جستجو در مقالات منتشر شده


47 نتیجه برای خاک

بهزاد محمدمرادی، سهیل سبحان اردکانی، مهرداد چراغی،
دوره 10، شماره 4 - ( 12-1396 )
چکیده

زمینه و هدف: فلزات سنگین از شایع‌ترین آلاینده‌های خاک‌های شهری هستند که سلامت انسان و به‌ویژه کودکان را از طریق بلع و یا استنشاق تصادفی خاک و گردوغبار آلوده در معرض خطر قرار می‌دهند. از این‌رو، مطالعه حاضر با هدف ارزیابی شاخص مخاطره بوم‌شناختی فلزات سرب، کادمیوم، کروم و مس در خاک سطحی بوستان­های شهری تهران در سال 1395 انجام یافت.
روش بررسی: 60 نمونه خاک از بوستان‌های ملت، لاله، ولایت، اکباتان و پیروزی جمع آوری گردید، محتوی عناصر سنگین نمونه‌ها پس از آماده‌سازی و هضم اسیدی در آزمایشگاه، به‌روش طیف‌سنجی پلاسمای جفت ‌شده القایی (ICP) خوانده شد. همچنین شاخص خطرپذیری بالقوه بوم‌شناختی تجمعی فلزات سنگین (Risk Index (RI)) در خاک محاسبه شد. پردازش آماری نتایج نیز با استفاده از آزمون‌های شاپیرو-ویلک (Shapiro-Wilk test)، تحلیل واریانس یک­ طرفه (One-Way ANOVA)، تی­ تست (One Sample T-Test) و ضریب همبستگی پیرسون (Pearson Correlation Coefficient) انجام یافت.
یافته‌ها: کمینه و بیشینه میانگین غلظت عناصر در نمونه‌های خاک برابر با 0/25±0/52 و mg/kg 31/83±153/81 به‌ترتیب مربوط به کادمیوم و سرب بود. از طرفی میانگین غلظت عناصر سرب و مس در نمونه‌ها بیشتر از رهنمود WHO بود. همچنین بیشترین مقادیر آلودگی مربوط به بوستان ولایت واقع در جنوب بود. نتایج محاسبه شاخص RI نشان داد میزان تجمعی فلزات سنگین خاک برابر با 99/16 و در محدوده کم خطر قرار داشت.
نتیجه‌گیری: هرچند میزان تجمعی فلزات سنگین خاک در محدوده کم خطر قرار داشت، ولی از آنجا که میانگین غلظت عناصر سرب و مس از رهنمود WHO بیشتر بود، نسبت به کنترل منابع ورود آلودگی به محیط، پایش دوره‌ای منابع خاک سطحی به‌ویژه در بوستان‌های شهری که شهروندان بخش عمده‌ای از اوقات فراغت خود را در آنجا سپری می‌کنند و خودداری از احداث بوستان­ های شهری در حاشیه جاده‌ها به‌خصوص محل­ های پرترافیک توصیه می‌شود.
 

امیرحسین بقائی،
دوره 11، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه مدیریت دفن پسماند شهری و مشکل آلودگی خاک‌ها به فلزات سنگین از مشکلات عمده زیست محیطی به حساب می‌آید. این پژوهش با هدف بررسی اثر کاربرد کمپوست پسماند شهری شازند و بیوچار پوسته انار ساوه بر کاهش قابلیت دسترسی سرب در خاک و گیاه سورگوم انجام شد.
روش بررسی: تیمارهای آزمایشی شامل کاربرد 0، 10 و  ton/ha20 کمپوست پسماند شهری، بیوچار پوسته انار ساوه در دو سطح 0 و  g/kg15 و آلودگی خاک با مقادیر 0، 600، 800 وmg Pb/kg soil  1000 بوده است. بعد از گذشت 8 هفته از کشت گیاه سورگوم (رقم کیمیا)، ویژگی‌های فیزیکی، شیمیایی خاک و غلظت سرب در خاک و گیاه اندازه گیری شد.   
یافتهها: کاربرد  ton/ha20 کمپوست پسماند شهری به همراه‌g/kg  15 بیوچار باعث افزایش 0/4 واحدی  pHخاک و کاهش 11 درصدی در مقدار سرب قابل دسترس خاک شده است. نتایج مشابهی در مورد غلظت سرب ریشه و شاخساره گیاه مشاهده شد، به نحوی‌که کاربرد همین میزان کود در خاک آلوده به  mg Pb/kg soil1000 به ترتیب باعث کاهش 1/8و 2/2 برابری در غلظت سرب ریشه و شاخساره گیاه شده است.
نتیجه‌گیری: نتایج کلی این پژوهش حاکی از آن است که کاربرد کمپوست پسماند شهری شازند و بیوچار می‌تواند با افزایش ویژگی‌های جذبی خاک باعث کاهش غلظت سرب در خاک یا گیاه شود، هر چند که اثرات کاربرد این افزودنی‌های آلی در تامین نیازهای تغذیه‌ای گیاه نبایستی نادیده گرفته شود.

ناصر فرار، سید رضا گلستانه، سپیده رسولیان،
دوره 11، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مناطق مهم و مناسب تکثیر سوسری آمریکایی (L.) Periplaneta americana، شبکه‌ فاضلاب‌رو شهری است. با توجه به هزینه‌های زیاد سم‌پاشی و آلودگی‌های زیست‌محیطی، این تحقیق با هدف بررسی میزان کارایی روش مدیریت تلفیقی سوسری آمریکایی در شهر بوشهر انجام شد.
روش بررسی: در این بررسی ابتدا تعدادی از حشرهکشهای رایج در آزمایشگاه با دوزهای متفاوت جهت بررسی میزان اثربخشی روی سوسری‌ها آزمایش شد و سپس سه تیمار شامل ترکیب حشره‎کش‎های سایپرمترین و دلتامترین با بوریک اسید، خاک دیاتومه و ژل سیلیکا جامد مورد ارزیابی قرار گرفت. در این راستا شبکه‌ فاضلاب‌رو بوشهر به ده منطقه تقسیم شد و سپس تعداد ده منهول به‌صورت تصادفی از هر منطقه انتخاب گردید. برای تعمیم نتایج به‌ کل شبکه از روش نمونه‌برداری تصادفی- خوشه‌ای استفاده شد و جهت محاسبه‌ درجه تاثیر حشرهکش از روش Henderson-Tilton استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که مناطق نمونه‎برداری 100 درصد آلوده به سوسری آمریکایی است. حشرهکشهای مورد آزمایش در آزمایشگاه توانستند تا 92 درصد سوسری‌ها را پس از h 24 از بین ببرند، اما استفاده از آنها به‌تنهایی در منهول‌ها با گذشت زمان، باعث کاهش درصد تلفات شد. نتایج آزمون‌های آماری نشان داد که بیشترین کارایی مربوط به استفاده از ترکیبات ساخته شده بود به‌طوری‌ که تا 12 ماه پس از استفاده آنها، میزان مرگ ‌و میر بیش از 90 درصد بود.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که ترکیب   g50 شامل 5 درصد ژل سیلیکا، 35 درصد بوریک اسید، 60 درصد خاک دیاتومه به همراه محلول‌پاشی با حشره‌کش دلتامترین در هر منهول می‎تواند جمعیت سوسریها را تا پس از گذشت 12 ماه مهار نماید.
 

غلامرضا سیاحتی اردکانی، میرمهرداد میرسنجری، حمیدرضا عظیم‌زاده، عیسی سلگی،
دوره 11، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: استقرار کارخانه­ های گندله‏ سازی و فولاد در حاشیه­ شهر اردکان احتمال انتشار آلاینده­ های مختلف به­ ویژه فلزات سنگین را به محیط پیرامونی افزایش داده است. هدف از این پژوهش ارزیابی وضعیت آلودگی خاک حاشیه­ این صنایع به عناصر سنگین با استفاده از شاخص­ آلودگی (PI)، شاخص جامع آلودگی نمرو (NIPI)، شاخص زمین ‏انباشتگی (Igeo) و شاخص غنی شدگی (EF) است.
روش بررسی: در این مطالعه، 57 نمونه­­ ترکیبی خاک به روش سیستماتیک تصادفی از عمق 0 تا cm 5 تهیه و غلظت فلزات سنگین وانادیوم (V)، سرب (Pb)، نیکل (Ni)، مولیبدن (Mo)، کروم (Cr)، کادمیوم (Cd)، آرسنیک (As) و روی (Zn) با استفاده از دستگاه ICP-OES اندازه ‏گیری شد.
یافته­ ها: براساس نتایج، بیشترین و کمترین میانگین شاخص ­های Igeo (0/49 و 0/36) و PI (2/16 و 1/17) مربوط به نیکل و همچنین بیشترین و کمترین شاخص EF به ترتیب ناشی از روی (1/25) و مولیبدن (1/17) بود. شاخص EF حاصل از سرب، وانادیم و روی به ترتیب با فراوانی 15/8، 5/3 و 1/8 درصد خاک منطقه­ را در کلاس غنی ‏شدگی متوسط قرار داد. نقاط داغ آلودگی سرب، وانادیم، نیکل و روی در نزدیک­ترین فاصله نسبت به این صنایع و در پایین دست جهت وزش باد واقع شده است.
نتیجه ­گیری: شاخص ­های Igeo و EF عمدتا کلاس پایین آلودگی خاک را نشان داد. شاخص ­های PI و NIPI در غالب ایستگاه­ ها در کلاس آلودگی متوسط قرار داشت و بالاترین میزان این دو شاخص مربوط به خاک سطحی ایستگاه شماره 30 در نزدیکی صنایع فولاد بود. بنابراین می ­توان نتیجه گرفت که فعالیت صنایع مذکور­ بر روند آلودگی خاک منطقه­ مطالعاتی تاثیر داشته است.
 

بهاره قریشی، حسن اصلانی، محمد شاکر خطیبی، سپیده نعمتی منصور، محمد مسافری،
دوره 13، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: لجن حاصل از تصفیه خانه ­های فاضلاب شهری در صورت آلودگی به فلزات سنگین و ورود به محیط می ­تواند باعث ایجاد ریسک بهداشتی و اکولوژیکی شود. هدف این پژوهش ارزیابی میزان آلودگی و ریسک اکولوژیکی فلزات سنگین در لجن­ های تصفیه خانه فاضلاب شهری استان آذربایجان شرقی است.
روش بررسی: 9 نمونه لجن به‌صورت مرکب از بسترهای لجن خشک کن تصفیه خانه فاضلاب شهری استان آذربایجان شرقی جمع آوری و غلظت فلزات سنگین آنها اندازه ­گیری شد. شاخص تجمع زمینی، شاخص آلودگی و شاخص ریسک اکولوژیکی با استفاده از روابط مربوطه جهت تعیین ریسک اکولوژیکی فلزات سنگین در لجن فاضلاب محاسبه گردید.
یافته ­ها: نتایج نشان داد که تغییرات روند غلظت فلزات به‌صورت Zn>Cu>Pb>Cr>Ni>As>Hg>Cd بود. براساس حداکثر مجاز استاندارد (MPS) و شاخص Muller، سطح آلودگی کادمیوم و مس پایین، روی متوسط، آرسنیک و سرب شدید و جیوه خیلی شدید ارزیابی می‌شود. بر‌اساس MPS، شاخص آلودگی تک فاکتوره و شاخص آلودگی سنتتیک بهترتیب کمتر از عدد 1 و 0/7 است که نشان ­دهنده عدم آلودگی لجن و ایمن بودن کاربرد آن در کشاورزی است. در مقایسه با غلظت‌های پوسته زمین، ریسک قابل توجه اکولوژیکی در مورد سرب، ریسک زیاد در مورد آرسنیک و کادمیوم و ریسک خیلی زیاد در مورد جیوه مشاهده می‌شود. تفاوت معنی‌داری بین مقادیر فلزات سنگین با حدود MPS مشاهده گردید (‌0/05‌ p<).
نتیجه­ گیری: اگرچه غلظت‌ های فلزات سنگین، زیر MPS ارائه شده توسط USEPA هستند، با این حال نمونه‌ های لجن در مقایسه با‌ غلظت متوسط پوسته زمین نشان‌ دهنده درجه بالایی از ریسک اکولوژیکی بالقوه برای محیط هستند. پایش دوره‌ ای کیفیت لجن قویا توصیه می‌ شود.  

عباس طاعتی، محمد حسن صالحی، جهانگرد محمدی، رضا مهاجر،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: آلودگی فلزات سنگین خاک‌های سطحی به یک نگرانی جدی تبدیل شده است. این مطالعه با هدف ارزیابی پتانسیل خطرپذیری آلودگی فلزات سنگین بر سلامت انسان در خاک­ های سطحی مناطق صنعتی اراک، مرکز استان مرکزی واقع در غرب ایران انجام شد.
روش بررسی: 235 نمونه خاک سطحی از عمق cm 0-5 جمع‌آوری شد. غلظت فلزات سرب، کادمیم، نیکل، روی، مس و آرسنیک به روش هضم با اسید نیتریک N 4 عصاره‌گیری شد. سطح آلودگی خاک‌های منطقه با استفاده از شاخص زمین انباشتگی و فاکتور غنی‌شدگی اندازه‌گیری گردید. برای ارزیابی خطرپذیری سلامت فلزات سنگین از مدل ارائه شده توسط سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا استفاده شد.
یافته‌ها: میانگین غلظت سرب، کادمیم، آرسنیک، مس، نیکل و روی به‌ترتیب 37/88، 1/17، 151/78، 13/48، 92/98 و mg/kg 104/04 بود. مقادیر فاکتور غنی‌شدگی محاسبه شده برای نمونه‌های خاک از بدون غنی‌شدگی تا غنی‌شدگی قابل توجه متغیر بود. میانگین شاخص زمین انباشتگی برای سرب، کادمیم، مس، نیکل، روی و آرسنیک به‌ترتیب 0/37، 1/59، 2/53-، 0/48-، 0/63- و 2/9 به‌دست آمد. خطر غیر سرطانی (HQ) برای کودکان و بزرگسالان در مسیر بلع بیشتر از جذب پوستی و تنفس بود. شاخص خطر تجمعی غیر سرطانی (HI) برای همه فلزات سنگین مورد مطالعه به جز آرسنیک کمتر از سطح ایمن (1HI) بود. بیشترین مقدار خطر سرطانی (CR) نیز مربوط به آرسنیک و گروه سنی کودکان با مقدار 4-10× 2/37در مسیر بلع بود.
نتیجه‌گیری: خطر سرطانی (CR) آرسنیک در کودکان و بزرگسالان بیشتر از  4 -10× 1 است که نشان‌دهنده خطرپذیری غیر قابل قبول است.

محسن محمدی گلنگش، رضوان قاسمی ذوالپیرانی، محمد نعیمی جوبنی،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: آلودگی خاک‌های کنار جاده‌ای به فلزات ‌سنگین یک تهدید جدی برای اکوسیستم خاک و سلامتی انسان‌ها محسوب می‌شود. از این‌رو، هدف از این مطالعه تعیین غلظت و ارزیابی آلایندگی فلزات ‌سنگین در خاک‌های کنار جاده‌ای در مسیر جاده قدیم رشت ـ قزوین است.
روش بررسی: پس از بازدیدهای میدانی و حذف جاده‌های درون شهری، تعداد 10 ایستگاه خارج از شهر انتخاب گردید و نمونه برداری با سه تکرار از خاک‌های سطحی کنار جاده‌ای در اطراف جاده قدیم رشت ـ قزوین انجام شد. نمونه‌ها پس از آماده سازی اولیه و عملیات هضم اسیدی، بوسیله دستگاه ICP-OES اندازه‌گیری شد. جایگاه کیفیت خاک منطقه با استفاده از شاخص زمین انباشتگی (Igeo) و شاخص پتانسیل خطر اکولوژیکی (PERI) تعیین گردید.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که میانگین غلظت Zn، Cu، Ni و Pb در خاک‌های کنار جاده‌ای به‌ترتیب 58/07، 19/96، 20/26 و mg/kg 23/21 است. غلظت فلزات Zn و Ni بیشتر از غلظت زمینه به‌دست آمد و مقدار Zn فراتر از استاندارد آلودگی WHO بود. پتانسیل خطر اکولوژیکی منطقه با میانگین 86/24، بیانگر خطر کم برای همه فلزات مورد مطالعه بود. براساس نتایج شاخص زمین ‌انباشتگی منطقه مورد مطالعه برای فلز  Niدر سطح آلودگی متوسط طبقه بندی شد.  
نتیجه‌گیری: جاده‌های قدیمی به‌عنوان یکی از کانون‌های آلودگی برای اراضی پیرامونی شناخته شده‌اند. اگرچه انتظار می‌رود همواره غلظت آلاینده‌ها در اطراف جاده بسیار بالا باشد اما بررسی و بازدیدهای میدانی نشان می‌دهد که ترمیم و تعریض جاده، عملیات کشاورزی در اراضی حاشیه‌ای و وزش باد در مناطق کوهستانی عاری از پوشش گیاهی مانع از تجمع بار آلودگی ناشی از حمل‌ و‌ نقل در خاک‌های سطحی در منطقه شده است.

شهلا کریمیان، سکینه شکوهیان، غلامرضا موسوی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: مواد زائد شهری از منابع مهم آلاینده بوده و آلودگی خاک لندفیل به فلزات سنگین از چالش‌های رایج بوده است. هدف از این مطالعه ارزیابی ریسک اکولوژیک فلزات سنگین موجود در خاک لندفیل تهران و منطقه مسکونی مجاور آن بوده است.
روش بررسی: پس از مشاوره با کارشناسان و براساس تاسیسات پردازش پسماند، 12 نقطه انتخاب و در 4 فصل نمونه‌برداری گردید. هضم نمونه خاک با چهار اسید HNO3:HClO4:HCl:HF انجام و غلظت فلزات با دستگاه ICP-OES قرائت و ریسک اکولوژیکی محاسبه شد. از آزمون‌های کولموگراف-اسمیرنوف، کروسکال-والیس و ضریب همبستگی پیرسون جهت تعیین ارتباط بین غلظت فلزات با فصول و نقاط نمونه‌برداری استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که ترتیب غلظت فلزات به صورت آلومینیوم>آهن>منگنز>روی> کروم>سرب>مس>نیکل>کبالت >آرسنیک>کادمیوم بود. آزمون ناپارامتری کروسکال-والیس و مقایسات زوجی نشان از تفاوت معنی‌دار بین غلظت فلزات در نقاط و فصول مختلف نمونه‌برداری به‌خصوص در فصول بارانی داشت. ضریب همبستگی پیرسون ارتباط قوی و مثبت بین میانگین غلظت مس-سرب، مس-روی و سرب-روی به‌ترتیب برابر با 0/932، 0/874 و 0/883 نشان داد. فلز مس در سایت کمپوست و تخمیر دارای بالاترین فاکتور آلودگی با مقادیر 13/2 و 9/89 بوده و شاخص زمین انباشتگی هم تاییدی بر آلودگی آنتروپوژنیک خاک منطقه بود. ریسک اکولوژیک در محدوده 67/3 تا 154/7 متغیر بوده که ترتیب عناصر به ­صورت کادمیوم­>مس>سرب­>نیکل>آرسنیک>کروم>روی>کبالت>منگنز بود.
نتیجه‌گیری: با توجه به ریسک اکولوژیکی متوسط تا شدید فلزات در منطقه مورد بررسی و غلظت بالاتر آنها نسبت به غلظت زمینه، می‌توان دریافت که تغییرات فلزات و آلودگی خاک متاثر از فعالیت‌های صورت گرفته در لندفیل است.

محسن شعبان، داریوش یوسفی کبریا، مرضیه رضوی،
دوره 14، شماره 1 - ( 3-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: مصرف کودهای شیمیایی در صنعت کشاورزی بعنوان یکی از روش­های افزایش محصول شناخته شده است که همین مساله می­ تواند منجر به افزایش ریسک ورود آلاینده­های شیمیایی به چرخه غذایی انسان شود. هدف این پژوهش، امکان سنجی و ارزیابی حذف فلز سنگین نیکل از خاک شالیزارهای استان لرستان است.
روش بررسی: نمونه برداری از 15 ایستگاه و بصورت تصادفی از مناطق کشت برنج در دشت سیلاخور استان لرستان انجام شد و میزان غلظت اولیه و غلظت نهایی نیکل در مقاطع مختلف نمونه­ها، و همچنین میزان حذف آلاینده از نمونه‌ها پس از استفاده از روش اصلاح الکتروکینتیک و آماده‌سازی نمونه‌ها با استفاده از دستگاه طیف‌‌‌سنج نشری پلاسمای جفت شده القایی ICP-OES)) در سه راکتور با طول‌هایcm  5، 10 و 15 اندازه گیری و محاسبه شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که استفاده از روش اصلاح الکتروکینتیک در کاهش غلظت فلز سنگین در نمونه خاک کشاورزی موثر بوده است و میزان نیکل موجود در خاک را تا حدود مجاز استاندارد خاک سازمان محیط زیست ایران (mg/kg 50)، کاهش داده است. مقادیر اولیه فلز سنگین نیکل در خاک شالیزار در نمونه مرکب برابرmg/kg  108 بوده است که بهترین راندمان حذف آن پس از انجام آزمایشات در ناحیه کاتد و آند به ترتیب برابر با 90/84 و 93/75 درصد گردید.
نتیجه‌گیری: سلامت و کیفیت محصولات کشاورزی به استفاده از خاک سالم در محدوده استانداردهای زیست محیطی بستگی دارد. نتایج مطالعه حاضر نشان داد که فرایند EKR قادر به خروج نیکل از محیط خاک بوده و در نتیجه انجام فرایند، غلظت آلاینده به مقدار مجاز و حتی پایین‌تر از استاندارد کیفی خاک سازمان حفاظت محیط زیست ایران رسیده است.

اصغر یاوری، مهدی مرادی نظر، سیده مریم شرفی، امیرحسین نافذ، مقداد پیرصاحب،
دوره 15، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: برای استفاده صحیح از کمپوست،‌ تعیین کیفیت کمپوست اهمیت زیادی دارد. هدف از این مطالعه، تعیین تاثیر نسبت اختلاط عامل حجیم کننده بر روی شاخص‌های تثبیت و رسیدگی در کمپوست حاصل از فضولات مرغداری بود.
روش بررسی: دو توده از مخلوط خاک اره همراه با فضولات با نسبت‌های حجمی ۱:۱ (W1) و ۲:۱ (W2) با روش ویندرو تهیه شد و یک توده حاوی فضولات مرغداری به عنوان شاهد (W0) استفاده شد. به منظور تعیین شاخص‌های تثبیت و رسیدگی در کمپوست، مهمترین پارامترهای فیزیکوشیمیایی و بیولوژیکی مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: فاز ترموفیلیک در نسبت 1:1 حدود ۷ هفته و در نسبت 2:1 حدود ۴ هفته طول کشید. مقدار رطوبت در توده‌ها از 67/3955/05 درصد به 40/36-28/19 درصد رسید. نسبت اولیه C/N در توده‌های W0، W1 و W2 به ترتیب 27/10، 31/40 و 56/24 بود که در پایان به کمتر از ۲۰ رسید. میزان کاهش مواد آلی در سه توده به ترتیب 8/30، 62/59 و 85/53 درصد بود. مرحله ترموفیلیک باعث کاهش شدید جمعیت‌ میکروارگانیسم‌های شاخص و پاتوژن در‌ همه توده‌ها شد. بیشترین میزان فعالیت آنزیم دهیدروژناز در توده W1 به مقدار mgTPF/g DW.h 2/95 بود و با کاهش دما تا روز پایانی مقدار آن  به mgTPF/g DW.h 0/29 رسید.
نتیجه‌گیری: بهترین نسبت برای اختلاط خاک اره با فضولات مرغداری، نسبت ۱:۱ (v:v) بود. فعالیت‌های میکروبی و آنزیمی پارامترهای مفیدی برای پایش کمپوست سازی و تعیین میزان تثبیت کمپوست هستند و استفاده از این کمپوست در کشاورزی، باعث بهبود کیفیت خاک خواهد شد.
 

محمدمهدی قربانی نژاد فرد شیرازی، سکینه شکوهیان، سیدغلامرضا موسوی، محسن حیدری،
دوره 15، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: میکروپلاستیک‌ها به عنوان یکی از آلاینده‌های نوظهور سبب ایجاد نگرانی‌هایی برای عموم شده است. هدف مطالعه، تعیین فراوانی میکروپلاستیک و مزوپلاستیک خاک مناطق مسکونی مجاورت لندفیل تهران و ارزیابی ریسک اکولوژیک ناشی از آن بوده است.
روش بررسی: مطالعه مقطعی از نوع توصیفی بوده که برروی 20 نمونه خاک سطحی و عمقی مناطق مسکونی مجاورت لندفیل تهران در مرداد 1400 انجام گرفت. میکروپلاستیک‌ها با محلول‌های نمکی NaCl و ZnCl2 شناورسازی و مزوپلاستیک‌ها هم به صورت دستی جداسازی شد. شناسایی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی پلیمرها به‌ترتیب با استریومیکروسکوپ و آنالیز FTIR انجام شد.
یافته‌ها: میانگین میکروپلاستیک در خاک سطحی و عمقی به‌ترتیب برابر با particles/kgsoil 34/98±76 و 19/79±24/7 و میانگین مزوپلاستیک نیز برابر با particles/kgsoil 2/91±5/25 و 1/09±3/55 بوده است. آزمون t زوجی نشان داد که تفاوت معنی‌داری بین فراوانی ذرات پلاستیکی بین خاک سطحی و عمقی وجود دارد (0/001 < p). میکروپلاستیک‌های قطعه‌ای شکل، اندازه mm 0/5-0/1 و LDPE به‌ترتیب با مقادیر 37/75، 44/64 و 46/15 درصد بیشترین فراوانی را داشته و مزوپلاستیک‌ هم اشکال فیلمی، اندازه cm 1-0/5 و جنس LDPE به‌ترتیب با مقادیر 62/76، 61/46 و 50/7 درصد بیشترین بوده است. ارزیابی ریسک بالقوه اکولوژیک نشان داد که در تمامی نقاط نمونه‌برداری برای میکروپلاستیک و مزوپلاستیک کمتر از 150 بوده و بیانگر ریسک کم اکولوژیک است.
نتیجه‌گیری: علیرغم پایین بودن PERI ناشی از میکروپلاستیک و مزوپلاستیک‌های خاک مناطق مسکونی، شاخص Eri برای LDPE بالا بوده و احتمال ایجاد ریسک در صورت عدم اجرای اقدامات کنترلی بر روی آلودگی پلاستیکی وجود دارد.
 

عظیم ربیعی مصباح، سهیل سبحان اردکانی، مهرداد چراغی، بهاره لرستانی،
دوره 15، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: هیدروکربن‌های آروماتیک چندحلقه‌ای (PAHs) آلاینده‌های آلی پایداری هستند که به‌طور معمول در اثر فعالیت‌های انسانی تولید شده و با آلوده کردن همه محیط‌ها از جمله خاک، می‌توانند به زنجیر غذایی وارد شوند. از این‌رو، این مطالعه با هدف اندازه‌گیری مقادیر باقیمانده ترکیبات PAH در نمونه‌های خاک­ سطحی کشاورزی همدان در سال 1399 انجام شد.
روش ‌بررسی: در این مطالعه توصیفی، در مجموع 36 نمونه خاک سطحی از 12 ایستگاه منتخب در نواحی­ کشاورزی جمع ­آوری شد و پس از استخراج آنالیت‌ها به‌ روش سوکسله، از روش کروماتوگرافی گازی-طیف‌سنجی جرمی (GC-MS) برای شناسایی و تعیین محتوای ترکیبات PAH در نمونه‌ها استفاده شد. همچنین، مقادیر پارامترهای pH، هدایت الکتریکی (EC) و کربن آلی کل (TOC) نمونه‌های خاک نیز اندازهگیری شد. پردازش آماری داده‌ها نیز با استفاده از نرم‌افزار SPSS انجام شد.
یافته­ ها: نتایج بیانگر شناسایی 16 ترکیب PAH دارای اولویت در نمونه‌های خاک با کمینه و بیشینه غلظت کل (µg/kg) به ترتیب برابر با 435 و 3292 و میانگین مقادیر برابر با  µg/kg 1806 بود. به‌علاوه، مشخص شد که ترکیباتPAH  با وزن مولکولی زیاد (HMW-PAHs) با 78­ درصد از غلظت کل، ایزومرهای غالب در نمونه‌ها بودند. براساس نتایج، میانگین محتوی همه ترکیبات PAH شناسایی شده در نمونه‌های خاک سطحی منطقه مورد مطالعه از بیشینه رواداری وزارت بهداشت هلند کوچک‌تر بود. علاوه بر این، مشخص شد که میانگین غلظت ترکیبات Pyr، B(a)A،Chy ، B(b)F، B(k)F، B(a)P و B(ghi)P بیشتر از بیشینه رواداری سازمان حفاظت محیط ­زیست ایران بود.
نتیجه­ گیری: با توجه به تجاوز میانگین غلظت برخی از ایزومرهای شناسایی شده از حد مجاز، به منظور حفظ سلامت محیط و زیستمندان نسبت به اعمال اقدامات اصلاحی و کنترلی از جمله پایش دوره‌ای ترکیبات PAH در خاک و محصولات زراعی توصیه می‌شود.
 

محسن انصاری، مهدی فرزادکیا،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: غلظت بالای هیدروکربن‌های نفتی همراه با برخی پارامترهای دیگر نظیر آروماتیک‌ها، پارافین‌ها، نفتن‌ها، فلزات سنگین، باعث شده است تا لجن‌های نفتی توسط سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا در لیست مواد خطرناک با منبع مشخص قرار گیرد. لذا هدف از این پژوهش، جداسازی کنسرسیوم میکروبی از خاک آلوده به نفت و بررسی شاخص‌های تجزیه پذیری زیستی لجن نفتی است.
روش بررسی: رطوبت، pH، کربن آلی کل، نیتروژن کل، فسفر کل، آنالیز عنصری و میزان و نوع TPH نمونه لجن نفتی شناسایی شدند. کنسرسیوم میکروبی از خاک آلوده نفتی اطراف پالایشگاه نفت و کود مرغی، مورد جداسازی قرار گرفت. درنهایت شاخص‌های تجزیه پذیری زیستی لجن نفتی مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج مطالعه نشان داد، میزان کربن آلی و نیتروژن در نمونه‌های لجن نفتی به ترتیب 32/65 درصد و 0/21 درصد بود. همچنین، عناصر آهن، کلسیم و پتاسیم به ترتیب با 5862، 2921 و mg/kg 524، بیشترین جزء عنصری را در لجن نفتی تشکیل دادند. براساس آنالیز SARA، بیشترین ترکیبات TPH در نمونه‌های لجن نفتی شامل ترکیبات اشباع، آروماتیک‌ها، رزین‌ها و آسفالتن‌ها با میزان درصد به ترتیب 70/45 درصد، 15/2 درصد، 10/9 درصد و 3/45 درصد بودند.
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج شاخص‌های تجزیه پذیری زیستی لجن نفتی، می‌توان نتیجه گیری کرد که کنسرسیوم جداسازی شده می‌تواند به عنوان یک ابزار مناسب برای تصفیه لجن نفتی کف مخازن نگهداری نفت خام پیشنهاد گردد.

زهرا لطفی،
دوره 15، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: هیدروکربن­ های آروماتیک چند حلقه ­ای (PAHs) آلاینده­ های فراگیر با قابلیت ناهنجاری­ زایی، جهش ­زایی و سرطان­ زایی هستند که وجود آنها در محیط و یا قرار گرفتن در معرض آنها می­ تواند خطرات بالقوه­ای را برای محیط زیست و سلامت انسان به ­دنبال داشته باشد. بنابراین، این مطالعه با هدف شناسایی و تعیین مقادیر ترکیبات PAHs در نمونه ­های خاک سطحی محل دفع پسماندهای حاصل از فعالیت واحدهای تصفیه روغن (نورالدین­ آباد شهرستان گرمسار) در سال 1400 انجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش، نمونه­ های خاک سطحی از 8 ایستگاه منتخب در محدوده مورد مطالعه جمع­ آوری شد. پس از استخراج آنالیت­ ها به روش سوکسله، از روش کروماتوگرافی گازی-آشکار­ساز یونش شعله ­ای (GC-FID) برای شناسایی و تعیین محتوای ترکیبات PAHs در نمونه­ ها استفاده شد. پردازش آماری داده­ ها نیز با استفاده از نرم­ افزار SPSS انجام شد.
یافته ­ها: نتایج نشان داد که غلظت ترکیبات نفتالن (Nap)، اسنافتن (Ace)، بنزو (ب) فلوئورانتین (BbF)، دی بنزو (آاچ) آنتراسن (DBA)، بنزو (جی­ اچ ­آی) پیریلین (BP) و ایندنوپیرن (Ind) کمتر از حد کمی شدن روش اندازه­ گیری mg/kg 0/01> است. مجموع غلظت 16 ترکیب PAHs در خاک ایستگاه­ های مورد مطالعه از mg/kg 56/55 تا mg/kg 92/06 متغیر بود.
نتیجه­ گیری: مقایسه میانگین محتوی همه ترکیبات PAHs شناسایی شده در نمونه ­ها با بیشینه رواداری (MAC) استاندارد­های کیفیت منابع خاک سازمان حفاظت محیط زیست ایران نشان داد که مقادیر ترکیبات اسنافتیلن (Acy)، فلورن (Flu)، فنانترن (Phen)، آنتراسن (Ant)، فلوئورانتین (Flt)، پیرن (Pyr)، کریزین (Chr)، بنزو(آ)آنتراسن (BaA)، بنزو (کا) فلوئورانتین (BkF) و بنزو (آ) پیرن (BaP) بیشتر از حد مجاز بوده است. همچنین، مقایسه میانگین محتوی همه ترکیبات PAHs شناسایی شده در نمونه ­ها با بیشینه رواداری وزارت بهداشت، رفاه و ورزش هلند نشان داد که مقادیر ترکیبات Acy، Flu، Phen، Ant، Pyr، Chr، BaA، BkF و BaP بیشتر از بیشینه رواداری بوده است. بنابراین با توجه به تجاوز میانگین غلظت تعدادی از ترکیبات شناسایی شده از حد مجاز، به منظور حفظ سلامت محیط و انسان به اعمال اقدامات اصلاحی و پاکسازی خاک براساس استانداردهای پاکسازی آلودگی خاک سازمان حفاظت محیط زیست ایران توصیه می­ شود.
 

معصومه سلاح‌ورزی، سهیل سبحان اردکانی، امیرهومن حمصی، لعبت تقوی، جمال قدوسی،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: آلودگی و انباشت فلزات سنگین در خاک مهمترین چالش و نگرانی مشترک محیط ‏زیستی، اقتصادی و بهداشت عمومی در سراسر جهان است. از این‌رو، این پژوهش با هدف ارزیابی آلودگی و منشأیابی عناصر آهن، روی، کادمیم و کروم در خاک سطحی شهرستان خرم ‏آباد در سال 1399 انجام یافت.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی، پس از تفکیک منطقه مورد مطالعه به 11 واحد کاری همگن، در مجموع 65 نمونه خاک سطحی به‏ روش منظم-تصادفی از عمق cm 20-0 برداشت شد. پس از آماده‏ سازی و هضم اسیدی نمونه‏ ها در آزمایشگاه، مقادیر عناصر در آنها توسط روش طیف‌سنجی نوری پلاسمای جفت‌شده القایی (ICP-OES) خوانده شد. همچنین، مقادیر شاخص‌های غنی‎ شدگی (EF)، فاکتور آلودگی (CF) و شاخص جامع آلودگی نمرو (NIPI) محاسبه شدند. پردازش آماری نتایج نیز با استفاده از نرم‏ افزار آماری SPSS انجام یافت.
یافته ‏ها: نتایج نشان داد که میانگین غلظت عناصر آهن، روی، کادمیم و کروم در نمونه‏ های خاک به ‏ترتیب برابر با 3/14، 1/13، 0/021 و (mg/kg) 0/529 بوده است. نتایج محاسبه شاخص EF نشان داد که غنی‏ شدگی عناصر روی، کادمیم و کروم "بی ‏نهایت شدید" و میانگین مقادیر EF برای عناصر از ترتیب نزولی کادمیم > کروم > روی تبعیت کرده است. میانگین مقادیر شاخص‌های CF و NIPI نیز به‏ ترتیب در دامنه 5-10×3/30 تا 0/182 و 0/136-0/043 متغیر و بیانگر سطح "آلودگی کم" و شرایط کیفی "بدون آلودگی" در همه مکان‌های مورد مطالعه بود. براساس نتایج تجزیه و تحلیل ‏های آماری چند متغیره (PCC، PCA و HCA) عنصر آهن منشا زمین‏ شناسی داشت؛ در حالی‌که مشخص شد منشاء انتشار عناصر روی، کادمیم و کروم عمدتا با فرآیندهای زمین‏ زایی و فعالیت‏ های انسانی (کشاورزی و شهری) مرتبط بوده است. 
نتیجه‏ گیری: هرچند میانگین مقادیر شاخص ‏های CF و NIPI نشان داد که در حال حاضر کیفیت خاک در منطقه مورد مطالعه قابل ‏قبول است، ولی، نتایج محاسبه شاخص EF در نمونه ‏های خاک بیانگر تأثیر منابع انسانی (به‏ ویژه فعالیت ‏های کشاورزی و شهری) بر مقادیر عناصر روی، کادمیم و کروم بود. از این ‏رو، پایش منظم و دوره‏ای نمونه‏ های خاک و همچنین مدیریت و کنترل منابع انتشار آلاینده ‏ها به‏ منظور حفظ سلامت محیط و انسان توصیه می‌شود.

بهناز عبداللهی نژاد، حسن پاسالاری، مهدی فرزادکیا،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف این مطالعه، شناسایی و ارزیابی جامع مطالعات بین­ المللی در ارتباط با روشهای تلقیح میکروبی و تحریک زیستی جهت آلودگی زدایی خاکهای آلوده به ترکیبات نفتی است.
روش بررسی: این مطالعه مروری نظام­ مند در ماه آوریل سال 2022 میلادی انجام شد. بررسی مطالعه مروری نظام ­مند حاضر با پرداختن به دو سؤال اصلی انجام گردید: 1) آیا فرایند تحریک زیستی در پالایش زیستی خاک ­های آلوده به هیدروکربن های نفتی موثر است و 2) آیا فرایند تلقیح زیستی در پالایش زیستی خاک­ های آلوده به هیدروکربن­ های نفتی موثر است؟ از پایگاه‌های جستجوی الکترونیکی استناد جهانی (PubMed،Web of Science  و Scopus) جهت شناسایی مطالعات مربوطه استفاده گردید. پس از بررسی جامع مطالعات، 123 مطالعه سازگار با هدف مطالعه و نیز ارائه دهنده اطلاعات کمی در ارتباط با فرایندهای تحریک زیستی و تلقیح زیستی در زمینه پالایش زیستی خاک­ های آلوده به هیدروکربن ­های نفتی انتخاب شدند.
یافته ­ها: نتایج نشان داد که روش‌های تحریک زیستی با تغییرات عمیق در جوامع باکتریایی، آرکی­باکترها و قارچی خاک از نظر فعالیت، فراوانی و تنوع زیستی همراه است. به طور کلی، مواد مغذی و گیرنده­ های الکترون اضافه شده با تحریک زیستی، فعالیت میکروبی خاک را بهبود می­ بخشد، فراوانی باکتری­ ها و قارچ­ ها را افزایش می­ دهد و تکثیر انتخابی تخریب کننده ­های هیدروکربن­ های پلی آروماتیک ((PHC)Petroleum hydrocarbon ) باکتریایی، آرکی ­باکترها و قارچی را تسریع می­ کند. استفاده از فناوری تلقیح زیستی در محیط آلوده به هیدروکربن‌های نفتی تأثیر مثبتی بر خاک اصلاح شده نشان داده است. با این حال، انتخاب سویه­ های میکروبی مناسب برای دستیابی به هدف باید بسیار دقیق انجام شود.
نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از مطالعه حاضر که به تمامی جوانب زیست پالایی خاک‌های آلوده به ترکیبات نفتی پرداخته است نشان داد استفاده از روش‌های تحریک زیستی و تلقیح زیستی با در نظر گرفتن شرایط محلی می ­تواند اقدام کارآمد در زمینه پالایش خاک ­های آلوده به ترکیبات نفتی باشد.
 

سارا غیور، عباس رضایی، محسن حیدری،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: زمین‌های کشاورزی اطراف تهران به دلیل مجاورت با منابع آلودگی ممکن است به انواع آلاینده‌ها آلوده شوند و لازم است این آلودگی مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین، اهداف این مطالعه تعیین سطح آلودگی برخی عناصر جزئی در خاک کشاورزی اطراف تهران و ارزیابی ریسک بهداشتی مربوطه بودند.
روش بررسی: در این مطالعه 43 نمونه خاک از زمین‌های کشاورزی اطراف تهران جمع آوری شد. نمونه‌ها آماده سازی و هضم اسیدی شدند و غلظت‌های وانادیوم، لیتیوم، لانتانیوم، مولیبدن و آنتیموان با ICP-OES سنجش شد. براساس غلظت‌های عناصر در خاک، شاخص‌های آلودگی و ریسک غیرسرطانزایی (مبتنی بر شبیه سازی مونت کارلو) ارزیابی شدند.
یافته‌ها: از بین عناصر مورد مطالعه، وانادیوم (mg/kg 131) دارای بالاترین غلظت بود و به دنبال آن لانتانیوم > لیتیوم > آنتیموان > مولیبدن قرار داشتند. مقادیر شاخص زمین انباشتگی (Igeo) و فاکتور غنی شدگی (EF) به ترتیب در محدوده 1/9- تا 0/8 و 0/5 تا 3/1 بودند. مقادیر شاخص آلودگی جامع نمرو (NIPI) در محدوده 1/3 تا 2/0 بودند. مقدار شاخص ریسک غیرسرطانزایی برای لیتیوم، مولیبدن، آنتیموان و وانادیوم ناچیز، اما برای لانتانیوم فراتر از حد آستانه بود.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که زمین‌های کشاورزی اطراف تهران به میزان کم تا متوسط به عناصر جزیی آلوده هستند. با این حال، ریسک غیرسرطانزای غیرقابل قبولی برای لانتانیوم موجود در خاک کشاورزی برآورد شد. بنابراین، لازم است آلودگی لانتانیوم در خاک‌های کشاورزی اطراف تهران بطور ویژه مورد توجه قرار گیرد.
 

محمدجواد ذوقی، محمدامین رسولی، بهنوش خطائی، محمدرضا دوستی،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: اگرچه معدن­ کاری از فعالیت­ های مهم اقتصادی در سراسر جهان است، به علت بهره­ برداری ضعیف فرایندها و دفع نادرست باطله ­های معدنی باعث انتشار آلودگی ­های مختلف به ­خصوص فلزات سنگین در خاک می­ شود. تکنیک­ های مختلفی جهت تصفیه خاک و استخراج فلزات سنگین به کار گرفته شده­ اند. از جمله روش الکتروکینتیک که در خاک­ های ریزدانه بسیار موثر است. لذا در تحقیق حاضر از فرایند الکتروکینتیک جهت استخراج مس از باطله ­های معدنی در بیرجند استفاده شد.
روش بررسی: در این پژوهش، از راکتوری به طول cm 24 از جنس PVC استفاده شد. زمان ماند 2، 4 و 6 روز و ولتاژ V/cm 1 در نظر گرفته شد. الکترودهای گرافیتی انتخاب و دو محلول الکترولیت اسید­نیتریک و اسید­سیتریک جهت استخراج مس بررسی شد. سپس، جهت کنترل pH و بهبود فرایند استخراج، قطبیت الکترودها به طور متناوب تغییر یافت.
یافته ­ها: در راکتور­های مورد آزمایش، بالاترین راندمان حذف (54 درصد) در حالتی بدست آمد که در آند و کاتد به ترتیب از اسید سیتریک M 0/1 و آب مقطر، در مدت زمان 6 روز استفاده شد. در ادامه، با تعویض قطبیت 24 ساعته، راندمان حذف مس به حدود 60 درصد افزایش یافت.
نتیجه­ گیری: کاربرد اسید سیتریک در آند، باعث حذف بیشتر مس شده و تاثیربخشی بیشتری نسبت به اسید نیتریک داشته ­است. به­ علاوه، با تعویض متناوب قطبیت و حفظ pH خاک در محدوده خنثی، شرایط برای انحلال بیشتر فلز و کاهش ته­ نشینی آن در خاک مهیا گردید. درنتیجه میزان انتقال آن به خارج از محدوده تصفیه و راندمان حذف آن از محیط خاک افزایش یافت.
 

مریم فیاضی،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: ظهور فناوری نانو و بکارگیری مواد نانومقیاس امکان بهره‌گیری از کاربردهای بالقوه و بدیع این فناوری در عرصه‌های مختلف کشاورزی را فراهم آورده است. لذا هدف از این مطالعه، ساخت کود کندرهش برای عناصر غذایی پرمصرف مانند ازت، فسفر و پتاسیم (NPK) بوسیله هیدروژل­ های مبتنی بر نانوساختار رسی سپیولایت (Sep) و نشاسته (S) است.
روش بررسی: در این مطالعه، از روش بازدارندگی فیزیکی برای کنترل رهایش عناصر غذایی پر مصرف کود استفاده شده است. بدین منظور مقادیر مناسبی از نمک NPK در ساختار هیدروژل­ های Sep-S قرار گرفت. سپس میزان رهایش عناصر غذایی بوسیله شویش ستونی و اندازه ­گیری هدایت محلول خارج شده از ستون مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ­ها: پروفایل شستشوی کود NPK تنها نشان می دهد که نمک ­ها به سرعت از انتهای ستون خارج می­ شوند و هدایت محلول انتهای ستون در شستشوی اول پس از صرف mL 250 آب به حدود µS/cm 12000 می رسد. در مقابل پروفایل شستشوی کود کندرهش حاوی نمک ­های NPK نشان می­ دهد که پروفایل رهاسازی کود در 4 مرتبه شستشو با حجم یکسان تقریبا مشابه (محدوده µS/cm 1400 تا µS/cm 2300) است. نتایج نشان می­ دهد که قرارگیری نمک کودها در داخل هیدروژل­ های پیشنهادی منجر به رهاسازی آهسته عناصر غذایی پرمصرف می­ شود.
نتیجه ­گیری: انتشار مواد مغذی از ساختار کود کندرهش مبتنی بر هیدروژل­ های Sep-S دارای تاخیر بوده که برای جلوگیری از انتشار بیش از حد عناصر غذایی، به حداقل رسیدن اثرات منفی زیست محیطی و مصرف بیش از حد کودهای شیمیایی حیاتی است. همچنین، مواد استفاده شده برای ساخت کود کندرهش دارای هزینه نسبتا پایینی هستند.
 

زهرا معاوی، خوشناز پاینده، مهرنوش تدینی،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: فلزات سنگین از انواع آلاینده­ های خطرناک موجود در محیط­ زیست هستند که در مواد غذایی انباشته می­ شوند. این پژوهش با هدف ارزیابی خطر سلامت و آلودگی برخی فلزات سنگین در سبزی‌های کاهو و کلم کشت ‌شده در سه شهرستان حمیدیه، دزفول و رامهرمز استان خوزستان انجام شد.
روش بررسی: نمونه ­برداری به‌­صورت تصادفی ساده، با سه تکرار و تعداد 15 نمونه از هر کدام از سبزی‌های کاهو و کلم کشت ‌شده در هر منطقه تهیه شدند. فلزات سنگین به کمک دستگاه جذب اتمی مدل پرکین المر 4100 سنجش شدند. ارزیابی خطر فلزات سنگین با استفاده از شاخص ­های آلودگی خاک و ارزیابی خطر سلامت انجام گردید.
یافته­ ها: بالاترین میزان فلز در کلم مربوط به روی (mg/kg 0/15±5/84) و پایین ترین مقادیر فلز کروم در کاهو (mg/kg 0/005±0/11) به ­دست آمد. بر اساس میزان جذب روزانه فلزات سنگین محصولات کاهو و کلم، نتایج نشان داد که بالاترین مقادیر شاخص مخاطره (HQ) را فلز سرب در کلم برای کودکان و بزرگسالان به ترتیب 8/5840 و 3/4253 در مقایسه با سایر فلزات سنگین داشتند. شاخص مخاطره فلزات نیکل و کروم در کلم بالاتر از کاهو بود، اما در مورد فلزات روی، مس و کبالت شاخص مخاطره در کاهو بالاتر از کلم به ­دست آمد. بالاترین مقدار شاخص سرطان­زایی در کودکان برای مصرف کلم و فلز سرب 0/0291 بود. شاخص سرطان­زایی فلز کروم در دو محصول کاهو و کلم (0/0003 و 0/0002) پایین­ ترین مقادیر را داشت. خطر بوم ­شناسی فلزات سنگین در خاک مزارع کشاورزی رامهرمز بالاتر از شهرهای دزفول و حمیدیه به ­دست آمد. فاکتور غنی شدگی فلزات سرب، کروم، مس و کبالت در خاک‌های کشاورزی رامهرمز بالاتر از مناطق دیگر بود. شاخص زمین انباشتگی کروم، روی و مس در خاک مزارع کشاورزی دزفول بالاتر از خاک‌های حمیدیه و رامهرمز بالاتر بود.
نتیجه­ گیری: با توجه با شاخص ­های آلودگی خاک، فلز کبالت نقش مهمی در آلودگی خاک دزفول، حمیدیه و رامهرمز داشت و فلزات سرب، نیکل، کروم، مس و روی آلودگی کمی در خاک مناطق مورد مطالعه داشتند. ارزیابی خطر سلامت فلزات سنگین خاک نشان داد که شاخص خطر فلزات سنگین سرب، نیکل، کروم، مس، روی و کبالت پایین­ تر از 1 به ­دست آمد. شاخص سرطان­زایی فلزات سنگین برای بزرگسالان و کودکان کمتر از 4-10 بود. ارزیابی خطر سلامت فلزات سنگین و شاخص مخاطره آنها نشان داد مصرف کاهو و کلم در این مناطق می­ تواند باعث مشکلات سلامتی در افراد شود.
 


صفحه 2 از 3     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سلامت و محیط زیست می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb