جستجو در مقالات منتشر شده


103 نتیجه برای آلودگی

زهرا لطفی،
دوره 15، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: هیدروکربن­ های آروماتیک چند حلقه ­ای (PAHs) آلاینده­ های فراگیر با قابلیت ناهنجاری­ زایی، جهش ­زایی و سرطان­ زایی هستند که وجود آنها در محیط و یا قرار گرفتن در معرض آنها می­ تواند خطرات بالقوه­ای را برای محیط زیست و سلامت انسان به ­دنبال داشته باشد. بنابراین، این مطالعه با هدف شناسایی و تعیین مقادیر ترکیبات PAHs در نمونه ­های خاک سطحی محل دفع پسماندهای حاصل از فعالیت واحدهای تصفیه روغن (نورالدین­ آباد شهرستان گرمسار) در سال 1400 انجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش، نمونه­ های خاک سطحی از 8 ایستگاه منتخب در محدوده مورد مطالعه جمع­ آوری شد. پس از استخراج آنالیت­ ها به روش سوکسله، از روش کروماتوگرافی گازی-آشکار­ساز یونش شعله ­ای (GC-FID) برای شناسایی و تعیین محتوای ترکیبات PAHs در نمونه­ ها استفاده شد. پردازش آماری داده­ ها نیز با استفاده از نرم­ افزار SPSS انجام شد.
یافته ­ها: نتایج نشان داد که غلظت ترکیبات نفتالن (Nap)، اسنافتن (Ace)، بنزو (ب) فلوئورانتین (BbF)، دی بنزو (آاچ) آنتراسن (DBA)، بنزو (جی­ اچ ­آی) پیریلین (BP) و ایندنوپیرن (Ind) کمتر از حد کمی شدن روش اندازه­ گیری mg/kg 0/01> است. مجموع غلظت 16 ترکیب PAHs در خاک ایستگاه­ های مورد مطالعه از mg/kg 56/55 تا mg/kg 92/06 متغیر بود.
نتیجه­ گیری: مقایسه میانگین محتوی همه ترکیبات PAHs شناسایی شده در نمونه ­ها با بیشینه رواداری (MAC) استاندارد­های کیفیت منابع خاک سازمان حفاظت محیط زیست ایران نشان داد که مقادیر ترکیبات اسنافتیلن (Acy)، فلورن (Flu)، فنانترن (Phen)، آنتراسن (Ant)، فلوئورانتین (Flt)، پیرن (Pyr)، کریزین (Chr)، بنزو(آ)آنتراسن (BaA)، بنزو (کا) فلوئورانتین (BkF) و بنزو (آ) پیرن (BaP) بیشتر از حد مجاز بوده است. همچنین، مقایسه میانگین محتوی همه ترکیبات PAHs شناسایی شده در نمونه ­ها با بیشینه رواداری وزارت بهداشت، رفاه و ورزش هلند نشان داد که مقادیر ترکیبات Acy، Flu، Phen، Ant، Pyr، Chr، BaA، BkF و BaP بیشتر از بیشینه رواداری بوده است. بنابراین با توجه به تجاوز میانگین غلظت تعدادی از ترکیبات شناسایی شده از حد مجاز، به منظور حفظ سلامت محیط و انسان به اعمال اقدامات اصلاحی و پاکسازی خاک براساس استانداردهای پاکسازی آلودگی خاک سازمان حفاظت محیط زیست ایران توصیه می­ شود.
 

محمد فهیمی نیا، حسین جعفری منصوریان، اکبر اسکندری، محمد غفوری، عنایت افسر،
دوره 15، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: آلودگی بصری از مولفه‌های مهم و اساسی محیط‌های انسان ساخت در فضاهای شهری است. هدف از این تحقیق بررسی آلودگی بصری ناشی از مشاغل و کارگاه‌های شهر قم بود.
روش بررسی: این مطالعه به صورت توصیفی- تحلیلی- مقطعی بود که در 670 واحد صنفی مرتبط با 67 اتحادیه‌ مشاغل شهری صورت گرفت. ابزار جمع‌آوری اطلاعات انجام بازدیدهای محلی، تهیه بانک اطلاعاتی و تکمیل پرسشنامه مبتنی بر معیارهای زیباشناختی شهری-محیطی بود. نتایج حاصله با نرم افزار Expert Choice نمره‌‌دهی و سپس رتبه‌بندی مشاغل بر حسب آلودگی بصری انجام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد از نظر مجموع آلودگی‌های بصری واحدهای شغلی تعویض روغن با امتیاز کل 1، لوازم و مصالح ساختمانی 0/988، صافکاران 0/980، مکانیک 0/973، سرامیک‌سازان 0/944، گچ‌پزان و کوره‌پزان 0/933، موزائیک‌سازان 0/914، کارواش 0/885، سنگبران 0/872، قالیشویی 0/870، تراشکاران و آهنگران 0/857، درودگران 0/830، باطری‌سازان 0/825، درب و پنجره‌سازان آهنی 0/782 و تولید پرده و کرکره با امتیاز 0/753 دارای وضعیت نامناسبی بودند.
نتیجه‌گیری: به منظور کاهش آلودگی‌های بصری ناشی از مشاغل در کوتاه مدت بایستی نظارت و بازرسی‌های مستمر از مشاغل به‌عمل آید و در دراز مدت بایستی با انجام برنامه سازماندهی، مشاغل آلاینده به خارج از شهر منتقل شوند.

