جستجو در مقالات منتشر شده


31 نتیجه برای ریسک

نوید قنواتی،
دوره 11، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف از مطالعه حاضر بررسی خطر فلزات سنگین (سرب، روی، مس، کروم، کادمیوم، نیکل، وانادیوم، آرسنیک، کبالت و کروم) بر سلامت انسانی در گرد و غبار خیابانی شهر آبادان است.
روش بررسی: جهت نیل به این هدف تعداد 30 عدد نمونه گرد و غبار از پیاده ­رو­ خیابان­های اصلی آبادان برداشت شده و به روش طیف سنجی جفت شده پلاسمای القایی (ICP-OES) آنالیز گردید.
یافته­ها: میانگین غلظت فلزات مورد مطالعه به ترتیب:  Pb(59/13)، Zn (287/50)، Cu (112/97)، Cr (50/03)، Cd (0/52)، Ni (56/77)،  V(35/83)،  As(7/10) و  Co(mg/kg) (7/53) است. همچنین براساس مقدار میانگین شاخص ریسک، نمونه­ها دارای ریسک متوسط هستند. خطر تجمعی غیر­سرطان­زایی کلیه فلزات سنگین در گرد و غبار خیابانی برای کودکان بیشتر از بزرگسالان است. که این امر نشان داد کودکان بیشتر از بزرگسالان در معرض خطر فلزات سنگین قرار دارند. در هر دو گروه سنی فلز کروم دارای بیشترین خطر سرطان­زایی و فلز سرب کمترین خطر را دارد.
نتیجه­ گیری: نتایج بدست آمده از پتانسیل ریسک اکولوژیک و ریسک سلامت انسانی، نشان داد که منبع آلودگی فلزات مورد مطالعه فعالیت­ های انسان­زاد از قبیل ترافیک، تاسیسات صنعتی و سوختن سوخت ­های فسیلی در منطقه مورد مطالعه است.
 

مریم مرادی باصری، حسین کمانی، سیدداود اشرفی، ادریس بذرافشان، فردوس کرد مصطفی پور،
دوره 11، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: گرد و غبار خیابان یک عامل مهم آلودگی شهری است که حاوی ذرات‌ معلق و فلزات ‌سنگین هستند. با توجه به این‌که در حال حاضر، بیش از نیمی از جمعیت جهان در محیط ‌شهری زندگی می‌کنند لذا این مطالعه با هدف ارزیابی ریسک غیر سرطان‌زایی ناشی از فلزات‌ جیوه (Hg) و مس (Cu) در گرد و غبار‌های سطحی‌ ‌خیابان‌های شهر زاهدان انجام شد.
مواد و روش‌ها: نمونه‌برداری از گرد و غبار خیابان‌های شهر زاهدان انجام شد و پس از آماده‌سازی نمونه‌ها، جهت تعیین غلظت فلزاتHg  و Cu‌، نمونه‌ها به دستگاه ICP-MS تزریق شد و با توجه به نتایج غلظت فلزات به‌دست آمده، نسبت خطر) (HQ و شاخص خطر غیر سرطان‌زایی (HI) ناشی از فلزات فوق محاسبه شد.
یافته‌ها: نتایج مطالعه نشان داد که مقدار نسبت خطر جیوه و مس برای کودکان و بزرگسالان کمتر از یک است. به طور کلی نسبت خطر برای مس و جیوه برای بزرگسالان از روند >HQvapour HQingestion > HQdermal>HQinhalation و برای کودکان >HQingestion>HQdermal>HQinhalation HQvapour پیروی کرد. شاخص خطر غیر سرطان‌زایی (HI) برای کودکان و بزرگسالان کمتر از یک بود.
نتیجه‌گیری: مقادیر شاخص نسبت خطر نشان داد که برای کودکان، استنشاق بخارات جیوه مسیر اصلی مواجهه با فلز جیوه است در صورتی‌که برای بزرگسالان، مسیر دهانی راه اصلی مواجهه با فلز جیوه و مس است. در حال حاضر مقدار شاخص خطر ‌غیرسرطان‌زایی کمتر از سطح ایمن (1HI<) است.
 

حسن ملوندی، نسرین حسن زاده،
دوره 11، شماره 3 - ( 9-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: آلودگی فلزات سنگین به‌راحتی در اکوسیستم‌های آبی تجمع یافته و منجر به افزایش غلظت‌ها در زنجیره غذایی می‌شوند، به‌طوری‌که تهدیدی جدی برای سلامت انسان، موجودات وابسته به  آب و اکوسیستم‌های آبی هستند. هدف از مطالعه حاضر تعیین غلظت فلزات سنگین در رسوبات سطحی رودخانه چشمه کیله، ارزیابی خطرات زیست محیطی و بوم‌شناسی و تعیین درجه آلودگی عناصر مورد مطالعه بود.
روش بررسی: در این مطالعه 25 نمونه از رسوبات سطحی رودخانه چشمه کیله جمع آوری شد. محتوای فلزات سنگین نمونه‌ها با استفاده از اسپکتروسکوپی نشری نوری پلاسمای جفت شده القایی سنجش شد. با توجه به محتوای فلزات سنگین نمونه‌های رسوب، شاخص‌های خطر زیست محیطی و اکولوژیکی محاسبه شدند. همچنین آلودگی رودخانه با مقایسه مقادیر عناصر مورد مطالعه با مقادیر رهنمودهای کیفیت رسوب ارزیابی شد.
یافته‌ها: میانگین غلظت‌های کروم، منگنز، آهن، کبالت، نیکل، روی و آرسنیک به ترتیب 41/27، 356/35، 16756/32، 9/17، 11/87، 41/24 و µg/g 24/60 بودند. بر مبنای مقادیر شاخص‌های CF و Igeo همه عناصر به استثنای آرسنیک درجه آلودگی اندک داشتند. همچنین شاخص‌های Eir و RI‌ نشان‌دهنده کمترین ریسک بوم شناسی بودند.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که رسوبات سطحی رودخانه چشمه کیله در استان مازندران از نظر آرسنیک تا حدودی آلوده بود. با این حال، رسوبات این رودخانه از نقطه نظر محتوای فلزات کروم، منگنز، آهن، کبالت، نیکل و روی خوشبختانه کیفیت مناسبی داشت.

سعید شجاعی برجوئی، حمیدرضا عظیم زاده، اصغر مصلح آرانی،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: عدم تجزیه زیستی در طبیعت و ایجاد اثرات بهداشتی نامطلوب در انسان از خصوصیات مهم فلزات سنگین است. هدف اصلی این پژوهش تعیین سطح آلودگی، تخمین ریسک­ های سرطان­زایی و غیرسرطان­زایی فلزات سنگین غبار ریزشی بر ساکنین اطراف نواحی صنعتی شهرستان اردکان است. هدف دیگر شناسایی منابع احتمالی انتشار فلزات سنگین در محیط است.
روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی مقطعی، غبار ریزشی فصل تابستان در اطراف صنایع کاشی سرامیک، خاک چینی، شن و ماسه و شیشه با نصب 35 تله از نوع فریزبی وارونه(Inverted Frisbee)  با پوشش چمن مصنوعی جمع­آوری شد. غلظت Cd، Ba، Cu، Ni، Cr، Mn و V با دستگاه ICP-MS اندازه­گیری شد. با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون Pearson Correlation Coefficient)) و تحلیل خوشه­ای (Cluster Analysis) منابع احتمالی فلزات سنگین غبار مورد ارزیابی قرار گرفت. برای تعیین سطح آلودگی از شاخص‌های ریسک اکولوژیکی و ارزیابی ریسک‌های سرطان‌زایی و غیرسرطان‌زایی فلزات سنگین از روابط پیشنهادی سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا استفاده شد.
یافته‌ها: بیشترین و کمترین میانگین غلظت فلزات سنگین برای Cd و Ba اندازه­گیری شد. نتایج تحلیل همبستگی پیرسون و آنالیز خوشه­ ای موید سه منشا انسان­زاد و همچنین منشا طبیعی برای فلزات سنگین غبار ریزشی بود. بر طبق شاخص پتانسیل ریسک اکولوژیکی، Cd در 45/10 درصد از نمونه­ها در کلاس آلودگی خیلی زیاد و در 54/88 درصد نمونه­ها در کلاس زیاد قرار داشت. کلاس آلودگی شاخص ریسک اکولوژیکی کلیه فلزات سنگین، متوسط تا زیاد بود. ریسک­ سرطان­زایی Cr و Ba در کودکان و بزرگسالان بزرگتر از 4-10 تخمین زده شد. در هر دو گروه سنی، شاخص خطر برای هر فلز کوچکتر از یک و مجموع آن برای کودکان 1/29 و برای بزرگسالان 0/16 به‌دست آمد.
نتیجه­گیری: Cd ریسک اکولوژیکی غبار ریزشی را در منطقه افزایش می‌دهد. نتایج ریسک سرطان­زایی فلزات سنگین نشان داد غلظت دو فلز Cr و Ba غیرمجاز است. همچنین ریسک غیرسرطان­زایی در کودکان نسبت به بزرگسالان بیشتر بود.

محمد رضوانی، سحر طبیبیان، عطاءاله ویسی،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: این مطالعه به‌منظور ارزیابی ریسک ایمنی و بهداشتی پالایشگاه گاز ایلام و بررسی کارایی روش تاپسیس در ارزیابی ریسک انجام گردیده است.
روش بررسی: پس از شناسایی 955 مورد خطر، با بهره‌گیری از معیارهای میزان مواجهه، شدت و احتمال وقوع و استفاده از روش تاپسیس، ریسک‌های محاسبه شده به تفکیک در بخش‌های ایمنی و بهداشت رتبه بندی گردیدند. نظر به عدم امکان تعیین سطح ریسک با استفاده از روش تاپسیس، به این منظور از روش FMEA استفاده و عدد ریسک (RPN) گزینه‌ها محاسبه گردید.
یافته‌ها: در ارزیابی ریسک ایمنی، آسیب‌های جانی، مالی، سوختگی و مرگ ناشی از آتش سوزی در اثر نگهداری مواد قابل اشتعال در انبار، با عدد مشابهت به راه حل ایده آل (Cli) به میزان 0/56 به‌عنوان بالاترین ریسک ایمنی مشخص گردید. در ارزیابی ریسک بهداشتی، مسمومیت و تاثیر بر سلامت کارکنان ناشی از عوامل میکروبی در اثر استفاده از مواد غذایی منقضی در طبخ غذا در واحد رستوران و همچنین آسیب‌های تنفسی رانندگان در اثر استنشاق و نشت گاز در ناحیه فرایندی و تردد رانندگان واحد نقلیه در سایت با Cli برابر با  0/66 به‌ عنوان بالاترین ریسک‌ها مشخص گردیدند.
نتیجه‌گیری: تاپسیس به‌عنوان یک روش نوین، قابلیت به‌کارگیری در رتبه بندی و ارزیابی ریسک صنایع را داراست. کلیه ریسک‌ها در سطح متوسط و پایین قرار گرفته و علیرغم ضرورت تعیین اقدامات کنترلی، در وضعیت اضطراری قرار ندارند.

بهاره قریشی، حسن اصلانی، محمد شاکر خطیبی، سپیده نعمتی منصور، محمد مسافری،
دوره 13، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: لجن حاصل از تصفیه خانه ­های فاضلاب شهری در صورت آلودگی به فلزات سنگین و ورود به محیط می ­تواند باعث ایجاد ریسک بهداشتی و اکولوژیکی شود. هدف این پژوهش ارزیابی میزان آلودگی و ریسک اکولوژیکی فلزات سنگین در لجن­ های تصفیه خانه فاضلاب شهری استان آذربایجان شرقی است.
روش بررسی: 9 نمونه لجن به‌صورت مرکب از بسترهای لجن خشک کن تصفیه خانه فاضلاب شهری استان آذربایجان شرقی جمع آوری و غلظت فلزات سنگین آنها اندازه ­گیری شد. شاخص تجمع زمینی، شاخص آلودگی و شاخص ریسک اکولوژیکی با استفاده از روابط مربوطه جهت تعیین ریسک اکولوژیکی فلزات سنگین در لجن فاضلاب محاسبه گردید.
یافته ­ها: نتایج نشان داد که تغییرات روند غلظت فلزات به‌صورت Zn>Cu>Pb>Cr>Ni>As>Hg>Cd بود. براساس حداکثر مجاز استاندارد (MPS) و شاخص Muller، سطح آلودگی کادمیوم و مس پایین، روی متوسط، آرسنیک و سرب شدید و جیوه خیلی شدید ارزیابی می‌شود. بر‌اساس MPS، شاخص آلودگی تک فاکتوره و شاخص آلودگی سنتتیک بهترتیب کمتر از عدد 1 و 0/7 است که نشان ­دهنده عدم آلودگی لجن و ایمن بودن کاربرد آن در کشاورزی است. در مقایسه با غلظت‌های پوسته زمین، ریسک قابل توجه اکولوژیکی در مورد سرب، ریسک زیاد در مورد آرسنیک و کادمیوم و ریسک خیلی زیاد در مورد جیوه مشاهده می‌شود. تفاوت معنی‌داری بین مقادیر فلزات سنگین با حدود MPS مشاهده گردید (‌0/05‌ p<).
نتیجه­ گیری: اگرچه غلظت‌ های فلزات سنگین، زیر MPS ارائه شده توسط USEPA هستند، با این حال نمونه‌ های لجن در مقایسه با‌ غلظت متوسط پوسته زمین نشان‌ دهنده درجه بالایی از ریسک اکولوژیکی بالقوه برای محیط هستند. پایش دوره‌ ای کیفیت لجن قویا توصیه می‌ شود.  

محمد رضوانی قالهری، فائزه عسگری ترازوج، محمد باقر میران زاده، غلامرضا مصطفایی، صفا کلته،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: آلودگی سبزی‌ها به فلزات سنگین را نمی‌توان دست‌کم گرفت. یکی از مهمترین جنبه‌های تضمین کیفیت مواد غذایی عدم آلودگی سبزی‌ها به فلزات سنگین است.
روش بررسی: این مطالعه روی 4 نوع سبزی پرمصرف به‌صورت خام از مراکز توزیع سبزی شهرستان کاشان انجام شد. به‌منظور سنجش نوع سبزی مصرفی پرسشنامه‌هایی در مراکز بزرگ توزیع سبزی‌ها در شهر کاشان به‌طور تصادفی به افراد داده شد. غلظت فلزات سنگین با استفاده از دستگاه ICP اندازه‌گیری شد. به‌منظور بررسی میزان قرار گرفتن در معرض خطر از شبیه سازی مونت کارلو استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که سرب بیشترین غلظت را در بین فلزات سنگین در سبزی جعفری (µg/g 0/98±4/8)، گشنیز (µg/g 1/3±3/8) و ریحان (µg/g 0/94±3) را دارد و در سبزی تره فلز سنگین کروم (µg/g 1/6±2/8) است. همچنین نتایج نشان می‌دهد که با در نظر گرفتن ضریب اطمینان 95 درصد بیشترین مقدار THQ در صدک 95ام برای سبزی ریحان، تره و جعفری به‌ترتیب در فلزات سنگین سرب، کروم و سرب مشاهده شده است که این مقادیر به‌ترتیب برابر با 0/7، 0/39 و 1/034 است.
نتیجه گیری: به‌طورکلی غلظت دو فلز سنگین کروم و سرب در نمونه‌های موردبررسی بیشتر از حدود رهنمود WHO/FAO بود و مقدار THQ فقط در سبزی جعفری برای فلز سنگین سرب بیشتر از 1 شد. بدین معنی است که غلظت سرب موجود در سبزی جعفری می‌تواند ریسک عوارض غیرسرطانزا را افزایش دهد.

شهلا کریمیان، سکینه شکوهیان، غلامرضا موسوی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: مواد زائد شهری از منابع مهم آلاینده بوده و آلودگی خاک لندفیل به فلزات سنگین از چالش‌های رایج بوده است. هدف از این مطالعه ارزیابی ریسک اکولوژیک فلزات سنگین موجود در خاک لندفیل تهران و منطقه مسکونی مجاور آن بوده است.
روش بررسی: پس از مشاوره با کارشناسان و براساس تاسیسات پردازش پسماند، 12 نقطه انتخاب و در 4 فصل نمونه‌برداری گردید. هضم نمونه خاک با چهار اسید HNO3:HClO4:HCl:HF انجام و غلظت فلزات با دستگاه ICP-OES قرائت و ریسک اکولوژیکی محاسبه شد. از آزمون‌های کولموگراف-اسمیرنوف، کروسکال-والیس و ضریب همبستگی پیرسون جهت تعیین ارتباط بین غلظت فلزات با فصول و نقاط نمونه‌برداری استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که ترتیب غلظت فلزات به صورت آلومینیوم>آهن>منگنز>روی> کروم>سرب>مس>نیکل>کبالت >آرسنیک>کادمیوم بود. آزمون ناپارامتری کروسکال-والیس و مقایسات زوجی نشان از تفاوت معنی‌دار بین غلظت فلزات در نقاط و فصول مختلف نمونه‌برداری به‌خصوص در فصول بارانی داشت. ضریب همبستگی پیرسون ارتباط قوی و مثبت بین میانگین غلظت مس-سرب، مس-روی و سرب-روی به‌ترتیب برابر با 0/932، 0/874 و 0/883 نشان داد. فلز مس در سایت کمپوست و تخمیر دارای بالاترین فاکتور آلودگی با مقادیر 13/2 و 9/89 بوده و شاخص زمین انباشتگی هم تاییدی بر آلودگی آنتروپوژنیک خاک منطقه بود. ریسک اکولوژیک در محدوده 67/3 تا 154/7 متغیر بوده که ترتیب عناصر به ­صورت کادمیوم­>مس>سرب­>نیکل>آرسنیک>کروم>روی>کبالت>منگنز بود.
نتیجه‌گیری: با توجه به ریسک اکولوژیکی متوسط تا شدید فلزات در منطقه مورد بررسی و غلظت بالاتر آنها نسبت به غلظت زمینه، می‌توان دریافت که تغییرات فلزات و آلودگی خاک متاثر از فعالیت‌های صورت گرفته در لندفیل است.

زینب علی‌زاده، کاووس دیندارلو، محسن حیدری،
دوره 14، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: آلودگی فلزات سنگین گردوغبار ترسیب شونده بر روی سطوح داخلی مدارس ابتدایی ممکن است سلامت دانش آموزان را تحت تاثیر قرار دهد و ریسک بهداشتی این نوع آلودگی باید ارزیابی گردد. بنابراین، اهداف این مطالعه شامل سنجش محتوای فلزات سنگین گردوغبار ترسیب شونده در محیط داخلی مدارس ابتدایی شهر بندرعباس و ارزیابی ریسک‌های بهداشتی مربوطه بودند.
روش‌ بررسی: در این مطالعه، نمونه‌های گردوغبار ترسیب شونده از سطوح داخلی مدارس ابتدایی شهر بندرعباس جمع‌آوری شدند. نمونه‌های گردوغبار ابتدا با استفاده از محلول aqua regia هضم شدند و سپس محتوای فلزات آنها توسط دستگاه  ICP-OES سنجش شد. برای ارزیابی ریسک بهداشتی منتسب به این آلودگی، دوزهای دریافتی روزانه از مسیرهای بلعیدن، استنشاق و جذب پوستی برآورد گردیدند. سپس ریسک‌های غیرسرطانزایی و سرطانزایی با درنظر گرفتن دوزهای دریافتی روزانه و فاکتورهای سمیت محاسبه شدند.
یافته‌ها: متوسط غلظت آرسنیک، کادمیوم، کبالت، کروم، نیکل و سرب در گردوغبار ترسیب شونده به ترتیب برابر mg/kg 5/45، mg/kg 0/58، mg/kg 11/44، mg/kg 69/72، mg/kg 83/95 و mg/kg 66/72 بود. سطح ریسک غیرسرطانزایی برای تمام فلزات کمتر از حد آستانه بود، درحالی‌که سطح ریسک سرطانزایی آرسنیک (6-10×2/18) فراتر از حد آستانه ارزیابی گردید.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که گردوغبار ترسیب شونده در مدارس ابتدایی به سطوح مختلفی از فلزات سنگین آلوده است. ارزیابی ریسک بهداشتی نشان داد که تماس با گردوغبار ترسیب شونده حاوی فلزات سنگین در مدارس ابتدایی بندرعباس ریسک غیرسرطانزایی قابل توجهی ایجاد نمی‌کند اما ریسک سرطانزایی آرسنیک فراتر از حد آستانه است که باید مورد توجه قرار گیرد.

آرزو خلیجیان، بهاره لرستانی، سهیل سبحان اردکانی، مهرداد چراغی، لیما طیبی،
دوره 14، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: آلودگی خاک‌ و رسوب به عناصر کمیاب و سمی با قابلیت ایجاد خطر برای سلامت انسان و محیط از مهمترین نگرانی‌های امروزی دنیا هستند. بنابراین، این پژوهش با هدف ارزیابی مخاطره بوم‌شناختی عناصر آرسنیک، کادمیم، نیکل و وانادیوم رسوبات سطحی ساحل خزرآباد ساری در سال 1398 انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-مقطعی، پس از جمع آوری 36 نمونه رسوب از 12 سایت منتخب و آماده‌سازی و هضم نمونه‌ها در آزمایشگاه، غلظت عناصر به‌ روش طیف‌سنجی نوری پلاسمای جفت‌ شده القایی تعیین شدند. همچنین، ‌نسبت به محاسبه شاخص‌های خطرپذیری بالقوه بوم‌شناختی (Eir) و خطرپذیری بالقوه بوم‌شناختی تجمعی (RI) عناصر در نمونه‌ها اقدام شد. پردازش آماری نتایج نیز با استفاده از نرم‌افزار SPSS انجام شد.
یافته‏ ها: نتایج نشان داد که میانگین غلظت عناصر آرسنیک، کادمیم، نیکل و وانادیوم (mg/kg) در نمونه‌های رسوب به‌ترتیب برابر با 12/7، 0/191، 35/0 و 31/9 بوده است. نتایج محاسبه شاخص Eir  نشان داد که ریسک بوم‌شناختی همه عناصر "کم" و میانگین مقادیر شاخص برای عناصر از ترتیب نزولی کادمیم > آرسنیک > نیکل > وانادیوم تبعیت کرده است. به‌‌علاوه، میانگین مقدار شاخص RI با 53/7، نشان‌دهنده "مخاطره بوم‌شناختی کم" عناصر در نمونه‌های رسوب بود.
نتیجه ‏گیری: هرچند میانگین مقادیر شاخص RI نشان داد که با توجه به مقادیر عناصر در رسوبات، در حال حاضر منطقه مورد مطالعه با ریسک بوم‌شناختی مواجه نیست، ولی از آنجا که عناصر کادمیم و آرسنیک به‌ترتیب با 46/4 درصد و 45/4 درصد بیشترین سهم را در ایجاد ریسک بوم‌شناختی داشتند، از این‌رو، نسبت به شناسایی و مدیریت منابع تخلیه انواع آلاینده‌های آلی و معدنی و همچنین پایش دوره‌ای نمونه‌های آب و رسوب که به‌عنوان منبع ذخیره آلاینده‌ها و به‌تبع آن ایجاد مخاطرات محیطی برخوردارند، توصیه می‌شود.

محمدمهدی قربانی نژاد فرد شیرازی، سکینه شکوهیان، سیدغلامرضا موسوی، محسن حیدری،
دوره 15، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: میکروپلاستیک‌ها به عنوان یکی از آلاینده‌های نوظهور سبب ایجاد نگرانی‌هایی برای عموم شده است. هدف مطالعه، تعیین فراوانی میکروپلاستیک و مزوپلاستیک خاک مناطق مسکونی مجاورت لندفیل تهران و ارزیابی ریسک اکولوژیک ناشی از آن بوده است.
روش بررسی: مطالعه مقطعی از نوع توصیفی بوده که برروی 20 نمونه خاک سطحی و عمقی مناطق مسکونی مجاورت لندفیل تهران در مرداد 1400 انجام گرفت. میکروپلاستیک‌ها با محلول‌های نمکی NaCl و ZnCl2 شناورسازی و مزوپلاستیک‌ها هم به صورت دستی جداسازی شد. شناسایی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی پلیمرها به‌ترتیب با استریومیکروسکوپ و آنالیز FTIR انجام شد.
یافته‌ها: میانگین میکروپلاستیک در خاک سطحی و عمقی به‌ترتیب برابر با particles/kgsoil 34/98±76 و 19/79±24/7 و میانگین مزوپلاستیک نیز برابر با particles/kgsoil 2/91±5/25 و 1/09±3/55 بوده است. آزمون t زوجی نشان داد که تفاوت معنی‌داری بین فراوانی ذرات پلاستیکی بین خاک سطحی و عمقی وجود دارد (0/001 < p). میکروپلاستیک‌های قطعه‌ای شکل، اندازه mm 0/5-0/1 و LDPE به‌ترتیب با مقادیر 37/75، 44/64 و 46/15 درصد بیشترین فراوانی را داشته و مزوپلاستیک‌ هم اشکال فیلمی، اندازه cm 1-0/5 و جنس LDPE به‌ترتیب با مقادیر 62/76، 61/46 و 50/7 درصد بیشترین بوده است. ارزیابی ریسک بالقوه اکولوژیک نشان داد که در تمامی نقاط نمونه‌برداری برای میکروپلاستیک و مزوپلاستیک کمتر از 150 بوده و بیانگر ریسک کم اکولوژیک است.
نتیجه‌گیری: علیرغم پایین بودن PERI ناشی از میکروپلاستیک و مزوپلاستیک‌های خاک مناطق مسکونی، شاخص Eri برای LDPE بالا بوده و احتمال ایجاد ریسک در صورت عدم اجرای اقدامات کنترلی بر روی آلودگی پلاستیکی وجود دارد.
 

غلامعلی جاودان، حمیدرضا غفاری، ضحی حیدری نژاد، ناهید زراعی، سمیه حسینوند تبار، فاطمه پوررمضانی، مهرداد احمدی،
دوره 15، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: چای به‌دلیل عطر، طعم و خواص دارویی مفیدی که دارد به‌عنوان یکی از محبوب‌ترین و پرمصرف‌ترین نوشیدنی‌ها در جهان شناخته شده است. آلودگی چای با فلزات سنگین ممکن است تهدید جدی برای سلامتی انسان باشد. هدف از این مطالعه بررسی غلظت عناصر بالقوه سمی (آرسنیک، سرب، مس، کادمیوم و جیوه) در چای سیاه وارداتی به جنوب ایران و ارزیابی ریسک سرطان‌زایی و غیر سرطان‌زایی مواجهه با آنها برای مصرف‌کنندگان بود.
روش بررسی: بدین منظور 94 نمونه چای سیاه از 15 برند وارداتی از هندوستان در سال 1399 انتخاب شدند. غلظت فلزات سنگین با استفاده از دستگاه جذب اتمی اندازه‌گیری شد. بعد از تعیین غلظت فلزات سنگین در نمونه‌های چای سیاه ارزیابی ریسک سلامتی با استفاده از تکنیک شبیه‌سازی مونت کارلو تعیین گردید.
یافته‌ها: براساس نتایج میانگین غلظت فلزات سنگین آرسنیک، سرب، مس، کادمیوم و جیوه به ترتیب برابر با 0/02±0/03، 0/16±0/22، 7/69±15/67، 0/01±0/02 و mg/kg 0/005±0/006 بود. مقادیر شاخص خطر غیر سرطان‌زایی (HQ) فلزات سنگین آرسنیک، سرب، مس، کادمیوم و جیوه به ترتیب برابر با 2-10×1/07، 3-10×6/37، 5-10×3/45، 2-10×2/05 و  4-10×7/19 بود.
نتیجه‌گیری: بنابراین با توجه به یافته‌ها می‌توان نتیجه‌گیری کرد که مقادیر غلظت عناصر بالقوه سمی (آرسنیک، سرب، مس، جیوه و کادمیوم) در چای سیاه با سطح استاندارد ایران و رهنمود سازمان جهانی بهداشت سازگار بود. همچنین میانگین شاخص خطر سرطان‌زایی برای فلز آرسنیک 6-10×‌4/49  بود که بسیار پایین‌تر از سطح قابل قبول خطر سرطان‌زایی است (6-10). بنابراین مقادیر غلظت پنج عنصر بالقوه سمی در چای سیاه مورد مطالعه هیچ خطر قابل ملاحظه‌ای را برای مصرف‌کنندگان نشان ندادند.
 

هنگامه ترویجی، سکینه شکوهیان، غلامرضا موسوی، محسن حیدری،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: در برخی روستاهای استان مازندران امکان آلودگی آب آشامیدنی به انواع آلاینده‌ها بخصوص فلزات سنگین به دلیل عمق کم منابع تامین آب آشامیدنی و نزدیکی این منابع به زمین‌های کشاورزی وجود دارد. بنابراین، اهداف این مطالعه سنجش سطح آلودگی آب مصرفی در برخی روستاهای استان مازندران به فلزات سنگین و ارزیابی ریسک‌های بهداشتی منتسب به آن بودند.
روش بررسی: محتوای فلزات آب آشامیدنی در 30 روستای با منبع آب مجزا در استان مازندران سنجش گردید. با توجه به غلظت و سمیت فلزات و مسیر مواجهه از طریق آشامیدن آب، ریسک‌های سرطانزایی و غیرسرطانزایی با استفاده از روش مبتنی بر شبیه سازی مونت کارلو ارزیابی شدند.
یافته‌ها: مقادیر غلظت آرسنیک، کادمیوم، کروم، نیکل و سرب در آب به ترتیب برابر µg/L 4/26-1/0>،µg/L  0/05>، µg/L 3/74-0/15>، µg/L 10/89-0/3> و µg/L 4/68-0/8> بودند. مقادیر شاخص خطر (HI) برای ریسک غیرسرطانزایی در اثر مواجهه با فلزات از طریق آشامیدن آب در گروه‌های سنی مختلف در رنج 4-10×3/04 تا 4-10×9/94 بودند. مقادیر ریسک سرطانزایی تجمعی مازاد در طول عمر (ELCRT) برای آرسنیک و کروم به ترتیب برابر 8-10×9/72 و 8-10×6/13 بودند.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه نشان داد که خوشبختانه غلظت فلزات در آب آشامیدنی منطقه مورد مطالعه بسیار کمتر از استانداردهای ملی بود و ریسک بهداشتی ناشی از آنها ناچیز بود. بنابراین، آب آشامیدنی در روستاهای مورد مطالعه از نقطه نظر آلودگی به فلزات کیفیت قابل قبولی دارد. با این حال، به دلیل وجود شالیزارهای برنج در برخی روستاهای استان مازندران، پایش مستمر سطح آلودگی منابع آب آشامیدنی در این مناطق ضرورت دارد.
 


حمید کاریاب، محمد مهدی امام جمعه، شیدا ذکریایی،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: پسماند تولیدی در تصفیه ­خانه ­های فاضلاب صنعتی به دلیل حضور فلزات سنگین در زمره پسماند­های ویژه طبقه­ بندی می ­گردد و مواجهه با آنها می ­تواند موجب اثرات سوء سلامتی و محیط زیستی شود. هدف مطالعه حاضر شناسایی پسماندهای ویژه و ارزیابی ریسک مرتبط با حضور فلزات سنگین در لجن تصفیه ­خانه فاضلاب یک شهر صنعتی بود.
روش بررسی: شناسایی پسماندها­ با استفاده از چک­ لیست­‌ و طبقه­ بندی آنها مطابق رهنمود کنوانسیون بازل انجام شد. استخراج فلزات سنگین با اسیدشویی و آنالیز با دستگاه جذب اتمی صورت پذیرفت. ارزیابی ریسک اکولوژیکی با تعیین شاخص ­های زمین ­انباشتگی و پتانسیل ریسک محیطی انجام شد. ارزیابی ریسک سلامتی با برآورد نسبت مخاطره و خطر سرطان اضافی در کل عمر انجام پذیرفت. 
یافته ها: بیشترین میزان تولید پسماند ویژه به لجن با مقدار kg/month 3900/0 اختصاص داشت. کروم با غلظت mg/kg 52/15±95/89 در بالاترین غلظت شناسایی شد. سطح آلودگی کروم و نیکل در محدوده پایین و کادمیوم بسیار شدید ارزیابی شد. ریسک اکولوژیکی سرب در محدوده قابل­ توجه و ریسک خیلی ­زیاد برای کادمیوم برآورد شد. نسبت مخاطره منتسب به مواجهه با فلزات سنگین کمتر از 1 و ریسک سرطانزایی مواجهه تنفسی و پوستی با فلزات سنگین، کمتر از حد خطر قابل پذیرش WHO برآورد شد. 
نتیجه­ گیری: یافته مطالعه نشان داد بیشترین میزان پسماندهای ویژه در تصفیه­ خانه فاضلاب یک شهر صنعتی به لجن اختصاص دارد. اگرچه غلظت فلزات سنگین کمتر از حدود مجاز بود، لجن تولید شده در تصفیه ­خانه ریسک اکولوژیکی بالایی داشت. بنابراین انباشت و انتقال لجن باید با رعایت ملاحظات محیطی و منطبق با مفاد کنوانسیون بازل صورت پذیرد.

طه محمد حسینی، حسین سعادتی، جبرائیل نسل سراجی،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به آمار قابل توجه افراد آسیب دیده در استخرهای آبگرم معدنی، هدف اصلی این تحقیق ارائه مدلی برای سنجش و مدیریت ریسک در استخرهای آب گرم معدنی است.
روش بررسی: برای تهیه مدل مفهومی ریسک در چهار مرحله اقدام گردید که شامل تعیین شمای کلی مدل، شناسایی پارامترها، ارزیابی و امتیازدهی به پارامترها براساس فرم جمع آوری داده، با روش تحلیل سلسله مراتبی و ارزشیابی و تعیین ریسک نهایی استخرها  است. با توجه به محدوده استاندارد مجاز هر پارامتر، براساس وزن­ های بدست آمده، طبقات ریسک سلامت، ایمنی و محیط ­زیست در پنج محدوده برای هر پارامتر بدست آمد. نهایتا با تجمیع این پارامترها، امتیاز نهایی ریسک استفاده از هر استخر حاصل می­ شود. به منظور ارزیابی مدل ارائه شده، مقدار ریسک استخرهای آب گرم معدنی استان اردبیل با روش ابداعی این تحقیق، بدست آمد.
یافته‌ها: مطابق نتایج، بیشترین ریسک گروه سلامت، در استخر آبگرم گاومیش گلی با امتیاز 16/25، در گروه ایمنی، استخر آبگرم قطورسویی با امتیاز 70/25، و در گروه محیط زیستی، نیز آبگرم قطور سویی با امتیاز 7/125، ثبت شد. درنهایت به ترتیب امتیاز ریسک، استخر قطورسویی و گاومیش­گلی دارای سطح ریسک غیرقابل قبول بوده، آبگرم ­های قینرجه، شابیل، برجلو و سبلان در سطح ریسک زیاد قرار دارند.
نتیجه گیری: مدل ارائه ‌شده با شواهد و مدارک وقایع پزشکی قانونی مورد اعتبار سنجی قرار گرفت. با توجه به نتایج مدل مفهومی ریسک و امتیاز به‌دست‌آمده برای هر جزء و اجزای فرعی، می‌توان راه‌حل‌های مناسب، به‌منظور کاستن از سطح ریسک در هر استخر آب گرم ارائه کرد.


سمیرا شیخی، آران مشیری، حسن اصلانی، شمس الدین علیزاده،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به اینکه یکی از راه­های اصلی انتقال بیماری­ها آب آشامیدنی است، ایمنی آب آشامیدنی موضوعی مهم برای مصرف ­کنندگان و تامین­ کنندگان آب و همچنین بهره ­برداران سامانه­ های آبرسانی و مسئولین بهداشتی ناظر بر این سامانه ­ها محسوب می­ شود. این مطالعه با هدف شناسایی و ارزیابی نیمه کمی و اولویت­ بندی ریسک­ های موجود در سیستم تامین آب شرب شهر بستان­ آباد انجام گردید.
روش بررسی: براساس راهنمای برنامه ایمنی آب سازمان جهانی بهداشت و انجمن بین­ المللی ایمنی آب و همکاری تیم WSP، سیستم تامین آب شهر بستان­ آباد مورد بازرسی و توصیف قرار گرفت. برای ارزیابی و مستندسازی عناصر کلیدی WSP و شناسایی مراحل نیازمند ارتقاء از ابزار تضمین کیفیت برنامه ایمنی آب (نرم ­افزاری تحت عنوان WSP-QA TOOL) استفاده شد.
یافته ­ها: براساس یافته­ های این مطالعه مشخص شد که امتیاز نهایی برحسب درصد اجرای برنامه ایمنی آب در سیستم آبرسانی شهر از 8/38 در سال 97 به امتیاز نهایی 55 در سال 99 رسیده است و این نشان دهنده­ ارتقاء اجرای برنامه­ ایمنی آب در طی دو سال است. در مجموع تعداد 1474 عنوان ریسک شناسایی شد که از این میان بیشترین تعداد ریسک (508 عنوان ریسک) مربوط به منابع تامین آب خام و کمترین تعداد ریسک (52 مورد) مربوط به واحد گندزدایی و مخازن ذخیره بوده است.
نتیجه­ گیری: تأسیسات آبی بستان­ آباد تحت تاثیر تهدیدات بالقوه شناسایی شده، آسیب پذیر بوده و نیازمند اصلاحات، کنترل و نظارت جدی و آموزش و مهارت افزایی به­روز و مکرر کارکنان است.

سارا غیور، عباس رضایی، محسن حیدری،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: زمین‌های کشاورزی اطراف تهران به دلیل مجاورت با منابع آلودگی ممکن است به انواع آلاینده‌ها آلوده شوند و لازم است این آلودگی مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین، اهداف این مطالعه تعیین سطح آلودگی برخی عناصر جزئی در خاک کشاورزی اطراف تهران و ارزیابی ریسک بهداشتی مربوطه بودند.
روش بررسی: در این مطالعه 43 نمونه خاک از زمین‌های کشاورزی اطراف تهران جمع آوری شد. نمونه‌ها آماده سازی و هضم اسیدی شدند و غلظت‌های وانادیوم، لیتیوم، لانتانیوم، مولیبدن و آنتیموان با ICP-OES سنجش شد. براساس غلظت‌های عناصر در خاک، شاخص‌های آلودگی و ریسک غیرسرطانزایی (مبتنی بر شبیه سازی مونت کارلو) ارزیابی شدند.
یافته‌ها: از بین عناصر مورد مطالعه، وانادیوم (mg/kg 131) دارای بالاترین غلظت بود و به دنبال آن لانتانیوم > لیتیوم > آنتیموان > مولیبدن قرار داشتند. مقادیر شاخص زمین انباشتگی (Igeo) و فاکتور غنی شدگی (EF) به ترتیب در محدوده 1/9- تا 0/8 و 0/5 تا 3/1 بودند. مقادیر شاخص آلودگی جامع نمرو (NIPI) در محدوده 1/3 تا 2/0 بودند. مقدار شاخص ریسک غیرسرطانزایی برای لیتیوم، مولیبدن، آنتیموان و وانادیوم ناچیز، اما برای لانتانیوم فراتر از حد آستانه بود.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که زمین‌های کشاورزی اطراف تهران به میزان کم تا متوسط به عناصر جزیی آلوده هستند. با این حال، ریسک غیرسرطانزای غیرقابل قبولی برای لانتانیوم موجود در خاک کشاورزی برآورد شد. بنابراین، لازم است آلودگی لانتانیوم در خاک‌های کشاورزی اطراف تهران بطور ویژه مورد توجه قرار گیرد.
 

مجتبی موذن، سید امیر محمد مرتضویان، نبی شریعتی فر، سارا سهراب وندی، الهام خان نیری، سیده مهسا خدائی،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: بسیاری از عناصر میتوانند به طور طبیعی یا غیر طبیعی، وارد غذاهای انسان شوند و مخاطراتی را برای انسان‌ها به وجود آورند. برخی از این عناصر برای انسان سمی و برخی دیگر برای انسان ضروری هستند. هدف از مطالعه حاضر بررسی میزان عناصر سمی (آلومینیوم (Al)، آرسنیک (As)، کادمیوم (Cd)، نیکل (Ni)، سرب (Pb)) و ضروری (کبالت (Co)، کروم (Cr)، آهن (Fe)، منگنز (Mn) و روی (Zn)) در نمونه های ماست و کشک بود.
روش بررسی: در این مطالعه غلظت 10 عنصر با استفاده از دستگاه ICP-OES در 48 نمونه (دو بار تکرار) ماست و کشک (جمع آوری شده از شهر تهران) اندازه‌گیری شد و سپس ریسک حاصل از قرار گرفتن انسان در مواجهه با این فلزات با روش شبیه سازی به روش ابر مکعب لاتین مورد محاسبه قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که در تمامی نمونه ها، بالاترین و پایین ترین میانگین عناصر (µg/kg) ضروری به ترتیب مربوط به آهن (567/53) و کبالت (10/58) و بالاترین و پایین ترین میانگین عناصر سمی به ترتیب مربوط به آرسنیک (28/60) و کادمیوم (1/08) بود.
نتیجه‌گیری: در نهایت میتوان بیان نمود میانگین غلظت تمامی عناصر به غیر از Pb، Co و Cd در کشک بیشتر از ماست به دست آمد. همچنین میانگین غلظت تمامی عناصر نسبت به استانداردهای موجود کمتر بوده است، ولی نتایج آنالیز ریسک بیانگر آن بود که کودکان نسبت به بزرگسالان به میزان بیشتری در معرض خطرات غیرسرطان‌زایی ماست و خطرات سرطان‌زایی ناشی از مصرف ماست و کشک قرار دارند.
 

هادی نیک نژاد، احسان معنوی پور، موسی چشمی، وجیهه حسن زاده، رقیه عابدی سروستانی، فاطمه احمدی، مهرنوش ابطحی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: آلودگی روغن‌های گیاهی (VOs) به فلزات سنگین به دلیل پیامدهای بالقوه بر سلامت عمومی، یکی از نگرانی‌های مهم در حوزه ایمنی مواد غذایی محسوب می‌شود. این پژوهش با هدف اندازه‌گیری غلظت فلزات سنگین (As, Pb, Cu, Fe) در انواع مختلف VOs و ارزیابی خطرات ناشی از مصرف آنها بر سلامت انسان انجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش، 72 نمونه روغن گیاهی از برندهای مختلف و از میان سه نوع روغن پرمصرف (کنجد، آفتابگردان و کلزا) به‌صورت سیستماتیک از بازارهای شهر سبزوار جمع‌آوری شد. نمونه‌های روغن پس از وزن‌کشی دقیق، تحت هضم اسیدی با اسید نیتریک، اسید سولفوریک و HO قرار گرفتند. محلول‌های حاصل پس از فیلتراسیون، با استفاده از طیف‌سنج نشر اتمی با پلاسمای مایکروویو (MP-AES) برای تعیین غلظت فلزات سنگین ( Pb، As، Cu،Fe ) آنالیز شدند. کلیه مراحل مطابق با استانداردهای ملی ایران و در سه تکرار انجام شد. به‌منظور ارزیابی دقیق‌تر ریسک‌های بهداشتی، ضریب خطر غیرسرطان‌زایی (HQ) و ریسک ابتلا به سرطان در طول عمر (LTCR) با روش شبیه‌سازی مونت‌کارلو (MCS) محاسبه شد. در مدل ارزیابی ریسک، میزان مصرف روزانه روغن‌های گیاهی معادل kg/day 0/227 در نظر گرفته شد که بر اساس الگوی مصرف ملی در ایران تعیین گردید.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که بیشترین میزان فلزات سنگین در VOs شامل Pb (mg/kg 0/058) در روغن کنجد، As (mg/kg 0/090) در روغن آفتابگردان و Cu و Fe (mg/kg 0/143 و 0/847) در روغن کلزا بود. شاخص خطر غیرسرطان‌زایی (THQ) برای Pb (0/146 = THQCu (0/022 = THQ) و Fe (0/01 = THQ) در محدوده ایمن قرار داشت، اما مقدار THQ مربوط بهAs  (1/905 = THQ) در سطحی قابل‌توجه گزارش شد. بررسی ریسک سرطان‌زایی نشان داد که مصرف این روغن‌ها عمدتاً در محدوده ایمن قراردارد، اما ریسک ناشی از As حدود 100 برابر بیشتر از Pb تخمین زده شد.
نتیجه‌گیـری: نتایج این مطالعه نشان می‌دهد که اگرچه میزان ریسک سرطان‌زایی مرتبط با مصرف VOs در سطح پایینی قرار دارد، اما لزوم پایش مستمر این محصولات، به‌ویژه از نظر آلاینده‌های فلزی، برای اطمینان از سلامت مصرف‌کنندگان، امری حیاتی محسوب می‌شود.
 

سهیل سبحان اردکانی، نیره السادات حسینی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: ارزیابی پیامدهای محیط‌زیستی و بهداشتی مرتبط با عناصر بالقوه سمی در حفظ کیفیت بوم ‏سامانه شهری، سلامت عمومی و ارتقای توسعه پایدار شهری نقش کلیدی دارد. لذا، این پژوهش با هدف ارزیابی ریسک‌های محیط‌زیستی و سلامت عناصر آرسنیک، سرب، کادمیم و نیکل در خاک سطحی شهر همدان در سال 1401 انجام شد.
روش بررسی: در مجموع 135 نمونه خاک سطحی از عمق  cm0-20 از کاربری‌های مسکونی، تجاری و صنعتی برداشت و محتوی عناصر در آن‌ها با استفاده از ICP-OES خوانده شد. مقادیر شاخص ‏های آلودگی و یکپارچه آلودگی نمرو برای تعیین سطح آلودگی محاسبه شدند. همچنین، از مدل ارزیابی ریسک سلامت برای ارزیابی ریسک‌های غیرسرطان‏زا و سرطان‏زا استفاده شد.
یافته‏ ها: بیشینه میانگین محتوی عناصر آرسنیک، کادمیم و نیکل به ‏ترتیب با 6/91، 0/306 و mg/kg 23/9 مربوط به کاربری صنعتی و برای عنصر سرب با mg/kg 31/2 مربوط به نمونه‌های کاربری تجاری بود. مقادیر شاخص آلودگی نشان داد که سطح آلودگی همه عناصر در محدوده "کم" تا "زیاد" بوده است. از طرفی، میانگین مقادیر شاخص نمرو برابر با 2/62، شرایط آلودگی "متوسط" خاک را نمایندگی می‌کند. به‌علاوه، مقادیر میانگین شاخص‌های مخاطره سلامت و ریسک سـرطان‌زایی کل عناصر برای هر دو گروه سنی کودک و بزرگسال به‌ترتیب نشان‌دهنده عدم بروز ریسک غیرسرطان‌زایی قابل‌‌توجه و سطوح ریسک سرطان‌زایی متوسط بودند.
نتیجه گیری: از آنجا که مشخص شد فعالیت‌های صنعتی و ترافیک نقش مهمی در آلودگی خاک شهر همدان دارند؛ لذا، پایش دوره‌ای خاک، کاهش انتشار عناصر از منابع صنعتی و بهبود سیاست‌های مدیریت حمل‌و‌نقل به‌منظور حفظ سلامت زیست‌بوم شهری و شهروندان توصیه می‌شود.

 


صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سلامت و محیط زیست می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb