135 نتیجه برای Ph
نبی شریعتی فر، جعفر حاجوی، سید حسین ابطحی ایوری، مجتبی کیان مهر،
دوره 15، شماره 4 - ( 12-1401 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی اثرات محافظتی عصارههای آبی و اتانولی آویشن شیرازی (Zataria multiflora Boiss) بر آسیب DNA لنفوسیتهای انسان با استفاده از روش کامت، انجام شد.
روش بررسی: لنفوسیتهای خون محیطی از 16 داوطلب سالم جدا شد. سلولها ابتدا با 100 میکرومولار H2O2 و نیز عصارههای آبی و الکلی برگ آویشن با غلظت mg/mL 2/5 بطور جداگانه تیمار شدند. نهایتاً سلولها در ترکیبی از H2O2 جهت ایجاد آسیب DNA با عصاره آبی و الکلی در دمای C0 4 به مدت min 30، انکوبه شدند. میزان مهاجرت DNA در سلولها با استفاده از روش کامت اندازه گیری گردید و آسیب DNA به صورت سه شاخص: طول دنباله، درصد DNA در دنباله و اندازه حرکت دنباله بیان شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که آسیب DNAلنفوسیتهای در معرض عصاره اتانولی آویشن شیرازی به طور قابل توجهی کمتر از لنفوسیتهای تیمار شده با H2O2 بود. علاوه بر این، طول دم (µm) 1/62±5/48 در مقابل 6/90±22/82، درصد DNA در دم 1/55±4/56 در مقابل 4/55±16/00، و اندازه حرکت دم (µm) 0/11±0/28 در مقابل 0/83±2/33 بود (0/001 p <).
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که عصارههای آبی و اتانولی آویشن شیرازی به طور قابل توجهی قادر به حذف رادیکالهای DPPH از طریق مکانیسم احتمالی فعالیت مهار رادیکال هستند. در نتیجه، عصاره اتانولی اثر بهتری نسبت به عصاره آبی آویشن شیرازی در جلوگیری از آسیب اکسیداتیو DNA به لنفوسیتهای انسانی داشت.
غلامعلی شریفی عرب، محمد احمدی، نبی شریعتی فر، پیمان آریایی،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: هیدروکربنهای آروماتیک چند هستهای (PAHs) از ترکیبات با احتمال سرطان زایی و جهش زایی بالایی هستند. هدف از این مطالعه بررسی میزان 16 مورد از این ترکیبات در انواع مختلف کنسروهای ماهی است.
روش بررسی: در این پژوهش ابتدا کربن نانوتیوب چند جداره با روش استخراج فاز جامد، مغناطیسی گردید و سپس کامپوزیت سنتز شده جهت استخراج ترکیبات از ماتریکس نمونههای کنسرو ماهی مورد استفاده قرار گرفت. در آخر غلظت هرکدام از این ترکیبات از طریق دستگاه کروماتوگرافی گازی/اسپکتروفتومتر جرمی (GC/MS) اندازهگیری شد.
یافتهها: نتایج این پژوهش نشان داد که بالاترین میزان میانگین کل و 4 هیدروکربنهای آروماتیک چند هستهای به ترتیب مقدار µg/kg 5/29±20/22 و µg/kg 1/41±6/07 بوده است. همچنین بالاترین میزان میانگین بنزو پیرن (BaP) یافت شده در تمام نمونهها میزان µg/kg 0/41±1/34 بوده است که از استانداردهای موجود پایینتر بوده است (استاندارد اتحادیه اروپا برای بنزو پیرن در ماهی میزان µg/kg 2 است). میزان این ترکیبات در انواع تنهای ماهی به این صورت بود: تن ماهی در روغن زیتون> تن ماهی با شوید> تن ماهی ساده> تن ماهی در آب نمک و در آخر میزان این ترکیبات در برند A از سایر برندها بیشتر بوده است.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این پژوهش و به دلیل پایینتر بودن میانگین کل هر کدام از این ترکیبات نسبت به استانداردهای موجود در انواع مختلف کنسرو ماهی میتوان بیان نمود که خطری از این بابت مصرف کنندهها را تهدید نمیکند.
طاهره ابراهیمی، خسرو پیری، اصغر عبدلی، مسعود توحیدفر،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: گسترش صنایع آلوده کننده، ترکیبات خطرناکی نظیر فنلها را به محیط وارد میکند. اخیراً روش های نظیر کشت ریشههای مویین جهت حذف این ترکیبات سمی مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این مطالعه مروری، بررسی استفاده از ریشه های مویین برای جذب آلاینده های فنل و پارامترهای تأثیرگذار بر روی جذب این آلاینده ها توسط ریشه ها است.
روش بررسی: این مطالعه به روش مروری_توصیفی بر روی مطالعات انجـام شده در مورد پالایش ترکیبات فنل توسط ریشه های مویین بـر مبنـای مرور مقالات موجود در پایگاه داده های Science Direct،PubMed و Google Scholar و کلیدواژههایی مانندPhytoremediation ، Hairy root، Phenol، Transgenic roots جمع آوری گردید.
یافتهها: ریشههای مویین در حذف آلاینده فنل بسیار موفق عمل کردند که علت آن وجود آنزیمهای پراکسیداز است که به مقدار زیاد توسط ریشه های مویین تولید میشود. بر طبق مطالعات صورت گرفته، گیاهانی نظیر کلزا (Brassica napus) و دیگر گیاهان به دلیل داشتن مقدار زیادی آنزیم های پراکسیداز دارای کارایی بالایی در حذف آلودگی فنل تا غلظت mg/L 500 در حضور هیدروژن پراکسید (H2O2) و در محدوده وسیعی از pH (4-9) هستند.
نتیجه گیری: با توجه به مطالعات انجام شده در زمینه استفاده از ریشههای مویین برای حذف آلودگی فنل، میتوان نتیجه گرفت که ریشه های مویین قدرت جذب قابل توجهی برای فنل دارند. با این حال، مطالعات نشان میدهد که عوامل مختلفی مانند غلظت فنل، زمان تماس، pH و دما میتوانند بر عملکرد جذب ریشههای مویین تأثیر بگذارند. بنابراین نیاز به تحقیقات بیشتر در زمینه بهینهسازی شرایط برای حذف آلودگی فنل وجود دارد.
عطیه شریفی، مسلم دلیری، محمد نیرومند، سیدعلیرضا سبحانی، مسلم شریفی نیا،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: حضور بقایای ترکیبات فعال دارویی (به ویژه آنتیبیوتیکها) در طبیعت، می تواند برای سلامت محیط زیست و جامعه انسانی بسیار خطرآفرین باشد. تحقیق حاضر با هدف ارزیابی اثرات تماس طولانیمدت غلظت های مختلف آنتیبیوتیک آموکسیسیلین موجود در محیط پرورشی بر مقاومت در برابر استرس محیطی و ترکیبات بیوشیمیایی در بدن میگوی پاسفید غربی (P. vannamei) انجام شد.
روش بررسی: در قالب یک طرح کاملاً تصادفی تعداد 600 قطعه میگو با میانگین (± انحراف معیار) وزن g 0/37± 9/28 و طول کل cm 1/77±9/23 در چهار تیمار آزمایشی فاقد آلودگی آنتیبیوتیک آموکسیسیلین در محیط پرورشی (تیمار کنترل یا 1) و سه تیمار دیگر با غلظتهای 100، 300 و μg/L 500 آنتیبیوتیک موجود در آب (به ترتیب تیمارهای 2، 3 و 4) و در سه تکرار به مدت 60 روز مورد آزمایش قرار گرفتند. در پایان آزمایش، از هر تیمار 5 نمونه میگو برای آزمایش ترکیبات بیوشیمیایی لاشه (پروتئین، چربی، رطوبت و خاکستر) نمونه برداری شد. همچنین تعداد 10 عدد میگو از هر تیمار نیز به طور تصادفی انتخاب و در ظروف های پلاستیکی با گنجایش L 50 به مدت h 48 تحت استرس شوری ppt 50 قرار گرفتند و در پایان میزان بازماندگی محاسبه شد.
یافتهها: نتایج آزمایش ترکیبات بیوشیمیایی بدن نشان داد که مقادیر درصد رطوبت و پروتئین لاشه در بین تیمارها تفاوت معنیداری نداشتند (0/05<p). سطح چربی لاشه به طور کلی در تیمارهای تحت آلودگی آنتی بیوتیک نسبت به تیمار کنترل افزایش یافت، اما این افزایش فقط برای تیمار 2 (با مقدار 5/50±29/30) معنی دار بود (0/05>p). درصد خاکستر نیز به ترتیب در تیمارهای کنترل و تیمار 4 کمترین مقدار را داشت که از نظر آماری با مقادیر تیمارهای 2 و 3 متفاوت بود (0/05> p). بیشترین میزان بازماندگی میگوها تحت شرایط مواجهه با استرس شوری نیز در تیمارهای 2 و 3 (با مقدار 95 درصد) و کمترین مقدار نیز در تیمار 4 (با مقدار 70 درصد) مشاهده شد که به طور کلی با تیمار کنترل تفاوت معنی داری داشتند (0/01>p).
نتیجهگیری: وجود بقایای آلودگی آنتیبیوتیک آموکسی سیلین در دوزهای بالا (حتی در کوتاه مدت) می تواند بر میزان مقاومت طبیعی میگو در برابر استرس محیطی تأثیر منفی داشته باشد که این ممکن است به دلیل ایجاد اختلال در سوختوساز ترکیبات پروتئین و چربی در بدن باشد.
احسان آقایانی، سکینه شکوهیان، علی بهنامی، علی عبداله نژاد، مجتبی پوراکبر، حامد حق نظر، وحیده مهدوی، امیر محمدی،
دوره 16، شماره 1 - ( 3-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: فلزات سنگین در آب میتوانند خطراتی برای سلامت انسانها به همراه داشته باشند. لذا ضروری است جهت اطمینان از سلامت مصرفکنندگان، پایش و اندازه گیری فلزات انجام یابد.
روش بررسی: این مطالعه با هدف اندازه گیری فلزات سنگین از قبیل آرسنیک، سرب، کادمیوم، کروم، روی و جیوه در منابع آبی و شبکه توزیع آب شهری مراغه در دو فصل بهار و تابستان سال 1400 صورت گرفت. برای این منظور تعداد 25 عدد نمونه برداشته شد وجود این فلزات در منابع آب با استفاده از نقشه های کیفی بررسی گردید و در نهایت با ارزیابی خطر بهداشتی ناشی از حضور این فلزات، تأثیر آنها بر سلامت مصرفکنندگان مورد مطالعه قرار گرفته شده است.
یافته ها: بررسی غلظت فلزات در منابع آبی بالادست سد بیانگر غلظت نسبتاً بالا از فلزات به خصوص آرسنیک است (µg/L 13/2). با وجود این، مقادیر آرسنیک بعد از تصفیه و در شبکه توزیع تا حد ناچیز کاهش می یابد. از طرف دیگر نتایج نشان می دهد که مقادیر فلز روی در شبکه نسبت به مخزن سد بیشتر است و غلظت آن در سد برابر صفر و در شبکه در بالاترین مقدار به µg/L578 می رسد. در نهایت ارزیابی خطر بهداشتی نشان می دهد که مقادیر THI محاسبه شده برای تمامی نمونه ها مابین 0/01 تا 0/99 متغیر است.
نتیجه گیری: براساس ریسک بهداشتی محاسبه شده، خطری سلامت مصرف کنندگان را در خصوص فلزات سنگین در آب شرب مراغه تهدید نمی کند. همچنین این نتایج ضرورت مطالعات تکمیلی در خصوص نشت فلز روی از لوله ها و متعلقات شبکه توزیع آب آشامیدنی شهر را در آینده دوچندان می نماید.
محمد غفوری، مهرداد چراغی، مریم کیانی صدر، بهاره لرستانی، سهیل سبحان اردکانی،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: آنتیبیوتیک ها آلاینده هایی نوظهور هستند که از طریق فاضلاب صنایع داروسازی، بیمارستانی و فاضلاب شهری به محیط زیست وارد می شوند. از اینرو، این مطالعه با هدف بررسی کارایی حذف تتراسایکلین توسط نانوکامپوزیت گرافن اکساید مغناطیسی عامل دار شده با β سیکلودکسترین (GO@Fe3O4@β-CD) از محلول آبی انجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش توصیفی، نانوکامپوزیت گرافن اکساید مغناطیسی عامل دار شده با β سیکلودکسترین سنتز و به عنوان جاذب برای حذف تتراسایکلین استفاده شد. خصوصیات ظاهری نانوکامپوزیت با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM)، دستگاه پراش پرتو ایکس (XRD)، طیفسنجی مادون قرمز فوریه (FTIR) و آنالیز خاصیت مغناطیسی (VSM) بررسی شد. همچنین، اثر متغیرهای pH (3-9)، دوز جاذب ( g0/003-0/050)، زمان تماس ( min0-100) و دما (Cº 25-55) بر کارایی حذف تتراسایکلین مورد ارزیابی قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج آنالیز TGA نشان داد که نانوذرات GO@Fe3O4@β-CD تا دمای C° 400 مقاوم است. همچنین، نتایج بیانگر آن است که β سیکلودکسترین به طور یکنواخت بر روی سطح GO@Fe3O4 پراکنده شده است. بهعلاوه، بیشینه کارایی حذف تتراسایکلین مربوط به pH برابر با 7، دوز جاذب برابر با g 0/010، زمان تماس برابر با min 60 و دمای واکنش برابر با °C 25 بود. همچنین، تحت شرایط بهینه، جذب از ایزوترم جذب لانگمویر با ضریب همبستگی برابر با 0/992و مدل سینتیکی شبه درجه دوم با ضریب همبستگی برابر با 0/997، 0/999 و 0/998 بهترتیب برای غلظت های mg/L 30،mg/L 50 و mg/L 100 از ماده جذب شونده پیروی کرده است. از طرفی، بیشینه ظرفیت جذب جاذب سنتز شده برابر با mg/g 357 برآورد شد.
نتیجه گیری: نانوکامپوزیت گرافن اکساید مغناطیسی عامل دار شده با β سیکلودکسترین می تواند به عنوان یک جاذب موثر و در دسترس برای حذف تتراسایکلین از پساب های صنعتی مورد استفاده قرار گیرد.
سارا میرزایی، محمد احمدی، نبی شریعتی فر، پیمان آریایی،
دوره 16، شماره 2 - ( 6-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: با گسترش دانش بشری و پیشرفت در زمینه صنعت غذایی، امروزه پوششهای پلاستیکی به دلیل ویژگیهای منحصر به فرد خود، بهطور گسترده جهت بستهبندی مواد غذایی مختلف نظیر آب و شیر مورد استفاده قرار میگیرد. استرهای فتالات به منظور بهبود انعطاف پذیری، کارایی و پایداری در این مواد کاربرد دارند. تماس طولانی مدت با این مواد در بروز انواع مختلف بیماری و سرطان در انسان نقش دارند. هدف از این مطالعه بررسی حضور و میزان استرهای فتالات در انواع مختلف شیر توزیع شده شهر تهران با استفاده از کربن نانوتیوب مغناطیسی شده با اکسید آهن و از طریق دستگاه GC-MS است.
روش بررسی: در این پژوهش ابتدا نانو تیوبهای کربنی چند جداره با استفاده از اکسید آهن مغناطیسی گردید و سپس کامپوزیت سنتز شده جهت استخراج استرهای فتالات از ماتریکس شیر مورد استفاده قرار گرفت. 60 نمونه از سطح شهر تهران جمع آوری و به صورت دو بار تکرارآماده سازی انجام گرفته است. پس از آماده سازی نمونه، غلظت هرکدام از استرفتالاتها از طریق دستگاه GC-MS اندازهگیری شد. از نرم افزار SPSS برای آنالیز دادهها استفاده شد (آزمونهای کروسکال-والیس و کولموگروف-اسمیرنوف).
یافتهها: نتایج این پژوهش نشان داد که میانگین مجموع فتالاتها و نیز میانگین DEHP (بیس (2-اتیل هگزیل) فتالات) موجود در کل نمونهها برابر µg/L 5/26 (محدوده بین 2/94-8/39) و µg/L 0/97 (محدوده بین یافت نشده تا µg/L 2/05) بوده است که از استانداردهای موجود پایینتر بوده است (استاندارد DEHP در آب برابر µg/L 6 است).
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای این پژوهش و به دلیل پایینتر بودن میانگین کل هر کدام از استرفتالاتها نسبت به استاندارد در انواع مختلف شیرهای مصرفی در ایران میتوان بیان نمود که خطری از این بابت مصرف کننده را تهدید نمیکند.
فاطمه کاکویی دینکی، مهرداد چراغی، بهاره لرستانی، سهیل سبحان اردکانی، عاطفه چمنی،
دوره 16، شماره 3 - ( 9-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: پایش و پالایش آلایندههای فلزی در بوم سازگانهای آبی به منظور برآورد، کنترل و کاهش سطح تهدیدات برای زیست مندان و انسان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. از اینرو، این پژوهش با هدف ارزیابی آلودگی رسوبات سطحی و قابلیت پایش و پالایش زیستی عناصر بالقوه سمی آهن، سرب و مس توسط اندام های هوایی و زمینی گونه های لویی (Typha Latifolia) و آب تره (Nasturtium microphyllum) مستقر در بوم سازگان آبی رودخانه لار در سال 1401 انجام یافت.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی، در مجموع 48 نمونه گیاهی و 12 نمونه رسوب از چهار مکان نمونه برداری منتخب برداشت شد. پس از آماده سازی و هضم اسیدی نمونه ها در آزمایشگاه، محتوی عناصر در آنها توسط روش طیفسنجی نوری پلاسمای جفتشده القایی (ICP-OES) خوانده شد. همچنین، مقادیر شاخص های آلودگی (PI)، شاخص بار آلودگی (PLI)، فاکتور تغلیظ زیستی (BCF)، تجمع زیستی (BAF) و فاکتور انتقال (TF) محاسبه شدند. پردازش آماری نتایج نیز با استفاده از نرم افزار آماری SPSS انجام یافت.
یافته ها: بیشینه میانگین محتوی عناصر آهن، سرب و مس (mg/kg) در نمونه های رسوب به ترتیب برابر با 0/665±11/8، 0/030±0/915 و 0/026±0/710 و مربوط به مکان نمونهبرداری چهار و در اندام های گیاهی نیز به ترتیب برابر با 1/25±11/4، 0/180±0/578 و 0/095±0/298 و مربوط به ریشه لویی بود. مقادیر شاخص PI نشان داد که آلودگی عناصر آهن، سرب و مس در رسوب " کم" و میانگین مقادیر آن از ترتیب نزولی سرب > مس > آهن تبعیت کرده است. میانگین مقادیر شاخص PLI نیز در دامنه 0/003 تا 0/006 متغیر و بیانگر شرایط کیفی "فقدان آلودگی" در همه مکان های مورد مطالعه بود. از طرفی، گونه لویی دارای میانگین مقادیر BCF بزرگتر از 1 و TF کوچکتر از 1 برای عنصر آهن بود.
نتیجه گیری: با استناد به میانگین محتوی عناصر در بافتهای گیاهی و همچنین میانگین مقادیر محاسبه شده شاخص های BCF، BAF و TF برای عناصر می توان اذعان کرد که لویی، گونه ای مناسب برای تثبیت فلز آهن در رسوب است و به عنوان گونه بومی کارآمد برای پایش و پالایش زیستی عناصر بالقوه سمی بهویژه آهن در بوم سازگانهای آبی آلوده قابل معرفی است.
آرزو یاری، علی اردلان، عباس استاد تقی زاده،
دوره 16، شماره 4 - ( 12-1402 )
چکیده
زمینه و هدف: ویژگی های دموگرافیک از عوامل موثر در مرگ های ناشی از سیل هستند. بررسی چگونگی و میزان ارتباط این دسته از عوامل با مرگ های ناشی از سیل و اندازه گیری میزان اثر آنها در راستای پیشگیری، کاهش و حذف مرگ های ناشی از سیل ضروری است.
روش بررسی: این مطالعه بصورت مورد-شاهدی در تمام مناطق تحت تأثیر سیل در ایران که مرگ ناشی از سیل داشته اند در بازه زمانی 1380 تا 1397 انجام شد. حجم نمونه این مطالعه 369 نمونه (123 مورد و 246 شاهد) از 12 استان و 30 شهرستان بود. مطالعه با استفاده از ابزاری که دارای روایی و پایایی قابل قبول بود، تأثیر ویژگی های دموگرافیک بر مرگ های ناشی از سیلاب را اندازه گیری نمود.
یافتهها: نتایج این مطالعه نشان داد که شانس مرگ ناشی از سیل در افراد با سن کمتر از 15 سال 31/974 برابر و شانس مرگ جمعیت جوان 15 تا 29 ساله ایرانی 1/475 برابر بیشتر از افراد بالای 65 سال است. علاوه بر این شانس مرگ ناشی از سیل در افراد راننده 13/874 برابر افراد خانه دار و شانس مرگ افراد کشاورز، چوپان و دامدار 0/947 برابر افراد خانه دار بود.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان میدهد که ویژگیهای دموگرافیک جمعیت، بهویژه جوانی جمعیت و سن کم، همچنین برخی از مشاغل پرمخاطره مانند رانندگی و کشاورزی، از جمله عواملی هستند که شانس مرگ ناشی از سیل را افزایش میدهند. بر این اساس، توصیه میشود که در مناطق در معرض خطر سیل در ایران، اولویت برنامههای حفاظتی، آموزشی و کاهش آسیبپذیری ناشی از سیل به افراد جوان و با سن کم، با توجه به ویژگیهای دموگرافیک منطقه، داده شود.
مجتبی یگانه، سودا فلاح، هانیه فخری، مهدی فرزادکیا،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: ترکیبات فنل اغلب به عنوان ماده اولیه در تولید آفت کشها، علف کشها و رنگها استفاده میشوند. این ترکیبات برای حیوانات، گیاهان و میکروارگانیسمها سمی هستند. در این مطالعه، تخریب سونوفتوکاتالیستی 2و4-دینیتروفنل در محلولهای آبی با استفاده از کاتالیست پلیمرهای آلی-معدنی اصلاح یافته با اکسیدهای روی و کبالت تحت تابش نور مرئی و امواج اولتراسونیک بررسی گردید.
روش بررسی: مشخصات کاتالیست سنتز شده با استفاده از تکنیکهای XRD، FTIR و SEM مشخص شدند. تأثیر چندین پارامتر کلیدی مانند pH (3-9)، دوز کاتالیست (g/L 1-0/3)، زمان واکنش (min 90 -0)، شدت اولتراسوند (W/m2 100-200) و غلظت اولیه 2و4- دی نیتروفنل (mg/L 20-100) بر بازده تخریب نیز مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: پس از min 75 فرآیند سونوفتوکاتالیستی، تجزیه کامل 2و4-دی نیتروفنل (mg/L 20) با دوز کاتالیست: g/L 0/5، 9 pH: و شدت اولتراسوند: W/m2 200 بهدست آمد. مطالعات سنتیک نشان داد که فرآیند تخریب سونوفتوکاتالیستی از مدل سینتیکی مرتبه اول پیروی میکند. نتایج آزمایشهای به دام انداز رادیکال تایید کرد که رادیکالهای HO° و O2˚-گونههای اکسیداتیو اصلی در تخریب 2و4- دی نیتروفنل هستند. علاوه بر این، استفاده مجدد از کاتالیست برای پنج آزمایش متوالی درصد کمی افت را برای کارایی حذف نشان داد.
نتیجهگیری: نتایج بهدست آمده نشان داد که فرآیند سونوفتوکاتالیستی با استفاده از کاتالیست پلیمرهای آلی-معدنی اصلاح یافته با اکسیدهای روی و کبالت میتواند یک روش موثر در حذف 2و4- دی نیتروفنل از محیطهای آبی باشد.
عباسعلی مصرزاده، غلامرضا نبی بیدهندی، ناصر مهردادی، محمدجواد امیری،
دوره 17، شماره 1 - ( 3-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: غلظت بالای هیدروژن سولفوره بیوگاز، یک مشکل اساسی در ارتباط با هضم بی هوازی زائدات غنی از سولفات است که باعث اختلال در عملکرد فرایندی و کاهش عمر تأسیسات می شود. استفاده از روش های فیزیکی، شیمیایی و بیولوژیکی جهت کاهش H2Sبیوگاز به دلیل تولید زیاد لجن و هزینه بالای بهره برداری محدود است. فرایند هوازی جزئی یک روش جایگزین برای سولفورزدایی مستقیم از بیوگاز است.
روش بررسی: در این مطالعه ابتدا مشخصات لجن تصفیه خانه تعیین شد. در ادامه تأثیر بارگذاری سولفات (200، 500 و mg/L 700) بر افزایشH2S بیوگاز و کارایی هاضم بی هوازی بدست آمد. سپس تأثیر هوادهی جزئی (1/04، 0/88، NL/day 1/34) بر کاهشH2S بیوگاز مشخص و شاخص های کنترلی فرایند از جملهORP و pH مورد ارزیابی قرار گرفت. نهایتاً در شرایط بهینه، حجم بیوگاز و درصد CH4 وCO2 بیوگاز تعیین شد.
یافتهها: حجم بیوگاز تولیدی در بارگذاری mg/L 200 و نمونه شاهد تفاوت معنی داری نداشت ولیکن در بارگذاری mg/L 500 و 700 کاهش و به 4103 و mL 3929 رسید. S2 Hبیوگاز در نمونه شاهد و بارگذاری 200، 500 و mg/L 700 به ترتیب 0/35، 0/46، 2/4، 1/8 درصد بود. تحت تأثیر هوادهی جزئی با نرخ 0/88، 1/04، NL/day 1/34 مقدار H2S بیوگاز به ترتیب 1/95، 0/9، 0/4 و 0/1 درصد حجمی بیوگاز است. pH راکتور در بازه 7/2 تا 7/4 وORP در حدود 281- تا mV 291- تغییر داشت. بر اساس شاخص آماریANOVA تفاوت معنی داری بین میانگین تولید روزانه بیوگاز تحت تأثیرهوادهی با نرخ 0/88 و NL/day 1/04 وجود نداشت ولیکن هوادهی با نرخNL/day 1/34 منجر به کاهش تولید بیوگاز شد.
نتیجهگیری: بـراسـاس یافته هـای ایـن پژوهـش هوادهی جزئی با نرخ NL/day 1/04 به دلیل کارایی مناسب در حذفH2S و همچنین هوای اضافی کمتر در بیوگاز، گزینه ای مناسب جهت سولفورزدایی از لجن فاضلاب شهری غنی از سولفات است.
سودابه قدسی، مینا شیخ، فرزانه محمدی، مهناز نیک آئین،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: هیدروکربنهای آروماتیک چند حلقهای (PAHs) به دلیل اثرات مضر بر سلامتی، در سال های اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده اند. این مطالعه با هدف اندازه گیری غلظت PAHs متصل به ذرات کوچکتر از µm 2/5 (PM2.5) و ارزیابی خطر بهداشتی ناشی از آنها انجام گرفت.
روش بررسی: 38 نمونه هوا با استفاده از دستگاه نمونه بردار ذرات همراه با ورودی جهت جداسازی PM2.5 از بخش مرکزی شهر اصفهان جمع آوری گردید. جهت آنالیز نمونه ها از دستگاه GC-MS استفاده شد. به منظور شناسایی منابع احتمالی PAHs از نسبت های مولکولی استفاده شد. همچنین ارزیابی خطر سرطانزایی و غیر سرطانزایی ترکیبات PAH برای دو گروه کودکان و افراد بزرگسال با استفاده از شبیه سازی مونت کارلو انجام گرفت.
یافتهها: از میان 16ترکیب PAH اولویت دار، 7 ترکیب با محدوده میانگین غلظت ng/m3 8/17 - 0/003 شناسایی شدند. نسبتهای مولکولی نشان داد که منابع پایروژنیک، منابع عمده تولید کننده PAHs در هوا هستند. مقدار میانه خطر سرطانزایی برای کودکان و بزرگسالان به ترتیب برابر با 8-10× 3/1 و 8-10× 5/99 برآورد شد. همچنین مقدار میانه خطر غیر سرطانزایی برای ترکیبات PAH، 1-10× 3/08 برآورد شد.
نتیجهگیری: نتایج برآورد ارزیابی خطر احتمالی نشان داد که غلظت موجود ترکیبات PAH متصل به ذرات ریز منجر به خطر قابل توجهی برای انسان های در معرض نمی شود. اما باتوجه به اینکه در این مطالعه صرفا ارزیابی خطر PAHs مرتبط با ذرات ریز بررسی گردید، لازم است ارزیابی خطر در مورد کل PAHs موجود در اتمسفر و در محل های بیشتری انجام پذیرد.
سیدخبات نینوا، بهاره لرستانی، مهرداد چراغی، سهیل سبحان اردکانی، بهزاد شاهمرادی،
دوره 17، شماره 3 - ( 9-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: فنیتروتیون یکی از سموم فسفره است که از راه های مختلف از جمله توسط فاضلاب های صنعتی و زهآبهای کشاورزی به منابع آبی وارد می شود. با توجه به اینکه این سم بهدلیل ایجاد کمپلکس های قوی، غیرقابل تجزیه زیستی است، حذف آن با روش های اکسیداسیون پیشرفته ضروری است. لذا، این مطالعه با هدف بررسی کارایی حذف سم فنیتروتیون توسط نانوکامپوزیت گرافن اکساید مغناطیسی عامل دار شده با دی اکسید سریم (GO@Fe3O4@CeO2) از محلول آبی انجام شد.
روش بررسی: در این پژوهش، نانوکامپوزیت GO@Fe3O4@CeO2 سنتز و به عنوان فتوکاتالیست برای حذف فنیتروتیون مورد استفاده قرار گرفت. خصوصیات ظاهری نانوکامپوزیت با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM)، دستگاه پراش پرتو ایکس (XRD)، آنالیز طیف سنجی تفکیک انرژی (EDX)، طیف سنجی مادون قرمز فوریه (FT-IR) و آنالیز خاصیت مغناطیسی (VSM) بررسی شد. همچنین، اثر متغیرهای pH (2-9)، غلظت فتوکاتالیست ( mg/L10-40) و زمان تماس ( min0-90) بر کارایی حذف فنیتروتیون بررسی شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که با افزایش زمان تماس تا min 60 و غلظت فتوکاتالیست تا mg/L 20، کارایی حذف فنیتروتیون افزایش یافت. از طرفی، بیشینه نرخ حذف فنیتروتیون در 4 = pH ثبت شد. نتایج بررسی سینتیک فرآیند فوتوکاتالیستی حذف فنیتروتیون توسط GO@Fe3O4@CeO2 نشان داد که فرآیند از سینتیک مرتبه اول پیروی کرده است.
نتیجه گیری: نانوکامپوزیت GO@Fe3O4@CeO2 می تواند به عنوان یک فوتوکاتالیست موثر و در دسترس برای حذف فنیتروتیون از پساب های صنعتی تحت تابش فرابنفش مورد استفاده قرار گیرد.
ساناز جعفری، امیرحسین جاوید، الهام منیری، امیرحسام حسنی، همایون احمدپناهی،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مواد هیومیک به گروهی از ماکرومولکولهای آلی ناهمگن با وزن مولکولی بالا اطلاق میشود که حاصل واکنشهای بیولوژیکی و ژئوشیمیایی بوده و بهعنوان محصولات جانبی گندزدایی شناخته شده اند. نانوذرات مغناطیسی بدلیل اندازه کوچک و قدرت تفکیک آلایندههای محیط زیستی از جمله آلایندههای آب و فاضلاب در تصفیه آلایندههای سمی و خطرناک کاربرد دارند. هدف از انجام این مطالعه بررسی کارایی حذف با استفاده از نانوجاذب سه بعدی مغناطیسی و تعیین شرایط بهینه در حذف است.
روش بررسی: ابتدا اکسید گرافن سه بعدی مغناطیسی سنتز و سپس اصلاح سطح با آلیل آمین/آلیل گلیسیدیل اتر انجام شد. خصوصیات نانوجاذب مغناطیسی سنتز شده با استفاده از میکروسکوپ الکترونیکی روبشی، pH نقطه صفر بار سطحی تعیین شد. در این پژوهش پارامترهای مختلف pH، مقدار نانو جاذب، زمان تماس و دما مورد مطالعه قرار گرفت و بهینه شرایط حذف بدست آمد. نتایج بهینه از روش های تک متغیره و تاگوچی بدست آمد. ایزوترم ها، سینتیک ها و ترمودینامیک جذب HA بر روی نانوجاذب مغناطیسی تعیین شد و برای تحلیل داده ها و مقایسه ایزوترم ها از رگرسیون خطی و ضریب تعیین استفاده گردید. همچنین قابلیت استفاده مجدد نانوجاذب در طی مکانیسم جذب HAمورد مطالعه قرار گرفت. مطالعه تجربی بر روی نمونه های آب چاه درکه (تهران) و منجیل آباد (کرج) انجام گرفت.
یافته ها: آنالیزهای تعیین، مشخصات ساختار و ویژگیهای جاذب ساخته شده را تائید کرد. بهینه میزان حذف HA در 6pH = ، مقدار جاذب g 0/02، زمان تماس min 120 و دماC o 25 به 98 درصد رسید. نتایج نشان داد، جذب HAاز ایزوترم لانگمویر و سرعت آن از سینتیک شبه درجه دوم به ترتیب با ضریب همبستگی 0/9969 و 0/9968 پیروی می کند. دادههای ترمودینامیکی نشان داد که جذب HA با نانوجاذب، فرآیندی گرمازا، مطلوب و خودبهخود است.
نتیجه گیری: استفاده از این نانوجاذب در حذف HA از محلول های آبی می تواند به عنوان روشی کارآمد مورد استفاده قرار گیرد. یکی از مزایای استفاده از نانوجاذب مغناطیسی توانایی جداسازی آنها از سوسپانسیون ها با استفاده از یک میدان مغناطیسی و احیای آنها با استفاده از روش های مختلف و کاربرد مجدد آنها است.
راضیه زندی پاک، نادر بهرامی فر، حبیب الله یونسی، محمد علی زلفی گل،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: رنگ ها آلاینده های مهمی هستند که منجر به ایجاد خطرات جدی برای انسان، دیگر حیوانات و موجودات زنده می شوند. رنگ ها با فرآیندهای تصفیه هوازی قابل تصفیه نیستند. بنابراین حذف آنها از پساب های صنعتی با استفاده از فرآیند فوتوکاتالیستی قابل توجه است. هدف از انجام این مطالعه سنتز فوتوکاتالیست پلیمر مزدوج ایمیدی برای اولین بار و در ادامه حذف رنگ رودامین بی از محلول آبی است.
روش بررسی: در این مقاله پلیمر مزدوج ایمیدی سنتز و به عنوان فوتوکاتالیست برای حذف رنگ رودامین بی استفاده شد. خصوصیات ظاهری فوتوکاتالیست با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی (SEM)، میکروسکوپ الکترونی عبوری (TEM)، میکروسکوپ نیروی اتمی (AFM)، دستگاه پراش پرتو ایکس (XRD)، آنالیز وزن سنجی حرارتی (TGA)، طیف سنجی مادون قرمز فوریه (FTIR) و طیف سنجی بازتابی نفوذی (DRS) بررسی شد. اثر متغیرهای pH (9-4)، دوز فتوکاتالیست (g/L0/04-0/01)، و زمان تماس ( min120-0) بر راندمان حذف رنگ رودامین بی بررسی گردید.
یافته ها: نتایج نشان داد که با افزایش زمان تماس تا min 45 و دوز فوتوکاتالیست تا g/L 0/02 کارایی حذف رنگ رودامین بی تحت نور مرئی تا 99 درصد افزایش یافته است. بهترین pH برای حذف رودامین بی 7 بود.
نتیجه گیری: پلیمر مزدوج ایمیدی می تواند به عنوان یک فوتوکاتالیست موثر و در دسترس جهت حذف رنگ رودامین بی از پساب های صنعتی تحت نور مرئی مورد استفاده قرار گیرد.
هانیه میربلوکی، شهریار مهدوی، عیسی سلگی، بابک رازدار، محبوبه ضرابی، داود اخضری،
دوره 17، شماره 4 - ( 12-1403 )
چکیده
زمینه و هدف: مواد رنگزا از فراگیرترین آلایندههایی است که در اکثر پسابهای صنعتی وجود دارد. هدف از این مطالعه، بررسی پتانسیل ضایعات چوبی تاکستان بعنوان جاذب سبز جهت حذف رنگ پلی آزو سولوفنیل از محیط آبی است.
روش بررسی: در این پژوهش آزمایشگاهی، از دو شکل جاذب اصلاح شده با H2SO4 و NaOH استفاده شد. دادههای جذب رنگ از محلول سنتزی با مدلهای ایزوترم، سینتیک و ترمودینامیک برازش داده و کلیه محاسبات در نرم افزار Excel انجام شد. از پتانسیل زتا و آنالیزهای دستگاهی FTIR، BET و FESEM-EDS جهت تعیین مشخصات جاذب استفاده شد. میزان واجذب جاذبها نیز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: بر اساس نتایج، بالاترین میزان حذف رنگ برای جاذب اصلاح شده با H2SO4، در زمان تماسmin 180 و دمای واکنش °C 50 و برای جاذب اصلاح شده با NaOH در زمان تماسmin 105 و دمای واکنش°C 25 و هر دو جاذب در pH برابر با 4 و مقدار جاذبg 1، بدست آمده است. دادههای جذب مربوط به هر دو جاذب اصلاح شده، به مدل سینتیک شبه مرتبه دوم و دادههای همدماهای جذب به ایزوترمهای فروندلیچ و تمکین برازش بهتری پیدا کردند. ظرفیت جذب نیز با اعمال شرایط بهینه به ترتیب در جاذب های اصلاح شده با اسید و باز 22/27 و mg/g 9/87 بدست آمد.
نتیجهگیری: در این پژوهش، از ضایعات موجود در طبیعت با کمترین هزینه، جاذب جدیدی جهت حذف آلودگی محیط آبی ساخته شد که روش حاضر را به رویکردی مقرون بهصرفه و دوستدار محیط زیست تبدیل کرده است.
ناصح باباخانی، سهیل سبحان اردکانی، برهان منصوری، مهرداد چراغی، بهاره لرستانی،
دوره 18، شماره 1 - ( 3-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: هرچند که نانوذرات بهدلیل خواص منحصر بهفرد خود کاربرد وسیعی دارند؛ اما نگرانی در مورد اثرات بالقوه آنها بر سلامت زیستمندان و محیط افزایش یافته است. از اینرو، این مطالعه با هدف آسیبشناسی بافتهای آبشش و روده ماهی گوپی (Poecilia reticulata) مدل آزمایشگاهی ناشی از مواجهه همزمان با نانوذرههای نقره و اکسید گرافن انجام یافت.
روش بررسی: نرخ سمیت حاد (LC50) برای گروههای مختلف نانوذرات طی h 96 و با استفاده از نسخه 1/5 نرمافزار پروبیت محاسبه شد. سپس، برای آسیبشناسی بافت های آبشش و روده ماهی گوپی در مواجهه با نانوذرات مختلف از روش هماتوکسیلین-ائوزین و برای نشان دادن شدت آسیبهای بافتی نیز از روش نیمه کمی استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که سمیت حاد نانوذرات نقره، گرافن و ترکیب آنها بهترتیب برابر با 2/6، 65/2 و mg/L 1/8 بوده است. همچنین، مواجهه همزمان این دو نانوذره، اثر هم بیشی سمیت حاد را بر روی بافت های ماهی گوپی نشان داد و روند میزان سمیت حاد نانوذرات از 24 تا h 96 روند افزایشی داشته است. از طرفی، مشخص شد که آسیبهای هایپرپلازی، جوشخوردگی و چسبندگی لاملاهای ثانویه در بافت آبشش و ادغام ویلیها، گسترش ساختار ویلیها، افزایش تعداد سلولهای خونی و فرسایش در بافت روده ماهی گوپی مهمترین آسیبهای مواجهه با هر دو نانوذره بوده است.
نتیجه گیری: مواجهه همزمان دو نانوذره نقره و نانوذره گرافن موجب افزایش سمیت حاد در ماهی گوپی شده و پیشنهاد میشود که با انجام مطالعه تکمیلی در این خصوص، اطلاعات جامعی از اثرات نانوذرات در طول زنجیر غذایی بهدست آید.
فرزانه برزآبادی فراهانی، محمود علی محمدی، جمشید رحیمی، ساناز خرمی پور، عماد دهقانی فرد،
دوره 18، شماره 2 - ( 6-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بیش از ۹۰ درصد از زمان افراد در فضاهای داخلی سپری میشود، جایی که غلظت آلایندههای هوا، از جمله ترکیبات آلی فرار (VOCs)، بیشتر از محیط بیرونی است. بنزن به دلیل اثرات سرطانزای خود، یکی از مهمترین VOCsها محسوب میشود. گیاهپالایی روشی پایدار برای حذف این آلایندهها از محیطهای داخلی است. این مطالعه به بررسی کارایی دو گونه گیاهی Aglaonema silver و Chlorophytum comosum در کاهش غلظت بنزن در شرایط کنترلشده دما و رطوبت میپردازد.
روش بررسی: گیاهان در شرایط دمایی ۱۸ و C° ۲۴ و رطوبتهای ۳۵ و ۵۰ درصد مورد آزمایش قرار گرفتند. بنزن در غلظتهای 1، 0/5، 0/25 و µL/mL0/125 به محفظه تزریق شد و میزان کاهش آن پس از h12 با کروماتوگرافی گازی اندازهگیری گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که Aglaonema silver توانست تا ۹۶ درصد و Chlorophytum comosum تا ۳۸ درصد بنزن را در دمای C° 20 و رطوبت ۳۵ درصد حذف کند. حذف بنزن تابعی از نوع گیاه، دما، رطوبت و غلظت آلاینده بود. مدلهای ارائهشده برای هر دو گیاه (معادلات 2 و 3) همخوانی بالایی با دادههای تجربی داشتند.
نتیجهگیری: Aglaonema silver در دماهای پایینتر و رطوبت کمتر عملکرد بهتری نسبت به Chlorophytum comosum داشت. انتخاب گونه گیاهی متناسب با شرایط محیطی نقش مهمی در کارایی گیاهپالایی دارد. مدل پیشنهادی نشان داد که افزایش دما و رطوبت کارایی گیاهان را در حذف بنزن بهبود میبخشد.
مهین غلامی، سراج بیتا، مصطفی غفاری،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: فلزات سنگین با ورود به دریا و تجمع در بدن آبزیان به یکی از نگرانی ها برای محیط زیست و سلامت انسان تبدیل شده اند. بنابراین مطالعه حاضر با هدف بررسی تجمع فلزات کادمیوم، سرب، کروم، روی، مس و نیکل در بافت کبد، آبشش و عضله ماهی زمین کن دم نواری انجام شد.
روش بررسی: 36 عدد ماهی از جایگاه های تخلیه صید سواحل مکران تهیه و در داخل جعبه های یونولیتی محتوی یخ به آزمایشگاه منتقل شدند. پس از خشک کردن و هضم نمونه ها توسط اسید نیتریک، میزان فلزات سنگین با استفاده از دستگاه جذب اتمی اندازه گیری شد و برای مقایسه غلظت فلزات سنگین مورد مطالعه از آزمون آماری آنالیز واریانس دو طرفه (Two-way ANOVA) و تست توکی (Tukey's test) در نرم افزار SPSS استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که به جز سرب بیشترین غلظت فلزات مورد مطالعه در بافت کبد ثبت شد. طبق نتایج، روی با میانگین mg/kg 27/66 بیشترین و کادمیوم با میانگین mg/kg 0/029 کمترین میزان را داشت، به طوری که از نظر غلظت روی تفاوت معنیداری بین مناطق چابهار، گواتر و کنارک با سایر مناطق مشاهده شد (0/05<p). تجزیه و تحلیل خطر سلامت فلزات سنگین نشان داد که به جز سرب و نیکل در ماهیان زمین کن دم نواری منطقه چابهار، غلظت سایر فلزات برای مصرف انسان در مقایسه با استانداردهای جهانی WHO، FDA، UKMAFF، NHMRC و FAO کمتر است.
نتیجه گیری: طبق نتایج کبد به عنوان محل اصلی تجمع فلزات سنگین در ماهی زمین کن دم نواری عمل می کند. نتایج حاکی از آن است که سرب و نیکل در برخی از مناطق بالاتر از حد مجاز هستند و ممکن است سلامت مصرف کنندگان را به خطر بیاندازد. این یافته ها ضرورت نظارت بیشتر بر آلاینده های دریایی در سواحل مکران را نشان می دهد.
رمضانعلی دیانتی تیلکی، رقیه کاسب، اسماعیل بابانژاد آریمی، محمد دیانتی،
دوره 18، شماره 3 - ( 9-1404 )
چکیده
زمینه و هدف: بنزن یکی از مواد آلی فرار سرطانزا است که در هوای آلوده یافت می شود. هدف از این مطالعه حذف بنزن از هوا با استفاده از فتوکاتالیست کامپوزیت TiO2-Bi2O3 تثبیت شده روی فوم شیشه تحت تابش فرابنفش بود.
روش بررسی: در یک راکتور کوارتز فوم شیشه پوشش شده با کامپوزیت TiO2-Bi2O3قرار داده شد و سپس راکتور در داخل یک اتاقک شیشه ای درپوش دار به پمپ هوا متصل و لامپ UV (nm 254) در کنار آن نصب گردید. حجمهای معین (Lµ) بنزن از طریق سپتوم به داخل اتاقک تزریق شد. با روشن شدن پمپ، هوای آلوده به بنزن از فتوراکتور عبور می کرد. با نمونه گیری از هوای داخل اتاقک و استفاده از دستگاه GC-FID، غلظت بنزن اندازه گیری شد.
یافتهها: طیف XRD و تصاویر SEM تائید کننده وجود TiO2 وBi2O3 و آنالیز BET تائیدکننده وجود مزو حفره در فتوکاتالیست کامپوزیت تهیه شده است. میزان جذب سطحی بنزن در کامپوزیت 15 درصد و از مدل لانگمویر تبعیت نمود. سینتیک فرایند از نوع درجه یک بود. با افزایش غلظت بنزن راندمان حذف کاهش یافت. برای غلظت ppm 39 بنزن در مورد TiO2 و تابش فرابنفش به مدت min 75، راندمان حذف 75 درصد بود در حالی که در مورد TiO2-Bi2O3 با شرایط مشابه راندمان حذف حدود 90 درصد بدست آمد.
نتیجهگیری: استفاده از فتوکاتالیست کامپوزیت TiO2-Bi2O3 و تابش UV-A موجب افزایش راندمان 15 درصد حذف بنزن نسبت به TiO2 به تنهائی شده است.