27 نتیجه برای یاری
مجتبی زمانی، نعمت الله خراسانی، علیرضا ریاحیبختیاری، کرامت الله رضایی،
دوره 7، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه بهمنظور تعیین غلظت، منشا و شناسایی منابع ورودی پریلن و برخی ترکیبات PAH در رسوبات سطحی 3 منطقه قلمگوده (A)، سیاهکشیم (B) و تالاب مرکزی (C) واقع در تالاب انزلی انجام شد. روش بررسی: تعداد 22 نمونه رسوب (از هر 3 منطقه) و 2 نمونه خاک سطحی (فقط از منطقه A) در اردیبهشت سال 91 برداشته شد. نمونهبرداری از خاک بهمنظور اثبات وضعیت غلظت و منشا پریلن در رسوبات مورد بررسی، صورت گرفت. استخراج هیدروکربنهای آروماتیک حلقوی (PAH)، با استفاده از حلالهای آلی و 2 مرحله کروماتوگرافی ستونی و آنالیز این ترکیبات، با استفاده از دستگاه GC-MS انجام گرفت. همچنین از نسبتهای تشخیصی Ph/An، Flu/Pyr، Flu/Flu+Pyr، BaA/BaA+Chr و IP/IP+BghiP بهمنظور تعیین منشا ترکیبات PAH استفاده گردید. یافتهها: در تمامی نمونههای رسوب منشا پریلن طبیعی و منشا سایر ترکیبات PAH پتروژنیک بدست آمد. غلظت کلی ترکیبات PAH (به جز پریلن) در محدوده ng/g (dry weight) 560/05 تا 1051/93 و غلظت پریلن نیز بین ng/g (dry weight) 70/65 تا 204/41 بدست آمد. غلظت کلی ترکیبات PAH و پریلن در رسوبات منطقه A بهطور معنیداری بیشتر از 2 منطقه دیگر بدست آمد، در حالیکه هیچگونه رابطه معنیداری بین مقادیر نرمالایز شده ترکیبات PAH به TOC در بین رسوبات 3 منطقه مشاهده نشد. نتیجهگیری: با توجه به منشا پتروژنیک ترکیبات PAH در رسوبات سطحی تالاب میتوان تخلیه انواع فاضلابهای خانگی و صنعتی، فعالیتهای بندری و کشتیرانی، فعالیتهای استخراج، اکتشاف و پالایش نفت خام در مناطق فراساحلی و تردد قایقهای صیادی و گردشگری را بهعنوان منابع عمده ورود ترکیبات PAH مطرح نمود؛ اما تشخیص منشا طبیعی پریلن در نمونههای رسوب سطحی و خاک دلالت بر تولید این ترکیب در بخش خشکی بواسطه فعالیت موریانهها و قارچها روی مواد سلولزی و چوبی کف جنگل، چوبهای در حال فساد و باقیمانده فسیل آنها و انتقال به تالاب است.
عیسی سلگی، عباس اسماعیلی ساری، علیرضا ریاحی بختیاری، مهرداد هادی پور،
دوره 8، شماره 1 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی آرسنیک به علت اثرات سمی آن به عنوان ماده سرطانزا، از نگرانی های بزرگ محیط زیستی است. در این تحقیق به منظور ارزیابی آلودگی آرسنیک به خاک و تعیین الگوی توزیع مکانی آن، نمونه های خاک سطحی از مناطق شهری اراک جمع آوری و آنالیز شدند. روش بررسی: در مجموع 62 نمونه خاک سطحی از عمق cm 20-0 از پارکها، فضای سبز، زمین های باز و کشاورزی، اطراف جاده و میدان ها در شهر اراک جمعآوری شدند. در این تحقیق نقشه توزیع مکانی آرسنیک در خاک توسط GIS و روش درون یابی کریجینگ تولید شد. یافته ها: غلظت آرسنیک در خاک های سطحی شهر اراک بین 2/2 تا mg/kg10/8 بود (میانگین: mg/kg 5/78). نتایج آنالیز مکانی آرسنیک نشان داد که آلودگی آرسنیک در مرکز شهر افزایش می یابد و از جنوب به شمال نیز روند افزایشی مشهود بود. همچنین غلظت آرسنیک در خاک شهری اراک در مقایسه با بسیاری از شهرهای دنیا مقادیر کمتری داشت. نتیجه گیری: در نهایت می توان نتیجه گیری کرد که آرسنیک توسط هر دو فاکتور انسانی و طبیعی کنترل می شود. بیشترین مقادیر آرسنیک در مرکز شهر و شمال بود که بیانگر اثر فعالیت های انسانی مانند صنایع و حمل و نقل است.
مسعود حاتمی منش، محسن میرزایی، مهدی غلامعلی فرد، علیرضا ریاحی بختیاری، مهربان صادقی،
دوره 8، شماره 1 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: ورود فلزات سنگین از طریق فعالیت های انسانی به اکوسیستم های طبیعی، بویژه خاکها یکی از مهمترین نگرانی های زیست-محیطی است. این تحقیق به منظور اندازه گیری مقادیر فلزات مس، روی و کروم در خاک محل دفن زبالههای شهری و خاکستر زباله های بیمارستانی شهرکرد انجام شده است. روش بررسی: نمونه های خاک از سه بخش، بیرون از محل دفن زباله، محل دفن زباله شهری و محل دفن زباله های بیمارستانی جمعآوری شد. بطوریکه از هر بخش به ترتیب 1،2 و1 ایستگاه انتخاب و در هر کدام سه تکرار نمونهبرداری انجام شد. یافتهها: نتایج بدست آمده نشان داد بین مقادیر فلزات روی، مس و کروم در خاک محل های دفن مورد مطالعه در سطح 95 درصد اختلاف معنادار وجود دارد (P<0/05). همچنین برای فلز روی و مس بیشترین مقدار در محل دفن خاکستر زباله های بیمارستانی، و برای فلز کروم بیشترین مقدار درمحل دفن زباله های زاید شهری بدست آمد. در این بررسی ترتیب مقادیر فلزات مورد بررسی در نمونه های خاک در همه ایستگاه ها بدین صورتZn>Cu>Cr بدست آمد. نتیجه گیری: مقادیر بالای تعیین شده فلزات مورد بررسی در مطالعه حاضر بیانگر کاربرد بالای این فلزات در ساختار زباله های شهری و بیمارستانی و همچنین عدم تفکیک و دفن نادرست آنها است. از اینرو آگاهی از خصوصیات فیزیکی و شیمیایی زباله های شهری، بیمارستانی و خاک محل دفن به منظور برآورد اثرات آنها برکیفیت خاک و محیط های اطراف ضروری است.
سیده رویا علیایی، علیرضا ریاحی بختیاری، عیسی شریف پور،
دوره 8، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: طی چند دهه اخیر ورود آلایندهها بخصوص هیدروکربنهای آروماتیک چند حلقهای (PAHs) به اکوسیستمهای طبیعی از قبیل دریاچهها و آبهای آزاد خطرات زیست محیطی بالقوهای را برای جانداران آبزی ایجاد نموده است. این مطالعه به منظور بررسی میزان و الگوی تجمع زیستی ماده نفتی پایرن، در عضله، آبشش و کلیه ماهی کپور معمولی (Cyprinuscarpio) پرورشی در شرایط آزمایشگاهی انجام شده است. روش بررسی: در این تحقیق 30 عدد ماهی کپور معمولی در معرض غلظتهای 10، 50 و 100 µg/Lپایرن به شیوه غوطهوری قرار داده شد. در انتهای دوره آزمایشی 35 روزه به منظور بررسی تجمع پایرن در بافتهای مختلف از ماهیان نمونهبرداری شد. آنالیز شیمیایی شامل صابونی کردن، استخراج، جداسازی و پاکسازی طی دو مرحله کروماتوگرافی ستونی و در نهایت کروماتوگرافی گازی با استفاده از دستگاه طیف سنجی جرمی (GC-MS) تعیین گردید. یافتهها: مقایسه میزان تجمع زیستی پایرن در بافتهای عضله، آبشش و کبد ماهی کپور معمولی در غلظتهای 10، 50 و 100 µg/Lاختلاف معنیداری را نشان داد. بیشترین تجمع در دوز µg/L 100 در کبد با میانگین ng/g dw 78/5±685/67 و کمترین تجمع زیستی در دوز µg/L 10 در عضله با میانگین ng/g dw 0/13 ± 0/52 بوده است. روند تجمع ترکیب پایرن در تمامی دوزهای مورد مطالعه بصورت مشابه و به ترتیب زیر است: عضله<آبشش<کبد. نتیجهگیری: در مطالعه حاضر تجمع پایرن در بافتهای چرب به خصوص کبد که اندام پذیرنده آلایندههای نفتی است به مراتب بیشتر از آبشش و عضله بوده است.
فاطمه رضائی، غلامرضا موسوی، علیرضا ریاحی بختیاری، یداله یمینی،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از رایجترین روش های حذف آلاینده های فرار از هوا جذب سطحی است. در حال حاضر تحقیق بر روی جاذب های گزینش پذیر و ارزان با قابلیت بالای حذف آلاینده از نظر اقتصادی حائز اهمیت است. در این تحقیق کارائی جاذب های کامپوزیتی MnO/GAC و MgO/GAC برای جذب تولوئن از هوا در مقیاس آزمایشگاهی مورد مطالعه قرار گرفتند.
روش بررسی: جاذب های MnO/GAC و MgO/GAC با روش سل-ژل تولید و با آنالیزهای BET، XRF و SEM تعیین مشخصات شدند. متغیرهای زمان ماند (0/5، 1، 1/5، 2و s 4)، غلظت تولوئن ورودی (100، 200، 300 و ppmv 400) و دمای هوای ورودی (25، 50، 75 و ˚C100) بعنوان پارامترهای عملکردی موثر بر فرایند جذب مورد مطالعه قرار گرفتند. کارائی جاذب های MgO/GAC و MnO/GAC بر اساس زمان نقطه شکست و ظرفیت جذب تعیین و از نظر آماری مقایسه شدند.
یافته ها: زمان نقطه شکست ستون جاذب MgO/GAC و MnO/GAC با افزایش زمان ماند از 0/5 به s4 به میزان 90% افزایش یافت. افزایش غلظت تولوئن ورودی از 100 به ppmv 400 باعث کاهش زمان نقطه شکست و افزایش ظرفیت جذب به ترتیب به میزان 65% و 39% برای MgO/GAC و 59% و 61/1% برای MnO/GAC شد. کارائی جاذبMgO/GAC و MnO/GAC با افزایش دما از 25 به ˚C100 رابطه مستقیم داشت و به ترتیب 78% و 23% افزایش یافت.
نتیجه گیری: یافته های تحقیق نشان داد که جاذب های MgO/GAC و MnO/GAC کارائی بالائی در جذب تولوئن از جریان هوا دارند. اختلاف کارائی دو جاذب از نظر آماری معنی دار بود و MgO/GAC نسبت به MnO/GAC پتانسیل بالاتری در جذب ترکیبات آلی فرار از جریان هوای آلوده داشت.
بنفشه نادعلیان، محسن شهریاری مقدم، غلامحسین ابراهیمی پور، بهاره نادعلیان،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: حشره کشهای ارگانوفسفره استفادههای گسترده خانگی و صنعتی داشته و منجر به ایجاد اثرات سمی در سیستمهای زیستی میشوند. زیست پالایی یکی از مهمترین روشهای تصفیه این ترکیبات در محیط زیست است. این روش به دلیل هزینهها و آثار زیست محیطی کمتر، جایگزین مناسبی برای روشهای فیزیکو- شیمیایی است.
روش بررسی: توان تجزیه زیستی مالاتیون توسط سویههای Serratia marcescens BNA1 وPseudomonas aeruginosa BNA2 جداسازی شده از منطقه اروند کنار بررسی و مطالعه شد. به منظور بررسی توان تجزیه زیستی مالاتیون، سویه BNA1 بر روی محیط کشت پایه معدنی به همراه مالاتیون خالص کشت داده شد. همچنین توان تجزیه زیستی مالاتیون خالص توسط کشت خالص و میکس سویههای BNA1 و BNA2 به همراه و بدون سورفکتانت (Tween 80)، توسط دستگاه کروماتوگرافی گازی سنجش گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد سویههای استفاده شده قادر به تجزیه زیستی مالاتیون خالص هستند. ارتباط معنیداری بین میزان تجزیه مالاتیون در تیمارهای مختلف مشاهده گردید. میزان تجزیه زیستی مالاتیون در تیمارهای BNA1+Ma (33/88)، BNA2+Ma (26/45)، BNA1+BNA2+Ma (46/96)، BNA1+Ma+Tween80 (61/05)، BNA2+Ma+Tween80 (40/17)، BNA1+BNA2+Ma+ Tween80 (67/79( در صد بدست آمد.
نتیجهگیری: استفاده از کشت میکس به همراه سورفکتانت منجر به بالاترین کارایی تجزیه زیستی مالاتیون میشود. نتایج این مطالعه پس از انجام مطالعات پایلوت میتواند برای زیست پالایی مناطق آلوده به سموم ارگانوفسفره استفاده گردد.
حسن ایروانی، حسین شجاعی فرح آبادی، مرضیه شهریاری، مجتبی نخعی پور،
دوره 10، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: مونومر استایرن یک ترکیبات آلی فرار بوده که در صنایع مختلف مورد استفاده قرار میگیرد. با توجه به اثرات مخاطرهآمیز این ترکیب بر محیط زیست و انسان، کنترل و حذف آن ضروری به نظر میرسد. امروزه در بین روشهای حذف آلاینده ها، روش های حذف فتوکاتالیستی مورد توجه ویژه ای قرار گرفته است. لذا این مطالعه با هدف حذف بخارات استایرن از جریان هوا با استفاده از خاصیت فتوکاتالیستی اکسید روی تثبیت شده بر روی زئولیت ZSM-5 انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، ویژگی های کاتالیست های تولید شده با استفاده از آنالیزهای BET، پراش اشعه ایکس (XRD) و میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) تعیین شد. برای تولید بخارات استایرن در دبی و غلظت مشخص، از سیستم غلظتساز دینامیک استفاده گردید و کارایی حذف بخارات استایرن با استفاده از UV/ZnO و UV/ZSM-5/ZnO مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: نتایج آنالیز XRD و تصاویر SEM نشان داد که اکسید روی تولید شده دارای ابعاد نانو است و این نانوذرات به صورت موفق بر روی زئولیت ZSM-5 تثبیت شدهاند. نتایج حذف فتوکاتالیستی نشان داد که کاتالیستهای ZnOو ZSM-5/ZnO بخارات استایرن در غلظت ppm50 را به ترتیب به میزان 14 و 37 درصد حذف میکند.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان داد که تثبیت نانوذرات اکسید روی بر روی زئولیت ZSM-5 اثر افزایشی در تجزیه فتوکاتالیستی استایرن دارد. با توجه به این یافتهها، استفاده از سیستمهای هیبریدی جذب و فتوکاتالیست میتواند روش مناسـبی جهت حذف بخارات استایرن و دیگر آلایندههای مشابه باشد.
سراج بیتا، مهرزاد مصباح، علی شهریاری، مسعود قربانپور نجف آبادی،
دوره 10، شماره 3 - ( 9-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: نانوذرات بطور گسترده ای در تکنولوژی، پزشکی و تولیدات مصرفی مورد استفاده قرار میگیرند ولی اطلاعات محدودی در رابطه با تاثیرشان بر روی محیط های آبی وجود دارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی پاسخ سیستم دفاعی آنتی اکسیدانی آبشش ماهی کپور معمولی در مواجهه با نانوذرات نقره تولید شده با روش احیاء زیستی است.
روش بررسی: ماهیان کپور معمولی به مدت 14 روز در معرض غلظت های 0/11، 1/13 و mg/L 5/67 نانوذرات نقره تولید شده با روش احیاء زیستی قرار گرفتند. یک تیمار نیز بهعنوان شاهد در نظر گرفته شد. بعد از هر بار نمونه برداری، جهت تهیه عصاره بافت ماهی g 1 از بافت آبشش وزن شده و با mL 5 بافر فسفات مخلوط گردید. نمونه های هموژن شده جهت سنجش فعالیت کاتالاز، سوپراکسید دیسموتاز، گلوتاتیون، ظرفیت آنتی اکسیدانی کل و مالون دی آلدئید مورد آنالیز قرار گرفتند.
یافته ها: فعالیت کاتالاز بافت آبشش در غلظت های 5/67 و mg/L 1/13 نسبت به تیمار شاهد کاهش معنی داری داشت (0/05p<). فعالیت گلوتاتیون و میزان ظرفیت آنتی اکسیدانی کل در تیمارهای مختلف با تیمار شاهد از نظر آماری اختلاف معنی داری نداشتند (0/05p>). فعالیت سوپراکسید دیسموتاز و مالون دی آلدئید در روزهای مختلف نمونه برداری در تمام تیمارها دارای نوسانات افزایشی و کاهشی بوده است، البته فعالیت سوپراکسید دیسموتاز در مواجهه با غلظت های 5/67 و mg/L 1/13 نسبت به تیمار شاهد معنی دار بوده است (0/05p<).
نتیجه گیری: طبق نتایج می توان گفت که آبشش ماهی بهعنوان یکی از اندام های مستعد آسیب اکسیداتیو در مواجهه با نانوذرات نقره است، که این امر می تواند بر روی سلامت ماهی کپور معمولی و در نتیجه احتمال ابتلاء به بیماری در این ماهی را افزایش دهد.
ابراهیم هوشیاری، نسرین حسن زاده، علی چرخستانی،
دوره 12، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه آلکیل بنزن سولفانات خطی (LAS) کاربرد زیادی در تولید انواع شوینده ها دارد. هدف از مطالعه حاضر ارزیابی همزمان خطر سلامت و خطر اکولوژیک این آلاینده در آب سد درودزن برای ارگانیسم های هدفی همچون ماهی ها و دافنی است.
روش بررسی: با توجه به هدف تحقیق و براساس محدودیت های موجود، در شهریورماه 1397 از 7 ایستگاه انتخاب شده براساس کانون آلودگی در سد درودزن تعداد 21 نمونه آب برداشت شد و پارامترهای کیفی آب شامل دما، اسیدیته (pH)، اکسیژن محلول (DO)، پتانسیل اکسایش و کاهش (ORP)، کل جامدات محلول (TDS)، هدایت الکتریکی (EC) براساس روش استاندارد در محل سنجش شد. مقدار آلکیل بنزن سولفانات خطی (LAS) پس از انتقال نمونه ها به آزمایشگاه با استفاده از روش بهینه شده متیلن بلو اندازه گیری شد. سپس ارزیابی خطر اکولوژیک و سلامت با محاسبه شاخص RQ (شاخص ریسک) انجام شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین پارامترهای pH برابر با 8/84، EC برابر باµs/cm 732/19، TDS، شوری و DO به ترتیب برابر با mg/L 482/90، 366/61 و 6/87 بود. بیشترین و کمترین غلظت LAS به ترتیبmg/L 0/039 و 0/005 بود. همچنین نتایج نشان داد که ارتباط معنیداری بین غلظت LAS و pH وجود دارد. نتایج ارزیابی خطر نشان داد که شاخص ریسک سلامت در تمامی ایستگاه ها کمتر از مقدار 0/1 است. در صورتیکه شاخص ریسک اکولوژیک بهجزء در ایستگاه شماره 7 در سایر ایستگاه ها در طبقه با ریسک کم قرار دارد.
نتیجه گیری: بهطور کلی نتایج نشان میدهد که شاخص RQ در آب سد درودزن در محدوده مناسب و در طبقه با ریسک کم قرار دارد. لذا لازم است که به منظور رسیدن به قطعیت در ارتباط با شرایط بهینه آب سد از نظر اکولوژیکی و سلامت مطالعات طولانی مدت در این زمینه انجام شود.
خدیجه فرجی مهیاری، شاهین رفیعی، علیرضا کیهانی، زهرا فرجی مهیاری،
دوره 12، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: آگاهی از مقدار تولید پسماند جامد شهری، نقش ویژهای در تدوین سیاستهای مدیریت پسماند ایفا میکند. تاکنون، روشهای مختلف برای تخمین مقدار تولید پسماند بهکار گرفته شدهاند. در این پژوهش هشت فرم خاص از توابع ریاضی با روش تحلیل رگرسیون مبتنی بر جمعیت برای پیشبینی تولید پسماند ارزیابی شدند.
روش بررسی: آزمون معنیداری هر یک از مدلها با آماره F و آزمون ضرورت وجود پارامترهای پیشگو با آماره t انجام شد. از شاخصهای آماری ضریب تعیین (R2)، ضریب تعیین تعدیل شده (R2Adjusted)، ریشه میانگین مربع خطا (RMSE)، خطای اریبی (MBE) و درصد میانگین خطا (MPE) برای نکویی برازش مدلها استفاده شده است. برای بررسی توانایی پیشگویی مدلها ضریب تعیین پیشبینی شده (R2Predicted) با روش اعتبارسنجی متقابل یکطرفه محاسبه شد.
یافتهها: نتایج تحلیل نشان داد مدلهای چندجملهای درجه دو و بالاتر علیرغم دقت خوب، معنیدار نبوده (در سطح 0.01) و برای پیشبینیهای بلند مدت مناسب نیستند. مدلهای خطی، توانی و نمایی با R2 بهترتیب 0.942، 0.932 و 0.936 و R2Predicted به ترتیب 0.904، 0.893 و 0.898 بهترین هستند؛ اما، عدم قطعیت در مدل نمایی بیشتر است.
نتیجهگیری: وضعیت تولید پسماند در چهار سناریوی مبتنی بر رشد جمعیت (افزایش، تثبیت و کاهش موالید) برای کلان شهر تهران در سالهای 1400-1430 بررسی شد. هر چهار سناریو، افزایش تولید سالانه و سرانه پسماند را تا سال 1430 نشان میدهند. بنابر نتایج، انتظار میرود تولید روزانه پسماند در تهران از ton 7360 به حداکثر ton 12317 در سال 1430 برسد.
امید نصری، مسعود یونسیان، محمود علی محمدی، ناصح شالیاری، صفدر معصومی، منصور شمسی پور،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مواجهه با مواد شوینده خانگی و لوازم آرایشی میتواند اثرات نامطلوبی بر سلامتی انسان داشته باشد. لذا شناخت الگوی مصرف این محصولات در ارزیابی اثرات و نهایتا کنترل پیامدهای ناشی از استفاده نامناسب از آنها کمککننده است. با توجه به فقدان ابزار مناسب در کشور برای ارزیابی الگوی مواجهه افراد، در این مطالعه به بررسی پایایی و روایی پرسشنامه الگوی مصرف این محصولات پرداخته شده است.
روش بررسی: در مطالعه حاضر برای توسعه ابزار مورد نظر، ابتدا پرسشنامهای که در مطالعات مشابهی که برای این کار مورد استفاده قرارگرفته بود، ترجمه گردید. سپس متناسب با جمعیت مورد مطالعه تغییراتی در آن داده شد. در گام بعدی روایی محتوا و صوری ابزار مورد ارزیابی قرار گرفت. نهایتا پایایی پرسشنامه در دو مرحله آزمون و باز آزمون با فاصله زمانی ۱۴ روز و با مشارکت ۴۰ نفر از ساکنین بالای ۱۸ سال شهر تهران مورد آزمون قرار گرفت.
یافتهها: شاخص CVI (Content validity index) کل پرسشنامه در تمام سوالات بین 0/66 تا 1/0 متغیر بود. مقدار ضریب آلفای کرونباخ 0/814 بهدست آمد. بررسی همبستگی هر آیتم با امتیاز همبستگی کل نشان داد که تمام آیتمهای پرسشنامه همبستگی مستقیم و قوی با امتیاز کل ابزار دارند.
نتیجهگیری: با توجه به دارا بودن سطح روایی و پایایی قابلقبول پرسشنامه به زبان فارسی در مطالعه حاضر، میتوان این ابزار را در مطالعاتی که به بررسی الگوی مصرف یا ارزیابی ریسک مواجهه با آلایندههای شیمیایی ناشی از مصرف محصولات آرایشی یا شویندهها میپردازند، مورد استفاده قرار داد.
ناصح شالیاری، رامین نبی زاده، محسن ویژه، امید نصری، فرناز صیدی، مسعود یونسیان،
دوره 14، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: در بررسی خطر پذیری افراد جامعه در ارتباط با مسمومیتهای ناشی از مصرف حشره کشها به ابزاری عملی و اثر بخش جهت ارزیابی این حشره کشها نیازمند است. بنابراین در مطالعه حاضر به بررسی پایایی و روایی ارزیابی الگوی مواجهه افراد به حشره کشها پرداخته شده است.
روش بررسی: در این مطالعه پس از انجام روایی ترجمه نسخه نهایی پرسشنامه طی بررسی روایی محتوا و صوری براساس توافق صاحب نظران متناسب با جمعیت مورد مطالعه آماده گردید. در گام بعدی روایی پایایی مطالعه مورد بررسی قرار گرفت. بخش روایی همگرا مطالعه از طریق پانل خبرگان با مشارکت 6 نفر از متخصصین بهداشت محیط، حشره شناسی پزشکی، پزشک عمومی و اپیدمیولوژی دانشگاه علوم پزشکی تهران صورت گرفت. نهایتا نسخه پایایی پرسشنامه در دو مرحله آزمون و باز آزمون با فاصله زمانی 14 روز و با مشارکت 40 نفر از ساکنین شهر تهران مورد آزمون قرار گرفت.
یافتهها: نتایج R-CVI و C-CVI برای صد درصد آیتمها خوب و بین 0/91 تا 0/97 بود. شاخص کل CVI برای کل پرسشنامه از نظر تناسب و شفافیت بین 0/75 تا 1 متغیر بود. از طرف دیگر مقدار ضریب کل کاپا برای پایایی پرسشنامه نیز بین 0/89 تا 1 بهدست آمد.
نتیجهگیری: با توجه به دارا بودن سطح روایی و پایایی قابل قبول، نسخه فارسی این پرسشنامه ابزار معتبری است که میتواند در بررسی خطرپذیری استفاده از حشره کشها و ارتباط آن با مصدومیتهای مختلف در جمعیت ایران بکار رود.
مهرناز اصغری ماهفروجکی، آیلر جمالی، سعید گل فیروزی، علی شهریاری،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: بخش اورژانس بیمارستان محیط پیچیده مراقبت بهداشتی است و توجه به عفونتهای بیمارستانی ضروری است. هدف این مطالعه بررسی نحوه اجرای برنامه عفونت بیمارستانی در اورژانس بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی در سال 1401 در بیمارستانهای آموزشی شهر گرگان با استفاده از چک لیست سازمان جهانی بهداشت با 96 سوال در 9 بخش کارکنان، بیماران، محیط، تجهیزات، دارو، پیشگیری از عفونت تنفسی، ادراری؛ زخم و خون انجام شد. دادهها از طریق مشاهده و مصاحبه جمع آوری شد. برای تعیین تاثیر آگاهی کارکنان بر برنامه کنترل عفونت از چک لیست حاوی 45 سوال در 4 بخش دانش نظری، انجام پروسیجر، ایمن سازی و بهداشت محیط استفاده شد.
یافتهها: 82/46 درصد از برنامههای کنترل عفونت در اورژانس بیمارستانها بطور رضایت بخش اجرا شد. درصد امتیازات در حیطههای مختلف برنامه کنترل عفونت شامل کارکنان، بیماران، محیط، تجهیزات، دارو، پیشگیری از عفونت زخم، ادراری، تنفسی و خون به ترتیب 79/31، 77/78، 81/25، 83/34، 100، 44/34، 75، 87/88 و100 بود. همچنین درصد آگاهی متخصصان طب اورژانس، پزشکان عمومی، کارورزان پزشکی و پرستاران به ترتیب 100، 95/83، 87/5 و 79/92 بود.
نتیجهگیری: کیفیت اجرای برنامه کنترل عفونت در اورژانس بیمارستانها مطلوب بود. عدم رعایت برخی از سنجهها میتواند برای مراجعین و کارکنان بخش اورژانس خطر آفرین است. کارکنان پزشکی معتقد بودند که حمایت مدیران ارشد دانشگاه برای اجرای این برنامه از طریق برگزاری دورههای آموزشی علمی و تسریع در اشتراکگذاری اطلاعات علمی برای بهبود وضعیت لازم است.
محسن پورخسروانی، فاطمه جمشیدی گوهری، نسرین سیاری،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: این پژوهش سعی دارد، ضمن آنالیز توزیع مکانی و روند تغییرات میزان آرسنیک در منابع آب زیرزمینی حوضه سیرجان، عوامل موثر بر غلظت این عنصر در این منابع آبی را ارزیابی و تحلیل نماید.
روش بررسی: نمونه برداری از منابع آب زیرزمینی حوضه سیرجان از چاه های بهره برداری در محدوده آبخوان به تعداد 19 نمونه به روش سیستماتیک – تصادفی صورت پذیرفت. در هنگام نمونه برداری، پارامترهایی همچون pH و همچنین موقعیت جغرافیایی چاه های نمونه با استفاده از GPS تعیین گردید. سنجش آرسنیک با روش ICP-MS که متداول ترین روش برای شناسایی و اندازه گیری آرسنیک است، صورت پذیرفت. همچنین جهت ارزیابی عوامل موثر بر غلظت عنصر آرسنیک در منابع آب زیرزمینی دشت سیرجان از روش تحلیل سیستم های ارضی استفاده شد.
یافتهها: نتایج پژوهش نشان می دهد که میزان آرسنیک در تمام نمونه ها بالاتر از رهنمود ارائه شده سازمان جهانی بهداشت است به طوریکه میزان این عنصر در منابع آب زیرزمینی محدوده مطالعاتی بین µg/L 30 تا µg/L390 تغییر می کند. نتایج نشان می دهد که با توجه به آنالیز ارتفاعی حوضه سیرجان حداکثر غلظت آرسنیک مربوط به قسمت هایی از عمیق ترین نقاط حوضه است. مقدار آرسنیک نمونه شماره 9 که در پست ترین قسمت حوضه گرفته شده، به میزان µg/L 390 است. به همین علت ماندگاری آب در این قسمت از حوضه افزایش یافته و به تبع آن شدت جریان کاهش می یابد در نتیجه طبق قانون اثر تجمعی این فرآیند می تواند منجر به افزایش غلظت آرسنیک گردد.
نتیجهگیری: ارزیابی روند تغییرات غلظت عنصر آرسنیک در منابع آب زیرزمینی محدوده مطالعاتی حاکی از آن است که غلظت این عنصر یک روند افزایشی بالایی داشته است. طبق نتایج، قرارگیری منطقه مورد مطالعه در مرکز فرآیندهای هیدروترمال و ژئوترمال (کمربند کانه زایی مس در ایران)، اثر تجمعی و تاثیر pH بر جذب و واجذب عنصر آرسنیک، از مهمترین عوامل موثر بر افزایش میزان آرسنیک در منابع آب زیرزمینی حوضه سیرجان هستند.
فاطمه مومنیها، محمد کوهکن، هدا صفامنش، پرویز یاراحمدزهی، محمد عثمان خدایاری، علی محمدی، امیرحسین محوی،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت مدیریت پسماندهای تیز و برنده و پتانسیل آسیبزایی این نوع پسماندها، استفاده از فناوریهای بیخطرساز، کپسوله کننده و کاهنده حجم همزمان، یکی از نیازهای اساسی به منظور مدیریت پسماندهای پزشکی در بیمارستانها و سایر مراکز ارائه خدمات بهداشتی ـ درمانی محسوب میگردد. هدف اصلی این مطالعه تعیین کارآیی دستگاه بیخطرساز و کپسوله کننده پسماندهای تیز و برنده پزشکی بوده است.
روش بررسی: این دستگاه با روش ایجاد فوم از طریق حرارت القایی در محیط بسته بدون اکسیداسیون، با ایجاد پوشش نگهداری پایدار و حفاظت ایمن، فرایند محصورسازی و کپسوله کردن پسماندهای تیز و برنده پزشکی را فراهم کرده و در نتیجه از پخش و رهاسازی این پسماندها جلوگیری میکند. نمونه برداری از گازهای خروجی دستگاه با روشNIOSH 1501 انجام و نمونهها با دستگاهGC-MS سنجش شد. کارایی عملکرد بیخطرسازی دستگاه، براساس پایش بیولوژیکی باکتری شاخص باسیلوس استئاروترموفیلوس مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد میانگین غلظت گازهای BTEX و سایر گازهای آلی فرار در خروجی دستگاه در حد مجاز بوده است. غلظت گازهای بنزن، تولوئن، اتیل بنزن و گزیلن به ترتیب 0/04، 0/033، 0/029 و ppm0/029 بوده است. نتایج حاصل از پایش بیولوژیکی نشان داد که کاهش بار میکروبی 99/9999 (Log 6) بوده و فرایند بیخطرسازی قابل قبول بوده است. همچنین، از مزایای این دستگاه کاهش حجم اجسام تیز و برنده و پلاستیکی در فرایند کپسوله سازی و در نهایت استفاده از کپسولهها در پیرولیز/ بازیافت پلاستیک در صنعت است.
نتیجهگیری: امید است با به کارگیری این دستگاه نوآورانه و بومی در واحدهای بیخطرسازی بیمارستانهای کشور، گامی مؤثر در راستای بهبود مدیریت پسماندهای پزشکی، کاهش تولید پسماند، کاهش هزینههای بیمارستانها و حفظ و ارتقاء سلامت کشور برداریم.
ساناز غفاری، علیرضا ریاحی بختیاری، سید محمود قاسمپوری، علی نصراللهی،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه، ته سیگارها به یکی از عمده ترین اشکال پسماند تبدیل شده است. این مطالعه برای ارزیابی سطح آلودگی سواحل گیلان به ته سیگار و تشریح عوامل اثرگذار بر توزیع آنها طرح ریزی شده است. همچنین، تجربیات و گزینه های مدیریتی در این مطالعه مطرح گردیده است.
روش بررسی: در این مطالعه، یک روش استاندارد نمونه برداری اقتباس شده از "برنامه پسماندهای دریایی NOAA" برای نمونه برداری از 8 ساحل اجرا شده است. در این روش جمع آوری ته سیگار در هر ایستگاه از 18 کوادرات مربعی شکل با ابعادm2 1×1 صورت پذیرفت. برآوردی از شدت آلودگی سواحل ایران به ته سیگار ارائه گردیده و مروری بر مقالات انتشار یافته در خصوص اثرات مضر ته سیگارها صورت پذیرفته است.
یافته ها: تراکم ته سیگارها در محدوده 0/22 الی 2/11 عدد ته سیگار در هر متر مربع (item/m2) بوده است. پارک ملی بوجاق و بندر انزلی به ترتیب کمترین و بیشترین آلودگی ته سیگار را نشان دادند. نتایج نشان دهنده افزایش آلودگی تهسیگار در سواحل شهرهای پرجمعیت در مقایسه با نواحی ساحلی کمتر توسعه یافته بوده است. همچنین، ایستگاههای منطبق بر سواحل گردشگری و سواحل با شیب ملایم پتانسیل بیشتری برای تجمع ته سیگار را دارا بودند. آلودگی بالای سواحل بندر انزلی به ته سیگار را می توان به کاربرد گسترده گردشگری این سواحل نیز مرتبط دانست.
نتیجه گیری: نظر به آلودگی بالای سواحل پرتردد به ته سیگار، ضروریست نسبت به شناسایی سواحلی که پتانسیل بالاتری جهت تجمع این پسماند را دارند اقدام گردیده و برنامه های پاکسازی پسماندهای دریایی از سواحل برای آنها اجرا گردد. به علاوه، باید برنامه های مدیریتی مؤثری برای فرهنگ سازی جهت کاهش آلودگی ته سیگار انجام گردد.
آرزو یاری، علی اردلان، عباس استاد تقی زاده،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: ویژگی های دموگرافیک از عوامل موثر در مرگ های ناشی از سیل هستند. بررسی چگونگی و میزان ارتباط این دسته از عوامل با مرگ های ناشی از سیل و اندازه گیری میزان اثر آنها در راستای پیشگیری، کاهش و حذف مرگ های ناشی از سیل ضروری است.
روش بررسی: این مطالعه بصورت مورد-شاهدی در تمام مناطق تحت تأثیر سیل در ایران که مرگ ناشی از سیل داشته اند در بازه زمانی 1380 تا 1397 انجام شد. حجم نمونه این مطالعه 369 نمونه (123 مورد و 246 شاهد) از 12 استان و 30 شهرستان بود. مطالعه با استفاده از ابزاری که دارای روایی و پایایی قابل قبول بود، تأثیر ویژگی های دموگرافیک بر مرگ های ناشی از سیلاب را اندازه گیری نمود.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که شانس مرگ ناشی از سیل در افراد با سن کمتر از 15 سال 31/974 برابر و شانس مرگ جمعیت جوان 15 تا 29 ساله ایرانی 1/475 برابر بیشتر از افراد بالای 65 سال است. علاوه بر این شانس مرگ ناشی از سیل در افراد راننده 13/874 برابر افراد خانه دار و شانس مرگ افراد کشاورز، چوپان و دامدار 0/947 برابر افراد خانه دار بود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که ویژگیهای دموگرافیک جمعیت، بهویژه جوانی جمعیت و سن کم، همچنین برخی از مشاغل پرمخاطره مانند رانندگی و کشاورزی، از جمله عواملی هستند که شانس مرگ ناشی از سیل را افزایش میدهند. بر این اساس، توصیه میشود که در مناطق در معرض خطر سیل در ایران، اولویت برنامههای حفاظتی، آموزشی و کاهش آسیبپذیری ناشی از سیل به افراد جوان و با سن کم، با توجه به ویژگیهای دموگرافیک منطقه، داده شود.
علیرضا بختیاری، بهروز اکبری آدرگانی، پریسا شاولی گیلانی، لیلا کرمی، نجمه یزدانفر، پریسا صدیق آرا،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
مقدمه و هدف: با توجه به آنکه شیر و فرآوردههای آن در بسیاری از نقاط جهان بخش جدایی ناپذیری از رژیم غذایی انسان را تشکیل میدهند، بنابراین باید اقدامات موثری در راستای ایمنی شیر و به حداقل رساندن مقدار آلاینده های خطرناک در آن صورت گیرد. این مطالعه با هدف تعیین غلظت و ارزیابی خطر فلز سنگین سرب در شیر خام تولید شده در استان تهران انجام شده است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی مقطعی، نمونه های شیر خام از 24 دامداری مختلف استان تهران در فصل زمستان سال 1401 جمع آوری و از نظر آلودگی سرب با استفاده از روش طیف نگار جذب اتمی شعله مورد ارزیابی قرار گرفتند. با آزمون های آماری مرتبط نتایج حاصله با استانداردهای جهانی مورد مقایسه قرار گرفت. در ادامه با میانگین نتایج ارزیابی خطر صورت گرفت.
یافتهها: در این بررسی، میانگین مقدار سرب در هیچ یک از نمونه ها بالاتر از حد مجاز نبود. میانگین و انحراف معیار غلظت سرب در نمونه ها ppb 5/8± 7 به دست آمد. تمامی نمونه های مورد آزمایش کمتر از حد مجاز استانداردهای جهانی بود. اختلاف معنی داری بین میزان سرب کلیه دامداری ها نیز مشاهده نشد. مقدار HQ (Hazard Quotient) برای کودکان و بزرگسالان کمتر از یک محاسبه شد.
نتیجهگیری: غلظت سرب در تمامی نمونه ها زیر حد مجاز اعلامی کدکس و سازمان استاندارد ایران قرار داشت. با توجه به HQ محاسبه شده مصرف شیر از نظر آلودگی به سرب، خطر غیر سرطان زایی نداشت.
غلامرضا شقاقی، امیر حسین جاوید، سارا اله یاری بیک، علی ماشینچیان مرادی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تخلیه شورابه آب شیرین کن های دریایی به دریا می تواند عوارض جبران ناپذیری به محیط زیست داشته باشد. هدف این مطالعه شناسایی اثرات تخلیه شورابه به دریا، بررسی روش های مدل سازی برای بهینه سازی تخلیه شورابه به دریا و همچنین طراحی مناسب خروجی آن برای تامین استانداردها، کاهش اثرات محیط زیستی و هزینه ها است.
روش بررسی: بررسی اثرات شورابه بر دریا، مدل سازی انتشار آن، طراحی خروجی و استانداردهای تخلیه بر مبنای مرور مقالات و منابع در پایگاه داده هایGoogle Scholar ، Academia، Scopus، Civilica و Irandoc با استفاده از کلید واژههایی مانند Brine/Seawater concentrate discharge،Numerical modeling ،Discharge standards وOutlet design انجام گردید. از 132 مقاله بررسی شده 45 مقاله سازگار با اهداف مطالعه بود.
یافتهها: اثرات تخلیه آب شیرین کنها به دریا در محل تخلیه و فواصل دورتر قابل مشاهده است. مدل سازی عددی برای پیش بینی غلظت آلاینده در فواصل مختلف از محل تخلیه و تعیین محل تخلیه با رعایت استانداردها و کاهش هزینه ها به کار میرود. طراحی و استفاده از دیفیوزر با چندین نازل با زاویه 60 درجه منجر به بیشترین رقیق سازی در نقطه تخلیه می شود.
نتیجهگیری: استفاده از آب شیرین کنها برای مقابله با اثرات تغییرات اقلیمی ضرورت دارد. مدل سازی و طراحی مناسب خروجی آب شیرین کن نقش مهمی در کاهش اثرات نامطلوب، تامین استانداردهای محیط زیستی و بهینه سازی هزینه های ساخت و بهره برداری دارد و نیاز به مطالعات بیشتری در این زمینه در کشور است.
یگانه مظاهری، فرنگیس مربوطیان، سعید عاقبت بخیر، علیرضا بختیاری، بهروز تاجدار اورنج، بهروز اکبری آدرگانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بنزوات و سوربات برای جلوگیری از رشد میکروارگانیسم ها و برای افزایش ماندگاری مواد غذایی در اکثر محصولات غذایی استفاده می شوند. با توجه به احتمال استفاده غیرمجاز از این دو نگهدارنده در کفیر، در این مطالعه غلظت سوربات و بنزوات در این محصول با روش کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا اندازه گیری شد. همچنین با توجه اهمیت موضوع و مطابقت با ضوابط ملی از این جهت که محتوای اتانول محصول کفیر می تواند حداکثر 0/5 درصد باشد، میزان اتانول این محصول با استفاده از روش کروماتوگرافی گازی اندازهگیری شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-مقطعی 88 نمونه از دوغهای کفیر تولید شده به روش صنعتی از نامهای تجاری مختلف، از مراکـز عرضـه مواد خوراکی و آشامیدنی از نقاط مختلف ایران بهصورت تصادفـی جمعآوری شده و تا انجام آزمونهای موردنظر با استفاده از روش کروماتوگرافی در دمای C° 4 به آزمایشگاه منتقل شـد. تجزیه و تحلیل آماری دادهها در نرمافزار SPSS با استفاده از آزمون آماری ANNOVA یکطرفه جهت مقایسه میانگین دادهها صورت گرفت. در تمامی آزمونها سطح معناداری 0/05 لحاظ گردید.
یافته ها: در هیچیک از نمونه ها سوربات شناسایی نشد و بنزوات هم فقط در 11 عدد از نمونه ها مشاهده شد و میانگین غلظت آن mg/L 0/6763 بود. میانگین غلظت اتانول نیز 0/2997 درصد به دست آمد و در 10 عدد از نمونه ها الکل بیش از 0/5 درصد اندازه گیری شد که مغایر با ضوابط ملی است.
نتیجه گیری: وجود مقدار ناچیز بنزوات در فراورده ممکن است به علت فعل و انفعالات باکتری های اسیدلاکتیک باشد. افزایش درصد الکل نیز می تواند به علت تحت کنترل نبودن کامل فرایند تخمیر حین تولید محصول باشد. پیشنهاد می گردد بهمنظور بهبود شاخصهای تغذیهای و در راستای صیانت از سلامتی مصرفکنندگان حد مجاز برای نگهدارنده ها در این محصول تعیین گردد.