جستجو در مقالات منتشر شده


27 نتیجه برای آهن

مهدی شیرزاد سیبنی، محمدرضا سمرقندی، مهرداد فرخی، هادی پیری دوگاهه، منصور ضرابی،
دوره 4، شماره 3 - ( 7-1390 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از عمده ترین آلاینده های محیط زیست که در پساب صنایع مختلف وجود دارد سیانید است که برای انسان و محیط زیست ایجاد آلودگی می کند. بنابراین هدف از این تحقیق بررسی کارایی حذف سیانید از محیط های آبی با استفاده از پودر آهن و مس در مقیاس آزمایشگاهی بود.
روش بررسی: این تحقیق یک نوع مطالعه بنیادی بود، ابتدا طراحی پایلوت صورت گرفت و بعد از آن با تغییر دادن pH، (12،8،6،4،2) و ثابت نگه داشتن بقیه عوامل موثر، pH  اپتیمم به دست آمد که به ترتیب برای مس و آهن 2و 7 تعیین گردید. سپس با ثابت نگه داشتن pH  اپتیمم، غلظت اولیه سیانید (40،60،80 میلی گرم در لیتر)، مقدار اولیه مس و آهن (08/0-1 گرم در 100 سی سی) و زمان تماس(5 تا 120 دقیقه) بررسی گردید.
یافته ها : نتایج مشخص ساخت که با افزایش زمان تماس از 15 به 120 دقیقه کارایی حذف از6/46% به 56/90% برای مس و از 31% به 78/94% برای آهن در شرایط ثابت افزایش یافت. همچنین مشخص گردید که با افزایش غلظت اولیه سیانید و مقدار اولیه مس و آهن کارایی حذف به ترتیب کاهش و افزایش یافت. همچنین نتایج مشخص ساخت که داده های تعادلی از مدل ایزوترمی لانگمیر پیروی می کند و سینتیک واکنش با معادله شبه درجه یک Langmuir-Hinshelwood تعیین گردید.
نتیجه گیری: به طور کلی نتایج نشان داد که می توان از پودر آهن و مس به عنوان یک روش سریع  و موثر در مقیاس آزمایشگاهی در حذف سیانید از محیط های آبی استفاده کرد.


رامین نبی‌­زاده نودهی، حسن اصلانی، محمود علی­‌محمدی، رضا نعمتی، کاظم ندافی، مریم غنی،
دوره 5، شماره 2 - ( 7-1391 )
چکیده

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4 زمینه و هدف: استفاده از فاضلاب برای آبیاری محصولات کشاورزی باعث افزایش 40 الی 60 درصدی تولید برخی محصولات کشاورزی می‌شود. با این حال، این کار به به دلیل حضور بیش از حد عوامل بیماری‌زا، خطرات زیادی را برای سلامت انسان دارد. هدف اصلی این مطالعه بررسی امکان­‌پذیری کاربرد واکنش­‌گر فنتون و فنتون تغییر یافته با مس برای گندزدایی فاضلاب خام است.
روش بررسی: پس از انجام آزمایشات فیزیکوشیمیایی و بیولوژیکی اولیه در آزمایشگاه، عمل گندزدایی در هر فرایند در سه فاز متفاوت انجام پذیرفت. ابتدا هریک از مواد جداگانه و در دوزهای تعیین شده به فاضلاب افزوده شدند و سپس برای تعیین اثر سینرژیستی، هر یک از کاتالیست‌های آهن و مس با پراکسیدهیدروژن ترکیب شده و عمل گندزدایی انجام گردید. از روش آزمون مستقیم کلی‌فرم مدفوعی(استاندارد متد چاپ 2005) برای کشت میکروبی استفاده شد.
یافته‌ها: حداکثر تاثیر پراکسیدهیدروژن در از بین بردن باکتری‌­های کلی­فرم مدفوعی فاضلاب برابر 66/0 لگاریتم کاهش است. واکنش‌گر فنتون و واکنش‌گر فنتون تغییر یافته با مس افزایش قابل توجهی در کاهش تعداد باکتری­‌ها نشان دادند. به طوری که  فنتون و فنتون تغییر یافته با مس 1 و 2 میلی­‌گرم در لیتر  به ترتیب سبب 73/4، 28/3 و 88/4 لگاریتم کاهش گردیدند.
نتیجه‌گیری: استفاده از پراکسیدهیدروژن به عنوان عامل گندزدا کارایی چندانی در از بین بردن باکتری­‌های کلی­‌فرم مدفوعی نشان نداد. اما ترکیب آن با یون‌­هایی مثل آهن و مس، کارایی آن در گندزدایی را بسیار افزایش داده و اثر سینرژیستی قابل توجهی در قدرت گندزدایی پراکسیدهیدروژن نشان داد. تا جایی‌که در حضور هر کدام از این کاتالیست‌ها، پراکسیدهیدروژن قادر است کلی­‌فرم­‌های مدفوعی فاضلاب را به حد استاندارد تعریف شده توسط سازمان حفاظت محیط ­زیست برساند.


محمدصادق حسنوند، ایوب ترکیان، محمدرضا صاحب نسق، کاظم ندافی، محمدکاظم مویدی،
دوره 5، شماره 3 - ( 7-1391 )
چکیده

MicrosoftInternetExplorer4 زمینه و هدف: بادبردگی مواد از پشته‌‌های ذخیره مواد اولیه در صنایع سبب مشکلات زیست ­محیطی و تبعات اقتصادی می‌‌شود.
روش بررسی: در این تحقیق تاثیر مواد افزودنی بر کاهش میزان انتشار مواد از پشته سنگ آهن با استفاده از تونل باد در دو مرحله عدم تثبیت و تثبیت سطح پشته منشوری شکل در چهار سرعت مختلف باد m/s 11، 7، 5 و3/4 مورد بررسی قرار گرفته است. آب شهری، آب‌آهک 2%، آب دریا، پساب صنعتی و پلی‌لاتیس 25/0 % به عنوان افزودنی استفاده شده است.
یافتهها: نتایج به دست آمده نشان می‌‌دهد که ضریب انتشار در شرایط عدم تثبیت سطح پشته برای سرعت‌های m/s 11، 7، 5 و 3/4 به ترتیبg/m2 7/13768، 4/1025، 2/73 و 7/46 است. در صورت استفاده از آب شهری، پساب صنعتی، آب دریا و آب آهک به میزان 8/2، 8/2، 7/2 و 6/2%(درصد رطوبت)، میزان بادبردگی به ترتیب 4/99، 3/99، 5/99 و 5/99% و در صورت استفاده از محلول پلی‌لاتیس 25/0% به میزان 7/2%، میزان بادبردگی100% کاهش می‌‌یابد.
نتیجهگیری: در صورت پاشش صحیح و مناسب مواد افزودنی در لبه‌‌های جانبی و فوقانی (نوک) پشته که دارای بیشترین میزان بادبردگی هستند می‌توان بادبردگی مواد ذره‌‌ای از پشته‌ها را بیش از 99% کاهش داد. با توجه به نتایج به دست آمده در این تحقیق و مشاهدات میدانی، مشکل تداوم بادبردگی در صنایع فولادی عدم وجود برنامه منظم عملیاتی (سطح پوشش، تناوب پاشش، هندسه پشته، تنظیمات فصلی مورد نیاز متناسب با دما و رطوبت محیط، سرعت باد و آموزش راهبران) است.


ام البنین نائیج، انوشیروان محسنی بندپی، احمد جنیدی جعفری، علی اسرافیلی، روشنک رضایی کلانتری،
دوره 5، شماره 3 - ( 7-1391 )
چکیده

زمینه و هدف:  نیترات یکی از شایع‌ترین آلاینده شیمیایی آب‌های زیر زمینی در جهان است که احیای آن توسط میکروارگانیسم‌ها به نیتریت می‌تواند خطرات بهداشتی جدی را به وجود آورد. نیترات به روش‌های جذب و احیاء قابل حذف است. در این تحقیق جذب نیترات با استفاده از زئولیت و امکان افزایش قابلیت حذف آن به روش احیاء با استفاده از نانو ذره آهن نشانده شده بر روی زئولیت مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: این تحقیق در دو فاز، بررسی میزان کارایی زئولیت و زئولیت اصلاح شده با نانو ذره آهن صفر در حذف نیترات انجام شد. برای مطالعات جذب نیترات در ابتدا  pH بهینه سپس زمان بهینه تعیین گردید و در مراحل بعد تاثیر میزان مختلف جاذب و غلظت‌های مختلف نیترات  به روش یک فاکتور در زمان مورد بررسی قرار گرفت. سپس ضرایب ایزوترم‌های جذب بر مبنای شرایط بهینه برای هر دو جاذب محاسبه گردید. برای تعیین مشخصات فیزیکی جاذب‌ها از آزمایشات SEM و TEM استفاده شد.
یافته‌ها: بررسی مورفولوژی سطح جاذب نشان داد که آهن صفر نشانده شده روی زئولیت دارای اندازه حدودnm 50-30 است. 5=pH، زمان تماس min 120 و میزان جاذب g/L  15، 3=pH ، زمان تماس min   50 و میزان جاذب g/L 5/7 به عنوان شرایط بهینه به ترتیب برای جاذب زئولیت و زئولیت اصلاح شده با نانو ذره آهن صفر بوده است. بررسی روابط ایزوترم  نشان داد جذب نیترات توسط هردو جاذب از مدل لانگمیر پیروی می‌کند.
نتیجه‌گیری: زئولیت اصلاح شده با نانو ذره آهن صفر به علت داشتن جایگاه‌های فراوان جذب و Fe0  به عنوان عامل احیاء می‌تواند توانایی زیادی در حذف نیترات از آب آشامیدنی داشته باشد.  


منصور ضرابی، علیرضا رحمانی، محمدرضا سمرقندی، فاطمه برجسته عسکری،
دوره 5، شماره 4 - ( 11-1391 )
چکیده

MicrosoftInternetExplorer4 زمینه و هدف: فاضلاب‌های رنگی یکی از مهم‌ترین منابع آلاینده محیط زیست هستند و تصفیه این فاضلاب‌ها به لحاظ مواد شیمیایی سمی که وارد محیط زیست کرده و هم‌چنین مشکلات زیبایی‌شناختی فراوانی که ایجاد می‌کنند، اهمیت فراوانی دارد. تا کنون روش‌های متعددی نظیر تصفیه الکتروشیمیایی، انعقاد و لخته‌سازی و جذب سطحی برای تصفیه فاضلاب صنایع نساجی به کارگرفته شده‌اند. از اینرو در این تحقیق کارایی پودر آهن صفر ظرفیتی در حضور نور UV و پراکسید هیدروژن در حذف رنگ‌های اسید اورانژ 7 و راکتیو بلک 5  از محلول‌های آبی مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه که در یک راکتور ناپیوسته صورت گرفت، پارامترهای غلظت اولیه رنگ ( mg/L 75، 50، 25)، زمان تماس        (min 60،120، 30)، 11، 7،3= pH، میزان پودر آهن (L/6g/0، 3/1، 2) و غلظت پراکسید هیدروژن (L/mg 25، 15، 10)  بررسی شد.
یافته‌ها : نتایج حاصل از آزمایشات نشان داد که کارایی حذف هر دو نوع رنگ با افزایش زمان تماس، میزان پودر آهن و غلظت پراکسید هیدروژن نسبت مستقیم و با افزایش pH نسبت معکوس دارد. هم‌چنین افزایش غلظت اولیه رنگ باعث کاهش کارایی حذف هر دو رنگ  اسید اورانژ 7 و راکتیو بلک 5  گردید.
نتیجه‌گیری: بنابراین با توجه به نتایج حاصل از آزمایشات، روش تلفیقی ZVI/UV/H2O2 کارایی بالایی را در حذف رنگ‌های اسید اورانژ 7 و راکتیو بلک 5  از خود نشان داده است.


حامد بیگلری، ادریس بذرافشان،
دوره 5، شماره 4 - ( 11-1391 )
چکیده

MicrosoftInternetExplorer4 زمینه و هدف: فنل و مشتقات آن از متداول­‌ترین ترکیبات آلاینده محیط زیست هستند که علاوه بر ایجاد مشکلات بهداشتی حضور آنها در محیط آبی موجب تشکیل 11 آلاینده سمی که جزو گروه آلاینده‌های متقدم هستند، می‌گردد و این مهم بر اهمیت حذف این ماده از محیط‌های آبی می‌افزاید. بنابراین در مطالعه حاضر کارایی فرایند الکتروشیمیایی در حذف فنل از محیط آبی سنتتیک با کاربرد الکترود آهن و آلومینیوم مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه در یک ظرف بوکال (مقاوم در برابر اسید) با حجم موثر 1L تجهیز شده توسط الکترود­های صفحه‌ای آلومینیومی و آهنی به روش دو قطبی به انجام رسید. در ابتدا راکتور را با نمونه سنتتیک در pH های معادل 3، 5، 7 و 9 حاوی غلظت­‌های اولیه فنل mg/L 70، 40، 20، 5 و هدایت الکتریکی µs/cm 3000 ،2000 ،1500 ،1000پر شده و در گستره پتانسیل الکتریکی V 60، 40 و 20 واکنش آغاز ‌شد. در ادامه در فواصل زمانی min 20 در طی حداکثر زمان واکنش min 80، نمونه‌ها برداشت و غلظت باقی‌مانده فنل در آن به روش طیف‌سنجی استفاده گردید.
یافته‌­ها: نتایج این مطالعه نشان داد که بیشترین درصد حذف فنل در این فرایند با کاربرد الکترودهای آهنی و آلومینیومی به ترتیب در  7 و5 =pH، زمان واکنش min 80، هدایت الکتریکی µs/cm 3000 و غلظت اولیه mg/L 5 فنل به ترتیب در حدود 98و 95% بود.
نتیجهگیری: در مجموع مشخص شد که فرایند الکتروشیمیایی با استفاده از الکترودهای آهنی و آلومینیومی در مقایسه با سایر روش‌ها می‌تواند به عنوان روشی مناسب، اقتصادی و مطمئن جهت تصفیه پساب‌های حاوی فنل مورد استفاده قرار گیرد.


لیلا کریمی تکانلو، مهدی فرزادکیا، امیر حسین محوی، علی اسرافیلی، معصومه گلشن،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: کادمیوم از طریق فاضلاب صنایع وارد منابع آب شده و باعث اختلال در عملکرد اندام‌هایی مثل کبد و کلیه می‌شود. نانو ذرات آهن مغناطیسی از طریق مکانیسم جذب سطحی توانایی کنترل و حذف فلزات سنگین از فاضلاب‌های صنعتی را دارد. هدف از این پژوهش، بهینه‌سازی فرآیند جذب سطحی یون‌های کادمیوم از فاضلاب سنتتیک با نانو ذرات آهن مغناطیسی سنتز شده است. روش بررسی: نانو ذرات مغناطیسی آهن با روش هم ترسیبی ترکیب کلرید آهن دو و سه ظرفیتی در محیط مایی و در شرایط قلیایی سنتز شد. مشخصات نانو ذرات شامل ساختار ذرات، ترکیب و اندازه آن با استفاده از دستگاه‌هایXRD, SEM, FT-IR مشخص گردید. جهت بهینه‌سازی فرآیند جذب سطحی کادمیوم با نانو ذرات آهن، پارامترهای pH، زمان تماس، غلظت اولیه کادمیوم، غلظت نانو ذرات و دما، تحت شرایط مختلف مورد بررسی قرار گرفتند. یافته‌ها: در شرایط 5/6 &le pH، غلظت اولیه کادمیومmg/L 10، دز جاذبmg 1، زمان تماس min 10، دمای 0C 25 و سرعت همزن rpm 200، 95% از کادمیوم از فاضلاب حذف گردید. ایزوترم جذب یون‌های کادمیوم از مدل لانگمویر تبعیت می‌کند (0/995< R2 ). حداکثر ظرفیت جذب کادمیوم توسط نانو ذرات آهن مغناطیسی برابر mg/g 20/41 بدست آمد. نتیجه‌گیری: در شرایط بهینه نانو ذرات مغناطیسی آهن، توانایی جذب سریع و موثر فلز کادمیوم را داشته و به دلیل جداسازی آسان نانو ذرات از محلول آبی توسط آهن ربا قابلیت استفاده در صنایع را دارد.

سهند جرفی، عباس رضایی، نعمت اله جعفرزاده حقیقی فرد، قاسمعلی محبعلی،
دوره 7، شماره 3 - ( 2-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: به دلیل مشکلات فرایندهای اصلاح زیستی شامل زمان بر بودن، بازده پایین و احتمال سمیت آلاینده برای جوامع زیستی، استفاده از فرایندهای اکسیداسیون پیشرفته با قابلیت بازدهی بیشتر و اصلاح در زمان کوتاه‌تر برای حذف هیدروکربن‌های آبگریز در خاک‌های آلوده مد نظر قرار گرفته‌اند. اکسیداسیون فنتون به دلیل سادگی و پتانسیل اکسیداسیون بالا بسیار مورد توجه بوده است. هدف از این مطالعه تعیین بازده اکسیداسیون شبه فنتون با استفاده از نانواکسیدهای آهن در مقایسه با آهن فرو به منظور حذف پایرن از خاک بود. روش بررسی: نسبت‌های مولی پراکسید هیدروژن به آهن تنظیم نشده با حضور آهن طبیعی خاک، 10 و 20، غلظت پراکسید هیدروژنpH mM 500-0 های 3، 5، 7 و خاک‌های حاوی نانواکسیدهای آهن، آهن فرو و آهن طبیعی بنابر روش طراحی آزمایش‌های تاگوچی برای حذف mg/kg 100 پایرن بررسی شدند. پس از تعیین شرایط بهینه، آزمایش‌ها در pH خنثی و بر روی نمونه دارای آلودگی یک ساله انجام شد. یافته‌ها: آهن فرو، نسبت مولی پراکسید هیدروژن به آهن 20، pH برابر 3 و غلظت پراکسید هیدروژن mM 500 به عنوان شرایط بهینه تعیین شدند. با اعمال شرایط بهینه، پاسخ تابع S/N به 39/322 افزایش یافته و بازده حذف پایرن در pH معادل 3 پس از زمان واکنش h 2 به 86 درصد برای آهن فرو و 83 درصد برای نانواکسیدهای آهن افزایش یافت. نتیجه‌گیری: فرایند اکسیداسیون فنتون با کاربرد نانو اکسیدهای آهن در شرایط بهینه معرفی شده و pH خنثی می‌تواند به عنوان یک جایگزین مناسب برای فرایند اکسیداسیون فنتون متداول در اصلاح شیمیایی خاک آلوده به پایرن بکار رود.


الهه کریمی پسندیده، روشنک رضائی کلانتری، سیمین ناصری، امیرحسین محوی، رامین نبی زاده، علی اسرافیلی،
دوره 7، شماره 3 - ( 2-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: حضور مواد آلی طبیعی(NOM ) برروی کیفیت آب مانند رنگ، بو و مزه تاثیر می‌گذارد، حضور این مواد در آب باعث گرفتگی فیلترها و غشاها و در نتیجه کاهش راندمان فرایندهای تصفیه پیشرفته آب می‌شود، همچنین به علت واکنش با ضدعفونی کننده‌ها و تولید محصولات جانبی برای سلامتی انسان مضر است. نانوذرات اکسیدآهن به عنوان یک جاذب‌ موثر برای حذف آلاینده‌ها از محیط آبی مطرح هستند. در این تحقیق به منظور افزایش پایداری و پراکندگی بیشتر این نانوذرات از پوشش سیلیس استفاده شد و توانایی آن در جذب اسیدهیومیک از آب مورد بررسی گرفت. روش بررسی: نانوذرات اکسید آهن به روش هم‌ترسیبی تهیه شد، سپس با افزودن تترا اتوکسی سیالان نانوذرات حاصله با سیلیس پوشش داده شدند. مشخصات فیزیکی آنها توسط‌ میکروسکوپ الکترونی و دستگاه پراش اشعه X تعیین گردید. در مرحله بعد آزمایشات جذب شامل تعیین pH و زمان تماس بهینه در محدوده 12-3 و min 240-5 انجام شد، سینتیک جذب با توجه به زمان‌های مختلف جذب اسیدهیومیک تعیین شد، سپس با استفاده از نتایج تاثیر غلظت‌های مختلف جاذب، غلظت‌های مختلف اسیدهیومیک، ایزوترم‌های فروندلیچ و لانگمیر تعیین شدند. یافته‌ها: بررسی ‌مورفولوژی سطح جاذب نشان داد که نانوذرات اکسیدآهن پوشش داده شده با سیلیس دارای اندازه حدود nm 130-30 بود. pH معادل 10/5، و زمان تماس min 90 به عنوان شرایط بهینه برای حذف اسیدهیومیک توسط نانوذرات اکسیدآهن پوشش داده شده با سیلیس بود. و حداکثر ظرفیت جذب اسیدهیومیک توسط نانوذرات اکسیدآهن پوشش داده با سیلیس 192/30 بوده است. بررسی روابط ایزوترم حاصل از تاثیر غلظت‌های مختلف جاذب بر غلظت‌های مختلف اسیدهیومیک نشان داد حذف اسید هیومیک توسط نانوذرات اکسید آهن پوشش داده شده با سیلیس از مدل لانگمیر(90/R2>0 )و سینتیک آن از مدل شبه درجه دوم(98/R2>0 )پیروی می‌کند. نتیجه‌گیری: نانوذرات اکسید آهن پوشش داده شده با سیلیس به علت داشتن جایگاه‌های جذب فراوان، خاصیت مغناطیسی و قابلیت جداسازی توسط آهنربا، و تولید ارزان قیمت می‌تواند به عنوان یک جاذب کارآمد در حذف اسیدهیومیک از آب آشامیدنی به کار رود.


اکبر اسلامی، تقی عبادی، مهسا مرادی، فرشید قنبری،
دوره 8، شماره 1 - ( 5-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: پرکلرواتیلن به دلیل اثرات سوء بهداشتی و پایداری در منابع آب زیرزمینی، در دسته  آلاینده های نگران‌کننده قرار دارد. مانع واکنش دهنده نفوذپذیر با بستر آهن صفر ظرفیتی یک ناحیه تصفیه غیرفعال بوده که در آن، اتن های کلره بصورت در محل و از طریق مکانیسم احیای شیمیایی تجزیه می شوند. هدف از انجام این پژوهش، بهینه سازی و مدل سازی تکنولوژی مانع واکنش دهنده نفوذپذیر با بستر آهن صفر ظرفیتی با استفاده از روش رویه پاسخ، برای حذف پرکلرواتیلن از محیط آبی است. روش بررسی: به منظور شبیه سازی مانع واکنش دهنده نفوذپذیر با بستر آهن صفر ظرفیتی، از یک ستون پر شده با ماسه سیلیسی و پودر آهن صفر ظرفیتی استفاده شد و تاثیر سه متغیر pH، ارتفاع ستون یا ضخامت مانع و دبی بر کارایی کلرزدایی کاهشی بررسی گردید. طراحی آزمایش، مدل سازی و آنالیز داده ها از طریق روش رویه پاسخ صورت گرفت. یافته ها: کارایی کلرزدایی حدود 93% در شرایط بهینه (pH برابر با 5، ارتفاع ستون cm26 و دبی mL/min 2) بدست آمد. روند افزایشی pH در طول ستون نشان دهنده حاکم بودن شرایط احیا بر ستون بود. ضریب تعیین 0/98 نیز تطابق بالای نتایج آزمایشگاهی با مقادیر پیش بینی شده حاصل از مدل را نشان داد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج، تکنولوژی مانع واکنش دهنده نفوذپذیر با بستر آهن صفر ظرفیتی کارایی بالایی در کلرزدایی پرکلرواتیلن دارد. همچنین با توجه به عدم نیاز به مصرف انرژی، فراوان بودن آهن، عدم تولید محصولات جانبی مضر و هزینه اثربخش بودن، مانع واکنش دهنده نفوذپذیر با بستر آهن صفر ظرفیتی به عنوان یک تکنولوژی پایدار، سبز و دوستدار محیط زیست در تصفیه آب های زیرزمینی مطرح است.


مهسا جهانگیری راد، رامین نبی زاده، جعفر نوری، مسعود یونسیان، فرامرز معطر،
دوره 8، شماره 1 - ( 5-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: نیترات از جمله آنیون‌های موجود در آب است که به لحاظ بهداشت عمومی دارای اهمیت زیادی است. فعالیت های مختلف انسانی در کنار منابع طبیعی ناشی از انحلال کانی‌های حاوی این نمک در ورود آن به منابع آبی نقش بسزایی دارد. هدف این تحقیق بررسی کارایی حذف نیترات از محیط آبی توسط ستون حاوی پلی اکریلونیتریل پوشش داده شده با نانو ذرات اکسید آهن است. روش بررسی: پلی اکریلونیتریل عامل‌دار شده و پوشش داده شده با نانوذرات آهن سنتز گردید و بعنوان ماده جاذب درون ستونی شیشه‌ای ریخته شد. مخزن محلول نیترات در قسمت بالایی ستون تعبیه گردید. محلول نیترات (mg/L 100) از داخل مخزن توسط میکروست در دبی‌های 2، 5 و mg/L 7 وارد ستون شد و کارایی حذف مورد بررسی قرار گرفت. میزان جذب همچنین در حضور میزان متفاوت جاذب (ارتفاع‌های مختلف) 10،15و cm 20 مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج نشان داد که داده‌ها از فرمول توماس پیروی نموده و بر طبق آن نمودار نقطه شکست نیز ترسیم گردید. همچنین نتایج نشان داد ستون در دبی‌های پایین موثرتر عمل کرده است. هرچه میزان جریان افزایش یافته زمان نقطه شکست کم شده است. در ارتفاع‌های پایین‌تر از ستون بدلیل زمان کم جهت تماس نیترات با جاذب‌، نقطه شکست از 9 به h 4 کاهش یافت هنگامی‌که دبی ورودی از 2 به mL/min 7 افزایش یافت. نتیجه‌گیری: ستون حاوی جاذب در حذف نیترات موثر عمل کرد. در ارتفاعات بیشتری از ستون حذف بالاتر بود. داده‌ها از فرمول توماس تبعیت کردند. داده‌های حاصل از ستون جذب با رگرسیون لجستیک هماهنگی بالایی نشان دادند.


کامیار یغماییان، نعمت اله جعفرزاده حقیقی فرد، رامین نبی زاده، حسن رسول زاده، بهمن اکبرپور،
دوره 8، شماره 4 - ( 12-1394 )
چکیده

زمینه و هدف : آرسنیک یکی از سمی‌ترین آلاینده‌های موجود در آب‌های زیرزمینی و سطحی است. دریافت آرسنیک می‌تواند پیامدهای نامطلوبی زیادی برای سلامتی انسان به همراه داشته باشد. بنابراین دستیابی به تکنولوژی‌های جدید برای رسیدن به استاندارد آرسنیک لازم است.

روش بررسی:  مطالعه موجود به صورت ناپیوسته در مقیاس آزمایشگاهی صورت گرفت. جاذب نانوذرات آهن – کیتوزان با احیا آهن فریک به وسیله سدیم بورهیدرید (NaBH4) در حضور کیتوزان به عنوان پایدارکننده تولید شد. ابتدا پارامترهای مختلف از جمله زمان تماس min(120-5)، (10-3)pH، دز جاذب (g/L 3/5-0/5) و غلظت اولیه آرسنات mg/L10-2 برکارایی فرایند مورد بررسی قرار گرفت. سپس شرایط بهینه از لحاظ زمان تماس، pH، دز جاذب و غلظت اولیه آرسنات به روش RSM تعیین شد. با استفاده از مدل ایزوترم فروندلیچ، لانگمویر ثابت‌های تعادلی، کینتیک شبه درجه اول و دوم ثابت‌‌‌های کینتیکی محاسبه گردید. میزان آرسنات باقی مانده با استفاده از روشICP-AES اندازه گیری شد.

یافته‌ها:  مقادیر بهینه بر اساس روش RSM برای7/16 pH=، دز جاذب g/L 3/04، زمان تماس min 91/48 و غلظت اولیه آرسنات mg/L 9/71 تعیین شد. ایزوترم لانگمویر با R2 بیش از 0/9904 برای آرسنات، بهترین نمودار برای داده‌های آزمایش است. حداکثر میزان جذب آرسنات بر اساس مدل ایزوترم لانگمویر mg/g 135/14بدست آمد. بررسی کینتیک جذب نشان داد که جذب آرسنات از مدل شبه درجه دوم تبعیت می‌کند.

نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر نشان داد که فرایند جذب به pH وابسته بوده و با افزایش pH توانایی گروه آمینی موجود در کیتوزان برای پروتونه شدن کاهش یافته که نتیجه این عمل کاهش راندمان حذف آرسنات در pH بالا است.


سعید دهستانی اطهر، شورش امینی، افشین ملکی، بهزاد شاهمرادی، ناصر رشاد منش، پری تیموری،
دوره 9، شماره 2 - ( 6-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: فلوئوروزیس دندانی و اسکلتی از مهم­ترین اثرات بهداشتی مواجهه طولانی مدت با مقادیر زیاد فلوراید در آب آشامیدنی هستند. در حال حاضر جذب سطحی یکی از روش ­های حذف فلوراید از آب است. هدف از این پژوهش بررسی کارایی جذب فلوراید توسط نانوذرات اکسید­آهن تثبیت شده بر روی دیاتومیت در شرایط مختلف آزمایش و تعیین سینتیک و ایزوترم­­های جذب است.

روش بررسی: در این مطالعه، اثر پارامترهای pH (9/5-3/5)، زمان تماس (min 100-20)، دوز جاذب (g/L 5-1) و غلظت اولیه فلوراید (mg/L 25-5) مورد بررسی قرار گرفت. ویژگی­ های جاذب با تکنیک ­های XRD، XRF، FTIR وFESEM  مشخص گردید. همچنین ایزوترم­ های جذب لانگمویر و فروندلیچ بررسی گردید.

یافته­ ها: نتایج نشان داد با افزایش زمان تماس، کاهش pH، افزایش دوز ­جاذب و کاهش غلظت اولیه فلوراید کارایی حذف افزایش می­ یابد. بالاترین راندمان جذب در pH معادل 3/5، زمان تماس min 70، دوز جاذب g/L 3 و غلظت اولیه فلوراید mg/L 5 مشاهده شد. کارایی جذب فلوراید در شرایط بهینه در حالت میانگین به میزان 81 درصد بدست آمد. مطالعات سینتیک نشان داد که مدل شبه درجه اول مدل غالب بر شبه درجه دوم برای جذب یون فلوراید بر روی جاذب مورد مطالعه است. همچنین روابط مربوط به ایزوترم لانگمویر و فروندلیچ برای جذب یون فلوراید نشان داد ایزوترم فروندلیچ (0/9997=R2) برای توصیف فرایند جذب مناسب­ تر است.

نتیجه­ گیری: مطالعه حاضر نشان داد دیاتومیت اصلاح شده با نانوذرات اکسیدآهن می­تواند به عنوان یک جاذب موثر در حذف یون فلوراید از محلول­ های آبی مورد استفاده قرار گیرد. کارایی جذب فلوراید وابسته به شرایط آزمایش و به ویژه تابع pH است.


سارا خوش یمن، آوا حیدری، علیرضا حیدری،
دوره 12، شماره 1 - ( 3-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: صنعت فولاد، بزرگترین مصرف­ کننده انرژی در جهان است. سالانه مقادیر زیادی ضایعات آهن تولید می­ شود که استفاده از آن در صنعت فولاد، امری اقتصادی است. در این مطالعه هدف آن است که پیامدهای زیست­ محیطی استفاده از آهن­ های قراضه به‌عنوان ماده خام برای تولید فولاد با روش ارزیابی چرخه حیات بررسی شود.
روش بررسی: برای انجام این ارزیابی، از نرم افزار Simapro و پایگاه دادهEcoinvent  استفاده شد. داده­ های مربوط به فرایند تولید فولاد (مواد خام، پسماند و محصول) به روش مصاحبه از کارخانه فولاد جمع ­آوری گردید، سپس اثرات زیست ­محیطی به کمک روش­ های ReCiPe، Cumulative Energy Demand (CED)، (IPCC) Intergovernmental Panel on Climate Change و رد پای آب کمی شدند.
یافته ­ها: نتایج به‌دست آمده از روش ReCiPe نشان داد که از بین گروه ­های تاثیر، سمیت برای اکوسیستم خشکی با مقدار kg 1,4-Dichlorobenzene (1,4-DCB) eq/ton   14392 فولاد و گرمایش جهانی با مقدار kg CO2 eq/ton 5289 فولاد به ترتیب بزرگترین تاثیرات زیست محیطی این فرایند هستند. کمترین پیامد زیست محیطی این فرایند برای گروه ­های تاثیر سمیت سرطان­ زایی برای انسان و سمیت برای آب­ های شیرین به‌دست آمد. ردپای کربن ناشی از فعالیت این  کارخانه ton CO2 eq/ton 5/24 فولاد است. مهمترین زیر­بخش تولید کننده گازهای گلخانه­ ای مربوط به مصرف الکتریسیته با مقدار kg CO2 eq/ton2900 فولاد است. تقاضای انرژی تجمعی (انرژی حاصل از سوخت فسیلی) یک تن شمش فولادی برابر با MJ 73393 است که سه برابر معادل جهانی آن است. ردپای کلی آب برای یک تن فولاد، m3 19/5 آب است که تقریبا برابر با معادل آن در اروپا است.
نتیجه ­گیری: استفاده از ضایعات آهن قراضه در فرایند تولید فولاد به‌جای سنگ آهن، باعث کاهش مقدار پتانسیل سمیت در انسان و مصرف منابع معدنی شده است.

 

احمد جنیدی جعفری، فاطمه قربانژاد، ایوب رستگار،
دوره 12، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: بشر همواره تحت تابش پرتوهای یونیزان قرار دارد که اثرات زیانباری می‌تواند داشته باشد. هدف این مطالعه ارزیابی میزان دوز گامای محیطی، تعیین دوز معادل موثر سالیانه، برآورد میزان خطر ابتلا اضافی به سرطان در شهر درگز است.
روش بررسی: تحقیق حاضر یک مطالعه مقطعی است که در تابستان و زمستان سال 1395 انجام شد. در این مطالعه به منظور تعیین میزان دوز پرتو گامای محیطی در فضای باز با استفاده از نقشه شهر، 5 ایستگاه (4 تا در امتداد چهار جهت جغرافیایی اصلی و یک ایستگاه در مرکز شهر) انتخاب گردید، و از یک دوزیمتر (از نوع آشکارساز گایگر مولر مدل STEP OD با حساسیتmSv/h)  2000 0) استفاده شد، که برای پایش پرتوهای گاما، بتا و ایکس طراحی شده است.
یافتهها: نتایج به‌دست آمده نشان داد که بیشترین (nSv/h 12±147) و کمترین (nSv/h 11±113) مقدار آهنگ دوز پرتوهای گامای طبیعی به‌ترتیب مربوط به مرکز و غرب شهر بودند. دوز موثر سالیانه برای ساکنین شهر درگز در فضای باز mSv/yr  0/15 به‌دست آمد، میانگین مقدار خطر ابتلا اضافی به سرطان 3-10× 0/6 برآورد گردید. 
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد که تفاوت آماری معنی‌داری بین آهنگ دوز گاما در مرکز و اطراف شهر وجود دارد) 0/05(p≤.
 

سودا فلاح جوکندان، مجتبی یگانه بادی، علی اسرافیلی، علی آذری، احسان احمدی، هاله ترهنده، مجید کرمانی،
دوره 12، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: ­­فعالیت صنایع مختلف موجب تولید طیف وسیعی از آلاینده‌ها و ترکیبات سمی می‌شود. از جمله این ترکیبات می‌توان به کاتکول اشاره کرد که یک ترکیب آلی حلقوی با سمیت بالا و مقاوم در برابر تجزیه است. بنابراین هدف از این مطالعه بررسی کارایی کربن فعال پودری مغناطیسی شده با نانو ذرات اکسید آهن در حذف کاتکول از محلول­های آبی به روش سطح پاسخ است.
روش بررسی: روش هم ترسیبی به منظور سنتز کربن فعال پودری مغناطیسی مورد استفاده قرار گرفت و خصوصیات آن با آنالیزهای SEM و XRD بررسی شد. سپس تاثیر پارامترهایی چون pH، زمان تماس، دوز جاذب، غلظت اولیه کاتکول، دما بر روی کارایی فرایند جذب براساس روش سطح پاسخ (باکس بانکن) مورد بررسی قرار گرفت. غلظت باقیمانده کاتکول با استفاده از دستگاه کروماتوگرافی مایع با عملکرد بالا در طول موج nm  275 اندازه‌گیری شد.
یافته‌ها: نتایج حاصل نشان داد حداکثر کارایی فرایند جذب در غلظت mg/L 20،  pHبرابر با 3، زمان تماس min 90 و در دمای ºC 25 و دوز جاذب g/L 1/5حاصل شد. بررسی ایزوترم و سینتیک نشان داد که داده‌های تجربی فرایند جذب کاتکول به ترتیب با مدل لانگمویر و شبه درجه دوم همبستگی دارد. مطالعه ترمودینامیک واکنش نیز بیانگر اگزوترمیک و خود بخودی فرایند است.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان دادند که فرایند جذب با استفاده از کربن فعال پودری مغناطیسی شده با نانوذرات اکسید آهن در pH اسیدی راندمان بهتری دارد. در نتیجه فرایند مورد مطالعه بهعنوان یک روش مؤثر، سریع و ارزان برای حذف کاتکول از محلول‌های آبی پیشنهاد می‌شود که با توجه به زمان اندک واکنش، از لحاظ اقتصادی نیز مقرون به‌صرفه است.
 

زهرا اسدکی، رضا انصاری، فریبا استوار،
دوره 12، شماره 3 - ( 9-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به وجود صنایعی مانند فولاد زنگ نزن، حضور یون نیکل (II) در آب‌ها و پساب‏ها در غلظت‌های بالا گزارش شده است. بنابراین، حذف یون نیکل (II) از پساب‏ها و محیط‌زیست امری ضروری به شمار می‌آید. در این پژوهش نانوذرات اکسید آهن (III) به عنوان جاذب برای حذف یون نیکل (II) از آب در یک سیستم تعادلی منقطع مورد مطالعه قرار گرفت.
روش بررسی: جهت مشخصهیابی ساختاری نمونه از تکنیک‌های FT-IR،  SEMو  XRDاستفاده شد. برای تعیین شرایط بهینه جذب، اثر پارامترهای مهم از قبیل: pH، زمان تماس، وزن جاذب و غلظت اولیه مورد بررسی قرار گرفت. همچنین، مطالعه ترمودینامیکی (تغییرات انرژی آزاد استاندارد گیبس، آنتالپی و آنتروپی)، مطالعات ایزوترمی (ظرفیت جذب) و مطالعات سینتیکی (تاثیرپذیری جاذب با زمان) بررسی گردید.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که جاذب مغناطیسی مذکور، دارای بالاترین راندمان حذف آلاینده نیکل ‌(II) در pH برابر 7، زمان تماس min 60، مقدار جاذب mg 200 و بالاترین غلظت قابل حذف mg/L 400 است.
نتیجه‌گیری: با مطالعات ترمودینامیکی مشخص گردید که واکنش گرماگیر بوده و خودبه خودی بودن فرایند جذب، با عامل آنتروپی کنترل می‌شود (J/mol.K 165/7+  ΔS°=و KJ/mol 2/7-(ΔG°= . برای درک بهتر مکانیزم جذب، از معادلات سینتیک شبه درجه اول و دوم استفاده شد. سپس جهت تعیین ظرفیت جذب، ایزوترم‌های جذبی لانگمویر و فروندلیچ بررسی گردید و مطابقت خوب نتایج با مدل فروندلیچ و ظرفیت جذب برابر با mg/g 43/5 به‌دست آمد که بیانگر ظرفیت جذب بالای جاذب و چند لایه بودن آن است.
 

زهرا خبری، فاطمه صادقیان، فهیمه فقیهی،
دوره 14، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: دولوچار، خاکستر به‌جامانده از واکنش زغال­ سنگ و گندله برای تولید آهن اسفنجی در فرایند احیای مستقیم سنگ آهن به روش زغال ­پایه است. این پسماند در ایران، به نزدیک‌ترین محل دفن زباله منتقل شده یا در نزدیک‌ترین محل به کارخانه دفن می­ گردد. در حالی‌که این روش‌ها به دلیل ریزدانه بودن پسماند و وجود فلزات سنگین در ترکیبش، نگرانی عمده برای محیط زیست محسوب می‌شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی روش ­های استفاده مجدد از دولوچار است تا ضمن حل مشکل آلودگی محیط، به عنوان مواد کمکی در مصارفی مثل راه ­سازی و تصفیه پساب آلوده استفاده گردد.
روش بررسی: بررسی واژه دولوچار در پایگاه‌های اطلاعاتی MagIran، SID،Science Direct  نشان داد پیشینه طولانی برای استفاده مجدد از آن وجود ندارد. تنها 14 مقاله انگلیسی یافت شد که تمامی آنها در تحقیق به‌کار رفت؛ بنابراین مقاله حاضر برای نخستین بار به موضوع استفاده مجدد از دولوچار در ایران می‌پردازد.
یافته‌ها: با بررسی و مطالعه پژوهش‌های پیشین استفاده مجدد از دولوچار در پنج بخش دسته‌بندی شد. دولوچار در تصفیه فاضلاب (حذف مس، کروم، رنگ، فسفات، نیترات، سورفاکتانت)، حذف کروم از زهاب معادن (بیش از 94 درصد استفاده به عنوان گاز سنتز، استفاده به عنوان محیط فیلتر (سه برابر بهتر از فیلتر ماسه‌ای) و استفاده در ساختمان­ سازی و راه­ سازی (جایگزین مواد درشت‌دانه) به‌کار می‌رود.
نتیجه‌گیری: ظرفیت بالای دولوچار در جذب مواد زائد و تصفیه فاضلاب نشان می‌دهد ضروری است در ایران نیز به‌جای دفن یا رها کردن آن در محیط، به استفاده مجدد از آن پرداخت.
محراب آقازاده، امیر حسام حسنی، مهدی برقعی،
دوره 15، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: فاضلاب صنعت نفت براساس ویژگی ­های منحصر بفردی که دارد، باید قبل از تخلیه به محیط زیست تصفیه گردد. هدف از این مطالعه، بهینه­ سازی فرایند سونوپراکسون کاتالیستی در تصفیه فاضلاب نفتی به روش آماری بود.
روش بررسی: سنتزFe3O4@ZnO  با روش اکسیداسیون هوا و لایه به لایه خود تجمعی انجام شد. تکنیک­ های XRD، SEM، EDAX، FT-IR، BET، DRS، VSM و TGA جهت بررسی ساختار استفاده شد. در این مطالعه از روش طراحی ترکیب مرکزی جهت بهینه سازی پارامترهای pH، زمان واکنش، غلظت گاز ازن، غلظت هیدروژن پراکساید و مقدار کاتالیست در فرایند استفاده شد. در شرایط بهینه مقادیر حذف BOD5 و TPH، سینتیک واکنش و اثر هم­ افزایی مکانیزیم ­ها مطالعه شدند. COD، TPH و BOD5 به ­ترتیب توسط دستگاهSpectrophotometer (DR6000)، GC-FID و روش انکوباسیون سنجش شدند.
یافته ­ها: نتایج مشخص نمود که ساختارFe3O4@ZnO  به­ خوبی شکل گرفته است. مدل درجه دوم برای مدل­سازی فرایند براساس ضریب همبستگی پیشنهاد شد. براساس آنالیز ANOVA و شاخص ­های p و f، مدل پیشنهادی معنی‌دار گزارش شد. شرایط بهینه شامل pH برابر با 6/4، غلظت ازن برابر mg/L.min 1/3، غلظت هیدروژن پراکساید برابر mL/L 2/5، زمان واکنش min 51 و مقدار کاتالیست برابر g/L 0/64 حاصل شد. در این شرایط میزان کاهش COD به ­ترتیب 82/3 و 70 درصد بصورت تئوریکی و تجربی بدست آمد. همچنین در شرایط بهینه میزان حذف BOD5 و TPH به ­ترتیب 90/5 و 85/8 درصد بدست آمد. سینتیک فرایند از سینتیک درجه اول تبعیت می­ کند (0/98R2=) و حضور مکانیزم­ های مختلف در کنار هم، باعث اثر هم­افزایی شده و کارایی فرایند را افزایش می­ دهد.
نتیجه­ گیری: فرایند مذکور با کارایی مناسب در کاهش COD، BOD5 و TPH توانایی تصفیه پساب نفتی را دارا است.
 

فائزه صادقی، سکینه شکوهیان، محسن حیدری،
دوره 17، شماره 2 - ( 6-1403 )
چکیده

زمینه و هدف: معدن گهرزمین سیرجان بیشترین ذخیره سنگ آهن را در منطقه گل‌گهر داشته و با توجه به گستردگی فعالیت و نبود مطالعه جامع در این زمینه، هدف از این مطالعه، ارزیابی چرخه زندگی (LCA) مرحله استخراج سنگ آهن از این معدن بوده است.
روش بررسی: هدف از LCA، ارزیابی اثرات استخراج سنگ آهن از معدن گهرزمین بر سلامت انسان، کیفیت اکوسیستم و تقلیل منابع بوده و مرز سیستم نیز فرایند حفاری و انفجار انتخاب شد و براساس مدل گهواره-تا-دروازه و رویکرد نسبت‌دادنی، تولید ton 1 سنگ آهن به‌عنوان واحد عملکردی در نظر گرفته شد. از نرم‌افزار سیماپرو و روش ReCiPE در دو نقطه میانی و پایانی برای ارزیابی اثرات و آسیب‌ها استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که بیشترین بار محیط زیستی مخرب در تمامی رده‌ها مربوط به حمل‌‌ونقل با کامیون با ظرفیت بزرگتر از ton 20 (51/1 درصد) بوده که برای باطله‌برداری استفاده می‌شود. اثرات مخرب حمل‌ونقل بر رده اثرات تشعشعات یونیزان (اثرگذار بر سلامت انسان)، کاربری زمین و اوتریفیکاسیون آب‌های شیرین (اثرگذار بر کیفیت اکوسیستم) بیش از 95 درصد بوده است. آلاینده مسئول در رده اثرات ذکرشده به‌ترتیب کربن-14، نابودی زمین کشاورزی و BOD5 و COD رها شده در نتیجه استخراج سنگ آهن به محیط‌زیست بوده است. متوسط آسیب وارد شده از نهاده‌ها بر سلامت انسان، کیفیت اکوسیستم و تقلیل منابع به‌ترتیب برابر با 89/8، 5/5 و 4/6 درصد بوده است.
نتیجه‌گیری: با توجه به اثرات منفی حمل‌ونقل، پیشنهاد می‌گردد جهت افزایش پایداری محیط زیستی از کامیون‌های با استانداردهای یورو 5 و بالاتر و یا از سوخت‌های تجدیدپذیر استفاده ‌گردد.
 


صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سلامت و محیط زیست می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb