103 نتیجه برای آلودگی
بهاره قریشی، حسن اصلانی، محمد شاکر خطیبی، سپیده نعمتی منصور، محمد مسافری،
دوره 13، شماره 1 - ( 2-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: لجن حاصل از تصفیه خانه های فاضلاب شهری در صورت آلودگی به فلزات سنگین و ورود به محیط می تواند باعث ایجاد ریسک بهداشتی و اکولوژیکی شود. هدف این پژوهش ارزیابی میزان آلودگی و ریسک اکولوژیکی فلزات سنگین در لجن های تصفیه خانه فاضلاب شهری استان آذربایجان شرقی است.
روش بررسی: 9 نمونه لجن بهصورت مرکب از بسترهای لجن خشک کن تصفیه خانه فاضلاب شهری استان آذربایجان شرقی جمع آوری و غلظت فلزات سنگین آنها اندازه گیری شد. شاخص تجمع زمینی، شاخص آلودگی و شاخص ریسک اکولوژیکی با استفاده از روابط مربوطه جهت تعیین ریسک اکولوژیکی فلزات سنگین در لجن فاضلاب محاسبه گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد که تغییرات روند غلظت فلزات بهصورت Zn>Cu>Pb>Cr>Ni>As>Hg>Cd بود. براساس حداکثر مجاز استاندارد (MPS) و شاخص Muller، سطح آلودگی کادمیوم و مس پایین، روی متوسط، آرسنیک و سرب شدید و جیوه خیلی شدید ارزیابی میشود. براساس MPS، شاخص آلودگی تک فاکتوره و شاخص آلودگی سنتتیک بهترتیب کمتر از عدد 1 و 0/7 است که نشان دهنده عدم آلودگی لجن و ایمن بودن کاربرد آن در کشاورزی است. در مقایسه با غلظتهای پوسته زمین، ریسک قابل توجه اکولوژیکی در مورد سرب، ریسک زیاد در مورد آرسنیک و کادمیوم و ریسک خیلی زیاد در مورد جیوه مشاهده میشود. تفاوت معنیداری بین مقادیر فلزات سنگین با حدود MPS مشاهده گردید (0/05 p<).
نتیجه گیری: اگرچه غلظت های فلزات سنگین، زیر MPS ارائه شده توسط USEPA هستند، با این حال نمونه های لجن در مقایسه با غلظت متوسط پوسته زمین نشان دهنده درجه بالایی از ریسک اکولوژیکی بالقوه برای محیط هستند. پایش دوره ای کیفیت لجن قویا توصیه می شود.
بهنام نظری علمدارلو، اصغر مصلح آرانی، سعید شجاعی برجوئی، حمیدرضا عظیم زاده، بهمن کیانی،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: ترافیک شهری ضمن تاثیر بر سلامتی انسان باعث تغییرات فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی در گیاهان می گردد. این مطالعه با هدف بررسی تجمع زیستی Pb و Cd و نیز ارزیابی شاخص تحمل آلودگی هوا (Air Pollution Tolerance Index (APTI)) تعدادی از گیاهان رویش یافته در دو منطقه شاهد و پرترافیک شهر یزد است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی، توصیفی – تحلیلی در دو منطقه شاهد و پرترافیک شهر یزد با نمونه برداری تصادفی از 10 گونه درختی، درختچه ای و بوته ای انجام شد. پس از انتقال نمونه ها به آزمایشگاه با استفاده از روش های استاندارد میزان محتوای آب نسبی، pH عصاره برگ، کلروفیل کل و اسید آسکوربیک اندازه گیری شد. همچنین غلظت Pb و Cd جهت بررسی همبستگی آنها با شاخص APTI در گیاهان اندازه گیری شد. کلیه آنالیزهای آماری از جمله آزمون نرمالیته کلموگروف اسمیرنوف (Kolmogorov–Smirnov test)، آنالیز واریانس یک طرفه (ANOVA)، آزمون تعقیبی دانکن (Duncan) و ضریب همبستگی پیرسون (Pearson Correlation Coefficient) بین پارامترهای مورد بررسی در نرم افزار SPSS22 صورت گرفت.
یافتهها: بیشترین محتوای آب نسبی (84/73 درصد) و اسید آسکوربیک (mg/g.FW 5/98) بهترتیب در منطقه پرترافیک برای گونه های اختر گلی و گل رز اندازه گیری شد. همچنین بیشترین pH عصاره برگ (7/01) و کلروفیل کل ( mg/g.FW1/48) در منطقه شاهد بهترتیب برای شاه پسند و برگ نو اندازه گیری شد. بیشترین شاخص تحمل به آلودگی هوا در گیاه گل رز و برگ نو اندازه گیری شد. همچنین نتایج نشان داد همبستگی شاخص APTI با Pb، اسید آسکوربیک و محتوای آب نسبی مثبت و معنیدار بود.
نتیجهگیری: براساس طبقه بندی شاخص تحمل آلودگی هوا دو گونه ای گل رز و برگ نو مقاومت متوسطی در برابر آلاینده ها در نواحی پرترافیک دارند. بنابراین با توجه به شرایط اکولوژیکی مورد نیاز این دو گونه، می توان از آنها جهت توسعه فضاهای سبز در نواحی پرترافیک شهر یزد استفاده نمود. این تحقیق نشان داد که Pb باعت افزایش واکنش فیزیولوژیک گیاهان مورد مطالعه میگردد، درحالیکه گیاهان واکنش فیزیولوژیک معنی داری به عنصر Cd موجود در گیاهان مورد مطالعه نشان ندادند. از طرف دیگر نتایج این همبستگی نشان داد که محتوای آب نسبی و اسید آسکوربیک نسبت به سایر عوامل تعیین کننده، از اهمیت بیشتری برای شاخص تحمل به آلودگی برخوردار هستند.
عباس طاعتی، محمد حسن صالحی، جهانگرد محمدی، رضا مهاجر،
دوره 13، شماره 2 - ( 6-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی فلزات سنگین خاکهای سطحی به یک نگرانی جدی تبدیل شده است. این مطالعه با هدف ارزیابی پتانسیل خطرپذیری آلودگی فلزات سنگین بر سلامت انسان در خاک های سطحی مناطق صنعتی اراک، مرکز استان مرکزی واقع در غرب ایران انجام شد.
روش بررسی: 235 نمونه خاک سطحی از عمق cm 0-5 جمعآوری شد. غلظت فلزات سرب، کادمیم، نیکل، روی، مس و آرسنیک به روش هضم با اسید نیتریک N 4 عصارهگیری شد. سطح آلودگی خاکهای منطقه با استفاده از شاخص زمین انباشتگی و فاکتور غنیشدگی اندازهگیری گردید. برای ارزیابی خطرپذیری سلامت فلزات سنگین از مدل ارائه شده توسط سازمان حفاظت محیط زیست آمریکا استفاده شد.
یافتهها: میانگین غلظت سرب، کادمیم، آرسنیک، مس، نیکل و روی بهترتیب 37/88، 1/17، 151/78، 13/48، 92/98 و mg/kg 104/04 بود. مقادیر فاکتور غنیشدگی محاسبه شده برای نمونههای خاک از بدون غنیشدگی تا غنیشدگی قابل توجه متغیر بود. میانگین شاخص زمین انباشتگی برای سرب، کادمیم، مس، نیکل، روی و آرسنیک بهترتیب 0/37، 1/59، 2/53-، 0/48-، 0/63- و 2/9 بهدست آمد. خطر غیر سرطانی (HQ) برای کودکان و بزرگسالان در مسیر بلع بیشتر از جذب پوستی و تنفس بود. شاخص خطر تجمعی غیر سرطانی (HI) برای همه فلزات سنگین مورد مطالعه به جز آرسنیک کمتر از سطح ایمن (1≥HI) بود. بیشترین مقدار خطر سرطانی (CR) نیز مربوط به آرسنیک و گروه سنی کودکان با مقدار 4-10× 2/37در مسیر بلع بود.
نتیجهگیری: خطر سرطانی (CR) آرسنیک در کودکان و بزرگسالان بیشتر از 4 -10× 1 است که نشاندهنده خطرپذیری غیر قابل قبول است.
سارا منوچهرنیا، میترا محمدی، رضا اسماعیلی، احمد وحدانی،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از انجام این مطالعه ارزیابی ارتباط بین پارامترهای اقلیمی و آلودگی هوای شهر مشهد با بیماران قلبی- عروقی و فوت ناشی از آن در سال 1393 توسط مدل سری زمانی است.
روش بررسی: دادههای بیماران (شامل موارد سرپایی و انتقال به بیمارستان) و مرگ و میر قلبی-عروقی از مرکز فوریتهای پزشکی و سازمان فردوسهای مشهد، پارامترهای اقلیمی همچون دما، فشار، رطوبت نسبی، سرعت باد و بارندگی از سازمان هواشناسی و آلایندههای شاخص هوا از مرکز پایش آلایندههای زیست محیطی مشهد برای دوره آماری سال 1393 گردآوری گردید. در این پژوهش، جهت بررسی تاثیر پارامترهای اقلیمی و مقادیر آلاینده هوا بر روی بیماران قلبی-عروقی و فوت ناشی از آن با تاخیر روزانه، هفتگی و ماهانه از مدل سری زمانی باکس جنکینز (مدل تلفیقی اتورگرسیون و میانگین متحرک معروف به ARIMA) در سطح معنیداری 5 درصد استفاده شد. سپس به بررسی اثر فصول بر تعداد بیماران مذکور و فوت ناشی از آن توسط آزمون ناپارامتری کروسکال-والیس پرداخته شد.
یافتهها: برازش مدل نهایی برای تعیین رابطه ماهانه میان عناصر اقلیمی و آلایندههای هوا با تعداد بیماران قلبی-عروقی و فوت ناشی از آن برابر یک مدل 0,0,0)) ARIMA است. در بررسی ماهانه، رطوبت (رابطه مستقیم)، دما (رابطه مستقیم)، سرعت باد (رابطه معکوس) و PM2.5 (رابطه معکوس) بهترتیب با میانگین 16/2471، 48/1628، 122/38 و 7/3905، اثر معنیداری با تعداد بیماران قلبی-عروقی داشته است. در موارد فوت نیز در بررسی ماهانه فشار (رابطه مستقیم)، دما (رابطه معکوس) و بارندگی (رابطه معکوس) بهترتیب با میانگین 6/5904، 1/5728 و 1/1704 رابطه معنیداری با میزان مرگ و میر بیماریهای قلبی-عروقی داشتهاند (0/05>p). نتایج نشان داد که تنها میان بیماران قلبی-عروقی در فصلهای مختلف سال تفاوت معنیداری وجود دارد و بیشترین میزان بیماران مذکور در فصل پاییز به تعداد 3778 نفر اتفاق افتاده است.
نتیجهگیری: از نتایج این مطالعه مشخص شد که ارتباط میان عناصر جوی و آلایندههای هوا با تعداد بیماران قلبی-عروقی در مطالعات کوتاه مدت قابل مشاهده بوده، هر چند در موارد مرگ و میر مطالعات بلندمدت میتواند اطلاعات بیشتری را نمایان کند. این مطالعه نشان داد که در وقوع بیماریهای قلبی-عروقی عناصر اقلیمی و آلایندههای هوا موثرند در صورتیکه در مرگ و میر تنها عناصر اقلیمی نقش اساسی را ایفا کردهاند. چالش اصلی مطالعه حاضر این است که بیماری قلبی-عروقی و مرگ ناشی از آن ممکن است تحت تاثیر پارامترهای دیگری غیر از موارد مطرح شده در این پژوهش، همچون متغیرهای مخدوشکننده متعدد فردی و محیطی نیز باشند.
محسن محمدی گلنگش، رضوان قاسمی ذوالپیرانی، محمد نعیمی جوبنی،
دوره 13، شماره 3 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی خاکهای کنار جادهای به فلزات سنگین یک تهدید جدی برای اکوسیستم خاک و سلامتی انسانها محسوب میشود. از اینرو، هدف از این مطالعه تعیین غلظت و ارزیابی آلایندگی فلزات سنگین در خاکهای کنار جادهای در مسیر جاده قدیم رشت ـ قزوین است.
روش بررسی: پس از بازدیدهای میدانی و حذف جادههای درون شهری، تعداد 10 ایستگاه خارج از شهر انتخاب گردید و نمونه برداری با سه تکرار از خاکهای سطحی کنار جادهای در اطراف جاده قدیم رشت ـ قزوین انجام شد. نمونهها پس از آماده سازی اولیه و عملیات هضم اسیدی، بوسیله دستگاه ICP-OES اندازهگیری شد. جایگاه کیفیت خاک منطقه با استفاده از شاخص زمین انباشتگی (Igeo) و شاخص پتانسیل خطر اکولوژیکی (PERI) تعیین گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که میانگین غلظت Zn، Cu، Ni و Pb در خاکهای کنار جادهای بهترتیب 58/07، 19/96، 20/26 و mg/kg 23/21 است. غلظت فلزات Zn و Ni بیشتر از غلظت زمینه بهدست آمد و مقدار Zn فراتر از استاندارد آلودگی WHO بود. پتانسیل خطر اکولوژیکی منطقه با میانگین 86/24، بیانگر خطر کم برای همه فلزات مورد مطالعه بود. براساس نتایج شاخص زمین انباشتگی منطقه مورد مطالعه برای فلز Niدر سطح آلودگی متوسط طبقه بندی شد.
نتیجهگیری: جادههای قدیمی بهعنوان یکی از کانونهای آلودگی برای اراضی پیرامونی شناخته شدهاند. اگرچه انتظار میرود همواره غلظت آلایندهها در اطراف جاده بسیار بالا باشد اما بررسی و بازدیدهای میدانی نشان میدهد که ترمیم و تعریض جاده، عملیات کشاورزی در اراضی حاشیهای و وزش باد در مناطق کوهستانی عاری از پوشش گیاهی مانع از تجمع بار آلودگی ناشی از حمل و نقل در خاکهای سطحی در منطقه شده است.
محمد سهرابی، نسرین حسن زاده، فریبا هدایت زاده، مهدی مفید،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: کیفیت هوا و توزیع عناصر کمیاب در کلانشهر تهران با استفاده از فراکاشت گلسنگ اپیفیت Ramalina sinensis مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: تال گلسنگ R. sinensis از منطقه غیرآلوده جمع آوری و به مدت شش ماه در شش سایت شهری تهران فراکاشت شد. بعد از پایان دوره مواجهه، محتوای 12 عنصر در گلسنگ با آنالیز ICP-MS تعیین شد و داده های حاصل با استفاده از آنالیزهای آماری و شاخص های مختلف مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: براساس نتایج، ترتیب میانگین غلظت عناصر در نمونه گلسنگ R. sinensis بهصورت Co<Ni<Cu<Cr<Pb<Zn<Mn<Na<Mg<Fe<K<Ca تعیین شد و بیشترین میزان انباشت زیستی مربوط به عناصر ضروری یافت شد. برای برخی عناصر اختلاف معنی دار آماری بین سایت های مختلف شهری مشاهده شد. براساس شاخص بار آلودگی (PLI) نیز دو سایت دانشگاه شریف و ستاد بحران دارای آلودگی بیشتری نسبت به سایر مناطق بودند. مقادیر نسبت مواجهه به کنترل (EC) نیز برای عناصر Pb، Zn، Cr، Fe، Mn، Ni، Mg و Co در محدوده نسبت 1/75-1/25 یافت شد. براساس فاکتور تجمع نسبی (RAF)، توان انباشت عناصر توسط گلسنگ R. sinensis بهترتیب Na>Cr>Cu>Fe>Mg>Ni>Zn>Mn>Co>Pb>Ca>K مشاهده شد که بیانگر توانایی قابل توجه این گونه در انباشت عناصر Na، Cr، Cu و Fe است. آنالیز PCA و EF نیز نشان داد که منشا عناصر کمیاب جذب شده توسط گلسنگ بهطور عمده از منابع وسایل نقلیه هستند.
نتیجه گیری: این مطالعه کاربرد و اهمیت استفاده از گلسنگ R. sinensis در پایش زیستی عناصر آلاینده هوا در مناطق شهری را نشان می دهد، که این رویکرد می تواند جایگزینی مناسب، دقیق و مقرون به صرفه بودن گلسنگ نسبت به سایر پایشگرهای زیستی برای آلاینده های هوا و تعیین سطوح مختلف آلودگی هوا را در مقیاس بزرگ ارائه دهد.
شهلا کریمیان، سکینه شکوهیان، غلامرضا موسوی،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: مواد زائد شهری از منابع مهم آلاینده بوده و آلودگی خاک لندفیل به فلزات سنگین از چالشهای رایج بوده است. هدف از این مطالعه ارزیابی ریسک اکولوژیک فلزات سنگین موجود در خاک لندفیل تهران و منطقه مسکونی مجاور آن بوده است.
روش بررسی: پس از مشاوره با کارشناسان و براساس تاسیسات پردازش پسماند، 12 نقطه انتخاب و در 4 فصل نمونهبرداری گردید. هضم نمونه خاک با چهار اسید HNO3:HClO4:HCl:HF انجام و غلظت فلزات با دستگاه ICP-OES قرائت و ریسک اکولوژیکی محاسبه شد. از آزمونهای کولموگراف-اسمیرنوف، کروسکال-والیس و ضریب همبستگی پیرسون جهت تعیین ارتباط بین غلظت فلزات با فصول و نقاط نمونهبرداری استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که ترتیب غلظت فلزات به صورت آلومینیوم>آهن>منگنز>روی> کروم>سرب>مس>نیکل>کبالت >آرسنیک>کادمیوم بود. آزمون ناپارامتری کروسکال-والیس و مقایسات زوجی نشان از تفاوت معنیدار بین غلظت فلزات در نقاط و فصول مختلف نمونهبرداری بهخصوص در فصول بارانی داشت. ضریب همبستگی پیرسون ارتباط قوی و مثبت بین میانگین غلظت مس-سرب، مس-روی و سرب-روی بهترتیب برابر با 0/932، 0/874 و 0/883 نشان داد. فلز مس در سایت کمپوست و تخمیر دارای بالاترین فاکتور آلودگی با مقادیر 13/2 و 9/89 بوده و شاخص زمین انباشتگی هم تاییدی بر آلودگی آنتروپوژنیک خاک منطقه بود. ریسک اکولوژیک در محدوده 67/3 تا 154/7 متغیر بوده که ترتیب عناصر به صورت کادمیوم>مس>سرب>نیکل>آرسنیک>کروم>روی>کبالت>منگنز بود.
نتیجهگیری: با توجه به ریسک اکولوژیکی متوسط تا شدید فلزات در منطقه مورد بررسی و غلظت بالاتر آنها نسبت به غلظت زمینه، میتوان دریافت که تغییرات فلزات و آلودگی خاک متاثر از فعالیتهای صورت گرفته در لندفیل است.
حسین کمانی، محمدصادق حسنوند، عبدالعلی خمری، صادق حقیقت،
دوره 13، شماره 4 - ( 12-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی هوا یکی از مهمترین عوامل خطر محیطی است که مواجهه با آن میتواند سبب اثرات حاد و مزمن متعددی بر سلامت انسان شود. بسیاری از مناطق کشور ایران، بخصوص استانهای غربی، جنوبی و جنوب شرقی کشور سال هاست که با پدیده گردوغبار درگیر هستند. بررسیهای مربوط به فراوانی روزهای گرد و غباری کشور نشان میدهد که چالههای مرکزی ایران و شهرهای زابل و زاهدان بیشترین روزهای گرد و غباری را دارند. تحقیق حاضر جهت تعیین غلظت ذرات معلق با قطر آئرودینامیکی µm 2/5 و کمتر (PM2.5) براساس فصول و ماههای مختلف سال در شهر زاهدان است.
روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه توصیفی-تحلیلی و مقطعی بود که طی تیرماه 1397 الی تیرماه 1398 در شهر زاهدان انجام شد. نمونه ها هر 6 روز 1 بار در طول یک دوره 24 ساعته و همچنین در روزهای گرد و غباری، با استفاده از دستگاه نمونه بردار هوا مدل Air Sampler PQ200/BGI جمع آوری شد.
یافته ها: نتایج بهدست آمده نشان میدهد که میانگین غلظت PM2.5 در شهر زاهدان در طول مدت زمان این مطالعه معادل µg/m3 36/86 بوده است. همچنین مقدار حداکثر و حداقل غلظت روزانه PM2.5 در طول مدت نمونه برداری بهترتیب 130/8 و µg/m3 4/75 اندازه گیری شد.
نتیجهگیری: میانگین غلظت های PM2.5 در 3 ماهه فصل تابستان، در حدود 88 درصد موارد بالاتر از حدود رهنمود 24 ساعته سازمان جهانی بهداشت (µg/m3 25) بود که این امر بیانگر این است که ذرات معلق هوا بهعنوان یک تهدیدکننده جدی سلامت برای افراد ساکن آن مناطق است و ضرورت اجرای اقداماتی جهت کاهش این عامل خطر به وضوح نمایان است.
مسلم رحیمی، مریم محمدی روزبهانی، خوشناز پاینده، احد نظرپور، ابراهیم پناهپور،
دوره 14، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به گسترش هوای گرد و غباری و انتقال این ذرات به شهرهای استان خوزستان، بررسی وضعیت این ذرات از نظر آلودگی به فلزات سنگین و وضعیت آلودگی آنها اهمیت بالایی دارد.
روش بررسی: در این مطالعه، غلظت فلزات Cr، Cu، Zn، Pb، Ni، Mn، Mg، Fe در هوای 4 شهر استان خوزستان (اهواز، دزفول، ماهشهر و آبادان) در شرایط گرد و غبار و بدون گرد و غبار طی یک دوره 9 ماهه (فصول پاییز، زمستان و بهار) در سال های 1398-1397 بررسی گردید. 48 نمونه در شرایط آلوده و 48 نمونه در شرایط غیر آلوده، در نقاط و زمان های یکسان و با استفاده از پمپ نمونه برداری High Volume با دبی L/min 110 و به مدت h 6 برداشت شد. غلظت فلزات با استفاده از دستگاه ICP سنجش شد.
یافته ها: میانگین غلظت فلزات مورد بررسی به استثنا Ni، Mn، Mg در زمان گرد و غبار بالاتر از غلظت آنها در شرایط غیر گرد و غباری بود (0/05p<). در هوای گرد و غباری ترتیب فلزات سنگین براساس غلظت Zn> Mg> Mn> Ni> Cr> Pb> Fe> Cu و در هوای غیر گرد و غباری Mg> Mn> Ni>Pb> Fe> Cr بود که نشان می دهد منشا فلزات روی و مس و افزایش غلظت کروم در هوای آلوده، گرد و غبار و انتقال آلودگی از خارج به درون شهرها توسط این پدیده بوده است. شهرهای اهواز، دزفول، ماهشهر و آبادان از نظر وضعیت آلودگی به فلزات سنگین در شرایط گرد و غباری و غیر گرد و غباری وضعیت به شدت غنی شده را داشتند. در بررسی منشا فلزات، نیکل، کروم، روی و منیزیم در مولفه اول، مس، سرب و منگنز در مولفه دوم و آهن در مولفه سوم قرار داشت که منشا زمین زاد این فلز را در مقایسه با منشا انسان زاد فلزات را تایید می کند.
نتیجهگیری: یافته های این مطالعه نشان داد که هر چند غلظت فلزات سنگین در ذرات گرد و غبار هوا در هوای صاف و نیز گرد و غباری مقادیر پایینی را داشت اما نتایج خطر بالای فلزاتی نظیر روی در شهرهای استان خوزستان به ویژه ماهشهر را نشان می دهد که عموما از فعالیت های درون شهری و یا استانی منشا دارند که این موضوع با توجه به شرایط خشکسالی که زمینه را برای بروز بیشتر گرد و غبار فراهم می سازد، نیازمند توجه بیشتری است.
وحیده برزگر، اکبر غلامپور، محمدصادق حسنوند،
دوره 14، شماره 2 - ( 6-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه به منظور بررسی روندهای زمانی بلندمدت و تغییرات مکانی غلظت آلایندههای O3، PM2.5، PM10 در شهر تبریز بین سالهای 85 و 96 انجام شد.
روش بررسی: غلظتهای ساعتی آلایندههای PM2.5،PM10 و O3 ایستگاههای پایش کیفیت هوای این شهر از اداره کل حفاظت محیط زیست استان آذربایجان شرقی طی سالهای 85 تا 96 دریافت شد و پس از بررسی و پردازش دادههای دریافتی، مورد آنالیز قرار گرفت. تغییرات مکانی و زمانی آلایندهها با استفاده از آزمون Mann-Kendall و شاخص Moran’s I مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که میانگین سالانه غلظتهای PM10و PM2.5کاهش یافته اما برای O3 در طول دوره مطالعه تقریبا ثابت بود. در طول بعضی روزهای مورد مطالعه، مقدار آلایندههای PM10 و PM2.5بیش از رهنمود سازمان بهداشت جهانی و مقادیر استاندارد ملی بود. بالاترین میانگین ماهیانهPM10 در ماه مهر (µg/m³ 80/3)، PM2.5 در ماه دی (µg/m³ 42/9) و O3 در ماه خرداد (µg/m³ 77/8) مشاهده شد. در مقایسه بین مقادیر آلایندهها در ایستگاهها نیز ایستگاه راسته کوچه آلودهتر از سایر ایستگاهها بود.
نتیجهگیری: برنامه ریزی و اجرای سیاستهای کنترل مؤثر برای بهبود کیفیت هوای محیط شهر تبریز ضروری است. بنابراین این اطلاعات یک گام کلیدی به مدیران شهری، سیاستگذاران و مسئولین بهداشتی و سلامتی، برای کاهش اثرات بهداشتی ناشی از آلودگی هوا میدهد.
مسلم دلیری، غلامعلی جاودان، مسلم شریفی نیا،
دوره 14، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: حضور ترکیبات فعال دارویی (بهویژه آنتی بیوتیک ها) در طبیعت که از آنها بهعنوان آلاینده های نوظهور یاد می شود، برای سلامت جامعه انسانی و محیط زیست بسیار خطرناک است. پساب تصفیه خانه های فاضلاب مهمترین منبع ورود این ترکیبات به طبیعت هستند. متأسفانه پساب فاضلاب شهری بندرعباس تقریبا با حجم L/s 500-700 به محیط زیست دریایی خلیج فارس تخلیه می شود که می تواند یک منبع بالقوه ورود آلودگی ترکیبات دارویی به این اکوسیستم باشد.
روش بررسی: در پژوهش حاضر، نمونه های پساب فاضلاب شهری بندرعباس در دو ایستگاه خور گورسوزان و سورو در طول 3 مرحله نمونه برداری بین ماه های دی تا اسفند 1399 تهیه شد و میزان آلودگی بقایای آنتی بیوتیک اریترومایسین موجود در آنها به روش کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا (HPLC) مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته ها: آنالیز داده ها نشان داد که متوسط (± حدود اطمینان 95 درصد) غلظت بقایای آنتی بیوتیک اریترومایسین در ایستگاه های سورو و خور گورسوزان به تفکیک μg/L 1/53 ± 16 و μg/L 5/86± 19 بود که از نظر آماری تفاوت معنی داری با هم نداشتند (0/05< p). همچنین برآورد شد که بهطور کلی در پساب خروجی فاضلاب شهر بندرعباس بین μg/L 23/50 – 13/2 بقایای آنتی بیوتیک اریترومایسین وجود دارد (0/05 = α). با احتساب تخلیه حجم بالای پساب فاضلاب بندرعباس به خلیج فارس (L/s 500-700) و همچنین داده های بهدست آمده از این تحقیق، نتایج مدل شبیه سازی نشان داد که روزانه L 104 × 5184 فاضلاب شهری بندرعباس به اکوسیستم دریایی خلیج فارس تخلیه می شود که این حجم حاوی g 103×1/02– 103×0/877 بقایای فعال آنتی بیوتیک اریترومایسین است (0/05 = α).
نتیجه گیری: تحقیق حاضر اولین گزارش از ورود آلودگی بقایای ترکیبات دارویی به محیط زیست دریایی خلیج فارس از طریق فاضلاب شهری است که با توجه به حجم بالای مقدار تخلیه شده مسئولین اجرایی باید هر چه زودتر تدبیری برای این مسأله بیاندیشند.
آزاده توکلی، آرزو توکلی، معصومه محمدی،
دوره 14، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی هوا در بیمارستانها میتواند تهدیدی جدی برای سلامت بیماران، کادر درمان و همراهان باشد و همهگیری کرونا اهمیت توجه به کیفیت هوا را اثبات کرد. پژوهش حاضر تاثیر حضور ملاقاتکنندگان در شرایط عادی و اعمال محدودیتهای بیمارستانی در زمان پاندمی بر کیفیت هوا و پارامترهای محیطی در یک بیمارستان را مورد ارزیابی قرار داده است.
روش بررسی: نمونهبرداری از هوای بیمارستان ولیعصر (عج) زنجان در دو مقطع زمانی شهریور 1398 (صبح و ساعات ملاقات) و همزمان با پاندمی در مهرماه 1399 انجام شد. کلیه بخشهای داخل بیمارستان و محیط بیرون از نظر آلایندههای هوا (PM2.5، PM10، NO2، SO2، CO2) و پارامترهای محیطی (دما، رطوبت و ترازهای صوتی) مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج این پژوهش نشان داد به استثنای سطح ترازهای صوتی، دیگر آلایندهها در سطح مجاز است. ذرات معلق سایزهای مختلف در هوای بیمارستان دارای همبستگی و اغلب منشاء بیرونی و به واسطه فعالیتهای عمرانی وارد میشود ولی دیاکسید نیتروژن وابسته به ترافیک شهری است. ساعات ملاقات با افزایش غلظت ذرات معلق و سطح ترازهای صوتی همراه است. پاندمی بهواسطه رعایت پروتکلهای بهداشتی در برخی بخشها و بر روی برخی پارامترها تاثیر مثبت داشته و باعث بهبود کیفیت هوا شده است.
نتیجهگیری: این پژوهش نشان داد تهویه طبیعی تاثیر مستقیم بر کیفیت هوا در داخل بیمارستان دارد. همچنین پیشنهاد میشود در بخشهایی که بیماران حساس یا نیازمند مراقبت ویژه بستری هستند، محدودیت تردد و ملاقات اعمال شود.
تخصصی علیرضا رحیمی، نبی شریعتیفر، علی حشمتی،
دوره 14، شماره 3 - ( 9-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: آفتکشهایی که در کشاورزی مورد استفاده قرار میگیرند، به دلیل اثرات سوء آنها بر سلامت انسان، نگرانیهای زیادی را ایجاد کردهاند. در این پژوهش اثر فرایندهای آبکشی، له کردن، صاف کردن، شفافسازی با خاک بنتونیت و پاستوریزاسیون بر میزان کاهش حشرهکشهای دیازینون، اتیون و فوزالون طی تولید آب انگور عسگری مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: درخت مو انگور در طی سه مرحله رشد یعنی قبل از گلدهی، غوره و حین رسیدن انگور با سمپاشی با سموم فوزالون، دیازینون و اتیون و با غلظت 525، 600 و 750 گرم ماده فعال در هکتار سمپاشی شد. h 24 بعد از آخرین مرحله سمپاشی نمونه انگور چیده شده و در معرض فرایند آبکشی (s 20-30)، له کردن، صاف کردن، شفافسازی و پاستوریزاسیون قرار گرفت. سپس غلظت باقیمانده آفت کشها بعد از هر مرحله با دستگاه گاز کروماتوگرافی طیف سنج جرمی/جرمی تعیین شد.
یافتهها: غلظت اولیه دیازینون، اتیون و فوزالون در نمونه انگور بهترتیب 0/640، 0/716 و mg/kg 0/550 بود. میزان کاهش دیازینون، در طی فرایندهای آبکشی، له کردن، صاف کردن، شفافسازی با خاک بنتونیت و پاستوریزاسیون نسبت به غلظت نمونه اولیه در انگور بهترتیب 25/72، 41/96، 74/54، 90/21 و 100 درصد (باقیمانده یافت نشد)؛ درحالیکه این مقادیر برای اتیون بهترتیب 9/78، 28/50، 69/45، 89/38، 96/74 درصد و برای فوزالون 17/32، 28/47، 46/40، 80/25، 93/28 درصد بود. تمامی فرایندها بهطور معنیداری باعث کاهش میزان باقیماندهها شدهاند.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد، فرایندها بهطور چشمگیری قادر به کاهش باقیمانده سموم دیازینون، اتیون و فوزالون میشود.
آرزو توکلی، آزاده توکلی،
دوره 14، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: بیوآئروسلها ذرات کوچکی هستند که از طریق استنشاق وارد بدن میشوند و با توجه به نوع، غلظت و میزان تماس در بروز بیماریهای تنفسی و آلرژیها نقش دارند. در کاربریهای حساس چون مراکز درمانی، توجه به نوع و جمعیت این آلایندهها و احتمال بروز عفونتهای بیمارستانی، ضروری است. در مطالعه حاضر تعداد و نوع بیوآئروسلها (باکتری و قارچ) در هوای بخشهای مختلف یک بیمارستان در شرایط عادی، ساعات ملاقات و همزمان با پاندمی مورد ارزیابی قرار گرفته است.
روش بررسی: نمونهبرداری از هوای بخشهای مختلف و محیط بیرون بیمارستان ولیعصر زنجان در دو بازه شهریور 98 (صبح و ساعات ملاقات) و مهر 99 (همهگیری کرونا) با استفاده از پمپ نمونهبردار هوا (Flite 3- SKC Ltd) با دبی L/min 14/1 انجام و سپس در محیط کشتهای سابارود دکستروز آگار و نوترینت آگار کشت شد.
یافتهها: نتایج نشان داد آلودگی هوای بخشهایی مانند عفونی و درمانگاه در هر دو دوره بررسی بیش از سایرین است. تراکم میکروبها در ساعات ملاقات (قبل از شیوع بیماری کرونا ویروس) حدود 30 درصد نسبت به شرایط عادی بالاتر است. در مهرماه 99 به دلیل شیوع کرونا و کاهش تردد، آلودگی میکروبی هوا در بیمارستان کاهش یافت. در هر دو دوره بررسی، فراوانی باکتریهای گرم مثبت، بهویژه گونههای استافیلوکوکوس (49 درصد) بیش از سایر باکتریها است و در بین گونههای قارچی فراوانی آسپرژیلوسها (47 درصد) بیش از سایرین است.
نتیجهگیری: این پژوهش نشان داد محدودیتهای تردد ناشی از همهگیری کرونا باعث کاهش تراکم میکروبی در فضای بیمارستان شده و از این دستاورد میتوان در آینده با هدف بهبود کیفیت هوا و کنترل عفونتهای بیمارستانی نیز بهره برد.
رضا خیری سلطان احمدی، حبیب نظرنژاد، فرخ اسدزاده،
دوره 14، شماره 4 - ( 12-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: با صنعتی شدن جوامع و افزایش بهره وری از آبهای سطحی، آلودگی رودخانه ها توسط آلاینده های کشاورزی، صنعتی و فاضلابهای انسانی افزایش یافته است. لذا بررسی آلودگی رودخانهها جهت برنامهریزیهای منطقهای و زیستمحیطی از اهمیت ویژهای برخوردار است. برای ارزیابی آلودگی آبهای سطحی تعدادی از شاخصهای کیفیت آب های سطحی مورد بررسی قرار گرفتند.
روش بررسی: برای بررسی کیفیت آب رودخانه مهابادچای از شاخص کیفیت منابع آب سطحی ایران (SCIRWQI) استفاده شد. نمونه برداری در طول رودخانه مهابادچای و با در نظر گرفتن مواردی مانند محلهای نزدیک به زهکشهای احداث شده در سواحل رودخانه و مکان های تخلیه پسابهای کشاورزی و خانگی انجام شد.
یافتهها: ضریب همبستگی پیرسون بین پارامترهای فیزیکی و شیمیایی و میکروبی آب نشان میدهد که کلیفرم مدفوعی، BOD، COD، نیترات، آمونیوم و فسفات، کدورت و سختی کل با یکدیگر ارتباط معنیدار مثبت در سطح 99 درصد (0/01>p) دارند. طبق این شاخص، نمونه های بالادست رودخانه در رده خوب، ایستگاه های میانی در رده نسبتا خوب تا متوسط، و نمونه های پایین دست رودخانه در رده نسبتا بد طبقه بندی می شوند.
نتیجهگیری: بررسی ارتباط بین هر پارامتر و شاخص IRWQISC نشان داد که کلیفرم مدفوعی، BOD، COD، آمونیوم و کدورت اثرپذیری بیشتری در تعیین این شاخص دارند. اغلب پارامترهای مورد بررسی، در بالادست رودخانه کم و بهتدریج در طول رودخانه و به طرف مناطق شهری و صنعتی بهطور قابلتوجهی افزایش یافته است.
فاطمه طباطبایی، رویا مافی غلامی، حمید مقیمی، ساناز خرمی پور،
دوره 15، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: میکروپلاستیک ها میتوانند دارای اثرات مضری برای جانداران از جمله انسان ها داشته باشند. این ذرات در تمامی منابع آبی، خاکی و غذایی شناسایی شده اند. در این میان، منابع آب شیرین دارای اهمیت بسزایی هستند، زیرا از طریق تصفیه خانه های آب، به عنوان منبع آبی برای انسان ها در نظر گرفته میشوند. لذا این مطالعه به بررسی عملکرد تصفیه خانه های تهران در حذف این ذرات میپردازد.
روش بررسی: در این مطالعه عملکرد 3 تصفیه خانه آب آشامیدنی شهر تهران، در حذف این ذرات مورد بررسی قرار گرفت. در بیشتر مطالعات صورت گرفته در سطح جهان، ذرات بزرگتر از µm 1 بررسی شدند، اما در این مطالعه ذرات نانوپلاستیک با سایز کوچکتر از µm 1 نیز مورد بررسی قرار گرفته و همچنین تاثیر فصل گرم و سرد سال نیز، در غلظت این ذرات در نظر گرفته شد.
یافته ها: طبق نتایج مطالعه، مقدار ذرات میکرو و نانوپلاستیک در ورودی تصفیه خانه ها در فصل گرم سال 309±2569 تا MP/L 425±3918 و در خروجی آنها 32±1492 تا MP/L 146±2279 بوده که نشاندهنده افزایش این ذرات در فصل گرم است. در نتیجه، تصفیه خانه های مورد مطالعه تنها قادر به حذف 32/1 تا 59/9 درصد از این ذرات بودند. به علاوه، با استفاده از میکروسکوپ الکترونی، میکروپلاستیک ها از لحاظ شکل ظاهری به سه دسته فیبر، فراگمنت و فیلم دسته بندی شدند.
نتیجهگیری: براساس نتایج در این مطالعه، تصفیه خانه های تهران عملکرد ضعیفی در حذف این ذرات دارند.
محمدمهدی قربانی نژاد فرد شیرازی، سکینه شکوهیان، سیدغلامرضا موسوی، محسن حیدری،
دوره 15، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: میکروپلاستیکها به عنوان یکی از آلایندههای نوظهور سبب ایجاد نگرانیهایی برای عموم شده است. هدف مطالعه، تعیین فراوانی میکروپلاستیک و مزوپلاستیک خاک مناطق مسکونی مجاورت لندفیل تهران و ارزیابی ریسک اکولوژیک ناشی از آن بوده است.
روش بررسی: مطالعه مقطعی از نوع توصیفی بوده که برروی 20 نمونه خاک سطحی و عمقی مناطق مسکونی مجاورت لندفیل تهران در مرداد 1400 انجام گرفت. میکروپلاستیکها با محلولهای نمکی NaCl و ZnCl2 شناورسازی و مزوپلاستیکها هم به صورت دستی جداسازی شد. شناسایی خصوصیات فیزیکی و شیمیایی پلیمرها بهترتیب با استریومیکروسکوپ و آنالیز FTIR انجام شد.
یافتهها: میانگین میکروپلاستیک در خاک سطحی و عمقی بهترتیب برابر با particles/kgsoil 34/98±76 و 19/79±24/7 و میانگین مزوپلاستیک نیز برابر با particles/kgsoil 2/91±5/25 و 1/09±3/55 بوده است. آزمون t زوجی نشان داد که تفاوت معنیداری بین فراوانی ذرات پلاستیکی بین خاک سطحی و عمقی وجود دارد (0/001 < p). میکروپلاستیکهای قطعهای شکل، اندازه mm 0/5-0/1 و LDPE بهترتیب با مقادیر 37/75، 44/64 و 46/15 درصد بیشترین فراوانی را داشته و مزوپلاستیک هم اشکال فیلمی، اندازه cm 1-0/5 و جنس LDPE بهترتیب با مقادیر 62/76، 61/46 و 50/7 درصد بیشترین بوده است. ارزیابی ریسک بالقوه اکولوژیک نشان داد که در تمامی نقاط نمونهبرداری برای میکروپلاستیک و مزوپلاستیک کمتر از 150 بوده و بیانگر ریسک کم اکولوژیک است.
نتیجهگیری: علیرغم پایین بودن PERI ناشی از میکروپلاستیک و مزوپلاستیکهای خاک مناطق مسکونی، شاخص Eri برای LDPE بالا بوده و احتمال ایجاد ریسک در صورت عدم اجرای اقدامات کنترلی بر روی آلودگی پلاستیکی وجود دارد.
عظیم ربیعی مصباح، سهیل سبحان اردکانی، مهرداد چراغی، بهاره لرستانی،
دوره 15، شماره 1 - ( 2-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: هیدروکربنهای آروماتیک چندحلقهای (PAHs) آلایندههای آلی پایداری هستند که بهطور معمول در اثر فعالیتهای انسانی تولید شده و با آلوده کردن همه محیطها از جمله خاک، میتوانند به زنجیر غذایی وارد شوند. از اینرو، این مطالعه با هدف اندازهگیری مقادیر باقیمانده ترکیبات PAH در نمونههای خاک سطحی کشاورزی همدان در سال 1399 انجام شد.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی، در مجموع 36 نمونه خاک سطحی از 12 ایستگاه منتخب در نواحی کشاورزی جمع آوری شد و پس از استخراج آنالیتها به روش سوکسله، از روش کروماتوگرافی گازی-طیفسنجی جرمی (GC-MS) برای شناسایی و تعیین محتوای ترکیبات PAH در نمونهها استفاده شد. همچنین، مقادیر پارامترهای pH، هدایت الکتریکی (EC) و کربن آلی کل (TOC) نمونههای خاک نیز اندازهگیری شد. پردازش آماری دادهها نیز با استفاده از نرمافزار SPSS انجام شد.
یافته ها: نتایج بیانگر شناسایی 16 ترکیب PAH دارای اولویت در نمونههای خاک با کمینه و بیشینه غلظت کل (µg/kg) به ترتیب برابر با 435 و 3292 و میانگین مقادیر برابر با µg/kg 1806 بود. بهعلاوه، مشخص شد که ترکیباتPAH با وزن مولکولی زیاد (HMW-PAHs) با 78 درصد از غلظت کل، ایزومرهای غالب در نمونهها بودند. براساس نتایج، میانگین محتوی همه ترکیبات PAH شناسایی شده در نمونههای خاک سطحی منطقه مورد مطالعه از بیشینه رواداری وزارت بهداشت هلند کوچکتر بود. علاوه بر این، مشخص شد که میانگین غلظت ترکیبات Pyr، B(a)A،Chy ، B(b)F، B(k)F، B(a)P و B(ghi)P بیشتر از بیشینه رواداری سازمان حفاظت محیط زیست ایران بود.
نتیجه گیری: با توجه به تجاوز میانگین غلظت برخی از ایزومرهای شناسایی شده از حد مجاز، به منظور حفظ سلامت محیط و زیستمندان نسبت به اعمال اقدامات اصلاحی و کنترلی از جمله پایش دورهای ترکیبات PAH در خاک و محصولات زراعی توصیه میشود.
ناهید رشتچی، سهیل سبحان اردکانی، مهرداد چراغی، امیررضا گودرزی، بهاره لرستانی،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: آموکسیسیلین یک آنتیبیوتیک تجاری رایج است که بهدلیل مقاومت بالا در برابر باکتری ها و طیف گسترده ای از میکروارگانیسم ها استفاده می شود و حضور باقیمانده آن در فاضلاب صنایع دارویی و پساب بیمارستانی با ایجاد بوی نامطبوع، اختلالات پوستی و مقاومت میکروبی در موجودات بیماری زا، می تواند منجر به مرگ میکروارگانیسم های موثر در تصفیه فاضلاب شود. از اینرو، این مطالعه با هدف بررسی کارایی حذف فوتوکاتالیستی آموکسیسیلین توسط نانوکامپوزیت گرافن اکساید مغناطیسی عامل دار شده با دی اکسید سریم از محلول آبی انجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی، نانوکامپوزیت گرافن اکساید مغناطیسی عامل دار شده با دی اکسید سریم سنتز و به عنوان فوتوکاتالیست برای حذف آموکسیسیلین استفاده شد. خصوصیات ظاهری نانوکامپوزیت با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM)، دستگاه پراش پرتو ایکس (XRD)، آنالیز طیفسنجی تفکیک انرژی (EDX)، طیفسنجی مادون قرمز فوریه (FTIR) و آنالیز خاصیت مغناطیسی (VSM) بررسی شد. همچنین، اثر متغیرهای pH (3-11)، دوز فوتوکاتالیست (g0/04-0/006)، زمان تماس ( min0-150) و دما (°C 25-55) بر کارایی حذف آموکسیسیلین بررسی شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که بیشینه کارایی حذف آموکسیسیلین در pH برابر با 10، دوز فوتوکاتالیست برابر با g 0/02، زمان تماس برابر با min 90 و دمای واکنش برابر با °C 25 حاصل شد.
نتیجه گیری: نانوکامپوزیت گرافن اکساید مغناطیسی عامل دار شده با دی اکسید سریم می تواند به عنوان یک فوتوکاتالیست موثر و در دسترس برای حذف آموکسیسیلین از پساب های صنعتی تحت نور UV مورد استفاده قرار گیرد.
هوشنگ قمرنیا، میثم پالاش، زلیخا پالاش،
دوره 15، شماره 3 - ( 9-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش بهره وری از آب های سطحی، توسعه ناپایدار کشاورزی در حریم رودخانه ها و فاضلاب های انسانی موجب کاهش کیفیت این منابع آبی شده است. لذا بررسی میزان آلودگی و منابع آن جهت برنامه ریزی های منطقه ای امری بسیار ضروری است. این مطالعه به منظور ارزیابی کیفیت آب رودخانه گلین با استفاده از شاخص کیفیت آب (WQI) و شاخص آلودگی رودخانه (Liou) است.
روش بررسی: نمونه برداری از آب رودخانه گلین در ایستگاه روستای نجار طی یک دوره یک ساله از اردیبهشت 1398 تا فروردین 1399 به منظور بررسی کیفیت آب براساس شاخص های WQI و Liou انجام شد.
یافته ها: کیفیت آب طبق شاخص Liou طی پژوهش در ایستگاه نمونه برداری در ماه های شهریور و اسفند در رده خوب و در سایر ماه ها در رده اندکی آلوده قرار گرفت. طبق نتایج شاخص WQI کیفیت آب در ماه های شهریور و اسفند به ترتیب با مقادیر 47/82 و 49/74 در رده توصیفی عالی قرار داشتند ولی در سایر ماه ها در رده خوب قرار گرفت. در ماه های شهریور و اسفند به دلیل میزان کمتر BOD5 متأثر از کاهش فعالیت های کشاورزی کیفیت آب نسبت به سایر ماه ها بهبود یافت و هر دو شاخص نیز این تغییرات کیفی را نمایان ساختند.
نتیجه گیری: به علت عدم شرایط پایدار در کیفیت آب متأثر از تغییرات فصلی و خروج آن از رده آب های با کیفیت عالی طبق نتایج شاخص WQI و همچنین اندکی آلودگی آب براساس شاخص Liou، استفاده مستقیم از آب رودخانه گلین به منظور شرب توصیه نمی گردد و بدین منظور باید تصفیه متداول صورت گیرد و ارزیابی های دقیق و مستمر کیفیت آب در رودخانه گلین ضروری است.