111 نتیجه برای چو
محمد نعمتی ورنوسفادرانی، علیرضا ریاحی بختیاری، ژائویان گو، جوکیانگ چو،
دوره 7، شماره 3 - ( 2-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: تحقیقات انجام شده بر روی هیدروکربنهای چند حلقهای معطر (PAHs) در رسوبات سطحی سواحل جنوب غربی دریای خزر محدود و بیانگر آلودگی متوسط تا شدید با منشاء غالب پتروژنیک در مورد ترکیبات PAH است. این مطالعه به منظور بررسی توزیع الگوی پراکنش و تعیین منشاء ترکیباتPAH (61ترکیب)در رسوبات سطحی سواحل جنوب غربی دریای خزر (استان گیلان) انجام شد. روش بررسی: تعداد 45 نمونه رسوب سطحی از 5 نیم خط عمود بر ساحل در استان گیلان (از آستارا تا لاهیجان) از اعماق 10، 20 و m 50 جمعآوری گردید. نمونهها بوسیله دستگاه کروماتوگرافی گازی – طیف سنجی جرمی مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت. جهت تعیین منشاء از نسبتهای تشخیصی استفاده شد.یافتهها: در محدوده مورد مطالعه به ترتیب سه ترکیب فنانترن (ng/g74/6±87/6)، پایرن (ng/g 23/5±43/1) و نفتالین (ng/g 40/4±34/4) بیشترین مقدار را در بین ترکیبات PAH نشان دادند. با توجه به نتایج نسبتهای تشخیصی همچون (LMW/HMW (0/75-0/25)، Ant/178 (0/11-0/02)، Flu/202 (0/49-0/20 و B(a)Ant/228 (0/54-0/09) منشاء غالب ترکیبات PAH در محدوده مورد مطالعه پتروژنیک است. نتیجهگیری: با توجه به نسبتهای تشخیصی و تشابه بین ترکیبات PAH غالب در منطقه و ترکیبات PAH غالب در پایه نفتی آذربایجان، منشاء اصلی ترکیبات PAH در سواحل استان گیلان به احتمال زیاد مربوط به آلودگی نفتی آذربایجان است.
بابک کاکاوندی، مهدی مختاری، روشنک رضایی کلانتری، احسان احمدی، نوشین راستکاری، میثم فاتحی، علی آذری،
دوره 7، شماره 3 - ( 2-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: فنل یکی از آلاینده های دارای اولویت است که از طریق صنایع چرمسازی، رنگسازی، رزینسازی و داروسازی تولید شده و پس از ورود به محیط زیست سبب آلودگی آب های زیر زمینی میشود. از اینرو استفاده از یک روش مناسب جهت حذف آن امری ضروری است. هدف از این مطالعه سنتز و ارزیابی کارایی نانوکامپوزیت مغناطیسی کربن فعال-آهن صفر/ نقره (PAC-Feo/Ag) در حذف فنل از محیط های آبی است. روش بررسی: در این مطالعه به ترتیب از روش احیاء برای تبدیل آهن دو ظرفیتی به آهن صفر و روش هم ترسیبی برای نشاندن آهن بر روی کربن فعال استفاده شد. از اختلاط سریع همراه با دمای بالا نیز برای نشاندن نقره روی نانو ذرات آهن صفر استفاده گردید. ویژگی جاذب با تکنیکهای SEM، TEM و XRD مورد آنالیز قرار گرفت. سپس تاثیر تغییرات pH، زمان تماس، دور همزن، دما و غلظت های مختلف جاذب و فنل به روش یک فاکتور در زمان، بررسی و بهینه سازی شدند. ایزوترم و سینتیک واکنش نیز تعیین شد. یافتهها: نتایج نشان می دهد PAC-Feo/Ag دارای ساختاری مکعبی شکل، درهم تنیده و دارای قطری در محدوده 40 تا nm 100 است.pH برابر با 3، زمان تماسmin 90، دور همزن rpm 200 و میزان جاذب g/L 1 نیز به عنوان شرایط بهینه برای حذف فنل به دست آمدند. بررسی روابط ایزوترم و سینتیک نشان داد که داده های تجربی فرایند جذب فنل بر روی PAC-Feo/Ag، به ترتیب با مدل لانگمویر (R2>0/969) و شبه درجه دوم (R2>0/965) همبستگی دارند. نتیجهگیری: در شرایط بهینه، جاذب اصلاح شده با آهن صفر و نقره با حداکثر راندمان 97%، توانایی جذب سریع و موثری در حذف فنل داشته و به دلیل خاصیت مغناطیسی به سادگی توسط آهنربا از نمونه محلول جداسازی می شود.
مهرنوش ابطحی، کاظم ندافی، علیرضا مصداقینیا، کامیار یغمائیان، رامین نبیزاده، نعمتالله جعفرزاده، نوشین راستکاری، رضا سعیدی، شاهرخ نظم آرا،
دوره 7، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: دیکلرومتان یکی از آلایندههای خطرناک محیطزیست بویژه هوای آزاد بوده و در تماسهای حاد و مزمن، سلامت انسان را تهدید میکند. در این مطالعه کارایی بیوراکتور تلفیقی ستون حباب مایع- بیوفیلتر (HBCB) در حذف دیکلرومتان از جریان گازی آلوده در مقیاس پایلوت و شرایط پایدار بررسی شد. روش بررسی: آزمایشات در چهار مرحله با غلظت تقریبا ثابت دیکلرومتان (حدود ppm 240) و زمان ماند بستر خالی متغیر به میزان s 50، 100، 150 و 200 به انجام رسید و علاوه بر تعیین راندمان و نرخ حذف دیکلرومتان، خصوصیات مایع مخلوط بیوراکتور ستون حباب مایع مطالعه شد و سینتیک بیوفیلتراسیون تجزیه و تحلیل گردید. یافتهها: میانگین راندمان بیوراکتور تلفیقی در حذف دیکلرومتان در زمان ماند بستر خالی به میزان 200 و s 150 به ترتیب 79 و 71 درصد بود، اما با کاهش بیشتر زمان ماند بستر خالی راندمان حذف دیکلرومتان به میزان قابل توجهی تنزل یافت، بطوریکه در زمان ماند بستر خالی به میزان s 50، راندمان حذف دیکلرومتان به حدود 32 درصد رسید. کاهش زمان ماند بستر خالی از s 200 به s 50 با افزایش نرخ بارگذاری منجر به افزایش نرخ حذف دیکلرومتان از g/m3.h12/1 به g/m3.h 19/6 شد. نتایج تجزیه و تحلیل سینتیک نشان داد که دادههای سینتیک بیوفیلتراسیون بیشترین تطابق را با معادله سرعت درجه یک داشت (0/99>R2 و 2/2>&epsilon%) و ثابت سرعت حذف دیکلرومتان به میزان 0/0114 s-1 بدست آمد. بررسی خصوصیات مایع مخلوط نشان داد که تنظیم pH و هدایت الکتریکی با تناوب روزانه کافی بوده و محدودیتی در عملکرد بیوراکتور ایجاد نمی کند.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که بیوراکتور HBCB کارایی و سرعت نسبتا بالایی در حذف دی کلرومتان از جریان گازی آلوده داشته و نسبت به شرایط متغیر بهره برداری انعطاف پذیر است.
زهره اکبری جونوش، مهدی فرزادکیا، سیمین ناصری، حمیدرضا مهاجرانی، علی اسرافیلی دیزجی، یوسف دادبان شهامت،
دوره 7، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: با استفاده روزافزون از صنعت هستهای نگرانیها درباره حضور اورانیم در محیطزیست و اثر آن بر سلامت انسانها افزایش یافته است. اورانیم یک فلز سنگین رادیواکتیو با نیمه عمر طولانی است که دارای دو سمیت شیمیایی و رادیو اکتیوی است. در این تحقیق از تشکیل کمپلکس اورانیم بنزامید جهت حذف اورانیم در محلولهای آبی توسط نانوکامپوزیت AC_Fe3O4 استفاده شده است. روش بررسی: ابتدا جاذب AC_Fe3O4 توسط روش هم رسوبی سنتز گردید. طراحی کلیه آزمایشها نیز به صورت یک فاکتور در زمان انجام گرفت. سپس مقدار بهینه pH، زمان تماس و میزان جاذب تعیین گردید. در نهایت تأثیر غلظت اولیه بنزامید و مدل ایزوترمی و سینتیکی دادهها در پساب سنتتیک بررسی شد. خصوصیات فیزیکی جاذب نیز توسط آنالیز SEM و FTIR تعیین گردید. یافتهها: آنالیز SEM و FTIR تاییدکننده پوشیده شدن سطح کربن فعال با نانو ذرات Fe3O4 و مغناطیسی شدن جاذب بودند. نقاط بهینه فرایند جذب در: pH برابر با 6، زمان تماس min۳۰ و دوز جاذب g به دست آمد. دادهها نشاندهنده افزایش 6% راندمان حذف اورانیم همزمان با افزایش غلظت بنزامید به mg/L50 بود. همچنین فرایند جذب اورانیم بر روی این جاذب از مدل ایزوترمی لانگمویر و مدل سینتیکی شبه درجه دوم تبعیت بیشتری داشت. بالاترین راندمان حذف اورانیم در پساب سنتتیک نیز ۹۵% به دست آمد. نتیجهگیری: حذف اورانیم (VI) با تشکیل کمپلکس اورانیم بنزامید بر روی نانوکامپوزیت AC_Fe3O4 فرایندی سریع است که بسیار وابسته به pH محلول است. این روش با رساندن ماکزیمم ظرفیت جذب جاذب به mg/g 15/87 روشی مناسب جهت حذف اورانیم است.
اکبر غلامپور، رامین نبی زاده، محمد صادق حسنوند، حسن تقی پور، ساسان فریدی، امیر حسین محوی،
دوره 7، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: تعیین میزان اثرات آلودگی هوا در شهرهای مختلف با دو چالش مهم روبرو است؛ اولا محدودیت اطلاعات مربوط به اثرات بهداشتی آلایندهها و ثانیا کمبود اطلاعات در خصوص میزان مواجهه با آلایندههای هوا و نیز مقادیر غلظت آنها. مطالعه حاضر از نوع مطالعات مشاهده ایی کاربردی بوده و از شهریور 1391 الی مرداد 1392 میزان غلظت، تغییرات فصلی و برآورد اثرات بهداشتی منتسب به ذرات معلق هوای آزاد شهر تبریز تعیین گردید. روش بررسی: بمنظور اندازه گیری ذرات معلق از نمونه بردار با حجم بالا و دستگاهHaz-Dust EPAM5000 استفاده شده و اثرات بهداشتی منتسب به ذرات معلق با استفاده از نرم افزار AirQ2.2.3 برآورد گردید. یافته ها: بر اساس نتایج حاصله، متوسط سالیانه غلظت ذرات معلق TSP، PM10، PM2.5 و PM1 منطقه شهری به ترتیب برابر 139، 83، 38 و 27 &mug/m3 در منطقه صنعتی به ترتیب برابر 178، 110، 40 و 27 &mug/m3 بوده و متوسط مقدار نسبت PM10/TSP، PM2.5/PM10، PM1/PM10 و PM1/PM2.5 برای منطقه شهری به ترتیب برابر 0/6، 0/48، 0/33 و 0/7 و برای منطقه صنعتی به ترتیب برابر 0/61، 0/37، 0/28 و 0/77 بدست آمد. تعداد کل مرگهای منتسب به TSP برابر 327 مورد برآورد شد که از این تعداد، 202 مورد مرگ در اثر بیماریهای قلبی و عروقی و تعداد 99 مورد نیز در اثر بیماریهای تنفسی بوده است. از طرفی میزان کل مرگ ناشی از ذرات PM10 و PM2.5 به ترتیب برابر 363 و 360 مورد تخمین زده شد. نتیجه گیری: طی این مطالعه مشخص شد که در طی روزهای نمونه برداری شده در منطقه شهری، غلظت ذرات PM10 و PM2.5 به ترتیب 73 درصد و 69 درصد از حد استاندارد ملی و از نظر استاندارد EPA به ترتیب 8 و 50 درصد از سطح استاندارد بالاتر بوده اند. همچنین بررسی مقادیر نسبتهای مختلف ذرات معلق با اندازه های مختلف مشخص نمود که در شهر تبریز و بخصوص منطقه صنعتی آن، خاک زمینهای اطراف و تعلیق دوباره ذرات از زمین سهم چشمگیری در انتشار ذرات معلق منطقه داشته و ذرات معلق هوای شهر تبریز در اغلب اوقات سال فراتر از حد استانداردهای وضع شده است.
مریم زارع جدی، نوشین راستکاری، رضا احمدخانیها، محمود علی محمدی، مسعود یونسیان،
دوره 8، شماره 1 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: اخیرا، احتمال مواجهه با مواد شیمیایی موجود در جدار بطریهای پلی اتیلن ترفتالات از طریق مصرف آبهای بطری شده، نگرانیهایی را در مصرفکنندگان ایجاد کرده است. یک دسته از این ترکیبات استرهای فتالات نام دارند که برخی از آنها به عنوان ترکیبهای سرطانزا (دی اتیل هگزیل فتالات) و مختلکنندههای غدد درون ریز (دی اتیل هگزیل فتالات، دی بوتیل فتالات و بوتیل بنزیل فتالات) در انسان شناخته میشوند. هدف اصلی مطالعه، تعیین تاثیر زمان ماندگاری بر آزادسازی استرهای فتالات در آبهای بطری شده از زمان تولید تا تاریخ انقضا به مدت یک سال است. روش بررسی: نمونهها بعد خریداری در شرایط توصیه شده بر روی برچسب محصول در دمای اتاق و به دور از نور خورشید نگهداری گردیدند و سپس میزان آزادسازی استرهای فتالات در زمانهای مورد نظر توسط میکرو استخراج با فاز جامد و کروماتوگرافی گازی با دتکتور جرمی اندازه گیری شد. در نهایت ارزیابی خطر مواجهه با ترکیبات مورد نظر برای کل جامعه و گروههای حساس (کودکان پیش از سن مدرسه و زنان باردار و شیرده) از طریق محاسبه میزان دریافت روزانه از طریق آب و محاسبه ضریب خطر و ریسک سرطان اضافی صورت گرفت. یافتهها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که زمان از پارامترهای تاثیرگذار بر افزایش میزان مهاجرت استرهای فتالات از جدار بطریها به درون آب است. به طوری که با گذشت زمان غلظت هر سه ترکیب دی اتیل هگزیل فتالات، دی بوتیل فتالات و بوتیل بنزیل فتالات در آب افزایش مییابد و بعد از 12 ماه نگهداری غلظت فتالاتهای مختلکننده غدد درون ریز نسبت به هفته اول تولید به ترتیب 811/8، 2545/2 و832 درصد بیشتر شده است. با این حال، در کل در تمامی زمانهای مختلف نگهداری میزان دی اتیل هگزیل فتالات از حد مجاز تعیین شده توسط EPA (µg/L6) تجاوز نکرده و تا رسیدن به این میزان نیز فاصله زیادی وجود داشت. ضریب خطر عوارض غیر سرطانزایی محاسبه شده ناشی از این مواجهه (در تمامی گروههای هدف در محدوده 0/005 الی µg/KgBW 0/02) به تنهایی از طریق مصرف آبهای بطری شده در تمامی گروهها کم و قابل چشمپوشی است (ضریب خطر<1). علاوه براین، ریسک سرطان اضافی ناشی از حضور دی اتیل هگزیل فتالات در آبهای بطری شده نیز ناچیز و قابل چشمپوشی است (7-10×9/9). نتیجهگیری: با توجه به نتایج بدست آمده به نظر میرسد که استفاده از آبهای بطری شده به عنوان یک منبع مواجهه خطرزا با استرهای فتالات مطرح نبوده و استفاده از آنها از این نظر تهدیدی برای سلامت افراد جامعه محسوب نمیگردد.
افسانه شهبازی، فرنوش باقری زنوز، حبیبه ابومعاش زاده،
دوره 8، شماره 1 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: بهدلیل وجود عوامل خطرساز و بیماریزا در پسماندهای بیمارستانی، این پسماندها نیاز به مدیریت دقیق و ویژه دارند. لذا هدف از این تحقیق، بررسی کمی و کیفی و همچنین پیشبینی روند تولید پسماند بیمارستان امام خمینی(ره) کرج در آینده است. روش بررسی: با نمونهبرداری ماهانه از پسماندهای عادی، عفونی، دارویی و نوک تیز و برنده بیمارستان طی چهار سال (1389 الی 1392)، میزان کل پسماند و درصد انواع پسماند مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافتهها: میانگین کل پسماند تولیدی طی چهار سال بیش از دو برابر افزایش داشته است. از بین انواع پسماند، بیشترین میانگینهای ماهانه بهازای هر تخت مربوط به پسماندهای عادی و عفونی بوده و به ترتیب 48/3 و 46/5 درصد از کل پسماند تولیدی طی چهار سال را بهخود اختصاص دادهاند. همچنین بیشترین و کمترین میزان تولید پسماند مربوط به فروردین و شهریور ماه بوده است. نتایج آنالیز واریانس نشان داد که روند افزایشی تولیدی پسماند طی سالهای مورد مطالعه اختلاف معنیداری دارند (0/001>P). نتایج آنالیز سری زمانی ARIMA، بیانگر ادامه روند افزایشی تولید پسماند تا 6/3 (kg/ bed. day) در آذرماه 1393 است. نتیجهگیری: تولید پسماند در بیمارستان امام خمینی(ره) کرج با افزایش میانگین تولید از 2/98 به kg/ bed. day) 4/44) به ترتیب در سالهای 1389 و 1392 نشاندهنده روند افزایشی در تولید پسماند است. مدل سری زمانی ARIMA افزایش 1/5 برابری تولید پسماند در پاییز 1393 را نسبت به میانگین چهارساله نشان داد که این پیشبینی روند تولید پسماند برای برنامهریزی، بهینهسازی منابع مورد نیاز و طراحی کلی استراتژی مدیریت پسماند بیمارستانی بسیار مفید است.
مهسا جهانگیری راد، رامین نبی زاده، جعفر نوری، مسعود یونسیان، فرامرز معطر،
دوره 8، شماره 1 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: نیترات از جمله آنیونهای موجود در آب است که به لحاظ بهداشت عمومی دارای اهمیت زیادی است. فعالیت های مختلف انسانی در کنار منابع طبیعی ناشی از انحلال کانیهای حاوی این نمک در ورود آن به منابع آبی نقش بسزایی دارد. هدف این تحقیق بررسی کارایی حذف نیترات از محیط آبی توسط ستون حاوی پلی اکریلونیتریل پوشش داده شده با نانو ذرات اکسید آهن است. روش بررسی: پلی اکریلونیتریل عاملدار شده و پوشش داده شده با نانوذرات آهن سنتز گردید و بعنوان ماده جاذب درون ستونی شیشهای ریخته شد. مخزن محلول نیترات در قسمت بالایی ستون تعبیه گردید. محلول نیترات (mg/L 100) از داخل مخزن توسط میکروست در دبیهای 2، 5 و mg/L 7 وارد ستون شد و کارایی حذف مورد بررسی قرار گرفت. میزان جذب همچنین در حضور میزان متفاوت جاذب (ارتفاعهای مختلف) 10،15و cm 20 مورد بررسی قرار گرفت. یافتهها: نتایج نشان داد که دادهها از فرمول توماس پیروی نموده و بر طبق آن نمودار نقطه شکست نیز ترسیم گردید. همچنین نتایج نشان داد ستون در دبیهای پایین موثرتر عمل کرده است. هرچه میزان جریان افزایش یافته زمان نقطه شکست کم شده است. در ارتفاعهای پایینتر از ستون بدلیل زمان کم جهت تماس نیترات با جاذب، نقطه شکست از 9 به h 4 کاهش یافت هنگامیکه دبی ورودی از 2 به mL/min 7 افزایش یافت. نتیجهگیری: ستون حاوی جاذب در حذف نیترات موثر عمل کرد. در ارتفاعات بیشتری از ستون حذف بالاتر بود. دادهها از فرمول توماس تبعیت کردند. دادههای حاصل از ستون جذب با رگرسیون لجستیک هماهنگی بالایی نشان دادند.
نوشین راستکاری، فائزه ایزدپناه، مسعود یونسیان،
دوره 8، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: بنزن یکی از آلایندههای اصلی در آلودگی هوا بوده که گستردهترین ترکیب شیمیایی است که هم در فرایندهای طبیعی و هم در فرایندهای انسانی کاربرد دارد. مواجهه بنزن موجب خطرناکترین عوارض نامطلوب بهداشتی زیادی بخصوص سرطان خون میگردد. هدف از انجام این مطالعه تعیین میزان مواجهه کارگران پمپ بنزین با بنزن از طریق اندازهگیری بنزن هوای تنفسی و شاخص زیستی ترانس، ترانس- موکونیک اسید در ادرار است. مواد و روشها: این مطالعه از نوع مطالعات مقطعی بوده که در تابستان سال 93 انجام شد. 40 پرسنل شاغل در پمپ بنزینها (گروه مواجهه یافته با بنزن) و 40 نفر از افراد عادی جامعه به عنوان گروه کنترل (گروه مواجهه نیافته با بنزن) در این مطالعه شرکت نمودند. نمونههای ادرار قبل و بعد از شیفت کاری جمعآوری گردید. به منظور تعیین غلظت ترانس، ترانس- موکونیک اسید در نمونههای ادرار از تکنیک کروماتوگرافی مایع (HPLC) مجهز به ردیاب diode array استفاده گردید. در انتهای شیفت کاری بنزن جذب شده بر روی کارتریج توسط کربن دی سولفید استخراج و توسط دستگاه گاز کروماتوگرافی مجهز به دتکتور جرمی تعیین مقدار گردید. یافتهها: میانگین غلظت بنزن هوای تنفسی در گروه کارگران پمپ بنزین برابر با ppm 1/93±5/90 بود که به صورت معناداری از میانگین غلظت بنزن هوای تنفسی در گروه مواجهه نیافته (ppm 0/744±1/15) بالاتر است. میانگین غلظت ترانس، ترانس- موکونیک اسید در ادرار کارگران پمپ بنزین µg/L 19/47±64/75 بدست آمد که به صورت معناداری با غلظت ادراری این ترکیب در افراد مواجهه نیافته µg/L) 13/67±47/10) متفاوت بود. نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که همبستگی مناسبی (0/581=r) میان غلظت ادراری ترانس، ترانس- موکونیک اسید و غلظت بنزن هوای تنفسی وجود دارد. افراد شاغل در پمپ های بنزین در معرض مواجهه با غلظتهای بالای بنزن بوده و در این گروه از افراد، تماس از طریق استنشاق اصلی ترین مسیر مواجهه است.
حمید زارعی، امیرحسین محوی، سیمین ناصری، رامین نبی زاده نودهی، فرزانه شمیرانی،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: فلوئور عنصری است که به طور گسترده در پوسته کره زمین یافت میشود. فواید و مضرات فلوراید در بدن انسان، به غلظت آن بستگی دارد. مصرف آب آلوده به آرسنیک در درازمدت باعث بروز انواع اثرات نامطلوب بهداشتی از جمله ضایعات پوستی و سرطان در مصرفکنندگان میشود. هدف از این مقاله کارائی نانوالومینا بر روی نانوتیوب کربن در حذف فلوراید و آرسنیک (V) از محلولهای آبی است.
روش بررسی: در این مطالعه، آلومینای کریستال در مقیاس نانو بر روی نانوتیوب کربنی چند جداره بوسیله روش سل – ژل به عنوان یک جاذب در استخراج فاز جامد برای حذف فلوراید و آرسنیک (V) مورد استفاده قرار گرفت. از روش سطح پاسخ بر مبنای طراحی Box-Behnkenجهت ارزیابی اثر متغیرهای مستقل بر عملکرد پاسخ (راندمان حذف آرسنیک (V)) و همچنین پیشگوئی بهترین مقدار پاسخ استفاده شد. در این مطالعه تاثیر پارامترهای مختلف از جمله: زمان تماس min 120-10، دوز جاذب (g/L1/5-0/25) و pH = 3-9غلظت اولیه فلوراید mg/L 8-2 بر کارایی فرایند بررسی شد. ساختار نانو با تکنیکهای پراکنش پرتو ایکس XRD، SEM و TEM مشخص گردید. در این پژوهش از دو مدل ایزوترم فروندلیچ و لانگمویر جهت محاسبه ثابت تعادل استفاده گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که با افزایش زمان تماس و دوز جاذب میزان حذف فلوراید افزایش مییابد. اما با افزایش pH و غلظت اولیه فلوراید راندمان حذف آن کاهش مییابد مقدار بالای (0/94) 2 R نشان میدهد که حذف آرسنیک (V) میتواند بوسیله این مدل تعریف شود. ایزوترم فروندلیچ با R2 بیش از 0/997 بهترین نمودار برای دادههای آزمایش است و از این مدل تبعیت بیشتری دارند.
نتیجهگیری: استفاده از نانوآلومینای پوشش داده شده بر روی نانوتیوب کربنی چند جداره (MWCNTs) میتواند راندمان حذف آرسنیک (V) و فلوراید را بشدت افزایش دهد.
مریم زارع جدی، مسعود یونسیان، رضا احمدخانیها، هما کاشانی، نوشین راستکاری،
دوره 8، شماره 3 - ( 9-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از عوامل آلودگی هوای محیط ترکیبات آلی فرار (VOCs) هستند. در بین گازهای غیر متان، ترکیبات آروماتیک مانند بنزن قرار دارند که به عنوان ترکیب قطعا سرطانزا برای انسان شناخته شده است (گروه 1). با توجه به مضرات مواجهه با بنزن و کاربرد گسترده آن در صنایع و مشاغل مختلف، هدف از انجام این مطالعه ارزیابی احتمال خطر نیمه کمی و کمی مواجهه استنشاقی با بنزن در کارگران شاغل در جایگاههای سوختگیری شهر تهران است.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی در سه مرحله به شرح ذیل انجام شد. در مرحله اول بنزن هوای استنشاقی در دو گروه از افراد جامعه شامل 1) کارگران شاغل در جایگاههای سوختگیری 2) افراد عادی بدون مواجهه شغلی به عنوان گروه کنترل اندازهگیری شد. مرحله دوم شامل براورد میزان مواجهه هر دو گروه شرکتکننده در مطالعه و در ادامه ارزیابی خطر نیمه کمی حاصل از این مواجهه بود. در مرحله سوم به منظور ارزیابی خطر کمی، خطر سرطان اضافی ناشی از مواجهه مزمن با بنزن در طول زندگی محاسبه گردید.
یافتهها: میانگین غلظت بنزن در هوای استنشاقی کارگران شاغل در جایگاههای سوخت گیری حدود µg/m3 246/4±1527 و نزدیک به سطح مجاز بود (µg/m31600). در روش ارزیابی احتمال خطر نیمه کمی، ضریب ریسک محاسبه شده برای این میزان مواجهه شغلی با بنزن برابر با 4/5 بود که در پنجمین سطح ریسک (محدوده بسیار خطرناک) قرار دارد. با براورد مواجهه مزمن کارگران شاغل در جایگاههای سوختگیری با بنزن مشخص گردید که خطر سرطان در افراد مواجهه یافته 27/5 برابر افراد عادی بدون مواجهه است و در ارزیابی احتمال خطر کمی ریسک سرطان اضافی مشخص گردید که از هر 1000 نفر 3 نفر از افراد شاغل در جایگاه سوختگیری شانس ابتلا به سرطان را دارند که این عدد بسیار بیشتر از خطر قابل قبول سرطانزایی (6-10: یک در یک میلیون نفر) است.
نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان میدهد که میزان مواجهه شغلی با بنزن بالا و در محدوده خطرناک قرار دارد و ارزیابی احتمال خطر نیمه کمی و کمی نشان داد که ریسک ابتلا به سرطان در اثر مواجهه استنشاقی افراد شاغل در جایگاههای سوختگیری به طور بالقوه بسیار زیاد است (3000 برابر ریسک قابل قبول سرطانزایی). بنابراین انجام اقدامات کنترلی جهت کاهش مواجهه با این ماده شیمیایی خطرناک و سرطانزا الزامی است.
ایوب بیکی، مسعود یونسیان، رامین نبی زاده، رضا سعیدی، لیلا صوری، مهرنوش ابطحی،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: شنا یکی از محبوبترین ورزشها و تفریحات است که فواید سلامتی زیادی دارد، اما از طرف دیگر آلودگی میکروبی آب استخرهای شنا از طریق سرایت و گسترش بیماریهای عفونی تهدید مهمی علیه بهداشت عمومی محسوب میشود. در این تحقیق کیفیت میکروبی آب کلیه استخرهای عمومی شهر تهران ارزیابی شد و عوامل مؤثر بر آن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
روش بررسی: این مطالعه مقطعی با رویکرد توصیفی- تحلیلی در سال 1392 انجام شد. کلیه استخرهای عمومی شهر تهران بازرسی شده و نمونهبرداری آب جهت سنجش شاخصهای میکروبی کلیفرمهای گرماپای و شمارش بشقابی هتروتروفیک (HPC) و پارامترهای فیزیکوشیمیایی مؤثر بر کیفیت میکروبی شامل کدورت، کلر باقیمانده و pH صورت گرفت و از شاخص مجموع کیفیت میکروبی آب استخر برای توصیف وضعیت کلی استفاده شد. عوامل محتمل مؤثر بر کیفیت آب نیز از طریق بازرسی با استفاده از چک لیست بررسی شدند.
یافتهها: بررسی کیفیت میکروبی آب استخرهای شنا نشان داد که شاخصهای میکروبی کلیفرمهای گرماپای و HPC به ترتیب در 91/4 و 84/5 % موارد در سطح مطلوب قرار داشتند. سطح مطلوبیت پارامترهای کلر آزاد باقیمانده، کدورت، pH و دما نیز به ترتیب 82/7، 45/5، 85/6 و 65/4% بدست آمد. بر اساس شاخص مجموع کیفیت میکروبی آب استخر، کیفیت آب استخرها در 39/6 % موارد عالی، در 50/4 % موارد خوب و در بقیه موارد پایین تر از حد مناسب ارزیابی شد. کلر آزاد باقیمانده و کدورت آب، بار شناگران، دوره بازگشت آب به استخر، مقدار رقیقسازی و تعویض آب، نظافت، استفاده از دوش و حوضچه گندزدایی و نحوه بهرهبرداری سیستم تصفیه آب تاثیر معنیداری (P<0/05) بر روی شاخصهای میکروبی مورد مطالعه داشتند.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد که وضعیت کلی کیفیت میکروبی آب استخرهای تهران قابل قبول بوده و تجزیه و تحلیل نتایج، مداخلات مؤثرتر بر بهبود کیفیت میکروبی آب استخرهای مورد مطالعه را مشخص نمود.
نوشین راستکاری، فائزه ایزدپناه،
دوره 9، شماره 1 - ( 3-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: فرمالدئید یکی از ترکیبات آلی فرار سمی است که حذف آن از هوای آلوده ضروری است. یکی از فناوریهای موجود برای حذف این ترکیب، تجزیه فتوکاتالیستی است. هدف از انجام این مطالعه تعیین تاثیر کامپوزیت تیتانیوم اکساید به همراه گرافن اکساید احیا شده بر حذف فتوکاتالیستی گاز فرمالدئید است.
روش بررسی: در این مطالعه تجربی، ویژگیهای کاتالیست تولید شده با بررسیهای تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM) و طیف IR تعیین شد. کارایی تخریب فتوکاتالیستی کامپوزیت تیتانیوم اکساید به همراه گرافن اکساید احیا شده در تجزیه گاز فرمالدئید تحت شرایط جریان مداوم، مورد مطالعه قرار گرفت. همچنین تاثیر غلظت اولیه فرمالدئید، سرعت جریان هوا و زمان ماند بر تجزیه گاز فرمالدئید بررسی شد.
یافتهها: نتایج حاصل نشان داد که کارایی تخریب فتوکاتالیستی کامپوزیت تیتانیوم اکساید به همراه گرافن اکساید احیا شده بسیار بالاتر از تیتانیوم اکساید به تنهایی است، میزان کارایی تخریب گاز فرمالدئید با افزایش سرعت جریان هوا کاهش مییابد. بنابراین چنین از نتایج بر میآید که سرعت جریان هوا یک فاکتور کلیدی برای استفاده از کامپوزیت RGO-TiO2 به عنوان یک عامل فتوکاتالیستی است. با افزایش غلظت گاز فرمالدئید از 0/1 به ppm 1 کارایی حذف از 89 به 34 % کاهش یافت.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نمایانگر آن است که از کامپوزیت تهیه شده در این تحقیق (RGO- TiO2) میتوان به عنوان یک فتوکاتالیست مناسب جهت حذف آلایندههای گازی استفاده نمود. از مزایای کامپوزیت تهیه شده، استفاده از نور مرئی به جایUV برای فعال نمودن فرایند اکسیداسیون است.
مژگان اصغری، رامین نبی زاده، حیدر نورزاد، حامد مرتضایی،
دوره 9، شماره 3 - ( 9-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش روز افزون آلایندههای هوا و به تبع آن تاثیر نامطلوب بر کیفیت زندگی سبب شده تا استفاده از شاخصهای کیفیت هوا به منظور تعیین میزان واقعی آلایندهها به عنوان یکی از اقدامات مهم و مؤثر در اطلاع رسانی کیفیت هوا بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد. هدف این مطالعه طراحی و تدوین سامانه نرم افزاری مناسب جهت محاسبه شاخص بهداشتی کیفیت هوا (AQHI) است که با رویکردی نوین به محاسبه اثرات بهداشتی ناشی از حضور چندین آلاینده (NO2، O3، PM10، PM2.5) بطور همزمان میپردازد.
روش بررسی: شاخص بهداشتی کیفیت هوا (AQHI) در سال 2001 با همکاری محیط زیست کانادا و بهداشت کانادا توسعه یافته است و هدف این مطالعه طراحی و کدنویسی این نرم افزار در محیط Visual Basic. Net و سپس آزمون نرم افزار با استفاده از بانک اطلاعاتی 6 ایستگاه سنجش آلودگی هوا تهران شامل ایستگاههای اقدسیه، ستاد بحران، شهرداری منطقه 4، گلبرگ، پارک رز و شهرداری منطقه 11 است.
یافتهها: این برنامه به صورت یک بسته نرم افزاری قابل نصب بر روی کامپیوتر با امکان تهیه خروجی از نرم افزار بصورت فایل اکسل ارائه شده است. همچنین صحت عملکرد نرم افزار با انجام آزمون با دادههای واقعی مورد ارزیابی و تایید قرار گرفت.
نتیجهگیری: نتایج حاصله نشان میدهند که نرم افزار AQHI که در این مطالعه ارائه گردید، می تواند به عنوان ابزاری سودمند در راستای ارزیابی کیفیت هوا مورد استفاده قرار بگیرد.
اکبر غلام پور، محمد صادق حسنوند، رامین نبی زاده، زهرا علیزاده، امیر حسین محوی،
دوره 9، شماره 3 - ( 9-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه حاضر بمنظور تعیین میزان غلظت و تغییرات یونهای محلول در آب موجود در ذرات معلق TSP و PM10 هوای محیطی شهر تبریز با هدف تعیین منابع احتمالی انتشار این ذرات انجام گرفت.
روش بررسی: در طول شهریور 1392 الی مرداد 1393 با استفاده از دستگاه نمونه بردار با حجم بالا از ذرات معلق هوا نمونهبرداری گردید. یونهای محلول در آب موجود در ذرات معلق با استفاده از دستگاه اولتراسونیک استخراج شده و نهایتا به کمک دستگاه IC میزان یونها اندازهگیری شد. با استفاده از نرم افزار Stata12، آنالیز رگرسیون خطی بین یونها انجام شد تا ترکیبات عمده تشکیلدهنده یونهای ذرات مشخص گردد؛ همچنین بمنظور تعیین منابع احتمالی انتشار ذرات PM10، از مدل چرخشی واریماکس استفاده شد.
یافتهها: مجموع غلظت یونهای محلول در آب موجود در ذرات TSP و PM10 هوای محیطی شهر تبریز به ترتیب برابر 20/33±20/77 و µg/m314/08±16/04 بدست آمد. در ذرات TSP و PM10 یونهای سولفات (µg/m3 5/79± 8/69) و نیترات (µg/m3 7/9±8/47) عمدهترین یونهای محلول در آب موجود در ذرات بوده و یونهای کلسیم و سدیم در مرتبه بعدی قرار داشتند.
نتیجهگیری: نتایج مدلسازی مشخص نمود که ذرات معدنی ناشی از خاک حاشیه شهر و ذرات ثانویه ناشی از احتراق سوختها به همراه تعلیق مجدد ذرات از خاکهای آلوده منبع انتشار حدود 80 درصد از ذرات معلق PM10 منطقه شهری هستند.
علیرضا خواجه امیری، مریم زارع جدی، رضا احمدخانیها، نوشین راستکاری،
دوره 9، شماره 3 - ( 9-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: آفت کشهای ارگانوکلره دستهای از ترکیبات مختلکننده غدد درون ریز هستند که باعث ایجاد طیف وسیعی از عوارض سلامتی در انسان و نیز سرطان میشوند. بطور کلی غذاهای چرب با منشاء حیوانی مانند شیر و محصولات لبنی منبع اصلی مواجهه انسان با سموم آفت کش ارگانوکلره به ویژه DDT و متابولیتهای آن است. هدف از مطالعه حاضر ارزیابی میزان مواجهه جمعیت عمومی ساکن در شهر تهران با DDT و متابولیتهای آن از طریق مصرف شیر پاستوریزه و نیز نهایتا ارزیابی ریسک سرطان زایی و غیرسرطان زایی ناشی از این میزان مواجهه است.
روش بررسی: میزان باقیمانده آفت کشDDT و متابولیتهای آن در 60 نمونه از شیرهای پاستوریزه تجاری پر چرب ( 3 درصد چربی) توسط کروماتوگرافی گازی با دتکتور جرمی اندازهگیری شد. ارزیابی ریسک سرطان زایی و غیرسرطان زایی نیز توسط روشهای استاندارد بین المللی محاسبه گردید.
یافتهها: DDT و متابولیتهای آن در تمامی نمونههای مورد آزمون یافت شد و محدوده غلظتی آن برابر با µg/L 0/0015 تا 0/28 و میانگین غلظت باقیمانده آفت کشها به ترتیب برای o,p DDE، p,p-DDE، p,p-DDT و p,p-DDD برابر با 0/03±0/05، 0/08±0/15، 0/05±0/09 و µg/L 0/02±0/05 است. میزان میانگین تخمینی محاسبه شده برای دریافت روزانه باقیماندهDDT و متابولیتهای آن از طریق مصرف شیر در جمعیت عمومی در محدوده 0/00006 الی mg/kg/day 0/0002 است که این میزان پایینتر از حد میزان دریافت مجاز روزانه برای عوارض غیرسرطان زایی است. بنابراین ریسک خطر محاسبه شده برای عوارض غیرسرطان زایی کمتر از 1 و در محدوده ایمن بود. با این وجود ریسک تجمعی محاسبه شده در بدترین شرایط براساس ماکزیمم غلظت مشاهده شده بیش از 1 بود. از نظر ریسک سرطان زایی نیز میزان مواجهه جمعیت عمومی از نظر ریسک سرطان اضافی در محدوده ایمن ارائه شده توسط سازمان حفاظت از محیط زیست آمریکا است.
نتیجهگیری: براساس نتایج حاصل از این مطالعه، جمعیت عمومی همچنان با DDT و متابولیتهای آن مواجهه دارند، بنابراین پایش و اندازهگیری این ترکیبات در تمام گروههای سنی به ویژه کودکان توصیه میشود.
رامین نبی زاده نودهی، علیرضا مصداقی نیا، سیمین ناصری، مهدی هادی، حامد سلیمانی، پگاه بهمنی،
دوره 9، شماره 4 - ( 12-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: رسوبگذاری و خورندگی عوامل مخرب کیفیت آب آشامیدنی و تجهیزات لولهکشی محسوب میشوند. در این مطالعه تمایل به خورندگی یا رسوبگذاری آب زیرزمینی، آب مخازن ذخیره و شبکههای توزیع مورد بررسی قرار گرفت. استفاده از شاخصهای کیفی و شاخص کمی پتانسیل ترسیب کربنات کلسیم و تحلیل آماری شاخصها به منظور بررسی وضعیت آب، انجام شد.
روش بررسی: نتایج آنالیز آبهای زیرزمینی، آب مخازن ذخیره و شبکه توزیع آب روستایی شهرستانهای استان کردستان مورد تحلیل قرار گرفت. مقدار شاخصهای خورندگی لانژلیر (LI)، رایزنار (RI)، پوکوریوس (PSI) و لارسون- اسکولد (LS) و پتانسیل ترسیب کربنات کلسیم (CCPP) تعیین گردید. آستانه خورندگی یا رسوبگذاری بر مبنای شاخص CCPP تعیین و مقایسه میانگین شاخصها با مقادیر آستانه با استفاده از independent t-test انجام شد. آنالیز واریانس یکطرفه به منظور بررسی اختلاف بین مقدار شاخصها در منابع استفاده شد.
یافتهها: محدوده تعادل آب بر مبنای لانژلیر، رایزنار و پوکوریوس به ترتیب 0/05-0/1-، 9-7 و 8/5-7/1 تعیین شد. مقدار CCPP در آبهای زیرزمینی، مخازن و شبکه به ترتیب برابر با 1/29±9/27، 1/25±9/13، 1/23±11/25 تعیین گردید و مقادیر شاخصهای لانژلیر، رایزنار و پوکوریوس در هر سه منبع، نزدیک به وضعیت رسوبگذار بود. با اینحال به لحاظ آماری وضعیت تعادل معنیدار شد. براساس مقادیر شاخص لارسون-اسکولد در مورد منابع آب مورد مطالعه، آنیونهای سولفات و کلرور نقشی در رسوبگذاری ندارند.
نتیجهگیری: بررسی همزمان شاخصهای کیفی در کنار شاخص CCPP اطلاعات دقیقتری از وضعیت خورندگی و رسوبگذاری آب فراهم مینماید. توصیه میشود مقدار شاخصهای کیفی همواره در کنار شاخص CCPP بررسی شوند.
مرتضی سیفی، نوشین راستکاری، محمد صادق حسنوند، حسین ارفعی نیا، مسعود یونسیان،
دوره 10، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: جمع آوری میعانات هوای بازدمی، روشی غیرتهاجمی، ایمن و آسان است که جهت نمونهبرداری از ریهها و تحقیقات علمی و همچنین برآورد اثرات آلودگی هوا در انسان مورد استفاده قرار میگیرد. ترکیبات موجود در میعانات هوای بازدمی اکثرا شامل مولکولهای موجود در مسیرهای تنفسی است که توسط بخارات آب رقیق شدهاند و شامل یونهای ساده، هیدروژن پراکسید، پروتئینها، سایتوکاینها، دزوکسی ریبونوکلئیک اسید، کراتین، الکترولیتها، عناصر جزئی و فلزات سمی هستند. هدف از این مطالعه سنجش نشانگر زیستی اینترلوکین شش (IL-6)با استفاده از دستگاه طراحی شده جهت جمعآوری میعانات بازدمی است.
روش بررسی: در این مطالعه دستگاهی جهت جمعآوری و متراکم کردن هوای بازدمی طراحی و ساخته شد. این دستگاه دمای هوای بازدمی را تا °C 20- کاهش داده و هوای بازدمی از طریق میعان به مخلوط مایع و جامد تبدیل شده و متعاقب آن نشانگر زیستی اینترلوکین شش با استفاده از روش 96 چاهکیELISA و با استفاده از کیت تجاری HS600B R&D Kit اندازهگیری شد. در این مطالعه، میعانات هوای بازدمی 36 فرد جوان سالم جمعآوری گردید. میعانات هوای بازدمی افراد جوان سالم پس از min 15-10 تنفس بصورت پیوسته در ویال جمعآوری گردید.
یافتهها: در این مطالعه غلظت اینترلوکین شش در نمونههای گرفته شده توسط کیت مذکور pg/mL 1/08 مشاهده شد. انحراف معیار غلظت نشانگر زیستی اینترلوکین شش 0/47 اندازهگیری شد. حجم میعانات هوای بازدمی در مطالعه حاضر بین 1/2 تا mL3/5 و میانگین آن mL2/3 برای هر فرد اندازهگیری شد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که حجم میعانات هوای بازدمی جمعآوری شده با استفاده از دستگاه طراحی شده در این مطالعه، با حجم جمعآوری شده با استفاده از وسایل مشابه خارجی قابل مقایسه است. همچنین میانگین غلظت اینترلوکین شش سنجش شده مشابه مقادیری بود که توسط سایر جمعآورندهها در مطالعات مختلف گزارش شده است. نتایج نشانگر این است که میتوان دستگاه ساخته شده را بعنوان یک ابزار مناسب جهت سنجش اینترلوکین شش در میعانات هوای بازدمی به محققین معرفی نمود.
کاظم ندافی، مسعود یونسیان، ساسان فریدی، عطا رفیعی، سعید پرمی، غلامحسین صفری، رامین نبی زاده نودهی، کامیار یغمائیان، نوشین راستکاری، رضا احمدخانی ها، صادق نیازی، محمد حسینی،
دوره 10، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: هیدروکربن های آروماتیک چندحلقه ای گروهی از آلاینده های آلی هستند که عمدتا در طی احتراق ناقص تولید می شوند. هدف اصلی این مطالعه شناسایی منابع اصلی انتشار PAHs در هوای شهر تهران و تعیین سهم این منابع در میزان انتشار این ترکیبات در هوای شهر تهران است.
روش بررسی: فیلترهای حاوی ذرات از 10 ایستگاه سنجش آلودگی هوای متعلق به شرکت کنترل کیفیت هوای شهر تهران جمع آوری شد و برای آنالیز به آزمایشگاه منتقل شد. به منظور اعتبارسنجی داده های بدست آمده با روش استخراج فیلترهای شرکت کنترل کیفیت هوا، نمونه برداری همزمان با استفاده از یک پمپ نمونه بردار SKC مجهز به هد نمونه برداری با ورودی انتخابی PM10 صورت پذیرفت. جهت شناسایی منابع انتشار و تعیین سهم آنها، نسبتهای تشخیصی و آنالیز مولفه های اصلی (PCA) مورد استفاده قرار گرفت.
یافتهها: میانگین نسبتهای فنانترن به مجموع فنانترن بعلاوه آنتراسن، بنزو[a] آنتراسن به مجموع بنزو [a] آنتراسن بعلاوه کرایسن، فلورآنتن به مجموع فلورآنتن بعلاوه پایرن و نسبتهای IcP/(IcP+BghiP) در نمونه ها به ترتیب 0/79، 0/52، 0/43 و 0/38 بوده است. این نسبتها نشان میدهند که احتراق، خصوصا سوختهای فسیلی و وسایل نقلیه موتوری، منبع اصلی انتشار PAHs در تهران بوده است. همچنین نتایج آنالیز PCA نشان داد که 49، 29 و 22 درصد از انتشار PAHs در هوای شهر تهران به ترتیب منتسب به خودروهای بنزینی، خودروهای گازوئیلی و سایر منابع بودند.
نتیجهگیری: براساس نتایج این مطالعه، احتراق ـ خصوصا سوختهای فسیلی و وسایل نقلیه موتوری ـ منبع اصلی انتشار PAHs در تهران بوده است.
مهدی نوری نژاد، ناصر ارسلانی، حسن نمازی،
دوره 10، شماره 1 - ( 3-1396 )
چکیده
زمینه و هدف: نیکوتین بعنوان سمی ترین آلکالوئید در تنباکو، یکی از ترکیباتی است که باعث مرگ و میر انسان ها در طی چند دهه گذشته شده است. هدف از این مطالعه حذف نیکوتین بعنوان یک آلاینده زیست محیطی از محلول آبی با استفاده از نانوکامپوزیت هالوسیت-پلیتیوفن (HNT@PTh) است.
روش بررسی: نانوکامپوزیت HNT@PTh ابتدا با تهیه مخلوط یکنواختی از HNT و کلرید آهن (ш) به کمک آسیاب توپی و سپس انجام پلیمریزاسیون تیوفن روی سطح آن در دمای C° 5-0 تهیه گردید. در این مطالعه، پارامترهایpH ، زمان های تماس و غلظت اولیه نیکوتین در مقیاس آزمایشگاهی مورد بررسی قرار گرفت و خصوصیات فیزیکی جاذب توسط آنالیز FTIR و SEM تعیین گردید. سپس، نتایج جذب با استفاده از ایزوترم های لانگمویر و فروندلیچ توصیف شدند.
یافته ها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که فاکتورهای pH محلول، زمان های تماس و غلظت اولیه نیکوتین تاثیر مستقیم بر فرایند جذب دارند بطوریکه بیشترین میزان جذب در pH برابر با 7 برایmg 50 از جاذب طی بازه زمانی min 90 با غلظتmg/L 25 از نیکوتین بدست آمد. نتایج مطالعات ایزوترمی نیز نشان داد که جذب نیکوتین با مدل لانگمویر همخوانی بیشتر دارد.
نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان می دهد که اصلاح هالوسیت بعنوان یک ترکیب معدنی با پلی تیوفن و سنتز نانوکامپوزیت HNT@PTh می تواند بعنوان جاذب موثر برای جذب آلاینده نیکوتین بکار رود.