132 نتیجه برای مو
فریبا خلیلی ناجی، امیر حسین محوی، سیمین ناصری، مسعود یونسیان، بابک جاهد، مهدی یاسری،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: رنگ موهای شیمیایی از پرمصرفترین محصولات آرایشی هستند. فلزات سنگین در این محصولات میتواند سلامت مصرف کنندگان را به مخاطره بیندازد. برخلاف سایر محصولات آرایشی، تاکنون مطالعه ای بر روی میزان غلظت فلزات سنگین موجود در رنگ موهای شیمیایی صورت نپذیرفته است. مطالعه حاضر غلظت برخی از فلزات سنگین در این محصولات و ارزیابی ریسک اثرات غیر سرطانزای ناشی از این عناصر را مورد محاسبه قرار داد.
روش بررسی: 32 نمونه رنگ موی شیمیایی از 8 برند (3 برند داخلی و 5 برند خارجی) و 4 رنگ پرمصرف در بازار تهران جمعآوری شد. غلظت 3 عنصر باریم، کادمیوم و سرب توسط روش ICP-MS تعیین گردید. اطلاعات مورد نیاز جهت ارزیابی مواجهه به کمک توزیع پرسشنامه در بین شهروندان تهرانی به دست آمد. ارزیابی مواجهه به کمک روش Monte Carlo و میزان ریسک غیر سرطانزا برای عناصر با محاسبه ضریب خطر Hazard Quotient (HQ) تعیین گردید.
یافتهها: غلظت عنصر باریم بر حسب 0/86mg/kg، به دست آمد و غلظت عناصر کادمیوم و سرب برحسب µg/kg به ترتیب 0/45 و 185/34 به دست آمد. سرب با ضریب خطر برابر با 4- 7/46×10 بیشترین ریسک و کادمیوم با ضریب خطر برابر با 5-3/57×10 کمترین ریسک را به خود اختصاص داد. همچنین، برند ساخت کشور ایران و رنگ بلوند بیشترین ریسک را دارا بودند.
نتیجهگیری: ضریب خطر محاسبه شده برای فلزات مورد مطالعه کمتر از 1 است، لذا در صورت مصرف محصولات مورد بررسی، از لحاظ اثرات غیر سرطانزا، تهدید چشمگیری متوجه مصرفکنندگان نیست.
بهاره قریشی، محمد شاکر خطیبی، حسن اصلانی، افسانه دولتخواه، علی عبدلی سیلابی، محمد مسافری،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی کیفی لجن های تولید شده در تصفیه خانه های فاضلاب قبل از کاربرد آنها برای مصارف مختلف از جمله بعنوان تقویت کننده خاک امری ضروری است. این مطالعه به منظور پوشش دادن کاستی های موجود در خصوص کیفیت لجن تولیدی در تصفیه خانه های فاضلاب استان آذربایجان شرقی و با هدف مطالعه کل کلیفرم ها، کلیفرم های مقاوم به حرارت و سالمونلا در این تصفیه خانه ها انجام گردید.
روش بررسی: این مطالعه بر روی لجن های دفعی از 9 تصفیه خانه فاضلاب در استان آذربایجان شرقی انجام شد و پارامترهای کل کلی فرم ها، کلیفرم های مقاوم به حرارت و سالمونلا مورد بررسی قرار گرفت. برای شمارش باکتری های کلیفرم کل و مقاوم به حرارت از روش شماره 1680 EPA و برای شمارش سالمونلا از روش 1682 EPA استفاده گردید.
یافته ها: از نظر کلیفرم کل نمونه لجن شهرستان جلفا با میزان MPN/g 1/82×106 دارای بیشترین و شهرستان سراب با MPN/g 2/02×103 دارای کمترین میزان آلودگی بوده اند. بررسی شاخص کلی فرم گرماپای نیز نشان داد که شهرستان جلفا با تعداد MPN/g 1/06×106 بیشترین و شهرستان اهر که هیچ کلیفرم گرماپایی در نمونه های آن مشاهده نگردید، دارای کمترین میزان آلودگی بوده است. از نظر باکتری سالمونلا، در لجن تولیدی تصفیه خانه های فاضلاب اهر و بستان آباد هیچگونه آلودگی مشاهده نگردید، در حالیکه لجن تصفیه خانه فاضلاب تبریز با تعداد 83 عدد در هر گرم دارای بالاترین میزان آلودگی به باکتری سالمونلا بود.
نتیجهگیری: از نظر کیفیت میکروبی نیز همه تصفیه خانه های استان استاندارد کلاس B توصیه شده توسط سازمان حفاظت محیط زیست ایالات متحده آمریکا (USEPA) را تامین می کنند، اما هیچ یک از تصفیه خانه های قابلیت تولید لجن با استاندارد کلاس A را نداشته اند. بنابراین در کاربرد لجن های تولید شده تصفیه خانه های فاضلاب استان برای اصلاح خاک باید ملاحظات خاصی مد نظر قرار گیرد.
ایوب بیکی، مسعود یونسیان، رامین نبی زاده، رضا سعیدی، لیلا صوری، مهرنوش ابطحی،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: شنا یکی از محبوبترین ورزشها و تفریحات است که فواید سلامتی زیادی دارد، اما از طرف دیگر آلودگی میکروبی آب استخرهای شنا از طریق سرایت و گسترش بیماریهای عفونی تهدید مهمی علیه بهداشت عمومی محسوب میشود. در این تحقیق کیفیت میکروبی آب کلیه استخرهای عمومی شهر تهران ارزیابی شد و عوامل مؤثر بر آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی با رویکرد توصیفی- تحلیلی در سال 1392 انجام شد. کلیه استخرهای عمومی شهر تهران بازرسی شده و نمونهبرداری آب جهت سنجش شاخصهای میکروبی کلیفرمهای گرماپای و شمارش بشقابی هتروتروفیک (HPC) و پارامترهای فیزیکوشیمیایی مؤثر بر کیفیت میکروبی شامل کدورت، کلر باقیمانده و pH صورت گرفت و از شاخص مجموع کیفیت میکروبی آب استخر برای توصیف وضعیت کلی استفاده شد. عوامل محتمل مؤثر بر کیفیت آب نیز از طریق بازرسی با استفاده از چک لیست بررسی شدند.
یافتهها: بررسی کیفیت میکروبی آب استخرهای شنا نشان داد که شاخصهای میکروبی کلیفرمهای گرماپای و HPC به ترتیب در 91/4 و 84/5 % موارد در سطح مطلوب قرار داشتند. سطح مطلوبیت پارامترهای کلر آزاد باقیمانده، کدورت، pH و دما نیز به ترتیب 82/7، 45/5، 85/6 و 65/4% بدست آمد. بر اساس شاخص مجموع کیفیت میکروبی آب استخر، کیفیت آب استخرها در 39/6 % موارد عالی، در 50/4 % موارد خوب و در بقیه موارد پایین تر از حد مناسب ارزیابی شد. کلر آزاد باقیمانده و کدورت آب، بار شناگران، دوره بازگشت آب به استخر، مقدار رقیقسازی و تعویض آب، نظافت، استفاده از دوش و حوضچه گندزدایی و نحوه بهرهبرداری سیستم تصفیه آب تاثیر معنیداری (P<0/05) بر روی شاخصهای میکروبی مورد مطالعه داشتند.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد که وضعیت کلی کیفیت میکروبی آب استخرهای تهران قابل قبول بوده و تجزیه و تحلیل نتایج، مداخلات مؤثرتر بر بهبود کیفیت میکروبی آب استخرهای مورد مطالعه را مشخص نمود.
سید علیرضا موسوی، ملوک پروانه،
دوره 9، شماره 2 - ( 6-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: روشهای متداول تصفیه شیرابه به دلیل بار آلودگی بالا و خصوصیات ویژه شیرابه، کارایی مناسبی ندارند. لذا در سالهای اخیر استفاده از روشهای تلفیقی توسعه چشمگیری داشته است. هدف از این تحقیق بررسی تاثیر پودر کربن فعال (PAC) بر کارایی تصفیه شیرابه محل دفع پسماند کرمانشاه در یک راکتور ناپیوسته متوالی هوازی (ASBR) است.
روش بررسی: در این مطالعه از سه راکتور ستونی با حجم کل mL 2000 و حجم مفید mL 600 در مقیاس آزمایشگاهی استفاده شد. در راکتورهای شماره 2 و 3 که از نظر شرایط محیطی و راهبری با راکتور شماره 1 که فاقد پودر کربن بود و کاملا یکسان بودند، به ترتیب مقادیر g/L 5 و 10 PAC اضافه شد. تاثیر دوزهای مختلف PAC (g/L 10، 5، 0) و زمان ماندهای هیدرولیکی (h 144، 96، 48 =HRT) به منظور حذف اکسیژن مورد نیاز شیمیایی (COD) و نیتروژن آمونیاکی (NH3-N) شیرابه خروجی مورد مطالعه قرار گرفت و کارایی حذف با استفاده از آزمون آماری two-way ANOVA نرم افزار 16 -SPSS مورد مقایسه قرار گرفت.
یافتهها: نتایج حاصل از آزمون آماری نشان داد که بین راندمان حذفCOD و N-NH3 در HRTsو دوزهای مختلف PAC اختلاف معنیدار است (0/001 =P-value). بیشترین راندمان حذف در h 144 =HRT، برای COD و NH3-N در راکتور شماره 1 به ترتیب 4/42±50/11 درصد و 1/49±19/85 درصد، راکتور شماره 2، 6/1±55/67 درصد، 0/89±25/7 درصد و راکتور شماره 3، 3/99±58/02 درصد، 1/7±25/48 درصد حاصل شد.
نتیجهگیری: میتوان چنین نتیجهگیری کرد که فرایند تلفیقی بیولوژیکی – کربن فعال در مقایسه با فرایند بیولوژیکی مجزا، توانایی افزایش کارایی حذف COD و N-NH3 فاضلابهای قوی همچون شیرابه را دارد. اگرچه دستیابی به استانداردهای تصفیه با این روش نیز امکانپذیر نیست.
فرشید کفیل زاده، زینب خالدی،
دوره 9، شماره 2 - ( 6-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: زیست فزونی ((Bioaugmentation یکی از روش های برتر در اصلاح زیستی (Bioremediation) خاک های آلوده به هیدروکربن های نفتی است. هدف از تحقیق حاضر ارزیابی میزان تاثیر باکتری های جدا شده از لجن فعال حاصل از تصفیه فاضلاب شهری منطقه ویژه عسلویه جهت زیست فزونی خاک های آلوده به کروزن و بررسی رشد باکتریهای جدا شده در حضور غلظت های متفاوت این فرآورده است.
روش بررسی: نمونه برداری از لجن فعال دو کمپ تصفیه خانه منطقه عسلویه صورت گرفت. جداسازی باکتری های تجزیه کننده با کشت نمونه ها بر روی محیط پایه معدنی انجام گردید. تست آمیزندگی (Emulsification) و ارزیابی میزان رشد باکتریها در غلظتهای متفاوت کروزن انجام گردید. باکتریهای جدا شده جهت زیست فزونی و سنجش میزان پاکسازی زیستی، به خاک های آلوده به ترکیب نفتی کروزن تلقیح شدند و میزان تجزیه زیستی توسط دستگاه طیف سنجی مادون قرمز (IR) اندازهگیری گردید.
یافته ها: در این مطالعه، 3 باکتری سودوموناس پوتیدا، سراشیا مارسسنس و پروتئوس میرابیلیس از لجن فعال بعنوان باکتریهای تجزیهکننده کروزن جداسازی و شناسایی شدند. با توجه به تستهای آمیزندگی، سنجش رشد باکتری ها در غلظتهای مختلف کروزن، نتایج حاصل از زیست فزونی ستونهای خاک آلوده به کروزن و کاهش سطح کل هیدروکربن های نفتی ((TPHs، باکتری سودوموناس پوتیدا بعنوان قویترین باکتری تجزیهکننده این فرآورده نفتی شناخته شد. این باکتری با میزان آمیزندگی 3/8 توانست 71/03 درصد از کل هیدروکربن های نفتی را در طی 30 روز کاهش دهد.
نتیجهگیری: با توجه به سازگار شدن باکتریهای سودوموناس پوتیدا، سراشیا مارسسنس و پروتئوس میرابیلیس موجود در لجن فعال با انواع آلاینده های موجود در فاضلاب، میتوان از آنها به عنوان باکتریهای غیربومی جهت زیست فزونی و پاکسازی خاکهای آلوده به هیدروکربنهای نفتی استفاده کرد.
علی کولیوند، کاظم ندافی، رامین نبی زاده، احمد جنیدی جعفری، مسعود یونسیان، کامیار یغماییان، سیمین ناصری،
دوره 9، شماره 3 - ( 9-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: عملکرد فرایند کمپوست به عنوان یکی از روش های موثر تصفیه لجن های نفتی به عواملی همچون مواد مغذی و دما بستگی دارد. بنابراین لازم است که روند تغییرات این عوامل بررسی شوند. هدف از انجام مطالعه حاضر بررسی روند تغییرات کربن آلی، نیتروژن، فسفر و دما در فرایند کمپوست لجن های کف مخازن ذخیره نفت خام بود.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، لجن با پسماند تحت کمپوست به نسبت های 1 به 2، 1 به 4، 1 به 6، 1 به 8 و 1 به 10 مخلوط و با C/N/P اولیه 100/5/1 به مدت 10 هفته کمپوست شد. در طول زمان فرایند، اختلاط و تنظیم رطوبت توده ها 3 بار در روز انجام شد. نمونه برداری و آنالیز نمونه های کربن آلی، نیتروژن و فسفر بصورت هفتگی و دما بصورت روزانه انجام گرفت.
یافته ها: نتایج نشان دادند که میزان کاهش مقادیر کربن آلی، نیتروژن و فسفر در هفته های ابتدایی فرایند زیاد و به مرور کمتر شد. نسبت های C/N و C/P در انتهای فرایند کمپوست به ترتیب از نسبت 20:1 و 100:1 به نسبت 26:1 و 166:1 افزایش یافت. علاوه بر این، دمای راکتورها در طول دوره زمانی فرایند در محدوده مزوفیلیک قرار داشت.
نتیجه گیری: الگوی مشابه کاهش مقادیر کربن آلی، نیتروژن و فسفر در راکتورهای کمپوست نشاندهنده کاهش فعالیت بیولوژیکی دخیل در تجزیه و مصرف هیدروکربن های نفتی در هفتههای انتهایی فرایند است.
صدیقه عباسی،
دوره 9، شماره 3 - ( 9-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: مواد فتوکاتالیستی به علت کاربرد گستردهای که در حفاظت از محیط زیست دارند به طور گسترده مورد توجه قرار گرفتهاند. هدف این تحقیق بررسی و مطالعه آنالیز آماری فعالیت فتوکاتالیستی نانوذرات ZnOو SnO2 جهت حذف آلاینده متیل اورانژ از آب است.
روش بررسی: نانوذرات ZnO و SnO2 به ترتیب به روش سل-ژل و شیمیایی سنتز شدند و متیل اورانژ به عنوان آلاینده مورد نظر انتخاب شد. تاثیر غلظت نانوذرات جهت حذف آلاینده در محدوده 0/25، 0/5 و 1 درصد وزنی مورد بررسی قرار گرفت. جهت بررسی تاثیر میزان تابشدهی، سوسپانسیون حاوی آلاینده و نانوذرات در مدت زمانهای متفاوت و در محدوده 5 تا min 25 تحت تابش قرار گرفت. نتایج حاصل با استفاده از نرم افزار MSTATC, Ver 1.42 و آزمون آماری چند دامنهای دانکن (Duncan’s multiple range test) مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج حاصل از آنالیز واریانس کارایی حذف متیل اورانژ نشان داد که در سوسپانسیونهای حاوی ZnO و SnO2، زمان تابشدهی، غلظت نانوذرات و اثر متقابل آنها در سطح احتمال 5 درصد دارای تاثیر معنیداری بر روی حذف فتوکاتالیستی متیل اورانژ هستند. همچنین با افزایش زمان تابشدهی از 5 تا مدت min 25 میزان حذف آلاینده در سوسپانسیون حاوی ZnO و SnO2 به ترتیب به 42/97 درصد و 55/69 درصد میرسد. بررسی تاثیر غلظت نانوذرات بر روی میزان حذف متیل اورانژ نیز نشاندهنده افزایش میزان فعالیت فتوکاتالیستی نانوذرات با افزایش غلظت است.
نتیجهگیری: طبق نتایج بدست آمده مشاهده شد که میزان فعالیت فتوکاتالیستی ZnO نسبت به SnO2 بیشتر است. بنابراین استفاده از ZnO جهت حذف آلاینده موثرتر است.
عبدالمطلب صید محمدی، علیرضا رحمانی، قربان عسگری، سمیه باجلان، امیر شعبانلو،
دوره 10، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: منابع اصلی 4-کلروفنل فاضلاب صنایع نفت، زغال، کاغذ و تولید رزین است. هدف از پژوهش حاضر مقایسه کارایی نانورس خام و اصلاح شده با سورفکتانت کاتیونی تترا دسیل تری متیل آمونیوم بروماید در حذف 4-کلروفنل از محیطهای آبی است.
روش بررسی: تاثیر زمان تماس، pH اولیه محلول، مقدار جاذب و غلظت 4-کلروفنل بعنوان پارامترهای موثر در فرایند جذب و تاثیر pH محلول اصلاح و مقدار سورفکتانت بعنوان پارامترهای موثر در میزان اصلاح نانورس بررسی گردید. نانورس اصلاح شده توسط طیف سنجی مادون قرمز (FTIR) و طیف سنجی پراش اشعه ایکس (XRD) تعیین ویژگی شد، در نهایت ایزوترم و سینتیک جذب بررسی گردید.
یافتهها: با افزایش pH اولیه محلول از 3 به 11 کارایی حذف 4-کلروفنل افزایش یافت، به طوریکه در غلظت اولیه mg/L 100 4-کلروفنل و g 0/25 نانورس اصلاح شده بعد از min 120 کارایی جذب، برای pH 3 و 11 به ترتیب 26 و 94/5 درصد بدست آمد. در همین شرایط و برای نانورس خام کارایی حذف به ترتیب 2 و 9 درصد بود. آنالیزهای FTIR و XRD به ترتیب تغییر ساختار نانورس از آبدوست به آبگریز و افزایش فاصله بین لایههای نانورس را آشکار ساخت. جذب 4-کلروفنل بر نانورس خام و اصلاح شده با ایزوترم لانگمویر و سینتیک شبه درجه دوم مطابقت داشت، حداکثر ظرفیت جذب نانورس خام و اصلاح شده به ترتیب 0/5 و mg/g 25/77 بدست آمد.
نتیجهگیری: اصلاح نانورس با سورفکتانت کاتیونی، کارایی جذب 4-کلروفنل را افزایش داد.
نیما پورنگ، فریبا اسماعیلی، محمد رنجبریان،
دوره 10، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: شناسایی ریسک خطرات بالقوه موجود در آزمایشگاهها و تلاش در راستای ایجاد شرایط ایمن برای کارکنان از جوانب مختلف حائز اهمیت است. هدف اصلی این تحقیق بررسی مخاطرات احتمالی در آزمایشگاههای سه مرکز ملی تابعه موسسه تحقیقات علوم شیلاتی کشور است.
روش بررسی: به منظور ارزیابی مخاطرات احتمالی در آزمایشگاههای مورد نظر (11 آزمایشگاه پژوهشکده اکولوژی خلیج فارس و دریای عمان، 9 آزمایشگاه پژوهشکده میگوی کشور و 2 آزمایشگاه مرکز ملی فرآوری آبزیان) و طبقه بندی آنها، از روش "تجزیه و تحلیل عوامل شکست و آثار آن" (FMEA) و برخی روشهای آماری مربوط به مقایسه میانگینها استفاده گردید.
یافتهها: سطح ریسک در تمامی آزمایشگاههای پژوهشکده اکولوژی خلیج فارس و دریای عمان بجز آزمایشگاه بنتوز، در حد نیمه بحرانی و بحرانی قابل ارزیابی است. صرفا در مورد آزمایشگاه آمادهسازی نمونه، اختلاف معنی داری بین اعداد اولویت ریسک در قبل و بعد از اقدامات اصلاحی مشاهده میگردد که البته در این مورد نیز اقدامات اصلاحی انجام شده تاثیری در کاهش سطح ریسک نداشته است. در پژوهشکده میگوی کشور اقدامات اصلاحی در اکثر آزمایشگاهها در کاهش سطح ریسک موثر بوده است (به جز سه آزمایشگاه آلایندهها، میکروبیولوژی و شیمی فیزیک). در مرکز ملی فرآوری سطح ریسک هر دو آزمایشگاه پس از اقدامات اصلاحی به شدت کاهش یافته است.
نتیجهگیری: با توجه به بالا بودن سطح ریسک در بسیاری از آزمایشگاههای مورد بررسی، اقدامات اصلاحی مناسب پیشنهاد گردید. اما پس از ارزیابی مرحله دوم مشخص گردید که در مورد برخی آزمایشگاهها (بویژه در پژوهشکده اکولوژی خلیج فارس و دریای عمان) اقدامات اصلاحی پیشنهاد شده در حد کافی انجام نشده است و از اینرو میزان ریسک کماکان در سطح بحرانی یا نیمه بحرانی قابل ارزیابی است.
پریسا برات پور، سیدغلامرضا موسوی، احمد اله آبادی، عشرت فتحی، سکینه شکوهیان،
دوره 10، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: با پیشرفت صنایع و افزایش جمعیت، آلایندههای شیمیایی نوپدیدی وارد منابع آبهای طبیعی شده اند. لذا در این مطالعه پتانسیل جذب کربن فعال اصلاح شده با محلول کلریدآمونیوم (NAC) برای حذف آفت کش متولاکلر از آب های آلوده مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: تاثیر متغیرهای اساسی از جمله pH محلول، غلظت کربن فعال، غلظت اولیه متولاکلر و زمان واکنش بر حذف متولاکلر توسط کربن احیا شده با کلریدآمونیوم (NAC) و کربن فعال استاندارد (SAC) سنجیده شد.
یافته ها: مشخص شد که pH محلول نقش مهم و کلیدی را بر ظرفیت جذب این ماده دارد. حذف بیش از 92/4 درصد از متولاکلر با غلظت mg/L 50 در زمان تماس min 5 و دوز جاذب g/L 0/3 از کربن NAC بدست آمد، که با افزایش زمان واکنش به min 60 کارایی حذف به 100 درصد رسید. در شرایط یکسان برای کربن SAC در زمان واکنش min 5 کارایی حذف 20 درصد بوده است و در زمان min 40 به 48 درصد رسید که با افزایش زمان واکنش به min 60 تغییر چشمگیری در کارایی حذف متولاکلر حاصل نشد. سینتیک جذب غلظت های دو جاذبNAC و SAC از معادلات شبه درجه دوم پیروی می کند. حداکثر ظرفیت جذب متولاکلر روی کربن NAC و SAC براساس ایزوترم جذب لانگمویر به ترتیب mg/g 344/8 و mg/g 238/1 بدست آمد.
نتیجه گیری: بهطور کلی، این نتایج نشان می دهند که جاذب کربن NAC توسعه یافته، یک جاذب موثر با کارایی بالا در حذف آفت کش ها از جریان های آب آلوده است.
نبات نقشبندی، مجید عسکری حصنی،
دوره 10، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: سم گلایفوزیت از سموم علف کش سیستمیک و غیرانتخابی است که برای کنترل گیاهان استفاده میشود اما اثرات مضری بر جانوران دارد. مطالعه حاضر با هدف تعیین غلظت کشنده گلایفوزیت و تاثیر آن بر فاکتورهای خون شناسی و تغییرات رفتاری ماهی کپور معمولی انجام شد.
روش بررسی: ماهیان در معرض غلظتهای مختلف سم گلایفوزیت (5، 10، 20، 30 و mg/L 40) و یک گروه شاهد در طی h 96 قرار گرفتند. از نمونهها خونگیری و فاکتورهای خونی سنجیده شد. در طول دوره آزمایش، میزان تلفات و رفتارهای ماهیان ثبت گردید. براساس میزان تلفات، میزان LC50، LOEC، NOEC و MATC محاسبه شد.
یافتهها: در شروع آزمایش رفتارهایی مانند جهش در سطح آب، تحرک بالا و سپس تجمع در بستر و در نهایت تنفس در سطح، عدم تعادل، سستی و مرگ در تیمارهای مختلف مشاهده گردید. میزان LC50 گلایفوزیت برای این ماهی برای زمانهای 24، 48، 72 و h 96 به ترتیب 36/09، 30/46، 21/78، mg/L20/05 و میزان LOEC، NOEC و MATC به ترتیب 6/66، 4/73 و mg/L 2/005 محاسبه شد. با افزایش غلظت سم تغییرات معنیداری در میزان فاکتورهای خونی شامل گلبولهای قرمز و سفید، هماتوکریت، هموگلوبین، پروتئین کل، گلوکز، کورتیزول و غیره مشاهده شد (0/05p<).
نتیجهگیری: سم گلایفوزیت با درجه "نسبتا سمی" است و در غلظت بالا تاثیرات شدیدی بر فیزیولوژی و سیستم ایمنی ماهیان دارد. فاکتورهای خونی و تغییرات رفتاری میتوانند بهعنوان آزمایش تشخیصی سلامت محیط و همچنین شاخص استرس سموم در اکوسیستمهای آبی استفاده شوند.
نرجس اکاتی، عباس اسماعیلی ساری،
دوره 10، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: اطلاعات درباره تاریخچه مواجهه افراد و پایش میزان جیوه بدن را میتوان از طریق تجزیه بخشهای طولی مختلف تارهای مو بدست آورد. هدف از این تحقیق ارزیابی تغییرات جیوه در طول مو طی 6 ماهه گذشته و میزان جذب روزانه جیوه در زنان ساکن شهرهای بندرعباس، بوشهر و ماهشهر است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی و پرسشنامهای، تعداد 43 نمونه موی بلند به صورت کاملا تصادفی از زنان در خانوادههای صیاد و غیر صیاد جمعآوری گردید. میزان جیوه توسط دستگاه پیشرفته آنالیز جیوه (LECO AMA , USA) مدل 254 با روش استاندارد ASTM به شماره 6722-D تعیین گردید.
یافتهها: میانگین کل جیوه مو µg/g 2/31 بدست آمد آزمون ANOVA نشان داد که بین غلظتهای جیوه در قطعات مختلف موی زنان تفاوت معنیداری وجود ندارد. میانگین جذب روزانه جیوهµg/kg/day 0/24 بدست آمد. متغیرهای سن، مصرف ماهی، شهر محل سکونت، خانواده صیاد یا غیر صیاد بر روی میزان جذب روزانه جیوه مؤثر بودند؛ اما اثر تعداد دندانهای پرشده با آمالگام بر روی میزان جذب روزانه جیوه از لحاظ آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری: در 6 ماهه گذشته، روند جذب متیل جیوه در افراد مورد مطالعه ثابت بوده است. میزان جذب روزانه جیوه در 23 درصد از زنان مورد مطالعه از حد راهنمای JECFA فراتر بود. بنابراین ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺧﻄﺮﻫﺎی اﺣﺘﻤﺎلی ﻧﺎشی از مواجهه با جیوه، مطالعات ارزیابی ریسک جیوه با در نظر گرفتن همه مسیرهای مواجهه با آن در این مناطق ضروری به نظر میرسد.
مجید کرمانی، مهدی فرزادکیا، علی اسرافیلی، یوسف دادبان شهامت، سودا فلاح جوکندان،
دوره 10، شماره 2 - ( 6-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: تخلیه فاضلاب صنایع حاوی کاتکول اثرات نامطلوبی بر سلامت انسان و محیط زیست می گذارد. هدف از این مطالعه تعیین اثرات سمیت کاتکول قبل و بعد از فرایند اکسیداسیون پیشرفته (ازن زنی)، به وسیله آزمایشات آزمون زیستی توسط دافنیامگنا بود.
روش بررسی: این مطالعه از نوع کاربردی است که با روش آزمون زیستی دافنیامگنا، سمیت کاتکول در فرایند ازنزنی تعیین شد. ابتدا محلول استوک با غلظت mg/L 250 و پس از آن 10 نمونه که به ترتیب حاوی 0 (شاهد)، 0/5، 1، 3، 6، 12، 25، 50، 75 و 100 درصد حجمی از محلول اولیه بودند، تهیه گردید. سپس نمونه های اولیه از محلول خروجی راکتور، در درصدهای حجمی مشابه تهیه شد. براساس روش استاندارد تعداد 10 عدد نوزاد دافنیامگنا در نمونه ها اضافه و مشاهده نمونه ها بعد از 24، 48، 72 و h 96 انجام شد. در نهایت LC50 و واحد سمیت (TU) با استفاده از آنالیز پروبیت (Probit Analysis) محاسبه گردید.
یافتهها: با توجه به نتایج، دافنیامگنا متاثر از سمیت کاتکول است LC50 (24 ساعته) پساب خام، ازmL/100 mL 13/30 پس از min 60 تصفیه بهmL/100 mL 30/4 رسید و به تبع آن واحد سمیت نیز از 7/51 واحد (TU) به 3/29 واحد کاهش یافت و سمیت 56 درصد تنزل پیدا کرد. درنهایت میزان سمیت پساب تصفیه شده در فرایند ازنزنی کاتکول کاهش یافت.
نتیجهگیری: براساس آزمون زیستی، به نظر میرسد فرایند ازنزنی قادر است سمیت کاتکول را کاهش دهد. بنابراین میتوان از این فرایند بهعنوان یک گزینه برای تصفیه فاضلابهای حاوی کاتکول استفاده کرد.
سپیده میانجی، روح اله رضائی، علی گنجلو،
دوره 10، شماره 3 - ( 9-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: بدون تردید، توجه به "ایمنی غذا در مزرعه" اولین گام در دستیابی به ایمنی غذایی و تولید محصول سالم است؛ در حالیکه اقدامات مرتبط با ایمنی غذایی در مزرعه از سوی کشاورزان به دلیل نبود شناخت صحیح مورد توجه کافی قرار نمی گیرد. بر این اساس، هدف این تحقیق بررسی نگرش کشاورزان درباره منابع ایجاد آلودگی و عوامل تبیینکننده اقدامات ایمنی غذایی در مزرعه بود.
روش بررسی: این تحقیق از لحاظ میزان کنترل متغیرها، غیرآزمایشی و توصیفی، از نظر روش گردآوری دادهها، میدانی و به لحاظ قابلیت تعمیم یافتهها، از نوع پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق شامل 732 نفر از تولیدکنندگان کاهو در استان البرز بود که یک نمونه 230 نفری از آنان با استفاده از روش نمونهگیری طبقه ای با اختصاص متناسب (شهرستان ها بهعنوان طبقات) انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته، گردآوری شد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه براساس نظر متخصصان و کارشناسان مرتبط ارزیابی شد و پایایی آن از طریق محاسبهCronbach Alpha برای سه سازه اقدامات ایمنی غذایی در مزرعه (0/728)، منابع ایجاد آلودگی در مرحله قبل از برداشت (0/821) و منابع ایجاد آلودگی در مرحله پس از برداشت (0/801) تایید شد. تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS20 انجام گرفت.
یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که مهمترین منابع ایجاد آلودگی شامل استفاده از سموم و آفت کش ها در مزرعه و آب آبیاری (در مرحله قبل از برداشت) و مکان های نگهداری و انبار محصول و وجود رطوبت بالا به هنگام انتقال محصول (در مرحله پس از برداشت) بودند. همچنین، نتایج تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از چرخش Varimax نشان داد که متغیرهای زیربنایی اقدامات ایمنی غذایی در مزرعه در پنج عامل اقدامات مرتبط با آموزش و بهداشت کارگران، بهداشت عمومی، آبیاری، نظارتی و کنترلی و کنترل دام و حیات وحش، تلخیص و دسته بندی شده و در حدود 64/314 درصد از واریانس کل را پوشش دادند. در بین پنج عامل اشاره شده، عامل اقدامات مرتبط با آموزش و بهداشت کارگران با تبیین 18/725 درصد از واریانس کل، مهمترین عامل در مقایسه با سایر عوامل بود.
نتیجه گیری: با توجه به تعدد منابع ایجاد آلودگی در مرحله قبل و پس از برداشت و احتمال وقوع آلودگی های مختلف در محصول کاهو، ضروری است که شرایط لازم برای تشویق و هدایت تولیدکنندگان به سوی انجام اقدامات ایمنی غذایی در مزرعه بهویژه از طریق آموزش آنان درباره شناخت منابع ایجاد آلودگی و اطلاع رسانی در زمینه اقدامات ایمنی و بهداشتی فراهم شود.
سراج بیتا، مهرزاد مصباح، علی شهریاری، مسعود قربانپور نجف آبادی،
دوره 10، شماره 3 - ( 9-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: نانوذرات بطور گسترده ای در تکنولوژی، پزشکی و تولیدات مصرفی مورد استفاده قرار میگیرند ولی اطلاعات محدودی در رابطه با تاثیرشان بر روی محیط های آبی وجود دارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی پاسخ سیستم دفاعی آنتی اکسیدانی آبشش ماهی کپور معمولی در مواجهه با نانوذرات نقره تولید شده با روش احیاء زیستی است.
روش بررسی: ماهیان کپور معمولی به مدت 14 روز در معرض غلظت های 0/11، 1/13 و mg/L 5/67 نانوذرات نقره تولید شده با روش احیاء زیستی قرار گرفتند. یک تیمار نیز بهعنوان شاهد در نظر گرفته شد. بعد از هر بار نمونه برداری، جهت تهیه عصاره بافت ماهی g 1 از بافت آبشش وزن شده و با mL 5 بافر فسفات مخلوط گردید. نمونه های هموژن شده جهت سنجش فعالیت کاتالاز، سوپراکسید دیسموتاز، گلوتاتیون، ظرفیت آنتی اکسیدانی کل و مالون دی آلدئید مورد آنالیز قرار گرفتند.
یافته ها: فعالیت کاتالاز بافت آبشش در غلظت های 5/67 و mg/L 1/13 نسبت به تیمار شاهد کاهش معنی داری داشت (0/05p<). فعالیت گلوتاتیون و میزان ظرفیت آنتی اکسیدانی کل در تیمارهای مختلف با تیمار شاهد از نظر آماری اختلاف معنی داری نداشتند (0/05p>). فعالیت سوپراکسید دیسموتاز و مالون دی آلدئید در روزهای مختلف نمونه برداری در تمام تیمارها دارای نوسانات افزایشی و کاهشی بوده است، البته فعالیت سوپراکسید دیسموتاز در مواجهه با غلظت های 5/67 و mg/L 1/13 نسبت به تیمار شاهد معنی دار بوده است (0/05p<).
نتیجه گیری: طبق نتایج می توان گفت که آبشش ماهی بهعنوان یکی از اندام های مستعد آسیب اکسیداتیو در مواجهه با نانوذرات نقره است، که این امر می تواند بر روی سلامت ماهی کپور معمولی و در نتیجه احتمال ابتلاء به بیماری در این ماهی را افزایش دهد.
علی میثاقی، معصومه سعیدی، نگین نوری، محمدرضا رضایی گلستانی،
دوره 11، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: ترکیبات ضد میکروبی طبیعی دارای ظرفیت ارزشمندی برای استفاده در انواع مواد غذایی جهت مقابله با میکروارگانیسمهای بیماریزا و عامل فساد هستند. اهداف این مطالعه شامل تولید فیلمهای زیستتخریبپذیر به کمک ترکیب پلیلاکتیک اسید با غلظتهای مختلف اسانس پونه کوهی و یا عصاره اتانولی برهموم و بررسی ویژگیهای فیزیکی و ضدمیکروبی فیلمهای حاصل بودند.
روش بررسی: فیلمهای فعال بر پایه پلیلاکتیک اسید به کمک روش قالبگیری تولید شدند و ضخامت و مهمترین پارامترهای رنگی آنها به ترتیب به کمک میکرومتر دیجیتال و دستگاه رنگسنج اندازهگیری شدند. در ادامه اثرات ضدباکتریایی فیلمهای حاصل علیه چهار باکتری بیماریزای رایج غذازاد شامل استافیلوکوکوس اورئوس، اشرشیا کلی، ویبریو پاراهمولیتیکوس و لیستریا مونوسایتوژنز، بوسیله روش انتشار دیسک مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج ارزیابیهای فیزیکی نشان دادند که اولا با اضافه شدن غلظتهای مختلف دو ماده فعال، غالبا ضخامت فیلمهای حاصل بصورت معنیداری افزایش یافت (0/05 < p)، و ثانیا، حضور این ترکیبات در ساختار فیلمها همزمان باعث کاهش روشنایی و افزایش میزان زردی و قرمزی فیلمها شد. هیچیک از فیلمهای پلیلاکتیک اسید خالص و یا حاوی عصاره برهموم، اثر ضدمیکروبی به جای نگذاشتند، اما تمامی فیلمهای حاوی درصدهای بالاتر اسانس پونه کوهی (۵ و ۱۰ درصد) بهصورت وابسته به غلظت علیه هر ۴ سویه باکتریایی موثر بودند، و این اثرات در رابطه با باکتریهای گرم مثبت شدیدتر ثبت شد. بیشترین هاله عدم رشد هم در مورد فیلم شماره حاوی ۱۰ درصد اسانس و ۲ درصد برهموم ثبت شد که مقادیر آن به ترتیب 56/66، ۴5/۴6، 17/91و 17/65mm در مورد استافیلوکوکوس اورئوس، لیستریا مونوسایتوژنز، ویبریو پاراهمولیتیکوس و اشرشیا کلی بودند.
نتیجهگیری: براساس یافتههای این مطالعه، حضور عصاره اتانولی برهموم به تنهایی در فرمولاسیون اولیه فیلمهای پلی لاکتیک اسید علیه چهار پاتوژن غذازاد مورد مطالعه تاثیرگذار نبوده، در حالیکه اضافه شدن این ترکیب به فیلمهای حاوی اسانس پونه کوهی موجب افزایش ویژگیهای موثر ضد باکتریایی فیلمهای حاصل شد. در نتیجه، استفاده همزمان از این دو ترکیب در ساختار فیلمهای آبگریز مانند فیلم پلی لاکتیک اسید برای تولید فیلمهای فعال بستهبندی مواد غذایی توصیه میگردد.
عیسی سلگی، سمیرا میرمحمدولی، منوچهر سلگی،
دوره 11، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: اندازه گیری سطوح عناصر و فلزات در مو بهعنوان روشی برای پایش مواجهه با فلزات سنگین، مسمومیت به فلزات سنگین، ارزیابی سطوح نوترینتها و تشخیص بیماری شناخته شده است. بنابراین پژوهش حاضر به بررسی غلظت فلزات سنگین در موی سر ماهیگیران محلی جزیره شیف بوشهر و ارزیابی اثر فاکتورهای مختلف بر غلظت فلزات سنگین در مو پرداخته است.
روش بررسی: در این تحقیق نمونه های موی سر از 30 نفر ماهیگیر جزیره شیف جمع آوری شد و پس از انجام مراحل آمادهسازی و هضم شیمیایی، غلظت فلزات سنگین (آهن، روی، مس، منگنز، نیکل) توسط دستگاه جذب اتمی قرائت شد. دادههای مورد نیاز جهت ارزیابی مواجهه به کمک توزیع پرسشنامه در بین صیادان محلی بهدست آمد.
یافته ها: غلظت فلزات مربوطه برای آهن، روی، مس، منگنز و نیکل به ترتیب 72/79، 148/11، 8/60، 4/72 و mg/kg19/71 بهدست آمد. همچنین همبستگی معنیداری بین فلزات روی، منگنز و نیکل وجود داشت. بهعلاوه یافتهها نشان داد که استفاده از رنگ مو باعث افزایش غلظت فلزات سنگین شده است.
نتیجهگیری: یافته های این مطالعه نشان می دهد که جمعیت جزیره شیف و نواحی اطراف ممکن است در معرض آلودگی فلزات سنگین به ویژه آلاینده صنعتی و نفتی نیکل باشند و به احتمال زیاد مصرف ماهی از مسیرهای مهم مواجهه است اما مطالعات جزئیتر بایستی انجام شود.
رضا رفیعی، مظاهر معین الدینی، نعمت اله خراسانی،
دوره 11، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از انجام این مطالعه تحلیل حساسیت و عدم قطعیت یک مدل برای برآورد نرخ فرایندهای هوازی در محل دفن پسماندهای شهری است.
روش بررسی: از روش مونت کارلو که یکی از روشهای رایج برای برآورد عدم قطعیت در نتایج مدلها است در این تحقیق استفاده شد. پس از بهدست آوردن دادههای مبنا از طریق آزمایش، و با در نظر گرفتن تابع توزیع احتمال یکنواخت دادههای ورودی برای شبیه سازی مونت کارلو از یک بازه %15± از دادههای مبنا بهطور تصادفی نمونه برداری شد. مدل 1000 مرتبه اجرا شد. در نهایت شاخص کل سوبول (Total Sobol Index) برای هر یک از ورودیها محاسبه شد. عدم قطعیت خروجیهای مدل با استفاده از میانگین و خطای استاندارد میانگین در نتایج مونت کارلو بهدست آمد.
یافتهها: نتایج نشان داد که میزان انتشار دی اکسید کربن بیشترین اثر را بر برآورد نرخ فرایند کمپوست در محل دفن دارد. تمام ورودیهای مدل اثر تقریبا مشابهی در تغییرات نرخ فرایند اکسیداسیون متان داشتند. نرخ فرایند هضم بی هوازی بیشتر تحت تاثیر تغییرات در میزان انتشار متان بود. میانگینهای محاسبه شده برای خروجیها با استفاده از شبیه سازی مونت کارلو بسیار نزدیک به عدد برآورد شده توسط دادههای مبنا و در بازه %10± بود.
نتیجهگیری: نتایج تحلیل حساسیت نشان داد که واریانس در خروجیهای مدل ناشی از عدم قطعیت در اندازه گیری متان و دی اکسید کربن منتشر شده از محل دفن است. بنابراین با افزایش تعداد نمونه میتوان عدم قطعیت نتایج را بهطور معنیداری کاهش داد.
محمد جعفر سنا، زهره حسینی سیاهی،
دوره 11، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای منتقله از غذا جزء مهمترین معضلات بهداشتی جامعه است، که سالمونلا یکی از مهمترین عوامل بیماریزای غذایی است و سرو تایپهای مختلف آن از طریق مواد غذایی وارد بدن انسان شده و ایجاد عفونت غذایی در مصرف کنندگان مینماید. از طرفی یکی از مهمترین معیارهای ارزشیابی بهداشتی غذا تعیین بار میکروبی ماده غذایی است. در این مطالعه به ارزیابی میزان بار میکروبی و آلودگی به باکتری سالمونلا در میگوی عرضه شده در استان خوزستان پرداخته خواهد شد.
روش بررسی: در این مطالعه بصورت تصادفی تعداد 245 نمونه از میگوی عرضه شده در سطح استان خوزستان تهیه شده و سپس در کنار یخ نمونهها به آزمایشگاه فرستاده شد. در آزمایشگاه ابتدا میگوی مورد آزمایش در شرایط کاملا استریل با محیط کشت آب پپتونه بافره تماس داده شده و سپس مایع حاصله از شستشو (محیط کشت تماس داده شده با سطح میگو) مورد آزمایشات میکروبیولوژی بعدی قرار گرفت.
یافتهها: در 50/2 درصد نمونهها میانگین تعداد باکتری در هر میلی لیتر مایع حاصل از شستشو میگو 2200 باکتری، در 29/8 درصد نمونهها 13600 باکتری و در 20 درصد نمونهها 36700 باکتری تعیین شد. براساس این نتایج میانگین تعداد باکتری در کل نمونهها 20000 باکتری در هر میلی لیتر مایع حاصل از شستشو است و از تعداد 245 نمونه، تعداد 33 نمونه از نظر آلودگی به سالمونلا مثبت و تعداد 212 نمونه از این نظر منفی ارزیابی شد که در نتیجه میزان شیوع آلودگی میگوی عرضه شده در استان خوزستان به سالمونلا 13/4 درصد تعیین گردید.
نتیجهگیری: به دلیل شیوع بالای آلودگی به انواع سالمونلا در میگوی عرضه شده در استان خوزستان، چنانچه میگو بصورت خام یا خوب پخته نشده مصرف شود امکان بروز مشکل در مصرفکننده افزایش مییابد.
مرضیه منتظر، ندا سلیمانی، رضوان زنده دل، کوروش اعتماد، مهرنوش ابطحی محصل، مریم مالمیر،
دوره 11، شماره 2 - ( 6-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مواجهه با باکتریها بهعلت حضور عوامل بیماریزا در بیمارستانها، یکی از مهمترین مشکلات بهداشتی در پرسنل درمانی است. سازمان جهانی بهداشت در گزارش سال 2011، شیوع جهانی عفونتهای بیمارستانی را از 5/7 تا 19/1درصد اعلام نموده است. هدف از این مطالعه شناسایی پاتوژنهای باکتریایی در ایستگاههای پرستاری یک بیمارستان دولتی در تهران و به منظور تعیین مخاطرات شغلی در آنها بوده است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در ایستگاههای پرستاری با سه بار تکرار و در 15 بخش مختلف از یک بیمارستان دولتی در تهران انجام شد. 45 نمونه بر روی سه نوع محیط کشت نوترینت آگار، مک کانگی آگار و مانیتول سالت آگار تهیه شد. نمونههای هوا طبق روش NIOSH0800 و توسط دستگاه مخصوص نمونه گیری باکتری از هوا با دبی L/min 28/3 و به مدت min 5 تهیه گردید. نمونههای تهیه شده با روشهای تستهای تشخیصی میکروبی بررسی گردید.
یافتهها: میانگین پاتوژنهای باکتریایی در ایستگاههای بررسی شده CFU/m3)) 125/27±180/03 مشاهده شد. نتایج نشان داد نمونههای هوا در تمامی ایستگاههای پرستاری به باکتری گرم مثبتStaphylococcu aureus آلوده است. در 26/7 درصد از ایستگاههای پرستاری مواجهه شغلی با Acinetobacter Iwoffii بهعنوان شایعترین باکتری گرم منفی مشاهده شد. ایستگاه پرستاری بخش ارتوپدی بیشترین تعداد باکتری (CFU/m3 399/99) و بخش پیوند قلب و عروق کمترین آلودگی (CFU/m3 43/73) را نشان داد.
نتیجهگیری: میزان تماس شغلی در 80 درصد نمونهها بالاتر از استاندارد اعلام شده توسط ACGIH)) مشاهده گردید. با توجه به حضور باکتریهای Staphylococcus aureus، E.Coli و Acinetobacter Iwoffii در هوای ایستگاههای پرستاری خطر ابتلا به عفونتهای بیمارستانی در پرسنل درمانی وجود دارد. به نظر میرسد پاکسازی مناسب سطوح در بخشهای مختلف بیمارستان و روشهای کنترل مهندسی در ایستگاههای مطالعه شده وجود ندارد که منجر به پراکنده شدن بیوآئروسلها در هوا میگردد.