مهدیه جعفری، ابوالفضل ناجی، مسلم شریفی نیا، مسلم دلیری،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: میکروپلاستیک­ ها با ورود به زنجیره غذایی آبزیان سبب آسیب به دستگاه گوارش، اختلال در چرخه تولیدمثل و در نهایت مرگ آنها می­ شوند. تحقیق حاضر با هدف بررسی آلودگی میکروپلاستیک در دستگاه گوارش میگوهای وانامی پرورشی در برخی از مزارع پرورش میگو در استان ­های بوشهر، خوزستان و هرمزگان انجام شد.
روش بررسی: نمونه­ برداری از دو مزرعه پرورش میگو در هر بندر شامل بندر ریگ در استان بوشهر، بندر چوئبده در استان خوزستان و تیاب جنوبی واقع در استان هرمزگان انجام شد. تعداد 90 نمونه میگو در طول ماه­ های خرداد تا مهر 1399 از هر مزرعه پرورشی در مجموع 540 نمونه میگو به­ صورت تصادفی جمع ­آوری گردید. روش شناسایی میکروپلاستیک ­ها به ­وسیله دستگاه اسپکتروفتومتر FT-IR انجام شد.
یافته­ ها: بیشترین فراوانی میکروپلاستیک ­ها مربوط به میگوهای پرورشی در مزارع استان خوزستان با میزان 41/11 درصد بود و در استان­ های هرمزگان و بوشهر به ­ترتیب با 28/88 و 17/70 درصد میزان کمتری از آلودگی میکروپلاستیک مشاهده شد. میانگین میکروپلاستیک­ ها براساس تجزیه و تحلیل واریانس یک‌طرفه (ANOVA One-way) در دستگاه گوارش میگوی در ایستگاه­­ های مورد مطالعه اختلاف معنی­ داری داشت (0/05p<). بیشترین نوع و رنگ میکروپلاستیک در دستگاه گوارش میگوهای مزارع پرورشی همه استان­ ها متعلق به فیبر و رنگ سیاه بود. پلی­ پروپیلن و پلی­ استایرن در میکروپلاستیک ­های یافت شده در دستگاه گوارش میگوها شناسایی شدند.
نتیجه ­گیری: در دستگاه گوارش برخی از میگوهای مزارع پرورشی مورد بررسی در این پژوهش شامل هر سه استان بوشهر، خوزستان و هرمزگان میکروپلاستیک مشاهده شد، بیشترین فراوانی میکروپلاستیک ­ها در دستگاه گوارش میگوها مربوط به مزارع پرورش استان خوزستان بود و دستگاه گوارش میگوها در استان‌های هرمزگان و بوشهر به ترتیب از میزان کمتری میکروپلاستیک برخوردار بودند.


بهناز عبداللهی نژاد، حسن پاسالاری، مهدی فرزادکیا،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف این مطالعه، شناسایی و ارزیابی جامع مطالعات بین­ المللی در ارتباط با روشهای تلقیح میکروبی و تحریک زیستی جهت آلودگی زدایی خاکهای آلوده به ترکیبات نفتی است.
روش بررسی: این مطالعه مروری نظام­ مند در ماه آوریل سال 2022 میلادی انجام شد. بررسی مطالعه مروری نظام ­مند حاضر با پرداختن به دو سؤال اصلی انجام گردید: 1) آیا فرایند تحریک زیستی در پالایش زیستی خاک ­های آلوده به هیدروکربن های نفتی موثر است و 2) آیا فرایند تلقیح زیستی در پالایش زیستی خاک­ های آلوده به هیدروکربن­ های نفتی موثر است؟ از پایگاه‌های جستجوی الکترونیکی استناد جهانی (PubMed،Web of Science  و Scopus) جهت شناسایی مطالعات مربوطه استفاده گردید. پس از بررسی جامع مطالعات، 123 مطالعه سازگار با هدف مطالعه و نیز ارائه دهنده اطلاعات کمی در ارتباط با فرایندهای تحریک زیستی و تلقیح زیستی در زمینه پالایش زیستی خاک­ های آلوده به هیدروکربن ­های نفتی انتخاب شدند.
یافته ­ها: نتایج نشان داد که روش‌های تحریک زیستی با تغییرات عمیق در جوامع باکتریایی، آرکی­باکترها و قارچی خاک از نظر فعالیت، فراوانی و تنوع زیستی همراه است. به طور کلی، مواد مغذی و گیرنده­ های الکترون اضافه شده با تحریک زیستی، فعالیت میکروبی خاک را بهبود می­ بخشد، فراوانی باکتری­ ها و قارچ­ ها را افزایش می­ دهد و تکثیر انتخابی تخریب کننده ­های هیدروکربن­ های پلی آروماتیک ((PHC)Petroleum hydrocarbon ) باکتریایی، آرکی ­باکترها و قارچی را تسریع می­ کند. استفاده از فناوری تلقیح زیستی در محیط آلوده به هیدروکربن‌های نفتی تأثیر مثبتی بر خاک اصلاح شده نشان داده است. با این حال، انتخاب سویه­ های میکروبی مناسب برای دستیابی به هدف باید بسیار دقیق انجام شود.
نتیجه‌گیری: نتایج حاصل از مطالعه حاضر که به تمامی جوانب زیست پالایی خاک‌های آلوده به ترکیبات نفتی پرداخته است نشان داد استفاده از روش‌های تحریک زیستی و تلقیح زیستی با در نظر گرفتن شرایط محلی می ­تواند اقدام کارآمد در زمینه پالایش خاک ­های آلوده به ترکیبات نفتی باشد.
 

عطیه شریفی، مسلم دلیری، محمد نیرومند، سید‌علیرضا سبحانی، مسلم شریفی نیا،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: حضور بقایای ترکیبات فعال دارویی (به ویژه آنتی‌بیوتیک‌ها) در طبیعت، می ­تواند برای سلامت محیط‌ زیست و جامعه انسانی بسیار خطرآفرین باشد. تحقیق حاضر با هدف ارزیابی اثرات تماس طولانی‌مدت غلظت ­های مختلف آنتی‌بیوتیک آموکسی‌سیلین موجود در محیط پرورشی بر مقاومت در برابر استرس محیطی و ترکیبات بیوشیمیایی در بدن میگوی پاسفید غربی (P. vannamei) انجام شد.
روش بررسی: در قالب یک طرح کاملاً تصادفی تعداد 600 قطعه میگو با میانگین (± انحراف­ معیار) وزن g 0/37± 9/28 و طول کل cm 1/77±9/23 در چهار تیمار آزمایشی فاقد آلودگی آنتی‌بیوتیک آموکسی‌سیلین در محیط پرورشی (تیمار کنترل یا 1) و سه تیمار دیگر با غلظت‌های 100، 300 و μg/L 500 آنتی‌بیوتیک موجود در آب (به ترتیب تیمارهای 2، 3 و 4) و در سه تکرار به مدت 60 روز مورد آزمایش قرار گرفتند. در پایان آزمایش، از هر تیمار 5 نمونه میگو برای آزمایش ترکیبات بیوشیمیایی لاشه (پروتئین، چربی، رطوبت و خاکستر) نمونه­ برداری شد. همچنین تعداد 10 عدد میگو از هر تیمار نیز به ­طور تصادفی انتخاب و در ظروف­ های پلاستیکی با گنجایش L 50 به مدت h 48 تحت استرس شوری ppt 50 قرار گرفتند و در پایان میزان بازماندگی محاسبه شد.  
یافته‌ها: نتایج آزمایش ترکیبات بیوشیمیایی بدن نشان داد که مقادیر درصد رطوبت و پروتئین لاشه در بین تیمار‌ها تفاوت معنی­داری نداشتند (0/05<p). سطح چربی لاشه به طور کلی در تیمارهای تحت آلودگی آنتی­ بیوتیک نسبت به تیمار کنترل افزایش یافت، اما این افزایش فقط برای تیمار 2 (با مقدار 5/50±29/30) معنی­ دار بود (0/05>p). درصد خاکستر نیز به ترتیب در تیمارهای کنترل و تیمار 4 کمترین مقدار را داشت که از نظر آماری با مقادیر تیمارهای 2 و 3 متفاوت بود (0/05> p). بیشترین میزان بازماندگی میگوها تحت شرایط مواجهه با استرس شوری نیز در تیمارهای 2 و 3  (با مقدار 95 درصد) و کمترین مقدار نیز در تیمار 4 (با مقدار 70 درصد) مشاهده شد که به طور کلی با تیمار کنترل تفاوت معنی­ داری داشتند (0/01>p).
نتیجه‌گیری: وجود بقایای آلودگی آنتی‌بیوتیک آموکسی­ سیلین در دوزهای بالا (حتی در کوتاه مدت) می­ تواند بر میزان مقاومت طبیعی میگو در برابر استرس‌ محیطی تأثیر منفی داشته باشد که این ممکن است به دلیل ایجاد اختلال در سوخت­و­ساز ترکیبات پروتئین و چربی در بدن باشد.
 

سارا غیور، عباس رضایی، محسن حیدری،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: زمین‌های کشاورزی اطراف تهران به دلیل مجاورت با منابع آلودگی ممکن است به انواع آلاینده‌ها آلوده شوند و لازم است این آلودگی مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین، اهداف این مطالعه تعیین سطح آلودگی برخی عناصر جزئی در خاک کشاورزی اطراف تهران و ارزیابی ریسک بهداشتی مربوطه بودند.
روش بررسی: در این مطالعه 43 نمونه خاک از زمین‌های کشاورزی اطراف تهران جمع آوری شد. نمونه‌ها آماده سازی و هضم اسیدی شدند و غلظت‌های وانادیوم، لیتیوم، لانتانیوم، مولیبدن و آنتیموان با ICP-OES سنجش شد. براساس غلظت‌های عناصر در خاک، شاخص‌های آلودگی و ریسک غیرسرطانزایی (مبتنی بر شبیه سازی مونت کارلو) ارزیابی شدند.
یافته‌ها: از بین عناصر مورد مطالعه، وانادیوم (mg/kg 131) دارای بالاترین غلظت بود و به دنبال آن لانتانیوم > لیتیوم > آنتیموان > مولیبدن قرار داشتند. مقادیر شاخص زمین انباشتگی (Igeo) و فاکتور غنی شدگی (EF) به ترتیب در محدوده 1/9- تا 0/8 و 0/5 تا 3/1 بودند. مقادیر شاخص آلودگی جامع نمرو (NIPI) در محدوده 1/3 تا 2/0 بودند. مقدار شاخص ریسک غیرسرطانزایی برای لیتیوم، مولیبدن، آنتیموان و وانادیوم ناچیز، اما برای لانتانیوم فراتر از حد آستانه بود.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که زمین‌های کشاورزی اطراف تهران به میزان کم تا متوسط به عناصر جزیی آلوده هستند. با این حال، ریسک غیرسرطانزای غیرقابل قبولی برای لانتانیوم موجود در خاک کشاورزی برآورد شد. بنابراین، لازم است آلودگی لانتانیوم در خاک‌های کشاورزی اطراف تهران بطور ویژه مورد توجه قرار گیرد.
 

محمدجواد ذوقی، محمدامین رسولی، بهنوش خطائی، محمدرضا دوستی،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: اگرچه معدن­ کاری از فعالیت­ های مهم اقتصادی در سراسر جهان است، به علت بهره­ برداری ضعیف فرایندها و دفع نادرست باطله ­های معدنی باعث انتشار آلودگی ­های مختلف به ­خصوص فلزات سنگین در خاک می­ شود. تکنیک­ های مختلفی جهت تصفیه خاک و استخراج فلزات سنگین به کار گرفته شده­ اند. از جمله روش الکتروکینتیک که در خاک­ های ریزدانه بسیار موثر است. لذا در تحقیق حاضر از فرایند الکتروکینتیک جهت استخراج مس از باطله ­های معدنی در بیرجند استفاده شد.
روش بررسی: در این پژوهش، از راکتوری به طول cm 24 از جنس PVC استفاده شد. زمان ماند 2، 4 و 6 روز و ولتاژ V/cm 1 در نظر گرفته شد. الکترودهای گرافیتی انتخاب و دو محلول الکترولیت اسید­نیتریک و اسید­سیتریک جهت استخراج مس بررسی شد. سپس، جهت کنترل pH و بهبود فرایند استخراج، قطبیت الکترودها به طور متناوب تغییر یافت.
یافته ­ها: در راکتور­های مورد آزمایش، بالاترین راندمان حذف (54 درصد) در حالتی بدست آمد که در آند و کاتد به ترتیب از اسید سیتریک M 0/1 و آب مقطر، در مدت زمان 6 روز استفاده شد. در ادامه، با تعویض قطبیت 24 ساعته، راندمان حذف مس به حدود 60 درصد افزایش یافت.
نتیجه­ گیری: کاربرد اسید سیتریک در آند، باعث حذف بیشتر مس شده و تاثیربخشی بیشتری نسبت به اسید نیتریک داشته ­است. به­ علاوه، با تعویض متناوب قطبیت و حفظ pH خاک در محدوده خنثی، شرایط برای انحلال بیشتر فلز و کاهش ته­ نشینی آن در خاک مهیا گردید. درنتیجه میزان انتقال آن به خارج از محدوده تصفیه و راندمان حذف آن از محیط خاک افزایش یافت.
 

جواد ترکمن، مهرداد قدس خواه دریایی، شهروز صحرانورد،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: تغییر اقلیم و آلاینده های محیط زیست در رشدگونه های مختلف گیاهی موثر هستند. که این اثر را می توان در حلقه های رویشی درختان جستجو کرد. هدف این مطالعه تعیین تاثیر تغییرات بارش و دما در چهار دهه (1393-1353) و تاثیر آلاینده های هوای دهه آخر بر روی متوسط پهنای دوایر سالیانه درخت کاج است.
روش بررسی: منطقه مورد مطالعه پارک جنگلی چیتگر واقع در شمال غربی شهر تهران و گونه مورد مطالعه کاج جنگلی (Pinus eldarica) است. روش تحقیق توصیفی است که اطلاعات اقلیمی مورد نیاز از ایستگاه هواشناسی مهرآباد و نمونه‌برداری بصورت برش دیسک از 10 درخت گونه­ کاج جنگلی تهیه شد. پس از آماده سازی نمونه ها با استفاده از بینوکولار و میز اندازه گیری تعداد و پهنای حلقه های سالیانه شمارش و اندازه گیری شد. برای بررسی تفاوت معنی داری پهنای رویش در چهار دهه از روش آنالیز واریانس یک طرفه (ANOVA) در سطح معنی داری 5 درصد استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان می دهد که متوسط بارش در چهار دهه با هم تفاوت معنی داری ندارد درحالیکه دمای متوسط و رویش متوسط دارای تفاوت معنی دار است (0/05>p). مقدار رویش بر اساس نمایه رویش در طی چهار دهه کاهشی است که این کاهش در دهه چهارم بعلت افزایش آلاینده هایی نظیر اوزن (O3) و دی اکسیدنیتروژن (NO2) قابل توجه و مشهودتر است.
نتیجه‌گیری: بطور کلی رویش درخت کاج جنگلی در طی چهل سال با افزایش دمای متوسط سالانه کاهش یافته که کاهش بیش از حد در دهه چهارم ناشی از آلاینده هایی نظیر ازون و دی اکسید نیتروژن است. پیشنهاد می شود که برای درک بهتر تاثیر آلاینده ها بر رشد ونمو درختان، پژوهش بیشتری بر روی گونه های حساس و کاشته شده در فضای شهری انجام شود.  
 

ناهید جلیلیان، عبدالله شیخی، لیلا میرزائی، زینب غلامی، موید ادیبان،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: کره یک محصول لبنی شناخته شده در دنیاست و نقش مهمی در تغذیه بشر دارد. عدم رعایت مسایل بهداشتی در این فرآورده سبب افت کیفیت آن، و انتقال بیماری می شود. بنابراین هدف از این مطالعه بررسی آلودگی باکتریایی کره های سنتی تهیه شده از شیر گاو و گوسفند در سطح شهر ایلام است.
روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی، تعداد 150 نمونه کره سنتی گاوی و گوسفندی، طی 1 ماه از مراکز مختلف تولیدی، جمع آوری و از نظر آلودگی میکروبی مورد مطالعه قرار گرفتند، جهت آنالیز داده های جمع آوری شده از نرم افزار spss نسخه 23 استفاده شد.
یافته‌ها: از مجموع 75 نمونه کره گاوی، (25/3 درصد) به استافیلوکوکوس اورئوس، (44 درصد) استافیلوکوکوس اپیدرمیس، (38/7 درصد) سالمونلا، (12 درصد) کل کلیفرم و (10/7 درصد) به اشرشیاکلی آلوده و 12 درصد نمونه ها هیچگونه آلودگی نداشتند. از مجموع 75 نمونه کره گوسفندی (12 درصد) به استافیلو کوکوس اورئوس، (72 درصد) استافیلوکوکوس اپیدرمیس، (48 درصد) سالمونلا، ( 24 درصد) کلیفرم و (17/3 درصد) به اشرشیاکلی آلوده بودند. بین میزان آلودگی به استافیلوکوکوس اورئوس و استافیلوکوکوس اپیدرمیس در نمونه های گاوی و گوسفندی اختلاف معنی دار وجود دارد (0/05>p).
نتیجه‌گیری: آلودگی در کره های سنتی مصرفی شهر ایلام به میزان قابل توجهی بالا است لذا توجه بر امر بهداشت در مراحل مختلف تولید تا مصرف ضرورت دارد.
 

علیرضا زند عباس‌آبادی، مهرداد چراغی، سهیل سبحان اردکانی، بهاره لرستانی، مریم کیانی صدر،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: از آنجا که پایش آلاینده‌های سمی در اکوسیستم‌های شهری از اهمیت ویژه‏ ای برخوردار است، این پژوهش با هدف ارزیابی قابلیت گونه ‏های اقاقیا و کاج تهران برای پالایش زیستی عناصر سرب، کروم و نیکل در مناطق شهری همدان در سال 1402 انجام یافت.
روش بررسی: در مجموع 36 نمونه خاک و 72 نمونه گیاهی از 12 مکان نمونه ‏برداری برداشت شد و پس از آماده ‏سازی نمونه‏ ها در آزمایشگاه، محتوای عناصر در آن‌ها با استفاده از ICP-OES خوانده شد. همچنین مقادیر شاخص ‏های PI، PLI، BAF و CR محاسبه شد.
یافته ‏ها: بیشینه میانگین محتوای عناصر سرب، کروم و نیکل (mg/kg) در نمونه ‏های خاک با 72/2، 67/5 و 101 به‏ ترتیب مربوط به مکان‏ های تجاری، صنعتی و تجاری بود. در نمونه‌های برگ/سوزن شسته نشده و شسته شده بیشینه میانگین محتوای عنصر سرب مربوط به کاربری تجاری و برای عناصر کروم و نیکل نیز مربوط به کاربری صنعتی بود. میانگین مقادیر PI از ترتیب نزولی کروم > نیکل > سرب تبعیت کرد. میانگین مقادیر شاخص‌ PLI نیز بیان‏گر شرایط آلودگی "متوسط" در همه مکان‏ های مورد مطالعه بود. میانگین مقادیر شاخص BAF عناصر برای برگ اقاقیا و سوزن کاج تهران در دامنه 1/00-0/1 متغیر و بیشینه میانگین مقادیر شاخص CR برای عناصر سرب و کروم مربوط به کاج تهران و برای عنصر نیکل نیز مربوط به گونه اقاقیا بود.
نتیجه‏ گیری: اقاقیا و کاج تهران از قابلیت پالایش عناصر بالقوه سمی از محیط برخوردار بوده‌ و استفاده از آن‏ها به ‏عنوان زیست‌نشانگر مناسب و کارآمد عناصر فلزی در اکوسیستم ‏های آلوده توصیه می‎شود.
 

زهرا معاوی، خوشناز پاینده، مهرنوش تدینی،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: فلزات سنگین از انواع آلاینده­ های خطرناک موجود در محیط­ زیست هستند که در مواد غذایی انباشته می­ شوند. این پژوهش با هدف ارزیابی خطر سلامت و آلودگی برخی فلزات سنگین در سبزی‌های کاهو و کلم کشت ‌شده در سه شهرستان حمیدیه، دزفول و رامهرمز استان خوزستان انجام شد.
روش بررسی: نمونه ­برداری به‌­صورت تصادفی ساده، با سه تکرار و تعداد 15 نمونه از هر کدام از سبزی‌های کاهو و کلم کشت ‌شده در هر منطقه تهیه شدند. فلزات سنگین به کمک دستگاه جذب اتمی مدل پرکین المر 4100 سنجش شدند. ارزیابی خطر فلزات سنگین با استفاده از شاخص ­های آلودگی خاک و ارزیابی خطر سلامت انجام گردید.
یافته­ ها: بالاترین میزان فلز در کلم مربوط به روی (mg/kg 0/15±5/84) و پایین ترین مقادیر فلز کروم در کاهو (mg/kg 0/005±0/11) به ­دست آمد. بر اساس میزان جذب روزانه فلزات سنگین محصولات کاهو و کلم، نتایج نشان داد که بالاترین مقادیر شاخص مخاطره (HQ) را فلز سرب در کلم برای کودکان و بزرگسالان به ترتیب 8/5840 و 3/4253 در مقایسه با سایر فلزات سنگین داشتند. شاخص مخاطره فلزات نیکل و کروم در کلم بالاتر از کاهو بود، اما در مورد فلزات روی، مس و کبالت شاخص مخاطره در کاهو بالاتر از کلم به ­دست آمد. بالاترین مقدار شاخص سرطان­زایی در کودکان برای مصرف کلم و فلز سرب 0/0291 بود. شاخص سرطان­زایی فلز کروم در دو محصول کاهو و کلم (0/0003 و 0/0002) پایین­ ترین مقادیر را داشت. خطر بوم ­شناسی فلزات سنگین در خاک مزارع کشاورزی رامهرمز بالاتر از شهرهای دزفول و حمیدیه به ­دست آمد. فاکتور غنی شدگی فلزات سرب، کروم، مس و کبالت در خاک‌های کشاورزی رامهرمز بالاتر از مناطق دیگر بود. شاخص زمین انباشتگی کروم، روی و مس در خاک مزارع کشاورزی دزفول بالاتر از خاک‌های حمیدیه و رامهرمز بالاتر بود.
نتیجه­ گیری: با توجه با شاخص ­های آلودگی خاک، فلز کبالت نقش مهمی در آلودگی خاک دزفول، حمیدیه و رامهرمز داشت و فلزات سرب، نیکل، کروم، مس و روی آلودگی کمی در خاک مناطق مورد مطالعه داشتند. ارزیابی خطر سلامت فلزات سنگین خاک نشان داد که شاخص خطر فلزات سنگین سرب، نیکل، کروم، مس، روی و کبالت پایین­ تر از 1 به ­دست آمد. شاخص سرطان­زایی فلزات سنگین برای بزرگسالان و کودکان کمتر از 4-10 بود. ارزیابی خطر سلامت فلزات سنگین و شاخص مخاطره آنها نشان داد مصرف کاهو و کلم در این مناطق می­ تواند باعث مشکلات سلامتی در افراد شود.
 

محمد مسافری، جعفر یحیی زاده، یوسف محمدیان، فرزانه مشتاقی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: استفاده گسترده از آفت‌کش ها ضمن آلودگی اکوسیستم، باعث ایجاد خطر جدی برای سلامتی موجودات زنده می شود. آگاهی از نوع و میزان آفت‌کش های مصرفی می تواند پایه اطلاعات مناسبی را برای مدیریت مشکلات احتمالی ناشی از مصرف آفت کش ها فراهم نماید. مطالعه حاضر با هدف اصلی تعیین نوع و میزان آفت‌کش های مصرفی و سرانه مصرف آفت‌کش ها در واحد سطح زمین های کشاورزی در استان آذربایجان شرقی در سال 1400 انجام گردید.
روش بررسی: مقادیر و انواع آفت‌کش ها با مراجعه به سازمان جهاد کشاورزی و دیگر مراجع ذیربط تهیه و تحلیل گردید. محاسبات لازم در مورد میزان آفت کش های مصرف شده در واحد سطح با استفاده از مساحت اراضی کشاورزی استان انجام گرفت. 
یافته‌ها: 403 نوع آفت‌کش در استان به ترتیب فراوانی علف کش > حشره کش > قارچ کش > کنه کش > متفرقه > ضد عفونی کننده، استفاده می شود. از نظر کمیت مصرف شده حشره کش > علف کش > قارچ کش > متفرقه > کنه کش و ضدعفونی کننده، kg 2873730 انواع آفت‌کش های مصرفی را در سال 1397 تشکیل می دهد. نسبت کل آفت‌کش‌های مصرف شده به آفت کش های توزیع شده از کانال رسمی (دولتی) 2/51 برابر است. حداقل، حداکثر و میانگین مصرفی به ازای هر هکتار زمین کشاورزی در شهرستان های استان 0/4،  21/4 و  5/33 ± 4/21 و در کل استان kg/ha 2/38 است. ارتباط معنی داری بین مقدار آفت کش های توزیع شده با تعداد کشاورزان و فروشندگان وجود دارد.
نتیجه‌گیری: میانگین مصرف آفت‌کش ها در استان بالاتر از میانگین جهانی است. مدیریت مناسب آفت‌کش ها با توجه به ریسک‌های محیط‌زیستی و سلامتی ضروری می نماید.
 

عادل شیخان، غلامرضا موسوی، محسن حیدری،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: شاخص کیفیت هوا (AQI) در توصیف کیفیت هوای آزاد اثر متقابل آلاینده‌های متعدد را در نظر نمی‌گیرد، درحالیکه غلظت و خطر بهداشتی بالای یک آلاینده ممکن است اثر دیگر آلاینده‌ها را تشدید کند. هدف اصلی این مطالعه توصیف کیفیت هوای آزاد اراک با در نظر گرفتن اثرات تجمعی و خطر‌های بهداشتی آلاینده‌های معیار هوا است.
روش بررسی: در این مطالعه، کیفیت هوای آزاد شهر اراک در سال 1401 بر اساس غلظت‌های آلاینده‌های معیار در زمان‌های متوسط گیری مناسب بررسی شد. علاوه براین، AQI، شاخص تجمعی کیفیت هوا (AAQI) و شاخص کیفیت هوای مبتنی بر خطر بهداشتی (HAQI) محاسبه شدند.
یافته‌ها: نتایج این مطالعه نشان داد که غلظت‌های 1 ساعته NO2 و SO2، غلظت‌های 24 ساعته PM10 و PM2.5 به ترتیب در 0/05، 0/2، 12/1 و 35/5 درصد از موارد معتبر ثبت شده فراتر از استاندارد بود. مقادیر AQI، AAQI و HAQI به ترتیب در 54/4، 77/3 و 56/2 درصد از ساعات بیش از 100 بود. PM2.5 در بیش از 99 درصد موارد آلاینده مسئول بود.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که AAQI و HAQI نسبت به AQI کیفیت هوا را آلوده‌تر توصیف کردند. توصیف سختگیرانه‌تر کیفیت هوا توسط AAQI و HAQI ممکن است منجر به افزایش اتخاذ اقدامات پیشگیرانه در متولیان و عموم مردم شود. لذا توصیه می‌شود تصمیم گیران در حوزه پایش کیفیت هوا در ایران این شاخص را مورد توجه قرار دهند.
 

حسن ملوندی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: ذرات گردوغبار در محیط های شهری معمولاً آلوده به فلزات سنگین است و این آلاینده ها برای سلامتی انسان ­ها و به‌خصوص کودکان نگران کننده است. یکی از محیط­ هایی که باعث مواجهه کودکان با ذرات گردوغبار می­ شود، مدارس است. بنابراین هدف از مطالعه حاضر، تعیین غلظت فلزات سنگین و ارزیابی خطر سلامتی فلزات سنگین در گردوغبار مدارس شهر مشهد است.
روش بررسی: نمونه‌های گردوغبار از 27 مدرسه در پاییز 1401 با استفاده از یک برس قلم مویی جمع آوری شد. با استفاده از پلاسمای جفت شده القایی غلظت فلزات تعیین و با استفاده از شاخص ­های زمین انباشتگی (Igeo)، فاکتور آلودگی (CF)، شاخص بار آلودگی (PLI)، شاخص غنی شدگی (EF)، خطر زیست محیطی بالقوه (PERI) و شاخص ­های خطر سلامت مانند  HQو HI سطوح آلودگی برآورد گردید.
یافته ­ها: میانگین غلظت عناصر Co، Fe، Ca ، Al، Pb و Ba به ترتیب 9/63، 18538/58، 84017/79، 11270/42، 32/07 و µg/g 111/56 بودند. مقادیر شاخص ­های Igeo بین 3/69- تا 1/51 و CF بین 0/16  تا 4/26 بودند. نتایج شاخص ­های آلودگی نشان داد که اکثر عناصر مورد مطالعه در طبقات اول آنها یعنی درجه آلودگی ناچیز یا کم قرار داشتند. مقادیر شاخص  های HQ و HI نیز کمتر از 1 بودند.
نتیجه‌گیری: به ­طور کلی می­ توان بیان کرد که غلظت های عناصر مورد مطالعه، نگران کننده نبود و در مجموع در سطوح غیر آلوده قرار داشتند و همچنین خطری بالقوه برای سلامتی به­ واسطه مواجهه با عناصر مورد مطالعه وجود نداشت.
 

جواد کاظم نور، عاطفه چمنی، احمد نجم عبداله الموسوی، نرگس کارگری،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: آلودگی فلزات سنگین خاک شهری به‌سبب مخاطرات بالقوه محیط‌ زیستی و بهداشتی توجه گسترده‌ای را به خود جلب کرده است. از این‌رو، این پژوهش با هدف ارزیابی خطر و تعیین بار آلودگی فلزات آهن، روی، کادمیم، مس، منگنز و مولیبدن در خاک سطحی شهر در استان بابل عراق در سال 1402 انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-مقطعی، در مجموع 50 نمونه خاک سطحی از عمق  cm20-0 برداشت و محتوی عناصر در آن‌ها با استفاده از طیف‌سنجی نوری پلاسمای جفت‌شده القایی (ICP-OES) خوانده شد. همچنین، مقادیر شاخص‏ های غنی‌شدگی (EFآلودگی (PI)، بار آلودگی (PLIخطر سلامت (HI) و خطر سرطان‌زایی (CR) محاسبه شدند. داده‌ها نیز با استفاده از نرم ‏افزار آماری SPSS مورد پردازش قرار گرفتند.
یافته ‏ها: میانگین محتوی عناصر آهن، روی، کادمیم، مس، منگنز و مولیبدن در خاک به ‏ترتیب برابر با 27240، 62/7، 0/302، 33/8، 570 و mg/kg 0/999 بود. بیشینه میانگین محتوی عناصر برای آهن، مس، منگنز و مولیبدن در خاک به ‏ترتیب برابر با 30331، 37/3، 639 و mg/kg 1/08 مربوط به مناطق مرکزی شهر و بیشینه میانگین محتوی عناصر برای روی و کادمیم به‏ ترتیب برابر با 65/3 و mg/kg 0/332 و مربوط به مناطق روستایی و حومه شهر بود.
نتیجه‏ گیری: نتایج، بیانگر تأثیر فعالیت‏ های شهری (ترافیک، صنعت و کشاورزی) بر آلودگی عناصر آهن، روی، کادمیم، مس، منگنز و مولیبدن خاک در شهر القاسم بوده است. از این ‏رو، به‏‏ منظور کاهش و مدیریت خطر محیط‌ زیستی و سلامتی، پایش منظم محتوی فلزات سنگین و شناسایی منابع آلودگی عناصر در خاک توصیه می‌شود.
 

سیده شعله حسینی، بهاره لرستانی، سهیل سبحان اردکانی، مهرداد چراغی، سحر رضایان،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: گردوغبار خیابانی به ‏عنوان منبع و مخزن انواع آلاینده ‏ها، شناساگر مناسبی برای ارزیابی آلودگی اتمسفر محسوب می‌شود. از این‌رو، این پژوهش با هدف ارزیابی آلودگی و سمیت محیطی عناصر آرسنیک، روی، سرب، کادمیم و مس در گردوغبار خیابانی شهر همدان در سال 1402 انجام یافت.
روش بررسی: در مجموع 108 نمونه گردوغبار خیابانی از 12 مکان نمونه برداری منتخب با کاربری‌های مسکونی، تجاری و صنعتی طی سه فصل بهار، تابستان و پاییز با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌بندی ‌شده برداشته شد و محتوی عناصر در آنها با روش ICP-OES خوانده شد. همچنین، مقادیر شاخص‏ های PI، IPI و mERM-Q محاسبه شد.
یافته ها: بیشینه میانگین محتوی عناصر (mg/kg) گردوغبار برای آرسنیک، روی، کادمیم و مس به ‏ترتیب برابر با  5/79، 405، 0/758 و 84/8 مربوط به کاربری صنعتی و فصل پاییز و برای سرب نیز با 110 مربوط به مناطق تجاری و فصل پاییز بود. نتایج محاسبه شاخص PI نشان داد که سطح آلودگی عناصر آرسنیک، روی، سرب، کادمیم و مس "متوسط" تا "خیلی زیاد" بوده است. میانگین مقادیر شاخص‌ IPI نیز در دامنه 2/52 تا 3/90 متغیر و بیانگر شرایط آلودگی "زیاد" در همه مکان‏ ها و فصول بود. از طرفی، مقادیر میانگین mERM-Q در نمونه ‏های گردوغبار برابر با 0/299 و بیانگر 21 درصد احتمال سمیت بود.
نتیجه ‏گیری: تاثیر فعالیت‌های انسانی، تغییرات فصلی و نوسانات منابع انتشار بر آلودگی عناصر بالقوه سمی گردوغبار خیابانی شهر همدان قابل ‏توجه بوده است؛ لذا، شناسایی و کنترل منابع انتشار عناصر به‏ ویژه در مناطق با سطوح آلودگی بیشتر به ‏منظور حفظ سلامت اکوسیستم شهری و شهروندان توصیه می‌شود.
 

محمد پارسی مهر، عیسی سلگی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: دشت قزوین به عنوان یکی از مناطق مهم کشاورزی ایران، با چالش‌های مهم تاثیرگذار بر کیفیت منابع آب از جمله تغییرات کاربری اراضی (LU) و افزایش برخی کاربری­ ها مانند کشاورزی و صنعت مواجه است. ارزیابی، مدلسازی و پیش‌بینی مقادیر کل جامدات محلول (TDS) و نسبت جذب سدیم (SAR) منابع آب زیرزمینی بعنوان مهمترین پارامترهای تاثیرگذار در نوع کاربرد منابع آب در این منطقه می ­تواند نقش مهمی در مدیریت کیفیت منابع آب داشته باشد.
روش بررسی: در این پژوهش برای بررسی و مدلسازی رابطه بین LU با کیفیت منابع آب زیرزمینی، پارامترهای TDS و SAR با استفاده از روش درون­ یابی معکوس وزنی فاصله (IDW) نقشه سازی شدند، سپس با استفاده از تصویر ماهواره لندست 8 و روش طبقه بندی نظارت شده حداکثر احتمال LU دشت قزوین تهیه گردید. در نهایت با استفاده از رگرسیون وزن‌دار جغرافیایی (GWR) اقدام به مدلسازی و بررسی رابطه بین الگوی توزیع LU در دشت قزوین با پارامترهای کیفیت منابع آب زیرزمینی شد.
یافته‌ها: ضریب تعیین (R²) برای رابطه بین پارامتر SAR  و LU مقدار 0/74 و برای رابطه بین TDS و LU مقدار 0/81 بود، این نتایج نشان‌دهنده تأثیر قابل توجه LU بر کیفیت منابع آب زیرزمینی است.
نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که رابطه معناداری بین LU و پارامترهای کیفیت آب زیرزمینی وجود دارد. همچنین بر اساس نتایج استفاده از GWR برای مدل‌سازی رابطه بین LU و پارامترهای کیفیت آب زیرزمینی نشان داد که این روش می‌تواند به‌طور مؤثری تغییرات مکانی را در نظر بگیرد و ابزار دقیقی ارائه دهد.
 

زهرا نصیری، کاظم ندافی، علی احمدی ارکمی، محمدصادق حسنوند، ساسان فریدی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعه حاضر برای بررسی روند تغییرات مکانی و زمانی  (ساعتی، روزانه، ماهانه و فصلی) غلظت آلاینده ذرات معلق ریز (PM2.5) هوای آزاد در شهر تهران در سال 1402 و برآورد اثرات آن بر سلامت (تعداد موارد مرگ) طراحی شده است.
روش بررسی: داده‌های ساعتی PM2.5 هوای آزاد از 41 ایستگاه پایش کیفیت هوا در شهر تهران اخذ گردید و سپس ایستگاه‌های معتبر (29 ایستگاه) برای بررسی تغییرات مکانی و زمانی غلظت این آلاینده و برآورد اثرات بهداشتی منتسب به آن شناسایی شدند. به منظور برآورد اثرات بهداشتی منتسب به PM2.5 هوای آزاد در شهر تهران از آخرین ویراست نرم افزار AirQ+  (نسخه 2.2.4) استفاده گردید. همچنین برای برآورد اثرات بهداشتی آلودگی هوا  از داده‌های بروز پایه و جمعیت شهر تهران استفاده شده است.
یافته‌ها: میانگین سالانه غلظت PM2.5 هوای آزاد در شهر تهران در سال 1402 تقریباً g/m332µ  بوده است. این در حالیست که در سطح ایستگاه‌های معتبر و همچنین در سطح تمامی محلات به ترتیب در محدوده µg/m3 20/8-47/5  و 46/3- 22/2 /m3µg بوده است که تقریباً 4 الی 9 برابر مقادیر سالانه رهنمود سازمان جهانی بهداشت (WHO) و 2 الی 4 برابر استاندارد ملی کیفیت هوای آزاد (National Ambient Air Quality Standards: NAAQS) بوده است. تعداد موارد مرگ منتسب به مواجهه بلندمدت با آلاینده PM2.5 هوای آزاد در شهر تهران در سال 1402 در افراد بالغ بالای 30 سال 9321 (فاصله اطمینان 95 درصد: 10313 - 7232)، برای غلظت‌های بالاتر از /m35µg برآورد شده است.

نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه بیانگر این واقعیت است که غلظت آلاینده PM2.5 هوای آزاد در شهر تهران در سال 1402 همواره از حدود رهنمود WHO و NAAQS بالاتر بوده است. علاوه بر این، مقایسه غلظت این آلاینده در سطح تمامی ایستگاه‌های معتبر و همچنین در سطح تمامی محلات شهر تهران بیانگر این واقعیت است که شهروندان تهرانی در تمامی مناطق شهر از کیفیت هوای نامطلوبی برخوردار بوده اند اگرچه غلظت در برخی از مناطق شهر تهران، عمدتاً بخش های مرکزی و جنوبی شهر، به مراتب بسیار بیشتر از بخش های شمالی بوده است.

سمیه علیزاده عطار، علیرضا پرداختی، خسرو اشرفی، محمدصادق حسنوند،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: کربن سیاه از احتراق ناقص سوخت‌های فسیلی و سوخت‌های زیستی تولید می‌شود. مواجهه بلند مدت با کربن سیاه با افزایش خطر ابتلا به سرطان ریه و بیماری‌های قلبی ـ عروقی مرتبط است. هدف این مطالعه ارزیابی خطر سرطان­زایی و غیرسرطان­زایی مواجهه با کربن سیاه در هوای آزاد شهر تهران است.
روش بررسی: نمونه‌های ساعتی کربن سیاه از ایستگاه‌های شرکت کنترل کیفیت هوای تهران به‌صورت آنلاین جمع‌آوری و پس از میانگین‌گیری، به میانگین‌های سالانه برای سال‌های 1400، 1401 و 1402 تبدیل شدند. در نهایت، ارزیابی خطر مواجهه با ترکیب موردنظر برای کل شهر تهران بر اساس مدل US EPA صورت گرفت.
یافته‌ها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد در شهر تهران به واسطه مواجهه با کربن سیاه در هوای آزاد، شاخص خطر سرطان‌زایی (CR) در بزرگسالان بیشتر از کودکان است. ضریب خطر غیرسرطان‌زایی (HQ) در هر دو گروه سنی زیر مقدار آستانه یک بوده که نشان‌دهنده خطر غیرسرطان‌زایی پایین و قابل چشم پوشی است. با این حال، کودکان HQ بالاتری نسبت به بزرگسالان دارند. خطر سرطان کل طول عمر ناشی از مواجهه با کربن سیاه برابر با 3-10× 1/4 محاسبه شده است. خطر سالانه ناشی از کربن سیاه برابر با 3-10× 0/02 برآورد شده است.
 نتیجه‌گیری: نتایج نشان می دهد که خطرات سرطان‌زایی مواجهه با کربن سیاه برای بزرگسالان و کودکان بیش از حد مجاز است. خطر سرطان در بزرگسالان شش برابر کودکان است، اما خطر غیرسرطان‌زایی پایین ارزیابی گردیده است. کاهش انتشار کربن سیاه برای بهبود سلامت عمومی در شهرهای پر ترافیک ضروری است و تحقیقات بیشتر در این زمینه اهمیت دارد.
 

خدیجه دارابی، نوید علی نژاد، قاسم حسنی، احمد بدیعی نژاد،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: پسماندهای رها شده یکی از آلودگی‌های متداول در محیط‌های شهری هستند که ناشی از رفتار شهروندان در عدم دفع صحیح پسماند است. هدف از انجام این مطالعه بررسی تراکم و ترکیب این نوع پسماند در شهر بهبهان و تفسیر وضعیت آلودگی با استفاده از شاخص اختصاصی است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-مقطعی تراکم پسماندهای رها شده و ترکیب اجزاء آنها در محیط شهر بهبهان به روش مشاهده بصری ارزیابی شد. نتایج بدست آمده از تراکم و ترکیب پسماندهای رها شده با استفاده از شاخص پاکیزگی محیط که یک تکنیک رتبه بندی محیطی از نظر شدت آلودگی به پسماندهای رها شده است تفسیر شدند.  
یافته‌ها: نتایج نشان داد میزان تراکم پسماندهای رها شده در محیط‌های مورد مطالعه item/m2 0/011 تا item/m2 0/954 بود. میانگین تراکم پسماندهای رها شده در کاربری‌های تجاری، مسکونی، و تفریحی به ترتیب 0/809، 0/196، و item/m2 0/011 بود. فراوان‌ترین پسماند رها شده در محیط شهری ته سیگار بود که به طور میانگین 61 درصد از کل پسماندهای رها شده را تشکیل می‌داد. شاخص پاکیزگی محیط برای محل‌های مورد مطالعه در دامنه 0/39 تا 32/56 محاسبه شد که نشان داد 63/6درصد از محل‌های مورد مطالعه در وضعیت پاکیزه و متوسط و 36/4 درصد در وضعیت کثیف بودند.
نتیجه‌گیری: با توجه به سهم چشمگیر ته سیگار در ترکیب پسماندهای رها شده در شهر بهبهان و همچنین تاثیر آن در افزایش شاخص پاکیزگی محیط، توجه به مدیریت کارآمد این پسماند ضروری است. بیش از یک سوم محل های ارزیابی شده بر اساس شاخص پاکیزگی محیط در بدترین شرایط یعنی رتبه "کثیف" بودند که نشان دهنده لزوم ارتقاء کارایی سیستم نظافت شهری است.  
 


صفحه 5 از 6     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سلامت و محیط زیست می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb