مورد استفاده قرار داد.
 

عادل شیخان، غلامرضا موسوی، محسن حیدری،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: شاخص کیفیت هوا (AQI) در توصیف کیفیت هوای آزاد اثر متقابل آلاینده‌های متعدد را در نظر نمی‌گیرد، درحالیکه غلظت و خطر بهداشتی بالای یک آلاینده ممکن است اثر دیگر آلاینده‌ها را تشدید کند. هدف اصلی این مطالعه توصیف کیفیت هوای آزاد اراک با در نظر گرفتن اثرات تجمعی و خطر‌های بهداشتی آلاینده‌های معیار هوا است.
روش بررسی: در این مطالعه، کیفیت هوای آزاد شهر اراک در سال 1401 بر اساس غلظت‌های آلاینده‌های معیار در زمان‌های متوسط گیری مناسب بررسی شد. علاوه براین، AQI، شاخص تجمعی کیفیت هوا (AAQI) و شاخص کیفیت هوای مبتنی بر خطر بهداشتی (HAQI) محاسبه شدند.
یافته‌ها: نتایج این مطالعه نشان داد که غلظت‌های 1 ساعته NO2 و SO2، غلظت‌های 24 ساعته PM10 و PM2.5 به ترتیب در 0/05، 0/2، 12/1 و 35/5 درصد از موارد معتبر ثبت شده فراتر از استاندارد بود. مقادیر AQI، AAQI و HAQI به ترتیب در 54/4، 77/3 و 56/2 درصد از ساعات بیش از 100 بود. PM2.5 در بیش از 99 درصد موارد آلاینده مسئول بود.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که AAQI و HAQI نسبت به AQI کیفیت هوا را آلوده‌تر توصیف کردند. توصیف سختگیرانه‌تر کیفیت هوا توسط AAQI و HAQI ممکن است منجر به افزایش اتخاذ اقدامات پیشگیرانه در متولیان و عموم مردم شود. لذا توصیه می‌شود تصمیم گیران در حوزه پایش کیفیت هوا در ایران این شاخص را مورد توجه قرار دهند.
 

سودابه قدسی، مینا شیخ، فرزانه محمدی، مهناز نیک آئین،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: هیدروکربن‌های آروماتیک چند حلقه‌ای (PAHs) به دلیل اثرات مضر بر سلامتی، در سال های اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده اند. این مطالعه با هدف اندازه گیری غلظت PAHs متصل به ذرات کوچکتر از µm 2/5 (PM2.5) و ارزیابی خطر بهداشتی ناشی از آنها انجام گرفت.  
روش بررسی: 38 نمونه هوا با استفاده از دستگاه نمونه بردار ذرات همراه با ورودی جهت جداسازی PM2.5  از بخش مرکزی شهر اصفهان جمع آوری گردید. جهت آنالیز نمونه ها از دستگاه GC-MS استفاده شد. به منظور شناسایی منابع احتمالی PAHs  از نسبت های مولکولی استفاده شد. همچنین ارزیابی خطر سرطان‌زایی و غیر سرطان‌زایی ترکیبات PAH برای دو گروه کودکان و افراد بزرگسال با استفاده از شبیه سازی مونت کارلو انجام گرفت.
یافته‌ها: از میان 16ترکیب PAH اولویت دار، 7 ترکیب با محدوده میانگین غلظت ng/m3 8/17 - 0/003 شناسایی شدند. نسبت‌های مولکولی نشان داد که منابع پایروژنیک، منابع عمده تولید کننده PAHs در هوا هستند.  مقدار  میانه خطر سرطان‌زایی برای کودکان و بزرگسالان به ترتیب برابر با 8-10× 3/1 و 8-10× 5/99 برآورد شد. همچنین مقدار میانه خطر غیر سرطان‌زایی برای ترکیبات  PAH، 1-10× 3/08 برآورد شد.
نتیجه‌گیری: نتایج برآورد ارزیابی خطر احتمالی نشان داد که غلظت موجود ترکیبات PAH متصل به ذرات ریز منجر به خطر قابل توجهی برای انسان های در معرض نمی شود. اما باتوجه به اینکه در این مطالعه صرفا ارزیابی خطر PAHs مرتبط با ذرات ریز بررسی گردید، لازم است ارزیابی خطر در مورد کل PAHs موجود در اتمسفر و در محل های بیشتری انجام پذیرد.

امید محمدی معین الضعفا، مریم طهماسب پور،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: افزایش مصرف انرژی در جهان، سبب افزایش تولید گاز دی­ اکسید کربن شده و صدمات جبران ناپذیر فراوانی از جمله گرمایش زمین را ایجاد کرده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی ظرفیت جذب جاذب نوین سلولز نانوکریستالی مودار و بهبود عملکرد آن در جذب دی­ اکسید کربن توسط اصلاح با دو نوع آمین مونو اتانول آمین و دی اتانول آمین است. 
روش بررسی: پس از سنتز سلولز نانوکریستالی مودار به روش اکسیداسیون و اصلاح با آمین، از آنالیزهای طیف سنجی مادون قرمز تبدیل فوریه و میکروسکوپ الکترونی روبشی نشر میدانی به جهت بررسی تشکیل گروه­ های شیمیایی و مورفولوژی نمونه ­ها استفاده شد. همچنین برای بررسی میزان جذب نمونه ­ها از آنالیز توزین حرارتی در دو دمای 25 و 50  و دو غلظت 10 و 90 درصد دی­ اکسید کربن در نیتروژن استفاده گردید.
یافته­ ها: نتایج نشان داد که در دمای  25 و غلظت 90 درصد دی­ اکسید کربن، ظرفیت جذب سلولز نانوکریستالی مودار، سلولز نانوکریستالی مودار اصلاح شده با 20 درصد وزنی مونواتانول آمین و سلولز نانوکریستالی مودار اصلاح شده با 20 درصد وزنی دی اتانول آمین به ترتیب برابر 1/74، 2/5 و mmol/g 1/96 است. به عبارت بهتر، ظرفیت جذب دی ­اکسید کربن جاذب اصلاح ­شده با مونو اتانول آمین حدود 44 درصد و نمونه اصلاح­ شده با دی اتانول آمین حدود 13 درصد بهبود یافته است.

نتیجه ­گیری: طبق نتایج بدست ­آمده، می­ توان دریافت سلولز نانوکریستالی مودار و به ­ویژه نوع اصلاح شده آن را می­ توان به عنوان یک جاذب نوین و دارای پتانسیل قوی در زمینه جذب دی­ اکسید کربن معرفی نمود.

زهرا نصیری، کاظم ندافی، علی احمدی ارکمی، محمدصادق حسنوند، ساسان فریدی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعه حاضر برای بررسی روند تغییرات مکانی و زمانی  (ساعتی، روزانه، ماهانه و فصلی) غلظت آلاینده ذرات معلق ریز (PM2.5) هوای آزاد در شهر تهران در سال 1402 و برآورد اثرات آن بر سلامت (تعداد موارد مرگ) طراحی شده است.
روش بررسی: داده‌های ساعتی PM2.5 هوای آزاد از 41 ایستگاه پایش کیفیت هوا در شهر تهران اخذ گردید و سپس ایستگاه‌های معتبر (29 ایستگاه) برای بررسی تغییرات مکانی و زمانی غلظت این آلاینده و برآورد اثرات بهداشتی منتسب به آن شناسایی شدند. به منظور برآورد اثرات بهداشتی منتسب به PM2.5 هوای آزاد در شهر تهران از آخرین ویراست نرم افزار AirQ+  (نسخه 2.2.4) استفاده گردید. همچنین برای برآورد اثرات بهداشتی آلودگی هوا  از داده‌های بروز پایه و جمعیت شهر تهران استفاده شده است.
یافته‌ها: میانگین سالانه غلظت PM2.5 هوای آزاد در شهر تهران در سال 1402 تقریباً g/m332µ  بوده است. این در حالیست که در سطح ایستگاه‌های معتبر و همچنین در سطح تمامی محلات به ترتیب در محدوده µg/m3 20/8-47/5  و 46/3- 22/2 /m3µg بوده است که تقریباً 4 الی 9 برابر مقادیر سالانه رهنمود سازمان جهانی بهداشت (WHO) و 2 الی 4 برابر استاندارد ملی کیفیت هوای آزاد (National Ambient Air Quality Standards: NAAQS) بوده است. تعداد موارد مرگ منتسب به مواجهه بلندمدت با آلاینده PM2.5 هوای آزاد در شهر تهران در سال 1402 در افراد بالغ بالای 30 سال 9321 (فاصله اطمینان 95 درصد: 10313 - 7232)، برای غلظت‌های بالاتر از /m35µg برآورد شده است.

نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه بیانگر این واقعیت است که غلظت آلاینده PM2.5 هوای آزاد در شهر تهران در سال 1402 همواره از حدود رهنمود WHO و NAAQS بالاتر بوده است. علاوه بر این، مقایسه غلظت این آلاینده در سطح تمامی ایستگاه‌های معتبر و همچنین در سطح تمامی محلات شهر تهران بیانگر این واقعیت است که شهروندان تهرانی در تمامی مناطق شهر از کیفیت هوای نامطلوبی برخوردار بوده اند اگرچه غلظت در برخی از مناطق شهر تهران، عمدتاً بخش های مرکزی و جنوبی شهر، به مراتب بسیار بیشتر از بخش های شمالی بوده است.

سمیه علیزاده عطار، علیرضا پرداختی، خسرو اشرفی، محمدصادق حسنوند،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: کربن سیاه از احتراق ناقص سوخت‌های فسیلی و سوخت‌های زیستی تولید می‌شود. مواجهه بلند مدت با کربن سیاه با افزایش خطر ابتلا به سرطان ریه و بیماری‌های قلبی ـ عروقی مرتبط است. هدف این مطالعه ارزیابی خطر سرطان­زایی و غیرسرطان­زایی مواجهه با کربن سیاه در هوای آزاد شهر تهران است.
روش بررسی: نمونه‌های ساعتی کربن سیاه از ایستگاه‌های شرکت کنترل کیفیت هوای تهران به‌صورت آنلاین جمع‌آوری و پس از میانگین‌گیری، به میانگین‌های سالانه برای سال‌های 1400، 1401 و 1402 تبدیل شدند. در نهایت، ارزیابی خطر مواجهه با ترکیب موردنظر برای کل شهر تهران بر اساس مدل US EPA صورت گرفت.
یافته‌ها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد در شهر تهران به واسطه مواجهه با کربن سیاه در هوای آزاد، شاخص خطر سرطان‌زایی (CR) در بزرگسالان بیشتر از کودکان است. ضریب خطر غیرسرطان‌زایی (HQ) در هر دو گروه سنی زیر مقدار آستانه یک بوده که نشان‌دهنده خطر غیرسرطان‌زایی پایین و قابل چشم پوشی است. با این حال، کودکان HQ بالاتری نسبت به بزرگسالان دارند. خطر سرطان کل طول عمر ناشی از مواجهه با کربن سیاه برابر با 3-10× 1/4 محاسبه شده است. خطر سالانه ناشی از کربن سیاه برابر با 3-10× 0/02 برآورد شده است.
 نتیجه‌گیری: نتایج نشان می دهد که خطرات سرطان‌زایی مواجهه با کربن سیاه برای بزرگسالان و کودکان بیش از حد مجاز است. خطر سرطان در بزرگسالان شش برابر کودکان است، اما خطر غیرسرطان‌زایی پایین ارزیابی گردیده است. کاهش انتشار کربن سیاه برای بهبود سلامت عمومی در شهرهای پر ترافیک ضروری است و تحقیقات بیشتر در این زمینه اهمیت دارد.
 

فرزانه برزآبادی فراهانی، محمود علی محمدی، جمشید رحیمی، ساناز خرمی پور، عماد دهقانی فرد،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: بیش از ۹۰ درصد از زمان افراد در فضاهای داخلی سپری می‌شود، جایی که غلظت آلاینده‌های هوا، از جمله ترکیبات آلی فرار (VOCs)، بیشتر از محیط بیرونی است. بنزن به دلیل اثرات سرطان‌زای خود، یکی از مهم‌ترین VOCsها محسوب می‌شود. گیاه‌پالایی روشی پایدار برای حذف این آلاینده‌ها از محیط‌های داخلی است. این مطالعه به بررسی کارایی دو گونه گیاهی Aglaonema silver و Chlorophytum comosum در کاهش غلظت بنزن در شرایط کنترل‌شده دما و رطوبت می‌پردازد.
روش بررسی: گیاهان در شرایط دمایی ۱۸ و C° ۲۴ و رطوبت‌های ۳۵ و ۵۰ درصد مورد آزمایش قرار گرفتند. بنزن در غلظت‌های 1، 0/5، 0/25 و  µL/mL0/125 به محفظه تزریق شد و میزان کاهش آن پس از  h12 با کروماتوگرافی گازی اندازه‌گیری گردید.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که Aglaonema silver توانست تا ۹۶ درصد و Chlorophytum comosum تا ۳۸ درصد بنزن را در دمای C° 20 و رطوبت ۳۵ درصد حذف کند. حذف بنزن تابعی از نوع گیاه، دما، رطوبت و غلظت آلاینده بود. مدل‌های ارائه‌شده برای هر دو گیاه (معادلات 2 و 3) همخوانی بالایی با داده‌های تجربی داشتند.
نتیجه‌گیری: Aglaonema silver در دماهای پایین‌تر و رطوبت کمتر عملکرد بهتری نسبت به Chlorophytum comosum داشت. انتخاب گونه گیاهی متناسب با شرایط محیطی نقش مهمی در کارایی گیاه‌پالایی دارد. مدل پیشنهادی نشان داد که افزایش دما و رطوبت کارایی گیاهان را در حذف بنزن بهبود می‌بخشد.
 

رمضانعلی دیانتی تیلکی، رقیه کاسب، اسماعیل بابانژاد آریمی، محمد دیانتی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: بنزن یکی از  مواد آلی فرار سرطانزا است که در هوای آلوده یافت می شود. هدف از این مطالعه حذف بنزن از هوا با استفاده از فتوکاتالیست کامپوزیت TiO2-Bi2O3 تثبیت شده روی فوم شیشه تحت تابش فرابنفش بود.
روش بررسی: در یک راکتور کوارتز فوم شیشه پوشش شده با کامپوزیت  TiO2-Bi2O3قرار داده شد و سپس راکتور در داخل یک اتاقک شیشه ای درپوش دار  به پمپ هوا متصل و لامپ UV (nm 254) در کنار آن نصب گردید. حجم‌های معین (Lµ) بنزن از طریق سپتوم به داخل اتاقک تزریق شد. با روشن شدن پمپ، هوای آلوده به بنزن از فتوراکتور عبور می کرد. با نمونه گیری از هوای داخل اتاقک و استفاده از دستگاه GC-FID، غلظت بنزن اندازه گیری شد.
یافتهها: طیف XRD و تصاویر SEM تائید کننده وجود TiO2 وBi2O3  و آنالیز BET تائیدکننده وجود مزو حفره در فتوکاتالیست کامپوزیت تهیه شده است. میزان جذب سطحی بنزن در کامپوزیت 15 درصد و از مدل لانگمویر تبعیت نمود. سینتیک فرایند از نوع درجه یک بود. با افزایش غلظت بنزن راندمان حذف کاهش یافت. برای غلظت ppm 39 بنزن در مورد TiO2 و تابش فرابنفش به مدت min 75، راندمان حذف 75 درصد بود در حالی که در مورد TiO2-Bi2O3 با شرایط مشابه راندمان حذف حدود 90 درصد بدست آمد.
نتیجه‌گیری: استفاده از فتوکاتالیست کامپوزیت TiO2-Bi2O3 و تابش UV-A موجب افزایش راندمان 15 درصد حذف بنزن نسبت به TiO2 به تنهائی شده است. 

زهرا خدارحمی، محسن حیدری، غلامرضا موسوی، سکینه شکوهیان،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: تاکنون تعداد ذرات گرد و غباری که ممکن است روزانه در ساختمان های مسکونی ترسیب یابد مورد توجه قرار نگرفته است، درحالیکه این نوع آلودگی ممکن است بر سلامت انسان اثر سوء داشته باشد و همچنین در توصیف کیفیت هوای داخل کاربرد داشته باشد. اهداف این مطالعه برآورد نرخ عددی ترسیب ذرات گرد و غبار در ساختمان‌های مسکونی در تهران و تحلیل تغییرات در نرخ ترسیب در شرایط مختلف بودند.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی 42 نمونه ترسیبی گرد و غبار از ساختمان‌های مسکونی تهران در دو دوره در فصول بهار (گرم) و پاییز (سرد) جمع‌آوری شدند. برای نمونه برداری، ظروف پتری دیش در داخل ساختمان‌های مسکونی (پذیرایی، اتاق خواب یا آشپزخانه) به مدت 45 روز قرار داده شد. ذرات ترسیب شده بر روی سطوح پتری دیش‌ها مستقیماً و بدون هیچگونه تداخل با استفاده از یک استریومیکروسکوپ شمارش شدند. داده‌های به دست آمده با استفاده از نرم افزارهای Excel، Origin و SPSS آنالیز شدند.
یافته‌ها: میانگین نرخ ترسیب ذرات در کل دوره نمونه برداری برابر PN/m2/day 106×1/34 ± 106×9/23 بود. میانگین نرخ ترسیب در فصل گرم (PN/m2/day 107×1/10) بطور قابل توجهی بیشتر از فصل سرد (PN/m2/day 106×7/46) بود (0/001>p).
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که روزانه تعداد قابل توجهی از ذرات گرد و غبار در ساختمان‌های مسکونی ترسیب می‌یابد. نرخ عددی بالای ترسیب همراه با تغییرات آن در شرایط مختلف بیانگر ضرورت توجه بیشتر به این شاخص آلودگی ذرات گرد و غبار در ساختمان‌های مسکونی است.
 


صفحه 4 از 5     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سلامت و محیط زیست می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb