269 نتیجه برای علی
صادق حسیننیایی، محمد جعفری، علی طویلی، سلمان زارع،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: سمیت فلزات سنگین یکی از موضوعات با اهمیت محیط زیست در قرن حاضر است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر کمپوست پسماند شهری بر جذب عناصر غذایی و فلزات سرب و روی در گیاهان Marrubium cuneatum و Verbascum speciosum صورت گرفت.
روش بررسی: در یک آزمایش گلخانهای، کمپوست در چهار سطح (0، 1، 3 و 5 درصد وزنی) به صورت کامل با خاک طبیعی آلوده به سرب و روی ترکیب شد. بعد از شش ماه، گیاهان برداشت و بیومس شاخساره و ریشه تعیین شد. همچنین غلظت عناصر درشت مغذی و ریز مغذی و فلزات سرب و روی در ریشه و اندام هوایی گیاهان و سرب و روی تبادلی خاک با استفاده از دستگاه ICP-OES اندازهگیری شد. به منظور بررسی همبستگی پارامترهای اندازهگیری شده گیاه و خاک، آنالیز مؤلفههای اصلی (PCA) انجام شد.
یافتهها: کمپوست به طور معنیداری وزن خشک شاخساره M. cuneatum و V. speciosum را به ترتیب تا 13 و 19 درصد بهبود بخشید. کمپوست 5 درصد به طور قابل ملاحظهای سرب شاخساره را 64 و 34/4 درصد به ترتیب در M. cuneatum و V. speciosum نسبت به شاهد کاهش داد. کمپوست در افزایش پتاسیم، فسفر، مس و نیکل نسبت به منیزیم، منگنز و کلسیم مؤثرتر بود. غلظت پتاسیم، مس و فسفر شاخساره گونههای M. cuneatum و V. speciosum با اعمال کمپوست به ترتیب 22 و 32، 30 و 14 و 19 و21درصد در مقایسه با تیمار شاهد افزایش یافت. آنالیز PCA نشان داد که از بین عناصر مورد بررسی پتاسیم، فسفر و مس بیشترین تأثیر را از اعمال کمپوست پذیرفته و حداکثر نقش را در بهبود رشد گیاه و کاهش سمیت سرب داشتند.
نتیجهگیری: کمپوست پسماند شهری رشد گیاهان M. cuneatum و V. speciosum را بهبود بخشید و با تثبیت سرب در خاک و در نتیجه کاهش جذب آن، سمیت گیاهی را تقلیل داد.
علیرضا بختیاری، بهروز اکبری آدرگانی، پریسا شاولی گیلانی، لیلا کرمی، نجمه یزدانفر، پریسا صدیق آرا،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
مقدمه و هدف: با توجه به آنکه شیر و فرآوردههای آن در بسیاری از نقاط جهان بخش جدایی ناپذیری از رژیم غذایی انسان را تشکیل میدهند، بنابراین باید اقدامات موثری در راستای ایمنی شیر و به حداقل رساندن مقدار آلاینده های خطرناک در آن صورت گیرد. این مطالعه با هدف تعیین غلظت و ارزیابی خطر فلز سنگین سرب در شیر خام تولید شده در استان تهران انجام شده است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی مقطعی، نمونه های شیر خام از 24 دامداری مختلف استان تهران در فصل زمستان سال 1401 جمع آوری و از نظر آلودگی سرب با استفاده از روش طیف نگار جذب اتمی شعله مورد ارزیابی قرار گرفتند. با آزمون های آماری مرتبط نتایج حاصله با استانداردهای جهانی مورد مقایسه قرار گرفت. در ادامه با میانگین نتایج ارزیابی خطر صورت گرفت.
یافتهها: در این بررسی، میانگین مقدار سرب در هیچ یک از نمونه ها بالاتر از حد مجاز نبود. میانگین و انحراف معیار غلظت سرب در نمونه ها ppb 5/8± 7 به دست آمد. تمامی نمونه های مورد آزمایش کمتر از حد مجاز استانداردهای جهانی بود. اختلاف معنی داری بین میزان سرب کلیه دامداری ها نیز مشاهده نشد. مقدار HQ (Hazard Quotient) برای کودکان و بزرگسالان کمتر از یک محاسبه شد.
نتیجهگیری: غلظت سرب در تمامی نمونه ها زیر حد مجاز اعلامی کدکس و سازمان استاندارد ایران قرار داشت. با توجه به HQ محاسبه شده مصرف شیر از نظر آلودگی به سرب، خطر غیر سرطان زایی نداشت.
عباسعلی مصرزاده، غلامرضا نبی بیدهندی، ناصر مهردادی، محمدجواد امیری،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: غلظت بالای هیدروژن سولفوره بیوگاز، یک مشکل اساسی در ارتباط با هضم بی هوازی زائدات غنی از سولفات است که باعث اختلال در عملکرد فرایندی و کاهش عمر تأسیسات می شود. استفاده از روش های فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی جهت کاهش H2Sبیوگاز به دلیل تولید زیاد لجن و هزینه بالای بهره برداری محدود است. فرایند هوازی جزئی یک روش جایگزین برای سولفورزدایی مستقیم از بیوگاز است.
روش بررسی: در این مطالعه ابتدا مشخصات لجن تصفیه خانه تعیین شد. در ادامه تأثیر بارگذاری سولفات (200، 500 و mg/L 700) بر افزایشH2S بیوگاز و کارایی هاضم بی هوازی بدست آمد. سپس تأثیر هوادهی جزئی (1/04، 0/88، NL/day 1/34) بر کاهشH2S بیوگاز مشخص و شاخص های کنترلی فرایند از جملهORP و pH مورد ارزیابی قرار گرفت. نهایتاً در شرایط بهینه، حجم بیوگاز و درصد CH4 وCO2 بیوگاز تعیین شد.
یافتهها: حجم بیوگاز تولیدی در بارگذاری mg/L 200 و نمونه شاهد تفاوت معنی داری نداشت ولیکن در بارگذاری mg/L 500 و 700 کاهش و به 4103 و mL 3929 رسید. S2 Hبیوگاز در نمونه شاهد و بارگذاری 200، 500 و mg/L 700 به ترتیب 0/35، 0/46، 2/4، 1/8 درصد بود. تحت تأثیر هوادهی جزئی با نرخ 0/88، 1/04، NL/day 1/34 مقدار H2S بیوگاز به ترتیب 1/95، 0/9، 0/4 و 0/1 درصد حجمی بیوگاز است. pH راکتور در بازه 7/2 تا 7/4 وORP در حدود 281- تا mV 291- تغییر داشت. بر اساس شاخص آماریANOVA تفاوت معنی داری بین میانگین تولید روزانه بیوگاز تحت تأثیرهوادهی با نرخ 0/88 و NL/day 1/04 وجود نداشت ولیکن هوادهی با نرخNL/day 1/34 منجر به کاهش تولید بیوگاز شد.
نتیجهگیری: بـراسـاس یافته هـای ایـن پژوهـش هوادهی جزئی با نرخ NL/day 1/04 به دلیل کارایی مناسب در حذفH2S و همچنین هوای اضافی کمتر در بیوگاز، گزینه ای مناسب جهت سولفورزدایی از لجن فاضلاب شهری غنی از سولفات است.
علی حمیدی، مریم روانی پور، معصومه روانی پور،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: علمسنجی جهت یافتن خلاءهای مطالعاتی موجود، کشف آینده مطالعات، بررسی روندهای اساسی آنها و اجرای سیاست گذاری لازم در یک حوزه دانشی خاص به کار می رود. با توجه به نقش کلیدی عوامل محیطی در روند سلامت و بار بیماریهای مختلف در کشور، این مطالعه با هدف تحلیل علمسنجی نقش بهداشت محیط در پیشگیری و کنترل بیماریهای مرتبط با عوامل محیطی در ایران انجام شد.
روش بررسی: اطلاعات کتابشناختی مربوط به مستندات علمی نمایه شده تا 12 سپتامبر 2022 در پایگاه اطلاعاتی Web of Science با استفاده از نرم افزارهای Citespace و Biblioshiny تحلیل و مصورسازی شد.
یافتهها: 1212 مدرک بازیابی شد. این مدارک با مشارکت 8461 نویسنده در 629 منبع منتشر شدند. میانگین زمانی انجام مطالعات از سال 2010 به بعد بوده است. سه رتبه اول مربوط به دانشگاه های علوم پزشکی تهران (747 مدرک)، علوم پزشکی اصفهان (436 مدرک) و علوم پزشکی شهید بهشتی (393 مدرک) بود. شبکه همـکاری ایران با سـایر کشـورها بیانگر وجود تحقیقات مشترک مناسب بین ایران و کشورهای اصلی در این شبکه است. شبکه هم رخدادی کلیدواژه ها نیز در طول زمان از پیامدها (مانند بیماری های قلبی و عروقی، سرطان ها و...) به سمت بررسی عوامل مواجهه محیطی بالاخص عوامل آلاینده هوا، فلزات سنگین و عوامل بیماریزای منتقله از راه غذا بوده است. ارزیابی خطرات نیز از مقوله های مورد توجه در سال های اخیر بوده است.
نتیجهگیری: تحلیل علمسنجی نشان داد مطالعات بهداشت محیط در پیشگیری و کنترل بیماریهای مرتبط با عوامل محیطی در ایران جوان و همچنان رو به پیشرفت است. در سال های اولیه، مطالعات عمدتاً متمرکز بر بیماری ها بعنوان یک پیامد بوده درحالیکه در سال های اخیر، بیشتر بر روی عوامل مواجهه یا بیماریزای محیطی متمرکز شده اند. پیشنهاد می گردد مطالعات آتی مبتنی بر کلیدواژه های بازیابی شده مأموریت گراتر شده و اولویت گذاری حل مشکلات آلاینده های محیطی مؤثر بر سلامت مردم در کشور بر اساس وسعت و گستردگی مشکلات هر استان مورد توجه سیاست گذاران و محققین قرار گیرد.
هادی نیک نژاد، نیما کلوانی، مهدی سیدی راد، علیرضا اعلا، رضا سعیدی، مهرنوش ابطحی، فتح اله غلامی بروجنی،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: نگرانیهایی در مورد آلودگی میکروبی در شهرهای ساحلی شمال کشور بویژه شهرهای استان مازندران وجود دارد که میتواند خطراتی را برای سلامتی شناگران و گردشگران به همراه داشته باشد. مطالعه حاضر با هدف بررسی کمی میزان خطر بروز بیماری های گوارشی ناشی از مواجهه با باکتری های اشرشیا کلی (E.coli) و انتروکوکوس در حین فعالیت های تفریحی در سواحل فریدونکنار انجام شد.
روش بررسی: در مطالعه توصیفی مقطعی حاضر، به منظور بررسی وضعیت میکروبی شناگاه های ساحلی فریدونکنار 66 نمونه بصورت لحظه ای در فصل تابستان برداشت شد. روش شبیهسازی مونت کارلو برای محاسبه خطر عفونت روزانه و سالانه مورد استفاده قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که در آب های تفریحی این سواحل، خطر ابتلا به انتروکوکوس بیشتر از E.coli بود. میانگین خطر عفونت سالانه E.coli در بزرگسالان و کودکان به ترتیب 0/41 و 0/69 بود. همچنین خطر عفونت سالانه انتروکوکوس برای کودکان و بزرگسالان 1 و 0/99 بود که بالاتر از سطح توصیه شده توسط WHO و EPA بود. نتایج نشان داد که خطر ابتلا به عفونت برای کودکان بیشتر از بزرگسالان بوده است.
نتیجهگیری: تخلیه کنترل نشده فاضلاب های شهری و صنعتی به دریاها و رودخانه ها نقش اساسی در آلودگی میکروبی سواحل دارد. با اجرای استراتژی های مدیریت زیست محیطی و تفریحی موثر، می توان خطرات بهداشت عمومی را در سواحل تفریحی به حداقل رساند و در عین حال زیبایی طبیعی این فضاهای عمومی مهم را نیز حفظ کرد.
علی عموزاده، حمزه ثقفی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اهمیت سلامت محصولات کشاورزی، زمینه ساز تلاش برای ارائه روشهای ارزیابی مواد آلاینده در این محصولات بوده است. این مطالعه با هدف ساخت یک نوع جاذب بر پایه سیلیکاژل که توسط یک لیگاند آلی، اصلاح شده بود، برای استخراج یون سرب از نمونههای کاهو و آب در منطقه شهمیرزاد استان سمنان با توجه به وجود معادن حاوی یون سرب در آن محدوده و احتمال آلوده شدن نمونههای ذکر شده به این یون، توسط یک جاذب سنتزی انجام پذیرفت.
روش بررسی: در مطالعه حاضر، از یک مزرعه کاشت کاهو در منطقه ذکر شده، نمونههای مورد نظر برداشته شدند. پس از آماده سازی نمونهها، جهت استخراج یون سرب (آنالیت) از آنها، از جاذب ذکر شده به عنوان عامل استخراج کننده آنالیت و روش استخراج فاز جامد، استفاده شد.
یافتهها: بعد از سنتز جاذب که توسط آنالیزهای XRD، FESEM، FTIR وBET مورد بررسی قرار گرفت، پارامترهای موثر بر استخراج آنالیت توسط آن، شامل pH، مقدار جاذب، دبی و حجم عبور آنالیت از آن، مورد بررسی قرار گرفت و در نهایت درصد بازیابی تا 104 درصد برای استخراج آنالیت از نمونهها به دست آمد. حد تشخیص بسیار پایین ng/mL1/14، فاکتور تغلیظ 250، گزینش پذیری مناسب جاذب برای آنالیت در حضور یونهای مزاحم و ظرفیت جذب بالای جاذب μg/g 2/93 از نتایج مطالعه حاضر بودند.
نتیجهگیری: با ارزیابی نتایج به دست آمده، مطالعه حاضر به عنوان یک روش با حساسیت بالا جهت استخراج و بازیابی مقادیر فوق العاده کم یون سرب موفقیت خوبی داشت.
غلامرضا شقاقی، امیر حسین جاوید، سارا اله یاری بیک، علی ماشینچیان مرادی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تخلیه شورابه آب شیرین کن های دریایی به دریا می تواند عوارض جبران ناپذیری به محیط زیست داشته باشد. هدف این مطالعه شناسایی اثرات تخلیه شورابه به دریا، بررسی روش های مدل سازی برای بهینه سازی تخلیه شورابه به دریا و همچنین طراحی مناسب خروجی آن برای تامین استانداردها، کاهش اثرات محیط زیستی و هزینه ها است.
روش بررسی: بررسی اثرات شورابه بر دریا، مدل سازی انتشار آن، طراحی خروجی و استانداردهای تخلیه بر مبنای مرور مقالات و منابع در پایگاه داده هایGoogle Scholar ، Academia، Scopus، Civilica و Irandoc با استفاده از کلید واژههایی مانند Brine/Seawater concentrate discharge،Numerical modeling ،Discharge standards وOutlet design انجام گردید. از 132 مقاله بررسی شده 45 مقاله سازگار با اهداف مطالعه بود.
یافتهها: اثرات تخلیه آب شیرین کنها به دریا در محل تخلیه و فواصل دورتر قابل مشاهده است. مدل سازی عددی برای پیش بینی غلظت آلاینده در فواصل مختلف از محل تخلیه و تعیین محل تخلیه با رعایت استانداردها و کاهش هزینه ها به کار میرود. طراحی و استفاده از دیفیوزر با چندین نازل با زاویه 60 درجه منجر به بیشترین رقیق سازی در نقطه تخلیه می شود.
نتیجهگیری: استفاده از آب شیرین کنها برای مقابله با اثرات تغییرات اقلیمی ضرورت دارد. مدل سازی و طراحی مناسب خروجی آب شیرین کن نقش مهمی در کاهش اثرات نامطلوب، تامین استانداردهای محیط زیستی و بهینه سازی هزینه های ساخت و بهره برداری دارد و نیاز به مطالعات بیشتری در این زمینه در کشور است.
محمد حسنآبادی، محمدصادق حسنوند، محمد خانیزاده، ساسان فریدی، عادل مکمل، بیتا ملکیان اصفهانی، علی احمدی ارکمی، فاطمه مومنیها،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: تعیین میزان انتشار متان از محلهای دفن پسماند (لندفیل ها)، اولین قدم در مدیریت آن است. هدف این مطالعه، مرور نظاممند روشهای سنجش و برآورد انتشار گاز متان از محلهای دفن پسماند است.
روش بررسی: این مطالعه مرور نظاممند شامل مطالعات منتشر شده به زبان انگلیسی و فارسی طی بازه زمانی ژانویه سال 2005 تا ماه می سال 2023 در پایگاه دادههای PubMed،Web of Science و Scopus (بررسی مقالات انگلیسی) و نیز SID، Magiran وGoogle Scholar (بررسی مقالات فارسی) است.
یافته ها: پس از ارزیابی مطالعات، 90 مطالعه ارائه دهنده اطلاعات در خصوص روشهای سنجش و برآورد انتشار گاز متان در لندفیل های شهری انتخاب شد. نتایج حاصله نشان داد برآورد انتشار براساس مدلهای پرکاربرد LandGEM و IPCC، با وجود هزینه کمتر و ارائه سریعتر نتایج، اغلب با عدم قطعیت نسبتاً زیادی همراه است. لذا روشهای کمی و کیفی سنجش مستقیم جهت تعیین کمیت انتشار متان از لندفیلها ترجیح داده میشود. سنجش میزان انتشار متان با تجهیزات قرائت مستقیم و چمبرهای تعیین شار بسته، برای اندازهگیری گازهای گلخانهای به ویژه متان از لندفیلها بیشترین کاربرد را دارند.
نتیجهگیری: برآورد انتشار متان به عنوان یکی از گازهای گلخانهای از منابع انتشار به مقامات مسئول این امکان را میدهد که از وضعیت موجود و آتی انتشار گاز متان آگاهی یافته و در نهایت استراتژیهای کاهشی را تدوین کنند. یافتههای برآورد میزان انتشار متان از لندفیلها، در برخی از شرایط دارای تفاوت معناداری با نتایج واقعی هستند و لذا گرچه این روشها ابزاری مفید، سریع و به صرفه محسوب می شوند اما در استفاده از آنها بایستی به این امر توجه نمود.
صادق حسیننیایی، محمد جعفری، علی طویلی، سلمان زارع،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اتیلن دی آمین تترا استیک اسید (EDTA)، به عنوان یک عامل کلاتور مصنوعی برای اصلاح خاکهای آلوده به عناصر بالقوه سمی شناخته شده است. Marrubium cuneatum از جمله گیاهان دارویی با کاربرد گیاهپالایی است که تأثیر EDTA بر خصوصیات مورفوفیزیولوژیکی این گونه و خاک تحت کشت آن بررسی شد.
روش بررسی: گونه M. cuneatum به مدت شش ماه در گلخانه در خاک معدنی آلوده به عناصر بالقوه سمی تحت سطوح مختلف EDTA (0، 1، 3 و mmol/kg 5) رشد داده شد و سپس زیست توده و غلظت عناصر درشت و ریز مغذی آن و خصوصیات بیوشیمیایی خاک مانند ماده آلی، فعالیت آنزیمهای خاک و جمعیت میکروبی اندازهگیری شد. همچنین یک مدل رگرسیونی بین غلظت EDTA و وزن شاخساره به منظور پیشبینی پاسخ رشدی گیاه برقرار شد.
یافتهها: غلظت mmol/kg 5 EDTA به ترتیب سبب کاهش 11 و 21/9 درصدی وزن خشک شاخه و ریشه نسبت به شاهد شد. عناصر درشت مغذی ریشه با اعمال EDTA نسبت به شاخه کمتر متحمل کاهش شدند و بیشترین کاهش مربوط به پتاسیم شاخساره با 40/70 درصد نسبت به شاهد بود و نسبت پتاسیم به سدیم به میزان قابل توجهی کاهش پیدا کرد. علیرغم بهبود برخی پارامترهای خاک در سطوح پایین EDTA، دوز mmol/kg 5 به ترتیب منجر به مهار 30 و 10 درصدی فعالیت آنزیمهای اورهآز و دهیدروژناز شد. رابطه رگرسیونی بین EDTA و وزن شاخساره نشان داد که حداکثر وزن خشک، در غلظت mmol/kg 2/4 حاصل شد.
نتیجهگیری: به طور کلی با توجه به اثرات کم و بیش نامطلوب EDTA از غلظت mmol/kg 3 بر خاک و گیاه و مدل پیشبینی پاسخ رشدی M. cuneatum، پیشنهاد میشود سطوح بیش از mmol/kg 2/4 این ماده آزمایشی مورد بررسی قرار گیرد تا دوز دقیقی را که آغازگر تأثیرات منفی در خاک و گیاه است مشخص شود.
علیرضا مصداقینیا، کامران باقری لنکرانی، کاظم ندافی، محمدصادق حسنوند، محمد پاییزی، رضا سعیدی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از آفتکشهای شیمیایی بهعنوان بخشی از مدیریت تلفیقی آفات کشاورزی ضروری است، اما کاربرد غیراصولی آنها اثرات جانبی بهداشتی و محیط زیستی خطرناک و متعددی دارد. این مطالعه با هدف تدوین سند حمایتطلبی مدیریت باقیمانده آفتکشها در محصولات کشاورزی در کشور با حمایت فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران انجام شد.
روش بررسی: مراحل انجام این مطالعه به شرح زیر بود: (1) تشکیل کمیته تدوین سند حمایتطلبی، (2) بررسی میزان باقیمانده آفتکشها در محصولات کشاورزی، (3) بررسی نحوه مدیریت باقیمانده آفتکشها در محصولات کشاورزی در کشور، (4) تدوین برنامه حمایتطلبی و (5) ارائه پیشنهادهای اجرایی جهت بهبود وضعیت موجود.
یافتهها: بر اساس نتایج مرور نظاممند و فراتحلیل، میزان تخطی باقیمانده آفتکشها در محصولات کشاورزی در کشور از مرز بیشینه مجاز باقیمانده (Maximum residue level: MRL) کمیسیون Codex حدود 19 درصد بود که این مقدار در مقایسه با سایر کشورها نسبتاً بالا ارزیابی شد. بر اساس قوانین و مقررات موجود، چارچوب مدیریت باقیمانده آفتکشها و مسئولیت دستگاههای ذینفع مشخص بود، اما تخصیص منابع و حمایت از دستگاههای سیاستگذاری، اجرایی، بهرهبرداران و عموم مردم ناکافی قلمداد شد. در تدوین برنامه حمایتطلبی، علاوه بر تعیین نقش ذینفعان، پنج هدف برای تسهیل و ترغیب نقشآفرینی موثرتر گروههای ذینفع و تسهیل همکاری بینبخشی تعریف شد. پنج مورد از مهمترین اقدامات اجرایی جهت بهبود وضعیت موجود به شرح زیر پیشنهاد گردید: (1) شفافسازی وضعیت موجود، (2) تعیین اهداف کمی برای برنامهها، (3) تأمین بودجه و سایر منابع مورد نیاز برنامهها، (4) استفاده بهینه از نظرات متخصصین و (5) ارتقاء عملکرد بهرهبرداران.
نتیجهگیری: بهمنظور پیگیری اجرای پیشنهادات و دستیابی به اهداف این سند، تشکیل کمیته حمایتطلبی با حضور نمایندههای کلیه سازمانهای مسئول در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی توصیه میشود.
راضیه زندی پاک، نادر بهرامی فر، حبیب الله یونسی، محمد علی زلفی گل،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: رنگ ها آلاینده های مهمی هستند که منجر به ایجاد خطرات جدی برای انسان، دیگر حیوانات و موجودات زنده می شوند. رنگ ها با فرآیندهای تصفیه هوازی قابل تصفیه نیستند. بنابراین حذف آنها از پساب های صنعتی با استفاده از فرآیند فوتوکاتالیستی قابل توجه است. هدف از انجام این مطالعه سنتز فوتوکاتالیست پلیمر مزدوج ایمیدی برای اولین بار و در ادامه حذف رنگ رودامین بی از محلول آبی است.
روش بررسی: در این مقاله پلیمر مزدوج ایمیدی سنتز و به عنوان فوتوکاتالیست برای حذف رنگ رودامین بی استفاده شد. خصوصیات ظاهری فوتوکاتالیست با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM)، میکروسکوپ الکترونی عبوری (TEM)، میکروسکوپ نیروی اتمی (AFM)، دستگاه پراش پرتو ایکس (XRD)، آنالیز وزن سنجی حرارتی (TGA)، طیف سنجی مادون قرمز فوریه (FTIR) و طیف سنجی بازتابی نفوذی (DRS) بررسی شد. اثر متغیرهای pH (9-4)، دوز فتوکاتالیست (g/L0/04-0/01)، و زمان تماس ( min120-0) بر راندمان حذف رنگ رودامین بی بررسی گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد که با افزایش زمان تماس تا min 45 و دوز فوتوکاتالیست تا g/L 0/02 کارایی حذف رنگ رودامین بی تحت نور مرئی تا 99 درصد افزایش یافته است. بهترین pH برای حذف رودامین بی 7 بود.
نتیجه گیری: پلیمر مزدوج ایمیدی می تواند به عنوان یک فوتوکاتالیست موثر و در دسترس جهت حذف رنگ رودامین بی از پساب های صنعتی تحت نور مرئی مورد استفاده قرار گیرد.
احسان آقایانی، عزیزاله دهقان، نوید علی نژاد، ملیحه امیری،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اندازه گیری دوره ای غلظت آفت کش ها در منابع آب آشامیدنی برای اطمینان از سلامت مصرف کنندگان ضروری است. این مطالعه با هدف اندازه گیری غلظت 6 آفت کش مالاتیون، دیازینون، گلایفوسیت، پاراکوات، دلتامترین و سایپرمترین در منابع آب کشاورزی و شبکه توزیع آب شهری و روستایی شهرستان فسا انجام شد.
روش بررسی: نمونه برداری یک هفته بعد از سم پاشی باغات منطقه به صورت یک نمونه 24 ساعته از منابع آب انجام شد. آنالیز باقیمانده آفت کش ها با استفاده از ستون معکوس کارتریجی C18 استخراج فاز جامد با نسبت های مساوی آب/ متانول در دستگاه HPLC انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان می دهد که غلظت سموم در آب کشاورزی بیشتر از منابع آب شرب و شبکه آب شرب است. به طور قابل توجهی غلظت مالاتیون و دیازینون در منابع آب کشاورزی بسیار بیشتر از منابع آب شرب است. این مقادیر ممکن است تا 8 برابر افزایش یابد. مقادیر شاخص خطر کل محاسبه شده برای نمونه های جمع آوری شده از منابع آب کشاورزی در محدوده 0/89 تا 1/36 بوده و مصرف آنها به عنوان آب شرب خطرناک هستند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این مطالعه، ارزیابی خطر سلامت ناشی از وجود مالاتیون، دیازینون، گلایفوسیت، پاراکوات، دلتامترین و سایپرمترین در منابع آب آشامیدنی نشان می دهد که مصرف آب از شبکه آشامیدنی تهدیدی برای سلامت شهروندان ندارد، اما با توجه به وجود مقادیر بالاتر سموم دفع آفات در منابع آب کشاورزی، نظارت بر منابع آبی اطراف اراضی کشاورزی مورد تاکید است.
زهرا نصیری، کاظم ندافی، علی احمدی ارکمی، محمدصادق حسنوند، ساسان فریدی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه حاضر برای بررسی روند تغییرات مکانی و زمانی (ساعتی، روزانه، ماهانه و فصلی) غلظت آلاینده ذرات معلق ریز (PM2.5) هوای آزاد در شهر تهران در سال 1402 و برآورد اثرات آن بر سلامت (تعداد موارد مرگ) طراحی شده است.
روش بررسی: دادههای ساعتی PM2.5 هوای آزاد از 41 ایستگاه پایش کیفیت هوا در شهر تهران اخذ گردید و سپس ایستگاههای معتبر (29 ایستگاه) برای بررسی تغییرات مکانی و زمانی غلظت این آلاینده و برآورد اثرات بهداشتی منتسب به آن شناسایی شدند. به منظور برآورد اثرات بهداشتی منتسب به PM2.5 هوای آزاد در شهر تهران از آخرین ویراست نرم افزار AirQ+ (نسخه 2.2.4) استفاده گردید. همچنین برای برآورد اثرات بهداشتی آلودگی هوا از دادههای بروز پایه و جمعیت شهر تهران استفاده شده است.
یافتهها: میانگین سالانه غلظت PM2.5 هوای آزاد در شهر تهران در سال 1402 تقریباً g/m332µ بوده است. این در حالیست که در سطح ایستگاههای معتبر و همچنین در سطح تمامی محلات به ترتیب در محدوده µg/m3 20/8-47/5 و 46/3- 22/2 /m3µg بوده است که تقریباً 4 الی 9 برابر مقادیر سالانه رهنمود سازمان جهانی بهداشت (WHO) و 2 الی 4 برابر استاندارد ملی کیفیت هوای آزاد (National Ambient Air Quality Standards: NAAQS) بوده است. تعداد موارد مرگ منتسب به مواجهه بلندمدت با آلاینده PM2.5 هوای آزاد در شهر تهران در سال 1402 در افراد بالغ بالای 30 سال 9321 (فاصله اطمینان 95 درصد: 10313 - 7232)، برای غلظتهای بالاتر از /m35µg برآورد شده است.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه بیانگر این واقعیت است که غلظت آلاینده PM2.5 هوای آزاد در شهر تهران در سال 1402 همواره از حدود رهنمود WHO و NAAQS بالاتر بوده است. علاوه بر این، مقایسه غلظت این آلاینده در سطح تمامی ایستگاههای معتبر و همچنین در سطح تمامی محلات شهر تهران بیانگر این واقعیت است که شهروندان تهرانی در تمامی مناطق شهر از کیفیت هوای نامطلوبی برخوردار بوده اند اگرچه غلظت در برخی از مناطق شهر تهران، عمدتاً بخش های مرکزی و جنوبی شهر، به مراتب بسیار بیشتر از بخش های شمالی بوده است.
سمیه علیزاده عطار، علیرضا پرداختی، خسرو اشرفی، محمدصادق حسنوند،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کربن سیاه از احتراق ناقص سوختهای فسیلی و سوختهای زیستی تولید میشود. مواجهه بلند مدت با کربن سیاه با افزایش خطر ابتلا به سرطان ریه و بیماریهای قلبی ـ عروقی مرتبط است. هدف این مطالعه ارزیابی خطر سرطانزایی و غیرسرطانزایی مواجهه با کربن سیاه در هوای آزاد شهر تهران است.
روش بررسی: نمونههای ساعتی کربن سیاه از ایستگاههای شرکت کنترل کیفیت هوای تهران بهصورت آنلاین جمعآوری و پس از میانگینگیری، به میانگینهای سالانه برای سالهای 1400، 1401 و 1402 تبدیل شدند. در نهایت، ارزیابی خطر مواجهه با ترکیب موردنظر برای کل شهر تهران بر اساس مدل US EPA صورت گرفت.
یافتهها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد در شهر تهران به واسطه مواجهه با کربن سیاه در هوای آزاد، شاخص خطر سرطانزایی (CR) در بزرگسالان بیشتر از کودکان است. ضریب خطر غیرسرطانزایی (HQ) در هر دو گروه سنی زیر مقدار آستانه یک بوده که نشاندهنده خطر غیرسرطانزایی پایین و قابل چشم پوشی است. با این حال، کودکان HQ بالاتری نسبت به بزرگسالان دارند. خطر سرطان کل طول عمر ناشی از مواجهه با کربن سیاه برابر با 3-10× 1/4 محاسبه شده است. خطر سالانه ناشی از کربن سیاه برابر با 3-10× 0/02 برآورد شده است.
نتیجهگیری: نتایج نشان می دهد که خطرات سرطانزایی مواجهه با کربن سیاه برای بزرگسالان و کودکان بیش از حد مجاز است. خطر سرطان در بزرگسالان شش برابر کودکان است، اما خطر غیرسرطانزایی پایین ارزیابی گردیده است. کاهش انتشار کربن سیاه برای بهبود سلامت عمومی در شهرهای پر ترافیک ضروری است و تحقیقات بیشتر در این زمینه اهمیت دارد.
یگانه مظاهری، فرنگیس مربوطیان، سعید عاقبت بخیر، علیرضا بختیاری، بهروز تاجدار اورنج، بهروز اکبری آدرگانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بنزوات و سوربات برای جلوگیری از رشد میکروارگانیسم ها و برای افزایش ماندگاری مواد غذایی در اکثر محصولات غذایی استفاده می شوند. با توجه به احتمال استفاده غیرمجاز از این دو نگهدارنده در کفیر، در این مطالعه غلظت سوربات و بنزوات در این محصول با روش کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا اندازه گیری شد. همچنین با توجه اهمیت موضوع و مطابقت با ضوابط ملی از این جهت که محتوای اتانول محصول کفیر می تواند حداکثر 0/5 درصد باشد، میزان اتانول این محصول با استفاده از روش کروماتوگرافی گازی اندازهگیری شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-مقطعی 88 نمونه از دوغهای کفیر تولید شده به روش صنعتی از نامهای تجاری مختلف، از مراکـز عرضـه مواد خوراکی و آشامیدنی از نقاط مختلف ایران بهصورت تصادفـی جمعآوری شده و تا انجام آزمونهای موردنظر با استفاده از روش کروماتوگرافی در دمای C° 4 به آزمایشگاه منتقل شـد. تجزیه و تحلیل آماری دادهها در نرمافزار SPSS با استفاده از آزمون آماری ANNOVA یکطرفه جهت مقایسه میانگین دادهها صورت گرفت. در تمامی آزمونها سطح معناداری 0/05 لحاظ گردید.
یافته ها: در هیچیک از نمونه ها سوربات شناسایی نشد و بنزوات هم فقط در 11 عدد از نمونه ها مشاهده شد و میانگین غلظت آن mg/L 0/6763 بود. میانگین غلظت اتانول نیز 0/2997 درصد به دست آمد و در 10 عدد از نمونه ها الکل بیش از 0/5 درصد اندازه گیری شد که مغایر با ضوابط ملی است.
نتیجه گیری: وجود مقدار ناچیز بنزوات در فراورده ممکن است به علت فعل و انفعالات باکتری های اسیدلاکتیک باشد. افزایش درصد الکل نیز می تواند به علت تحت کنترل نبودن کامل فرایند تخمیر حین تولید محصول باشد. پیشنهاد می گردد بهمنظور بهبود شاخصهای تغذیهای و در راستای صیانت از سلامتی مصرفکنندگان حد مجاز برای نگهدارنده ها در این محصول تعیین گردد.
خدیجه دارابی، نوید علی نژاد، قاسم حسنی، احمد بدیعی نژاد،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: پسماندهای رها شده یکی از آلودگیهای متداول در محیطهای شهری هستند که ناشی از رفتار شهروندان در عدم دفع صحیح پسماند است. هدف از انجام این مطالعه بررسی تراکم و ترکیب این نوع پسماند در شهر بهبهان و تفسیر وضعیت آلودگی با استفاده از شاخص اختصاصی است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-مقطعی تراکم پسماندهای رها شده و ترکیب اجزاء آنها در محیط شهر بهبهان به روش مشاهده بصری ارزیابی شد. نتایج بدست آمده از تراکم و ترکیب پسماندهای رها شده با استفاده از شاخص پاکیزگی محیط که یک تکنیک رتبه بندی محیطی از نظر شدت آلودگی به پسماندهای رها شده است تفسیر شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد میزان تراکم پسماندهای رها شده در محیطهای مورد مطالعه item/m2 0/011 تا item/m2 0/954 بود. میانگین تراکم پسماندهای رها شده در کاربریهای تجاری، مسکونی، و تفریحی به ترتیب 0/809، 0/196، و item/m2 0/011 بود. فراوانترین پسماند رها شده در محیط شهری ته سیگار بود که به طور میانگین 61 درصد از کل پسماندهای رها شده را تشکیل میداد. شاخص پاکیزگی محیط برای محلهای مورد مطالعه در دامنه 0/39 تا 32/56 محاسبه شد که نشان داد 63/6درصد از محلهای مورد مطالعه در وضعیت پاکیزه و متوسط و 36/4 درصد در وضعیت کثیف بودند.
نتیجهگیری: با توجه به سهم چشمگیر ته سیگار در ترکیب پسماندهای رها شده در شهر بهبهان و همچنین تاثیر آن در افزایش شاخص پاکیزگی محیط، توجه به مدیریت کارآمد این پسماند ضروری است. بیش از یک سوم محل های ارزیابی شده بر اساس شاخص پاکیزگی محیط در بدترین شرایط یعنی رتبه "کثیف" بودند که نشان دهنده لزوم ارتقاء کارایی سیستم نظافت شهری است.
عبدالرحمن قرنجیک، رمضانعلی دیانتی تیلکی، سمانه دهقان، ابوطالب بای، فتح اله غلامی بروجنی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بهرهبرداری و نگهداری مناسب از دستگاههای بیخطرساز پسماند پزشکی به دلیل جلوگیری از انتشار عفونتها و بیماریهای خطرناک، حفاظت از سلامت عمومی و محیط زیست از اهمیت بالایی برخوردار است. لذا این مطالعه با هدف بررسی وضعیت بهرهبرداری و نگهداری دستگاههای بیخطرساز پسماندهای پزشکی در بیمارستانهای دولتی و خصوصی استان گلستان به انجام رسیده است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی در 17 بیمارستان دولتی و 6 بیمارستان خصوصی استان گلستان که مجهز به دستگاه بیخطرساز پسماندهای پزشکی از نوع اتوکلاو پیشخلاء بدون خردکن بودند، انجام شد. اطلاعات تست میکروبی ماهیانه دستگاهها که توسط محیط زیست انجام میشود از اسناد و دادههای بیمارستان دریافت شد. سایر اطلاعات مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه استاندارد و سایر اطلاعات به روش مصاحبه حضوری جمعآوری گردید و نتایج استخراج شده با استفاده از فراوانی، درصد فراوانی و شاخصهای مرکزی توصیف گردید.
یافتهها: وضعیت بهرهبرداری دستگاههای بیخطرساز در بیمارستانهای مورد مطالعه در مجموع با عملکرد بیخطرسازی میکروبی 97/07 درصد، مطلوب ارزیابی گردید. بهطوریکه درصد مطلوبیت در بیمارستانهای دولتی 96/93 درصد و در بیمارستانهای خصوصی 97/22 درصد بوده است. وضعیت نگهداشت پیشگیرانه دستگاههای بیخطرساز در بیمارستانهای دولتی و خصوصی به ترتیب 68/62 و 77/77 درصد بوده است. وضعیت و امکانات بهداشتی محل استقرار دستگاههای بیخطرساز پسماند بر اساس ضوابط مربوط در بیمارستانهای دولتی و خصوصی به ترتیب 94/11 درصد و 69/05 درصد بوده است.
نتیجهگیری: وضعیت بهرهبرداری دستگاههای بیخطرساز در بیمارستانهای مورد مطالعه در مجموع با عملکرد بیخطرسازی میکروبی بالای 97 درصد مطلوب ارزیابی گردید اما در عین حال، اجرای برنامههای نگهداری پیشگیرانه و آموزش مستمر کارکنان برای استفاده صحیح از این دستگاهها ضروری است تا کارایی آنها تضمین شده و مخاطرات احتمالی به حداقل برسد.
فرزانه برزآبادی فراهانی، محمود علی محمدی، جمشید رحیمی، ساناز خرمی پور، عماد دهقانی فرد،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بیش از ۹۰ درصد از زمان افراد در فضاهای داخلی سپری میشود، جایی که غلظت آلایندههای هوا، از جمله ترکیبات آلی فرار (VOCs)، بیشتر از محیط بیرونی است. بنزن به دلیل اثرات سرطانزای خود، یکی از مهمترین VOCsها محسوب میشود. گیاهپالایی روشی پایدار برای حذف این آلایندهها از محیطهای داخلی است. این مطالعه به بررسی کارایی دو گونه گیاهی Aglaonema silver و Chlorophytum comosum در کاهش غلظت بنزن در شرایط کنترلشده دما و رطوبت میپردازد.
روش بررسی: گیاهان در شرایط دمایی ۱۸ و C° ۲۴ و رطوبتهای ۳۵ و ۵۰ درصد مورد آزمایش قرار گرفتند. بنزن در غلظتهای 1، 0/5، 0/25 و µL/mL0/125 به محفظه تزریق شد و میزان کاهش آن پس از h12 با کروماتوگرافی گازی اندازهگیری گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که Aglaonema silver توانست تا ۹۶ درصد و Chlorophytum comosum تا ۳۸ درصد بنزن را در دمای C° 20 و رطوبت ۳۵ درصد حذف کند. حذف بنزن تابعی از نوع گیاه، دما، رطوبت و غلظت آلاینده بود. مدلهای ارائهشده برای هر دو گیاه (معادلات 2 و 3) همخوانی بالایی با دادههای تجربی داشتند.
نتیجهگیری: Aglaonema silver در دماهای پایینتر و رطوبت کمتر عملکرد بهتری نسبت به Chlorophytum comosum داشت. انتخاب گونه گیاهی متناسب با شرایط محیطی نقش مهمی در کارایی گیاهپالایی دارد. مدل پیشنهادی نشان داد که افزایش دما و رطوبت کارایی گیاهان را در حذف بنزن بهبود میبخشد.
کیاندخت قناتی، امیرعلی آقا محمدی، نادر اکبری، غزل میرزایی، مهسا کریمی سرزامله، محمدهادی دهقانی، پریسا صدیق آرا،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بدنبال پرورش میگو مقادیر زیادی ضایعات که شامل سر، احشاء و پوسته میگوها است، حاصل می شود. این ضایعات معمولا به آبها رها می شوند و به عنوان آلاینده بقای سایر موجودات آبزی را تهدید می کنند. بنابراین استفاده مجدد این ضایعات منجر به کاهش آلودگیهای آبها خواهد شد.
روش بررسی: در این مطالعه کاروتنوئید ضایعات میگو طی سه روش اسیدی، آنزیمی و قلیایی استخراج شد. میزان کاروتنوئیدها در هر سه روش تعیین مقدار شد. سپس اثرات آنتی اکسیدانی کاروتنوئیدهای حاصله در روغن خام آفتابگردان در برابر سولفات مس با روش تی بارس بررسی گردید. در این روش میزان مالون دی آلدهید به عنوان شاخص لیپیداکسیداسیون مورد ارزیابی قرار می گیرد. به این منظور مقادیر مساوی از کاروتنوئیدهای استخراج شده را به روغن خام آفتابگردان در مجاورت سولفات مس اضافه نموده و به مدت h 24 برروی دستگاه شیکر گذاشته شد. سپس میزان مالون دیآلدهید اندازه گیری شد.
یافتهها: بیشترین مقدار کاروتنوئید در روش استخراج به شیوه قلیایی مشاهده شد. در آزمون تی بارس بیشترین تاثیر ممانعت از لیپیدپراکسیداسیون در برابر سولفات مس در روش قلیایی نیز مشاهده شد.
نتیجهگیری: نتایج نشان می دهد روش قلیایی یک روش آسان و مقرون به صرفه است که میتوان در استخراج کاروتنوئیدهای میگو که یکی از ترکیبات فعال، ارزشمند و با قابلیت مصرف در صنایع دارویی و غذایی است، استفاده نمود.
مهدی الیاسی کجاباد، علی اقدمی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: صنعت کاغذسازی یکی از صنایع پرمصرف آب است که روزانه حجم زیادی پساب توسط شرکت های فعال در این حوزه تولید می شود. مدیریت درست پساب تولید شده در این صنعت، تصفیه، بازچرخانی و استفاده مجدد باعث جلوگیری از آلودگی محیط زیست توسط این پساب شده و حفظ منابع آبی کشور را به دنبال خواهد شد. در این مطالعه از فرایند سه مرحله ای انعقاد و لخته سازی- ازن زنی- فیلتراسیون غشایی برای تصفیه پساب کاغذسازی استفاده شد.
روش بررسی: در مطالعه حاضر ابتدا از PAC برای حذف ذرات درشت و در ادامه از ازن زنی به منظور تخریب ترکیبات پیچیده استفاده گردید. برای تصفیه نهایی از فیلتراسیون غشایی استفاده شد. در هرکدام از مراحل، COD پساب اندازه گیری شده و مقایسه شد.
یافته ها: هرکدام از مراحل استفاده شده نقش کلیدی در تصفیه پساب داشتند بطوری که مرحله انعقاد و لخته سازی در حذف حجم زیادی از ذرات معلق و مرحله ازن زنی در حذف رنگ و تخریب ترکیبات پیچیده و مرحله فیلتراسیون غشایی بعنوان مرحله نهایی در حذف ذرات معلق بسیار ریز، نقش منحصربفردی ایفا کردند، به طوری که COD پساب تصفیه شده نسبت به پساب خام 66 درصد کاهش داشت.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از بررسی شار عبوری غشا نشان داد در pH برابر با 11 و 14، شارعبوری غشا برای پساب نزدیک شار عبوری آب خالص بود که نشانی بر قابلیت عملیاتی شدن این روش تصفیه در راستای تصفیه و بازچرخانی پساب کاغذسازی بود.