269 نتیجه برای علی
علیرضا مصداقینیا، کامران باقری لنکرانی، کاظم ندافی، محمدصادق حسنوند، محمد پاییزی، رضا سعیدی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده از آفتکشهای شیمیایی بهعنوان بخشی از مدیریت تلفیقی آفات کشاورزی ضروری است، اما کاربرد غیراصولی آنها اثرات جانبی بهداشتی و محیط زیستی خطرناک و متعددی دارد. این مطالعه با هدف تدوین سند حمایتطلبی مدیریت باقیمانده آفتکشها در محصولات کشاورزی در کشور با حمایت فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران انجام شد.
روش بررسی: مراحل انجام این مطالعه به شرح زیر بود: (1) تشکیل کمیته تدوین سند حمایتطلبی، (2) بررسی میزان باقیمانده آفتکشها در محصولات کشاورزی، (3) بررسی نحوه مدیریت باقیمانده آفتکشها در محصولات کشاورزی در کشور، (4) تدوین برنامه حمایتطلبی و (5) ارائه پیشنهادهای اجرایی جهت بهبود وضعیت موجود.
یافتهها: بر اساس نتایج مرور نظاممند و فراتحلیل، میزان تخطی باقیمانده آفتکشها در محصولات کشاورزی در کشور از مرز بیشینه مجاز باقیمانده (Maximum residue level: MRL) کمیسیون Codex حدود 19 درصد بود که این مقدار در مقایسه با سایر کشورها نسبتاً بالا ارزیابی شد. بر اساس قوانین و مقررات موجود، چارچوب مدیریت باقیمانده آفتکشها و مسئولیت دستگاههای ذینفع مشخص بود، اما تخصیص منابع و حمایت از دستگاههای سیاستگذاری، اجرایی، بهرهبرداران و عموم مردم ناکافی قلمداد شد. در تدوین برنامه حمایتطلبی، علاوه بر تعیین نقش ذینفعان، پنج هدف برای تسهیل و ترغیب نقشآفرینی موثرتر گروههای ذینفع و تسهیل همکاری بینبخشی تعریف شد. پنج مورد از مهمترین اقدامات اجرایی جهت بهبود وضعیت موجود به شرح زیر پیشنهاد گردید: (1) شفافسازی وضعیت موجود، (2) تعیین اهداف کمی برای برنامهها، (3) تأمین بودجه و سایر منابع مورد نیاز برنامهها، (4) استفاده بهینه از نظرات متخصصین و (5) ارتقاء عملکرد بهرهبرداران.
نتیجهگیری: بهمنظور پیگیری اجرای پیشنهادات و دستیابی به اهداف این سند، تشکیل کمیته حمایتطلبی با حضور نمایندههای کلیه سازمانهای مسئول در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی توصیه میشود.
راضیه زندی پاک، نادر بهرامی فر، حبیب الله یونسی، محمد علی زلفی گل،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: رنگ ها آلاینده های مهمی هستند که منجر به ایجاد خطرات جدی برای انسان، دیگر حیوانات و موجودات زنده می شوند. رنگ ها با فرآیندهای تصفیه هوازی قابل تصفیه نیستند. بنابراین حذف آنها از پساب های صنعتی با استفاده از فرآیند فوتوکاتالیستی قابل توجه است. هدف از انجام این مطالعه سنتز فوتوکاتالیست پلیمر مزدوج ایمیدی برای اولین بار و در ادامه حذف رنگ رودامین بی از محلول آبی است.
روش بررسی: در این مقاله پلیمر مزدوج ایمیدی سنتز و به عنوان فوتوکاتالیست برای حذف رنگ رودامین بی استفاده شد. خصوصیات ظاهری فوتوکاتالیست با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM)، میکروسکوپ الکترونی عبوری (TEM)، میکروسکوپ نیروی اتمی (AFM)، دستگاه پراش پرتو ایکس (XRD)، آنالیز وزن سنجی حرارتی (TGA)، طیف سنجی مادون قرمز فوریه (FTIR) و طیف سنجی بازتابی نفوذی (DRS) بررسی شد. اثر متغیرهای pH (9-4)، دوز فتوکاتالیست (g/L0/04-0/01)، و زمان تماس ( min120-0) بر راندمان حذف رنگ رودامین بی بررسی گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد که با افزایش زمان تماس تا min 45 و دوز فوتوکاتالیست تا g/L 0/02 کارایی حذف رنگ رودامین بی تحت نور مرئی تا 99 درصد افزایش یافته است. بهترین pH برای حذف رودامین بی 7 بود.
نتیجه گیری: پلیمر مزدوج ایمیدی می تواند به عنوان یک فوتوکاتالیست موثر و در دسترس جهت حذف رنگ رودامین بی از پساب های صنعتی تحت نور مرئی مورد استفاده قرار گیرد.
احسان آقایانی، عزیزاله دهقان، نوید علی نژاد، ملیحه امیری،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: اندازه گیری دوره ای غلظت آفت کش ها در منابع آب آشامیدنی برای اطمینان از سلامت مصرف کنندگان ضروری است. این مطالعه با هدف اندازه گیری غلظت 6 آفت کش مالاتیون، دیازینون، گلایفوسیت، پاراکوات، دلتامترین و سایپرمترین در منابع آب کشاورزی و شبکه توزیع آب شهری و روستایی شهرستان فسا انجام شد.
روش بررسی: نمونه برداری یک هفته بعد از سم پاشی باغات منطقه به صورت یک نمونه 24 ساعته از منابع آب انجام شد. آنالیز باقیمانده آفت کش ها با استفاده از ستون معکوس کارتریجی C18 استخراج فاز جامد با نسبت های مساوی آب/ متانول در دستگاه HPLC انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان می دهد که غلظت سموم در آب کشاورزی بیشتر از منابع آب شرب و شبکه آب شرب است. به طور قابل توجهی غلظت مالاتیون و دیازینون در منابع آب کشاورزی بسیار بیشتر از منابع آب شرب است. این مقادیر ممکن است تا 8 برابر افزایش یابد. مقادیر شاخص خطر کل محاسبه شده برای نمونه های جمع آوری شده از منابع آب کشاورزی در محدوده 0/89 تا 1/36 بوده و مصرف آنها به عنوان آب شرب خطرناک هستند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج این مطالعه، ارزیابی خطر سلامت ناشی از وجود مالاتیون، دیازینون، گلایفوسیت، پاراکوات، دلتامترین و سایپرمترین در منابع آب آشامیدنی نشان می دهد که مصرف آب از شبکه آشامیدنی تهدیدی برای سلامت شهروندان ندارد، اما با توجه به وجود مقادیر بالاتر سموم دفع آفات در منابع آب کشاورزی، نظارت بر منابع آبی اطراف اراضی کشاورزی مورد تاکید است.
زهرا نصیری، کاظم ندافی، علی احمدی ارکمی، محمدصادق حسنوند، ساسان فریدی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه حاضر برای بررسی روند تغییرات مکانی و زمانی (ساعتی، روزانه، ماهانه و فصلی) غلظت آلاینده ذرات معلق ریز (PM2.5) هوای آزاد در شهر تهران در سال 1402 و برآورد اثرات آن بر سلامت (تعداد موارد مرگ) طراحی شده است.
روش بررسی: دادههای ساعتی PM2.5 هوای آزاد از 41 ایستگاه پایش کیفیت هوا در شهر تهران اخذ گردید و سپس ایستگاههای معتبر (29 ایستگاه) برای بررسی تغییرات مکانی و زمانی غلظت این آلاینده و برآورد اثرات بهداشتی منتسب به آن شناسایی شدند. به منظور برآورد اثرات بهداشتی منتسب به PM2.5 هوای آزاد در شهر تهران از آخرین ویراست نرم افزار AirQ+ (نسخه 2.2.4) استفاده گردید. همچنین برای برآورد اثرات بهداشتی آلودگی هوا از دادههای بروز پایه و جمعیت شهر تهران استفاده شده است.
یافتهها: میانگین سالانه غلظت PM2.5 هوای آزاد در شهر تهران در سال 1402 تقریباً g/m332µ بوده است. این در حالیست که در سطح ایستگاههای معتبر و همچنین در سطح تمامی محلات به ترتیب در محدوده µg/m3 20/8-47/5 و 46/3- 22/2 /m3µg بوده است که تقریباً 4 الی 9 برابر مقادیر سالانه رهنمود سازمان جهانی بهداشت (WHO) و 2 الی 4 برابر استاندارد ملی کیفیت هوای آزاد (National Ambient Air Quality Standards: NAAQS) بوده است. تعداد موارد مرگ منتسب به مواجهه بلندمدت با آلاینده PM2.5 هوای آزاد در شهر تهران در سال 1402 در افراد بالغ بالای 30 سال 9321 (فاصله اطمینان 95 درصد: 10313 - 7232)، برای غلظتهای بالاتر از /m35µg برآورد شده است.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه بیانگر این واقعیت است که غلظت آلاینده PM2.5 هوای آزاد در شهر تهران در سال 1402 همواره از حدود رهنمود WHO و NAAQS بالاتر بوده است. علاوه بر این، مقایسه غلظت این آلاینده در سطح تمامی ایستگاههای معتبر و همچنین در سطح تمامی محلات شهر تهران بیانگر این واقعیت است که شهروندان تهرانی در تمامی مناطق شهر از کیفیت هوای نامطلوبی برخوردار بوده اند اگرچه غلظت در برخی از مناطق شهر تهران، عمدتاً بخش های مرکزی و جنوبی شهر، به مراتب بسیار بیشتر از بخش های شمالی بوده است.
سمیه علیزاده عطار، علیرضا پرداختی، خسرو اشرفی، محمدصادق حسنوند،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: کربن سیاه از احتراق ناقص سوختهای فسیلی و سوختهای زیستی تولید میشود. مواجهه بلند مدت با کربن سیاه با افزایش خطر ابتلا به سرطان ریه و بیماریهای قلبی ـ عروقی مرتبط است. هدف این مطالعه ارزیابی خطر سرطانزایی و غیرسرطانزایی مواجهه با کربن سیاه در هوای آزاد شهر تهران است.
روش بررسی: نمونههای ساعتی کربن سیاه از ایستگاههای شرکت کنترل کیفیت هوای تهران بهصورت آنلاین جمعآوری و پس از میانگینگیری، به میانگینهای سالانه برای سالهای 1400، 1401 و 1402 تبدیل شدند. در نهایت، ارزیابی خطر مواجهه با ترکیب موردنظر برای کل شهر تهران بر اساس مدل US EPA صورت گرفت.
یافتهها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد در شهر تهران به واسطه مواجهه با کربن سیاه در هوای آزاد، شاخص خطر سرطانزایی (CR) در بزرگسالان بیشتر از کودکان است. ضریب خطر غیرسرطانزایی (HQ) در هر دو گروه سنی زیر مقدار آستانه یک بوده که نشاندهنده خطر غیرسرطانزایی پایین و قابل چشم پوشی است. با این حال، کودکان HQ بالاتری نسبت به بزرگسالان دارند. خطر سرطان کل طول عمر ناشی از مواجهه با کربن سیاه برابر با 3-10× 1/4 محاسبه شده است. خطر سالانه ناشی از کربن سیاه برابر با 3-10× 0/02 برآورد شده است.
نتیجهگیری: نتایج نشان می دهد که خطرات سرطانزایی مواجهه با کربن سیاه برای بزرگسالان و کودکان بیش از حد مجاز است. خطر سرطان در بزرگسالان شش برابر کودکان است، اما خطر غیرسرطانزایی پایین ارزیابی گردیده است. کاهش انتشار کربن سیاه برای بهبود سلامت عمومی در شهرهای پر ترافیک ضروری است و تحقیقات بیشتر در این زمینه اهمیت دارد.
یگانه مظاهری، فرنگیس مربوطیان، سعید عاقبت بخیر، علیرضا بختیاری، بهروز تاجدار اورنج، بهروز اکبری آدرگانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بنزوات و سوربات برای جلوگیری از رشد میکروارگانیسم ها و برای افزایش ماندگاری مواد غذایی در اکثر محصولات غذایی استفاده می شوند. با توجه به احتمال استفاده غیرمجاز از این دو نگهدارنده در کفیر، در این مطالعه غلظت سوربات و بنزوات در این محصول با روش کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا اندازه گیری شد. همچنین با توجه اهمیت موضوع و مطابقت با ضوابط ملی از این جهت که محتوای اتانول محصول کفیر می تواند حداکثر 0/5 درصد باشد، میزان اتانول این محصول با استفاده از روش کروماتوگرافی گازی اندازهگیری شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-مقطعی 88 نمونه از دوغهای کفیر تولید شده به روش صنعتی از نامهای تجاری مختلف، از مراکـز عرضـه مواد خوراکی و آشامیدنی از نقاط مختلف ایران بهصورت تصادفـی جمعآوری شده و تا انجام آزمونهای موردنظر با استفاده از روش کروماتوگرافی در دمای C° 4 به آزمایشگاه منتقل شـد. تجزیه و تحلیل آماری دادهها در نرمافزار SPSS با استفاده از آزمون آماری ANNOVA یکطرفه جهت مقایسه میانگین دادهها صورت گرفت. در تمامی آزمونها سطح معناداری 0/05 لحاظ گردید.
یافته ها: در هیچیک از نمونه ها سوربات شناسایی نشد و بنزوات هم فقط در 11 عدد از نمونه ها مشاهده شد و میانگین غلظت آن mg/L 0/6763 بود. میانگین غلظت اتانول نیز 0/2997 درصد به دست آمد و در 10 عدد از نمونه ها الکل بیش از 0/5 درصد اندازه گیری شد که مغایر با ضوابط ملی است.
نتیجه گیری: وجود مقدار ناچیز بنزوات در فراورده ممکن است به علت فعل و انفعالات باکتری های اسیدلاکتیک باشد. افزایش درصد الکل نیز می تواند به علت تحت کنترل نبودن کامل فرایند تخمیر حین تولید محصول باشد. پیشنهاد می گردد بهمنظور بهبود شاخصهای تغذیهای و در راستای صیانت از سلامتی مصرفکنندگان حد مجاز برای نگهدارنده ها در این محصول تعیین گردد.
خدیجه دارابی، نوید علی نژاد، قاسم حسنی، احمد بدیعی نژاد،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: پسماندهای رها شده یکی از آلودگیهای متداول در محیطهای شهری هستند که ناشی از رفتار شهروندان در عدم دفع صحیح پسماند است. هدف از انجام این مطالعه بررسی تراکم و ترکیب این نوع پسماند در شهر بهبهان و تفسیر وضعیت آلودگی با استفاده از شاخص اختصاصی است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-مقطعی تراکم پسماندهای رها شده و ترکیب اجزاء آنها در محیط شهر بهبهان به روش مشاهده بصری ارزیابی شد. نتایج بدست آمده از تراکم و ترکیب پسماندهای رها شده با استفاده از شاخص پاکیزگی محیط که یک تکنیک رتبه بندی محیطی از نظر شدت آلودگی به پسماندهای رها شده است تفسیر شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد میزان تراکم پسماندهای رها شده در محیطهای مورد مطالعه item/m2 0/011 تا item/m2 0/954 بود. میانگین تراکم پسماندهای رها شده در کاربریهای تجاری، مسکونی، و تفریحی به ترتیب 0/809، 0/196، و item/m2 0/011 بود. فراوانترین پسماند رها شده در محیط شهری ته سیگار بود که به طور میانگین 61 درصد از کل پسماندهای رها شده را تشکیل میداد. شاخص پاکیزگی محیط برای محلهای مورد مطالعه در دامنه 0/39 تا 32/56 محاسبه شد که نشان داد 63/6درصد از محلهای مورد مطالعه در وضعیت پاکیزه و متوسط و 36/4 درصد در وضعیت کثیف بودند.
نتیجهگیری: با توجه به سهم چشمگیر ته سیگار در ترکیب پسماندهای رها شده در شهر بهبهان و همچنین تاثیر آن در افزایش شاخص پاکیزگی محیط، توجه به مدیریت کارآمد این پسماند ضروری است. بیش از یک سوم محل های ارزیابی شده بر اساس شاخص پاکیزگی محیط در بدترین شرایط یعنی رتبه "کثیف" بودند که نشان دهنده لزوم ارتقاء کارایی سیستم نظافت شهری است.
عبدالرحمن قرنجیک، رمضانعلی دیانتی تیلکی، سمانه دهقان، ابوطالب بای، فتح اله غلامی بروجنی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بهرهبرداری و نگهداری مناسب از دستگاههای بیخطرساز پسماند پزشکی به دلیل جلوگیری از انتشار عفونتها و بیماریهای خطرناک، حفاظت از سلامت عمومی و محیط زیست از اهمیت بالایی برخوردار است. لذا این مطالعه با هدف بررسی وضعیت بهرهبرداری و نگهداری دستگاههای بیخطرساز پسماندهای پزشکی در بیمارستانهای دولتی و خصوصی استان گلستان به انجام رسیده است.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی-تحلیلی در 17 بیمارستان دولتی و 6 بیمارستان خصوصی استان گلستان که مجهز به دستگاه بیخطرساز پسماندهای پزشکی از نوع اتوکلاو پیشخلاء بدون خردکن بودند، انجام شد. اطلاعات تست میکروبی ماهیانه دستگاهها که توسط محیط زیست انجام میشود از اسناد و دادههای بیمارستان دریافت شد. سایر اطلاعات مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه استاندارد و سایر اطلاعات به روش مصاحبه حضوری جمعآوری گردید و نتایج استخراج شده با استفاده از فراوانی، درصد فراوانی و شاخصهای مرکزی توصیف گردید.
یافتهها: وضعیت بهرهبرداری دستگاههای بیخطرساز در بیمارستانهای مورد مطالعه در مجموع با عملکرد بیخطرسازی میکروبی 97/07 درصد، مطلوب ارزیابی گردید. بهطوریکه درصد مطلوبیت در بیمارستانهای دولتی 96/93 درصد و در بیمارستانهای خصوصی 97/22 درصد بوده است. وضعیت نگهداشت پیشگیرانه دستگاههای بیخطرساز در بیمارستانهای دولتی و خصوصی به ترتیب 68/62 و 77/77 درصد بوده است. وضعیت و امکانات بهداشتی محل استقرار دستگاههای بیخطرساز پسماند بر اساس ضوابط مربوط در بیمارستانهای دولتی و خصوصی به ترتیب 94/11 درصد و 69/05 درصد بوده است.
نتیجهگیری: وضعیت بهرهبرداری دستگاههای بیخطرساز در بیمارستانهای مورد مطالعه در مجموع با عملکرد بیخطرسازی میکروبی بالای 97 درصد مطلوب ارزیابی گردید اما در عین حال، اجرای برنامههای نگهداری پیشگیرانه و آموزش مستمر کارکنان برای استفاده صحیح از این دستگاهها ضروری است تا کارایی آنها تضمین شده و مخاطرات احتمالی به حداقل برسد.
فرزانه برزآبادی فراهانی، محمود علی محمدی، جمشید رحیمی، ساناز خرمی پور، عماد دهقانی فرد،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بیش از ۹۰ درصد از زمان افراد در فضاهای داخلی سپری میشود، جایی که غلظت آلایندههای هوا، از جمله ترکیبات آلی فرار (VOCs)، بیشتر از محیط بیرونی است. بنزن به دلیل اثرات سرطانزای خود، یکی از مهمترین VOCsها محسوب میشود. گیاهپالایی روشی پایدار برای حذف این آلایندهها از محیطهای داخلی است. این مطالعه به بررسی کارایی دو گونه گیاهی Aglaonema silver و Chlorophytum comosum در کاهش غلظت بنزن در شرایط کنترلشده دما و رطوبت میپردازد.
روش بررسی: گیاهان در شرایط دمایی ۱۸ و C° ۲۴ و رطوبتهای ۳۵ و ۵۰ درصد مورد آزمایش قرار گرفتند. بنزن در غلظتهای 1، 0/5، 0/25 و µL/mL0/125 به محفظه تزریق شد و میزان کاهش آن پس از h12 با کروماتوگرافی گازی اندازهگیری گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که Aglaonema silver توانست تا ۹۶ درصد و Chlorophytum comosum تا ۳۸ درصد بنزن را در دمای C° 20 و رطوبت ۳۵ درصد حذف کند. حذف بنزن تابعی از نوع گیاه، دما، رطوبت و غلظت آلاینده بود. مدلهای ارائهشده برای هر دو گیاه (معادلات 2 و 3) همخوانی بالایی با دادههای تجربی داشتند.
نتیجهگیری: Aglaonema silver در دماهای پایینتر و رطوبت کمتر عملکرد بهتری نسبت به Chlorophytum comosum داشت. انتخاب گونه گیاهی متناسب با شرایط محیطی نقش مهمی در کارایی گیاهپالایی دارد. مدل پیشنهادی نشان داد که افزایش دما و رطوبت کارایی گیاهان را در حذف بنزن بهبود میبخشد.
کیاندخت قناتی، امیرعلی آقا محمدی، نادر اکبری، غزل میرزایی، مهسا کریمی سرزامله، محمدهادی دهقانی، پریسا صدیق آرا،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بدنبال پرورش میگو مقادیر زیادی ضایعات که شامل سر، احشاء و پوسته میگوها است، حاصل می شود. این ضایعات معمولا به آبها رها می شوند و به عنوان آلاینده بقای سایر موجودات آبزی را تهدید می کنند. بنابراین استفاده مجدد این ضایعات منجر به کاهش آلودگیهای آبها خواهد شد.
روش بررسی: در این مطالعه کاروتنوئید ضایعات میگو طی سه روش اسیدی، آنزیمی و قلیایی استخراج شد. میزان کاروتنوئیدها در هر سه روش تعیین مقدار شد. سپس اثرات آنتی اکسیدانی کاروتنوئیدهای حاصله در روغن خام آفتابگردان در برابر سولفات مس با روش تی بارس بررسی گردید. در این روش میزان مالون دی آلدهید به عنوان شاخص لیپیداکسیداسیون مورد ارزیابی قرار می گیرد. به این منظور مقادیر مساوی از کاروتنوئیدهای استخراج شده را به روغن خام آفتابگردان در مجاورت سولفات مس اضافه نموده و به مدت h 24 برروی دستگاه شیکر گذاشته شد. سپس میزان مالون دیآلدهید اندازه گیری شد.
یافتهها: بیشترین مقدار کاروتنوئید در روش استخراج به شیوه قلیایی مشاهده شد. در آزمون تی بارس بیشترین تاثیر ممانعت از لیپیدپراکسیداسیون در برابر سولفات مس در روش قلیایی نیز مشاهده شد.
نتیجهگیری: نتایج نشان می دهد روش قلیایی یک روش آسان و مقرون به صرفه است که میتوان در استخراج کاروتنوئیدهای میگو که یکی از ترکیبات فعال، ارزشمند و با قابلیت مصرف در صنایع دارویی و غذایی است، استفاده نمود.
مهدی الیاسی کجاباد، علی اقدمی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: صنعت کاغذسازی یکی از صنایع پرمصرف آب است که روزانه حجم زیادی پساب توسط شرکت های فعال در این حوزه تولید می شود. مدیریت درست پساب تولید شده در این صنعت، تصفیه، بازچرخانی و استفاده مجدد باعث جلوگیری از آلودگی محیط زیست توسط این پساب شده و حفظ منابع آبی کشور را به دنبال خواهد شد. در این مطالعه از فرایند سه مرحله ای انعقاد و لخته سازی- ازن زنی- فیلتراسیون غشایی برای تصفیه پساب کاغذسازی استفاده شد.
روش بررسی: در مطالعه حاضر ابتدا از PAC برای حذف ذرات درشت و در ادامه از ازن زنی به منظور تخریب ترکیبات پیچیده استفاده گردید. برای تصفیه نهایی از فیلتراسیون غشایی استفاده شد. در هرکدام از مراحل، COD پساب اندازه گیری شده و مقایسه شد.
یافته ها: هرکدام از مراحل استفاده شده نقش کلیدی در تصفیه پساب داشتند بطوری که مرحله انعقاد و لخته سازی در حذف حجم زیادی از ذرات معلق و مرحله ازن زنی در حذف رنگ و تخریب ترکیبات پیچیده و مرحله فیلتراسیون غشایی بعنوان مرحله نهایی در حذف ذرات معلق بسیار ریز، نقش منحصربفردی ایفا کردند، به طوری که COD پساب تصفیه شده نسبت به پساب خام 66 درصد کاهش داشت.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از بررسی شار عبوری غشا نشان داد در pH برابر با 11 و 14، شارعبوری غشا برای پساب نزدیک شار عبوری آب خالص بود که نشانی بر قابلیت عملیاتی شدن این روش تصفیه در راستای تصفیه و بازچرخانی پساب کاغذسازی بود.
بهرام کمره ای، مجید ایروانی مفرد، ناهید خوشناموند، محمدرضا سمائی، فرامرز عظیمی، علی طولابی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: به دلیل شهرنشینی و محدودیت زمان تهیه غذا، مردم علاقه زیادی به استفاده از غذاهای آماده دارند. این مطالعه با هدف بررسی و مقایسه بار میکروبی سطوح، تجهیزات و دست کارگران رستورانها قبل و بعد از گندزدایی با عصاره مرزه، و مقایسه نتایج آن با اتانول در رستورانهای شهر شیراز انجام شد.
روش بررسی: از رستورانهای شهر شیراز تعداد 10 رستوران به روش تصادفی ساده انتخاب و مورد نمونهبرداری قرار گرفت. جمعاً 180 محیط کشت جهت شناسایی میکروارگانیسمهای استافیلوکوک اورئوس و اشرشیاکلی تهیه گردید. در این مطالعه برای کلونی سازی، ایزوله کردن و افتراق، استافیلوکوک اورئوس و نیز تشخیص باکتری اشرشیاکلی از محیط کشت Emb و مانیتول سالت آگار استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده بصورت آمار توصیفی و شاخص های پراکندگی و مرکزی انجام شد.
یافتهها: بیشترین تعداد کلونی مربوط به باکتری استافیلوکوک اورئوس در رستوران (C) و بر روی دست کارگران برابر با CFU 33 بعد از مداخله با عصاره مرزه بود. همچنین کمترین کلونی مربوط به باکتری استافیلوکوک اورئوس در رستوران (j) بر روی دست کارگران برابر با CFU 16 بود. از طرفی بعد از مداخله با اتانول70 درصد تعداد کلونی باکتری استافیلوکوک اورئوس و اشرشیاکلی مشاهده شده در همه رستوران ها صفر بود.
نتیجهگیری: نتایج حاکی از عدم رعایت بهداشت سطوح تماس مواد غذایی و بهداشت دست کارگران در رستورانها بود که پیامدهای جدی برای سلامت عمومی را بدنبال دارد. بنابراین آموزش بهداشت فردی و ایمنی مواد غذایی، همچنین بازرسیها برای محافظت از سلامت عمومی باید در اولویت قرار گیرد.
علی سلیمیفرد، کامیار یغمائیان، مینا آقائی، نازنین دستجردی، فضلالله چنگانی خوراسگانی،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: صنایع قند چغندری از تولیدکنندگان عمده پسماندهای آلی هستند. مدیریت صحیح این پسماندها، تفاله چغندرقند و گل صافی، میتواند علاوه بر کاهش اثرات محیط زیستی، ارزش اقتصادی ایجاد کند. این مطالعه با هدف ارزیابی کمی پسماندهای صنایع قند چغندری ایران، بررسی همبستگی بین میزان تولید پسماند و میزان ماده خام مصرفی (چغندرقند) و دستیابی به ضرایب تخمین تولید پسماندهای تولیدی انجام شد.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفی-تحلیلی است که دادههای ۲۱ ساله صنایع قند ایران را بررسی کرده است. میزان تولید پسماندها از دادههای انجمن صنفی کارخانجات قند استخراج شد و تحلیلهای آماری شامل آزمون نرمال بودن و همبستگی اسپیرمن در نرمافزار R انجام گردید. همچنین از نرمافزار ArcGIS برای تهیه نقشه پراکندگی صنایع قند چغندری فعال در کشور استفاده گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که میزان تولید تفاله چغندرقند و گل صافی با مقدار چغندرقند مصرفی همبستگی مثبت دارد. ضرایب تخمین تولید آنها به ترتیب 0/29 و 0/08 تن بهازای هر تن ماده خام ورودی تعیین شد.
نتیجهگیری: با مدیریت بهینه این پسماندها، امکان استفاده در خوراک دام، تولید بیوگاز و اصلاح خاک فراهم میشود. تدوین راهبردهای مدیریتی جامع ضروری است تا علاوه بر کاهش اثرات محیط زیستی، بهرهوری صنعت قند افزایش یابد.
محمود علیزاده ثانی، آرزو خضرلو، محمد رضوانی قالهری، غلامرضا جاهد خانیکی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: ملامین، یک ترکیب شیمیایی است که در محصولات غذایی به عنوان یک عامل تقلبی مورد استفاده قرار میگیرد. در این پژوهش، یک حسگر فلوریمتری مبتنی بر چارچوب آلی-فلزی آلومینیوم (Al−MOF) برای شناسایی ملامین در شیرخشک توسعه داده شده است.
روش بررسی: در این مطالعه، Al−MOF به عنوان یک ماده حسگر با ویژگیهای فلورسانس بالا و قابلیت جذب ملامین مورد استفاده قرار گرفت. حساسیت و انتخابپذیری حسگر نسبت به ملامین در محدوده غلظتی nM 400-0 با استفاده از تکنیکهای فلوریمتری بررسی شد.
یافتهها: غلظت ملامین متناسب با کاهش شدت سیگنال فلورسانس حسگر Al-MOFاست. اثر پارامترهای مختلف از قبیل pH، زمان واکنش و غلظت بر عملکرد حسگر طراحی شده ارزیابی شد. تحت شرایط بهینه (9pH = ، زمان واکنش کمتر از min 1 و غلظت mg/L 30)، رابطه خطی (0/99 = R2) خوبی بین کاهش شدت سیگنال فلورسانس و غلظت ملامین در محدوده nM 400 – 0 مشاهده شد و مقدار حد تشخیص (Limit of detection; LOD) ppb 38/5 بدست آمد. اما LOD روش HPLC در اندازهگیری ملامین حدود ppb ۹۰ بود که نشان میدهد حسگر طراحی شده از حساسیت بالاتری (حدود 2/3 برابر) برخوردار است. این حسگر انتخابپذیری خوبی نسبت به ملامین دارد. درصد ریکاوری و انحراف استاندارد نسبی برای این حسگر به ترتیب 103-97 درصد و 2/8-1/2 به دست آمد.
نتیجهگیری: از اینرو، این حسگر به دلیل سادگی و سرعت در شناسایی، میتواند به عنوان یک ابزار مفید در کنترل کیفیت محصولات لبنی مورد استفاده قرار گیرد.
رمضانعلی دیانتی تیلکی، رقیه کاسب، اسماعیل بابانژاد آریمی، محمد دیانتی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بنزن یکی از مواد آلی فرار سرطانزا است که در هوای آلوده یافت می شود. هدف از این مطالعه حذف بنزن از هوا با استفاده از فتوکاتالیست کامپوزیت TiO2-Bi2O3 تثبیت شده روی فوم شیشه تحت تابش فرابنفش بود.
روش بررسی: در یک راکتور کوارتز فوم شیشه پوشش شده با کامپوزیت TiO2-Bi2O3قرار داده شد و سپس راکتور در داخل یک اتاقک شیشه ای درپوش دار به پمپ هوا متصل و لامپ UV (nm 254) در کنار آن نصب گردید. حجمهای معین (Lµ) بنزن از طریق سپتوم به داخل اتاقک تزریق شد. با روشن شدن پمپ، هوای آلوده به بنزن از فتوراکتور عبور می کرد. با نمونه گیری از هوای داخل اتاقک و استفاده از دستگاه GC-FID، غلظت بنزن اندازه گیری شد.
یافتهها: طیف XRD و تصاویر SEM تائید کننده وجود TiO2 وBi2O3 و آنالیز BET تائیدکننده وجود مزو حفره در فتوکاتالیست کامپوزیت تهیه شده است. میزان جذب سطحی بنزن در کامپوزیت 15 درصد و از مدل لانگمویر تبعیت نمود. سینتیک فرایند از نوع درجه یک بود. با افزایش غلظت بنزن راندمان حذف کاهش یافت. برای غلظت ppm 39 بنزن در مورد TiO2 و تابش فرابنفش به مدت min 75، راندمان حذف 75 درصد بود در حالی که در مورد TiO2-Bi2O3 با شرایط مشابه راندمان حذف حدود 90 درصد بدست آمد.
نتیجهگیری: استفاده از فتوکاتالیست کامپوزیت TiO2-Bi2O3 و تابش UV-A موجب افزایش راندمان 15 درصد حذف بنزن نسبت به TiO2 به تنهائی شده است.
سهیل اسکندری، علیرضا بختیاری، علی میرزاخانی، سعید عاقبت بخیر، پریسا شاولی گیلانی،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
مقدمه و هدف: پاتولین از مهمترین سموم قارچی است که توسط طیف وسیعی از کپک ها تولید می شود. اصلی ترین منبع این سم قارچی، میوه های فاسد و به خصوص آب سیب است. پاتولین میتواند به اندامهایی مانند کبد، طحال و کلیه آسیب برساند. این سم قارچی همچنین ممکن است باعث بروز تشنج، ادم، التهاب روده و استفراغ شود. علاوه بر این، پاتولین ممکن است خواص ژنوتوکسیکی و نوروتوکسیکی داشته باشد و در کار سیستم ایمنی و عصبی اختلال ایجاد کند.
روش بررسی: در این مطالعه میزان غلظت پاتولین در 34 نمونه تصادفی آب میوه شامل 26 نمونه آب سیب، 4 نمونه آب میوه مخلوط سیب و موز، 2 نمونه آب میوه مخلوط سیب و کیوی و 2 نمونه آب انار عرضه شده در فروشگاه های سطح شهر تهران در اردیبهشت ماه 1403، با استفاده از روش HPLC-UV اندازه گیری و گزارش گردید.
یافته ها: میزان LOD و LOQ به ترتیب 1/21 و µg/kg 3/49 و درصد بازیابی نیز بین 91 و 97 درصد به دست آمد. میانگین و انحراف معیار غلظت پاتولین در مجموع 34 نمونه، µg/kg 21/348 ± 13/425 به دست آمد که در زیر حد مجاز استاندارد ایران و کدکس (µg/kg 50) قرار داشت و فقط یافتههای مربوط به یکی از نمونهها بالاتر از حد استاندارد بود (µg/kg 88/14).
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که میزان پاتولین در نمونههای بررسی شده عمدتاً در محدوده استانداردهای ایران و کدکس قرار دارد. با این حال، مطالعات جامعتری با تعداد نمونههای بیشتر برای ارزیابی دقیقتر خطرات احتمالی توصیه میشود.
علی الماسی، سمانه خادمی کیا، فاطمه رجعتی،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: مشارکت مردمی رکن اصلی مدیریت پایدار پسماند شهری است. این مطالعه مروری نظاممند با هدف تحلیل سطح مشارکت، عوامل مؤثر و موانع آن در کشورهای درحالتوسعه و ایران انجام شد.
روش بررسی: بر اساس PRISMA 2020، جستجوی نظاممند در پایگاههای PubMed، Scopus، Web of Science، Google Scholar و SID با واژگان کلیدی Municipal Solid Waste Management،Public Participation،Developing Countries وIran انجام شد. مطالعات کیفی، کمی و ترکیبی (۲۰25–۲۰19) وارد شدند. دادهها با سنتز روایی و تحلیل مفهومی Clarke & Braun (۲۰۰۶) بررسی شدند.
یافتهها: از ۲۳۱۰ مقاله، ۳۰ مطالعه واجد شرایط (۲۰ ایران، ۱۰ سایر کشورها) مورد تحلیل قرار گرفتند. کیفیت اکثر مطالعات متوسط تا بالا بود. در 73/3 درصد مطالعات، مشارکت متوسط گزارش شد. میانگین مشارکت در ایران 43/5 درصد بود. آگاهی (فردی)، اعتماد به شهرداری (اجتماعی) و زیرساخت/شفافیت (مدیریتی) به عنوان عوامل مؤثر شناسایی شدند. موانع اصلی نیز؛ بیاعتمادی (۲۳ مطالعه)، فقدان زیرساخت (۲۰) و عدم شفافیت (۱۸) بودند. مدل مفهومی با سه محور عوامل، موانع و راهکارها طراحی گردید.
نتیجهگیری: علیرغم تمایل بالای شهروندان (تا ۷۰ درصد)، مشارکت عملی متوسط تا پایین (43/5 درصد) است. ریشه این شکاف، کماعتمادی نهادی و عدم شفافیت است. بدون بازسازی اعتماد از طریق بازخورد، بهبود زیرساخت و آموزش کاهش تولید، راهبردهای تکبعدی شکست میخورند. مدل مفهومی چارچوبی برای گذار از مدیریت بالا به پایین به حکمرانی مشارکتی ارائه میدهد.
نبی شریعتی فر، مجید عرب عامری، حانیه اصغری، حسین بهرام زاد، مجتبی موذن، محمد روزبهانی، غلامعلی شریفی عرب،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: نان یکی از اصلی ترین مواد غذایی دنیا است که احتمالا حاوی ترکیبات مضری مانند آکریلآمید (Acrylamide یا AA) است. هدف مطالعه حاضر، اندازهگیری میزان AA در سه نوع نان پرمصرف ایرانی (سنگک، لواش و تافتون) بود.
روش بررسی: تعداد 36 نمونه به صورت تصادفی از 4 منطقه تهران انتخاب شدند. روش مشتق سازی جهت آماده سازی نمونهها استفاده شد و از دستگاه کروماتوگرافی گازی–طیفسنجی جرمی (GC-MS) برای اندازه گیری میزان AA استفاده گردید. ارزیابی ریسک سرطانزایی نان های مسطح با استفاده از تکنیک شبیهسازی مونت کارلو صورت گرفت.
یافتهها: میانگین AA (µg/kg) (بیشینه-کمینه) در نمونه های نان برابر 80/8±170/4 (301/4-62/6) بود. همچنین میانگین AA در نمونه های نان لواش، تافتون و سنگک به ترتیب برابر 24/5±98/6، 52/1±142/6 و µg/kg 21/14±270/0 بود. میزان دریافت مزمن روزانه (CDI) در صدک ۵۰، AA از طریق مصرف نان های مسطح برای بزرگسالان و کودکان به ترتیب برابر با 1-10×4/78 و µg/kg.day 3-10×1/02 بود. ازطرفی، مقادیر ریسک غیرسرطانزایی (THQ) در صدک ۵۰، به ترتیب برابر با 1-10×2/36 و 1-10×5/13 و در ﺳﻄﻮح ﻗﺎﺑﻞ ﻗﺒﻮل (<1THQ) بود. در حالی که ارزیابی ریسک سرطانزایی (ILCR) در صدک ۵۰، برای بزرگسالان 4-10×2/31 و کودکان 4-10×5/10 بود که ILCR > 4-10×1 ﺑﺮای ﺳﻼﻣﺖ اﻧﺴﺎن ﻣﻀﺮ و غیر قابل قبول است.
نتیجهگیری: میانگین آلودگی AA نمونه ها بالاتر از استاندارد اتحادیه اروپا (µg/kg 80–50) بود. با توجه به میانگین غلظت AA در انواع نان ها و مقادیر ILCR برآورد شده، احتمال بروز ریسک سرطان زایی وجود دارد و لذا نیاز به نظارتهای بیشتر در تمامی مراحل تولید نان است.
علی عسگری، سهیل سبحان اردکانی، مهرداد چراغی، بهاره لرستانی، مریم کیانی صدر،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: گردوغبار خیابانی بهعنوان منبع غیرنقطهای آلودگی عناصر بالقوه سمی، شاخص مهمی از مواجهه انسان با آلایندههای فلزی/شبهفلزی در مناطق شهری محسوب میشود. از اینرو، این پژوهش با هدف ارزیابی آلودگی و ریسک سلامت عناصر آرسنیک، سرب، کادمیم، کبالت و وانادیم گردوغبار خیابانی شهر کرمانشاه در سال 1402 انجام یافت.
روش بررسی: در این پژوهش، در مجموع 48 نمونه گردوغبار خیابانی از 16 مکان برداشت و پس از هضم اسیدی نمونه ها، غلظت عناصر در آنها توسط ICP-OES تعیین شد. همچنین، مقادیر شاخص های غنیشدگی (Enrichment Factor; EF)، آلودگی یکپارچه (Integrated Pollution Index; IPI) و جامع آلودگی نمرو (Nemerow Integrated Pollution Index; NIPI) محاسبه شدند. همچنین، ریسکهای سرطانزایی و غیرسرطانزایی ناشی از مواجهه با گردوغبار آلوده برآورد شدند.
یافته ها: بیشینه میانگین محتوی عناصر آرسنیک، کادمیم، کبالت و وانادیم به ترتیب با 7/28، 0/729، 9/02 و mg/kg 8/78 مربوط به نمونههای گردوغبار کاربری صنعتی و برای عنصر سرب با mg/kg 101 مربوط به نمونههای کاربری تجاری و بیانگر تأثیر ورودیهای انسانی بهویژه با منشأ صنعتی و ترافیک بود. مقادیر شاخص EF نشاندهنده شرایط "بدون غنیشدگی" تا "غنیشدگی شدید" عناصر بود. همچنین، میانگین مقادیر IPI از 0/770 تا 2/04 متغیر و شرایط آلودگی "کم" تا "زیاد" در منطقه مورد مطالعه را نشان داد. میانگین مقادیر NIPI از 1/17 تا 1/68 متغیر و بیانگر شرایط آلودگی "کم" در منطقه مورد مطالعه بود. مقادیر میانگین شاخص خطر تجمعی غیرسرطانزایی (Hazard Index; HI) عناصر مورد مطالعه برای کودکان و بزرگسالان بهترتیب در طبقه "ریسک شدید" و "ریسک کم" و مقادیر میانگین شاخص ریسک سرطانزایی کل (Total Carcinogenic Risk; TCR) برای شهروندان نشاندهنده ریسک سرطانزایی زیاد بود.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که آرسنیک و سرب از بیشترین سهم در ایجاد ریسکهای بهداشتی برخوردار بودند؛ لذا، نسبت به کنترل منابع انتشار این دو عنصر و پایش منظم و دوره ای نمونه های گردوغبار بهویژه در مناطقی با سطح آلودگی زیاد توصیه می شود.
صادق کاظمی، فاطمه رضایی، کیمیا نظرزاده، مرادعلی زارعی پور،
دوره 18، شماره 4 - ( 12-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی میکروپلاستیکها بهعنوان یکی از تهدیدات مهم محیطزیستی مطرح است و آگاهی، نگرش و عملکرد افراد در پیشگیری از این آلودگی نقشی کلیدی دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی سطح آگاهی، نگرش و عملکرد دانشجویان علوم پزشکی خوی در زمینه پیشگیری از آلودگی میکروپلاستیکها بود.
روش بررسی: این مطالعه توصیفی - تحلیلی بر روی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی خوی انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان شاغل به تحصیل (۵۵۰ نفر) بود که با روش نمونهگیری داوطلبانه و با رویکرد سرشماری، ۴۰۰ نفر در مطالعه شرکت کردند. پس از حذف پرسشنامههای ناقص، دادههای ۳۷۲ نفر مورد تحلیل قرار گرفت. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامهای دو بخشی شامل اطلاعات جمعیتشناختی و پرسشنامه محققساخته آگاهی، نگرش و عملکرد (KAP) در زمینه پیشگیری از آلودگی میکروپلاستیکها بود. روایی محتوای ابزار با استفاده از شاخصهای CVR و CVI تأیید شد و پایایی آن از طریق آزمون- بازآزمون (0/78ICC=) و آلفای کرونباخ (0/83 تا 0/95) در سطح مطلوب ارزیابی گردید. تحلیل دادهها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون لجستیک رتبهای انجام شد و پردازش آماری دادهها با نرمافزار STATA نسخه ۱۵ صورت گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که سطح آگاهی و رفتار پیشگیری دانشجویان عمدتاً در حد متوسط و نگرش آنان نسبت به پیشگیری از آلودگی میکروپلاستیکها عمدتاً مثبت بود. تحلیل رگرسیون لجستیک رتبهای نشان داد که آگاهی بالاتر (8/28-1/91CI=95%، 3/98= OR) و نگرش مثبت (30/83-7/26CI=95%، 14/96= OR)، بهطور معناداری احتمال بروز رفتارهای پیشگیری را افزایش میدهند. علاوه بر این، سن پایینتر (7/29-1/26CI=95%، 9/41= OR)، متأهل بودن (26/52-3/33CI=95%، 3/03= OR)، تحصیلات دانشگاهی بالاتر مادر (7/17-1/24CI=95%، 2/99=OR) و شاغل بودن پدر (2/73-1/02CI=95%، 1/67=OR) بهعنوان عوامل جمعیتشناختی مؤثر در ارتقای رفتارهای پیشگیری شناسایی شدند.
نتیجهگیری: افزایش آگاهی و نگرش مثبت دانشجویان نقش مهمی در ارتقای رفتارهای پیشگیری در برابر آلودگی میکروپلاستیکها دارد. برایناساس، طراحی و اجرای برنامههای آموزشی هدفمند با تمرکز بر افزایش سطح دانش و تقویت نگرش مثبت، میتواند به ارتقای رفتارهای پیشگیری و کاهش اثرات محیطزیستی این آلودگی کمک کند.