جستجو در مقالات منتشر شده


36 نتیجه برای رضایی

احمد جنیدی جعفری، ایوب رستگار، مهدی فرزادکیا، روشنک رضایی کلانتری، زهرا رضائی گزل‌آباد،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: کاربرد کمپوست حاوی فلزات سنگین می‌تواند میزان غلظت فلزات را در خاک و آب‌های زیرزمینی افزایش دهد. بنابراین هدف از انجام این مطالعه بررسی نشت فلزات سرب، کروم و کادمیوم از سه خاک آمیخته به کمپوست مواد زائد شهری است. روش بررسی: ابتدا خاک‌های انتخاب شده داخل ستون‌های با قطر داخلی mm 100 و ارتفاع mm 600 ریخته شده و تیمارها که شامل: کمپوست حاوی فلزات کمتر، کمپوست حاوی فلزات بیشتر و شاهد بودند هر یک در ستونی مجزا بارگذاری گردیدند. ستون‌های خاک در دمای اتاق به مدت 9 روز با آب مقطر آبیاری شدند تا اینکه ارتفاع آب مصرفی به mm 250 رسید. شیرابه جمع‌آوری شده و غلظت سرب، کروم، کادمیوم، pH و هدایت الکتریکی آن مورد آنالیز قرار گرفت. یافته‌ها: نتایج حاصل از مطالعه نشان می‌دهد، کاربرد کمپوست حاوی فلزات بیشتر بر کاهش pH، افزایش هدایت الکتریکی و نشت فلزات سرب، کروم و کادمیوم بر روی هر سه خاک نسبت به شاهد معنادار است (PV≤0.05). اما کاربرد کمپوست حاوی فلزات کمتر بر نشت فلزات نسبت به شاهد در هر سه خاک معنادار نیست (PV≥0.05). به‌طور کلی میزان نشت فلزات از هر سه خاک‌ به این ترتیب شنی لومی > شنی رسی لومی> سیلت رسی لومی است. نتیجه‌گیری: غلظت فلزات در شیرابه بستگی به وی‍ژگی‌های خاک و نوع کمپوست افزوده شده به خاک دارد. از این‌رو کاربرد کمپوست حاوی فلزات بیشتر برروی خاک‌های دارای درصد بالای شن، ممکن است آب‌های زیرزمینی را در معرض آلودگی به فلزات سنگین قرار دهد.

بابک کاکاوندی، روشنک رضایی کلانتری، احمد جنیدی جعفری، علی اسرافیلی، عبدالمجید قلیزاده، علی آذری،
دوره 7، شماره 1 - ( 4-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: استفاده بی رویه از آنتی بیوتیک ها و تخلیه آن ها به محیط زیست پیامدهای جدی و خطرناکی را به دنبال دارد. کربن فعال پودری در سطح وسیعی برای جذب این آلاینده ها استفاده شده است اما مشکلات ناشی از جداسازی آن مطرح است. هدف از این مطالعه سنتز کربن فعال مغناطیسی شده با نانو ذرات Fe3O4 و بررسی کارایی آن در حذف آموکسی سیلین از محیط های آبی بوده است. روش بررسی: مشخصات فیزیکی و ساختاری جاذب سنتز شده با تکنیک های SEM، TEM، XRD و BET مورد آنالیز قرار گرفت. همچنین برای تعیین پارامترهای ترمودینامیک، ایزوترم های تعادلی و سینتیک های فرآیند جذب تاثیر پارامترهایی نظیر pH، غلظت اولیه آموکسی سیلین و جاذب، زمان تماس و دما مورد مطالعه قرار گرفت. یافته ها: مشخصات فیزیکی کربن فعال مغناطیسی نشان داد که نانوذرات Fe3O4 دارای اندازه متوسط nm 80-30 و سطح ویژه برابر با m2/g 571 بوده است. شرایط بهینه ی جذب عبارتند از: 5=pH، زمان تماس min 90 ، دز جاذب g/L 1 و دمای C °20. داده های ایزوترم های تعادلی نشان داد که فرآیند جذب متناسب با هر دو مدل فروندلیچ و لانگمیر بوده و حداکثر ظرفیت جذب به میزان mg/g 136/98بوده است. فرآیند جذب می تواند به وسیله مدل سینتیکی شبه درجه دوم توصیف شود. مقادیر منفی به دست آمده برای ∆H0 و ∆G0 از مطالعه ترمودینامیک جذب نیز نشان داد که جذب آموکسی سیلین روی کربن فعال مغناطیسی، اگزوترمیک و خودبخودی بوده است. نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان داد که کربن فعال مغناطیسی علاوه بر داشتن ویژگی هایی چون، جداسازی سریع و آسان، پتانسیل بالایی را برای جذب آموکسی سیلین دارد. لذا می توان از آن برای جذب و جداسازی چنین آلاینده هایی از محیط های آبی استفاده نمود.

معصومه گلشن، سیمین ناصری، مهدی فرزاد کیا، علی اسرافیلی، روشنک رضایی کلانتری، لیلا کریمی تکانلو،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: استفاده از سورفکتانت‌ها منجر به افزایش دسترسی زیستی به آلاینده‌های سخت تجزیه‌پذیر از جمله PAHs می‌شود. در این راستا استفاده از بیوسورفکتانت‌ها به دلیل سازگاری با محیط زیست مورد توجه ویژه قرار دارند، اما توانایی آنها در قبال سورفکتانت‌های شیمیایی باید مورد بررسی قرار گیرد. در این تحقیق تأثیر سورفکتانت زیستی برکارایی اصلاح زیستی خاک آلوده به فنانترن مورد مقایسه با سورفکتانت شیمیایی قرار گرفت. روش بررسی: خاک عاری از هر نوع آلودگی شیمیایی و میکروبی، به طور مصنوعی به فنانترن آلوده شد، سپس محلول نمک‌های معدنی با غلظت ثابت از سورفکتانت شیمیایی تریتون X-100 و بیوسورفکتانت رامنولیپیدMR01 تهیه، بعد مخلوط میکروبی با قابلیت تجزیه فنانترن در دو سطح غلظتی (2 و 1=OD 600 nm)، به محلول مذکور اضافه شد به طوری‌که نسبت 10 درصد وزنی حجمی (خاک به محلول) حاصل گردد، کلیه نمونه‌ها و شاهد‌های مربوطه بر روی شیکر قرار گرفتند و هوادهی شدند. پس از 8 هفته غلظت فنانترن باقیمانده در خاک پس از استخراج توسط اولتراسونیک به HPLC تزریق و مورد سنجش قرار گرفت. جمعیت میکروبی نیز با روش MPN سنجش شد. این تحقیق براساس آزمایش فاکتوریل کامل انجام شد. یافته‌ها: راندمان حذف فنانترن با غلظت اولیه mg/kg 50 در حضور تریتونX-100 ،98/5% و در حضور رامنولیپیدMR01 ، 88/7% بدست آمد، در حالی‌که در غلظت mg/kg ‌300 فنانترن، این میزان برابر 87% و 76% به ترتیب برای تریتونX-100 و رامنولیپیدMR01 بدست آمد. در غیاب سورفکتانت در غلظت mg/kg 50، 60/76% و در غلظت mg/kg 300، 51% راندمان حذف فنانترن حاصل شد. راندمان حذف در OD600nm=2 بیشتر از OD600nm=1 بدست آمد. بررسی تغییرات جمعیت میکروبی با گذشت زمان نشان داد، حداکثر رشد میکروبی در هفته‌‌‌ دوم در حضور بیوسورفکتانت رامنولیپید بیشتر از تریتونX-100 بوده است. نتیجه‌گیری: در مناطق با آلودگی‌های کمتر (مناطق گسترده آلوده اطراف پالایشگاه ها) استفاده از رامنولیپید می‌تواند به عنوان یک گزینه مناسب در کاهش آلودگی مورد نظر باشد. اما در مکان‌هایی با آلودگی بالا (مناطقی که به طور متمرکز و یا تحت تأثیر حرارت آلوده شده‌اند) استفاده از سورفکتانت‌ها‌ی شیمیایی به صورت خارج از مکان (Ex situ) نتایج مطلوب‌تری را حاصل می‌نماید.

سهند جرفی، عباس رضایی، نعمت اله جعفرزاده حقیقی فرد، قاسمعلی محبعلی،
دوره 7، شماره 3 - ( 2-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: به دلیل مشکلات فرایندهای اصلاح زیستی شامل زمان بر بودن، بازده پایین و احتمال سمیت آلاینده برای جوامع زیستی، استفاده از فرایندهای اکسیداسیون پیشرفته با قابلیت بازدهی بیشتر و اصلاح در زمان کوتاه‌تر برای حذف هیدروکربن‌های آبگریز در خاک‌های آلوده مد نظر قرار گرفته‌اند. اکسیداسیون فنتون به دلیل سادگی و پتانسیل اکسیداسیون بالا بسیار مورد توجه بوده است. هدف از این مطالعه تعیین بازده اکسیداسیون شبه فنتون با استفاده از نانواکسیدهای آهن در مقایسه با آهن فرو به منظور حذف پایرن از خاک بود. روش بررسی: نسبت‌های مولی پراکسید هیدروژن به آهن تنظیم نشده با حضور آهن طبیعی خاک، 10 و 20، غلظت پراکسید هیدروژنpH mM 500-0 های 3، 5، 7 و خاک‌های حاوی نانواکسیدهای آهن، آهن فرو و آهن طبیعی بنابر روش طراحی آزمایش‌های تاگوچی برای حذف mg/kg 100 پایرن بررسی شدند. پس از تعیین شرایط بهینه، آزمایش‌ها در pH خنثی و بر روی نمونه دارای آلودگی یک ساله انجام شد. یافته‌ها: آهن فرو، نسبت مولی پراکسید هیدروژن به آهن 20، pH برابر 3 و غلظت پراکسید هیدروژن mM 500 به عنوان شرایط بهینه تعیین شدند. با اعمال شرایط بهینه، پاسخ تابع S/N به 39/322 افزایش یافته و بازده حذف پایرن در pH معادل 3 پس از زمان واکنش h 2 به 86 درصد برای آهن فرو و 83 درصد برای نانواکسیدهای آهن افزایش یافت. نتیجه‌گیری: فرایند اکسیداسیون فنتون با کاربرد نانو اکسیدهای آهن در شرایط بهینه معرفی شده و pH خنثی می‌تواند به عنوان یک جایگزین مناسب برای فرایند اکسیداسیون فنتون متداول در اصلاح شیمیایی خاک آلوده به پایرن بکار رود.


بابک کاکاوندی، مهدی مختاری، روشنک رضایی کلانتری، احسان احمدی، نوشین راستکاری، میثم فاتحی، علی آذری،
دوره 7، شماره 3 - ( 2-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: فنل یکی از آلاینده های دارای اولویت است که از طریق صنایع چرم‌سازی، رنگ‌سازی، رزین‌سازی و داروسازی تولید شده و پس از ورود به محیط زیست سبب آلودگی آب های زیر زمینی می‌‌شود. از این‌رو استفاده از یک روش مناسب جهت حذف آن امری ضروری است. هدف از این مطالعه سنتز و ارزیابی کارایی نانوکامپوزیت مغناطیسی کربن فعال-آهن صفر/ نقره (PAC-Feo/Ag) در حذف فنل از محیط های آبی است. روش بررسی: در این مطالعه به ترتیب از روش احیاء برای تبدیل آهن دو ظرفیتی به آهن صفر و روش هم ترسیبی برای نشاندن آهن بر روی کربن فعال استفاده شد. از اختلاط سریع همراه با دمای بالا نیز برای نشاندن نقره روی نانو ذرات آهن صفر استفاده گردید. ویژگی جاذب با تکنیک‌های SEM، TEM و XRD مورد آنالیز قرار گرفت. سپس تاثیر تغییرات pH، زمان تماس، دور همزن، دما و غلظت های مختلف جاذب و فنل به روش یک فاکتور در زمان، بررسی و بهینه سازی شدند. ایزوترم و سینتیک واکنش نیز تعیین شد. یافته‌ها: نتایج نشان می دهد PAC-Feo/Ag دارای ساختاری مکعبی شکل، درهم تنیده و دارای قطری در محدوده 40 تا nm 100 است.pH برابر با 3، زمان تماسmin 90، دور همزن rpm 200 و میزان جاذب g/L 1 نیز به عنوان شرایط بهینه برای حذف فنل به دست آمدند. بررسی روابط ایزوترم و سینتیک نشان داد که داده های تجربی فرایند جذب فنل بر روی PAC-Feo/Ag، به ترتیب با مدل لانگمویر (R2>0/969) و شبه درجه دوم (R2>0/965) همبستگی دارند. نتیجه‌گیری: در شرایط بهینه، جاذب اصلاح شده با آهن صفر و نقره با حداکثر راندمان 97%، توانایی جذب سریع و موثری در حذف فنل داشته و به دلیل خاصیت مغناطیسی به سادگی توسط آهنربا از نمونه محلول جداسازی می شود.


مجتبی زمانی، نعمت الله خراسانی، علی‌رضا ریاحی‌بختیاری، کرامت الله رضایی،
دوره 7، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: این مطالعه به‌منظور تعیین غلظت، منشا و شناسایی منابع ورودی پریلن و برخی ترکیبات PAH در رسوبات سطحی 3 منطقه قلم‌گوده (A)، سیاه‌کشیم (B) و تالاب مرکزی (C) واقع در تالاب انزلی انجام شد. روش بررسی: تعداد 22 نمونه رسوب (از هر 3 منطقه) و 2 نمونه خاک سطحی (فقط از منطقه A) در اردیبهشت سال 91 برداشته شد. نمونه‌برداری از خاک به‌منظور اثبات وضعیت غلظت و منشا پریلن در رسوبات مورد بررسی، صورت گرفت. استخراج هیدروکربن‌های آروماتیک حلقوی (PAH)، با استفاده از حلال‌های آلی و 2 مرحله کروماتوگرافی ستونی و آنالیز این ترکیبات، با استفاده از دستگاه GC-MS انجام گرفت. همچنین از نسبت‌های تشخیصی Ph/An، Flu/Pyr، Flu/Flu+Pyr، BaA/BaA+Chr و IP/IP+BghiP به‌منظور تعیین منشا ترکیبات PAH استفاده گردید. یافته‌ها: در تمامی نمونه‌های رسوب منشا پریلن طبیعی و منشا سایر ترکیبات PAH پتروژنیک بدست آمد. غلظت کلی ترکیبات PAH (به‌ جز پریلن) در محدوده ng/g (dry weight) 560/05 تا 1051/93 و غلظت پریلن نیز بین ng/g (dry weight) 70/65   تا 204/41 بدست آمد. غلظت کلی ترکیبات PAH و پریلن در رسوبات منطقه A به‌طور معنی‌داری بیشتر از 2 منطقه دیگر بدست آمد، در حالی‌که هیچ‌گونه رابطه معنی‌داری بین مقادیر نرمالایز شده ترکیبات PAH به TOC در بین رسوبات 3 منطقه مشاهده نشد. نتیجه‌گیری: با توجه به منشا پتروژنیک ترکیبات PAH در رسوبات سطحی تالاب می‌توان تخلیه‌ انواع فاضلاب‌های خانگی و صنعتی، فعالیت‌های بندری و کشتیرانی، فعالیت‌های استخراج، اکتشاف و پالایش نفت خام در مناطق فراساحلی و تردد قایق‌های صیادی و گردشگری را به‌عنوان منابع عمده ورود ترکیبات PAH مطرح نمود؛ اما تشخیص منشا طبیعی پریلن در نمونه‌های رسوب سطحی و خاک دلالت بر تولید این ترکیب در بخش خشکی بواسطه فعالیت موریانه‌ها و قارچ‌ها روی مواد سلولزی و چوبی کف جنگل، چوب‌های در حال فساد و باقی‌مانده فسیل آن‌ها و انتقال به تالاب است.


معصومه مقدم ارجمند، عباس رضایی، سیمین ناصری، سید سعید اشراقی،
دوره 8، شماره 1 - ( 5-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه کریپتوسپوریدیوم پاروم به عنوان یکی از عوامل بیماری‌زای مهم منتقله از آب با مقاومت زیاد در برابر روش‌های متداول گند‌زدایی و با توان ایجاد مشکلاتی در منابع آب مطرح است. بدلیل مشکلات مطرح در مطالعات کریپتوسپوریدیوم، جهت برآورد غیرفعال سازی و ارزیابی کیفیت آب، استفاده از اسپور باسیلوس سوبتیلیس غیر بیماری‌زا به عنوان مدل توصیه شده است. از سوی دیگر، در سال‌های اخیر توجه ویژه ای به فرایندهای الکتروشیمی به عنوان یک تکنولوژی سازگار با محیط زیست و کارامد در تصفیه و گندزدایی آب شده است. هدف از انجام این تحقیق، ارائه روشی جهت ارتقاء کیفیت آب آشامیدنی است. روش بررسی: در این تحقیق، سیستم الکتروشیمی حاوی الکترودهای استیل به ابعاد cm 4 × 8 در حجم mL 200 از آب آشامیدنی واجد mg/L 4-1 سدیم کلراید مورد استفاده قرار گرفت. سوسپانسیون میکروبی واجد تعداد مشخصی از اسپور باسیلوس سوبتیلیس(ATCC 6633) مطابق باروش استانداردمک فارلند، در محدوده 103 تا 106 اسپور در هر میلی لیتر تهیه گردید. ارزیابی حذف عامل میکروبی هر min 15 طی زمان min 60 با نمونه برداری و انتقال به محیط کشت تریپتیکاز سوی آگار صورت پذیرفت. متغییرهای تعداداسپورهای باکتری، میزان حمایت کننده الکترولیتی، میزان جریان القائی و زمان واکنش مورد ارزیابی قرار گرفتند. یافته‌ها: فرایند الکتروشیمیائی پیشنهادی بدون استفاده از حمایت کننده الکترولیتی در جریان‌های الکتریکی کمتر از mA 100 در زمان min 60 قادر به حذف کامل اسپور باسیلوس سوبتیلیس با تراکم 104 تا 106 نبود. افزودن الکترولیت حمایتی سدیم کلراید با غلظت mg/L 4 موجب حذف کامل اسپور در پایان min 60 گردید. نتیجه‌گیری: افزودن حمایت کننده الکترولیتی سدیم کلراید بدلیل افزایش فرایندهای اکسیداسیون مستقیم و غیر مستقیم‌، تاثیر میکروب‌کشی فرایند الکتروشیمیائی را به طور قابل ملاحظه‌ای افزایش می‌دهد. بهبود فرایند گندزدایی آب تا رسیدن به حذف کامل اسپور در زمان min 60‌، با حضور سدیم کلراید می‌تواند بدلیل تولید بیشتر عوامل اکسیدانت تولید شده در آند باشد.


فاطمه رضایی، حسین کاکویی، رضا احمد خانی ها، کمال اعظم، لیلا امیدی، سید جمال الدین شاه طاهری،
دوره 8، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: هیدروکربن‌های چند حلقه ای آروماتیک به عنوان آلاینده های اصلی موجود در هوای شهرها دارای اثر جهش زایی بوده و تغییرات فصلی بر میزان مواجهه با این ترکیبات موثر است. مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان مواجهه شغلی شاغلین کیوسک‌ های روزنامه فروشی با هیدروکربن‌های چند حلقه ای آروماتیک موجود در هوای شهر تهران در دو فصل گرم و سرد سال و مقایسه میزان مواجهه در هر دو فصل طراحی و اجرا گردید. روش بررسی: ارزیابی مواجهه شغلی با هیدروکربن‌ های چند حلقه ای آروماتیک از طریق نمونه برداری فردی توسط روش 5515 موسسه ملی ایمنی و سلامت حرفه ای با استفاده از دستگاه کروماتوگرافی گازی مجهز به آشکارساز اسپکتروفتومتر جرمی انجام گردید. جهت ارزیابی تاثیر تغییرات فصلی بر میزان مواجهه آزمون Mann-Whitney test بکار گرفته شد. یافته ها: مواجهه شاغلین کیوسک‌ های روزنامه فروشی واقع در منطقه جنوب تهران با ترکیب سرطان‌زای بنزو آلفا پیرن در فصل تابستان با میانگین µg/m3 0/010 ±0/148 و در فصل پاییز با میانگین µg/m3 0/041 ±0/417 بیش از مواجهه شاغلین کیوسک‌های روزنامه فروشی در سایر موقعیت های جغرافیایی مورد بررسی بود. میزان مواجهه شاغلین با هیدروکربن‌های چند حلقه ای آروماتیک در فصل سرد بطور معنی داری (0/001>p) بالاتر از میزان مواجهه آنان در فصل گرم بود. نتیجهگیری: میزان مواجهه شاغلین کیوسک‌ های روزنامه فروشی در فصل پاییز دو تا سه برابر بیش از میانگین مواجهه روزانه در فصل تابستان بود. شاغلین کیوسک‌ های روزنامه فروشی واقع در منطقه جنوب تهران مواجهه بیشتری با هیدروکربن‌ های چند حلقه ای آروماتیک داشتند.


علی میثاقی، معصومه سعیدی، نگین نوری، محمدرضا رضایی گلستانی،
دوره 11، شماره 1 - ( 3-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: ترکیبات ضد میکروبی طبیعی دارای ظرفیت ارزشمندی برای استفاده در انواع مواد غذایی جهت مقابله با میکروارگانیسم‌های بیماری‌زا و عامل فساد هستند. اهداف این مطالعه شامل تولید فیلم‌های زیست‌تخریب‌پذیر به کمک ترکیب پلی‌لاکتیک اسید با غلظت‌های مختلف اسانس پونه کوهی و یا عصاره اتانولی بره‌موم و بررسی ویژگی‌های فیزیکی و ضدمیکروبی فیلم‌های حاصل بودند.
روش بررسی: فیلم‌های فعال بر پایه پلی‌لاکتیک اسید به کمک روش قالب‌گیری تولید شدند و ضخامت و مهمترین پارامتر‌های رنگی آنها به ترتیب به کمک میکرومتر دیجیتال و دستگاه رنگ‌سنج اندازه‌گیری شدند. در ادامه اثرات ضد‌باکتریایی فیلم‌های حاصل علیه چهار باکتری بیماری‌زای رایج غذازاد شامل استافیلوکوکوس اورئوس، اشرشیا کلی، ویبریو پاراهمولیتیکوس و لیستریا مونوسایتوژنز، بوسیله روش انتشار دیسک مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافته‌ها: نتایج ارزیابی‌های فیزیکی نشان دادند که اولا با اضافه شدن غلظت‌های مختلف دو ماده فعال، غالبا ضخامت فیلم‌های حاصل بصورت معنی‌داری افزایش یافت (0/05 < p)، و ثانیا، حضور این ترکیبات در ساختار فیلم‌ها همزمان باعث کاهش روشنایی و افزایش میزان زردی و قرمزی فیلم‌ها شد. هیچ‌یک از فیلم‌های پلی‌لاکتیک اسید خالص و یا حاوی عصاره بره‌موم، اثر ضد‌میکروبی به جای نگذاشتند، اما تمامی فیلم‌های حاوی درصد‌های بالاتر اسانس پونه کوهی (۵ و ۱۰ درصد) به‌صورت وابسته به غلظت علیه هر ۴ سویه باکتریایی موثر بودند، و این اثرات در رابطه با باکتری‌های گرم مثبت شدیدتر ثبت شد. بیشترین هاله عدم رشد هم در مورد فیلم شماره حاوی ۱۰ درصد اسانس و ۲ درصد بره‌موم ثبت شد که مقادیر آن به ترتیب 56/66، ۴5/۴6، 17/91و
17/65mm در مورد استافیلوکوکوس اورئوس، لیستریا مونوسایتوژنز، ویبریو پاراهمولیتیکوس و اشرشیاکلی بودند.
نتیجه‌گیری: براساس یافته‌های این مطالعه، حضور عصاره اتانولی بره‌موم به تنهایی در فرمولاسیون اولیه فیلم‌های پلی لاکتیک اسید علیه چهار پاتوژن غذازاد مورد مطالعه تاثیرگذار نبوده، در حالی‌که اضافه شدن این ترکیب به فیلم‌های حاوی اسانس پونه کوهی موجب افزایش ویژگی‌های موثر ضد باکتریایی فیلم‌های حاصل شد. در نتیجه، استفاده‌ همزمان از این دو ترکیب در ساختار فیلم‌های آبگریز مانند فیلم پلی لاکتیک اسید برای تولید فیلم‌های فعال بسته‌بندی مواد غذایی توصیه می‌گردد.

 

هاشم حسینی، عطا شاکری، محسن رضایی، مجید دشتی برمکی، مهدی شهرکی،
دوره 11، شماره 4 - ( 12-1397 )
چکیده

زمینه و هدف: مخازن آب چاه‌نیمه در استان سیستان و بلوچستان مهمترین منبع تامین کننده آب شرب و کشاورزی هستند. بارش، جغرافیای حوضه آبریز، اتمسفر، زمین شناسی و فعالیت‌های انسانزاد فاکتورهای تاثیرگذار برروی کیفیت آب مخازن چاه‌‌نیمه‌ها هستند. بنابراین پایش و ارزیابی کیفیت آب چهار مخزن چاه‌نیمه از اهداف اصلی این پژوهش است.
روش بررسی: نمونهبرداری آب از 84 ایستگاه در چاهنیمهها، براساس روش‌های استاندارد در دو دوره (شهریور ماه 1396 و فروردین ‌ماه 1397) صورت گرفت و یون‌های اصلی، کلیفرم، BOD، هدایت الکتریکی، ذرات جامد محلول، اسیدیته و نیترات اندازه‌گیری شدند. نمودارهای پایپر وگیبس و روش‌های آماری برای تحلیل‌های هیدروژئوشیمیایی داده‌ها مورد استفاده قرار گرفتند. به‌منظور تعیین وضعیت کیفی آب از شاخص کیفیت آب (WQI) استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج تحلیل هیدروژئوشیمیایی نشان دهنده تغییر تیپ آب از بیکربناته سدیک و سولفاته سدیک به کلروره سدیک در طی دوره‌های نمونه‌برداری است. نمودار گیبس نشان داد که هوازدگی سنگ‌ها به‌طور عمده کنترل‌کننده شیمی یون‌های اصلی آب بوده است. نتایج تحلیل‌های آماری مشخص کرد که همبستگی بالایی میان پارامترهایی مانند کلیفرم، نیترات، سولفات و کلر با شاخص کیفیت آب وجود دارد. نتایج پهنه‌بندی کیفی آب براساس شاخص WQI نشانگر کاهش کیفیت آب چاه‌نیمه‌ها به ترتیب چاه‌نیمه‌های 3، 2، 1 و 4 است.
نتیجه‌گیری: در این مطالعه استفاده از روش WQI برای تفسیر آسان و سریع داده‌ها به‌منظور استفاده آب شرب، بسیار مفید بوده است. براساس تقسیم بندی WQI اکثر نمونه‌های آب در محدوده خوب تا ضعیف قرار گرفته‌اند.
 

مهتاب خلجی، سید عباس حسینی، رسول قربانی، ناصر آق، حسن رضایی،
دوره 12، شماره 2 - ( 6-1398 )
چکیده

زمینه و هدف: وجود مواد مغذی در پساب (عمدتا نیتروژن و فسفر) سبب غنی شدن محیط و بلوم­های جلبکی و در نتیجه ایجاد مشکلات متعددی در محیط­های آبی می­گردد. از میان روش­های مختلفی که برای جداسازی مواد مغذی پساب­ها به‌کار گرفته شده‌اند، ریزجلبک­ها دارای کارایی مناسبی هستند. ریزجلبک کلرلا ولگاریس دارای ویژگی­هایی از جمله، رشد بالا، مقاوم نسبت به دست‌کاری در سیستم‌های پرورشی، فناوری ساده و ارزان تولید و همچنین سرعت بالای جذب مواد مغذی از جمله فسفات و نیترات است.
روش بررسی: در تحقیق حاضر دو غلظت از ریزجلبک کلرلا ولگاریس million cell/mL) 13 و 26) را در  پساب صنایع لبنی با درصد رقیق سازی (25، 50 و 75 درصد) تزریق و میزان حذف مواد مغذی و رشد ریزجلبک در طی دوره رشد بررسی گردید.
یافته­ها: نتایج نشان داد که غلظت­های مختلف جلبک و درصدهای مختلف رقیق سازی (25 ،50، 75 درصد) در حذف مواد مغذی و رشد ریزجلبک اثر بسزایی دارند. جذب مواد مغذی (نیترات، فسفات و آمونیاک) در تیمارهای گروه اول به ترتیب 57/01، 51/84و 43/15  درصد در مقایسه با تیمارهای گروه دوم با قابلیت جذب 29/15، 51/84 و 43/15 بیشتر است. در هر دو غلظت جلبک بیشترین درصد جذب فسفات و آمونیاک در رقت 25 درصد پساب و بیشترین درصد جذب نیترات در گروه اول مربوط به رقت 50 درصد و در گروه دوم مربوط به رقت 75 درصد است.
نتیجه‌گیری: زمانی‌که غلظت ریزجلبک کلرلا ولگاریس گروه اول million cell/mL 13 است درصد بیشتری مواد مغذی (‌نیترات، فسفات، آمونیاک) نسبت به گروه دوم با غلظت  million cell/mL26 حذف شد. با افزایش غلظت ریزجلبک جذب مواد مغذی کاهش می­یابد. در مورد درصد جذب نیترات هر چقدر غلظت جلبک افزایش یابد در رقیق سازی بیشتر جذب صورت می­گیرد.
 

علیرضا پاکدل، محسن شمس، سهیلا رضایی، علی موسوی زاده، نرگس روستایی، محمد مهدی بانشی،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1401 )
چکیده


چکیده
زمینه و هدف: افزایش سطح آگاهی بهداشتی کارکنان تهیه، تولید و توزیع مواد غذایی تاثیر مستقیمی را در ارتقای سطح بهداشت عمومی جامعه دارد. سیستم آموزشی آموزشگاه‌های بهداشت اصناف نیز مانند سایر نظام‌های آموزشی، در برگیرنده درون‌داد، فرایند و برون‌داد آموزش هستند. هدف مطالعه حاضر، ارزیابی این عناصر نظام آموزشی آموزشگاه‌های بهداشت اصناف شهر شیراز است.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی به ارزیابی درون‌داد، فرایند و برون‌داد آموزشی 7 آموزشگاه بهداشت فعال در شهر شیراز پرداخته شد. عوامل موثر در درون‌داد آموزشگاه‌ها به کمک چک لیست بازرسی آموزشگاه‌های بهداشت، فرایند آموزش با استفاده از فرم رضایت‌سنجی و برون‌داد آموزشی به کمک چک لیست بازرسی اماکن آیین‌نامه ماده 13 ارزیابی شد. عملکرد بهداشتی تعداد 160 واحد صنفی دارای گواهینامه بهداشت و 160 واحد صنفی فاقد گواهینامه، به عنوان معیار اثربخشی، بررسی شد. داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار  IBM SPSS21و به کمک ضریب همبستگی اسپیرمن، آزمون‌های آماری ناپارامتری من-ویتنی و کروسکال والیس تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: یافته‌های ارزیابی درون‌داد آموزش، همبستگی قوی و ارتباط معنی‌داری را بین امتیاز کل ارزیابی آموزشگاه‌ها و "نحوه نظارت" (0/96)، "مدیر آموزشگاه" (0/941) نشان داد. همچنین در ارزیابی فرایند نیز "محیط آموزشی" و "کلیات برنامه‌های آموزشی" با ضریب همبستگی 0/99 و 0/84، بیشترین ارتباط را با نمره کل ارزیابی فرایند داشتند. در تمام زمینه‌های بهداشتی مورد بررسی، تفاوت معنی‌داری (0/001= p) بین میانگین نمره کسب شده توسط اصناف دارا و فاقد گواهینامه وجود داشت. میانگین نمره کسب شده توسط اماکن عمومی و مراکز تهیه و توزیع مواد غذایی دارای گواهینامه به‌ترتیب برابر با 91/81 و 70/71 بود.
نتیجه‌گیری: آموزش بهداشت تاثیر زیادی در عملکرد بهداشتی افراد دارد. برخی عناصر تاثیر بیشتری را بر روی رسیدن به برون‌داد آموزشی مطلوب دارند. برای مثال، تجدیدنظر و به‌روزرسانی محتوای آموزش و تدوین برنامه آموزشی متناسب با تمامی گروه‌های آموزش‌گیرنده می‌تواند عملکرد برون‌داد فرایند آموزش را بهبود ببخشد.

 


زهره اکبری جونوش، عباس رضایی، علی غفاری نژاد،
دوره 15، شماره 2 - ( 5-1401 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعه حاضر با هدف ارائه سیستم الکتروکاتالیستی مؤثر بر پایه کاتد Ni-Fe/Fe3O4 جهت کاهش نیترات و گندزدایی آب آلوده به‌طور همزمان انجام‌ شده است.
روش بررسی: در ابتدا الکترود Ni-Fe به‌وسیله فرایند رسوب الکتروشیمیایی سنتز و سپس خصوصیات فیزیکی آن توسط آنالیزهای میکروسکوپ الکترونی روبشی انتشار میدان (FESEM)، پراش اشعه ایکس (XRD)، آنالیز (Brunauer-Emmett-Teller) BET و طیف‌سنجی فوتوالکترون اشعه ایکس (XPS) مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش گندزدایی و احیای نیترات به‌صورت همزمان تحت شرایط: mg 15 نانو ذرات Fe3O4، pH برابر با 6/5، NaCl برابر با mM 10، mg/L 50 نیترات، CFU/mL 105 باکتری اشرشیاکلی و دانسیته جریان mA/cm2 4 انجام گرفت.
یافته‌ها: براساس نتایج بدست ‌آمده در شرایط عدم حضور نیترات، 100 درصد باکتری‌های اشرشیاکلی بعد از min 12 گندزدایی شدند. در حضور نیترات، زمان گندزدایی کامل افزایش یافت و به  min120 رسید. در شرایط عدم حضور باکتری، 83 درصد نیترات در min 240 حذف گردید که در حضور باکتری راندمان احیای نیترات اندکی افزایش و به 88 درصد رسید. نیترات احیا شده در حالت اول منجر به تولید مقادیر ناچیز نیتریت با غلظت mg/L 0/22 و  mg/L 3/6 آمونیوم شد که در حضور باکتری مقادیر نیتریت و آمونیوم تولیدی به ترتیب به mg/L 0/42 و mg/L 7/3 افزایش یافت.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان‌دهنده توانایی بسیار مناسب الکترود Ni-Fe/Fe3O4 در کاهش الکتروکاتالیستی نیترات و گندزدایی آب آلوده به‌صورت مجزا و همزمان با راندمان بالا و انتخاب پذیری بالا نسبت به نیتروژن است.

سارا غیور، عباس رضایی، محسن حیدری،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: زمین‌های کشاورزی اطراف تهران به دلیل مجاورت با منابع آلودگی ممکن است به انواع آلاینده‌ها آلوده شوند و لازم است این آلودگی مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین، اهداف این مطالعه تعیین سطح آلودگی برخی عناصر جزئی در خاک کشاورزی اطراف تهران و ارزیابی ریسک بهداشتی مربوطه بودند.
روش بررسی: در این مطالعه 43 نمونه خاک از زمین‌های کشاورزی اطراف تهران جمع آوری شد. نمونه‌ها آماده سازی و هضم اسیدی شدند و غلظت‌های وانادیوم، لیتیوم، لانتانیوم، مولیبدن و آنتیموان با ICP-OES سنجش شد. براساس غلظت‌های عناصر در خاک، شاخص‌های آلودگی و ریسک غیرسرطانزایی (مبتنی بر شبیه سازی مونت کارلو) ارزیابی شدند.
یافته‌ها: از بین عناصر مورد مطالعه، وانادیوم (mg/kg 131) دارای بالاترین غلظت بود و به دنبال آن لانتانیوم > لیتیوم > آنتیموان > مولیبدن قرار داشتند. مقادیر شاخص زمین انباشتگی (Igeo) و فاکتور غنی شدگی (EF) به ترتیب در محدوده 1/9- تا 0/8 و 0/5 تا 3/1 بودند. مقادیر شاخص آلودگی جامع نمرو (NIPI) در محدوده 1/3 تا 2/0 بودند. مقدار شاخص ریسک غیرسرطانزایی برای لیتیوم، مولیبدن، آنتیموان و وانادیوم ناچیز، اما برای لانتانیوم فراتر از حد آستانه بود.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که زمین‌های کشاورزی اطراف تهران به میزان کم تا متوسط به عناصر جزیی آلوده هستند. با این حال، ریسک غیرسرطانزای غیرقابل قبولی برای لانتانیوم موجود در خاک کشاورزی برآورد شد. بنابراین، لازم است آلودگی لانتانیوم در خاک‌های کشاورزی اطراف تهران بطور ویژه مورد توجه قرار گیرد.
 

فاطمه رضایی، میثم رستگاری مهر، عطا شاکری،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده

زمینه و هدف: کمبود منابع آب موجب مورد توجه قرار گرفتن زهاب­ ها جهت مصرف مجدد در قالب طرح ­های شورورزی شده است. در این پژوهش امکان استفاده از زهاب تولیدی مجتمع­ های کشت و صنعت وارده به تالاب خرمشهر شورورزی صرفا از نقطه نظر ارزیابی آفت­ کش­ های مورد استفاده در منطقه مورد مطالعه بررسی شد.
روش بررسی: در مجموع ده نمونه آب، چهار نمونه رسوب، دو نمونه گیاه (ریشه و اندام هوایی) و دو نمونه ماهی (کبد و ماهیچه) برداشت و توسط کروماتوگرافی گازی طیف سنج جرمی (GC-MS) تجزیه و به منظور ارزیابی خطر اکولوژیکی، واحد سمیت (TU) و ضریب خطر (RQ) محاسبه شدند.
یافته ­ها: گلیفوسات و آمترین در تمام نمونه­ ها غلظت زیر حد آشکارسازی و 2.4.D، متریبوزین و آترازین غلظت قابل تشخیص در نمونه­ ها داشتند، که از این بین فقط ضریب خطر مربوط به متریبوزین، خطر اکولوژیکی متوسطی را نشان داد. با این وجود نسبت به مقادیر استاندارد ارائه شده توسط سازمان­ های محیط زیستی، مقادیر کمتری داشتند. از طرفی متریبوزین و آترازین غلظت بالایی در ساقه و برگ نیزارهای منطقه داشتند که می­ تواند بیانگر نقش پالاینده این گیاه برای آب و رسوب از ترکیبات نام ­برده باشد.
نتیجه­ گیری: استفاده مجدد از زهاب مجتمع­ های کشت و صنعت امیرکبیر و میرزاکوچک خان در راستای اجرای طرح شورورزی از نقطه نظر آلودگی به آفت­ کش­ های مورد مطالعه مشکل خاصی ایجاد نمی ­کند. این امر با توجه به غلظت­ های ناچیز ترکیبات موردنظر در کبد و زیر حد آشکارسازی در ماهیچه ماهی تایید می­ شود. با این وجود انجام مطالعات بیشتر جهت ارزیابی کیفی زهاب به انواع آلودگی­ های دیگر نیز ضروری به نظر می­ رسد.
 

فاطمه زورمند، قاسم حسنی، نرگس روستایی، سهیلا رضایی،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده

زمینه و هدف: گسترش فناوری در دهه‌های اخیر سبب افزایش مصرف محصولات الکترونیک تا میزان million tons/year 2/5 در جهان شده است. با این‌حال داده‌های محلی محدودی از میزان تولید پسماندهای الکتریکی و الکترونیکی وجود دارد. لذا هدف این مطالعه برآورد میزان تولید و درصد اجزای با ارزش و خطرناک پسماندهای الکترونیکی خانوارها و ادارات دولتی شهر آباده طشک است.
روش بررسی: ابتدا تعداد 27 قلم از تجهیزات الکتریکی و الکترونیکی موجود در 200 خانوار و 40 اداره دولتی شهر آباده طشک در سال 1401، با استفاده از پرسشنامه تعیین و سپس با روش استفاده و مصرف و بر اساس میانگین وزن و طول عمر تجهیزات، میزان تولید این پسماندها برآورد گردید. اجزای با ارزش شامل آهن، مس، آلومینیوم، پلاستیک، نقره، طلا، قلع و روی و اجزای خطرناک آنها شامل کبالت، باریوم، آرسنیک، آنتیموان، کروم، نیکل، سرب و جیوه نیز تعیین شدند.
یافته‌ها: سرانه پسماندهای الکتریکی و الکترونیکی به ازای هر خانوار kg/year 25 و به ازای هر نفر kg/year 7/9 برآورد گردید. میزان کل این پسماندها در ادارات دولتی tons/year 3/53 بود. وزن کل ترکیبات با ارزش 574/85 و kg 24/41و وزن کل ترکیبات خطرناک نیز 25/99 و kg 1/07 به ترتیب برای خانوارها و ادارات دولتی برآورد شد. نتایج نشان داد که آهن و پلاستیک بیش از 70 درصد وزن ترکیبات با ارزش و آرسنیک و سرب بیش از 60 درصد وزن ترکیبات خطرناک این پسماندها را شامل می‌شوند.
نتیجه‌گیری: با توجه به وجود ترکیبات با ارزش در پسماندهای الکتریکی و الکترونیکی شهر آباده طشک و امکان بازیافت آنها و از سوی دیﮕر به علت امکان ورود ترکیبات خطرناک این پسماندها به محیط و ایجاد اثرات نامطلوب در انسان و محیط‌زیست، برنامه‌ریزی جهت مدیریت این پسماندها ضروری به نظر می‌رسد.
 


صفحه 2 از 2    
2
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سلامت و محیط زیست می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb