47 نتیجه برای خاک
بهناز عبداللهی نژاد، مهدی فرزادکیا،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: کرم های خاکی در تشکیل خاک، حفظ ساختار و حاصلخیزی خاک اهمیت دارند و می توانند به عنوان ابزاری برای ارزیابی دگرگونی ها و تاثیرات مختلف مورد استفاده قرار گیرند. بنابراین هدف از این مطالعه بررسی اثرات آلاینده دیزل بر جمعیت و بقای کرم خاکی گونه ایزنیافتیدا است.
روش بررسی: این تحقیق یک مطالعه تجربی و بنیادی-کاربردی بوده و با هدف بررسی اثرات غلظت های مختلف دیزل بر بقای کرم خاکی ایزنیافتیدا در راکتور حاوی لجن فعال خام و ورمی کمپوست طراحی و به مدت 90 روز اجرا گردید. به هر راکتور مقدار kg 1 خاک آلوده شده با دیزل و ورمی کمپوست و لجن فعال خام با نسبت های 1 : 0/35 : 0/25 اضافه گردید. کرم های بالغ ایزنیافتیدا پس از سازگاری با محیط واکنش، با تعداد 10 عدد و 20 عدد به راکتورها با غلظت های g/L 10 و 30 دیزل اضافه شد.
یافتهها: بقا و زنده مانی کرم های خاکی و تشکیل کوکون در راکتور شماره 3 بیشتر از سایر راکتورها مشاهده شد. همچنین میزان حذف دیزل در راکتور شماره 3 با مشخصات نمونه خاک آلوده شده با دیزل g/kg dried soil 10 + 20 عدد کرم خاکی ایزنیافتیدا، با اختلاف معناداری 5 درصد نسبت به دیگر راکتورها بیشتر است (70/5 درصد).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد که تولید مثل کرم های خاکی نسبت به بقا یا تغییر وزن نسبت به غلظت های بالاتر خاک آلوده به دیزل حساستر است. وجود ترکیبات نفتی در خاک برای رشد ایزنیافتیدا مضر است و اثرات حاد آن بر تولید پیله و کوکون ها مشاهده شد.
نادر عباسی، محسن محمدی گلنگش،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: فلزات سنگین به علت سمیت، ماندگاری در شرایط طبیعی، قابلیت ورود و تجمع (تجمع زیستی و بزرگنمایی زیستی) در زنجیره های غذایی، به عنوان آلوده کننده های جدی تلقی می گردند. هدف از این مطالعه بررسی غلظت فلزات سنگین Pb، Cd، Cu، Zn، Cr، Fe و Ni در خاک های سطحی کشاورزی محدوده مرکز دفن میاندوآب بوده است.
روش بررسی: در این پایش پس از بازدید منطقه، 57 نمونه خاک از عمقcm 20-0 برداشت شد. پس از آماده سازی و هضم نمونه ها در آزمایشگاه، توسط دستگاه پلاسمای جفت شده القایی (ICP-OES) مورد سنجش قرار گرفتند. شاخص پتانسیل خطر اکولوژیک (PERI) و شاخص زمین انباشتگی (Igeo)، آزمون مؤلفه های اصلی (PCA) و همبستگی پیرسون (Pearson’s Correlation)، آنالیز خوشه ای (Cluster) و آزمون تی منفرد (One-T-test) استفاده شد. پردازش آماری نتایج نیز با نرم افزار آماری SPSS انجام یافت.
یافتهها: بر اساس نتایج آزمون تی منفرد میانگین غلظت فلزات Pb، Cd، Cu، Zn، Cr، Ni تفاوت معناداری با غلظت زمینه شان در خاک نداشت (0/05<p) و این تفاوت فقط برای فلز Fe معنا دار بود (0/05<p) که حاکی از منشأ زمین شناسی این عنصر بود. شاخص پتانسیل خطر اکولوژیک، با میانگین 46/95 در محدوده خطر کم قرار داشت. بر اساس نتایج آزمون مؤلفه های اصلی (PCA) عامل اول با کروم، سرب و آهن، عامل دوم با روی و مس وعامل سوم با کادمیوم بطور مثبت و معناداری مرتبط بود. مطابق نتایج آنالیز خوشه ای، آهن بطور عمده وابسته به منابع طبیعی آن بود. بر اساس نتایج شاخص زمین انباشتگی تمامی فلزات به جز فلز مس در 2 ایستگاه (2 و 4 غیرآلوده تا کمی آلوده) در طبقه غیرآلوده بود.
نتیجهگیری: منشأ حضور عناصر، وابسته به عوامل طبیعی و انسانی است. بطور خاص کروم، سرب و کادمیوم با احتمال زیاد از منابع انسان ساخت و آهن از منابع طبیعی است. کاهش غلظت فلزات را می توان به دلایلی از جمله شخم های مداوم و سالیانه، عدم فعالیت مرکز دفن پسماند، جذب زیستی توسط محصولات زراعی، خاکشویی و انتقال به اعماق پایین تر عنوان نمود.
صادق حسیننیایی، محمد جعفری، علی طویلی، سلمان زارع،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اتیلن دی آمین تترا استیک اسید (EDTA)، به عنوان یک عامل کلاتور مصنوعی برای اصلاح خاکهای آلوده به عناصر بالقوه سمی شناخته شده است. Marrubium cuneatum از جمله گیاهان دارویی با کاربرد گیاهپالایی است که تأثیر EDTA بر خصوصیات مورفوفیزیولوژیکی این گونه و خاک تحت کشت آن بررسی شد.
روش بررسی: گونه M. cuneatum به مدت شش ماه در گلخانه در خاک معدنی آلوده به عناصر بالقوه سمی تحت سطوح مختلف EDTA (0، 1، 3 و mmol/kg 5) رشد داده شد و سپس زیست توده و غلظت عناصر درشت و ریز مغذی آن و خصوصیات بیوشیمیایی خاک مانند ماده آلی، فعالیت آنزیمهای خاک و جمعیت میکروبی اندازهگیری شد. همچنین یک مدل رگرسیونی بین غلظت EDTA و وزن شاخساره به منظور پیشبینی پاسخ رشدی گیاه برقرار شد.
یافتهها: غلظت mmol/kg 5 EDTA به ترتیب سبب کاهش 11 و 21/9 درصدی وزن خشک شاخه و ریشه نسبت به شاهد شد. عناصر درشت مغذی ریشه با اعمال EDTA نسبت به شاخه کمتر متحمل کاهش شدند و بیشترین کاهش مربوط به پتاسیم شاخساره با 40/70 درصد نسبت به شاهد بود و نسبت پتاسیم به سدیم به میزان قابل توجهی کاهش پیدا کرد. علیرغم بهبود برخی پارامترهای خاک در سطوح پایین EDTA، دوز mmol/kg 5 به ترتیب منجر به مهار 30 و 10 درصدی فعالیت آنزیمهای اورهآز و دهیدروژناز شد. رابطه رگرسیونی بین EDTA و وزن شاخساره نشان داد که حداکثر وزن خشک، در غلظت mmol/kg 2/4 حاصل شد.
نتیجهگیری: به طور کلی با توجه به اثرات کم و بیش نامطلوب EDTA از غلظت mmol/kg 3 بر خاک و گیاه و مدل پیشبینی پاسخ رشدی M. cuneatum، پیشنهاد میشود سطوح بیش از mmol/kg 2/4 این ماده آزمایشی مورد بررسی قرار گیرد تا دوز دقیقی را که آغازگر تأثیرات منفی در خاک و گیاه است مشخص شود.
جواد کاظم نور، عاطفه چمنی، احمد نجم عبداله الموسوی، نرگس کارگری،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی فلزات سنگین خاک شهری بهسبب مخاطرات بالقوه محیط زیستی و بهداشتی توجه گستردهای را به خود جلب کرده است. از اینرو، این پژوهش با هدف ارزیابی خطر و تعیین بار آلودگی فلزات آهن، روی، کادمیم، مس، منگنز و مولیبدن در خاک سطحی شهر در استان بابل عراق در سال 1402 انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-مقطعی، در مجموع 50 نمونه خاک سطحی از عمق cm20-0 برداشت و محتوی عناصر در آنها با استفاده از طیفسنجی نوری پلاسمای جفتشده القایی (ICP-OES) خوانده شد. همچنین، مقادیر شاخص های غنیشدگی (EF)، آلودگی (PI)، بار آلودگی (PLI)، خطر سلامت (HI) و خطر سرطانزایی (CR) محاسبه شدند. دادهها نیز با استفاده از نرم افزار آماری SPSS مورد پردازش قرار گرفتند.
یافته ها: میانگین محتوی عناصر آهن، روی، کادمیم، مس، منگنز و مولیبدن در خاک به ترتیب برابر با 27240، 62/7، 0/302، 33/8، 570 و mg/kg 0/999 بود. بیشینه میانگین محتوی عناصر برای آهن، مس، منگنز و مولیبدن در خاک به ترتیب برابر با 30331، 37/3، 639 و mg/kg 1/08 مربوط به مناطق مرکزی شهر و بیشینه میانگین محتوی عناصر برای روی و کادمیم به ترتیب برابر با 65/3 و mg/kg 0/332 و مربوط به مناطق روستایی و حومه شهر بود.
نتیجه گیری: نتایج، بیانگر تأثیر فعالیت های شهری (ترافیک، صنعت و کشاورزی) بر آلودگی عناصر آهن، روی، کادمیم، مس، منگنز و مولیبدن خاک در شهر القاسم بوده است. از این رو، به منظور کاهش و مدیریت خطر محیط زیستی و سلامتی، پایش منظم محتوی فلزات سنگین و شناسایی منابع آلودگی عناصر در خاک توصیه میشود.
ایرج اسدی، مهرداد چراغی، بهاره لرستانی، هاجر مریخ پور، سهیل سبحان اردکانی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی میزان گونهزایی شیمیایی و فراهمی زیستی فلزات سنگین و تعیین پارامترهای موثر در فراهمی زیستی آنها در مدیریت و اصلاح خاکهای اراضی کشاورزی نقش کلیدی دارد. به همین منظور، این پژوهش با هدف منشاءیابی، تفکیک شیمیایی و فراهمی زیستی عناصر بالقوه سمی در خاک کشاورزی شهرهای جنوبی استان همدان انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تعداد 90 نمونه خاک سطحی از عمقcm 30-0 بهصورت تصادفی از اراضی کشاورزی برداشت شد. پس از آمادهسازی نمونهها در آزمایشگاه، محتوای عناصر سنگین در آنها با استفاده از دستگاه جذب اتمی قرائت شد و فراهمی زیستی عناصر با استفاده از روش استخراج متوالی تعیین گردید. بررسی ارتباط بین میزان فراهمی زیستی فلزات سنگین با خصوصیات فیزیکوشیمیایی به کمک آزمون اسپیرمن انجام شد.
یافتهها: میانگین غلظت منگنز، کادمیم، آهن، کبالت، کروم، مس، نیکل، آنتیموان و آرسنیک در هر سه شهرستان مورد مطالعه بهترتیب 267/63، 0/19، 4/20، 20/65، 90/49، 35/86، 70/84، 3/78 و mg/kg 17/82 بهدست آمد. نتایج حاصل از استخراج متوالی نشان داد فلزات، منگنز، مس و نیکل بهترتیب با غلظت 6/76، 2/91 و mg/kg 3/77 بیشترین دسترسی زیستی را داشتند. بیش از 70 درصد پیوند بین فلزات سنگین و خاک از نوع مقاوم و میان بطنی بوده و فلزات سنگین موجود در خاک زمینه طبیعی دارند.
نتیجهگیری: غلظت فلزات سنگین در خاک منطقه مورد مطالعه کمتر از حد استاندارد و دسترسپذیری فلزات سنگین در محیط خاک از پتانسیل کمی برخوردار بوده و از نظر ورود آلودگی به آب، خاک و محصولات زراعی نگرانی خاصی ایجاد نمیکنند.
سهیل سبحان اردکانی، نیره السادات حسینی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی پیامدهای محیطزیستی و بهداشتی مرتبط با عناصر بالقوه سمی در حفظ کیفیت بوم سامانه شهری، سلامت عمومی و ارتقای توسعه پایدار شهری نقش کلیدی دارد. لذا، این پژوهش با هدف ارزیابی ریسکهای محیطزیستی و سلامت عناصر آرسنیک، سرب، کادمیم و نیکل در خاک سطحی شهر همدان در سال 1401 انجام شد.
روش بررسی: در مجموع 135 نمونه خاک سطحی از عمق cm0-20 از کاربریهای مسکونی، تجاری و صنعتی برداشت و محتوی عناصر در آنها با استفاده از ICP-OES خوانده شد. مقادیر شاخص های آلودگی و یکپارچه آلودگی نمرو برای تعیین سطح آلودگی محاسبه شدند. همچنین، از مدل ارزیابی ریسک سلامت برای ارزیابی ریسکهای غیرسرطانزا و سرطانزا استفاده شد.
یافته ها: بیشینه میانگین محتوی عناصر آرسنیک، کادمیم و نیکل به ترتیب با 6/91، 0/306 و mg/kg 23/9 مربوط به کاربری صنعتی و برای عنصر سرب با mg/kg 31/2 مربوط به نمونههای کاربری تجاری بود. مقادیر شاخص آلودگی نشان داد که سطح آلودگی همه عناصر در محدوده "کم" تا "زیاد" بوده است. از طرفی، میانگین مقادیر شاخص نمرو برابر با 2/62، شرایط آلودگی "متوسط" خاک را نمایندگی میکند. بهعلاوه، مقادیر میانگین شاخصهای مخاطره سلامت و ریسک سـرطانزایی کل عناصر برای هر دو گروه سنی کودک و بزرگسال بهترتیب نشاندهنده عدم بروز ریسک غیرسرطانزایی قابلتوجه و سطوح ریسک سرطانزایی متوسط بودند.
نتیجه گیری: از آنجا که مشخص شد فعالیتهای صنعتی و ترافیک نقش مهمی در آلودگی خاک شهر همدان دارند؛ لذا، پایش دورهای خاک، کاهش انتشار عناصر از منابع صنعتی و بهبود سیاستهای مدیریت حملونقل بهمنظور حفظ سلامت زیستبوم شهری و شهروندان توصیه میشود.
محمد آقانژاد، امیر شیخ محمدی، اسرافیل عسگری، حمیدرضا تاجفر،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه با هدف ارزیابی کیفیت شیمیایی و میکروبی لجن تولیدی در تصفیهخانه فاضلاب خوی (فرآیند SBR) و مقایسه آن با استانداردهای کشاورزی انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه نمونههای لجن ماهانه جمعآوری و با روشهای استانداردEPA (شامل تکنیک ۱۵ لولهای برای کلیفرمها، فلوتاسیون برای تخم آسکاریس و استخراج اسیدی برای فلزات سنگین) آنالیز شدند. دادهها با نرمافزار SPSS نسخه ۲۵ و آزمونهای آماری همبستگی پیرسون (Pearson correlation test) تحلیل شدند.
یافتهها: لجن مورد بررسی دارای pH مناسب (7/14) و کربن آلی بالا (27/32 درصد) بود، اما شوری بالا (µS/m 9891) و نسبت پایین C/N برابر با 6/38 نشاندهنده ناپایداری و محدودیت مصرف مستقیم آن در کشاورزی است. فلزات سنگین آرسنیک (mg/kg 10/27)، مس (mg/kg 134/86) و روی (mg/kg 530/93) نیز از استاندارد ملی ایران فراتر بودند. تحلیل هیتمپ ارتباط معنادار بین شوری، Cl- و SO42-را تأیید کرد. بهرغم ارزش تغذیهای لجن، بدون اصلاحاتی مانند تثبیت، کاهش شوری و حذف پاتوژنها، استفاده مستقیم آن توصیه نمیشود.
نتیجهگیری: با وجود ترکیبات مغذی قابل توجه در لجن مانند نیتروژن، فسفر و کربن آلی، کاربرد مستقیم آن در کشاورزی به دلیل شوری بالا، نسبت نامناسب C/N، آلودگی میکروبی شدید (تخم نماتودها) و تجاوز برخی فلزات سنگین از حدود مجاز، با محدودیت جدی مواجه است. استفاده ایمن از این لجن نیازمند انجام فرآیندهای اصلاحی نظیر تثبیت، ضدعفونی، نمکزدایی و پایش فلزات سنگین است. بنابراین، توصیه میشود مصرف لجن بهصورت کنترلشده، پس از تصفیه مناسب و مطابق با نیاز خاک و نوع محصول انجام گیرد.