جستجو در مقالات منتشر شده


135 نتیجه برای Ph

مرضیه رضوی، محسن سعیدی، ابراهیم جباری،
دوره 6، شماره 3 - ( 9-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: در این تحقیق تصفیه‌پذیری پساب یک واحد خشک‌شویی و لباس‌شویی به روش انعقاد الکتریکی و با استفاده از دو جفت الکترود آلومینیومی و آهنی بررسی شد. روش انعقاد الکتریکی یک روش نوین در تصفیه انواع پساب است که در سال­‌های اخیر به صورت ویژه‌ای مورد ملاحظه محققین قرار گرفته است. اعمال جریان برق مستقیم به دو یا چندین الکترود فلزی مناسب در یک راکتور ناپیوسته حاوی پساب، سبب تولید لخته­‌های هیدروکسید فلزی می‌­گردد. روش بررسی: در این روش تغییرات شرایط عملیاتی شامل pH، فاصله بین الکترودها، شدت جریان الکتریکی و جنس الکترودها مورد بررسی قرار گرفت و با تغییر pH از 3تا 7 و هم‌چنین 9 راندمان حذف فسفات، نیترات و COD ثبت شد. یافته‌­ها: مطابق با نتایج به دست آمده در این تحقیق الکترود آلومینیومی عملکرد بهتری در حذف فسفات و الکترود آهنی نتایج بهتری در حذف نیترات وCOD از خود نشان داد. بیشترین میزان حذف فسفات در 7=pH و با استفاده از الکترود آلومینیومی برابر با 99/93% به ­دست آمد و این در حالی­ است که بیشترین میزان حذف نیترات توسط الکترود آهنی و در 9=pH که برابر با 97/62% و بالاترین میزان حذف COD توسط همین الکترود برابر با 80% و در 6=pH تعیین گردید. هم‌چنین در این تحقیق به مقایسه نتایج هزینه‌های عملیاتی در استفاده از این دو الکترود پرداخته شد و نشان داده شد که نسبت هزینه‌­ها در شرایط استفاده از الکترود آلومینیومی به هزینه‌­ها در شرایط استفاده از الکترود آهنی متفاوت است. نتیجه‌گیری: اگرچه دستیابی به مقادیر قابل توجه حذف نیترات، فسفات وCOD، با استفاده از هر دو نوع الکترود میسر است، اما برآورد هزینه­‌های عملیاتی جهت تصفیه پساب­‌های حاوی فسفات، نیترات وCOD با استفاده از الکترود آهنی از نظر دستیابی به استانداردهای زیست محیطی نتایج بهتری نسبت به الکترود آلومینیومی ارایه می­‌دهد

محمد تقی قانعیان، محسن امرالهی، محمد حسن احرامپوش، محبوبه دهواری،
دوره 6، شماره 3 - ( 9-1392 )
چکیده

]زمینه و هدف: مجموعه‌های آبی از جمله جکوزی‌ها از پرطرفدارترین مراکز تفریحات آبی برای مردم بشمار می‌روند که عدم رعایت معیارهای بهداشتی در آنها می‌تواند منجر به افزایش رشد میکروبی در آب آنها و در نتیجه افزایش شیوع بیماری‌های عفونی شود. این تحقیق با هدف بررسی جامع آب جکوزی‌های شهر یزد و مقایسه نتایج با استانداردهای ملی و بین المللی صورت گرفته است. روش بررسی: این تحقیق یک مطالعه توصیفی- تحلیلی بوده که جامعه آماری آن شامل جکوزی‌های شهر یزد است. نمونه‌برداری از کلیه جکوزی‌ها هر دو هفته یکبار و به مدت 3 ماه (تابستان 1390) انجام گردیده و پارامترهای درجه حرارت، pH، میزان کلر باقیمانده، کدورت، قلیاییت، سختی، جمعیت باکتری‌های هتروتروف، استافیلوکوک‌اورئوس، سودوموناس‌آیروژینوزا، استرپتوکوک ‌مدفوعی و کلیفرم‌مدفوعی مطابق با روش‌های استاندارد مورد آزمایش قرار گرفته‌اند. از نرم افزار SPSS و آزمون‌های آماری ANOVAو T-test یا Kruskal-Wallis و Mann-Whitney برای توصیف داده‌ها استفاده و نتایج حاصل از تحقیق به روش مقایسه با استانداردها نیز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته‌ها: با توجه به نتایج این مطالعه، میانگین کلر آزاد و ترکیبی باقیمانده به ترتیب برابر با 0/628mg/L و 0/337، قلیاییت 141/928mg/LCaCO3 و سختی برابر با 275mg/LCaCO3 بوده است. میانگین pH، کدورت و دما به ترتیب برابر با 7/88، 0/457NTU و 38/121C بود و از نظر باکتری‌های شاخص، میانگین جمعیت باکتری‌های هتروتروف، استافیلوکوک‌اورئوس، سودوموناس‌آیروژینوزا و کلیفرم‌مدفوعی به ترتیب 20465/7، 120/77، 209/91 و 31/143 در 100mL بوده است. آنالیز آماری داده‌ها نشان داد بین کدورت و Pvalue = 0/018) pH) رابطه مستقیم و بین جمعیت باکتری‌های هتروتروف و کلر آزاد باقیمانده، رابطه عکس (0/026 = Pvalue) وجود دارد. نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج، پارامترهای جمعیت باکتری هتروتروف و قلیاییت کمترین تطابق را با استاندارد داشتند که نشان‌دهنده ضرورت پایش مداوم پارامترهای فیزیکی، شیمیایی و میکروبی آب جکوزی، کنترل تعداد و تراکم افراد استفاده‌کننده از جکوزی و پایش مداوم عملکرد فرایند فیلتراسیون و کلرزنی آب جکوزی‌ها است.


علی کاظمی، حبیب اله یونسی، نادر بهرامی فر،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: بیس‌فنولA و نونیل فنول مواد زنواستروژن هستند که به عنوان یک مونومر پلاستیک ها در حجم زیادی در تولید مواد پلاستیکی بخصوص بطری های آب معدنی و ظروف پلاستیکی یکبار مصرف استفاده می شوند. این مطالعه پتانسیل میزان مهاجرت بیس‌فنولA و نونیل فنول از لیوان‌های یکبار مصرف پلاستیکی به آب با دماهای مختلف و همچنین از جداره بطری های آب معدنی به آب در دماهای مختلف را مورد بررسی قرار داد. روش بررسی: در تحقیق حاضر استخراج بیس‌فنول A و نونیل فنول در نمونه ها با روش استخراج مایع- مایع انجام شد. برای شناسایی و تعیین کیفی بیس‌فنول A و نونیل فنول از دستگاه کروماتوگرافی گازی مجهز به آشکارساز طیف سنجی جرمی و برای تعیین کمی این دو ترکیب از دستگاه کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا مجهز به آشکارساز فلورسانس استفاده شد. یافته‌ها: نتایج این تحقیق از میزان مهاجرت بیس‌فنول‌A و نونیل فنول از لیوان‌های یکبار مصرف به آب با دماهای مختلف نشان داد که با افزایش دما میزان میزان مهاجرت این دو ترکیب به آب بطور معنی‌داری افزایش می‌یابد. همچنین نتایج مطالعه حاضر فقط حضور بیس‌فنول‌A را در آب بطری های آب معدنی نشان داد و اینکه با افزایش دما نیز میزان مهاجرت بیس‌فنول‌A به آب محتوی در بطری‌های آب معدنی افزایش می‌یابد. نتیجه‌گیری: بطور کلی نتایج مطالعه حاضر نشان داد که عدم نگهداری صحیح بطری های آب معدنی و همچنین استفاده از ظروف یکبار مصرف بخصوص برای آشامیدن نوشیدنی های گرم، در معرض قرار‌گیری مصرف‌کننده را در برابر این دو ترکیب افزایش می‌دهد.

محمدهادی دهقانی، محمود علی‌محمدی، امیرحسین محوی، نوشین راستکاری، معصومه مستوفی، مریم غلامی،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: صنایع مختلفی نظیر پتروشیمی، پالایشگاه نفت، داروسازی، پلاستیک، کاغذ، فولاد و رزین مقادیر قابل-توجهی فنل و مشتقات آن را تولید می‌کنند. با توجه به اینکه فاضلاب‌های حاوی فنل دارای سمیت بالا و قدرت تجزیه-پذیری کم هستند، باید قبل از تخلیه به محیط‌زیست، تصفیه شوند. بنابراین هدف از این مطالعه، حذف فنل از محیط‌های آبی با استفاده از نانولوله‌های کربنی چندجداره است. روش بررسی: فرایند جذب در شرایط آزمایشگاهی با تأکید بر اثر پارامترهای مختلفی چون زمان‌تماس (min 5 تا 120)،  (11وpH  (3،5،7،9، غلظت اولیه فنل (25،10،5و50mg/L) و یون‌های مداخله‌گر سولفات و کلراید (mg/L 20 تا 200) بر فرایند جذب مورد بررسی قرار گرفت. به منظور تفهیم بهتر فرایند جذب، سینتیک و ایزوترم‌های جذب تعیین شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که حداکثر ظرفیت جذب در غلظتmg/L 50 فنل در طی زمان min 30 اتفاق می‌افتد. همچنین در pH بین 3 تا 9 تغییر محسوسی در جذب مشاهده نشد و در pH بیشتر از 9، جذب بطور ناگهانی کاهش یافت. وجود یون‌های سولفات و کلراید، تأثیری بر فرایند نداشت. علاوه بر این مشخص شد که سینتیک جذب از مدل سینتیک درجه دوم کاذب و داده‌های تعادلی از ایزوترم فروندلیچ تبعیت می‌کند. نتیجه‌گیری: بر مبنای نتایج حاصل از این مطالعه می‌توان اظهار نمود که نانولوله‌های کربنی چندجداره به دلیل قابل استفاده بودن در محدوده وسیعی از pH، زمان کوتاه برای رسیدن به تعادل و همچنین عدم تأثیر یون‌های مداخله‌گر بر فرایند جذب، قابلیت خوبی درحذف فنل از محیط‌های آبی دارند.

مجید کرمانی، میترا غلامی، زهرا رحمانی، احمد جنیدی جعفری، نیاز محمد محمودی،
دوره 6، شماره 4 - ( 12-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: رنگ‌زاهای کاتیونی از جمله رنگ‌زای کاتیونی بنفش کاربردهای بسیار زیادی در صنایع مختلف دارند. این مطالعه به منظور بررسی میزان تجزیه رنگ‌زای کاتیونی بنفش 16 توسط فرایندهای UV، UV/H2O2، US و US/H2O2 انجام شد. روش بررسی: فرایند فتولیز با استفاده از یک فتوراکتور مجهز شده به یک لامپ کم فشار بخار جیوه (طول موج کوتاه) و با توان W 55 در مقیاس آزمایشگاهی و فرایند سونولیز در یک سونوراکتور با فرکانس بالا (kHz 130) و با قدرت kW 100، با تاکید بر اثرات انواع پارامترهای موثر و افزودن نمک سولفات سدیم بر روی روند رنگ‌بری و راندمان تخریب رنگ انجام گردید. یافته‌ها: نتایج نشان داد که راندمان حذف کامل رنگ‌زای کاتیونی بنفش 16 با غلظت اولیه mg/L 30 با استفاده از فرایند UV/H2O2 بعد از زمان حدودmin 8 بدست آمد. در رابطه با فرایند سونوشیمیایی نتایج نشان‌دهنده راندمان کمتر این فرایند نسبت به فرایند فتوشیمیایی بود. به طوری‌که راندمان حذف رنگ‌زا پس از زمان تابشmin 120 حدود 65% بدست آمد. همچنین مشخص شد کهpH طبیعی حاصل از رنگ‌زا و غلظت‌های کمتر رنگ‌زا برای تجزیه مناسب‌تر است و هر گونه افزایش در غلظت اولیه رنگ‌زا منجر به کاهش سرعت تخریب می‌شود. نتایج نشان داد مداخله‌گر سولفات سدیم در فرایند سونوشیمیایی باعث افزایش سرعت واکنش می‌گردد. دیگر یافته‌ها نشان داد که داده‌های کینتیکی از معادله درجه اول بهتر پیروی می‌کنند. نتیجه‌گیری: به‌طور کلی نتایج حاصل از آزمایشات نشان داد که می‌توان از فرایندهای فتوشیمیایی و سونوشیمیایی توام با پراکسید هیدروژن به عنوان یک روش موثر در حذف رنگ‌زای کاتیونی بنفش 16 از محیط‌های آبی استفاده نمود. همچنین در مقایسه با دو فرایند ذکر شده، استفاده از فرایند فتوشیمیایی توام با پراکسید هیدروژن با توجه به کارایی حذف و همچنین قابل دسترس بودن به عنوان یک روش موثر و سریع جهت حذف رنگ‌ها از محیط‌های آبی پیشنهاد می‌گردد.

معصومه پنبه کاربیشه، بیتا آیتی،
دوره 7، شماره 1 - ( 4-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: اکثر رنگ‌زاهای مصرفی صنایع نساجی با منشأ آلی می توانند سمی و سرطان‌زا باشند. یکی از روش های مناسب جهت حذف آنها استفاده از فرایند اکسیداسیون پیشرفته است. هدف اصلی از انجام این تحقیق، بررسی تاثیر مثبت افزودن اکسیدکننده Na2S2O8 بر فرایند فتوکاتالیستی با استفاده از نانو ذرات TiO2 تثبیت شده بر بستر بتن به کمک اشعه UV جهت حذف رنگ‌زای آبی مستقیم 71 بوده است. روش بررسی: بستر بتنی بوسیله g/m2 40 نانو ذرات TiO2 به روش SSP پوشش داده شد. پس از انتخاب غلظت بهینه اکسید کننده و تعیین مقادیر بهینه پارامترهای pH، غلظت اولیه رنگ‌زا، شدت تابش UV و زمان، راندمان و نرخ حذف رنگ‌زا و میزان شکسته شدن حلقه های بنزنی و تغییرات COD در دو سیستم UV/TiO2 و  UV/TiO2/Na2S2O8 مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: در شرایط غلظت اولیه رنگ‌زا ppm 100، pH 9، لامپ W 90 در مدت زمان min 55 برای سیستم UV/TiO2، راندمان حذف برابر با 50/48 درصد و در شرایط غلظت اولیه رنگ‌زا ppm 200، pH طبیعی (6/9) و مقدارg/L 0/24 اکسیدکننده و حفظ دیگر شرایط در سیستم UV/TiO2/Na2S2O8 راندمان حذف برابربا 88/65 بود. نتیجه‌گیری: افزودن اکسید کننده موجب افزایش راندمان حذف رنگ‌زا‌ و کاهش زمان حذف کامل آن می شود که حاکی از تاثیر مثبت افزودن اکسید کننده بر فرایند فتوکاتالیستی در حذف رنگ‌زا است.

سید نادعلی علوی بختیاروند، مهدی احمدی ­مقدم، ایمان پارسه، نعمت اله جعفرزاده، مهرانگیز چهرازی، مصطفی چرم،
دوره 7، شماره 1 - ( 4-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: خاک آلوده به هیدروکربن­ های نفتی (TPH) یک تهدید اساسی برای سلامت انسان بشمار می­ رود. گیاه ­پالایی، شامل استفاده از گیاه جهت پالایش خاک­ های آلوده، یک روش مؤثر و مقرون به صرفه جهت کاهش آلودگی خاک است. هدف این مطالعه بررسی اثر گیاه و مواد مغذی بر حذف TPH از خاک است. روش بررسی: ابتدا با جمع‌آوری خاک از عمق 30-0 سانتی‌متری، تیمارهایی با غلظت آلودگی 1 و 2/5 درصد وزنی_وزنی آلودگی تهیه گردید. سپس گلدان­ های آزمایشی به مدت شش ماه جهت تعیین میزان TPH، جمعیت باکتریایی هتروترفیک، و زیست­ توده خشک گیاهی مورد بررسی قرار گرفتند. آزمایش تعیین TPH باقی­مانده از طریق دستگاه GC و آزمایش تعیین جمعیت میکروبی به روش شمارش بشقابی هتروتروفیک صورت گرفت. جهت تحلیل داده­ ها و رسم نمودار به ترتیب از نرم­ افزار SPSS 17 و Excel استفاده گردید. یافته‌ها: طبق نتایج حاصله میانگین حذف TPH در خاک کشت­ شده با گیاه (28/42 درصد) به طور معنی­ داری (0/05> p) بیشتر از حذف TPH در خاک بدون گیاه (12/2 درصد) بود. همچنین، میانگین درصد حذف TPH در خاک دریافت­ کننده مواد مغذی و خاک بدون مواد مغذی به ترتیب 35/5 و 17/7 درصد بود. نتیجه‌گیری: بطور کلی درصد بالای رس و شوری خاک مورد مطالعه در مقایسه با دیگر مطالعات صورت گرفته، تا حدودی بر کارایی گیاه­ پالایی اثر منفی بر جای گذاشت. ولی، با توجه به درصد رس و شوری بالای خاک مورد مطالعه، کارایی گیاه پالایی نسبتاً مطلوب بود.

نسرین فرج وند، محمود علی محمدی،
دوره 7، شماره 1 - ( 4-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: دوغ یکی از نوشیدنی های سنتی ایران و برخی ملل دیگر نظیر اروپای شرقی، خاورمیانه و آسیا به شمار می آید. در گذشته دوغ به فراوردهای اطلاق می شد که پس از رقیق سازی ماست پر چرب با آب و جداسازی چربی آن با استفاده از مشک بر جای میماند. امروزه دوغ از ویژگی های مشخص و استاندارد شده فیزیکی، شیمیایی، فیزیکوشیمیایی، میکروبی و حسی برخوردار است. پژوهش حاضر به منظور بررسی کیفیت میکروبی چهار نمونه تجاری معروف تولید شده در ایران صورت گرفت. روش بررسی: این مطالعه به روش توصیفی- مقطعی انجام گرفت. به طور کلی 126 نمونه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی از فروشگاه های عرضه مواد غذایی تهیه گردیدند. برای جداسازی استافیلوکوکوس اورئوس از محیط بردپارکرآگار(تست شناسایی) و تست کواگولاز(تست تاییدی) استفاده گردید. یافته ها: نتایج با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و آزمون های آماری Test -T و ANOVA مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل اطلاعات حاکی از آن بود که اختلاف معنی داری بین ماه های بررسی شده، بین نمونه های تجاری و بین نوع دوغ ها از نظر میزان آلودگی وجود داشت (0/05>p). نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه در دوغ های صنعتی پتانسیل به مخاطره افکندن سلامت مصرف کننده وجود دارد زیرا احتمال حضور آنتروتوکسین در دوغ صنعتی وجود دارد.

مهدی صادقی، کاظم ندافی، رامین نبی زاده،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: پرکلرواتیلن یک هیدروکربن کلرینه است که به عنوان حلال دارای مصارف متعددی است. لذا این مطالعه با هدف تعیین اثرات اکولوژیکی و سمیت پرکلرواتیلن قبل و بعد از فرایندهای اکسیداسیون پیشرفته استفاده شده جهت حذف پرکلرواتیلن، (فرایند اولتراسونیک، تابش فرابنفش و پراکسید هیدروژن)، به وسیله آزمایشات زیست آزمونی توسط دافنیا مگنا انجام شد. روش بررسی: با توجه به حساسیت دافنیا و گزارش‌های موجود در مورد اینکه دافنیا مگنا حساس‌ترین آبزی بی‌مهره به ترکیبات آلی مختلف است، سمیت پرکلرواتیلن و محصولات حاصل از تخریب پرکلرواتیلن در فرایندهای مختلف توسط دافنیا انجام شد. میزان غلظت کشنده 50 درصد(LC50) و واحد سمیت (Tu) تعیین شدند. جهت تعیین سمیت پرکلرواتیلن ابتدا محلول مادر آن با غلظت mg/L 100 تهیه شد، پس از آن 9 نمونه که هریک به ترتیب حاوی 0(بلانک)، 5 ، 10، 20‌، 30، 40 ، 50 ، 75 و 100 درصد حجمی از محلول مادر اولیه بودند جهت استفاده در مراحل بعدی تهیه گردید. جهت تعیین سمیت محصولات حاصل از تجزیه پرکلرواتیلن توسط فرایندهای اولتراسونیک، فتولیز، فتولیز به همراه پراکسید هیدروژن و فتوسونیک‌، نمونه‌های اولیه جهت آزمایشات‌، از محلول خروجی هریک از راکتورها که غلظت اولیه پرکلرواتیلن آنها mg/L 100 بود، تهیه گردید. کلیه آزمایشات در آزمایشگاه میکروبیولوژی دانشکده بهداشت‌، دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گردید. یافته‌ها: نتایج نشان داد که LC50 24 ساعته پرکلرواتیلن بر روی دافنیا مگنا برابر با mg/L 35/51 است.LC50 48 ساعته، 72 ساعته و 96 ساعته پرکلرواتیلن نیز به ترتیب برابر 28/058، 21/033 وmg/L 19/27 بود. میزان سمیت در فرایندهای اکسیداسیون به کاربرده شده جهت تجزیه پرکلرواتیلن کاهش ‌یافت. نتیجه‌گیری: میزان سمیت در فرایندهای هیبریدی(کاربرد چند روش اکسیداسیون با هم) کمتر از فرایندهایی با یک روش اکسیداسیون (مثلا اولتراسونیک به تنهایی) بود. توالی کاهش سمیت در مورد تمام دوره زمانی مشابه بود. لذا فرضیه کاهش سمیت محصولات حاصل از تجزیه پرکلرواتیلن بعد از انجام فرایندهای ذکر شده قابل قبول است. لازم به ذکر است اگرچه در محلول خروجی از فرایندهای مختلف اکسیداسیون شیمیایی ترکیبات بینابینی مختلفی وجود دارد ولی سمیت آنها کمتر از سمیت اولیه پرکلرواتیلن است علت این امر ممکن است جزیی بودن غلظت محصولات بینابینی باشد که باعث کاهش مقدار سمیت می‌شود.

امیر حسین جاوید، سید احمد میرباقری، آرزو کریمیان،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: سد دز بر روی رودخانه دز در استان خوزستان قرار دارد. در مطالعه میدانی پارامترهای هدایت الکتریکی (EC)، نیترات(NO3)، آمونیوم (NH4)، فسفات (PO4)، کدورت (Turbidity)، کل جامدات(TS)، قلیاییت(Alkalinity)، کلیفرم(Coli)، دما، اکسیژن محلول(DO)، اکسیژن مورد نیاز بیوشیمیایی(BOD5)، کلروفیل آ  (Colloropill) و دیسک سچی(Secchi disk) در پنج ایستگاه در عمق‌های 0، 2/5، 5 ، 10، 25 و 50 برای سال آبی 90-89 اندازه‌گیری شدند. روش بررسی: از میان انواع شاخص‌ها، شاخص WQI و‌ TSI جهت بررسی وضعیت کیفی و تروفیک آب در ایستگاه‌های مختلف استفاده گردیدند و با توجه به ویژگی‌های مشترک بدست آمده از نتایج‌، پهنه‌بندی ایستگاه‌ها در محیط GIS انجام شد. یافته‌ها: تحلیل نتایج نشان داد که بیشترین و بهترین شاخص کیفی آب مخزن با مقدار 61 برای ایستگاه دوم تقریبا در وسط مخزن در دی‌ماه و کمترین آن در ایستگاه ورودی به مخزن با مقدار 46 در فروردین ماه است. همچنین شاخص وضعیت تروفیک دریاچه در حالت مزوتروفیک و یوتروفیک در بهار و تابستان متغیر است ولی در بقیه فصول وضعیت نسبتا ثابتی دارد. علت این تغییرات بهم خوردن سیستم لایه‌بندی دمایی است. نتیجه‌گیری: با توجه به‌ بررسی نتایج آزمایشگاهی و ارزیابی مقادیر شاخص‌های کیفی، آب مخزن دز جهت انواع مصارف عمومی مطلوب بوده و فقط جهت شرب نیاز به تصفیه پیشرفته دارد. همچنین در صورت تداوم ورود منابع آلاینده، مشکل تغذیه‌گرایی، کیفیت آب دریاچه را تهدید می‌نماید. وقوع این پدیده می‌تواند سبب ایجاد محدودیت‌های جدی در قابلیت کاربری آب، افزایش کدورت، تولید مواد سمی و افزایش نرخ رسوب‌گذاری گردد.

رضا شکوهی، صلاح عزیزی، سید امیر غیاثیان، جواد فردمال،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: پنتاکلروفنل (PCP) یک ترکیب آلی و از مشتقات فنلی و در دسته آلاینده های دارای اولویت است که حتی در غلظت های پایین هم دارای اثرات زیان‌آور بر روی انسان، حیوانات و گیاهان است. بنابر این ضرورت حذف PCP از آب و فاضلاب دارای اهمیت زیادی است. هدف از انجام این مطالعه بررسی کارایی بیومس قارچ آسپرژیلوس نیجر در جذب پنتاکلروفنل است. روش بررسی: این مطالعه از نوع تجربی بوده و پس از طی مراحل مختلف آزمایش‌ها، انجام شد. سوش قارچ آسپرژیلوس نیجر شماره PTCC 5012 از مرکز کلکسیون قارچ ها و باکتری های صنعتی ایران تهیه گردید. بعد از فعال‌سازی سوش قارچ در پلیت های محیط کشت پتیتو دکستروز آگار به مدت 7 تا 10 روز در دمای C° 25 قرار داده شدند. بیومس قارچ آسپرژیلوس نیجر تهیه گردید و سپس برای مطالعه جذب پنتاکلروفنل مورد استفاده قرار گرفت. برای سنجش پنتاکلروفنل از دستگاه کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا استفاده شد. یافته‌ها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که زمان تماس یک فاکتور مهم و اثر‌گذار در سرعت جذب پنتاکلروفنل است. بهترین زمان ماند در آزمایش h 2 انتخاب گردید که پس از این زمان درصد حذف افزایش چشمگیری نداشت. نتایج جذب پنتاکلروفنل در pH‌های مختلف نشان داد که راندمان جذب پنتاکلروفنل با افزایش pH و غلظت اولیه پنتاکلروفنل کاهش می یابد. اثر عوامل زمان تماس، pH و غلظت اولیه پنتاکلروفنل بر روی فرایند جذب معنی دار بود (0/001> P-value). نتیجه‌گیری: نتایج نشان می دهد که با افزایش زمان ماند در شرایط ثابت، راندمان جذب پنتاکلروفنل افزایش می یابد. همچنین در شرایط pH پایین بیومس اصلاح شده قارچ آسپرژیلوس نیجر می تواند جاذب خوبی برای پنتاکلروفنل باشد.

معصومه گلشن، سیمین ناصری، مهدی فرزاد کیا، علی اسرافیلی، روشنک رضایی کلانتری، لیلا کریمی تکانلو،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: استفاده از سورفکتانت‌ها منجر به افزایش دسترسی زیستی به آلاینده‌های سخت تجزیه‌پذیر از جمله PAHs می‌شود. در این راستا استفاده از بیوسورفکتانت‌ها به دلیل سازگاری با محیط زیست مورد توجه ویژه قرار دارند، اما توانایی آنها در قبال سورفکتانت‌های شیمیایی باید مورد بررسی قرار گیرد. در این تحقیق تأثیر سورفکتانت زیستی برکارایی اصلاح زیستی خاک آلوده به فنانترن مورد مقایسه با سورفکتانت شیمیایی قرار گرفت. روش بررسی: خاک عاری از هر نوع آلودگی شیمیایی و میکروبی، به طور مصنوعی به فنانترن آلوده شد، سپس محلول نمک‌های معدنی با غلظت ثابت از سورفکتانت شیمیایی تریتون X-100 و بیوسورفکتانت رامنولیپیدMR01 تهیه، بعد مخلوط میکروبی با قابلیت تجزیه فنانترن در دو سطح غلظتی (2 و 1=OD 600 nm)، به محلول مذکور اضافه شد به طوری‌که نسبت 10 درصد وزنی حجمی (خاک به محلول) حاصل گردد، کلیه نمونه‌ها و شاهد‌های مربوطه بر روی شیکر قرار گرفتند و هوادهی شدند. پس از 8 هفته غلظت فنانترن باقیمانده در خاک پس از استخراج توسط اولتراسونیک به HPLC تزریق و مورد سنجش قرار گرفت. جمعیت میکروبی نیز با روش MPN سنجش شد. این تحقیق براساس آزمایش فاکتوریل کامل انجام شد. یافته‌ها: راندمان حذف فنانترن با غلظت اولیه mg/kg 50 در حضور تریتونX-100 ،98/5% و در حضور رامنولیپیدMR01 ، 88/7% بدست آمد، در حالی‌که در غلظت mg/kg ‌300 فنانترن، این میزان برابر 87% و 76% به ترتیب برای تریتونX-100 و رامنولیپیدMR01 بدست آمد. در غیاب سورفکتانت در غلظت mg/kg 50، 60/76% و در غلظت mg/kg 300، 51% راندمان حذف فنانترن حاصل شد. راندمان حذف در OD600nm=2 بیشتر از OD600nm=1 بدست آمد. بررسی تغییرات جمعیت میکروبی با گذشت زمان نشان داد، حداکثر رشد میکروبی در هفته‌‌‌ دوم در حضور بیوسورفکتانت رامنولیپید بیشتر از تریتونX-100 بوده است. نتیجه‌گیری: در مناطق با آلودگی‌های کمتر (مناطق گسترده آلوده اطراف پالایشگاه ها) استفاده از رامنولیپید می‌تواند به عنوان یک گزینه مناسب در کاهش آلودگی مورد نظر باشد. اما در مکان‌هایی با آلودگی بالا (مناطقی که به طور متمرکز و یا تحت تأثیر حرارت آلوده شده‌اند) استفاده از سورفکتانت‌ها‌ی شیمیایی به صورت خارج از مکان (Ex situ) نتایج مطلوب‌تری را حاصل می‌نماید.

فاطمه هاشمی، حاتم گودینی، قدرت اله شمس خرم آبادی، لقمان منصوری،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: حضور فنل در آب و فاضلاب به دلیل پایداری در محیط و مشکلات بهداشتی مورد توجه است. بنابراین باید نسبت به حذف آن و جلوگیری از آلودگی آب‌ اقدام نمود. هدف از این تحقیق بررسی کارایی جاذب پوست سبز گردو در حذف فنل از محلول­ های آبی است. روش بررسی: این پژوهش یک مطالعه تجربی بوده که از پوست سبز گردو با مش 40 استفاده شده است. در این مطالعه پس از تهیه محلول استوک فنل، اثر پارامترهای موثر در جذب نظیر (pH  (4، 6، 8،10، زمان تماس (min 60 -3)، دوز جاذب (g/L 5-0/25)، غلظت اولیه فنل (mg/L 50-10) مورد بررسی قرار گرفت. هم‌چنین همخوانی نتایج تحقیق با ایزوترم لانگمویر و فروندلیخ و مدل‌‌های سینتیک درجه اول و دوم کاذب بررسی گردید. آزمایش‌‌ها دو بار تکرار‌ و درصد حذف به صورت میانگین ارائه شده است. یافته‌ها: جذب فنل با مدل لانگمویر و حداکثر جذب mg/g 30/30 هم‌خوانی بیشتری داشت و سینتیک جذب فنل توسط پوست سبز گردو بوسیله مدل درجه دوم کاذب بهتر توصیف شد. نتایج آزمایش نشان داد که کارایی جذب فنل با افزایش زمان تماس و دوز جاذب ارتباط مستقیم و با افزایش pH و افزایش غلظت اولیه فنل رابطه معکوس داشت. حداکثر حذف فنل بیش از 99/9 درصد در pH برابر4 به دست آمد. نتیجه‌گیری: به طور کلی این مطالعه نشان داد که پوست سبز گردو قابلیت خوبی در حذف فنل دارد. با توجه به اینکه پوست سبز گردو از زائدات باغبانی است و هر ساله به مقدار زیادی تولید می‌شود، استفاده از این جاذب در حذف آلاینده فنل از فاضلاب می‌تواند استفاده ‌گردد.

علی رضا رحمانی، جمال مهر علی پور، امیر شعبانلو،
دوره 7، شماره 2 - ( 7-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: روش‌های الکتروشیمیایی به عنوان یکی از فرآیندهای اکسیداسیون پیشرفته به طور موثری برای تجزیه مواد آلی در محلول‌های آبی استفاده شده است. در این مطالعه کارایی روش الکتروفنتون با کاربرد الکترود آهن در تجزیه فنل مورد مطالعه قرار گرفت. روش بررسی: در این مطالعه، یک راکتور منقطع الکتروفنتون در مقیاس آزمایشگاهی مجهز به 4 الکترود و منبع برق مستقیم به منظور حذف فنل مورد استفاده قرار گرفت. تاثیر پارامتر‌های بهره‌برداری نظیر: pH، ولتاژ، غلظت (پراکسید هیدروژن) H2O2، غلظت اولیه فنل، و زمان بهره‌برداری بررسی شد. در این مطالعه H2O2 به صورت دستی به راکتور اضافه شد، در صورتی‌که الکترود آند آهن به عنوان منبع یون فرو استفاده شد. یافته‌ها: نتایج مطالعات نشان داد در این فرآیند، pH اولیه محلول، غلظت اولیه H2O2 و ولتاژ کاربردی بیشترین تاثیر را در کارایی حذف فنل داشته است، به طوری که 87 % از فنل بعد از min 15 در pH 3، ولتاژ V 26 و H2O2 mg/L 100 حذف شد. با افزایش pH کارایی حذف فنل کاهش یافت، به طوری در pH برابر 10، بعد از min 15 کارایی 11 % بدست آمد. برای حذف 99/99 % فنل در pH برابر 3، غلظت mg/L 100 از H2O2 و ولتاژ V 26 به min 60 زمان نیاز بود. نتیجه‌گیری: فرآیند الکتروفنتون با کاربرد الکترودهای آهن می‌‌تواند فرآیندی امیدوار کننده برای تجزیه فنل و تصفیه فاضلاب‌‌های صنعتی باشد.


معین صفری، سلمان احمدی اسبچین، ندا سلطانی،
دوره 7، شماره 3 - ( 2-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: هیدروکربن های نفتی یک دسته از آلاینده های خطرناک محیط هستند. در حال حاضر تجزیه زیستی آلاینده های نفتی یکی از کارآمدترین و مقرون به صرفه ترین روش ها در رفع آلودگی های نفتی از محیط است. هدف اصلی از این مطالعه بررسی توانایی سیانوباکتری ‏Schizothrix vaginata ISC108‎‏ جهت تجزیه زیستی نفت خام و اثر نفت خام بر میزان رشد و مقدار کلروفیل و وزن خشک این سیانوباکتر است. روش بررسی: در این مطالعه تجربی، سیانوباکتری Schizothrix vaginata ISC108 از کلکسیون ریز جلبک ها در پژوهشکده علوم پایه کاربردی جهاد دانشگاهی، دانشگاه شهید بهشتی (شهر تهران) تهیه شد‏. ابتدا خالص سازی این سیانوباکتری ‎‏ به روش پلیت آگار بر روی محیط کشت جامد ‏‎ BG11‎انجام شد‏. نرخ رشد، مقدار کلروفیل و وزن خشک این سیانوباکتری با استفاده از روش اسپکتوفتومتری اندازه‌‌گیری شد. میزان تجزیه نفت خام به روش آنالیز کروماتوگرافی گازی (‏GC‏)‏ محاسبه شد. یافته‌ها: نتایج حاصل از اندازه گیری نرخ رشد سیانوباکتری ISC108 Schizothrix vaginata در تیمار یک درصد نفت خام و نمونه شاهد نشان داد که رشد این سیانوباکتری در حضور نفت خام به عنوان تنها منبع کربن تقریبا مشابه با نمونه شاهد افزایش می یابد. نتایج همچنین نشان داد که با افزایش غلظت نفت خام میزان وزن خشک سیانوباکتری ISC108 Schizothrix vaginata نسبت به نمونه شاهد افزایش و میزان کلروفیل در تیمار های مختلف نفت خام کاهش می یابد. میانگین تجزیه زیستی هیدرکربن های نفتی در تیمارهای روز 14 نسبت به نمونه شاهد به میزان 54/87 درصد و در روز 28 به مقدار 93/98 بود. نتیجه گیری: در این مطالعه مشخص شد که سیانوباکتری ISC108 Schizothrix vaginata دارای پتانسیل بالایی در تجزیه زیستی نفت خام است. لذا از آنجایی که نفت یک فرآورده سمی برای سیستم های بیولوژیک و ‏یکی از آلوده‌کننده‌های اصلی اکوسیستم های زیستی است، نتایج حاصل بیانگر پتانسیل این سیانوباکتری برای استفاده از آن به‌عنوان شاخصی جهت رفع آلودگی‌های نفتی در مناطق آلوده است.‏


بابک کاکاوندی، مهدی مختاری، روشنک رضایی کلانتری، احسان احمدی، نوشین راستکاری، میثم فاتحی، علی آذری،
دوره 7، شماره 3 - ( 2-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: فنل یکی از آلاینده های دارای اولویت است که از طریق صنایع چرم‌سازی، رنگ‌سازی، رزین‌سازی و داروسازی تولید شده و پس از ورود به محیط زیست سبب آلودگی آب های زیر زمینی می‌‌شود. از این‌رو استفاده از یک روش مناسب جهت حذف آن امری ضروری است. هدف از این مطالعه سنتز و ارزیابی کارایی نانوکامپوزیت مغناطیسی کربن فعال-آهن صفر/ نقره (PAC-Feo/Ag) در حذف فنل از محیط های آبی است. روش بررسی: در این مطالعه به ترتیب از روش احیاء برای تبدیل آهن دو ظرفیتی به آهن صفر و روش هم ترسیبی برای نشاندن آهن بر روی کربن فعال استفاده شد. از اختلاط سریع همراه با دمای بالا نیز برای نشاندن نقره روی نانو ذرات آهن صفر استفاده گردید. ویژگی جاذب با تکنیک‌های SEM، TEM و XRD مورد آنالیز قرار گرفت. سپس تاثیر تغییرات pH، زمان تماس، دور همزن، دما و غلظت های مختلف جاذب و فنل به روش یک فاکتور در زمان، بررسی و بهینه سازی شدند. ایزوترم و سینتیک واکنش نیز تعیین شد. یافته‌ها: نتایج نشان می دهد PAC-Feo/Ag دارای ساختاری مکعبی شکل، درهم تنیده و دارای قطری در محدوده 40 تا nm 100 است.pH برابر با 3، زمان تماسmin 90، دور همزن rpm 200 و میزان جاذب g/L 1 نیز به عنوان شرایط بهینه برای حذف فنل به دست آمدند. بررسی روابط ایزوترم و سینتیک نشان داد که داده های تجربی فرایند جذب فنل بر روی PAC-Feo/Ag، به ترتیب با مدل لانگمویر (R2>0/969) و شبه درجه دوم (R2>0/965) همبستگی دارند. نتیجه‌گیری: در شرایط بهینه، جاذب اصلاح شده با آهن صفر و نقره با حداکثر راندمان 97%، توانایی جذب سریع و موثری در حذف فنل داشته و به دلیل خاصیت مغناطیسی به سادگی توسط آهنربا از نمونه محلول جداسازی می شود.


علی اکبر بابایی، زهرا نظری خوراسگانی، الهام احمدپور، محسن حسین زاده،
دوره 7، شماره 4 - ( 10-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: آلکیل فنل پلی اتوکسیلات‌ها و مشتقات آنها از طریق دفع فاضلاب‌ها وارد محیط‌زیست شده و به علت خصوصیات ماندگاری در محیط زیست و سمیت و دارا بودن پتانسیل مختل‌کنندگی سیستم غدد درون ریز موجب نگرانی هستند. این مطالعه با هدف اندازه‌گیری نونیل فنل و نونیل فنل پلی اتوکسیلات‌ها در رسوبات رود کارون در دشت خوزستان انجام گردید. روش بررسی: در این مطالعه نمونه‌برداری رسوبات رود کارون در دو فصل تر و خشک در ده ایستگاه هیدرومتری طبق روش‌های استاندارد انجام گردید. نمونه‌های رسوب طبق روش استاندارد استخراج فاز جامد، آماده‌سازی و غلظت ترکیبات مورد مطالعه با دستگاه HPLC-FLD سنجش گردید. یافته‌ها: طبق نتایج این مطالعه غلظت نونیل فنل و نونیل فنل پلی اتوکسیلات‌ها در رسوبات رود کارون به ترتیب 2/43-0/21 و &mug/g 0/91-0/18 بود. نتایج این مطالعه نشان داد که غلظت نونیل فنل در رسوبات رود کارون بیش از دیگر مشتقات آلکیل فنل اتوکسیلات است. نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه بیانگر تجمع آلاینده‌های مختل‌کننده سیستم غدد درون ریز در رسوبات رودخانه کارون بود. مقایسه میانگین داده‌ها نشان داد که بین غلظت این ترکیبات در ایستگاه‌های بالادست و پایین دست کلان شهر اهواز اختلاف معنی‌دار وجود دارد (0/05> pvalue).


مریم زارع جدی، نوشین راستکاری، رضا احمدخانیها، محمود علی محمدی، مسعود یونسیان،
دوره 8، شماره 1 - ( 5-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: اخیرا، احتمال مواجهه با مواد شیمیایی موجود در جدار بطری‌های پلی اتیلن ترفتالات از طریق مصرف آب‌های بطری شده، نگرانی‌هایی را در مصرف‌کنندگان ایجاد کرده است. یک دسته از این ترکیبات استرهای فتالات نام دارند که برخی از آنها به عنوان ترکیب‌های سرطان‌زا (دی اتیل هگزیل فتالات) و مختل‌کننده‌های غدد درون ریز (دی اتیل هگزیل فتالات، دی بوتیل فتالات و بوتیل بنزیل فتالات) در انسان شناخته می‌شوند. هدف اصلی مطالعه، تعیین تاثیر زمان ماندگاری بر آزادسازی استرهای فتالات در آب‌های بطری شده از زمان تولید تا تاریخ انقضا به مدت یک سال است. روش بررسی: نمونه‌ها بعد خریداری در شرایط توصیه شده بر روی برچسب محصول در دمای اتاق و به دور از نور خورشید نگهداری گردیدند و سپس میزان آزادسازی استرهای فتالات در زمان‌های مورد نظر توسط میکرو استخراج با فاز جامد و کروماتوگرافی گازی با دتکتور جرمی اندازه گیری شد. در نهایت ارزیابی خطر مواجهه با ترکیبات مورد نظر برای کل جامعه و گروه‌های حساس (کودکان پیش از سن مدرسه و زنان باردار و شیرده) از طریق محاسبه میزان دریافت روزانه از طریق آب و محاسبه ضریب خطر و ریسک سرطان اضافی صورت گرفت. یافته‌ها: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که زمان از پارامترهای تاثیر‌گذار بر افزایش میزان مهاجرت استرهای فتالات از جدار بطری‌ها به درون آب است. به طوری که با گذشت زمان غلظت هر سه ترکیب دی اتیل هگزیل فتالات، دی بوتیل فتالات و بوتیل بنزیل فتالات در آب افزایش می‌یابد و بعد از 12 ماه نگهداری غلظت فتالات‌های مختل‌کننده غدد درون ریز نسبت به هفته اول تولید به ترتیب 811/8، 2545/2 و832 درصد بیشتر شده است. با این حال، در کل در تمامی زمان‌های مختلف نگهداری میزان دی اتیل هگزیل فتالات از حد مجاز تعیین شده توسط EPA (µg/L6) تجاوز نکرده و تا رسیدن به این میزان نیز فاصله زیادی وجود داشت. ضریب خطر عوارض غیر سرطان‌زایی محاسبه شده ناشی از این مواجهه (در تمامی گروه‌های هدف در محدوده 0/005 الی µg/KgBW 0/02) به تنهایی از طریق مصرف آب‌های بطری شده در تمامی گروه‌ها کم و قابل چشم‌پوشی است (ضریب خطر<1). علاوه براین، ریسک سرطان اضافی ناشی از حضور دی اتیل هگزیل فتالات در آب‌های بطری شده نیز ناچیز و قابل چشم‌پوشی است (7-10×9/9). نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج بدست آمده به نظر می‌رسد که استفاده از آب‌های بطری شده به عنوان یک منبع مواجهه خطرزا با استرهای فتالات مطرح نبوده و استفاده از آنها از این نظر تهدیدی برای سلامت افراد جامعه محسوب نمی‌گردد.


مریم السادات منصوری، حاتم گودینی، قدرت اله شمس خرم آبادی،
دوره 8، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: مواد آلی طبیعی از پیش سازهای اصلی محصولات جانبی گندزدایی هستند. با توجه به اینکه روش های معمول گندزدایی قادر به تامین استاندارد ترکیبات جانبی گندزدایی نیست، از روش های نوینی نظیر اکسیداسیون فتوکاتالیستی با استفاده از UV/ZnO برای حذف این ترکیبات استفاده می شود. هدف از این مطالعه بررسی اثر فتوکاتالیستی نانوذرات اکسید روی بر حذف مواد آلی طبیعی از محلول های آبی است. روش  بررسی: این مطالعه یک مطالعه تجربی است که با استفاده از یک راکتور ناپیوسته در مقیاس آزمایشگاهی انجام شده است. این راکتور به حجم L1 بوده و روی آن با لامپ UV پوشانده و از پمپ پریستالتیک جهت اختلاط کامل استفاده شده است. در این تحقیق از اسید هیومیک بعنوان شاخص مواد آلی طبیعی استفاده گردیده است. تغییرات غلظت اسید هیومیک با استفاده از دستگاه اسپکتروفتومتر در طول موج nm254 تعیین شد. پارامترهای غلظت اولیه اسید هیومیک، زمان تماس، pH و شدت تابش لامپ UV در فرایند حذف اسید هیومیک مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها: حذف بهینه اسید هیومیک با استفاده از نانوذرات تثبیت شده روی تحت تابش اشعه ماورابنفش با شدت تابش µw/Cm2 3950 در زمانpH= 3، 120 min، غلظت اولیه mg/L 2 ( صد درصد حذف) حاصل شد. نتیجه گیری: این تحقیق نشان داد که کارایی سیستم فتوکاتالیستی با افزایش زمان و شدت تابش افزایش و با افزایش غلظت اولیه و pH کاهش می یابد. بنابراین استفاده از فرایند پاک و بدون باقیمانده فتوکاتالیستی UV/ZnO یک روش کارامد در حذف مواد آلی طبیعی است.


فاطمه رضایی، حسین کاکویی، رضا احمد خانی ها، کمال اعظم، لیلا امیدی، سید جمال الدین شاه طاهری،
دوره 8، شماره 2 - ( 5-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: هیدروکربن‌های چند حلقه ای آروماتیک به عنوان آلاینده های اصلی موجود در هوای شهرها دارای اثر جهش زایی بوده و تغییرات فصلی بر میزان مواجهه با این ترکیبات موثر است. مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان مواجهه شغلی شاغلین کیوسک‌ های روزنامه فروشی با هیدروکربن‌های چند حلقه ای آروماتیک موجود در هوای شهر تهران در دو فصل گرم و سرد سال و مقایسه میزان مواجهه در هر دو فصل طراحی و اجرا گردید. روش بررسی: ارزیابی مواجهه شغلی با هیدروکربن‌ های چند حلقه ای آروماتیک از طریق نمونه برداری فردی توسط روش 5515 موسسه ملی ایمنی و سلامت حرفه ای با استفاده از دستگاه کروماتوگرافی گازی مجهز به آشکارساز اسپکتروفتومتر جرمی انجام گردید. جهت ارزیابی تاثیر تغییرات فصلی بر میزان مواجهه آزمون Mann-Whitney test بکار گرفته شد. یافته ها: مواجهه شاغلین کیوسک‌ های روزنامه فروشی واقع در منطقه جنوب تهران با ترکیب سرطان‌زای بنزو آلفا پیرن در فصل تابستان با میانگین µg/m3 0/010 ±0/148 و در فصل پاییز با میانگین µg/m3 0/041 ±0/417 بیش از مواجهه شاغلین کیوسک‌های روزنامه فروشی در سایر موقعیت های جغرافیایی مورد بررسی بود. میزان مواجهه شاغلین با هیدروکربن‌های چند حلقه ای آروماتیک در فصل سرد بطور معنی داری (0/001>p) بالاتر از میزان مواجهه آنان در فصل گرم بود. نتیجهگیری: میزان مواجهه شاغلین کیوسک‌ های روزنامه فروشی در فصل پاییز دو تا سه برابر بیش از میانگین مواجهه روزانه در فصل تابستان بود. شاغلین کیوسک‌ های روزنامه فروشی واقع در منطقه جنوب تهران مواجهه بیشتری با هیدروکربن‌ های چند حلقه ای آروماتیک داشتند.



صفحه 3 از 7     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به سلامت و محیط زیست می‌باشد.

طراحی و برنامه نویسی: یکتاوب افزار شرق

© 2026 , Tehran University of Medical Sciences, CC BY-NC 4.0

Designed & Developed by : Yektaweb